
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هفتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۸ آذر ۱۴۰۳

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هفتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۸ آذر ۱۴۰۳
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هفتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۸ آذر ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
[صدای صلوات حاضرین]
صحبت در توضیح دعای شریف مکارمالاخلاق رسید به این عبارت: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». در دنباله دو فراز اول دعا، امام سجاد (علیهالسلام) ما را توجه دادند به این که باید انسان در مسیری قرار بگیرد که ایمانش را رشد بدهد؛ یقین و باورش را نسبت به مسائل مهمی که به آنها باور دارد — نسبت به خدا — تقویت کند و گسترش بدهد. همانطور که عرض شد، بالاترین درجه ایمان و بالاترین درجه یقین، آن حدی است که انسان به این حد از ایمان و یقین و باور رسیده باشد که زیر بار هیچ گناه، معصیت و ترک واجبی نرود؛ یعنی کلاً باب شیطان و نفس اماره را بسته و یکدست و خالص، عبد صالح خدا بشود. این بالاترین درجه ایمان و بالاترین درجه یقین در انسان است که با ادامه تقوا و بندگی خدا، انسان به این درجه مهم و بالا دست پیدا میکند. وقتی در این درجه قرار گرفت، آن وقت آماده است برای استفاده معنوی و معرفت الهی، تا دلش به معرفت الهی روشن بشود.
عبارت بعدی این است: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». خدایا! به من کمک کن و مرا یاری فرما که نیتم برسد به بهترین نیتها و عملم برسد به بهترین عملها. نیت چیست؟ نیت همین قصد ماست. ما هر کاری انجام میدهیم، قصدی از آن داریم. انسان عاقل هر کاری میکند، قصدی دارد، منظوری دارد و جهتی مد نظرش هست. در کارهای معمولی ما، هر چیزی بر اساس قصد است. اسلام روی این قصد و نیت هم نظر دارد و برنامه دارد که انسان تلاش کند نیت و قصدش را از انجام کارها اصلاح کند.
در این فراز، امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا! مرا برسان به بهترین نیت. دو مسئله در اینجا هست؛ اولاً وقتی انسان هدفش این باشد که به بهترین نیت برسد، قدم اول این است که قصد و نیت بد را در ذهنش و در کارش پاک کند و از بین ببرد. ما گاهی متناسب با ضعف ایمانی که داریم، نیتمان هم در کارها مشکل پیدا میکند. گاهی کاری را انجام میدهیم که حتی ظاهرش خوب است، اما نیت و قصدمان بد است.
یک سری کارها هست که خودِ کار غلط و بد است و قصد انسان هم از انجامش بد است؛ آن وقتی که انسان گناه میکند، این قصد و نیتش متأسفانه درست نیست و عملش هم درست نیست و گناه است. اینها که هیچ، اینها نباید باشد.
اما یک وقت عمل انسان ظاهرش خوب است، ولی قصدش بد است؛ مثلاً میآید خدمتی به کسی انجام میدهد، کار خیری برایش میکند، اما قصدش این است که بعداً سرش منت بگذارد، به رخش بکشد یا اظهار وجود کند. کار، کار خوبی است؛ پا شده یک کار خیری انجام داده، تلاشی کرده، کار خوبی کرده و خدمتی به کسی انجام داده است، اما قصد، قصد بدی است. این دیگر چیز مبهمی نیست و گاهی ممکن است با آن مواجه شده باشیم؛ که کار، کار خوبی است، اما نیت، نیت بدی است. قصدش این است که به یک کسی، یک چیز بدی را بفهماند، اثبات وجود کند، اثبات شخصیت بکند، یا میخواهد نشان بدهد که «من این کار را کردم»؛ یا این که حالِ طرف را بگیرد در ذهنش هست و الی ماشاءالله از قصدهایی که انسانها در انجام کارها دارند، ولو کارِ خوب.
یکی از اینها، بحث ریا است. نیت انسان که خوب باشد، یکی از مسائلش این است کاری که انجام میدهد برای این نباشد که این و آن ببینند و تشویق کنند؛ بلکه آن قصد باید خالصانه باشد که قبلاً مطالبی راجع به آن عرض شد. یکی از اصولش همین است که اخلاص حاکم باشد و دیگری هم این است که خودِ نیت، نیت بدی نباشد و قصد بدی در کار نباشد.
در اینجا امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید که ما از اولین قدمهایی که باید برداریم این است که نیت و قصدمان را از انجام کارها اصلاح کنیم و این فکرهای بدی که در کارهایی که انجام میدهیم داریم، اصلاح بشود. باید تأمل کنیم، برگردیم به درون خودمون و مطالعه کنیم؛ ببینیم من بعضی وقتها این کاری که میکنم برای چیست؟
نقل میکنند که یکی از همین مفسدین اقتصادی که اسم و رسمش هم مشهور بود، برای این که بتواند کارش پیش برود و آبرویی داشته باشد، پیش افراد موجه میرفت. پیش آنها میرفت و مثلاً میگفت: «کار خیری هست، ما حاضریم کمک کنیم. مسجد میخواهید بسازید؟ ما حاضریم پولش را بدهیم. حوزه علمیه میخواهید بسازید؟ حاضریم پولش را بدهیم. به فقرا میخواهید کمک کنید؟ حاضریم پولش را بدهیم.» میآمد و خمس میداد مثلاً؛ خیلی هم اصرار داشت که حتماً ثبت بشود و به دست خودِ آقا برسد؛ یک چیزهای اینجوری. ظاهر کارها این است که میخواهد خمس بدهد، مسجد بسازد یا میخواهد به مردم خدمت کند و به نیازمندان کمک کند؛ اما همه اینها خیلی برجسته و در چشم است و خیلی اصرار دارد خودش را نشان بدهد. در حالی که آن کسی که اخلاص دارد، اصراری ندارد خودش حتماً وسط بیاید؛ ممکن است کارهای خیری بکند اما هیچ کسی هم متوجه نشود؛ همان اخلاصی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به ما یاد میداد.
نقل میکنند یکی از این مفسدین اقتصادی پیش بعضی از بزرگان میرفت که خمس بدهد، به این عنوان که به عنوان یک انسان موجه و شناختهشده پیش افراد موجه مطرح باشد؛ آنها هم بشناسندش و بگویند چه آدم خوبی است، ما این را میشناسیم، اهل خمس و اهل کارهای خیر است. حتی پول دادند و مساجدی ساختند. خیلی باید توجه کرد؛ انسان گاهی پول هنگفت میدهد، اما نیتش چیست که دارد این پول را میدهد؟
نقل میکنند همین شخص رفته بود پیش مرحوم آیتالله بهجت که سهم امامش را بدهد یا ببیند اگر برای حوزهای، مسجدی یا چیزی پولی نیاز هست، بدهد. نقل میکنند ایشون به او فرموده بودند: «تو از کارهای خیرت باید بروی توبه کنی! از خودِ کارهای خیری که داری میکنی باید توبه کنی.» همین کارهای خیر! کار خیرت چیست؟ خمس میدهی، اما همهاش برای این است که خودت را مطرح کنی، نشان بدهی و سابقه معتبر برای خودت بسازی و پیش افراد موجه سابقه ایجاد بکنی. گاهی آدم باید از کار خیرش توبه کند. چرا؟ چون قصدش چیست؟ قصدش چه بوده از این کار؟
خودِ انسانها بین خودشان این را دارند؛ مسائلی پیش میآید که قبل از این که کسی را مؤاخذه بکنند، بیشتر توجه میکنند ببینند قصدش از این حرفی که زد چه بود. نیت، همین قصد است؛ این که در نماز و در واجبات میگویند نیت واجب است، همین قصد انسان است. چیز خاصی نیست که انسان به زبان بیاورد و بگوید؛ شما قصدتان از این که آمدید مسجد این است که آمدید نماز بخوانید، نماز مغرب بخوانید. این میشود نیت نماز مغرب و چیز پیچیدهای نیست؛ همان قصدی است که انسان دارد.
اما گاهی انسان به جایی میرسد که باید از کارهای خوبش هم توبه کند؛ چون کار ظاهرش خوب است، اما رکن اصلیاش که قصد اوست، بد است. قصدش آزاردهنده است. این قصدِ بد، عمل را آزاردهنده میکند و خرابش میکند. لذا خدای متعال مسئله اخلاص را که مطرح کرده، برای همین است که کارهای بد و نیات بد از انسان دور بشود و انسان تر و تمیز بشود؛ حتی در ذهنش نیتها، تصمیمها و قصدهایش هم خوب، خالص و درست باشد.
اگر کاری برای کسی میکنی، خدا فرموده: «اگر میخواهی پیش من بماند، فقط به من بده؛ به این که این شخص ببیند، آن شخص تعریف کند یا این که بعداً عوضش را به ما بدهد، به این چیزها نباشد. اگر اینها هست، بگذار به عهده خودش؛ دیگر با من طرف حسابت نیستی، من طرف حسابت نیستم.»
فرمود نیت را از نیتهای بد دور کنیم و دلمان را پاک کنیم. حتی اگر کسی ظلمی به ما کرده یا حق ما را خورده است، ما نیاییم کاری بکنیم که ولو ظاهرش خوب است، به قصد بد باشد؛ مثلاً برای این که شرمندهاش کنیم. گاهی اینجوری است؛ کسی در حق آدم کار بدی کرده است، حالا من میروم سریع به او سر میزنم، هدیهای برایش میبرم یا خدمتی به او میکنم، ولی نیتم این است که شرمندهاش کنم و خجالتزده بشود. هر چیزی از این نیتها و فکرهای غلط و بد که بیاید و غیر از خدا و جهاتی باشد که خدای متعال دوست دارد و قبول دارد، همه اینها کار را خراب میکند.
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید نه تنها اینها نباشد، بلکه در بین نیتهای خوب، من جلوتر بروم و به بهترین نیتها برسم؛ «أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». احسن در مقابل حسن است؛ یک نیت خوب داریم و یک نیت بهتر داریم. نیتم نه فقط بد نباشد و خوب باشد، بلکه بهتر هم باشد.
حالا بهترین نیتها چیست؟ دو جهت در اینجا مطرح هست؛ در این که انسان نیتش بشود بهترین نیتها. یک جهتش که اشاره شد، همان جهت اخلاص است که حاکم باشد؛ یعنی انسان تلاش کند نیتش را از چیزهای بد پاک کند و بهترش بکند. یک وقت آدم نیتش را از جهات بد پاک میکند، اما همینطور خنثی است و میرود کاری را انجام میدهد. یک وقت نه، قصد میکند که: «این کار را من میکنم که خدا از من راضی بشود، مقبول خدا بیفتد و چون خدا این کار را دوست میدارد انجام میدهم؛ نه چون منفعتش را ببرم و نه چون سودش را ببرم.» این یک مسئله است که در نیت هست.
مسئله دوم هم که بهترین نیت چیست، برمیگردد به بهترین عمل؛ چون نیت و قصد، مقدمه عمل است. باید ببینیم بهترین عمل چیست، تا بهترین نیت و قصد را هم بتوانیم به دست بیاوریم. بهترین عمل را فرمودند این است که انسان — مثل همان قسمتهای قبلی دعا — نیت کند و بعد به عمل برساند که در تمام ایام حیاتش، روز به روز، شب به شب، هفته و ماه و سالی که میآید و بر او میگذرد، هیچ چیزی را که خدا ناپسند بداند و مورد رضایت خدا نباشد، انجام ندهد؛ یعنی یکدست کارهایش درست و خوب باشد و هیچ گناه و معصیتی در کار حاکم نشود. این را فرمودند بهترین نیت است که انسان چنین نیتی کند.
نیتهای خوب زیاد داریم؛ نیت میکنیم کار خیری انجام بدهیم، نیت میکنیم فلان عبادت را انجام بدهیم، نیت میکنیم برویم به اقواممان سر بزنیم و صله رحم بکنیم؛ اینها نیتهای خوبی است، اما فرمودند بهترین نیت این است که انسان تصمیم بگیرد یکدست کارهایش را از گناه، معصیت و ترک واجبات دور کند و ایام بر او بگذرد و هیچ معصیتی در کارش پیدا نشود. این بهترین نیت است. چون گاهی انسان همینطور نیت کارهای خیری میکند؛ نیت میکند به اقوامش سر بزند صله رحم کند، نماز بخواند، مسجد برود یا خمس بدهد، اما همهجانبه و کامل نیست. این تصمیم و نیت را باید متمرکز بکند روی این که: «من هر چه میآید از ایام و لیالی، شب و روز و ماه و سال که میگذرد، تلاش کنم این کارهایم یکدست مصداق عمل الصالحات باشد و کار ناصالح و ناشایست از من صادر نشود.»
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا! مرا به این نقطه برسان که نیتم نه فقط نیت بد نباشد، بلکه از بین نیتهای خوب، آن بهترین نیت را رویش متمرکز شوم، توجه کنم و همه همتم را روی آن قرار بدهم؛ و آن این است که یکدست انسان مطیع فرمان خدا باشد و چیزی که خلاف بندگی خداست از او سر نزند و چیزی که نارضایتی خدا در آن هست از او صادر نشود. زندگیاش را بکند، شغلش را دارد، کارش را دارد، اما در همین شغل و کار، در همین ارتباطی که بیرون با مردم دارد و بعد هم ارتباطی که در خانه با زن و بچه دارد، گناه و معصیت از او صادر نشود؛ بقیهاش هم زندگیاش را بکند. هم دنیاش را خواهد داشت و هم آخرتش را.
فقط خط قرمز خدای متعال همین معاصی است؛ روی گناهان. و این که اینهمه در اسلام تأکید میشود روی این مسئله و تکرار میشود و عباد صالح خدا روی این مسئله خیلی عنایت دارند — آنهاییشان را که میبینیم — به خاطر این است که میدانند هر چه هست از خیرات، زیر این یک کلمه قرار دارد: گناه نکند انسان؛ گناه را به صفر برساند. زمان و عمرش طی میشود، دیگر سر و کله گناه در کارهایش و اعمالش پیدا نشود و خدای متعال گناهی را [از او] نبیند. این یک همتی میخواهد، یک تصمیمی میخواهد. فرمودند این بالاترین تصمیمی، نیتی و قصدی هست که یک کسی میتواند بکند.
«جَعَلَ الْهُمُومَ هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ»؛ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) وقتی میخواهند آن بنده خالص و ناب الهی و با تقوا را تعریف کنند، یکی از ویژگیهایش را این میفرمایند؛ میفرمایند همه هم و غمش، وقتی نگاهش میکنی، همه هم و غم زندگیاش این است که یک وقت گناهی نکند. روی واجبات الهی خیلی مقید است و خیلی مهم میداند؛ روی گناهان هم خیلی حساس است.
مرحوم امام (رضوان خدا بر او)، از ویژگیهای برجستهشان همین مسئله بود؛ یعنی کسانی که با ایشان ارتباط داشتند میدانند و نقل میکردند کسی جرأت نداشت پیش ایشان غیبت کند؛ کسی جرأت نداشت. امام، امام شد، همینطور که نشد؛ در بندگی الهی و در پای حرف خدا بودن ثابتقدم بود، محکم بود و خدای متعال همه چیز را در اختیارش گذاشت و همه نیرو و قدرتش را در اختیارش گذاشت. این مسئله است؛ ما باید این را در خودمان پیاده کنیم.
«جَعَلَ الْهُمُومَ هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ»؛ همه [توجه] خودش را از همه هم و غمهایی که آدمها فکر، ذهن و کارشان را مشغول آن میکنند دور کرده و یک چیز دغدغه اصلیاش است. زندگیاش را دارد میکند، کارش را میکند، اما یک چیز خیلی برایش مهم است؛ الان سال خمسیاش است، خمسش را بدهد، نه این که: «حالا بعداً میرویم یک کاریاش میکنیم.» الان وقت نماز است، نمازش ادا بشود. الان در حرف زدن دارد یک گناهی سر و کلهاش پیدا میشود، سفت جلویش را بگیرد و نگذارد جلو بیاید؛ نگذارد، محکم باشد، تعارف نکند و خجالت نکشد. خدا ارزشش بیش از این حرفهاست که انسان به خاطر تعارف و خجالت بخواهد حرف خدای متعال را زیر پا بگذارد، خدای ناکرده.
انشاءالله خدای متعال به همهمان توفیق مرحمت کند که بتوانیم نیتمان و عزممان را بر این جزم کنیم که زندگیمان و حیاتمان انشاءالله حیات طیبهای باشد که در سایه اطاعت فرمان الهی، هم سعادت دنیا نصیبمان بشود و هم سعادت آخرت.
پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.
ما را در صراط مستقیم ثابتقدم بدار.
ما را به آن هدفی که برای صراط مستقیم قرار دادی برسان.
کسانی که این صراط را به ما یاد دادند، معرفی کردند و از دنیا رفتند، غریق رحمت بفرما.
ارواح گذشتگان، حقداران، ارواح طیبه شهدا، علما، روح مطهر حضرت امام غریق رحمت بفرما.
کسانی که به مملکت تو، به دینت خدمت میکنند، یاری کن.
مقام معظم رهبری نصرت عنایت فرما.
ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن.
ما را قدردان این نعمت بزرگ قرار بده.
مشکلات مسلمین، مشکلات جوانها همه را برطرف بفرما.
شر دشمنان اسلام به خودشان برگردان.
ملتهای اسلامی را بیدار کن.
حکومتهای اسلامی را بیدار کن.
عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما.
امر فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) تسریع بفرما.
و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
[صدای صلوات حاضرین]
بالاترین درجه ایمان و بالاترین درجه یقین آن حدی است که انسان به این حد از باور رسیده باشد که زیر بار هیچ گناه، معصیت و ترک واجبی نرود؛ یعنی کلاً باب شیطان و نفس اماره را بسته و یکدست و خالص، عبد صالح خدا بشود. این بالاترین درجه ایمان و بالاترین درجه یقین در انسان است که با ادامه تقوا و بندگی خدا، انسان به این درجه مهم و بالا دست پیدا میکند. وقتی در این درجه قرار گرفت، آن وقت آماده است برای استفاده معنوی و معرفت الهی، تا دلش به معرفت الهی روشن بشود.
نیت چیست؟ نیت همین قصد ماست. ما هر کاری انجام میدهیم، قصدی از آن داریم. انسان عاقل هر کاری میکند، قصدی دارد، منظوری دارد و جهتی مد نظرش هست. در کارهای معمولی ما، هر چیزی بر اساس قصد است. اسلام روی این قصد و نیت هم نظر دارد و برنامه دارد که انسان تلاش کند نیت و قصدش را از انجام کارها اصلاح کند. امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا مرا برسان به بهترین نیت. وقتی انسان هدفش این باشد که به بهترین نیت برسد، قدم اول این است که قصد و نیت بد را در ذهنش و در کارش پاک کند.
یک وقت عمل انسان ظاهرش خوب است، ولی قصدش بد است؛ مثلاً میآید خدمتی به کسی انجام میدهد، کار خیری برایش میکند، اما قصدش این است که بعداً سرش منت بگذارد، به رخش بکشد یا اظهار وجود کند. کار، کار خوبی است؛ پا شده یک کار خیری انجام داده، تلاشی کرده و خدمتی به کسی انجام داده است، اما قصد، قصد بدی است. قصدش این است که به یک کسی، یک چیز بدی را بفهماند، اثبات وجود کند، اثبات شخصیت بکند، یا میخواهد نشان بدهد که من این کار را کردم؛ و الی ماشاءالله از قصدهایی که انسانها در انجام کارها دارند، ولو کارِ خوب.
نیت انسان که خوب باشد، یکی از مسائلش این است کاری که انجام میدهد برای این نباشد که این و آن ببینند و تشویق کنند؛ بلکه آن قصد باید خالصانه باشد. یکی از اصولش همین است که اخلاص حاکم باشد و دیگری هم این است که خودِ نیت، نیت بدی نباشد و قصد بدی در کار نباشد. اگر کاری برای کسی میکنی، خدا فرموده: اگر میخواهی پیش من بماند، فقط به من بده؛ به این که این شخص ببیند، آن شخص تعریف کند یا این که بعداً عوضش را به ما بدهد، به این چیزها نباشد. اگر اینها هست، بگذار به عهده خودش؛ دیگر با من طرف حسابت نیستی.
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید که ما از اولین قدمهایی که باید برداریم این است که نیت و قصدمان را از انجام کارها اصلاح کنیم و این فکرهای بدی که در کارهایی که انجام میدهیم داریم، اصلاح بشود. باید تأمل کنیم، برگردیم به درون خودمون و مطالعه کنیم؛ ببینیم من بعضی وقتها این کاری که میکنم برای چیست؟ انسان گاهی پول هنگفت میدهد، اما نیتش چیست که دارد این پول را میدهد؟ خودِ انسانها بین خودشان این را دارند؛ مسائلی پیش میآید که قبل از این که کسی را مؤاخذه بکنند، بیشتر توجه میکنند ببینند قصدش از این حرفی که زد چه بود.
کار ظاهرش خوب است، اما رکن اصلیاش که قصد اوست، بد است. قصدش آزاردهنده است. این قصدِ بد، عمل را خرابش میکند. نقل میکنند شخص ثروتمندی رفته بود پیش مرحوم آیتالله بهجت تا سهم امامش را بدهد یا ببیند اگر برای حوزهای و مسجدی پولی نیاز هست، بدهد. نقل میکنند ایشان به او فرموده بودند: تو از کارهای خیرت باید بروی توبه کنی! از خودِ کارهای خیری که داری میکنی باید توبه کنی. خمس میدهی، اما همهاش برای این است که خودت را مطرح کنی، نشان بدهی و سابقه ایجاد بکنی در پیش انسانها و افراد موجه. گاهی آدم باید از کار خیرش توبه کند.
بهترین عمل را فرمودند این است که انسان نیت کند و بعد به عمل برساند که در تمام ایام حیاتش، روز به روز، شب به شب، هفته و ماه و سالی که میآید و بر او میگذرد، هیچ چیزی را که خدا ناپسند بداند و مورد رضایت خدا نباشد، انجام ندهد؛ یعنی یکدست کارهایش درست و خوب باشد و هیچ گناه و معصیتی در کار حاکم نشود. این را فرمودند بهترین نیت است که انسان چنین نیتی کند. نیتهای خوب زیاد داریم، اما فرمودند بهترین نیت این است که انسان تصمیم بگیرد یکدست کارهایش را از گناه، معصیت و ترک واجبات دور کند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) وقتی میخواهند آن بنده خالص و ناب الهی و با تقوا را تعریف کنند، میفرمایند: «جَعَلَ الْهُمُومَ هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ»؛ یعنی همه هم و غمش، وقتی نگاهش میکنی، همه هم و غم زندگیاش این است که یک وقت گناهی نکند. روی واجبات الهی خیلی مقید است و خیلی مهم میداند؛ روی گناهان هم خیلی حساس است. همه توجه خودش را از همه هم و غمهایی که آدمها فکر، ذهن و کارشان را مشغول آن میکنند دور کرده و یک چیز دغدغه اصلیاش است. زندگیاش را میکند، اما این یک چیز خیلی برایش مهم است.
فقط خط قرمز خدای متعال همین معاصی است؛ روی گناهان. و این که اینهمه در اسلام تأکید میشود روی این مسئله و تکرار میشود و عباد صالح خدا روی این مسئله خیلی عنایت دارند، به خاطر این است که میدانند هر چه هست از خیرات، زیر این یک کلمه قرار دارد: گناه نکند انسان؛ گناه را به صفر برساند. الان در حرف زدن دارد یک گناهی سر و کلهاش پیدا میشود، سفت جلویش را بگیرد و نگذارد جلو بیاید؛ نگذارد، محکم باشد، تعارف نکند و خجالت نکشد. خدا ارزشش بیش از این حرفهاست که انسان بخواهد حرف خدای متعال را زیر پا بگذارد.
زندگیاش را بکند، شغلش را دارد، کارش را دارد، اما در همین شغل و کار، در همین ارتباطی که بیرون با مردم دارد و بعد هم ارتباطی که در خانه با زن و بچه دارد، گناه و معصیت از او صادر نشود؛ بقیهاش هم زندگیاش را بکند. هم دنیاش را خواهد داشت و هم آخرتش را. انشاءالله خدای متعال به همهمان توفیق مرحمت کند که بتوانیم نیتمان و عزممان را بر این جزم کنیم که زندگیمان و حیاتمان انشاءالله حیات طیبهای باشد که در سایه اطاعت فرمان الهی، هم سعادت دنیا نصیبمان بشود و هم سعادت آخرت.
1️⃣ مراتب ایمان و یقین عالی
◽️ حرکت در مسیر رشد باورها و تقویت یقین
◽️ دستیابی به بالاترین مراتب تقوا و بندگی خالص
2️⃣ مفهوم نیت و ضرورت اصلاح آن
◽️ حقیقت نیت به عنوان قصد و جهتگیری اعمال
◽️ گام اول: پاکسازی ذهن از قصدهای باطل و بد
3️⃣ آفتشناسی اعمال و خطرات نیت آلوده
◽️ تضاد میان ظاهر صالح و باطن فاسد در عمل
◽️ سقوط عمل به واسطه منت، ریا و اظهار وجود
4️⃣ گوهر اخلاص و سیره اولیای الهی
◽️ شرط ماندگاری اعمال: معامله انحصاری با خداوند
◽️ حکایت توبه از کار خیر در سیره آیتالله بهجت
5️⃣ حقیقت بهترین نیت در ترازوی عمل
◽️ پیوند ناگسستنی نیت برتر با عمل صالح عینی
◽️ تصمیم قاطع بر پاکسازی تمام ایام عمر از معاصی
6️⃣ تمرکز بر دغدغه واحد بندگی
◽️ تجلی حقیقت «جَعَلَ الْهُمُومَ هَمّاً وَاحِداً» در زندگی
◽️ حساسیت و سازشناپذیری در برابر خطوط قرمز الهی
7️⃣ دستاوردهای حیات طیبه
◽️ تبلور بندگی در متن زندگی، شغل و روابط خانوادگی
◽️ تجمیع پاداش و سعادت حقیقی در دنیا و آخرت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی