🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب پنجم)
صوت کامل سخنرانی
1403/09/16
پست

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه دوم (شب پنجم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۶ آذر ۱۴۰۳

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب پنجم)

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه دوم (شب پنجم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۶ آذر ۱۴۰۳

متن

هدف از خلقت و دعوت انبیاء

در این آیه شریفه، خدای متعال مسئله‌ای رو مطرح می‌فرماد و اون اینکه انسان‌ها موظف شده‌اند و مکلف شده‌اند به مسئله مهمی و اون عبارت است از بندگی و اطاعت فرمان خدا:

«إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ»

هدف و اساس خلقت انسان هم همین تعیین شده. همه این بساط و همه این عالم و همه این آنچه که ما داریم می‌بینیم، فراهم شده برای دو دسته از موجودات و مخلوقات الهی؛ برای انسان‌ها و برای اجنه؛ که این دو دسته چیکار کنند؟

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»

این دو دسته خلق شده‌اند و آفریده شده‌اند برای اینکه بندگی خدا را بکنند. و اون چیزی که دعوت انبیا بود، دعوت همه انسان‌های خدایی بود و هست، اصل و اساسش مطابق قرآن کریم همین بندگی هست. وقتی قرآن رو مطالعه می‌کنیم، آنچه که از دعوت انبیا خدای متعال اشاره می‌فرماد و مشترک هست و زیاد روش تاکید شده، همین «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» هست؛ خدا رو بندگی کردن.

نیاز انسان به عقل و وحی

خدای متعال انسان رو آفرید به عنوان تنها مخلوقی از بین مخلوقات مادی که دارای عقل و شعور هست. این عقل و شعور کافی نیست برای انسان، چون توان تشخیص مصالح مهمش رو هم در زندگی دنیایی و مادی و هم در نسبت به زندگی معنوی و آخرتی نداره. حتی در بعد مادی‌اش هم همه عقلا که جمع میشن دور هم، قانون می‌نویسند برای اصلاح زندگی مادی‌شون، برای رونق زندگی دنیایی‌شون، این قانون‌ها مرتب عوض میشه، تبصره می‌خوره، الحاقیه می‌خوره، این مسائل رو پیدا می‌کنه.

بشر هنوز که هنوزه خودش نتونسته برای زندگی مادی خودش یک قانون جامع و کاملی تنظیم بکنه که خالی از نقص و اشکال باشه، چه برسه به جهت بعد معنوی و بعد روحی و بعد آخرتی‌اش؛ که دیگه اونجا کلاً هیچ دستش نمی‌رسه و عقلش اصلاً به اونجا قد نمی‌ده که بخواد برنامه‌ای تنظیم بکنه.

لهذاست که خدای متعال، غیر از اینکه به انسان‌ها عقل داد، مسئله دیگری رو هم در زندگی انسان‌ها وارد کرد و اون بعثت انبیا بود؛ که انبیای الهی بیان و برنامه‌هایی رو برای بشر بیاورند تا این بشر با استفاده از عقلش بتونه اون برنامه‌ها رو در زندگی پیاده بکنه که به دو هدف برسه؛ هم دنیا آباد بشه، هم آخرت. هم بعد مادی انسان تامین بشه و نیازهاش بهش پرداخته بشه، هم بعد معنوی، روحی و ایمانی انسان‌ها. لذا بعثت انبیا در این چارچوب و به این هدف پیش رفت و عصاره دعوت انبیا عبودیت و بندگی خدا هست.

اهمیت و جایگاه سوره حمد در نماز

فقط یک نمونه برای اینکه ما اهمیت این مسئله بندگی رو توجه کنیم، همین نماز پنج‌گانه‌ای هست که بر هر انسانی واجب هست این پنج تا نماز رو بخونه. در این نمازها یک مسئله‌ای مشترک هست و قابل تغییر و تبدیل نیست و جایگزین نداره و عوض نمیشه و ساقط نمیشه؛ و اون، یکی از اون‌ها که خیلی هم مهم هست، این سوره مبارکه حمد هست، که به عنوان جزو ثابت و اصلی نماز قرار داده شده و تا جایی که نماز هست، حمد هست و فاتحة الکتاب هست. انسان‌ها هر چیزی که بهش نماز صدق می‌کنه باید حمد رو بخونند. نمیشه کسی عوضش کنه بگه من امروز به جای حمد یه سوره دیگه بخونم. بعد سوره حمد، هر سوره‌ای آدم می‌خواد بخونه بخونه، اما سوره حمد قابل تغییر و تبدیل نیست.

همون عقلی که خدای متعال به انسان داده، دستوراتی که خدا داده، یکی‌اش رو که باید روش تامل بکنه همین مسئله‌ست؛ که چی شده که خدای متعال این سوره رو هیچ بدل و جایگزینی براش قرار نداده و هیچ سوره دیگری نمی‌تونه جایگزین بشه و خود این هم نمی‌تونه حذف بشه. یه نماز احتیاط هم که می‌خواد آدم بخونه باید این حمد رو بخونه. هر نمازی که نمازه، این حمد باید توش باشه.

تبیین معارف سوره حمد

انسان عاقل، عقل انسان، انسان رو هدایت می‌کنه به اینکه چه چیزی هست در این سوره. قاعدتاً یکی از چیزهایی که برای همه قابل فهم و درک هست، همین معنا و مفهوم این سوره هست که وقتی این سوره رو انسان توجه می‌کنه، می‌بینه مسائل مهمی درش هست که اساس و رکن اصلی‌اش حمد خدای متعال هست؛ حمد خدای متعال:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»

خدا رو سپاسگزاری می‌کنیم چون تدبیر و اداره همه عالم رو به عهده گرفته و در این تدبیر و اداره‌اش «الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ» هست؛ رحمت گسترده، فراگیر، دائمی، ثابت؛ هم نسبت به همه مخلوقات و همه انسان‌ها، هم نسبت به انسان‌هایی که در راه بندگی خدا قرار دارند.

«مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» هست؛ در قیامت، قیامتی به پا خواهد شد و انسان‌ها حساب و کتاب دارند و در اون قیامت حساب و کتاب با خداست و هر آنچه که انسان در این دنیا انجام داده از دست نمی‌ره و آن کسی که اونجا همه‌کاره‌ست و به حساب انسان می‌رسه خداست. ما به خاطر این چیزا خدا رو حمد می‌کنیم؛ به خاطر این صفات: الرَّحْمَٰنِ، رَبِّ الْعَالَمِینَ، الرَّحْمَٰنِ، الرَّحِیمِ، مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ. به خاطر همه اینا خدا رو حمد می‌کنیم. خدایا شکرت که هم داری اداره می‌کنی، هم رحمتت گسترده‌ست، هم یه قیامتی قرار دادی و اونجا اختیار کار رو به این و اون ندادی؛ دیگه اونجا اختیار اصلی و فرمانده اصلی در میدان کار و تصمیم خودت هستی.

بعد مسئله اولی که نسبت به ما انسان‌ها مطرح میشه، «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ». حالا ما در مقام حمد تو چه کاری از دستمون برمی‌آد؟ چه وظیفه‌ای داریم؟ اینه وقتی نگاه می‌کنیم به این صفات خوب خدا، این صفات رو در جای دیگری نمی‌بینیم؛ غیر از خدا احدی و مخلوقی نیست که این صفات رو داشته باشه. پس «إِیَّاكَ نَعْبُدُ»؛ پس تو مستحق گوش به حرف دادن و اطاعت فرمان هستی و فقط هم تو هستی، کسی دیگه‌ای این صفات رو نداره که ما بخواهیم سر تعظیم جلوش فرود بیاریم. «نَعْبُدُ»؛ تو رو، فقط تو را بندگی می‌کنیم.

«وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»؛ در این بندگی هم هیچ کسی کاری از دستش برنمی‌آد، همه مخلوق تو، محتاج تو، گدای در خانه تو [هستند]. اون کسی که ازش برمی‌آد کاری که کمک بده به ما که بندگی بکنیم فقط تو هستی. همه صفات کمال و همه قدرت و عظمت در دست توست، مال توست، تو باید کمک کنی تا ما بتونیم خوب این بندگی رو به جا بیاریم.

«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»

حالا که می‌خواهیم از تو استمداد کنیم، «نَسْتَعِینُ»، از تو کمک بخواهیم، چطوری از تو کمک بخواهیم؟ «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ». به این شکل از تو کمک می‌خواهیم که خدایا ما رو به راه مستقیم و معتدل هدایت کن. مستقیم یعنی معتدل؛ یعنی راهی به دور از افراط و تفریط.

این در این حد اینجا می‌فرماد. بعد نشونه میده که این راه، راه کسانی‌ست که خدا عنایت ویژه بهشون داره. راه مغضوب علیهم نیست، راه ضالین هم نیست؛ کسانی که مشمول غضب الهی‌اند، کسانی که راه رو گم کردند، به بیراهه رفتند، اینا نیستند. تو این راه که صراط مستقیمه وقتی وارد بشیم، نه مورد غضب الهی واقع میشیم، نه کار غلط انجام میدیم، نه گمراه میشیم، نه راهو گم می‌کنیم. راه، راه درستی‌ایه که از هر دو جهتِ آسیب، محفوظه. این صراط مستقیم هست.

اینا مجموعه آنچه که در این سوره هست [می‌باشد]، که ما این مضامین رو به این شکل مختصر و پخته در سوره دیگری نمی‌بینیم. لذا خدا مجموع آنچه که در قرآن کریم هست، به یک معنا عصاره‌اش در سوره حمد خلاصه شده و این سوره باید در همه نمازها خونده بشه. که چی؟ ما باید اینو توجه کنیم که نماز که می‌خونیم، اینا حکمت داره. خدا به ما عقل داده که درک کنیم، فهم کنیم این‌ها رو؛ که اهمیت این سوره چقدر بالا برده خدا؛ که هیچ سوره‌ای نیست در عالم که اینقدر انسان‌ها بخونند. این سوره هست؛ همه بهشون واجبه ده بار در شبانه‌روز حداقل هر انسانی می‌خونه. همین نمازهای پنج‌گانه رو که بخونه این ده بار این سوره تکرار میشه.

صبح علی الطلوع، صبح اول وقت، باید از اون خواب خوش آدم بزنه، پاشه این حرفا رو با خدا بزنه. ظهر اوج کارشه، دست بکشه، بیاد همین حرفا رو با خدا بزنه. عصر همینطور، مغرب همینطور، عشاء همینطور. پنج وقت اصلی شبانه‌روز باید بیاد انسان این حرفا رو در پیشگاه خدا بزنه که چی، به خدا یاد بده؟ نه؛ برای خودش تذکر باشه، تکرارش باعث تثبیتش در دل و قلبش میشه که من باید حواسم جمع باشه زندگی‌ام رو بر اساس «نَعْبُدُ» تنظیم کنم؛ تو صراط مستقیم تنظیم کنم کارم رو.

تفسیر صراط مستقیم به بندگی الهی

صراط مستقیم رو هم باز خدا به همین «نَعْبُدُ» تفسیر کرده:

«أَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»

صراط مستقیم هم که باز ما می‌گیم «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»، باز خود خدا تو قرآن کریم تفسیرش رو به ما انسان‌ها نسپرد، چون اگر تفسیر صراط مستقیم رو به ماها می‌سپرد هر کسی یه چیزی می‌گفت، اختلاف می‌شد؛ چون صراط مستقیم یعنی راه معتدل. از نظر هر انسانی اعتدال یه مصادیقی داره. یه عده میان می‌گن اعتدال... ببینید اعتدالی که اونا می‌گن باید همه چی رو بدیم بره دیگه، دیگه چیزی تهش نمی‌مونه برامون؛ همه عزت و عظمت و قدرت و همه ابزارش رو باید بدیم بره دیگه، میشه اعتدال. می‌گن اعتدال یعنی نسبت به دستورات الهی سخت‌گیری نکن، حالا خیلی مهم نیست، حالا شد شد، نشدم نشد. نسبت به حیا که دیشب عرض کردیم، نسبت به حجاب، حالا خیلی مهم نیست مثلاً؛ اعتدال داشته باشید، تند نرید. این دست انسان‌ها اگه می‌افتاد هر کسی می‌گفت از نظر من اعتدال یعنی این؛ مثلاً اینجا نمی‌خواد این کارو بکنه، اونجا اون کارو بکنه، اختلاف میشه.

لذا خدای متعال لطف کرد این مستقیم رو، صراط مستقیم رو در قرآن کریم تفسیر کرد، در چند جا هم تفسیر کرد: «أَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». این صراط مستقیم که معتدله یعنی همون بندگی من؛ یعنی هر چی من گفتم گوش بدید، میشید معتدل. پس تعیینش به ما نیست که چی اعتداله و چی افراطه و چی تفریطه. آنچه رو که خدا دستور داده که باید انجام بشه، میشه عین اعتدال. آنچه را که گفته نباید انجام بشه، میشه عین اعتدال؛ چون خدا خداست. قاعدتاً عقل ما می‌گه خدا علمش، حکمتش، قدرتش بیشتر از ماست. بساط رو به پا کرده، ما رو خلق کرده. اون می‌گه راه بشر، راه اصلاح و هدایت بشر در این مسئله نهفته است که همه بیان بندگی کنن خدا رو. تو هر کاری نگه نظر من اینه. یه «من» بیشتر وجود نداره، اون من هم خداست. خدا گفته اون من منم؛ «إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ». ما دیگه همه بنده‌ایم. یه مارک و یک عنوان رو پیشونی‌مون زدن به نام «عبدالله» و بنده خدا، که در مقابل خدا منی وجود ندارد؛ من تابع خدام. خدا گفته این نباید انجام بشه، چشم. دیگه من بگم نه نظر من اینه که حالا اشکال نداره، سخت نگیر؛ خدا می‌فرماد این باید انجام بشه، چشم. نظر من اینه که حالا تند نرو؛ اگه اینا تندرویه، خب حالا اشکال نداره هر برچسبی بزنن.

صراط مستقیم، اون کسی که تو متنش قرار داده و آنچه را که خدا خواسته عمل می‌کنه، حالا اونایی که دچار تفریطند اونا رو به تندروی متهم می‌کنند، اونایی هم که به افراطند اونا رو به کندروی متهم می‌کنند؛ مهم نیست، مهم این است که خدا بپذیره و خدا راضی باشه. پس ما یه وظیفه و مسئولیت در دنیا داریم که این هم دنیا رو آباد می‌کنه هم آخرت رو. خدای متعال می‌فرماد اگه همه مردم گوش به حرف من می‌دادند، «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا» اگه این اتفاق می‌افتاد، این اتفاق هم ظاهراً فعلاً که نخواهد افتاد تا انشاالله امام عصر (علیه‌الصلاةوالسلام) تشریف بیارن؛ که مردم با تقوا باشند. یه شهری، روستایی، منطقه‌ای مثلاً همه با تقوا باشند، «لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ». مادی و دنیاتونو تامین می‌کردیم. اگه این اتفاق می‌افتاد، که اهل شهرها و روستاها گناه نمی‌کردند، دیگه غم دنیا وجود نداشت؛ برکات از زمین و آسمون جاری و نازل می‌شد. هم دنیا بود، هم آخرت.

واجبات و محرمات؛ خطوط قرمز بندگی

این مسئله بندگیه؛ یعنی گوش به فرمان خدا دادن که این مصداق و ظهور و بروزش در دو دسته از مسائل واجبات الهی و محرمات الهی هست. اینا مصداق خط قرمز خدای متعالند و مصداق اصلی بندگی‌شن. سایر مسائل به اون معنا جزو این، به این شکل نیستند. مستحبات از مسائل مهمند که تاثیر مهمی دارند در رشد ایمان انسان، اما با ترک مستحب کسی از خط بندگی خدا خارج نمیشه؛ اما با ترک واجب خارج میشه، با انجام گناه خارج میشه، اما با ترک مستحب کسی خارج نمیشه از بندگی خدا. صراط مستقیم بر بندگی استواره. این بندگی مصداق اصلی و اساسی‌اش متمرکزه رو واجبات الهی و محرمات الهی. اینا خط قرمزهای خداست که به هیچ وجه حاضر نیست و راضی نیست خدای متعال که انسان ازش عبور کنه و بگذره.

از همینا هم گفتند فاصله بگیرید. یعنی انسان نباید بشینه تا گناه بیاد، بیاد نزدیک نزدیکش، بعد حالا ببینه می‌تونه، نمی‌تونه. نه؛ باید ازش فاصله بگیره. از اون دور که گناه سر و کله‌ش داره پیدا میشه، شیطان سر و کله‌ش داره پیدا میشه، باید فرار کرد. اون مسئله حیا که دیشب عرض شد، اونم برگشت اساسش رو همین استوار [کرد] که انسان‌ها با حیا از این معاصی الهی دور باشند، فاصله بگیرند.

«إنّ المَعاصِی حِمَی اللهِ مَن یَرْتَعْ حَوْلَها یُوشِکْ أنْ یَدْخُلَ فیها»

گناهان خط قرمز خدا، قرقگاه الهی‌اند. نزدیکشون هم آدم بره، نزدیکه بیفته؛ مثل دره می‌مونه. هیچ انسان عاقلی نمیره اون لب لب دره راه بره، بگه من اینجا که دره نیست که، این جاده‌ست، من اینجا بخوام راه بروم. همه عقلا از لب دره فاصله می‌گیرند، عقب‌تر وامیستند راه می‌رن، چرا؟ چون یه وقت آدم پاش می‌لغزه و می‌ره پایین دره. همینو نسبت به محرمات و گناهان فرمودند. فرمودند نسبت به گناهان هم باید فرار بکنید. اون سر و کله‌ش می‌خواد پیدا بشه انسان باید فرار کنه، نذاره بیاد، بیاد نزدیکش.

انسان خودشو می‌شناسه: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِیرَهُ». بهانه‌تراشی می‌کنه، اما خب اینا بهانه‌ست، بهانه‌ست میاره. نمیشه و نمی‌تونم نیست، همه قدرت اینکه در مقابل گناه بایستند رو دارند و خدا این رو خواسته و این بالاترین رتبه و مقامی هست که تو بحث صحیفه اشاره شد: «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ». امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند اکمل الایمان اونجاست که تمام اعضا و جوارح انسان از گناه پاک بشه؛ دیگه من یک انسانی بشم که دیگه چشمم گناه نمی‌کنه، گوشم گناه نمی‌کنه، این ایمان همینطور گسترش پیدا کرده، گسترش پیدا کرده. بالاترین رتبه ایمان اینجاست که یک انسانی موفق بشه گناه نکردن رو و حدود الهی رو مراعات کردن تمام زندگی‌اش و اعضا و جوارحش پیاده بکنه؛ یک، ادامه بده، دو؛ ادامه بده.

تقوا و سیره امام خمینی (ره) در بی‌اعتنایی به دنیا

«الَّذِینَ آمَنُوا وَكَانُوا یَتَّقُونَ». اولیاء الله رو خدا می‌فرماد: این اولیای من «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». اینا اصلاً غم و اندوه ندارند، ترس ندارند، از چی آخه بترسند؟ غمی هم ندارند، «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». بعد خود خدا تفسیر می‌فرماد: «الَّذِینَ آمَنُوا وَكَانُوا یَتَّقُونَ»؛ اینایی که ایمان آوردند و تقوا رو و بندگی من رو مستمر داشتند. «لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ»؛ خوش به حالشون، هم دنیاشون خوبه هم آخرتشون.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمود متقین دنیاشون هم آباده. اینجور نیست آدم با تقوا بشه دیگه دنیا نداره، بدبخت میشه، بیچاره میشه، دیگه... نه؛ دنیا رو داره، دنیا می‌دوئه به طرفش، دنبالش می‌دوئه، نمی‌خواد، خودش نمی‌ره سراغ دنیا، دنیا می‌ره دو زانو جلوش می‌شینه، زانو می‌زنه. مثل مرحوم امام (رضوان‌الله‌علیه)، ذره‌ای حرکتی برای اینکه دنیا به دست بیاره در طول اون دوران قبل انقلاب ایشون انجام ندادند. همه کسانی که با ایشون بودند می‌گن، کمترین کاری که شائبه این توش باشه که مثلاً می‌خواد به عنوان مثلاً بعد مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی به عنوان اینکه بیاد تو خط مرجعیت و این بساط و اینا؛ حتی تشییع جنازه نقل می‌کنند نرفت ایشون، مجلس نگرفت، یه چیزایی که عرف بود اینجور، ایشون انجام نداد. رساله بعداً می‌خواستند چاپ کنند اجازه نمی‌داد، اصلاً هی پس می‌زنه دنیا رو، پس می‌زنه دنیا می‌دوئه دنبالش.

نه رهبر می‌خواست بشه شد، مرجع بنا نبود بشه، می‌دونید که مرحوم امام قبل انقلاب تو اون برهه‌ای که شروع کردند انقلاب رو جزو مراجع درجه یک به اون معنا نبودند، به اون معنا، چون کسانی بودند سابقه‌شون یا مطرح بیشتر بودند، ایشون فراری بودند از این مسائل. ولی خدا چنان کرد که اون عزت و عظمت رو بهش داد، هم رهبری رفت، هم مرجعیت رفت، همه چی رفت، نشست زانو زد جلوش. دنیا می‌دوئه دنبال انسان. آدم بندگی خدا رو بکنه، بقیه‌اش بسپارد به خدا.

حقیقت اخلاص و رهایی از خودخواهی

طبق این آیه شریفه و طبق این روایتی که از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) اشاره شد، این بندگی همینجور مطلق نیست که ما همینجور نمازمونو بخونیم دیگه، روزه‌مونم بگیریم، کارای دیگه‌مونم انجام بدیم درست شد. نه؛ یه قیدی داره. بندگی بسیار مهم یه قید مهمی داره و اون اخلاصه؛ اخلاص:

«وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»

این باید اخلاص توش باشه، یعنی مال خدا، به خاطر خدا، چون خدا گفته من می‌کنم؛ اینجوری. روزه می‌گیرم، روزه خیلی خوبه، روزه بگیریم که آدم که روزه بگیره به مرور مثلاً لاغر میشه، از این اضافه وزنش کم میشه؛ این دیگه اخلاص نیست. اخلاص نیست. نماز بخونیم چون یه ذره حالمون جا بیاد یا یه مثلاً نرمشیه، ورزشیه؛ اینا نیست. چرا؟ فلسفه اخلاص فرمودند، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «وَبِالإخلاصِ تَکونُ الخَلاصُ».

اخلاص چیکار میکنه؟ وقتی انسان کارایی رو که انجام میده، عباداتی رو که میکنه، کارای خوبی رو که میکنه، چون خدا گفته میکنه، نه چون این و او می‌بینند، نه چون لاغر بشم؛ برای اینه که انسان تو این جهت، مقدمتاً یه اشاره‌ای بکنم، انسان یکی از ویژگی‌هاش این است که خیلی خودخواهی درش زمینه‌ش زیاد است؛ خودخواهی. همه تنظیم زندگی و تصمیماتش هم بر این اساسه، یعنی مصالح و منافع خودِ خودش اساسه.

«كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ»

انسان وقتی احساس بی‌نیازی کرد به طغیان می‌افتد، این احساس بی‌نیازی یک احساسیه که به خودخواهی انسانه، طوریه که انسان احساس می‌کنه به بقیه، به کسی، به هیچ کسی، به خدا، به بشر، به خلق هیچ احتیاجی نداره و انسان هم به این سمت حرکت می‌کنه. انسان اگه فقط مادی باشه و دین را از زندگی‌اش حذف بکنه، این دستورات حذف بکنه، به اون سمت خودخواهی حرکت می‌کنه. خدای متعال می‌خواد ما اگه هر کار می‌کنیم یواش‌یواش شروع بکنیم این من و خودمو این چیزا رو بذارم کنار. چون خدا گفته می‌کنم. نمازه، چون خدا گفته می‌کنم؛ نفع دیگری کاری ندارم. روزه‌ست، نه چون لاغر شم. خب اینکه دوباره محورش شد خود ما. روزه ما دوباره اومد خود ما رو داره تقویت می‌کنه، خودخواهی ما رو داره تقویت می‌کنه، منیت ما رو داره تقویت می‌کنه. اینکه دوباره عبادت خدا شد وسیله‌ای برای من، برای نفعی که عائد من بناست بشه. این هر چیز داره تنظیم میشه با من وقتی اخلاص نباشه.

امیرالمؤمنین فرمودند وقتی اخلاص بیاد، خب انسان اون بندگی رو با اخلاص انجام میده، کارا رو انجام میده، نماز می‌خونه، روزه می‌گیره، به مردم خدمت می‌کنه، زیارت می‌ره، هر کار می‌ره چون خدا گفته. زیارت می‌رم، چرا؟ چون خدا دوست می‌داره، خدا گفته. انبیا تو قرآن کریم اینو به ما نشون می‌دادند. حرف دیگه‌ای نبود؛ خدا:

«لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ»

این مال خداست. خب این مال خداست، نماز اون برای خدا، خب خدا احتیاج که نداره که؛ هیچ احتیاجی ندارد. «وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ». همه انسان‌های کره زمین هم کافر بشن خدا اصلاً احتیاجی نداره که آخه خودش به پا کرده این بساط رو، به چی احتیاجی؟ پس اینجا هم که می‌خواد می‌گه برای من کارو بکنیم، اینم نفعش باز به خود انسان از جهتی برمی‌گرده و اون چیه؟ «وَبِالإخلاصِ تَکونُ الخَلاصُ». شما با اخلاص از این خودخواهی، نفسانیت، منیت، همه چیز بر اساس منافع من تنظیم بشه، از این حالت انسان دور میشه، فاصله می‌گیره. برای این و اون میشه؟ نه، برای این و اون هم نمیشه. فقط یه چیز حاکم میشه اونم خدا. فقط خدا حاکم میشه. اون وقت تنظیم می‌کنه خدا.

قید اخلاص در کلام حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا می‌فرماد به همین روایت که عرض شد: «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ». شما عبادت خالصه‌تونو بدید به خدا، عبادتتونو خالص کنید برای خدا، نه برای هیچی دیگه، نه برای هیچ کس دیگه‌ای، دیگه بسپار به خدا، خیالت راحت باشد. «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» یعنی همین. دیگه خیال آدم راحته. کار بیفته دست خدا، دیگه حله. دست من باشه، با این و اون مشکل می‌خوریم، اما دست خدا باید باشه تا درست بشه.

ویژگی مرحوم امام هم همین بود. همین بود. اون کار رو برای خدا خالصانه انجام داد، خدا پیش برد، خدا پیش برد کارش رو، خدا پیش برد. همون چیزی بود که خودشون فرمودند. همه چیز با خدا بود، همه پیروزی به دست می‌آمد خدا بود. ذهن‌ها رو می‌بردند روی اینکه نگو این آقا و اون آقا و اون تیپ و اون لشگر و اون فرمانده و اون کس؛ نه، خرمشهر رو خدا آزاد کرد. اون وقت خدا به این اخلاص یاری‌اش کرد، پشتش بود. اون وقتی که همه چشم‌ها خواب بود تو صحرای طبس، همه خواب، بر ثقل حمله جماران مثلاً یکی‌اش، همه خواب، که چه خبر دارد، خدا شن‌ها رو، که خود ایشون تو سخنرانی‌شون می‌فرمایند، شن‌ها لشگر خدا بودند.

«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» شما تقوا داشته باشید بقیه‌اش بسپارید به من، من هواتونو دارم. مع المتقین یعنی چی؟ یعنی آی آدم، تو انسان ضعیفی هستی، عقلت، قدرتت، علمت، همه چیزت ضعیفه. اما اگه می‌خواهی درست بشه کارت، منو نیاز داری، چون من علمم، قدرتم، همه چیزم بیش از توئه، بی‌نهایته. راهش اینه؛ شما تقوا داشته باش من باهاتم. این «مَعَ» یعنی برو دیگه غمی‌ت نباشه. اونجا که خدا به حضرت موسی و اون [برادرش] فرمود: «إِنَّنِی مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ». من هواتون دارم، غصه نخورید. شما دو تا در مقابل یه حکومت، فرعون و حکومت و لشگرش. خدا با این بود، غلبه کرد.

مرحوم امام هم یه وقتی تنها بود. واقعاً تنها شد، در یک برهه‌ای قبل انقلاب، همون برهه‌ای که شروع کردند انقلاب رو، جزو مراجع درجه یک به اون معنا نبودند، به اون معنا، چون کسانی بودند سابقه‌شون یا مطرح بیشتر بودند، ایشون فراری بودند از این مسائل. ولی خدا چنان کرد که اون عزت و عظمت رو بهش داد، هم رهبری رفت، هم مرجعیت رفت، همه چی رفت، نشست زانو زد جلوش. دنیا می‌دوئه دنبال انسان. آدم بندگی خدا رو بکنه، بقیه‌اش بسپارد به خدا.

مبانی دینی حکومت اسلامی و ولایت فقیه

در مسائل عمومی و سیاسی‌مون هم همینجور. ما هر چی ایمان مردم رو تقویت بکنیم تو این مسائل محکم‌تر می‌ایستیم. مسئله مهم ما مسئله حکومت اسلامیه، مسئله ولایت فقیهه. این یه وقت ما میایم از این‌ور اون‌ور حرف می‌زنیم، یه وقت کم‌کم می‌بریم ذهن و فکرها رو روی این مسئله، رو این جهت استوار میشه که دستور، دستور الهیه، دستور دینیه، از اونجا می‌آد؛ بافته کسی نیست. ولایت و حکومت یک فقیه عادلِ با تقوایی که هوای نفس نداره، مدیره، مدبره. حالا هر چی حرف‌های دیگه بزنیم بعد ایمانی نداره، اما این وقتی استوار بشه روی اینکه پایه و اساسش از دین ناشی می‌گیره، از دستور الهی ناشی می‌گیره، از اون راهیه که حضرات معصومین بعضی‌شون اشاره کردند و درست کردند؛ و مسائل دیگه، همه چیز باید روی ایمان و آنچه که خدا گفته چیده بشه تا انسان، انسان‌ها صبر و استقامت‌شون هم بیشتر بشه.

پس «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» و همه موظفند، امر شدند که خدا رو بندگی کنند، منتهای این بندگی با اخلاص. من نباید بزرگ بشم، من نباید مطرح باشم، مسئله من نیست، مسئله اطاعت فرمان خداست، اون وقت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود شما کارتو خالصانه انجام بده بسپار به خدا، به تعبیر بنده. «أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ» و بهترین مصلحتت رو قرار می‌ده؛ دیگه غمیش نباشه. اینی که پیش می‌آد صلاحشه. گاهی هم تلخه، گاهی هم سخته، گاهی هم مشکلاتی داره، اما از دل همین مشکلات و تلخی‌ها و سختی‌ها خیر انسان رو خدا درمی‌آره.

انشاالله خدا به ما این توفیق و مرحمت کنه که بتونیم در طول مسیر زندگی‌مون، در همه مراحل حیات و زندگی‌مون، در همه اتفاقات و شرایطی که برامون ایجاد شده و ایجاد خواهد شد، بتونیم بفهمیم اون اولاً اون چیزی که دستور خداست، وظیفه الهیه، تشخیص الهیه، اون را اول بتونیم خوب بفهمیم و بعد هم اون را بتونیم خوب عمل بکنیم، بعد هم این عملمون بتونه انشاالله خالصانه برای خدای متعال باشه.

مقدمه توسل و زیارت حضرت زهرا (س)

شب آخر این مجلس هست. بریم درِ خانه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها). شب‌های قبل مقداری روضه خونده شد. مجالس الحمد لله و المنه، مجالس متعدد و زیادی هم فراهم بود. روضه‌ها خونده شد. اگه اجازه بفرمایید امشب این زیارتی که به عنوان زیارت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در مدینه هست، به این عنوان؛ این رو بخونیم حالا ما که دستمون کوتاهه، توفیق نداریم ایشون رو از نزدیک زیارت بکنیم، ولی دل‌ها رو روانه کنید مدینه.

بعد مدتی زیارت، بعد مدتی عزاداری و گریه کردن، این شب آخر را اگه اجازه بفرمایید این زیارت ایشون رو بخونیم همه با هم. در مفاتیح هم هست، در این گوشی‌ها هم اونایی که مفاتیح رو دارند می‌تونند همین زیارت حضرت زهرا در مدینه رو بیارند، این رو بخونیم انشاالله.

گزیده

۱. هدف و اساس خلقت انسان

در آیه شریفه، خدای متعال مسئله‌ای را مطرح می‌فرماید و آن اینکه انسان‌ها موظف و مکلف شده‌اند به مسئله مهمی که آن عبارت است از بندگی و اطاعت فرمان خدا: «إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ». هدف و اساس خلقت انسان هم همین تعیین شده است. همه این بساط و همه این عالم و آنچه که ما داریم می‌بینیم، فراهم شده است برای دو دسته از موجودات و مخلوقات الهی؛ برای انسان‌ها و برای اجنه؛ که این دو دسته چه کار کنند؟ «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». این دو دسته خلق شده‌اند و آفریده شده‌اند برای اینکه بندگی خدا را بکنند. آن چیزی که دعوت انبیا بود، دعوت همه انسان‌های خدایی بود و هست، اصل و اساسش مطابق قرآن کریم همین بندگی است. وقتی قرآن را مطالعه می‌کنیم، آنچه از دعوت انبیا مشترک است و زیاد روی آن تاکید شده، همین «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» یعنی خدا را بندگی کردن است.

۲. ناتوانی عقل بشر در تدوین قانون جامع

خدای متعال انسان را آفرید به عنوان تنها مخلوقی از بین مخلوقات مادی که دارای عقل و شعور است. اما این عقل و شعور برای انسان کافی نیست، چون توان تشخیص مصالح مهمش را هم در زندگی دنیایی و مادی و هم نسبت به زندگی معنوی و آخرتی ندارد. حتی در بعد مادی‌اش هم همه عقلا که جمع می‌شوند دور هم و قانون می‌نویسند برای اصلاح زندگی مادی یا رونق زندگی دنیایی‌شان، این قانون‌ها مرتب عوض می‌شود، تبصره می‌خورد و الحاقیه پیدا می‌کند. بشر هنوز که هنوزه خودش نتوانسته است برای زندگی مادی خودش یک قانون جامع و کاملی تنظیم بکند که خالی از نقص و اشکال باشد، چه برسه به جهت بعد معنوی و بعد روحی و بعد آخرتی‌اش؛ که دیگر آنجا کلاً دستش نمی‌رسد و عقلش اصلاً به آنجا قد نمی‌دهد که بخواهد برنامه‌ای تنظیم بکند.

۳. فلسفه بعثت انبیاء الهی

لهذاست که خدای متعال، غیر از اینکه به انسان‌ها عقل داد، مسئله دیگری را هم در زندگی انسان‌ها وارد کرد و آن بعثت انبیا بود؛ که انبیای الهی بیایند و برنامه‌هایی را برای بشر بیاورند تا این بشر با استفاده از عقلش بتواند آن برنامه‌ها را در زندگی پیاده بکند که به دو هدف برسد؛ هم دنیا آباد بشود، هم آخرت. هم بعد مادی انسان تامین بشود و نیازهایش مورد پردازش قرار گیرد، هم بعد معنوی، روحی و ایمانی انسان‌ها. لذا بعثت انبیا در این چارچوب و به این هدف پیش رفت و عصاره دعوت انبیا عبودیت و بندگی خدا هست. فقط یک نمونه برای اینکه ما اهمیت این مسئله بندگی را توجه کنیم، همین نماز پنج‌گانه‌ای هست که بر هر انسانی واجب است این پنج تا نماز را بخواند.

۴. سوره حمد؛ جزو ثابت و تغییرناپذیر نماز

در نمازها یک مسئله‌ای مشترک است و قابل تغییر و تبدیل نیست و جایگزین ندارد و عوض نمی‌شود و ساقط نمی‌گردد؛ و آن سوره مبارکه حمد است که به عنوان جزو ثابت و اصلی نماز قرار داده شده و تا جایی که نماز هست، حمد هست و فاتحة الکتاب هست. انسان‌ها هر چیزی که به آن نماز صدق می‌کند باید حمد را بخوانند. نمی‌شود کسی آن را عوض کند و بگوید من امروز به جای حمد یک سوره دیگر می‌خوانم. بعد از سوره حمد، هر سوره‌ای آدم می‌خواهد بخواند بخواند، اما سوره حمد قابل تغییر و تبدیل نیست. همون عقلی که خدای متعال به انسان داده، دستوراتی که خدا داده، یکی‌اش را که باید رویش تامل بکند همین مسئله است؛ که چه شده خدای متعال این سوره را هیچ بدل و جایگزینی برایش قرار نداده است.

۵. حکمت تکرار پنج‌گانه سوره حمد در شبانه‌روز

خدا مجموع آنچه که در قرآن کریم هست را به یک معنا عصاره‌اش را در سوره حمد خلاصه کرده و این سوره باید در همه نمازها خوانده بشه. ما باید این را توجه کنیم که نماز که می‌خوانیم، این‌ها حکمت دارد. خدا به ما عقل داده که درک کنیم و فهم کنیم این‌ها را. اهمیت این سوره را چقدر بالا برده خدا؛ که هیچ سوره‌ای نیست در عالم که اینقدر انسان‌ها بخوانند. این سوره هست؛ بر همه واجب است و ده بار در شبانه‌روز حداقل هر انسانی می‌خواند. همین نمازهای پنج‌گانه را که بخواند این ده بار این سوره تکرار می‌شود. پنج وقت اصلی شبانه‌روز باید بیاد انسان این حرف‌ها را در پیشگاه خدا بزند تا برای خودش تذکر باشد و تکرارش باعث تثبیت در دل و قلبش بشود.

۶. صراط مستقیم یعنی بندگی و اعتدال

صراط مستقیم را هم باز خدا به همین «نَعْبُدُ» تفسیر کرده است: «أَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». صراط مستقیم یعنی راه معتدل. از نظر هر انسانی اعتدال یک مصادیقی دارد و اگر تفسیر آن به ماها سپرده می‌شد، هر کسی یک چیزی می‌گفت و اختلاف می‌شد. لذا خدای متعال لطف کرد و این صراط مستقیم را در قرآن کریم تفسیر کرد: «أَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». این صراط مستقیم که معتدل است یعنی همان بندگی من؛ یعنی هر چه من گفتم گوش بدهید، می‌شوید معتدل. پس تعیینش به ما نیست که چه چیزی اعتدال است و چه چیزی افراط و چه چیزی تفریط. آنچه را که خدا دستور داده که باید انجام بشود، می‌شود عین اعتدال و آنچه را که گفته نباید انجام بشود، می‌شود عین اعتدال؛ چون خدا خداست.

۷. واجبات و محرمات؛ خطوط قرمز بندگی

مسئله بندگی یعنی گوش به فرمان خدا دادن که مصداق و ظهور و بروزش در دو دسته از مسائل واجبات الهی و محرمات الهی است. این‌ها مصداق خط قرمز خدای متعال هستند و مصداق اصلی بندگی‌اش می‌باشند. سایر مسائل به آن معنا جزو این به این شکل نیستند. مستحبات از مسائل مهمی هستند که تاثیر مهمی دارند در رشد ایمان انسان، اما با ترک مستحب کسی از خط بندگی خدا خارج نمی‌شود؛ اما با ترک واجب خارج می‌شود، با انجام گناه خارج می‌شود. صراط مستقیم بر بندگی استوار است. این بندگی مصداق اصلی و اساسی‌اش متمرکز روی واجبات الهی و محرمات الهی است. این‌ها خط قرمزهای خداست که به هیچ وجه حاضر نیست و راضی نیست خدای متعال که انسان از آن عبور کند.

۸. لزوم فرار و فاصله گرفتن از گناه

فرموده‌اند از محرمات فاصله بگیرید. یعنی انسان نباید بنشیند تا گناه بیاید نزدیک نزدیکش و بعد ببیند می‌تواند یا نمی‌تواند؛ نه، باید از آن فاصله بگیرد. از آن دور که گناه سر و کله‌اش دارد پیدا می‌شود، شیطان سر و کله‌اش دارد پیدا می‌شود، باید فرار کرد. گناهان خط قرمز خدا و قرقگاه الهی هستند: «إنّ المَعاصِی حِمَی اللهِ مَن یَرْتَعْ حَوْلَها یُوشِکْ أنْ یَدْخُلَ فیها». نزدیکشان هم آدم برود، نزدیک است بیفتد، مثل دره می‌ماند. هیچ انسان عاقلی نمی‌رود آن لب لب دره راه برود و بگوید اینجا که دره نیست، این جاده است. همه عقلا از لب دره فاصله می‌گیرند و عقب‌تر می‌ایستند، چون یک وقت آدم پایش می‌لغزد و می‌رود پایین دره. نسبت به گناهان هم باید فرار بکنید.

۹. حقیقت اخلاص و رهایی از منیت

بندگی یک قید مهمی دارد و آن اخلاص است: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ». این باید اخلاص توش باشد، یعنی مال خدا، به خاطر خدا، چون خدا گفته من می‌کنم. فلسفه اخلاص را امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «وَبِالإخلاصِ تَکونُ الخَلاصُ». اخلاص چه کار می‌کند؟ انسان یکی از ویژگی‌هایش این است که خیلی خودخواهی در زمینه‌اش زیاد است و همه تنظیم زندگی و تصمیماتش هم بر این اساس است، یعنی مصالح و منافع خودِ خودش اساس است. خدای متعال می‌خواهد ما اگر هر کار می‌کنیم یواش‌یواش شروع بکنیم این من و خودم را بگذارم کنار. وقتی اخلاص بیاید، انسان کارها را انجام می‌دهد، نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، به مردم خدمت می‌کند چون خدا گفته است. با اخلاص، انسان از این خودخواهی و منیت فاصله می‌گیرد.

۱۰. ثمره سپردن کارها به خدا

حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌فرماید: «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ». شما عبادت خالصه‌تان را بدهید به خدا و عبادتتان را خالص کنید برای خدا، نه برای هیچ چیز دیگر و نه برای هیچ کس دیگر؛ دیگر بسپارید به خدا و خیالتان راحت باشد. «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» یعنی همین. کار بیفتد دست خدا، دیگر حل است. دست من باشد، با این و آن مشکل می‌خوریم، اما دست خدا باید باشد تا درست بشود. شما کارتان را خالصانه انجام بدهید و بهترین مصلحتت را خدا قرار می‌دهد و دیگر غمی نباشد. این چیزی که پیش می‌آید صلاح انسان است. گاهی هم تلخ است، گاهی هم سخت است، اما از دل همین مشکلات و تلخی‌ها، خیر انسان را خدا درمی‌آورد.

فهرست

1️⃣ فلسفه خلقت و حقیقت بندگی

◽️ هدف از آفرینش انسان و جن در قرآن

◽️ بندگی؛ عصاره و اصل مشترک در دعوت انبیاء الهی

2️⃣ جایگاه وحی و ناتوانی عقل بشر

◽️ ناتوانی عقل انسان در تشخیص مصالح معنوی و اخروی

◽️ بعثت انبیاء؛ برنامه‌ای جامع برای آبادانی دنیا و آخرت

3️⃣ اسرار سوره حمد در نماز

◽️ حکمت ثبات و جایگزین‌ناپذیری سوره حمد در نمازهای پنج‌گانه

◽️ تکرار شبانه‌روزی معارف حمد به عنوان تذکر و تثبیت قلبی

4️⃣ تبیین صراط مستقیم و معنای اعتدال

◽️ صفات ربوبی و مسئله «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»

◽️ تفسیر صراط مستقیم به بندگی الهی و نفی نظرات شخصی

5️⃣ حدود الهی و خطوط قرمز بندگی

◽️ تمرکز صراط مستقیم بر واجبات و محرمات الهی

◽️ لزوم فرار از گناهان و فاصله گرفتن از قرقگاه الهی

6️⃣ حقیقت اخلاص و رهایی از منیت

◽️ قید اخلاص؛ عامل رهایی انسان از خودخواهی و نفسانیت

◽️ بررسی روایت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در نزول بهترین مصلحت‌ها

7️⃣ مبانی دینی ولایت فقیه و پایداری بر ایمان

◽️ ابتناء حکومت اسلامی و ولایت فقیه بر دستورات الهی

◽️ ثمره تقویت ایمان و تقوا در جلب برکات مادی و معنوی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب پنجم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی