🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب چهارم)
صوت کامل سخنرانی
1403/09/15
پست

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه دوم (شب چهارم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۵ آذر ۱۴۰۳

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب چهارم)

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه دوم (شب چهارم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۵ آذر ۱۴۰۳

متن

مقدمه و جایگاه حیا در زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد [صلوات حضار] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

یکی از مسائلی که... [صداهای پس‌زمینه]... یکی از مسائلی که در زندگی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) خیلی به وضوح از مسائل و اتفاقات مختلفی که پیش اومده به چشم میاد و خیلی هم به درد همیشه مردم می‌خوره ــ الان هم خیلی به درد ما می‌خوره ــ مسئله عفت و حیا هست.

مسائل و اتفاقات مهمی در زندگی ایشون پیش اومد که یکی از چیزایی که ازش فهمیده میشه همین حیاست. حیا در حقیقت یه حالتیه در انسان که انسان رو نسبت به انجام کارایی که ناپسنده، محفوظ می‌داره. یه چیزایی هست در بین مردم ناپسنده، یه چیزایی هست از نظر دین ناپسنده؛ حیا این حالته که انسان رو حفظ می‌کنه که این چیزا رو انجام نده. وقتی خدای نکرده کسی این حالت رو از دست داد، بی‌حیایی انسان رو به هر کار بد و غلطی می‌کشونه؛ یعنی دیگه در ذهن و فکر انسان هیچ حریمی باقی نمیذاره. حالا بستگی داره که این حالت بی‌حیایی چقدر در انسان پیش بره و رشد کنه؛ اما حدی نداره، تا جایی پیش میره که هیچ‌گونه خط قرمز و حریمی برای انسان نمونه.

و این حیا رابطه مستقیم هم داره با دین انسان، با ایمان انسان و با عقل انسان؛ یعنی هرچی حیا بیشتر، ایمان انسان قوی‌تر میشه، دین انسان محکم‌تر میشه و عقل انسان بیشتر رشد می‌کنه. اینا همش به هم متصله. در اسلام یک مسئله مهم، رشد عقل انسان‌هاست؛ که عقلی که هر انسانی داره بتونه چنان حاکم بشه بر...

کنترل نفس، عصبانیت و اضطراب در پرتو عقل و ایمان

اما مشکل اکثر انسان‌ها اینه که این نعمت مهم براشون نقمت و مایه عذاب میشه؛ یعنی تو این حالت عصبانیت نمی‌تونه خودش رو کنترل بکنه، یک حرفی میزنه، رفتاری می‌کنه که بعدم اگه آدم منصفی باشه معمولاً بعدش پشیمون میشه.

دین می‌خواد ما رو اون‌قدر رشد بده که وقتی مثلاً عصبانی میشیم، کنترل اوضاع خودمون و بقیه اوضاع از دستمون خارج نشه؛ مسلط باشیم بر امور. وقتی دچار اضطراب میشیم، وقتی در یک شرایط نگران‌کننده و مضطرب‌کننده‌ای قرار می‌گیریم، باز دوباره عقل انسان ضعیف میشه و کارایی‌اش به شدت میاد پایین. تو این حالت، باز دین می‌خواد ما رو برسونه به یه نقطه‌ای از قوت عقلی که در این شرایط اضطراب و استرس و نگرانی، انسان بتونه اون تصمیم درست و صحیح رو بگیره.

دین دنبال دو تا مسئله است: یک، تقویت عقل؛ دو، تقویت ایمان. این دو تا هدف دین هست که یک انسان عاقلِ مؤمن به معنای کامل کلمه و به معنای حقیقی کلمه تربیت بشه؛ که سوار باشه بر نفس، و کنترل نفس در اختیار خودش و عقلش باشه، نه در اختیار نفس اماره‌اش.

تلازم حیا با ایمان، دین و رشد عقلی

حالا یکی از این چیزایی که این عقل رو، دین رو و ایمان رو از انسان می‌گیره و ضعیف می‌کنه، کارایی هست که حیا رو از انسان می‌گیره و مصداق بی‌حیایی میشه؛ یکی‌اش همینه. ما در روایات داریم: «الحیاء مفتاح کل خیر»، «لا إیمان لمن لا حیاء له»، «لا حیاء لمن لا دین له». اینا را همه را به هم پیوند دادن و ملازم هم شدن. به مقدار دین، حیا هست؛ به مقدار حیا، دین باقی می‌مونه؛ به مقدار ایمان، حیا هست؛ به مقدار حیا، ایمان انسان باقی می‌مونه و رشد می‌کنه؛ به مقدار همه اینا عقل داره انسان، و به مقداری که همه این‌ها را بتونه تقویت بکنه، عقل انسان رشد می‌کنه و به اون نقطه‌ای می‌رسه که مسلط بر اوضاع میشه؛ نه عصبانیت، نه اضطراب، نه استرس، نه غم و اندوه، نه مصیبت و نه گرفتاری، هیچی از این چیزایی که تو زندگی هر کسی هست، نمی‌تونه سوار بر انسان بشه. انسان سوار بر همه اینا میشه، اما اینا نمی‌تونه سوار بر انسان بشه. به این نقطه می‌خوان ما رو برسونن و یکی از اسباب و لوازمش حیا هست.

اینا به هم مربوط شده: «أعقَلُ النّاسِ أحیاهُم»؛ عاقل‌ترین مردم باحیاترینه و باحیاترین مردم عاقل‌ترینه. چون عقل تایید می‌کنه، می‌پذیره و خودش دعوت می‌کنه انسان رو به حیا و خویشتن‌داری نسبت به کارای غلط.

هجمه دشمن به مرزهای حیا و غیرت در جامعه

و دقیقاً این همون چیزی هست که دشمنان ما، دشمن درونی ما و دشمنان بیرونی ما، همه ملتفت این قضیه شدن و هستن. شیطان رجیم یکی از چیزایی که در نظر گرفته و سیبل هدفش هست، حیا هست. دشمنان ما هم که دارن نسبت به ایمان مردم ما، جامعه ما، جوونای ما، زنان ما و مردان ما تلاش می‌کنن که این ایمان رو بگیرن، یکی از چیزایی که خیلی روش متمرکزند، مسئله حیا هست؛ که تا می‌تونند این مرزهای حیا رو جابه‌جا کنند و به مرور اصلاً از بین ببرند که انسان هیچ حریمی دیگه قائل نباشه، هیچ حریمی. اینا تو غرب، اونچه را که تحت هدایت و رهبری‌شون گرفتن انسان‌ها رو، همینه که برسونند انسان‌ها رو به نقطه‌ای که هیچ حد و مرز و حریمی نباشه، هیچی. از عفت و حیایی که ما می‌بینیم تا مسائل دیگر رو، تا ناموس و مسائل عمومی و اجتماعی و خط قرمزهای عمومی، اجتماعی، خانوادگی... همه چیزایی که به نحوی خط قرمزه، استواره بر پایه حیا. اینا این حیا رو بگیرند، اینا دیگه معنی نداره دیگه. لذا همه اینا رو روش کار می‌کنند و تلاش می‌کنند و می‌برند جامعه رو به سمتی که به تدریج این حیا از بین بره.

وقتی حیا از بین بره و ضعیف بشه، عفت در همه، به‌خصوص زن‌ها، از بین میره و ضعیف میشه. وقتی حیا ضعیف بشه، غیرت در همه، به‌خصوص مردها، ضعیف میشه. خود به خود یواش‌یواش اون رگ غیرت مرد، خشک میشه. تدریجاً می‌بینی قبلاً نسبت به یه چیزایی حساسیت داشت؛ چیزای درستی هم بود، پسندیده‌ای هم بود، به جا هم بود، نسبت به ناموسش، نسبت به حتی دینش، نسبت به مملکتش، نسبت به استقلالش، نسبت به همه چیز. حالا یکی‌اش ناموس اصطلاحی‌ایه، چیزای بیشتری هم هست؛ هر چی که باید انسان نسبت بهش غیرت داشته باشه، که پایه اصلی حفظش، غیرت انسان‌هاست، حتی در مسائل عمومی‌مون و اجتماعی‌مون و سیاسی‌مون و هر چی که حساب بکنی. وقتی حیا ضعیف بشه، خود به خود غیرت در مردها به تدریج ضعیف میشه؛ یعنی اون حساسیتی که قبلاً نسبت به یه چیزایی داشته که به جا بوده و خوب بوده، الان دیگه به اون معنا نیست. حالا خدا نکنه برای ما پیش بیاد. باید یه رجوعی به نفسمون بکنیم ببینیم نسبت به اون چیزایی که واقعاً باید نسبت بهش غیرت داشت، چقدر داشتیم قبلاً و چقدر الان داریم؟ مقایسه‌ای بکنیم. که دشمن یکی از کارایی که می‌کنه و اهدافش، که خیلی هم خوب براش برنامه‌ریزی کردن، همینه که با از بین بردن حیا، غیرت رو در مردها و عفت رو در همه، به‌خصوص زن‌ها، از بین ببرند و هیچ مرزی نمونه.

وقتی اینا از بین رفت، دیگه راحت از درون، جامعه تهی میشه و هر چیزی میشه براش تحمیل کرد، چون خط قرمزی نداره. اِ! این به ضرر مملکتته‌ها، حالا دین هم نداری، ضد انقلاب هم هستی، هر چی هستی اشکال نداره، این مسئله به ضرر مملکت خودته؛ اینم دیگه کم‌کم این غیرت نسبت به این هم که باید بمونه، این هم دیگه نمی‌مونه؛ دین هم نمی‌مونه، هیچی نمی‌مونه کم‌کم.

آسیب‌های نامحسوس فضای مجازی و عادی‌سازی منکرات

یکی از فواید فضای مجازی به‌خصوص و رسانه‌ها برای دشمن همینه که بسیار با همین صفحاتی که خیلی راحت باز می‌کنیم، با همین چیزایی که خیلی راحت می‌بینی، خیلی راحت، دیگه الان متدین و غیرمتدین هم متاسفانه به اون معنا نداره، خیلی راحت جلو چشم میاد همه چیزش؛ از نوشته و فیلم و عکس و مسائل دیگه. هر کدام از اینا که چشم انسان بهش می‌خوره و لحظه‌ای متمرکز میشه و توجه می‌کنه، یک ذره از حیای انسان رو از بین می‌بره؛ بخواهیم یا نخواهیم. این مقدار از حیا که رفت، یک مقدار از دین انسان و غیرت انسان میره؛ بخواهیم یا نخواهیم. نامحسوسه، نامحسوسه؛ مثل یک بیماریه که اصلاً نشون نمیده خیلی واضح خودش رو، اما هست و به تدریج پیش میره.

خیلی چیزا بود اگه شما دقت کنید تو روابط اجتماعی، نسبت به حریم زن و مرد، محرم و نامحرم، تو ارتباطات خانوادگی، تو عروسی‌ها، ده سال، بیست سال پیش بیشتر مراعات می‌شد، حالا کمتر مراعات میشه، خیلی هم کمتر. یعنی الان می‌بینی مثلاً شاید ده سال، بیست سال پیش آدمای متدین مجالس عروسی‌شون می‌شد رفت، حالا الان به جایی رسیده خود اینا هم نمیشه مجالس‌شون رفت، واقعاً اکثراً این‌جوری شده. خب خیلی هم نامحسوس؛ شاید یه آقا اگه ده سال پیش بهش این مجلس امشب‌شون رو نشونش می‌دادند باورش نمی‌شد؛ من اینم؟! که این‌طور مجلسی گرفتم؟! بیخیالم، چه باکی‌ام نیست، چیزی‌ام نیست به اون معنا، حالا یه شبه دیگه. یه چیزایی که ما الان داریم بعضاً بعضی‌ها می‌بینند، قبلاً نشون می‌دادند می‌گفتند یه روزی راحت این چیزا رو نگاه می‌کنی؛ واقعاً؟! واقعاً ده سال دیگه به این نقطه می‌رسم؟! اما خب خیلی وقت‌ها تو متنتش الان قرار گرفتیم و هستیم؛ راحت هم هستیم. چون به تدریج انسان‌ها رو عوض می‌کنند و اون چیزی که بخوان، تولید می‌کنند و درست می‌کنند. به تدریج، آروم‌آروم. این چیزایی که انسان‌ها می‌خونند و می‌بینند، به تدریج [اثر میذاره]. خیلی چیزا، تلویزیون ما هم همین‌طور.

شما مثلاً فرض بگیر خیلی صحنه‌هایی که حالا چه در تلویزیون می‌بینیم و چه در خیابون می‌بینیم، واقعاً ابتداش و شروعش همه ناراحت بودند، تلخ بود، سنگین بود؛ خبرش می‌آمد که یه جا این‌جور شده، خب برای خیلیا ناراحت‌کننده بود؛ اما خب دیگه الان جلو چشممونه و دیگه عادت می‌کنیم. بعداً هم میگه مگه چه اشکال داره مثلاً؟ فرض بگیر یه زمانی تلویزیون‌مون تو همین کاراش، تبلیغاتش، زنان وسیله تبلیغاتی نبودند و یه جور زشت بود، زننده بود و اصلاً کسی نمی‌پذیرفت. حالا خیلی عادیه الان، چون دیدیم عادی شد. اون تهش هم ممکنه بگی مگه حالا چه اشکال داره؟ تولین [نامفهوم - ۱۱:۵۸]؛ یعنی همون حالتی که انسان مبتلا میشه بهش و در متنش قرار می‌گیره، اصلاً همون شکلی میشه. خب دیگه معروف میشه منکر و منکر میشه معروف، بدون این‌که انسان اصلاً بپذیره و قبول داشته باشه؛ مگه چه اشکال داره؟ بعد این تمومی نداره.

استراتژی آندلسی دشمن در جبهه فرهنگی و حجاب

لذا دشمن که مثلاً یکی از مسائلی که خیلی روش سرمایه‌گذاری می‌کنه مسئله زنان هست و مسئله حجاب هست، چرا رو این خیلی براش مهمه و خیلی سرمایه‌گذاری می‌کنه؟ چون بتونه این حجاب رو موفق بشه و بگیره از ما، خود به خود همین مسیر طی خواهد شد؛ دیگه خودمون می‌افتیم روی یه غلتکی که دیگه خودمون می‌ریم دیگه، نیازی نیست کسی ببرتمون. همین‌طور که صحنه‌های بی‌حیایی و بی‌حجابی هر روز دیگه جلو چشم‌مون ظاهر شد و دیدیم، که زمینه‌اش رو با فضای مجازی ایجاد کردند، بعد هم در فضای حقیقی، خب به تدریج اینا وقتی ایجاد بشه و چشم‌ها ببینه این چیزا رو، تا بغل گوش ما این چیزا بیاد، خود به خود اون حالت غیرت در انسان خشک میشه. وقتی این غیرت که در انسان خشک شد، تو همه چی خشک میشه؛ یعنی الان دیگه براش مهم نیست ناموسش به چه وضعی ظاهر میشه، اهمیتی نداره، دیگه باهاش کنار اومده، راه اومده و بعد هم دیگه حالا داره پیش میره و خودشم مبتلا شده و کم‌کم‌کم‌کم دیگه خیلی بدشم نمیاد و... این حالت که در انسان ایجاد بشه اون‌وقت این قدم اساسی برای اینه که کلاً... چون غیرت شعبه‌های مختلف [داره]، ما تقسیم می‌کنیم وگرنه اصل رگ و ریشه‌اش یه چیزه و از هر جهت آسیب دید رو همه جهات دیگه اثر میذاره.

لذا وقتی غیرت به تبع حیا از بین رفت در مردها به‌خصوص، و عفت در همه از بین رفت و در زن‌ها به‌خصوص، دشمن بسیار موفق خواهد شد؛ نیازی هم نیست دیگه کار خاصی انجام بده چون روی غلتک می‌رن دیگه، می‌رسن به اون نقطه‌ای که نباید برسن. و این همون مسیری بود که دشمن در مناطقی مثل آندلس همین مسیر رو طی کرد؛ یعنی اینا فهمیدند که بهترین کار، کار فرهنگی [و اینه که] ریشه‌های حیا را در مسلمان‌ها بخشکونند. وقتی این ریشه‌های حیا خشکید، خود به خود جنگ هم نیازی نیست برای این‌که فتح بکنیم اون منطقه رو؛ اگرم جنگ لازم بود، راحته، خیلی چیز... معونه‌ای نمی‌بره. چون مردم دیگه کم‌کم نسبت به دفاع از مملکت‌شون هم غیرت رو از دست خواهند داد؛ اصلاً التماس می‌کنند ممکنه عده‌ای به اسرائیل که بیا ما رو نجات بده مثلاً؛ تو مثلاً بیا ما رو نجات بده. دیگه اصلاً عقل یه چیز دیگه داره می‌فهمه؛ واضحات و بدیهیات قبلی دیگه الان شده یه چیزای غیرواضح و کم‌کم اصلاً عکسش داره اتفاق می‌افته و به اون نقطه می‌رسیم. این حیا خیلی مهمه.

پیامدهای فردی و اجتماعی خودخواهی ناشی از فقر ایمان

«الحیاء و الایمان مقرونان فی قرن»؛ حیا و ایمان دو سر ریسمان به هم بسته شدند، هر کدوم هر جا بره به هر سمتی بره اون هم همون‌جا میره. اگه اون از بین رفت، اونم میره. هر کدوم از بین بره اون یکی میره. حیا رفت، ایمان میره. ایمان هم پایه و اساس همه چیزه. ایمان مهم‌ترین چیزیه که انسان تو زندگی بهش احتیاج داره. تو زندگی ما خوشی داریم، تلخی داریم، سختی داریم، مصیبت داریم، گرفتاری داریم؛ چی انسان رو نگه می‌داره؟ ایمانه. گاهی مشکلات به آدم هجوم میاره، مصیبت‌هایی، سختی‌هایی، اون چیزی که انسان رو محکم نگه می‌داره ایمانه. فرق اون کسی که ثابت‌قدم می‌مونه و صبور می‌مونه با اون کسی که نمی‌تونه، در چیه؟ در ایمانه. وقتی این حیا اگه از بین بره ایمان از بین میره؛ ایمان از بین بره تاب و تحمل انسان هم کم میشه؛ از تو خونه در مواجهه با همسر و فرزندان تا بیرون در جامعه.

الان خیلی وقت‌ها متاسفانه مردم تو خیابون گاهی آدم احساس می‌کنه با هم دعوا دارند؛ تو رانندگیه به کمتر چیزی می‌خوان حالا اصطکاک پیدا کنند؛ تو یه سری چیزا دیگه انگار ایثار، رحم، مراعات همدیگه و رعایت حقوق اصلاً اینا نیست. اینا ریشه‌اش کجاست؟ ریشه‌اش یکی‌اش در همین مسئله است؛ یعنی اون حیا وقتی از بین بره آثارش تا این‌جاها خودش رو نشون میده. ایمان در آدم ضعیف میشه، ایمان که در آدم ضعیف شد آدم خودخواه‌تر میشه. خودخواه‌تر شد اصطکاکش با بقیه بیشتر میشه، چون خودش اصله، همه‌اش... همه چیز اهمیت و ارزشش به انسانه دیگه، خود من؛ من اولویت اولم، همه منافع من تامین بشه بعد نوبت بقیه است اگه برسه. هر چی ایمان ضعیف‌تر، انسان‌ها خودخواه‌تر. از پایه‌های ایمان حیاست. «الحیاء یصد عن فعل القبیح»؛ حیاست که نگه می‌داره جامعه رو از کارای قبیح.

حیا و درک متقابل در سیره همسرداری حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

اون‌وقت این مسئله تو زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) خیلی واضحه؛ هم حیا در ارتباط با مسائل محرم و نامحرم، هم حیا در چیزای دیگه، تو مسائل زندگی و در مقابل همسر. یه وقتی امیرالمؤمنین اون‌طور که نقل کردند ــ منبعش هم کتاب کشف‌الغمه هست ــ میگن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یه وقتی به حضرت زهرا خواستند که یه مقدار غذایی بیارن گرسنمه. بعد خب شرایط صدر اسلام، یعنی اون اوایلی که پیغمبر اکرم آمده بودند مدینه، خیلی مسلمونا تو مضیقه سخت و فشار سنگینی بودند، مخصوصاً مهاجرین؛ فقر شدیدی بهشون حاکم بود، مخصوصاً مهاجرین. ایشونم دائم در جنگ و جهاد و اینا. یه وقت غذایی خواستند، گرسنه‌شون بود، حضرت زهرا فرمودند چیزی نیست خونه واقعیتش، ندارم. یه چیز مختصری بوده دادم به بچه‌ها. بعد امیرالمؤمنین ناراحت شدند و غمگین شدند، فرمودند خب زودتر به من می‌گفتی، یه چیزی به من می‌گفتی. ایشون می‌فرمایند: «إنّی لَأستَحیی مِن إلهی أن أُکَلِّفَ نَفسَکَ ما لا تَقدِرُ عَلَیهِ»؛ من حیا می‌کردم، خجالت می‌کشیدم از خدا، از خدا، که تو رو وادار کنم به کاری که نمی‌تونی، الان در توانت نیست. این‌قدر اینا اوضاع بد بود و این‌قدر حیا حاکم بود که یه حق عادی طبیعی رو طلب نمی‌کرد حضرت زهرا. می‌گه دو روزه چیز نداریم خونه بخوریم، چیزی نیست، اما من خجالت می‌کشیدم از خدا که از تو چیزی بخوام که می‌دونم نمی‌تونی الان فراهم کنی.

حالا شما فرض بگیرید این مسئله حاکم باشه تو زندگی‌ها، بین زن و شوهرا. حیا یکی‌اش هم اینه‌ها، یعنی بین زن و شوهرا. گاهی توقعاتی از هم دارند، چیزایی از هم می‌خوان که واقعاً حالا چه مردا از زنا، چه زنا از مردا، توقعاتی هست؛ اینا ریشه‌اش برمی‌گرده با عرض معذرت به مسئله حیا. ریشه‌اش برمی‌گرده به این مسئله. خب می‌دونی الان نمی‌تونه؛ البته اون که حالا اون وظیفه‌اشه کاری بکنه یه مسئله هست، اما خب این الان نمی‌تونه، شرایطش نیست؛ این چه توقعیه که مرد از زن داره که باید فلان کارها رو کرده باشی من میام خونه؟ یا زن از مرد داره که باید فلان چیزها رو که من می‌خوام حتماً تهیه کنی بخری، که خب اضافه بر سازمانه، خیلی چیز ضروری‌ای هم نیست. خب اینا برمی‌گرده، این چیزا به این تعبیری که حضرت زهرا می‌فرمایند به حیا برمی‌گرده؛ وقتی دو تا آدم نسبت به هم حجب و حیا دارند، خب یکی از آثار حجب و حیاشون اینه که این مسئله رو نسبت به هم مراعات می‌کنند، خجالت می‌کشه چیزی رو بخواد که می‌دونه طرف مقابل خب نمی‌تونه انجام بده.

این خیلی حالت خوبیه در انسان باشه که درک کنه شرایط طرف مقابل رو. خانمه درک کنه شرایط همسرش رو، آقائه درک کنه شرایط زنش رو؛ این شرایطش الان جور نیست این چیزایی که شما توقع داری برات فراهم بکنه، نمی‌تونه. حالا دشمنی که با شما قاعدتاً نداره، اما خب نمیشه. درک کنند همدیگر رو. اون‌وقت این درک، باز ریشه در حیا داره؛ آدم اگه حیا داشته باشه، طبیعتاً روش نمیشه. خوبه بین زن و شوهر هم یه حدی از این حیا باشه، روشون نشه. خوبه، این مرزها نباید همه درنوردیده بشه و همه این سطح‌ها شکسته بشن [که بگیم] زن و شوهریم دیگه، آقا کف دست هر توقعی هم می‌خوایم داشته باشیم از هم؛ نمیشه. یه درصد و درجه‌ای از حیا باید باشه که آدم خجالت بکشه از طرف مقابلش که می‌دونه که الان شرایطش طوریه نمی‌تونه اون چیزی که شما می‌خواید فراهم کنه و اون کاری که می‌خواید انجام بده. یکی از مسائل و مصادیق حیا، «إنی لأستحیی من إلهی أن أکلف نفسک ما لا تقدر عليه»؛ من خجالت می‌کشم از خدا که از تو چیزی بخوام که نمی‌تونی. این یه مسئله.

اوج حیا و عفت فاطمی در بستر بیماری و وصیت تابوت

یک مسئله هم خب حیا در همین مسائل و حریم مربوط به محرم و نامحرم و اینا که این هم خیلی مسئله‌ای بود. یا حیا در پوشش. خیلی عجیبه! چقدر ایشون نسبت به پوشش حساس بودند که در این بستر بیماری که بودند همین اواخر و از شدت درد و اون مصیبت زمین‌گیر شده بود ایشون و می‌نالیده از درد، اسماء میگه این‌طور که نقل کردند، میگه من دیدم ایشون محزونه؛ حالا تو بعضی جاها هم نقل کردند ایشون خب به زبان آوردند یا حتی وصیت کردند به امیرالمؤمنین. من دیدم محزونه ایشون، سوای اون از یه چیز دیگه‌ای ذهن‌شون مشغوله. برگشتند به اسماء گفتند من یه چیزی هست خیلی ناراحتم می‌کنه، فکرم رو گرفته: «قَدِ استَقبَحتُ ما یُصنَعُ بِالنِّساءِ إنَّهُ یُطرَحُ عَلَی المَرأَةِ الثَّوبُ»؛ من بدم میاد می‌بینم زنا رو وقتی جنازه‌شون رو می‌خوان حمل کنند، این رو همین‌طور یه چیزی مثل همین برانکارد ما بوده ــ حالا او تابوت نبوده اون‌وقت ــ یه تخته‌ای صاف جنازه رو روش می‌گذاشتند، حمل می‌کردند؛ خب این جنازه حجمش پیداست، لاغر بوده، چاق بوده، پیداست. ایشون نگران این مسئله است، تو اوج اون مریضی و درد میگه من ناراحتم این مسئله رو چیکارش کنیم؟

بعد اسماء میگه خب من برگشتم گفتم من اون‌وقتی که حبشه بودم ــ اسماء همسر جعفر بن ابی‌طالب بود ــ می‌گه اون‌وقت که ما حبشه بودیم من دیدم این حبشه‌ای‌ها یه چیزی درست کردند، تابوت؛ این جنازه رو تو خودش می‌پوشونه. می‌خوای درست کنم ببینید؟ می‌گه درست کردم، حضرت نگاه کردند خوشحال شدند؛ «فَتَبَسَّمَت»؛ می‌گه حضرت زهرا تبسم کرد این‌جا تا اینو دید. بعد حالا اسماء این‌جا میگه که: «وَ ما رُئِیَت مُتَبَسِّمَةً إلّا یَومَئِذٍ»؛ تمام این مدت زهرای مرضیه رو من هیچ‌وقت متبسم ندیدم، چون همه‌اش تو این مدت ــ شب‌های قبل عرض شد ــ ایشون گریه می‌کرد و ناله می‌کرد. یک بار ایشون متبسم شد در این مدت و اونم همین باری بود که دیدند خیال‌شون از جنازه‌شون راحت شد، که این جنازه من یه طوری حمل نمیشه که بدنم معلوم باشه. حیا این‌طوریه، نگران جنازه [هست که] منو چه‌جور می‌خوان حمل کنند؟ چشم نامحرمی... جالبه می‌فرمایند: «فَیَصِفُها لِمَن رَأى»؛ این پارچه که می‌اندازند همین‌طور رو جنازه و رو تخت می‌برند یه جوریه بقیه می‌فهمند این جنازه مال چه‌جور آدمی بوده. حجب و حیا رو ببین چقدره که نگران سر این...

وقت ما خدای نکرده به کدوم سمت رفتیم نسبت به پوشش‌هامون؟ و این یه اشاره ضمنی هم داره که یکی از مصادیق حیا هم حالا تو پوشش‌ها و اینا هست، یکی‌اش هم تو گفتگوهای بین انسان‌هاست. گاهی وقت‌ها زن میاد پیش شوهرش از یه زن نامحرمی، از یه مرد نامحرمی، مطالبی میگه، بعضاً درست نیست، خیلی جالب نیست. یا بالعکس، مرد میاد از یه کسای دیگه‌ای چیزی میگه. این توصیف کردن‌ها و این گفتن‌ها خودش یه طوریه جالب نیست بعضاً اتفاق می‌افته؛ بعضی‌اش اگه انسان توجه بکنه، ریشه در همین مسئله داره. آدم اگه حیا داشته باشه، طبیعتاً روش نمیشه. روش نمیشه که بیاد یه مسائلی رو، ولو مربوط به بقیه‌ است، بیاد پیش همسرش بگه. خوب نیست، این حد و مرز حیا نباید همه درنوردیده بشه و همه این سدها شکسته بشن؛ زن و شوهریم دیگه، آها کف دست هر توقعی هم می‌خوایم داشته باشیم از هم؛ نمیشه. یه درصد و درجه‌ای از حیا باید باشه که آدم خجالت بکشه از طرف مقابلش که می‌دونه که الان شرایطش طوریه نمی‌تونه اون چیزی که شما می‌خواید فراهم کنه و اون کاری که می‌خواید انجام بده.

سیره مواجهه با نامحرم و لزوم حرکت بر مرز صراط مستقیم

اون‌وقت امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمود اولین تابوت که در اسلام ساخته می‌شد همین‌جا بود. بانیِ این مسئله در بین مسلمان‌ها که رایج شد و شروع شد، این حیا و عفتی بود که در حضرت زهرا سلام الله علیها بود. حالا نسبت به جنازه مرده ایشون حساسند، چه برسه به زنده؛ که زنده هم چه داستان‌هایی دارند ایشون؛ که باز دوباره نقل می‌کنند امیرالمؤمنین که یه وقتی یک نابینایی می‌خواست بیاد وارد بشه بر منزل ما، بعد یه وقت دیدیم حضرت زهرا پاشدند رفتند. رسول خدا به حضرت زهرا گفتند که این که نابیناست، این که چیزی نمیبینه؛ اون‌وقت حضرت زهرا فرمودند اون نابیناست، من که بینام، من که دارم می‌بینم؛ من که دارم می‌بینم. این مقدار خودش رو جمع می‌کنه که خب من ضرورتی نداره من بیام بشینم یه نامحرم رو نگاه کنم. اوه خیلی دیگه... فاصله زیاد داره میشه. ضرورت نداره، برای چی من بیام بشینم نامحرم رو نگاه کنم؟ من که بینام، من دارم می‌بینم اونو، اون نابیناست منو نمی‌بینه، اما من که دارم می‌بینمش. بعد رسول خدا فرمود: «فاطِمَةُ بَضعَةٌ مِنّی»؛ یکی از جاهایی که این روایت رو فرمودند همین‌جاست: «فاطمة بضعة منی». چقدر حیا!

حالا فاصله ما کجا رفته؟ در راستای همینه که یه بار رسول خدا پرسیدند تو مسجد که بهترین چیز برای زن‌ها چیه؟ کسی نتونست جواب بده. امیرالمؤمنین می‌فرماید من اومدم خونه از ایشون پرسیدم؛ که این سؤال رو پدرتون در مسجد پرسیدند، که بهترین چیز برای زن‌ها چیه؟ حضرت زهرا فرمودند: «خَیرٌ لِلنِّساءِ أن لا یَرَینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ»؛ بهترین حالت برای زنا اینه که نه مردا رو ببینند و نه مردا اونا رو ببینند؛ جدا باشید. این همه تو هم رفتن‌ها... بهترین حالت برای زن اینه. حالا ما هی تعارف بکنیم بگیم نه نه، باشه، چیزای ضروری‌ای هست، چیزای لازمی هست، اونا هم نیازهای ضروری دارند، مسجد باید برن، مسائل دین‌شون باید یاد بگیرن، کارای ضروری‌ای هست، شغل‌هایی هست در جامعه مختص زن‌هاست، خیلی ضرورت داره حضورشون درش، اون شغل‌هایی که مختص زن‌هاست، جای زن‌هاست؛ اونا بله سر جای خودش، کسی افراط نباید بکنه. اما بهترین حالت می‌فرماید اینه.

دوباره جای دیگه رسول خدا پرسیدند نزدیک‌ترین حالت زن به خدا، که خیلی در اون وضعیت به خدای متعال نزدیک‌تره، قربش بیشتره، خدایی‌تره؛ باز فرمودند همین حالتی که بیشتر در خونه هست، به خدا نزدیک‌تره. به خدا نزدیک‌تره. اینا رو باید بشینیم فکر کنیم تو عمقش بریم. زن و مرد رو خدای متعال مثل آهن و آهن‌ربا قرار داده، نمیشه بگیم خاصیت نداشته باشی. به آهن‌ربا بگیم تو نمی‌خواد بربایی، این‌جا خودت چشمت رو ببند، آهن‌ربایی‌ات رو از دست بده. تو جامعه بی‌حجاب میاد، میگه مردا چشم‌هاشون ببندند؛ خب نمیشه، نمی‌بندند. آهن و آهن‌رباست. چیزیه که طبع‌شون متمایل بهش هست، کشش داره به سمتش، اقتضای طبع‌شون؛ چرا؟ اینا رو باید حواسمون باشه. بدون افراط و بدون تفریط اصول مسلمی هست در ارتباطات، باید حفظ باشه؛ وگرنه روز به روز شل می‌گیریم، همه همه داخل میشن، کم‌کم حیا از بین میره، حریم‌ها از بین میره... اون‌وقت این، همه چیز رو از آدم می‌گیره؛ نه فقط یه وقت می‌گیم خب تهش این است که یه عده زن‌ها بدحجاب میشن، یه عده مردها بی‌غیرت میشن، خب تموم شد، دیگه هیچ اتفاقی نمی‌افته. چرا؟ بعدش همه چیز، غیرت که رفت، عفت و حیا که رفت، عرض شد همه چیز، دین و دنیا‌مون هم حتی آسیب خواهد دید و به هم متصله. و فرمودند بهترین حالت برای زن‌ها اینه. حالا در این مسئله حرف خیلی بیشتر هست، جوانب بیشتری داره این مسئله؛ این اجمالی بود از یک مطالب مهمی که باید عرض می‌شد.

ان‌شاءالله خدا به همه ما توفیق مرحمت کنه، به همه ما این قوت رو و عقل رو و درک رو بده که آنچه که مصلحت‌مون هست، صلاح‌مون هست، خیرمون درش هست، آنچه رو که خدا از ما خواسته، آنچه رو که اهل‌بیت از ما خواستند، درست انجام بدیم؛ چون همه خیر و نفعش به حال خودمونه، به حال دین‌مونه، به حال دنیا‌مون و به حال آخرت‌مونه. اینا رو باید بهش پایبند باشیم بر اصول‌مون، ثابت‌قدم باشیم؛ حوادث و فتنه‌های روزگار عوض‌مون نکنه، استقامت داشته باشیم، صبر داشته باشیم و عاقلانه و طبق دین حرکت بکنیم. افراط غلط ــ حالا بعضی از اون‌ور می‌افتن ــ زندان درست می‌کنند برای زن و بچه‌شون... افراط غلط، تفریط هم غلط؛ رو مُرِّ صراط مستقیم، آنچه که خدای متعال و اهل‌بیت به ما دستور دادند باید حرکت بکنیم چون خیلی این چیزا اثر و مصلحتش یا مفسده‌اش به تدریج و در مرور زمان واضح میشه و خودش رو نشون میده.

ذکر مصیبت شام غریبان شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

خب، شب جمعه هست و شام غریبان شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها؛ بریم درِ خونه حضرت زهرا: صلى الله علیکِ یا فاطمةُ الزهراء، یا بنتَ محمدٍ [صلوات حضار]، یا قرةَ عینِ الرسول، یا سیدتَنا و مولاتَنا، إنا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بکِ إلى الله و قدمناکِ بین یدَی حاجاتنا، یا وجیهةً عند الله اشفعی لنا عند الله. یا وجیهةً عند الله اشفعی لنا عند الله.

در کتاب بحار از فضه خادمه داستان طولانی حضرت زهرا رو نقل کرد، شب‌های قبل. رسید به این‌جا که اون اتفاقی که نباید می‌افتاد افتاد؛ حمله کردند به خانه امیرالمؤمنین، اون مصائب سنگین بر زهرای مرضیه وارد شد، زمین‌گیر شد و در بستر بیماری افتاد. روز به روز اوضاعش بدتر شد، حالش بدتر شد... و قد صلّى أمیر المؤمنین صلاة الظهر؛ امیرالمؤمنین در مسجد بودند، نماز ظهر رو خوندند، و أقبل یرید المنزل فاستقبلته الجواری باکیات حزینات؛ داشتند برمی‌گشتند منزل، یه وقت دیدند این خادمای بیت، این کنیزا و خدمت‌کارا با شتاب دارند میان سمت ایشون، باکیات حزینات، دیدند دارند گریه می‌کنند. چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ چرا رنگ‌تون پریده؟ چرا حال‌تون این‌قدر بد شده؟ گفتند: یا أمیر المؤمنین أدرک ابنة عمک الزهراء؛ برو دختر عموت زهرا رو دریاب، به دادش برس، شاید هم دیر شده باشه!

فاقبل أمیر المؤمنین مسرعاً؛ امیرالمؤمنین با شتاب دویدند سمت منزل، حتى دخل علیها؛ وارد شدند، و ألقى الرداء عن عاتقه؛ عبا رو از دوش انداختند، و العمامة عن رأسه؛ عمامه را از سر به زمین انداختند، و أقبل حتى أخذ رأسها و ترکه فی حجره؛ سر فاطمه رو به دامن گرفتند، و ناداها: یا زهراء! صدا زدند زهرا جان! فلم تکلمه، زهرا جواب نداد. فناداها: یا بنت محمد المصطفى! گفتند ای دختر محمد مصطفی! فلم تکلمه، جواب نداد. فریاد زد: یا بنت من حمل الزکاة فی طرف ردائه و بذلها على الفقراء! باز جواب نداد. فناداها: یا ابنة من صلى بالملائکة فی السماء! فلم تکلمه، دوباره جواب نداد. فناداها: یا فاطمة کلمینی فأنا ابن عمک علی بن أبی طالب! فاطمه جان جوابم رو بده من علی‌ام...

قال: ففتحت عینیها، فاطمه چشم‌هاش رو باز کرد و نظرت إلیه، چشم انداخت به علی و بکت و بکى، فاطمه گریه می‌کنه، علی گریه می‌کنه. امیرالمؤمنین گفت چی شده فاطمه جان؟ فاطمه گفت ای پسر عمو، إنی أجد الموت الذی لا بد منه، دیگه وقت رفتن رسیده، دیگه من باید برم... سفارش‌هایی به امیرالمؤمنین می‌کنه. امیرالمؤمنین میگن از کجا فهمیدی فاطمه جان؟ میگه ساعتی قبل خواب بودم، پدرم رسول خدا رو دیدم در یک قصر زیبایی نشسته بودند وقتی منو دیدند گفتند: هلمی إلیّ، دخترم بیا، فإنی إلیکِ مشتاق، ما مشتاق دیدار توئیم. الان دیگه وقت رفتنه. وقتی سوره یاسین رو می‌خونی تمام شد، بدون قبض روح شدم، بدون از دنیا خواهم رفت. فغسلنی و ادفنی إلیّ... غسلم بده، کفنم کن، مرا شبانه دفن کن.

غسل، وداع حسنین (علیهماالسلام) و وصیت برای کربلا

فقال علیٌّ، امیرالمؤمنین می‌فرماید: شروع کردم غسلش بدم، کفنم کردم، از حنوط رسول خدا استفاده کردم. وقتی خواستم بندای کفن را ببندم، صدا زدم، بچه‌ها را صدا زدم: یا أم کلثوم، یا زینب، یا سکینة، یا فضة، یا حسن، یا حسین، هلموا تزودوا من أمکم، بیایید از مادرتون زاد و توشه بگیرید، فهذا الفراق، دیگه وقت خداحافظی رسیده، و اللقاء فی الجنة، دیگه دیدار به قیامت، دیدار به بهشت. می‌گه فاقبل الحسن و الحسین، حسن و حسین اومدند خودشونو انداختند رو بدن مادر، فریاد می‌زدند: وا أماه، وا أماه، وقتی جدمون رسول خدا رو دیدی سلام ما رو بهش برسون. بگو یا رسول الله، شما که رفتی ما یتیم شدیم.

امیرالمؤمنین می‌فرماید قسم به خدا دیدم صدای ناله زهرا بلند شد، داره ناله می‌کنه، داره گریه می‌کنه، دستاش رو از کفن بیرون آورد، این دو تا آقازاده رو به سینه‌اش چسبوند، اینا رو در آغوش گرفت، دارند گریه می‌کنند. یه وقت هاتفی از آسمون فریاد زد: یا أبا الحسن، علی جان، ارفعهما عنها، اینا رو بلند کن، اینا رو جدا کن از مادرشون، فلقد أبکیا و الله ملائکة السماوات، همه آسمانی‌ها، همه کروبین همه دارند گریه می‌کنند.

بعد امیرالمؤمنین زهرا را دفن کرد. وقتی کار دفنش تمام شد، رو کرد به رسول خدا: و السلام علیکَ یا رسول الله، سلام بر تو عنی و عن ابنتک، سلام از من، سلام از دخترت که الان کنارت آرام می‌گیره؛ خیلی زود زهرا به تو ملحق شد. أما حزنی فسرمد، دیگه علی آرامش نداره، دیگه نشاطی نداره، دیگه همیشه علی محزونه، و أما لیلی فمسهد، دیگه به چشمم خواب نمیاد، و ستمبئک ابنتک بتظافر أمتک على هضمها، یا رسول الله دخترت بهت خواهد گفت این امت چطور جمع شدند، چطور در رو به پهلوش زدند، چطور در حقش ظلم کردند... تو وصیتی که زهرا به امیرالمؤمنین داره، میگه علی جان هوای این دو یتیمم رو داشته باش؛ اینا دیروز پدرشون رسول خدا رو از دست دادند، اینا یتیم شدند؛ امروز هم منو از دست میدن. بعد زهرا می‌فرماید: ابکنی، بر من گریه کن؛ ابکنی إن بکیتَ یا خیر هادی، و أسبل الدمع فهو یوم الفراق؛ اشکِ تو جاری کن، سیلِ اشک ببار، دیگه داریم از هم جدا میشیم. ابکنی، گریه کن بر من، و ابکِ للیتامی، بر یتیمای منم گریه کن، و لا تنسى قتیل العدا، علی جان هوای حسین رو داشته باش؛ یه وقت یادت نره کشته فتاده به هامون، کشته فتاده به صحرای کربلا رو فراموش نکنی. ابکنی گریه کن بر من و بر حسن، بر حسین، یا اباالحسنین، جانِ تو، جانِ حسین... جانِ تو، جانِ حسین...

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد، و آخر تابع له على ذلک. اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین، و شایعت و بایعت و تابعت على قتله، اللهم العنهم جمیعاً.

شب جمعه است: السلام علیک یا اباعبدالله و على الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام على الحسین، و على علی بن الحسین، و على اولاد الحسین، و على اصحاب الحسین. و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.

دعا و مناجات پایانی

نسألک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الاکرم، یا الله... بدم المظلوم، بدم المظلومة، یا الله... یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلوبنا على دینک، و لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا، و هب لنا من لدنک رحمة، إنک أنت الوهاب.

پروردگارا به محمد و آل محمد، محبت و ولایت اهل‌بیت، امیرالمؤمنین [و] حضرت زهرا را روز به روز در نسل ما و ذریه ما بیشتر بفرماید. تبعیت ما از علی و اولاد علی را روز به روز در نسل ما و ذریه ما و در خود ما بیشتر بفرما. مشکلات مسلمانان را برطرف بفرما. رزمندگان اسلام [و] جبهه مقاومت را یاری کن؛ آن‌ها را بر دشمنان‌شان پیروز کن. دشمنان اسلام، شرّشان را به خودشان برگردان؛ آمریکا، اسرائیل، صهیونیست [و] وهابیت، همه را شرّشان را به خودشان برگردان و آن‌ها را ریشه‌کن کن. خدمت‌گزاران به اسلام، به نظام اسلامی، مخصوصاً رهبر معظم را یاری کن؛ ایشان را در راه رسیدن به اهداف‌شان موفق بدار. ارواح گذشتگان، حق‌داران، ارواح مؤمنین و مؤمنات، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدای خط تشیع [و] روح مطهر حضرت امام را غریق رحمتت بفرما. سلام و تحیت خالصانه ما را به محضر مبارک حضرت ولی عصر برسان؛ امر فرج حضرتش را تسریع بفرما. ما را از اعوان و انصارش در دوران غیبت و حضورش قرار بده. عاقبتِ امر همه ما را ختم به خیر و شهادت بفرماید. بالنبی و آله. [صلوات حضار]

گزیده

۱. حیا؛ حریم امن انسان در برابر ناپسندی‌ها

حیا در حقیقت یک حالت درونی در انسان است که او را نسبت به انجام کارهای ناپسند محفوظ می‌دارد؛ کارهایی که ممکن است در میان مردم یا از نظر دین زشت و ناپسند باشد. حیا همان حالت بازدارنده‌ای است که انسان را حفظ می‌کند تا به سمت این امور نرود. اگر خدای نکرده کسی این حالت را از دست بدهد، بی‌حیایی انسان را به سمت هر کار بد و غلطی می‌کشاند؛ یعنی دیگر در ذهن و فکر فرد هیچ حریمی باقی نمی‌گذارد. این حالت بی‌حیایی ممکن است در انسان رشد کند و پیش برود، به طوری که هیچ حد و مرزی برای آن متصور نیست؛ تا جایی پیش می‌رود که هیچ‌گونه خط قرمز و حریمی برای انسان باقی نماند.

۲. پیوند ناگسستنی حیا، ایمان و رشد عقلی

مسئله حیا رابطه مستقیمی با دین، ایمان و عقل انسان دارد؛ یعنی هرچه حیا بیشتر باشد، ایمان انسان قوی‌تر، دین او محکم‌تر و عقل او بیشتر رشد می‌کند و این مفاهیم همگی به یکدیگر متصل هستند. در روایات معصومین آمده است که «حیا کلید هر خیری است»، «کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد» و «کسی که حیا ندارد، دین ندارد». این مفاهیم ملازم یکدیگر شده‌اند؛ به مقدار دین، حیا هست و به مقدار حیا، دین باقی می‌ماند. به مقدار ایمان، حیا وجود دارد و به مقدار حیا، ایمان انسان رشد می‌کند. به مقدار همه این‌ها انسان عقل دارد و با تقویت آن‌ها، عقل به نقطه‌ای می‌رسد که مسلط بر اوضاع می‌شود.

۳. هدف دین؛ تقویت عقل و ایمان برای تسلط بر نفس

یکی از مسائل مهم در اسلام، رشد عقل انسان‌هاست. دین به دنبال دو مسئله اساسی است: اول تقویت عقل و دوم تقویت ایمان. این دو، هدف اصلی دین هستند تا یک انسان عاقل و مؤمن به معنای حقیقی کلمه تربیت شود؛ انسانی که سوار بر نفس خود باشد و کنترل نفس در اختیار خودش و عقلش قرار گیرد، نه در اختیار نفس اماره‌اش. اگر انسان بتواند این‌ها را تقویت کند، عقل او رشد کرده و به نقطه‌ای می‌رسد که بر تمام امور مسلط می‌شود؛ در این حالت، نه عصبانیت، نه اضطراب، نه استرس، نه غم و اندوه و نه گرفتاری‌ها، هیچ‌کدام نمی‌توانند بر انسان سوار شوند، بلکه انسان سوار بر همه اوضاع خواهد بود.

۴. تمرکز دشمن بر تغییر تدریجی مرزهای حیا

شیطان رجیم و دشمنان بیرونی، همگی ملتفت قضیه حیا شده‌اند. شیطان یکی از اصلی‌ترین اهداف خود را حیا قرار داده است. دشمنانی که نسبت به ایمان جامعه، جوانان، زنان و مردان ما تلاش می‌کنند، به شدت روی مسئله حیا متمرکز هستند تا بتوانند مرزهای آن را جابه‌جا کنند و به مرور آن را از بین ببرند؛ چرا که می‌دانند با از بین رفتن حیا، انسان دیگر هیچ حریمی برای خود قائل نخواهد بود. آن‌ها تلاش می‌کنند جامعه را به سمتی ببرند که به تدریج حیا از بین برود؛ زیرا وقتی حیا ضعیف شود، عفت در همه، به‌خصوص در زنان و غیرت در همه، به‌خصوص در مردان ضعیف و کمرنگ خواهد شد.

۵. رابطه مستقیم تضعیف حیا با خشک شدن رگ غیرت

وقتی حیا ضعیف شود، غیرت در مردان به تدریج از بین می‌رود و رگ غیرت مردانه خشک می‌شود. فرد تدریجاً نسبت به مسائلی که قبلاً حساسیت درست و پسندی داشته است، بی‌تفاوت می‌شود؛ چه نسبت به ناموس، چه نسبت به دین، مملکت یا استقلال کشور. پایه اصلی حفظ هر چیزی که انسان باید نسبت به آن حساس باشد، غیرت است؛ حتی در مسائل عمومی، اجتماعی و سیاسی. دشمن با برنامه‌ریزی دقیق تلاش می‌کند با از بین بردن حیا، غیرت را در مردان و عفت را در زنان نابود کند تا هیچ مرزی باقی نماند و بتواند جامعه را راحت از درون تهی و هر چیزی را بر آن تحمیل کند.

۶. آسیب‌های نامحسوس فضای مجازی بر دین و حیا

یکی از ابزارهای دشمن، فضای مجازی و رسانه‌هاست. صفحات و محتواهایی که خیلی راحت باز می‌کنیم و می‌بینیم، متأسفانه جلو چشم همگان قرار می‌گیرد. هر کدام از این نوشته‌ها، فیلم‌ها و عکس‌ها که چشم انسان به آن‌ها می‌افتد و لحظه‌ای روی آن‌ها متمرکز می‌شود، یک ذره از حیای انسان را از بین می‌برد. این مقدار از حیا که از دست برود، به همان میزان از دین و غیرت انسان کم می‌شود. این روند کاملاً نامحسوس است؛ درست مثل بیماری خاصی که در ابتدا خودش را واضح نشان نمی‌دهد، اما وجود دارد و به تدریج پیش می‌رود و انسان‌ها را آرام‌آروم عوض می‌کند تا منکر، معروف شود.

۷. حیا و ایمان؛ دو هم‌نشین همراه در سختی‌های زندگی

حیا و ایمان مانند دو سر یک ریسمان هستند که به هم بسته شده‌اند؛ هر کدام به هر سمتی بروند، دیگری نیز به همان سو می‌رود و اگر یکی از بین برود، دیگری هم از دست خواهد رفت. ایمان مهم‌ترین چیزی است که انسان در زندگی به آن احتیاج دارد. در زندگی همه ما خوشی، تلخی، سختی، مصیبت و گرفتاری وجود دارد؛ اما آنچه انسان را محکم و صبور نگه می‌دارد، ایمان است. وقتی حیا از بین برود، ایمان و به دنبال آن تاب و تحمل انسان در مواجهه با همسر، فرزندان و جامعه کم می‌شود و با ضعیف شدن ایمان، انسان خودخواه‌تر شده و اصطکاکش با دیگران بیشتر می‌شود.

۸. حیا در روابط خانوادگی و سیره فاطمی

مسئله حیا در زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بسیار واضح است؛ چه در مواجهه با محرم و نامحرم و چه در مقابل همسر. در روایت آمده است که ایشان دو روز در خانه غذا نداشتند، اما به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «من از خدای خود حیا می‌کنم که تو را وادار به کاری کنم که در توانت نیست و قادر بر آن نیستی.» این درک متقابل ریشه در حیا دارد. اگر در زندگی‌های امروزی نیز این حیا حاکم باشد، توقعات بیجا میان زن و شوهر از بین می‌رود. چقدر خوب است که میان زن و شوهر درجه‌ای از حیا وجود داشته باشد تا شرایط یکدیگر را درک کنند و این مرزها شکسته نشود.

۹. سیره فاطمی؛ الگوی متعالی عفت و پوشش

در بستر بیماری، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نگران حجم بدن خود روی تخته‌های حمل جنازه سنتی بودند و فرمودند از این‌که چادر را روی جنازه می‌اندازند و حجم بدن مشخص می‌شود، بدشان می‌آید. وقتی اسماء طرح تابوت‌های حبشه را پیشنهاد داد که بدن را کاملاً می‌پوشاند، حضرت متبسم شدند؛ این تنها باری بود که ایشان در مدت بیماری تبسم کردند چون خیالشان از پوشش جنازه‌شان راحت شد. حجب و حیا این‌گونه است که فرد حتی نگران بعد از مرگ خود باشد. بانی شکل‌گیری تابوت در اسلام، همین حیا و عفتی بود که در سیره حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) وجود داشت.

۱۰. لزوم حفظ تعادل و حرکت بر مرز صراط مستقیم

باید در عمق احادیث و سیره اهل‌بیت (علیهم‌السلام) فکر کنیم. اصول مسلمی در ارتباطات وجود دارد که بدون افراط و تفریط باید حفظ شوند؛ وگرنه با شل گرفتن مرزها، حیا و حریم‌ها از بین می‌روند و دنیا و دین ما آسیب می‌بیند. باید به اصول خود پایبند و در برابر فتنه‌های روزگار ثابت‌قدم باشیم. افراط غلط است که برخی از آن‌ور بوم می‌افتند و تفریط هم غلط است؛ باید بر مُرِّ صراط مستقیم و آنچه خدای متعال و اهل‌بیت دستور داده‌اند حرکت کنیم. مصلحت یا مفسده این امور به تدریج و در مرور زمان خود را در جامعه واضح نشان خواهد داد.

فهرست

1️⃣ مفهوم‌شناسی حیا و جایگاه آن در منظومه دین

◽️ حیا؛ سپر درونی انسان در برابر محرمات و ناپسندی‌ها

◽️ عواقب بی‌مرزی و از بین رفتن خطوط قرمز در زندگی

2️⃣ رابطه متقابل عقل، ایمان و کنترل نفس

◽️ هدف اساسی دین؛ تقویت عقلانیت و ایمان حقیقی

◽️ مدیریت عصبانیت، اضطراب و بحران‌ها در سایه عقل

3️⃣ تلازم حیا با بنیان‌های اعتقادی

◽️ پیوند روایی حیا با کلید خیر، بقای دین و استحکام ایمان

◽️ ثبات‌قدم و تسلط بر اوضاع در مواجهه با مصائب روزگار

4️⃣ استراتژی دشمن در جبهه فرهنگی و تغییر مرزهای حیا

◽️ تمرکز ابزارهای رسانه‌ای بر جابه‌جایی نامحسوس حریم‌ها

◽️ آسیب‌های فضای مجازی؛ تضعیف غیرت مردان و عفت زنان

5️⃣ حیا و درک متقابل در سیره خانوادگی فاطمی

◽️ رعایت حجب و حیا در روابط همسران و نفی توقعات بی‌جا

◽️ تبیین نمونه عینی حیا در کلام حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

6️⃣ عفت و پوشش در سیره حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها)

◽️ اوج حیا در بستر بیماری و حساسیت نسبت به حجم پیکر مطهر

◽️ ابداع تابوت در اسلام؛ ثمره تجلی حیا و عفاف فاطمی

7️⃣ حرکت بر مرز صراط مستقیم و دوری از افراط و تفریط

◽️ لزوم استقامت بر اصول مسلم ارتباطی در برابر فتنه‌ها

◽️ نفی سخت‌گیری‌های بیجا و بی‌بندوباری در جامعه

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب چهارم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی