🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب دوم)
صوت کامل سخنرانی
1403/09/13
پست

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه (شب دوم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی 

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۳ آذر ۱۴۰۳

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب دوم)

🏴السَّـلٰامُ عَلَیْـکِ أَیَّـتُــهَــا الصِّـــــدِّیْقَـــةُ الشَّــهِـــــیْدَةُ🏴

🔊 سخنرانی ایام فاطمیه (شب دوم)

🔰 سخنران: استاد محمّدی 

🕌 مسجد میزان الاعمال امام علی علیه السلام

🗓 ۱۳ آذر ۱۴۰۳

متن

مقدمه و ذکر دعا

بسم الله الرحمن الرحیم. والصلاة والسلام على سیدنا ونبینا ابی‌القاسم محمد. وعلى آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنة الله على اعدائهم اجمعین من الان الی یوم الدین.

زمینه‌ها و شرایط مدینه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

شب گذشته عرض شد به جهت شرایطی که بعد از رحلت پیغمبر اکرم به وجود آمد، که البته زمینه‌هایش در دوران حیات مبارک ایشان چیده شده و پیش آمده بود، مردم نسبت به اسلام و نفوذ اسلام در دل‌هایشان بسیار ضعیف بودند؛ از طرف دیگر، به خاطر جنگ‌هایی که برای گسترش و حفظ اسلام انجام شده بود و در این جنگ‌ها، آن شمشیری که نافذ و برّان بود و کار را تمام می‌کرد، شمشیر امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام بود. به جهات دیگری که بیشترش به همین دو جهت برمی‌گردد، مردم به آن سمتی رفتند که نباید می‌رفتند و آن اتفاقاتی افتاد که نباید می‌افتاد؛ در نتیجه مسیر تاریخ، زندگی بشر، هدایت انسان‌ها و سعادتشان منحرف شد و شد آنچه که نباید می‌شد.

مأموریت امیرالمؤمنین (ع) به سکوت و تشبیه به منزلت هارون

در این موقعیت، وضعیت و مسئولیتی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام داشتند، همین سکوت بود. روایتش را خواندیم که پیغمبر اکرم به ایشان سفارش کردند که تو نسبت به من، مثل هارون هستی نسبت به حضرت موسی (علی نبینا وآله وعلیه الصلاة والسلام). همان‌طور که در زمان حضرت موسی، آن سی روز و سی شبانه‌روزی که ایشان به کوه رفتند و برنامه‌های خودشان را داشتند و ده شب به آن اضافه شد، قوم بنی‌اسرائیل منحرف شدند و از مسیر توحید راهشان کج شد؛ بعد از آن، جناب هارون علیه‌السلام نمی‌توانست کاری بکند و از دستش کاری بر نمی‌آمد.

در آیه شریفه هم آمده است که به حضرت موسی عرض کرد: «قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي»؛ این‌ها من را خار، تنها و خفیف شمردند و نزدیک بود من را بکشند؛ لذا من کاری کردم که تفرقه بین‌شان ایجاد نشود تا شما خودتان بیایید و درستش کنید. پیغمبر اکرم هم به امیرالمؤمنین فرمودند: تو هم همین نسبت و همین وضعیت را داری؛ این‌ها آماده‌اند که به همان بت‌پرستی ظاهری و علنی‌شان برگردند، نبوت من را هم انکار کنند و همه زحماتی که این بیست و سه سال کشیده شد، همه تلاش‌ها و خون‌هایی که ریخته شد، از بین برود و کلاً اسم اسلام هم باقی نماند؛ لذا راهش همین است که شما سکوت کنید.

فلسفه امامت و لزوم تبعیت مأموم از امام

وقتی کسی امام است، کسانی که مأموم هستند باید در همه زندگی، همه شرایط، کارها و اقداماتشان تابع امام باشند؛ نه جلو بیفتند و نه عقب بیفتند. شبیه همین چیزی که ما در نماز جماعت داریم و تمرین می‌کنیم؛ در نماز جماعت هم می‌گویند مأمومین در اقوال و افعال نباید خیلی جلو بیفتند یا خیلی عقب بیفتند، چون نماز را خراب می‌کند و بعضی جاها جایز نیست. مأموم باید دنبال امام حرکت کند.

در عالم، غیر از نماز هم ما امام داریم و ائمه معصومین ما همین وضعیت را دارند؛ تمام کسانی که مأموم هستند، باید دنبال امام حرکت کنند، نه جلوتر و نه عقب‌تر. لذا در تمام دوران ائمه ما، بعضی کسانی که بدون اجازه حضرات قیام می‌کردند، قیامشان درست نبود و حضرات معصومین علیهم‌السلام حمایتی نمی‌کردند و تأیید نمی‌کردند؛ گاهی دعا و خیرخواهی می‌کردند، اما اصل این مسئله که از امام نباید جلو افتاد و نباید عقب افتاد، همه جا جاری است.

امام اگر سکوت می‌کند، وظیفه بقیه هم همین است؛ اگر حرکت می‌کند، اگر قیام می‌کند، اگر صلح می‌کند، اگر جنگ می‌کند، هر کاری امام می‌کند، همه موظفند دنبال امام حرکت کنند. صلح کرد، باید دنبالش بروند و بگویند چشم؛ جنگ کرد، بگویند چشم؛ هر کاری انجام داد، باید بگویند چشم. «الحسن والحسین امامان قاما او قعدا»؛ این‌ها در هر حالی امام هستند و همه شما باید دنبال این‌ها حرکت کنید، چه بایستند و چه بنشینند، چه قیام کنند و چه قیام نکنند، ما موظف به پیروی هستیم.

نقش بی‌بدیل و حجت الهی بودن حضرت زهرا (س) در اعتراض

اما یک جا قضیه فرق می‌کرد و آن هم در همین شرایط بعد از رحلت پیغمبر اکرم بود. اینجا امیرالمؤمنین علیه‌السلام موظف به سکوت شدند، شمشیر را در غلاف کردند و کنار نشستند. اما این وضعیتی بود که قابل قبول نبود و درست نبود؛ نباید کار به اینجا می‌رسید. کس دیگری هم از عهده‌اش برنمی‌آمد که بخواهد کاری انجام دهد، هم از این جهت و هم از جهات دیگر.

لذا تنها کسی که این کار را به نحو احسن انجام داد و اصل کارش، تمام زندگی‌اش و تصمیماتش حجت الهی بود، وجود مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود؛ چون ایشان حجت الهی بود و کاری که انجام می‌داد، عین صحیح، حق و واقع بود. کس دیگری قیام می‌کرد؟ نه، نباید جلوتر از امام حرکت می‌کرد و باید دنبال امام می‌بود؛ اما آن کسی که می‌توانست اعتراض کند، حرکت کند، جنبش به پا کند، به حکام و خلیفه اعتراض کند و صدایش را بلند کند، وجود مبارک ایشان بود که این وظیفه را به نحو احسن در شکل‌های مختلف و در موقعیت‌های مختلف انجام دادند.

آدم وقتی زندگی کوتاه ایشان را نگاه می‌کند، مخصوصاً این دو سه ماه بعد از رحلت پیغمبر اکرم، می‌بیند همه تصمیمات و کارهایشان در این راستا بود؛ از هر فرصتی استفاده کردند برای اینکه ندای مظلومیت اهل بیت، امیرالمؤمنین، خودشان و این ظلمی را که بر سر حق اهل بیت و امامت آمد، برسانند.

اشکال مختلف مبارزه و افشاگری‌های حضرت فاطمه (س)

در تاریخ می‌بینیم هر موقعیتی که پیش می‌آمد، ایشان از آن استفاده می‌کردند. وقتی آمدند و فدک را از ایشان گرفتند، ایشان وارد مسجد شدند و چنان خطبه‌ای خواندند که تمام این خطبه و عمده بحثش بر همین مسئله و این اتفاقی که افتاد و این بلایی که بر سر مسلمان‌ها آمد، استوار است. در موقعیت‌های دیگر، زنان آمدند به دیدار ایشان، از فرصت استفاده کردند و همین حرف‌ها را زدند؛ شرایط هر طوری بود، ایشان اعتراض می‌کردند.

این اعتراضشان هم به انواع مختلفی بود؛ یکی گریه کردن بود. شدیداً گریه و ناله می‌کردند، به نحوی که این صدای گریه و ناله بلند بود و همه می‌شنیدند؛ هر جا بود، چه در خانه و چه در بیرون از خانه، این صدا بلند بود. گریه می‌کردند، ناله می‌کردند، سخنرانی می‌کردند، حرف می‌زدند و از هر فرصتی استفاده می‌کردند تا این اتفاق و بلایی که در آن زمان بر سر مسلمان‌ها آمده بود، همه جا نوشته و ثبت شود و همه بدانند چه اتفاقی افتاد؛ فردا نگویند همه آمدند بیعت کردند و مسئله خاصی هم نبود، امیرالمؤمنین هم ساکت بود و گوشه‌ای نشسته بود و چیز خاصی هم نشد.

اگر ایشان این کار را نمی‌کردند، آن‌ها این قضیه را در طول تاریخ جوری پیش می‌بردند که کأنّه هیچ اتفاق بد و خاصی هم نیفتاده است و طوری نیست؛ مسلمان‌ها جمع شدند، به یک کسی رأی دادند، او را خلیفه نامیدند، امیرالمؤمنین هم ساکت نشستند و هیچ اعتراضی هم نبود و اشکالی نداشت. اما تنها کسی که می‌توانست این کار را انجام دهد، ایشان بود که لحظه به لحظه عمرشان از این فرصت استفاده کردند تا این اعتراض را حتی به مرحله شهادتشان، غسلشان، کفنشان، دفنشان، نمازشان، محل قبرشان و وقت دفنشان رساندند؛ یعنی همه را طوری پیش بردند که به نحوی در آن اعتراضی بود و فریادی بود بر سر آن کسانی که مسیر هدایت الهی را منحرف کردند.

احیای واقعه غدیر و روایت علامه امینی در کتاب الغدیر

یکی از تمسکات ایشان و کارهایی که انجام می‌دادند، یادآوری روز غدیر بود. روز غدیر در آن روزها متأسفانه مثل حالا نبود که این مناسبت‌ها زنده نگه داشته شود. الان یک اتفاق خوبی که می‌افتد این است که مناسبت‌هایی که در طول دوران اسلام پیش آمد، روزی را به مناسبت آن قرار می‌دهند و زنده نگه داشته می‌شود، اما این در آن وقت نبود. وقتی واقعه غدیر اتفاق افتاد، این واقعه را طوری پیش بردند که به فراموشی سپرده شد؛ یعنی کاری کردند که دیگر اسمی از آن نباشد و بزرگداشتی هم نبود. این بزرگداشت‌ها که الان هست خیلی چیزهای خوبی است؛ زنده نگه داشتن ایام‌الله و یادآوری آن‌ها مسئله خیلی مهمی است. ضربه‌ای که خط شیعه خورد، یکی از جهاتش به همین برمی‌گشت؛ لذا روز غدیر را به نحوی فراموش کردند و کسانی که دشمن بودند، سعی کردند مردم آن را فراموش کنند.

ایشان چندین جا اسم غدیر را آوردند؛ من‌جمله در روایتی که مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر نقل می‌کنند و راوی‌اش خود حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها است. ایشان از عمه بزرگوارشان، عمه بزرگوارشان از عمه بزرگوارشان، باز از عمه بزرگوارشان، همین‌طور به عقب نقل می‌کنند؛ یک روایتِ از این جهت جالب هم هست که برادرزاده‌ها از عمه‌ها نقل می‌کنند تا می‌رسد به جناب ام‌کلثوم دختر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها. ایشان نقل می‌کند که مادرم جایی فرمود: «أَنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ»؛ یادتان رفت روز غدیر خم رسول خدا چه فرمود؟ «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، «وَ قَوْلَهُ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى»؛ رسول خدا فرمود تو نسبت به من مثل هارون هستی به موسی، این‌ها را یادتان رفت؟ این را ایشان احیا و یادآوری کردند، در حالی که روز غدیر اصلاً کأنّه فراموش شده بود.

حضور حضرت زهرا (S) در بیت‌الاحزان و پاسخ به سؤال راوی

جای دیگر یک روایت جالبی هست؛ راوی می‌گوید من آمدم دیدم وقتی پیغمبر اکرم از دنیا رفت، آن برهه‌ای بود که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌رفتند بیت‌الاحزان؛ همان جایی که وقتی مردم اعتراض کردند که چرا شما این‌قدر گریه می‌کنی، ما شب و روز نداریم، امیرالمؤمنین جایی را بیرون از مدینه کنار قبرستان بقیع قرار دادند به نام بیت‌الاحزان. ایشان هر روز می‌رفتند آنجا، شدید گریه می‌کردند و صدا را به ناله بلند می‌کردند.

این طرف هم می‌گوید من رفتم دیدم که ایشون دوباره آمدند کنار قبر شهدا، کنار قبر حمزه دارند گریه می‌کنند. می‌گوید من رفتم جلو و سلام کردم. حالا ببینید حضرت زهرا چطور به این کار مقید و پایبند بودند و چقدر ایشان از این مصیبت سوخته بودند که صدای گریه و ناله‌شان بلند بود؛ این راوی می‌گوید من رفتم به ایشان گفتم این‌طور که شما گریه می‌کنید، بندبند قلب من دارد از هم پاره می‌شود؛ این صدای گریه شما که به من می‌رسد، نمی‌توانم خودم را نگه دارم، یک مقدار این گریه‌تان را کم کنید، یک مقدار صدایتان را آرام کنید. این‌ها این‌طوری می‌رفتند و کسانی دیگر هم رفتند؛ یعنی در این مدت کسانی بودند که مرتب در کوچه‌ها و در مسیری که ایشان می‌رفتند تا برسند به بیت‌الاحزان و در برگشت، از ایشان می‌خواستند که یک مقداری این حد از گریه را کم کنند.

بعد می‌گوید من یک سؤالی از شما دارم؛ اینکه پیغمبر اکرم نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام، به علی، کجا نسبت به امامتشان حرفی زده است؟ خیلی عجیبه، ببینید اصلاً انگار فراموش کرده بودند! غدیر حدود دو ماه قبلش بود و چیز با فاصله زیادی هم نبود، سال‌ها نگذشته بود، حدود دو ماه قبلش بود؛ کجا چنین چیزی فرمودند؟ حضرت فرمودند: «وا عجبا! أَنَسِيتُمْ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ»؛ چه عجیب! فراموش کردید روز غدیر خم چه اتفاقی افتاد؟ راوی می‌گوید گفتم بله حالا یادم آمد و شاید در ذهنم آمد، گفتم حالا بیشتر شما توضیح بدهید.

ایشان فرمودند که پیغمبر به ما فرمودند: «عَلِيٌّ خَيْرُ مَنْ أُخَلِّفُهُ فِيكُمْ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِيفَةُ بَعْدِي»؛ پیغمبر آنجا فرمودند از علی بهتر کسی نبود که من جایگزین و جانشین خودم بکنم برای شما، او امام بعد از من است. «وَ سِبْطَايَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ»؛ و این حسن و حسین و نه فرزند حسین، این‌ها امامان بعد از علی هستند. «لَئِنِ اتَّبَعْتُمُوهُمْ وَجَدْتُمُوهُمْ هَادِينَ مَهْدِيِّينَ»؛ اگر از این‌ها تبعیت کنید و دنبال این‌ها بروید، خواهید دید کسی بهتر از این‌ها نمی‌تواند شما را هدایت کند.

«وَ لَئِنْ خَالَفْتُمُوهُمْ لَيَكُونُ الِاخْتِلَافُ فِيكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ اما اگر دنبال این‌ها نروید، تا روز قیامت شما مسلمان‌ها با هم خواهید جنگید؛ که الان همین است. یعنی از روزی که امیرالمؤمنین به خلافت رسیدند که جنگ جمل شروع شد تا همین الان که ما اینجا نشسته‌ایم، بیشترین جنگ در دنیا بین مسلمان‌هاست با هم؛ همه‌اش مسلمان‌ها دارند با هم می‌جنگند. هر چه در طول تاریخ پیش رفتیم همین بوده؛ همین الان در یک برهه‌ای جنگ شد با اسرائیل، یک آتش‌بستی شده یا نشده، دوباره مسلمان‌ها به جان هم افتادند. این وعده‌ای است که پیغمبر اکرم دادند و تا روز قیامت متأسفانه، یعنی تا روزی که امام عصر علیه‌السلام عجل‌الله‌فرجه تشریف بیاورند، این قضیه همچنان هست و ما مسلمان‌ها با هم خواهیم جنگید. این خشت کج را کار گذاشتند و این افتراق هیچ‌وقت حل نمی‌شود و التیام پیدا نمی‌کند.

خطبه حضرت زهرا (س) در دیدار با زنان مدینه و پیش‌بینی فتنه‌ها

خود حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم به این مسئله اشاره کردند. یک وقتی عده‌ای از زن‌ها از ایشان اجازه خواستند بیایند به دیدنشان؛ آمدند خدمت ایشان و پرسیدند چطورید؟ اوضاعتان چطور است؟ احوالتان چطور است؟ شب را چطور به صبح می‌رسانید؟ ایشان باز یک خطبه خیلی دردناکی خواندند که صبح کردم در حالی که از شوهران‌تان بیزارم، اسم و نام و یادشان را از زبان و ذهن و فکرم دور انداختم؛ دردِ دل کردند و شروع کردند به حرف زدن و گله کردن، که گریه همه از حرف‌های ایشان در آمد.

یک جایی هست ایشان مطلب خیلی مهمی می‌فرماید. من اینجا چون یک مقدار زمان کم است، قسمت عربی‌اش را نمی‌خوانم و ترجمه فارسی‌اش را عرض می‌کنم؛ متن خطبه هست، اما به ترجمه فارسی. فرمودند: «به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد. باید انتظار کشید تا کی مرض فساد پیکر جامعه اسلامی را از پای درآورد. حالا بنشینید و ببینید بعد بناست چه بشود بین شما مسلمان‌ها و چه اتفاق‌ها که پیش نخواهد آمد. پس از این، از سینه شتر به جای شیر، خون بدوشید و زهری که به سرعت هلاک‌تان خواهد کرد؛ و مسلمانان در آینده خواهند دانست و خواهند دید آن بذری را که شما کاشتید، چه بر سر مسلمان‌ها خواهد آمد.» (و یعرف التالون غبّ ما اسّس الاولون).

یعنی مسلمان‌ها همین‌طور دیگر جنگیدند؛ فتنه جمل چطور پیش آمد؟ ریشه در همین سقیفه داشت. صفین چطور پیش آمد؟ ریشه در همین‌جا داشت. نهروان چطور پیش آمد؟ ریشه در همین‌جا داشت. در زمان امام حسن علیه‌السلام فتنه معاویه چطور پیش آمد؟ ریشه در همین‌جا داشت. کربلا چطور پیش آمد؟ ریشه در همین‌جا داشت. ائمه ما چطور همه‌اش حق‌شان خورده شد و این خشت کج کار گذاشته شد؟ ریشه در همین‌جا داشت؛ و تا الانِ الان، همین ساعت که ما اینجا نشسته‌ایم همین‌طور مسلمان‌ها دارند با هم می‌جنگند و این تا ظهور متأسفانه هست. فرمودند مسلمانان در آینده خواهند دید آن اساس و بنیانی را که شما و شوهرانتان بنا نهادید و آن بذری را که کاشتید.

«از این پس قلب‌های خود را از بروز آشوب‌ها مطمئن نمایید.» مطمئن باشید از این به بعد همه‌اش آشوب و همه‌ش جنگ و دعوا بین شما مسلمان‌ها خواهد بود. «بشارت باد شما را به شمشیرهای کشیده و حمله‌ها و تهاجمات پی در پی و به هم ریخته شدن امور مسلمانان و استبداد و دیکتاتوری ستمگران آن‌ها.» این روال پیش خواهد رفت؛ حکومت‌های اسلامی را الان ببینید در این قضیه غزه و جنگ با اسرائیل چه کار کردند! اما فقط دغدغه‌شان این است که مبادا خط شیعه یک وقت و یک روزی قوت بگیرد و قدرت بگیرد؛ با اسرائیل بسازند، با آمریکا بسازند، با دشمنان درجه یک اسلام بسازند که این خط صحیح الهی پا نگیرد. این‌ها وعده‌ای است که پیغمبر اکرم دادند و وعده‌ای است که خود حضرت زهرا اشاره کردند؛ «و جمع شما را با شمشیرهای خود درو خواهند کرد.» نمی‌گذارند شما جمع بشوید، نمی‌گذارند متحد بشوید، نمی‌گذارند با هم باشید؛ این چیزی است که الان کاشتید. این یک افشاگری بود، یک بیان وقایع و حقایقی بود که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها انجام دادند در این خطبه.

غصب فدک و ورود حماسی حضرت به مسجد

در یک خطبه دیگری که مربوط به قضیه فدک بود، باز از همین فرصت استفاده کردند. فدک یک سرزمین وسیع، پهناور و حاصلخیزی بود که حدود صد و چهل کیلومتری مدینه طیبه است. این را یهودی‌ها بعد از جنگ خیبر، برای اینکه احساس ترس می‌کردند از جانب مسلمان‌ها، دادند به پیغمبر اکرم؛ و به نص آیه قرآن کریم اختیارش با پیغمبر اکرم است: «مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ». اختیارش با پیغمبر اکرم بود و ایشان دادند به حضرت زهرا. این‌ها در اولین اقدامات‌شان، این را گرفتند و از دست این‌ها درآوردند.

حالا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، پرده‌نشین الهی، پا شدند و در کوچه‌ها افتادند و خودشان را داخل مسجد رساندند. آنجا وارد شدند، به احترام ایشان پرده‌ای کشیدند که ایشان پشت پرده قرار بگیرند. بعد ایشون شروع کردند؛ اول ناله‌ای کردند و گریه‌ای کردند که همه شروع کردند به گریه کردن. خیلی شدید و با صدای سوزناکی گریه کردند که [راوی] می‌گوید همه مسجد، در و دیوار مسجد داشتند از این حال و روز گریه می‌کردند. بعد یک مقداری صبر کردند و شروع کردند خطبه‌ای خواندند بسیار پرمحتوا و بسیار جامع؛ یک دوره مختصر اصول اسلام، حکمت عبادت‌ها، فلسفه نبوت، صفات خدای متعال، ویژگی‌های امیرالمؤمنین و ویژگی‌های پیغمبر اکرم را بیان کردند. یک دوره کامل ولی مختصر را بیان کردند؛ خیلی این خطبه جامع و پرمحتواست، حیف که فرصت نیست بخونیم.

توصیف وضعیت جاهلیت و مجاهدت‌های امیرالمؤمنین (ع) در خطبه فدکیه

قسمتی از این خطبه را ایشان رساندند به وضعیت مسلمان‌ها در زمان پیغمبر اکرم؛ که پدر من که پیغمبر اکرم بود، این نعمت بزرگ را خدا به شما داد و وضعیت‌تان این بود. می‌فرماید (من چون عرض کردم وقت نیست، فقط ترجمه‌اش را عرض می‌کنم): «در هنگام بعثت، شما در عصر جاهلیت بر کناره پرتگاهی از آتش بودید و چون جرعه‌ای آب، خوراک هر کس بودید و لقمه هر طمع‌کننده‌ای؛ آتش‌زنه‌ای بودید که فوراً خاموش می‌شدید، به کمترین چیزی با هم می‌جنگیدید، به کمترین چیزی می‌ترسیدید و عقب می‌نشستید؛ لگدکوب هر رونده‌ای بودید؛ نوشیدنی شما آب گندیده و خوردنی شما پوست جانور و مردار بود؛ خار و ذلیل بودید، رانده شده بودید؛ می‌ترسیدید که مهاجمان اطراف شما را بگیرند و شما را بربایند؛ تا آنکه خدای بزرگ با دست محمد نجات‌تان بخشید، پس از حوادث فراوانی که پدید آمد و رنج‌ها و بلاهای زیادی که از دست شجاعان شما و از گرگان عرب و سرکشان اهل کتاب می‌کشیدید. هر گاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد؛ هر هنگام که شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایی از مشرکین دهان باز کرد، رسول خدا برادرش علی بن ابی‌طالب را در کام اژدها و شعله‌های فتنه‌ها افکند؛ و علی بازنمی‌کشت مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می‌گرداند و آتش آن‌ها را با آب شمشیرش خاموش می‌کرد. علی رنج‌کشیده و زحمت‌کشیده در راه خدا (مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ)، کوشش‌گر خستگی‌ناپذیر در راه خدا (مُجْتَهِداً فِي أَمْرِ اللَّهِ)، نزدیک و خویشاوند رسول خدا، سید و بزرگی از اولیای خدا بود که همواره دامن همت به کمر زده، خیرخواه و تلاش‌کننده در راه خدا بود و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای پروایی نداشت.»

افشای رفاه‌طلبی، نفاق و بی‌وفایی مردم پس از رحلت پیامبر (ص)

بعد اینجا امیرالمؤمنین را معرفی می‌کنند، بعد به وضعیت خود این‌ها اشاره می‌کنند؛ مطلب خیلی جالبی که ایشان می‌فرماید این است: «در حالی که شما در خوشی زندگی می‌کردید (فِي رَفَاهِيَّةٍ مِنَ الْعَيْشِ)، در امنیت و رفاه خوش بودید و منتظر فرصت بودید تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود.» منتظر فرصتی بودید شاید این بساطی که با بعثت پیغمبر اکرم درست شد برگردد و برچیده شود؛ همان بود که بعداً یزید آمد گفت: «لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلَا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَلَ»؛ بنی‌هاشم با حکومت بازی کردند، نه وحیی بود، نه پیغمبری بود و نه چیزی. این را فرمودند این چیزی بود که در دل شماهاست و باور ندارید.

«گوش به زنگ اخبار بودید و هنگام کارزار و جنگ فرار می‌کردید و عقب‌نشینی داشتید و آنگاه که خدا برای پیامبرش آرامگاه اولیاء را برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد.» آن نفاقی که داشتید، که به زبان ادعا می‌کردید مسلمانید و مؤمنید اما در باطن‌تان یک چیز دیگری بود، این حالا ظاهر شد و آمد بیرون. «و شیطان سر خویش از مخفی‌گاه به در آورد و شما را فرا خواند، دید که به سرعت پاسخش دادید.» اصلاً نگذاشتید این جنازه پیغمبر اکرم به دفن برسد و دفن بشود، آب غسلش خشک بشود؛ در حالی که هنوز از عهد و قرار شما در روز غدیر چیزی نگذشته بود و شکاف زخم رحلت پیامبر عمیق بود و دهانه زخم هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود و پیغمبر هنوز دفن نشده بود که هر چه خواستید کردید و بهانه آوردید که از فتنه می‌ترسید؛ شما کجا و فتنه خواباندن‌تان کجا؟ دروغ می‌گویید.

بیانات خیلی مفصل است و وقت اجازه نمی‌دهد؛ خیلی جامع، کوبنده و روشنگر است. بعد اینجا اشاره می‌کنند به همین ارث‌شان نسبت به فدک و چیزی که پیغمبر اکرم دادند و یک مقدار با خلیفه بحث می‌کنند؛ خلیفه یک چیزی می‌گوید، بعد ایشان از قرآن کریم جواب می‌دهند. خلیفه چیزی می‌گوید خلاف نص آیات قرآن کریم، نه یکی، نه دو تا! عجب! شما که گفتید «حسبنا کتاب الله»، کتاب خدا ما را بس است، پس چرا الان می‌گویید پیامبر چیزی به ارث نمی‌گذارد؟ پس مگر در قرآن نیست که این پیامبر از آن پیامبر ارث برد، این ارث داد، حرف از ارث انبیا مگر در قرآن نیست؟

صحبت کردند، بعد رو کردند به انصار و گله کردند، ناراحتی کردند، شکایت کردند؛ بعد رو کردند به قبایلی و اسم آوردند و از گذشته‌شان حرف زدند که شما که این چند سال این‌قدر کمک کردید و خدمت کردید. بعد فرمودند می‌دانید چرا این‌طور شدید؟ جز این نیست که به تن‌آسایی خو کرده‌اید؛ رفاه‌طلبی بر شما سیطره پیدا کرده و امام واقعی خود را از زمامداری دور کرده‌اید و با رفاه و آسایش خلوت کرده‌اید؛ از سختی زندگی به راحتی و خوش‌گذرانی رسیده‌اید؛ آنچه را که حفظ کرده بودید از دست دادید و همه را تباه کردید. بعد هم فرمودند خلافت را بگیرید و بروید و بدانید پشت این شتر خلافت زخم خواهد بود تا...

نقش تکاملی حضرت زهرا (س) در دوران سکوت امیرالمؤمنین (ع)

این مطالب را فرمودند، این‌ها مفصل است و وقت نیست حالا بیش از این؛ نیتم این بود یک مقدار بیشتر بگوییم، مطالب مهم‌تری هم در این خطبه بود. این‌ها را فرمودند، بعد حرکت کردند و رفتند منزل و برنامه‌ای که همه نقل می‌کنند همین بود، که دیگر ایشان شروع کردند به گریه و ناله و زاری. مقداری از مصیبت‌شان را دیشب عرض کردیم که ایشان این برنامه را داشتند هم در منزل، هم در کنار قبر پیغمبر اکرم و هم در بیت‌الاحزان؛ این‌ها همه بود تا رسید به آن اتفاقی که نباید می‌افتاد. یعنی این را باید توجه داشته باشید که آن اتفاق سنگین و تلخی که حمله کردند و هجوم آوردند به خانه اهل بیت و به خانه امیرالمؤمنین، این با یک فاصله‌ای از رحلت پیغمبر اکرم بود، نه بلافاصله. این فاصله حدود دو سه هفته‌ای، حالا به نقل‌های مختلف، فاصله شد. در این دو سه هفته این اتفاقات افتاد، این خطبه‌ها را خواندند، اقدامات را انجام دادند، کارها را کردند؛ امیرالمؤمنین هم مشغول جمع‌آوری قرآن و تألیف قرآن و بیان شأن نزول آیات قرآن و این چیزها بود و در خانه نشسته بود.

آن کسی که لسان ناطق امیرالمؤمنین و زبان گویای امیرالمؤمنین بود، حضرت زهرا بود؛ آن کسی که سیف قاطع امیرالمؤمنین و شمشیر برّان امیرالمؤمنین بود، حضرت زهرا بود. امیرالمؤمنین مشغول جمع‌آوری قرآن بودند، سکوت کردند و خانه نشستند؛ اما آن کسی که رفت در میدان، زبان ناطق و سیف قاطع و شمشیر برّانی بود، ایشان بودند که در شرایط مختلف خطبه خواندند، حرف زدند، اعتراض کردند و از هر فرصتی استفاده کردند تا این در تاریخ بماند برای ما. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که همین‌طور که به ما این نعمت بزرگ محبت و ولایت امیرالمؤمنین، محبت و ولایت حضرت زهرا و محبت و ولایت سایر ائمه معصومین را عنایت فرموده، ان‌شاءالله خدا این توفیق را مرحمت کند که بتوانیم پیرو واقعی‌شان هم در زندگی باشیم. برویم درِ خانه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها.

ذکر مصیبت و توسل به حضرت فاطمه زهرا (س)

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ. اَلسَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يَا سَيِّدَتَنَا وَمَوْلَاتَنَا، إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَاسْتَشْفَعْنَا وَتَوَسَّلْنَا بِكِ إِلَى اللَّهِ وَقَدَّمْنَاكِ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا، يَا وَجِيهَةً عِنْدَ اللَّهِ اِشْفَعِي لَنَا عِنْدَ اللَّهِ.

در کتاب خصال شیخ صدوق از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است: «البَکّاؤونَ خَمسَةٌ»؛ گریه‌کنندگان، ناله‌کنندگان، آن کسانی که خیلی در حیات‌شان گریه کردند و ناله کردند پنج نفر بودند: «آدمُ و یَعقوبُ و یوسُفُ و فاطِمَةُ بنتُ محمدٍ و علیُّ بنُ الحسینِ». آدم چرا؟ «فأمّا آدَمُ فَبَکى عَلَى الجَنَّةِ»؛ آدم به خاطر آن باغ و بهشتی که از آن رانده شد، گریه کرد. یعقوب چه؟ «وأمّا یَعقوبُ فَبَکى عَلَى یوسُفَ»؛ آن‌قدر بر یوسف گریه کرد تا بینایی چشمش را از دست داد. یوسف چه؟ «وأمّا یوسُفُ فَبَکى عَلَى یَعقوبَ»؛ یوسف بر یعقوب گریه کرد «حتّى تَأذّى بهِ أهلُ السِّجنِ»؛ این‌قدر گریه کرد که زندانی‌ها اذیت شدند، گفتند: «إمّا أن تَبکِیَ باللَّیلِ» یوسف یا شب گریه کن روز ساکت باش، یا روز گریه کن شب ساکت باش؛ «فَصالَحَهُم على واحِدَةٍ مِنهُما»؛ حضرت یوسف پذیرفت یا شب گریه کند یا روز.

«وأمّا فاطِمَةُ فَبَکَت عَلى رَسولِ اللَّهِ»؛ بر رسول خدا گریه کرد «حتّى تَأذّى بهِ أهلُ المَدینَةِ»؛ اهل مدینه از این گریه‌ها خیلی اذیت شدند، «فقالوا لَها: قَد آذَیتِنا بکَثرَةِ بُکائِکِ»؛ تو این‌قدر گریه می‌کنی ما را اذیت می‌کنی. از اینجا به بعد فضه خادمه می‌گوید وقتی فاطمه زهرا به خانه برگشت شروع کرد به گریه کردن، شب و روز گریه می‌کرد؛ «وَ أَخَذَتْ بِالْبُکَاءِ وَ الْوَعِیلِ وَ الْعَوِیلِ لَیْلَهَا وَ نَهَارَهَا»؛ هم شب‌ها گریه می‌کند هم روز گریه می‌کند؛ «وَ هِیَ لَا تَرْقأُ دَمْعَتُهَا»؛ دیگر جلو چشم‌هایش را نمی‌تواند بگیرد. «وَ اجْتَمَعَ شُيُوخُ أَهْلِ الْمَدِينَةِ» بزرگداران مدینه جمع شدند «وَ أَقْبَلُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ» فقالوا له: یا اباالحسن! گفتند یا علی! «اِنَّ فاطِمَةَ تَبکِی اللَّیلَ وَالنَّهارَ»؛ شب و روز گریه می‌کند، «فَلَا أَحَدٌ مِنَّا یَتَهَنَّأُ بِالنَّوْمِ بِاللَّيْلِ»؛ ما نه شب داریم نه روز داریم، نه شب آرامیم نه روز آرام و قرار داریم، اذیت می‌شویم از این گریه‌ها، از این ناله‌ها، از تو می‌خواهیم از او بخواهی یا شب گریه کند یا روز.

گفت‌وگوی امیرالمؤمنین (ع) با حضرت زهرا (س) و ساخت بیت‌الاحزان

«فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ» حتی دخل على فاطمة وهي لا تفیق من البکاء؛ وقتی وارد بر فاطمه شد دید فاطمه دارد گریه می‌کند؛ فلما رأته سکتت هنیئة له؛ وقتی چشم فاطمه به علی افتاد آرام شد، گریه‌اش قطع شد؛ فقال لها: فاطمه گفت: یا بنت رسول الله، ای دختر رسول خدا! این شیوخ مدینه از من خواستند شما یا شب گریه کنی یا روز؛ خب دیدید که به حضرت یوسف گفتند یا شب گریه کن یا روز، فرمودند که خب قبول کردم، بنا شد ایشان یا شب گریه کند یا روز؛ اما این مصیبت که قابل مقایسه نیست، مصیبت رحلت پیغمبر اکرم، مصیبتی که بر سر اسلام آمد.

لذا فاطمه چه فرمود؟ فرمود: یا اباالحسن ما اقل مکثی بینهم؛ علی‌جان من دیگر خیلی بین این‌ها زنده نخواهم ماند؛ فما اقرب مگیبی من بین اظهرهم؛ به زودی دیگر صدای من را نخواهند شنید؛ فوالله لا اسکت لیلاً ولا نهاراً؛ نه شب ساکت می‌شوم نه روز ساکت می‌شوم، همه‌اش گریه می‌کنم او الحق بابی رسول الله؛ تا وقتی که به پدرم رسول خدا ملحق شوم. امیرالمؤمنین فرمود: افعلی یا بنت رسول الله ما بدا لک؛ هر طور صلاح می‌دانی انجام بده.

بعد به خاطر اینکه اذیت نشوند، بنی بیتاً فی البقیع؛ یک خانه‌ای در بقیع امیرالمؤمنین ساختند بیرون از مدینه، یسمى بیت الاحزان؛ خانه احزان؛ وكانت إذا أصبحت؛ صبح به صبح که می‌شد، فاطمه زهرا قدمت الحسن والحسین امامها؛ دست حسن و حسین را می‌گرفتند، حرکت می‌کردند به سمت بقیع، باکیةً؛ همین‌طور در راه گریه می‌کردند؛ فلا تزال بین القبور باکیةً؛ همین‌طور که بین قبرها راه می‌رفتند، گریه می‌کردند؛ فإذا جاء اللیل؛ وقتی شب می‌شد، امیرالمؤمنین اقبل امیرالمؤمنین الیها وساقها بین یدیها الى منزلها. ألا لعنة الله على القوم الظالمین، وسیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.

دعای پایانی مجلس

نسألک اللهم وندعوک باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الاکرم، یا الله (۱۰ مرتبه یا الله) بدم المظلومة یا الله.

یا الله، یا رحمان ویا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا على دینک، ولا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب.

پروردگارا به محمد و آل محمد، همان‌طور که نعمت بزرگ محبت و ولایت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را به ما دادی، ما را پیرو واقعی آن‌ها قرار بده. نسل و ذریه ما را محب و پیرو واقعی آن‌ها قرار بده. روز به روز این محبت و اطاعت را در دل ما بیشتر کن. توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت به ما عنایت بفرمای. مشکلات مسلمانان را برطرف بفرمای. شر دشمنان اسلام را به خودشان برگردان. شر آمریکا، صهیونیست، وهابیت، اسرائیل، انگلیس، هر کسی به اسلام خیانت می‌کند به خودشان برگردان. خدمت‌گزاران به اسلام و مسلمین، مخصوصاً رهبر معظم را محافظت بفرمای. خیانت‌کاران به اسلام و مسلمین را هدایت، و در غیر این صورت ریشه‌کن بفرمای. مشکلات جوانان ما را برطرف بفرمای. عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرمای. بالنبی و آله. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. فلسفه امامت و لزوم تبعیت مأموم از امام

وقتی کسی امام است، باید کسانی که مأموم هستند در همه زندگی، همه شرایط، کارها و اقداماتشان تابع امام باشند؛ نه جلو بیفتند و نه عقب بیفتند. شبیه همین چیزی که ما در نماز جماعت داریم و تمرین می‌کنیم؛ در نماز جماعت هم می‌گویند مأمومین در اقوال و افعال نباید خیلی جلو بیفتند یا خیلی عقب بیفتند. مأموم باید دنبال امام حرکت کند. در عالم، غیر از نماز هم ما امام داریم و ائمه معصومین ما همین وضعیت را دارند؛ تمام کسانی که مأموم هستند، باید دنبال امام حرکت کنند، نه جلوتر و نه عقب‌تر. امام اگر سکوت می‌کند، وظیفه بقیه هم همین است؛ اگر حرکت می‌کند، اگر قیام می‌کند، اگر صلح یا جنگ می‌کند، همه موظفند دنبال امام حرکت کنند و پیروی نمایند.

۲. وظیفه سنگین جامعه در برابر تصمیمات امام

در تمام دوران ائمه معصومین (علیهم‌السلام)، بعضی کسانی که بدون اجازه حضرات قیام می‌کردند، قیامشان درست نبود و حضرات معصومین علیهم‌السلام حمایتی نمی‌کردند و اصل این مسئله که از امام نباید جلو افتاد و نباید عقب افتاد، همه جا جاری است. صلح کرد، باید دنبالش بروند و بگویند چشم؛ جنگ کرد، بگویند چشم؛ هر کاری انجام داد، باید بگویند چشم. طبق روایت «الحسن والحسین امامان قاما او قعدا»؛ این‌ها در هر حالی امام هستند و همه شما باید دنبال این‌ها حرکت کنید، چه بایستند و چه بنشینند، چه قیام کنند و چه قیام نکنند، ما موظف به پیروی هستیم و باید در تمام حالات، طاعت و تبعیت خود را از امام زمان خویش حفظ کنیم.

۳. نقش بی‌بدیل حضرت زهرا (س) به عنوان حجت الهی

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، امیرالمؤمنین علیه‌السلام موظف به سکوت شدند، شمشیر را در غلاف کردند و کنار نشستند. اما این وضعیتی بود که درست نبود و نباید کار به اینجا می‌رسید. کس دیگری هم از عهده‌اش برنمی‌آمد که بخواهد کاری انجام دهد. لذا تنها کسی که این کار را به نحو احسن انجام داد و تمام زندگی و تصمیماتش حجت الهی بود، وجود مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود؛ چون ایشان حجت الهی بود و کاری که انجام می‌داد، عین حق و واقع بود. کس دیگری نباید جلوتر از امام حرکت می‌کرد، اما آن کسی که می‌توانست اعتراض کند، جنبش به پا کند، به حکام اعتراض کند و صدایش را بلند کند، وجود مبارک ایشان بود.

۴. افشاگری حضرت فاطمه (س) برای ثبت در تاریخ

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها از هر فرصتی استفاده کردند تا ندای مظلومیت اهل بیت، امیرالمؤمنین و این ظلمی را که بر سر امامت آمد، برسانند. این اعتراضات به انواع مختلفی بود؛ گریه می‌کردند، ناله می‌کردند، سخنرانی می‌کردند و حرف می‌زدند تا این اتفاقات همه جا ثبت شود و همه بدانند چه اتفاقی افتاد؛ فردا نگویند همه آمدند بیعت کردند و مسئله خاصی هم نبود. اگر ایشان این کار را نمی‌کردند، آن‌ها قضیه را در طول تاریخ جوری پیش می‌بردند که کأنّه هیچ اتفاق بدی نیفتاده است. اما ایشان لحظه به لحظه عمرشان از این فرصت استفاده کردند تا فریادی باشند بر سر آن کسانی که مسیر هدایت الهی را منحرف کردند.

۵. احیای واقعه غدیر توسط حضرت زهرا (س)

یکی از تمسکات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و کارهایی که انجام می‌دادند، یادآوری روز غدیر بود. وقتی واقعه غدیر اتفاق افتاد، این واقعه را طوری پیش بردند که به فراموشی سپرده شد؛ یعنی کاری کردند که دیگر اسمی از آن نباشد و بزرگداشتی هم نبود. زنده نگه داشتن ایام‌الله و یادآوری آن‌ها مسئله خیلی مهمی است. ضربه‌ای که خط شیعه خورد، یکی از جهاتش به همین برمی‌گشت. لذا روز غدیر را به نحوی فراموش کردند و دشمنان سعی کردند مردم آن را فراموش کنند. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با یادآوری سخنان رسول خدا (ص) در غدیر خم و منزلت امیرالمؤمنین (ع)، این واقعه بزرگ را دوباره احیا کردند و در برابر خط فراموشی ایستادند.

۶. هشدار حضرت زهرا (س) درباره عواقب تفرقه و اختلاف

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در پاسخ به سؤالات مردم، فرمودند که پیغمبر اکرم درباره علی بن ابی‌طالب (ع) فرمودند او بهترین جانشین، امام و خلیفه بعد از من است و فرزندان او امامان ابرار هستند. سپس هشدار دادند که: «اگر از این‌ها تبعیت کنید و دنبال این‌ها بروید، خواهید دید کسی بهتر از این‌ها نمی‌تواند شما را هدایت کند؛ اما اگر دنبال این‌ها نروید و با آن‌ها مخالفت کنید، تا روز قیامت شما مسلمان‌ها با هم خواهید جنگید.» این پیش‌بینی عمیق نشان می‌دهد که ریشه تمام اختلافات و جنگ‌های داخلی در طول تاریخ میان مسلمانان، حاصل انحراف از مسیر حق و عدم پیروی از امامت راستین ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

۷. هشدار به جامعه اسلامی درباره بذر فساد و آشوب

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه خود خطاب به زنان مدینه فرمودند: «به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد. باید انتظار کشید تا کی مرض فساد پیکر جامعه اسلامی را از پای درآورد. پس از این، از سینه شتر به جای شیر، خون بدوشید و زهری که به سرعت هلاک‌تان خواهد کرد؛ و مسلمانان در آینده خواهند دانست و خواهند دید آن بذری را که شما کاشتید، چه بر سر مسلمان‌ها خواهد آمد.» ایشان تاکید کردند که از این پس قلب‌های خود را برای بروز آشوب‌ها مطمئن نمایید و مستقر سازید؛ چرا که با دوری از حق، همواره گرفتار شمشیرهای کشیده، تهاجمات پی‌درپی و استبداد و دیکتاتوری ستمگران خواهید بود.

۸. توصیف مجاهدت‌های بی‌بدیل امیرالمؤمنین (ع) در راه خدا

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه فدکیه به توصیف مجاهدت‌های علی بن ابی‌طالب (ع) پرداخته و فرمودند: هر گاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد و هر هنگام فتنه‌ای سر برآورد، رسول خدا برادرش علی را در کام فتنه‌ها افکند؛ و علی بازنمی‌گشت مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می‌گرداند و آتش آن‌ها را با آب شمشیرش خاموش می‌کرد. او رنج‌کشیده و زحمت‌کشیده در راه خدا (مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ) و کوشش‌گر خستگی‌ناپذیر در امر الهی بود. او نزدیک‌ترین فرد به رسول خدا و بزرگی از اولیای الهی بود که همواره دامن همت به کمر زده و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای پروایی نداشت.

۹. ریشه‌یابی انحراف امت؛ دنیاطلبی و رفاه‌زدگی

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه فدکیه با ریشه‌یابی انحراف مردم فرمودند: «خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و شیطان سر خویش از مخفی‌گاه به در آورد و شما را فرا خواند و دید که به سرعت پاسخش دادید.» ایشان در تبیین علت این بی‌وفایی خطاب به آنان فرمودند: جز این نیست که به تن‌آسایی خو کرده‌اید؛ رفاه‌طلبی بر شما سیطره پیدا کرده و امام واقعی خود را از زمامداری دور نموده‌اید و با رفاه و آسایش خلوت کرده‌اید. از سختی زندگی به راحتی و خوش‌گذرانی رسیده‌اید؛ در نتیجه، آنچه را که از ایمان و عهد حفظ کرده بودید از دست دادید و همه را تباه کردید.

۱۰. مظلومیت حضرت زهرا (س) و حقیقت بیت‌الاحزان

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شب و روز گریه می‌کردند، به طوری که بزرگان مدینه به امیرالمؤمنین (ع) گفتند گریه‌های او مانع آسایش ماست. هنگامی که علی (ع) پیام آن‌ها را رساند، حضرت فرمودند: «من دیگر خیلی بین این‌ها زنده نخواهم ماند و به زودی صدای من را نخواهند شنید؛ پس به خدا سوگند نه شب ساکت می‌شوم و نه روز، تا به پدرم ملحق شوم.» امیرالمؤمنین (ع) برای آسایش ایشان خانه‌ای در بقیع بیرون از مدینه ساختند که «بیت‌الاحزان» نامیده شد. ایشان هر صبح دست حسن و حسین را می‌گرفتند و گریه‌کنان به آنجا می‌رفتند و شبانگاه با امیرالمؤمنین به خانه بازمی‌گشتند.

فهرست

1️⃣ زمینه‌ها و شرایط مدینه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

◽️ انحراف مسیر تاریخ و ضعف باورهای مردم

◽️ تأثیر جنگ‌های صدر اسلام و نفوذ شمشیر امیرالمؤمنین (ع)

2️⃣ مأموریت امیرالمؤمنین (ع) به سکوت و فلسفه امامت

◽️ منزلت هارونی علی (ع) و ضرورت حفظ وحدت امت

◽️ لزوم تبعیت مأموم از امام در تمام افعال و شرایط

3️⃣ نقش بی‌بدیل حضرت زهرا (س) در قیام و اعتراض

◽️ خطبه‌ها و افشاگری‌های حضرت فاطمه (س) به عنوان حجت الهی

◽️ زنده نگه داشتن فریاد مظلومیت و ممانعت از تحریف تاریخ

4️⃣ احیای واقعه غدیر و تبیین عواقب تفرقه امت

◽️ روایت خط غدیر در برابر بستر فراموشی جامعه

◽️ تداوم جنگ‌های داخلی مسلمانان در صورت مخالفت با امامت

5️⃣ ریشه‌یابی انحراف امت در خطبه فدکیه

◽️ توصیف مجاهدت‌های خستگی‌ناپذیر علی بن ابی‌طالب (ع)

◽️ ظهور نفاق و سقوط جامعه در چاه رفاه‌طلبی و دنیازدگی

6️⃣ مظلومیت حضرت زهرا (س) و حقیقت بیت‌الاحزان

◽️ شکوه گریه و ناله حضرت در مواجهه با بی‌وفایی مردم

◽️ ساخت بیت‌الاحزان در بقیع و استمرار حیات مبارزاتی حضرت

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎤سخنرانی ایام فاطمیه (شب دوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی