
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه ششم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۱ آذر ۱۴۰۳

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه ششم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۱ آذر ۱۴۰۳
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه ششم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۲۱ آذر ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللهم صل علی محمد و آل و بلغ بایمانی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الاعمال.
بعد از صلوات بر رسول گرامی اسلام و خاندان پاک و مطهرشان، امام سجاد (علیهالصلوةوالسلام) چهار جمله مهم بیان میفرمایند. این جملات نسبت به چهار مسئله، یک بینش و فکر و عقیده خاصی را در انسان ایجاد میکند؛ و آن اینکه در این چهار مسئله، انسان به این مقداری که خدا به او داده قانع نباشد و این را گسترش بدهد و بیشترش بکند.
مسئله اول ایمان بود که فرمودند: «خدایا به من کمک کن، ایمانم را از اینی که هست بیشترش بکنم و برسم به کاملترین درجه ایمان.» طبق روایتی از امام صادق (علیهالصلوةوالسلام) عرض شد کاملترین درجه ایمان در حالتی است و در موقعیتی است که انسان به این نقطه برسد که در طول دوران زندگیاش، با هیچکدام از اعضا و جوارحش مرتکب گناه و معصیت و آنچه که خلاف رضایت الهی هست، نشود.
اگر انسان به این نقطه رسید که شروع کرد، و روزها، هفتهها و ماهها بر انسان بگذرد و از این چشمش، این گوشش، این دستش و این پایش، هیچ معصیتی و هیچ خلاف بندگی خدا صادر نشود؛ اگر کسی به این رتبه رسید، این بالاترین درجه ایمان را دارد. سایر چیزهایی که مربوط به کمال ایمان بیان کردهاند، از آثار این درجه هست. یعنی کسانی را که مثلاً در روایات ذکر شده که ده پله ایمان را طی کردهاند و اینقدر ایمانشان بالا بوده، یا آثاری از ایمان که مربوط به آن مراتب بالاتر هست نقل میشود، اینها آثار این مرحله هست.
یعنی فرد در جایی قرار گرفته که همه مسائل زندگی و امتحانات و شرایطی که برایش پیش میآید، میآید و [آنها را] پشت سر میگذارد، ولی هیچ چیزی که خلاف فرمان الهی باشد از او صادر نمیشود. این میشود مقام عصمت؛ مقام عصمت.
مقام عصمت دو تا رتبه دارد و دو معنی دارد. یکی عصمت عملی هست؛ اینکه انسان در عمل برسد به همین نقطهای که عرض شد، که هیچ گناهی از او صادر نشود و پیش برود، پیش برود و دیگر این ملک موکل که سمت چپ به اصطلاح قرار دارد، این دیگر کلاً بیکار بشود. روزها، هفتهها، ماهها و سالها میآید و رد میشود، اما این نامه عمل بد انسان همیشه پاک و تمیز و سفید تحویل داده میشود و هیچ گناهی در آن نوشته نمیشود. این یک معنای عصمت هست که عصمت از گناه است.
این برای همه انسانها مقدور هست. این مختصِ یک عده خاصی نیست که [بگوییم فقط] یک عده خاصی میتوانند به این نقطه برسند که هیچ گناهی نکنند؛ نه. و این نقطهایست که شیطان از این نقطه قطع امید کرده است. یعنی اگر کسی در این نقطه قرار گرفت، دیگر در معرض نفوذ و سلطه و سیطره شیطان نیست و [شیطان] دیگر امیدی به او ندارد؛ چون همه آن چیزهایی که باعث نفوذ شیطان هست، همه آن راهها و زمینهها بسته شده است.
خودِ [شیطان] این مطلب را تصریح کرد که: «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»؛ همه اینها را گمراه میکنم. قسم به عزتت دست از سرشان برنمیدارم. پس و پیش، جلو و عقب، و در هر حالتی و موقعیتی که بتوانم و زورم برسد، من و لشکریانم کاری میکنیم که این بنیآدم وارد صراط مستقیم نشوند.
همانجا هم اشاره کرد که: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ همین صراط مستقیمی که ما در نماز باید هی بگوییم. ده بار در شبانهروز: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ». اینقدر این مسئله مهم است. صبح باید از خواب پاشویم، دو بار بگوییم اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ. ظهر از کار دست بکشیم، دو بار بگوییم اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ. عصر، مغرب، عشاء؛ همینطور باید این را بگوییم. هیچ جایگزینی هم ندارد این سوره مبارکه در نماز. این خیلی مسئله مهمی هست.
خدای متعال این صراط مستقیم را مرتب با همین نمازها، تکرارش را، باورش را و دعای به ورود به این صراط را در همین نمازها قرار داده تا انسان همینطور در همه این پنج وقت شبانهروزش، حداقل تکرار کند و یادش نرود که من باید در این صراط مستقیم باشم؛ کاری، تصمیمی و عملی که من را از این راه بیرون بیاورد، انجام ندهم.
یک راه است که عرض شد؛ این راه را هم خود خدای متعال تفسیر کرد: «أَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». اینکه در مقابل فرمان من، مثل بنده و بندهوار، تابع فرمان من باشید؛ بیچونوچرا. خدا گفته این کار باید بشود، باید بشود. و خدا فرموده این کار نباید بشود، نباید بشود؛ نباید بشود. این میشود صراط مستقیم؛ این بندگی است.
ما همینطور این را میگوییم؛ اول صبح که پا میشویم این را میگوییم که وقتی رفتیم سر کارمان، سر اشتغالمان، سر هر برنامهای که داشتیم، همان اول صبح تلقینش را کرده باشیم که من حواسم باشد این صراط مستقیم را باید در آن باشم. من همین الان نماز خواندم و به خدا دو بار گفتم خدایا من بروم در این صراط، کمکم کن وارد این صراط بشوم، هدایت بشوم به این صراط. دوباره ظهر یک مقدار از کار میگذرد، باید بیاییم همین را بگوییم. این نماز خیلی اسرار عجیبی درش هست؛ یکیاش هم همین است. انسان با این دید در این قسمت به نماز نگاه بکند.
این یک چیزی نیست که حالا خدای متعال (نعوذبالله) خواسته حالا ما فعلاً بیاییم همینطور یک مشغولیتی باشد و یک مقدار خم و راست بشویم و تمام شد و رفت. نه، اینها حکمت دارد؛ اینها انسانساز است. و در این وقت، مهمترینش همین نماز هست که همیشه در هر حالتی بر انسان واجب است و از هیچکسی در هیچ حالتی ساقط نیست. این جزءِ بیبدیلِ سوره حمد در این سوره، در این نماز و در این واجب الهیِ بزرگ قرار داده شده است: صراط مستقیم، صراط مستقیم.
بعد، شیطان هم این صراط مستقیم را خوب میشناسد. همان اول قسم خورد و گفت: خدایا مینشینم دم این صراط، نمیگذارم کسی وارد این صراط مستقیمت بشود. نگفت من مواظبم اینها یک وقت مستحبات انجام ندهند. صراط مستقیم چارچوبش بندگی خداست. بندگی خدا اساسش و رکن اصلیاش و مقومش واجبات الهی و محرمات الهی هست، که یک لحظه و هیچ وقتی، روزی، لحظهای خدا اجازه نمیدهد. خط قرمزهای خداست؛ خدای متعال اجازه نمیدهد، راضی نیست. «معاصیالله»؛ امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمود تقوا را خدای متعال «جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ» قرار داده است. منتهای درجه رضای خودش را تقوا قرار داده است. تقوا باشد، انسان بالاترین درجه رضایت الهی را کسب کرده است و چیزی هست که اگر خلافش عمل بکنی، خدا ناراضیست. این «منتهی» به این معناست. اما هیچ چیز دیگری این موقعیت را ندارد.
مقوم اصلیاش انجام واجبات الهی و گناه نکردن انسان در همه مراحل زندگیاش هست تا لحظه مرگ. شیطان هم گفت من با این کار دارم؛ نمیگذارم وارد صراط مستقیمت بشوند. یعنی آنجایی که واجب هست من با آنها کار دارم، آنجایی که گناه هست من با آنها کار دارم. مابقی چیزها هم خیلی اهمیت ندارد. لذا کسانی هستند نسبت به حتی کارهای خیری، مستحباتی خیلی مقیدند، اما گناهانی را هم انجام میدهند گاهی؛ بداخلاق هم هست مثلاً. در این بداخلاقی که گناهانی درمیآید، خیلی خودش را نتوانسته جمع کند. اما خب، ممکنه اهل مسجد هم هست، نماز هم میخواند، شاید نماز شب هم میخواند، شاید کارهای خیر هم میکند، اما اینجا را نتوانسته درستش بکند.
چون شیطان میگوید من با آن جایش کار ندارم، با آنها من کاری ندارم؛ من با صراط مستقیم [کار دارم و] نمیگذارم اینها وارد این راه بشوند. یعنی آنجایی که میخواهد تصمیم بگیرد خوب بندگی خدا را بکند، در واجبات الهی، در گناهان که گناه نکند، واجبی از دستش ترک نشود یک وقت، آنجا من هستم و محکم هم هستم. با همه اعوان و انصارم هم میآیم و نمیگذارم. اما به بقیهاش کاری ندارم. با ارکان این صراط مستقیم که این چیزها هست کار دارد.
شما عربستان میروید میبینید این وهابیها، این برادران اهل سنت، اینها مثلاً میآیند میگویند چقدر اینها به نمازشان مقیدند که سر وقت بخوانند، چقدر قشنگ میخوانند، گریه میکنند، نمیدانم چهکار میکنند. اینها چیزهایی است که شیطان با آن کاری ندارد؛ چون اساس که ولایت امیرالمؤمنین است، خراب است و دیگر غمی نیست. اصلاً نیاز ندارد کار خاصی انجام بدهد. میگوید بخوانند، هرچه میخواهند نماز بخوانند، هرچه میخواهند گریه کنند. حتی این را از امام صادق (علیهالسلام) کسی پرسید (یعنی مال حالا هم نیست) که اینها گریه میکنند از خوف خدا، مثلاً در نماز دارند گریه میکنند، شما را هم قبول ندارند. حضرت فرمودند: «این حالتیست و روح شیطان است که در او دمیده میشود.» به این مضمون. دلش هم نرم میشود، گریه هم میکند، لذت هم میبرد از این گریهای که دارد در نماز میکند. طوری نیست، گریهاش را هم بکند، نمازش را هم بخواند؛ چون اصلاً اساس خراب است، ولایت امیرالمؤمنین نیست. نیاز نیست شیطان زحمت بکشد.
شیطان با کیا کار دارد؟ با همانهایی که این ولایت امیرالمؤمنین را پذیرفتهاند. با اینها کار دارد؛ با نماز آنها کاری ندارد، با نماز ما کار دارد. آنها را خیلی نمیرود سراغشان که نماز نخوانید، چون بخوانند هم فایدهای ندارد. اما با مایِ بچهشیعه کار دارد؛ این نماز را نخوان، این نماز را نخوان. چون پایه ولایت درست شده، احساس خطرش خیلی جدی است. از راه بقیه عبادات میخواهد وارد بشود؛ نماز را بگیرد، حجاب را بگیرد، روزه را بگیرد، امر به معروف و نهی از منکر را بگیرد. اینها را که بگیرد، خودبهخود ایمان رفت، میرود یواشیواش. این ایمان که رفت، دیگر فردا به مقدسترین مقدسات هم کسی اهانت بکند، غیرتی نداریم، مهم نیست؛ خیلی طوریمان نمیشود. کمترین شبههای انسان را از راه بیرون میآورد؛ از راه درست و صحیحِ ولایت الهی و ولایت امیرالمؤمنین بیرون میآورد.
لذا آن ولایت امیرالمؤمنین با این حفظ میشود. لذا شما میبینید در روایات، وقتی بعضی از حضرات معصومین (علیهمالسلام) با مخاطبین [صحبت میکنند]، بین مخاطبین آنهایی هستند که ولایت اینها را قبول ندارند، اینجایش آن مسئله اصلی که دارند این است که آیات قرآن را بر ولایت خودشان تطبیق میدهند. این آیه مطرح میشود، میفرمایند ولایت ماست. این مطرح میشود، میفرمایند امیرالمؤمنین است. آن آیه مطلب خوبی درش هست، میگویند مربوط به ماست، مائیم. این هست؛ اما وقتی با این شیعیان خلوت میکنند و مخاطب شیعه است، میگویند: «یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلَیْکُمْ بِالْوَرَعِ.» شما شیعه که پای محبت ما را دارید، ولایت ما را دارید، حالا حواستان باشد دیگر حالا نوبتِ گناه نکردنتان رسیده است؛ و با این گناه نکردنتان ولایت و محبت ما را حفظ کنید در دلتان و تقویت کنید. این جور درنمیآید: «مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ.» آن کسی که مطیع خدا باشد، ولایت حقیقی ما و محبت واقعی ما در دلش ریشهدار میشود، او ولیِ ماست. آن را ما به ولیِ خودمان بودن قبول داریم؛ حالا هر کدام از این جهات و معانی را بخواهیم بگوییم. «مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ وَ مَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ.» کسی که معصیت خدا را میکند، دارد با ما دشمنی میکند.
گناه؛ ما با خدا میانهمان خوب است، همه چیزمان وقف خداست. حالا شما ادعای شیعه ما را دارید، ادعای ولایت ما را دارید، خب آن کسی که ما از همه بیشتر قبولش داریم، دوستش داریم، همه وجودمان را فدایش میکنیم که خداست، خب نمیسازد گناه میکنید، با او نمیسازد؛ جور درنمیآد. درستش کنید این را. لذا وقتی به شیعیان پیغام میرسانند، مستقیم یا [غیرمستقیم] پیغام میرسانند؛ مثلاً راوی میآید پیش حضرت، حضرت میفرمایند به شیعیان ما سلام برسان، بگو تقوا را خوب مراقب باشید، ورع را مواظب باشید. حرف از این کارهای عملی است. یعنی حالا شما (الحمدلله والمنة) ولایت امیرالمؤمنین در دلتان هست، قبول دارید ایشان را، یازده فرزند معصومشان را قبول دارید، اینها را به ولایت و به امامت قبول دارید؛ خب، حالا بروید جلو. حالا شروع کنید اعمال و اخلاقتان را درست کنید، تا این اعمال و اخلاقِ صحیح و درست بر پایه این ولایت ما، آن وقت بشود یک شجره طیبه: «أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ»؛ آن وقت میبینید سلمان تولید میشود از توش، میشود: «مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ». این «مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ»؛ سلمان مال ما بود، از ما بود، خودمونی است. بعد امام رضا (علیهالسلام) کلاً قاعده کلی دادند: «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ.» کسی که بنایش بر اطاعت و بندگی خدا باشد، هرکس میخواهد باشد، این را ما از خودمان حسابش میکنیم، محرم است. محرم است، از ماست، نامحرم نیست.
امام عصر (علیهالصلوةوالسلام) در توقیعاتی که هست، در این پیغامهایی که میرساندند، همین را اشاره میفرمودند؛ که اگر نبود این کارهای بدتان که ما را ناراحت میکند، این دیدار ما بر شما به تأخیر نمیافتاد. منتها کارهایی میکنید دلمان درد میآید، ناراحت میشویم، خوش نداریم این کارها را. حجابِ گناه و معصیت بین ما و آنها، بین چشم ما و آنها، بین عقل و فهم ما نسبت به معارف آنها میآید حاکم میشود، انسان نمیتواند.
لذا امام سجاد (علیهالسلام) اولین مطلب را میبرند روی اینکه این ایمان را باید تقویتش کرد، رسید به آن درجهای که ما ایمان داریم همه، منتها ایمانِ ما دو جور است؛ یک وقت با گناه جمعش کردهایم، یعنی هم ایمان به خدا داریم، هم گناه (خداینکرده) میکند کسی. هم میتواند اینطور باشد که ایمان اینقدر قوت بگیرد و محکم باشد که فرار کند، نگذارد حوادث روزگار، گرفتاریها، سختیها، فتنهها، مشکلات فردی، مشکلات تو زندگی، سختیهایی که تو زندگی دچارش میشویم، امتحانهایی که از ریز و درشت با آن روبهرو میشیم، اینها ما را از پا درنیاورد، اینها ما را عقب نیندازد، از این راه دور نکند. شیطان هم: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ». من با صراط مستقیمت کار دارم. هرچه مصداق بندگیات باشد، بندگی درش معنا پیدا بکند، من آنجا خیلی مراقبم که مبادا الان در یک موقعیتی، گناهی هست، من تمام توپخانه انبارم را و تجهیزاتم را متمرکز کردهام اینجا، که این گناه را انجام بدهد. کمکش میکنم، هلش میدهم، زمینههایش را فراهم میکنم؛ با این جایش کار دارم.
واجب الهی است، باید الان انجام بشود، من تمام تلاشم را میکنم که انجام ندهد، رها کند. دیگر بقیهاش مهم نیست حالا دارد چهکار میکند کارهای دیگرش. مستحباتش هم به جا باشد یا نباشد، آن برای من مهم نیست، آن خطری برای من ندارد. آن چیز که برای شیطان خطرناک و خطرساز است، واجبات الهی است، محرمات الهی است و: «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ». این باید این خط و این مسیر ادامه پیدا کند. در این صراط مستقیم که بندگی خداست پیش برویم تا انتها. اوایلش انسان ایمانش ضعیف است، در معرض آسیب هست، در معرض زمین خوردن هست. باید چهکار بکند؟ باید نسبت به همین تکلیفی که خدا به گردنش قرار داده، عزمش را جزم کند، همتش را بلند دارد. واجبات الهی زیاد نیست، محرمات زیاد نیست، تعدادش محدود است، معدود است.
آن چیزی که خیلی برای آدم سخت میکند، عادت انسان هست به آنها خیلی وقتها. این عادت اگر از یک جایی جلویش انسان قرار بگیرد و محکم بایستد، سرد میشود، ضعیف میشود. و این شیطان بزرگترین نقطه ضعفش هم این است که ما هر یک قدم که برویم جلو، زود عقبنشینی میکند. مأیوس نمیشود او؛ مأیوس نمیشود به آن معنا به این زودی. اما زود عقب میرود؛ مثل دشمنهای ما میماند، دشمنهای بیرون، مثل آمریکا میماند، مثل اسرائیل میماند. این مدت امتحانشان کردیم؛ اگر ما محکم برویم جلو، اینها میروند عقب. اما اگر یک جاهایی شل بگیریم، شل برویم، کوتاه بیایم، مصلحتسنجیِ بیجا بکنیم، میآیند جلو. هیچ هم تعارف ندارد، میآید جلو؛ میآید جلو قدمبهقدم، یکدفعهای چند قدم.
در مقابل دشمن بیرونی و درونیمان، در مقابل شیطان باشد و در مقابل آمریکا باشد، در مقابل هرکه باشد، انسان نباید کوتاه بیاید، باید محکم بایستد، نباید مأیوس بشود، باید ثابتقدم باشد، نباید غافل بشود. نباید غافل بشود. ما غافل بشویم آنها غافل نمیشوند؛ آن چیزی که مقام معظم رهبری امروز فرمودند: غفلت همانا، جیبمان را زد و رفت همانا. همهشان از یک قماشند. اما چشمهایشان باز است؛ ما اگر چشممان بسته شد، ما اگر توجه نکردیم، آنها چشمشان بسته نمیشود، آنها باز است. اما ضعیفند.
کید شیطان، مکر شیطان ضعیف است. قوت انسان بیشتر از آنهاست. آن ارادهای که خدای متعال به انسان داده، میتواند انسان را به این مقام از عصمت برساند که... برساند به اینجا، که هیچ گناهی نکند. «لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»؛ مگر اینهایی که خالص شدند از هر چیز بدی، از هر رفتار بدی، اعمال بدی، اخلاق بدی، خالص شدند؛ تمیز، زلال، شفاف، پاک. اینها دیگر هیچ راه نفوذی برای من نیست، من نمیتوانم دیگر. «إِلَّا عِبَادَکَ»، این را خودش گفت، «مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»؛ اینهایی که خالص کردند خودشان را، هم از جهت اخلاقشان، رفتارشان، اعمالشان، نیتشان، اخلاص در نیت و در عمل و در هر چیز.
این مسیر بندگی خدا را محکم پیش گرفتند و رفتند، از تمام شر اینها، شیطان و نفس اماره نجات پیدا کردند. این مقام برای همه قابل وصول است؛ مختصِ چهارده معصوم نیست، هرچند چهارده معصوم در درجه و رتبهایاند که برای ما قابل درک نیست.
اما یک عصمت دیگر داریم، عصمت علمی هست؛ که انسان از بعد علم و فهم و عقل و درک، هیچ خطایی نداشته باشد، هیچ خطایی از این بعد از او سر نزند. این مختصِ چهارده معصوم است. این دیگر پانزدهمی در بین انسانهای عادی ندارد. عصمت این دو معنا درش هست؛ آن عصمت علمی مختصِ این چهارده نور پاک هست و انبیاء الهی، منتها هر کدام در حد و درجه خودشان.
اما عصمت عملی راهش برای همه باز است. آنی هم که از ما خواستهاند عصمت عملی است؛ این است که گناه نکنیم. حالا چطوری انسان میرسد به بالاترین درجه ایمان؟ با همین؛ مراقبت نسبت به انجام وظیفهاش. اینها رابطه مستقیم دارد. هرچه ما واجباتمان را بیشتر مواظبت کنیم، ایمانمان تقویت میشود. هرچه ایمانمان تقویت بشود، به ادامه انجام واجباتمان محکمتر میشود. هرچه گناه نکنیم، ایمانمان تقویت میشود. هرچه ایمان تقویت بشود، نسبت به گناه نکردن در ادامه محکمتر میشود. اینها رابطه مستقیم دارد؛ همدیگر را میسازند و میآورند بالا. همسازی دارند با هم، همدیگر را میسازند، رابطه مستقیم هست.
چهکار کنیم ایمان حفظ بشود و برود بالا؟ واجبات و محرمات الهی، باید مراقبش بود. چهکار کنیم واجبات و محرمات الهی را بتوانیم خوب حفظ کنیم؟ ایمان باید تقویت بشود. نقطه شروعش با همت انسان است که شروع کند واجبات الهی را خوب و محکم بگیرد، محرمات الهی را هم خوب و محکم جلویش بایستد. آن وقت این نقطه شروعی است برای اینکه انسان ایمانش شروع کند یواشیواش برود بالا. هر مقدار ایمان رفت بالا، از ثمره ایمان، انسان در ادامه دادن این مسیر میتواند بیشتر کمک بگیرد.
انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که این بندگی خدا، اطاعت فرمان خدا و ورود به صراط مستقیم و ثابتقدم بودن در این صراط مستقیم را همیشه در خودمان پیاده کنیم و حفظ کنیم انشاءالله.
پروردگارا! به محمد و آل محمد نسبت به وظایفمان ما را آشنا بفرما.
نسبت به انجام وظایف، ما را یاری کن.
ما را در صراط مستقیم وارد کن و در این صراط ثابتقدم بدار.
همه کسانی که به گردن ما حق دارند و ما را با این صراط آشنا کردند و ما را با این مسیر بندگی تو آشنا کردند، خدایا آنهایی که از دنیا رفتهاند، بر علو درجاتشان بیفزا.
آنهایی که زنده هستند، یاریشان کن.
ارواح مؤمنین، مؤمنات، گذشتهگان، حقداران، ارواح طیبه شهدا، ارواح طیبه علمای ربانی، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام را غریق رحمتت بفرما.
کسانی که به این مملکت خدمت میکنند، کسانی که به دین تو خدمت میکنند، مخصوصاً رهبر ما را هم یاری کن.
این نعمت بزرگ را برای ما حفظ کن.
ما را قدردان این نعمت بزرگ قرار بده.
دشمنانش را هدایت، و در غیر این صورت نابود کن.
شر دشمنان اسلام را به خودشان برگردان.
شر آنها، مکر آنها، شر آمریکا، اسرائیل و هرکسی خیانتی میکند، ظلمی میکند در حق اسلام، در حق مسلمین، خدایا شرشان را به خودشان برگردان.
خدایا مسلمانها را بیدار کن.
حکومتهای اسلامی را بیدار کن.
آنها را به طی صراط مستقیم و راه صحیح خودت هدایت کن.
در طی این مسیر ثابتقدمشان بدار.
گوش شنوا و چشم بینا بهشان عطا کن.
امر فرج ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تسریع بفرما.
سلام و تحیت خالصانه ما را به محضرشان برسان.
عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما.
بالنبی و آله.
[صداى صلوات حاضرين]
«کاملترین درجه ایمان در حالتی و در موقعیتی است که انسان به این نقطه برسد که در طول دوران زندگیاش، با هیچکدام از اعضا و جوارحش مرتکب گناه و معصیت و آنچه که خلاف رضایت الهی هست، نشود. اگر انسان به این نقطه رسید که روزها، هفتهها و ماهها بر او بگذرد و از این چشمش، این گوشش، این دستش و این پایش، هیچ معصیتی و هیچ خلاف بندگی خدا صادر نشود؛ اگر کسی به این رتبه رسید، این بالاترین درجه ایمان را دارد. سایر چیزهایی که مربوط به کمال ایمان بیان کردهاند، از آثار این درجه هست. یعنی فرد در جایی قرار گرفته که همه مسائل زندگی و امتحانات و شرایطی که برایش پیش میآید را پشت سر میگذارد، ولی هیچ چیزی که خلاف فرمان الهی باشد از او صادر نمیشود. این میشود مقام عصمت عملی.»
«چارچوب صراط مستقیم بندگی خداست. اساسش و رکن اصلیاش واجبات الهی و محرمات الهی هست، که یک لحظه و هیچ وقتی خدا اجازه [تخطی از آن را] نمیدهد. تقوا منتهای درجه رضای خداست. خدای متعال این صراط مستقیم را مرتب با همین نمازها، تکرارش را، باورش را و دعای به ورود به این صراط را در همین نمازها قرار داده تا انسان در همه این پنج وقت شبانهروزش، حداقل تکرار کند و یادش نرود که باید در این صراط مستقیم باشد؛ کاری، تصمیمی و عملی که او را از این راه بیرون بیاورد، انجام ندهد. یک راه است که خود خدای متعال تفسیر کرد: در مقابل فرمان من، تابع فرمان من باشید؛ بیچونوچرا. خدا گفته این کار باید بشود، باید بشود. و فرموده این کار نباید بشود، نباید بشود. این میشود صراط مستقیم.»
«شیطان این صراط مستقیم را خوب میشناسد. همان اول قسم خورد و گفت: خدایا مینشینم دم این صراط، نمیگذارم کسی وارد این صراط مستقیمت بشود. صراط مستقیم چارچوبش بندگی خداست و مقوم اصلیاش انجام واجبات الهی و گناه نکردن انسان در همه مراحل زندگیاش هست تا لحظه مرگ. شیطان گفت من با این کار دارم؛ نمیگذارم وارد صراط مستقیمت بشوند. یعنی آنجایی که واجب هست من با آنها کار دارم، آنجایی که گناه هست من با آنها کار دارم. مابقی چیزها هم خیلی اهمیت ندارد. او میگوید من با آن جایش کار ندارم؛ من با صراط مستقیم کار دارم و نمیگذارم اینها وارد این راه بشوند. یعنی آنجایی که میخواهد تصمیم بگیرد خوب بندگی خدا را بکند، واجبی از دستش ترک نشود، آنجایی که گناه نکند، آنجا من هستم و محکم هم هستم.»
«شیطان با مایِ بچهشیعه کار دارد؛ این نماز را نخوان، این نماز را نخوان. چون پایه ولایت درست شده، احساس خطرش خیلی جدی است. از راه بقیه عبادات میخواهد وارد بشود؛ نماز را بگیرد، حجاب را بگیرد، روزه را بگیرد. اینها را که بگیرد، خودبهخود ایمان رفت، میرود یواشیواش. امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: شما شیعه که پای محبت ما را دارید، ولایت ما را دارید، حالا حواستان باشد دیگر حالا نوبتِ گناه نکردنتان رسیده است؛ و با این گناه نکردنتان ولایت و محبت ما را حفظ کنید در دلتان و تقویت کنید. آن کسی که مطیع خدا باشد، ولایت حقیقی ما و محبت واقعی ما در دلش ریشهدار میشود، او ولیِ ماست. کسی که معصیت خدا را میکند، دارد با ما دشمنی میکند. پس اعمال و اخلاقتان را درست کنید، تا این اعمال و اخلاقِ صحیح بر پایه این ولایت، بشود یک شجره طیبه.»
«کید شیطان، مکر شیطان ضعیف است. قوت انسان بیشتر از آنهاست. آن ارادهای که خدای متعال به انسان داده، میتواند انسان را به اینجا برساند، که هیچ گناهی نکند. بزرگترین نقطه ضعف شیطان هم این است که ما هر یک قدم که برویم جلو، زود عقبنشینی میکند. اما اگر یک جاهایی شل بگیریم، شل برویم، کوتاه بیایم، مصلحتسنجیِ بیجا بکنیم، میآیند جلو. هیچ هم تعارف ندارد، میآید جلو؛ قدمبهقدم، یکدفعهای چند قدم. انسان نباید کوتاه بیاید، باید محکم بایستد، نباید مأیوس بشود، باید ثابتقدم باشد، نباید غافل بشود. ما غافل بشویم آنها غافل نمیشوند؛ غفلت همانا، جیبمان را زد و رفت همانا. چشمهایشان باز است؛ ما اگر چشممان بسته شد، آنها چشمشان بسته نمیشود، آنها باز است.»
1️⃣ درخواست بالاترین درجه ایمان
◽️ حقیقتِ اکمل الایمان و بالاترین رتبه آن
◽️ تجلی عصمت عملی در اعضا و جوارح انسان
2️⃣ حقیقت صراط مستقیم و جایگاه نماز
◽️ چارچوب بندگی خدا و تکرار آن در نمازهای پنجگانه
◽️ بندگی بیچونوچرا در برابر واجبات و محرمات الهی
3️⃣ تمرکز شیطان بر ارکان بندگی
◽️ قسم شیطان برای نشستن دم صراط مستقیم
◽️ هدفگیری استراتژیک ابلیس بر واجبات و گناهان
4️⃣ ولایت امیرالمؤمنین (ع) و ملاک ورع
◽️ احساس خطر جدی شیطان از پایه ولایت و تلاش برای سلب عبادات
◽️ پیوند ناگسستنی محبت اهلبیت (ع) با طاعت و گناه نکردن
5️⃣ حقیقت مخلصین و تفاوت مراتب عصمت
◽️ ویژگی مخلصین و مسدود شدن راه نفوذ شیطان
◽️ تمایز میان عصمت عملی (عام) و عصمت علمی (خاصِ معصومین)
6️⃣ راهبرد مواجهه با شیطان و پرهیز از غفلت
◽️ ضعف کید شیطان در برابر اراده و پیشروی انسان
◽️ خطرات شل گرفتن، عقبنشینی و غفلت در برابر دشمن
7️⃣ دعا و مناجات پایانی
◽️ طلب شناخت وظایف، ثبات قدم در صراط مستقیم و تعجیل در فرج
◽️ دعا برای عزت مسلمین، نابودی مکر دشمنان و ختم به خیر شدن امور
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی