
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه سوم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۱۶ آبان ماه ۱۴۰۳

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه سوم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۱۶ آبان ماه ۱۴۰۳
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه سوم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۱۶ آبان ماه ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد [صلوات حضار] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.
نثار روح مطهر حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) صلواتی عنایت بفرمایید.
صحبت در دعای مکارمالاخلاق بود. اولین فراز از این دعا، ذکر شریف صلوات است؛ «اللهم صل علی محمد و آله».
ذکر صلوات یکی از ویژگیهای برجسته صحیفه سجادیه است. به طور کلی در دعاهایی که از امام سجاد (علیهالسلام) به ما رسیده، یکی از چیزهایی که خیلی واضح و برجسته جلوه میکند، همین ذکر شریف صلوات است. در دعای صلوات شعبانیه هم که ظهرهای ماه شعبان خوانده میشود، صلوات زیاد فرستاده میشود: «اللهم صل علی محمد و آل محمد شجرة النبوه...»؛ بلکه در آنجا نصف دعا، همهاش صلوات و معرفی حضرات معصومین (علیهمالصلاةوالسلام) است. در صحیفه سجادیه نیز یکی از مسائلی که برجستگی دارد، همین فرستادن صلوات است.
ما به حمدالله به برکت حکومت شیعه و خط شیعه، این ذکر شریف در بینمان برجستگی دارد، مطرح است و زیاد فرستاده میشود؛ اما در زمان امام سجاد (علیهالصلاةوالسلام) چنین حالتی نبود و این ذکر شریف، مهجور بود.
در زمان امام سجاد (علیهالسلام) اتفاق بزرگی که افتاده بود، حادثه کربلا بود و قبل از آن هم بعد از رحلت پیغمبر اکرم، غصب حق ولایت و حکومت امیرالمؤمنین [رخ داده] بود؛ لذا جامعه اسلامی از آنجا به سمتی رفته بود که تا زمان امامت امام سجاد (علیهالصلاةوالسلام)، دچار دو مشکل عمده شد:
یکی اینکه اعتقاد مردم مسلمان به نبوت خاتمانبیاء آسیب دیده بود؛ این اعتقاد به هر دلیلی صدمه خورده بود. دوم اینکه اعتقاد مردم به امامت اهلبیت اصلاً از ریشه از بین رفته بود و جز عده کمی نسبت به کل جامعه اسلامی، کسی از این حق مطلع نبود و به آن پایبندی نداشت.
وقتی خلیفه اسلامی میگوید: «لا خبر جاء و لا وحی نزل»؛ یعنی نه پیغمبری آمد و نه وحیی بود و هیچ چیزی وجود نداشت و اینها —العیاذبالله— دروغی بیش نبود، و «لعبت هاشم بالملک»؛ یعنی بنیهاشم با حکومت بازی کرد و الا هیچ خبری نبود؛ خب این شخص حاکم اسلامی بود و مردم هم به تبع او، طبیعتاً «علی دین ملوکهم» به همان سمت گرایش داشتند. خط نبوت ضعیف شده بود، خط امامت هم که از بین رفته بود و چیزی از آن به آن معنا باقی نمانده بود؛ لذا اهلبیت پیغمبر اکرم مهجور بودند.
از طرف دیگر، شرایطی حاکم بود که امکان معرفی این بزرگواران وجود نداشت. بنیامیه با اهلبیت دشمنی داشت. بعد از حادثه کربلا نیز حساسیت ویژهای روی شیعیان و ائمه شیعه وجود داشت؛ لذا شرایط طوری نبود که راجع به فضائل و کمالات اهلبیت زیاد حرفی زده بشود و اینطور نبود که بتوانند برنامهای، جلسهای و صحبتی داشته باشند.
امام سجاد (علیهالصلاةوالسلام) وظیفه امامتشان را در اینجا در قالب همین دعاها انجام دادند و در ضمن آن، با یک ظرافت خاصی کار مهمی میکردند و آن این بود که در میان این دعاها، اهلبیت را معرفی میکردند. ایشان مرتب مردم را به سمت این خاندان سوق میدادند؛ بر پیغمبر اکرم صلوات میفرستادند و در ضمن آن به آل ایشان نیز اشاره میکردند.
این کاری بود که امام سجاد (علیهالسلام) انجام دادند؛ کاری که در آن وقت به این راحتیها نبود. اکنون ما در این شرایطِ راحت هستیم و صلوات میفرستیم، اما در آن دوران [مردم] آشنا نبودند. حالا امشب، شب صلوات است؛ انشاءالله از این به بعد در دلها بفرستیم تا بحث پیش برود.
کار مهمی که در اینجا انجام شد این بود که این خاندان برجسته و مطرح بشوند و امام سجاد (علیهالسلام) این کار را انجام دادند. از نظر بنیامیه این یک جرم نابخشودنی و خطرناک بود؛ معرفی اهلبیت پیغمبر اکرم و بیان صفات و اوصافشان جرم به حساب میآمد و اجازه نمیدادند کسی این کار را انجام بدهد؛ اما ایشان در ضمن دعا و با زبان دعا این کار را پیش بردند.
خودِ صلوات ناقص شده بود؛ چرا که در قرآن کریم آیه داریم —همین آیهای که بعد از نمازها خوانده میشود— که ثقل و اصل مطلبش نسبت به پیغمبر اکرم است: «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی، یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»؛ بر ایشان درود بفرستید و سلام بگویید. اهلسنت میگویند خب در قرآن کریم خدا دستور داده که به خود پیغمبر صلوات بفرستیم و حرفی از آل نیست و چیزی از آل پیغمبر در اینجا نقل نشده است و صلوات در همین حد است.
اما خود همین اهلسنت در کتابهایشان، در سنن و کتابهای صحاحی که دارند، در خیلی از آنها این روایت را به این مضمون آوردهاند که افرادی آمدند پیش پیغمبر اکرم و گفتند: یا رسولالله، ما سلام بر شما را بلدیم و وقتی وارد میشویم بر شما سلام میفرستیم و میگوییم «السلام علیک یا رسول الله»؛ اما اینکه خدای متعال در این آیه میفرماید صلوات بفرستید، این صلوات را نمیدانیم چطور باید بفرستیم؟ این را خود اهلسنت نقل کردهاند؛ یعنی غیر از روات شیعه ما که در کتب روایی شیعه با سند خاص خودمان داریم، خود اهلسنت هم با اسناد خودشان دارند که [مردم] سؤال کردند سلام را بلدیم، صلوات را چطور بفرستیم؟
پیغمبر اکرم به نقلی که آنها دارند اینجوری فرمودند که اینطور بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید». خود پیغمبر اکرم در این صلواتی که خود آنها نقل کردهاند، آل را داخل صلوات کردند و فرمودند اینطوری بر من صلوات بفرستید و صلوات را به آل من هم بفرستید.
به اهلسنت همین را باید گفت؛ شما آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» را قبول دارید؟ شما میگویید صلوات در قرآن کریم به خود پیغمبر اکرم اختصاص دارد، خب خدا از آن طرف فرموده است «اطیعوا الرسول». شما که قبول دارید باید از پیغمبر اطاعت کرد، خود پیغمبر فرمودند صلوات بر من را به آل ضمیمه کنید و آل را بر این صلوات بیفزایید. اینگونه آل داخل شد، ولی متأسفانه بعد از پیغمبر اکرم این مسئله متروک شد و به نقطهای رسید که امام سجاد (علیهالسلام) در ضمن این دعاها، مرتب فضائل اهلبیت را میگویند و آن را جا میاندازند؛ صلوات بر پیغمبر و آل میفرستند، در حالی که در آن جامعه خیلی صلوات بر آل فرستاده نمیشد.
ما در روایات دیگری داریم که طرف وقتی صلوات میفرستاد، مانند اکنونِ اهلسنت، به خود پیغمبر اکرم بسنده میکرد که امام (علیهالسلام) فرمودند این صلوات را ابتر و ناقص نکن، این را کامل بفرست و بر آل هم بفرست و ظلم و جفا نکنید. این اتفاق افتاده بود.
امام سجاد (علیهالسلام) این مسئله را با دعا —در یک دعا نسبت به پیغمبر اکرم و در دعاهای دیگر نسبت به آل ایشان— بیان میکنند و این موضوع را در ضمن دعا جا میاندازند؛ تا آن خلائی که ایجاد شده بود به وسیله ایشان پر بشود و بیتوجهی به پیغمبر اکرم و آل ایشان که ایجاد شده بود، از بین برود یا حداقل ضعیف بشود، تا مردم بفهمند عدهای هستند که اهلبیت پیغمبر اکرمند و اینها دارای صفات برجستهای هستند.
ایشان این صفات را در قالبهای بلند و وسیعی ریختند. طوری در این عبارات صحیفه، اهلبیت را ترسیم میکنند که این مقام و جایگاه را از یک حالت عادی و تنزلیافته، بالا میآورند و توجه ویژهای در انسانها ایجاد میکنند؛ هم نسبت به مقامشان و هم نسبت به محبتشان.
اثر دیگری که این کار دارد، ایجاد محبت اهلبیت است. وقتی انسان نسبت به کسی در دعا کردن عنایت داشته باشد، زیاد برایش دعا کند و زیاد اسمش را در دعا بیاورد، این یک نوع اعتنا به شأن اوست. اینکه در نماز شب هم سفارش شده است برای چهل مؤمن دعا بکنید، فرمودهاند یک جهتش اعتنا به شأن این عده است. حالا این عده حتماً هم لازم نیست از برجستگان دین و ایمان باشند؛ چهل مؤمن میتواند همین مؤمنینی باشند که ما با آنها ارتباط داریم؛ پدرانمان، برادرانمان، دوستانمان و کسانی که با آنها آشنایی داریم. این دعا کردن، یک نوع اعتنا به اینهاست.
کاری که امام سجاد (علیهالسلام) در اینجا انجام میدهند این است که دعا میکنند، شأن اینها را بالا میآورند، معرفیشان میکنند و خودبهخود یک زمینه محبتی در دل مردم ایجاد میکنند؛ لذا از این جهت، صلواتها در صحیفه مبارکه سجادیه جایگاه خاصی دارد و یکی از جهات حکمت اینکه این صلواتها زیاد تکرار شده، همین هست.
حالا به همین مناسبت، چندتایی روایت در باب اهمیت صلوات، جایگاه صلوات در دعا و نقش آن در استجابت دعا عرض میکنیم تا انشاءالله بیشتر بهرهمند بشویم.
در کتاب شریف وسائلالشیعه، از کتاب امالی شیخ صدوق، از امام رضا (علیهالصلاةوالسلام) روایتی نقل شده که خیلی پرمحتواست و انسان را امیدوار میکند. کدام انسان را؟ آن انسانی را که نگاه میکند و میبیند خیلی از عمرش به گناه گذشته، تلف شده و تقصیر در آن زیاد داشته است. گاهی ممکن است خدای متعال لطف کند و دل انسان طوری نرم بشود و حالتی در او ایجاد بشود که نسبت به گذشته، کوتاهیها و فرصتهای از دست رفتهاش افسوس بخورد. این حالت، حالت خیلی خوبی است که خدای متعال گاهی در دل انسان ایجاد میکند تا دچار روزمرگی نباشد و به همان سمت و سویی که در روال عادیاش پیش میرود، نرود؛ بلکه گاهی هم فکر و ذهنش به جاهای مهم و فکرهای اساسی مربوط به خودش برسد. لذا گاهی اینطور میشود که مثلاً انسان میبیند خیلی گناه دارد و وقتی به گذشته نگاه میکند، بار عملش سنگین است.
امام رضا (علیهالصلاةوالسلام) به حسب این حدیث میفرمایند: «من لم یقدر علی ما یکفر به ذنوبه فلیُکثر من الصلوة علی محمد و آل محمد فانها تهدم الذنوب هدما». میفرمایند اگر کسی میبیند نمیتواند کارهایی انجام بدهد که کفاره گناهانش باشد و بارش خیلی سنگین است —حالا یک احساس ضعف و عجزی انسان گاهی از این جهت میکند، احساس سنگینی از جهت گناه و احساس ضعف برای جبران مسائل گذشته دارد— فرمودند این یک کار را بکند: زیاد صلوات بفرستد؛ «فلیُکثر من الصلوة علی محمد و آل محمد». [صلوات حضار]
چرا؟ چون این صلوات «تهدم الذنوب هدما»؛ گناهان را از بین میبرد، نابود میکند و ریشهکن میسازد، آن هم چه ریشهکن کردنی! زورش خیلی زیاد است و ریشهکن میکند؛ شاید اثری از آن نمیگذارد در انسان باقی بماند.
این چیزی است که امام رضا (علیهالسلام) به ما یاد دادهاند که اگر دچار این حالت بودیم و دیدیم که قصور، تقصیر و گناهانمان زیاد است، زیاد صلوات بفرستیم؛ خیلی زیاد.
در روایت دیگری از جناب عبدالعظیم حسنی از امام هادی (علیهالسلام) آمده است که ایشان فرمودند: «انما اتخذ الله عز و جل ابراهیم خلیلا لکثرة صلواته علی محمد و اهل بیته». [صلوات حضار]
در روایات مختلف، علتهایی برای اینکه حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیهالصلاةوالسلام) به مقام خلیل بودن الهی رسیدند و این عنوان و لقب به طور خاص به ایشان داده شد، مطرح شده است. در اینجا یکی از این جهات را میفرماید و علت رسیدن به این مقام و رتبه را این میداند که ایشان زیاد صلوات میفرستاد و زیاد این کار را میکرد؛ «لکثرة صلواته علی محمد و اهل بیته صلوات الله علیهم اجمعین». این کار زیاد از حضرت ابراهیم ناشی میشد.
در روایات چیزهای دیگری هم نسبت به حضرت ابراهیم فرمودهاند؛ یکی از آن چیزها «لاطعام الطعام» است؛ چون یکی از ویژگیهای خاص و ممتاز حضرت ابراهیم این بود که در اطعام طعام خیلی پیشقدم و مقید بودند، به طوری که در روایات قضایای عجیبی نقل میکنند که چقدر ایشان مقید بودند غذایی را که سر سفره میخواهند بخورند، تنها نخورند و یک کسی را بیاورند و مهمان کنند تا با هم بخورند و این روزی الهی بین انسانها تقسیم بشود.
«لاطعام الطعام و صلواته باللیل و الناس نیام». یکی از ویژگیهای حضرت ابراهیم که باعث رسیدن به این مقام شد، نماز شب خواندن ایشان بود در آن وقت که مردم خوابند؛ آن وقت سحر که انسانها خوابند و هر کسی خواب چشمش را ربوده و سنگین شده است، آن ایمان قوی انسان را بلند میکند و از رختخواب جدا میسازد تا بلند شود و این عبادت را به جا بیاورد.
در فصلی که مثل حالا شبها طولانی است، خدای متعال این زمینه را بیشتر برای همه ما فراهم کرده است. شبها طولانی است و فرصت بیشتری برای استراحت وجود دارد؛ شبهای زمستان برای آنهایی که عبادت را دوست دارند، بهار عبادت است. فرصت زیاد است و شب طولانیتر است و انسان میتواند بلند شود و از این عبادت استفاده بکند. فرمودهاند: «ان المغبون من حرم قیام اللیل» یا «صلوة اللیل»؛ مغبون کسی است که از این عبادت بزرگ محروم بشود.
ما در مستحبات شاید [موردی] نداشته باشیم که به این حالت، تعبیر زیانکاری را برایش به کار ببرند. مستحبات به طوری است که کار اضافیِ خیلی مفیدی است؛ عبادت اضافی است و فواید خودش را دارد و خدا هم واجب نکرده است و ممکن است انسان با انجام ندادن خیلی از آنها ضرر هم نکند، اما در اینجا به خصوص فرمودهاند تویش ضرر و زیانکاری است.
برای این نماز، حتی نماز مستحبی قضایی گذاشتهاند؛ یعنی اگر کسی شب نمیتواند بخواند، روز میتواند قضای آن را به جا بیاورد. حتی غیر از قضا، تقدیم بر وقتش را قرار دادهاند تا بتواند زودتر از وقت بخواند؛ مثلاً کسی که احساس میکند شب خواب میماند، دیر خوابیده یا خوابش سنگین است و بیدار نمیشود، فرمودهاند خب همین قبل از خواب بخواند. قبل از خواب، موقع خودش، قضایش؛ راههای زیادی را باز کردهاند. ایستاده هم نمیخواهد آدم بخواند، نشسته بخواند؛ طول و تفصیل هم نمیخواهد بدهد، مختصر بخواند. لازم نیست انسان احساس کند باید یک ساعت با تمام مستحبات و دعاهایش بخواند تا استفاده بکند، نه؛ اصل این است که انسان یک کار مهم را داشته باشد، ولی کیفیتش [به گونهای نباشد] که بخواهد کمیتش هی بالا برود و باعث بشود اصل کار از بین برود؛ خب حیف است، اصل را انسان از دست ندهد و به مختصرش هم بتواند بهرهمند بشود.
در باب اهمیت سلام و صلوات در دعا کردن، به خصوص امام سجاد (علیهالسلام) اولین جمله این دعای مکارمالاخلاق را با همین صلوات شروع میکنند. آن جهتی که عرض شد وجود دارد که هی اینها دارند به طور مستمر و مرتب برجسته میشوند و اسم اینها دارد مطرح میشود. مردم آل را نمیشناختند؛ ما خودمان را باید در آن فضا قرار بدهیم، درِ خانه بسته شده بود، اینها کیانند؟ ایشون اینها را برجسته میکند. مقداری دعا میکند، دوباره اسم اینها را میآورد. مقداری دعا میکند، دوباره اسم اینها را میآورد. یک جهتش این مسئله است که عرض شد.
جهات دیگرش این است که بالاخره با عنایت به اینهاست که انسان دعایش را خدا میپذیرد؛ اینها پیش خدا آبرودارند. بالاخره ما خودمان وقتی کارمان پیش کسی گیر دارد، یکی از راههایی که بتوان آن کار را انجام داد همین است دیگر؛ یک واسطهای پیدا میکنیم، یک آبروداری، کسی که کارش [درست است] تماس بگیرد، سراغ بگیرد و بالاخره با یک تلفنی یا سفارشی مشکل ما را حل بکند. خدای متعال همین را برای ما قرار داده و اینها را شفیع ما ساخته است؛ که انسان وقتی نیازهایی دارد —خب خود ما که آبرویی پیش خدا نداریم که بخواهیم به کاری که انجام دادهایم تکیه کنیم در پیشگاه خدا؛ نمازمان آنطور، روزهمان اینطور و مشکلات دیگر داریم— خدای متعال لطف کرده و اینها را قرار داده و به ما یاد دادهاند که اینها را بیاورید وسط و واسطه کنید تا خدا بپذیرد، و با عنایت به این افراد آبرودار پیش خدا، این دعا به اجابت برسد؛ لذا از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «کل دعاء یدعی الله عز و جل به محجوب عن السماء حتی یصلی علی محمد و آل محمد». [صلوات حضار] فرمودند هر دعایی که میکنید بالا نمیرود، تا اینکه صلوات به آن ضمیمه و در آن قرار داده بشود؛ و این صلوات، دعا را بالا میبرد، به آن آبرو و اعتبار میدهد.
باز به بیان دیگری از امام صادق (علیهالسلام): «من دعا و لم یذکر النبی صلی الله علیه و آله رفرفت الدعاء علی رأسه». میفرمایند وقتی دعا میکنید —در قالب تشبیه به یک حالت ملموس و محسوس برای ما— این دعا مثل این میماند که شما یک پرندهای را فرستادهاید سمت آسمان و این در حد همین بالای سر شما دارد میچرخد و بالاتر نمیتواند برود. دعای شما وضعیتش اینطوری میشود. اما وقتی اسم پیغمبر اکرم برده میشود، «رفعت الدعاء»؛ وقتی اسم ایشان برده میشود این دعا آزاد و رها میشود و بالا میرود و به اجابت میرسد؛ با اسم ایشان.
یا باز در روایت دیگری از امام صادق (علیهالسلام) که از خود پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) فرمودند: «لا تجعلونی کقدح الراکب، فان الراکب یملأ قدحه فیشربه اذا شاء، اجعلونی فی اول الدعاء و فی وسطه و فی آخره». فرمودند اینهایی که سوار مرکب میشدند تا مسافرت بکنند، یک قدح و ظرف آبی را در باروبنهشان قرار میدادند، این باروبنه را میبستند و در آن انتها این قدح را میگذاشتند. نیازشان هم به این قدح کی بود؟ وقتی که تشنهشان میشد و محتاج میشدند، این را برمیداشتند و آب میخوردند. حالا ایشان تشبیه میکنند و میفرمایند با ما و اسم ما و یاد ما اینطوری رفتار نکنید که آن وقتی که مضطر و محتاج شدید، بیایید درِ خانه ما؛ نه، اسم ما را اول دعاتان بیاورید، وسط دعاتان بیاورید و آخر دعاتان بیاورید.
در جلسه قبل عرض شد که به ما فرمودهاند همه چیز را از خدا بخواهید؛ مادی، معنوی، ریز و درشت، کوچک و بزرگ، هر چه میخواهد باشد، همه را از خدا بخواهید. حالا در اینجا دارند یک فوت کوزهگری یاد میدهند؛ میگویند اگر میخواهی این دعا وزن، اعتبار و آبرو پیدا بکند، این اسامی مبارک را ضمیمهاش کن؛ هی بر اینها صلوات بفرست و اسم اینها را بیاور.
باز دوباره فرمودند: «من کانت له الی الله عز و جل حاجة فلیبدأ بالصلوة علی محمد و آله ثم یسأل حاجته ثم یختم بالصلوة علیه، فان الله عز و جل اکرم من ان یقبل الطرفین و یدع الوسط». اول صلوات بفرستید، بعد حاجتتان را بخواهید، بعد انتهاش هم صلوات بفرستید؛ «فإن الله عز و جل اکرم». صلوات تنها دعایی است که حتماً مستجاب است؛ هر زبانی وقتی به دعای صلوات میچرخد و این دعا را میکند، این دعا حتماً مستجاب است. حالا اول دعایمان صلواتِ قطعاً مستجاب است، انتهای دعایمان هم صلواتِ قطعاً مستجاب است؛ میفرمایند خدا شأنش از این اجل است که اول و آخر را اجابت کند اما وسط را رد کند، همه را با هم میپذیرد. شما به دعا اعتبار و آبرو بدهید، خدا همه را با هم میپذیرد و تقسیم و تبعیض در کارش ندارد؛ اگر پذیرفت، با هم میپذیرد و کاریکاتوری کار نمیکند. کاری بکنید که پذیرفته بشود. آن فوت کوزهگری چیست؟ اینکه اول و آخر دعا صلوات فرستاده بشود بر این ذوات پاک.
باز به همین مضمون داریم: «صلاتکم علی اجابة لدعائکم»؛ شما به من صلوات بفرستید، راه اجابت را باز کردهاید، «و زکاة لاعمالکم»؛ وقتی به من صلوات بفرستید اعمالتان از آن ناخالصیها و جهات بد پاک میشود. وقتی انسان مقید میشود به این کارها، یواشیواش محبتش، ایمانش، توجهش و علاقهاش به این خاندان زیاد میشود و این زمینه در انسان ایجاد میشود.
ببینید، بعضی وقتها یک آدمی ایمانش در حدی است که وقتی به او میگوییم فلان کار را انجام بده، اگر گفتیم پیغمبر اکرم فرموده یا ائمه فرمودهاند، میگوید چشم؛ خب این در یک حدی از ایمان قرار دارد که میپذیرد. بعضیها متأسفانه نه؛ اگر اسم این ذوات مقدس را هم بیاوری رد میکنند و میگویند چه کسی گفته، مال کیست و فلان. اینها ایمان را ضعیف میکند. یکی از جهات و اسباب تقویت ایمان همین است؛ همین کاری است که دارند عملاً به ما یاد میدهند که ما زیاد اسم اینها و نام اینها را بیاوریم. وقتی زیاد نام اینها برده بشود، خودبهخود بذر محبتشان در دل انسان کاشته میشود.
یکی از علمای بزرگ بود که میفرمود: من رفته بودم برای اساتید دانشگاه صحبت میکردم و مطلبی را گفتم. یکی از این اساتید بعد از صحبت آمد و به من گفت این چیزی که شما فرمودید مثلاً با بهداشت و اصول بهداشتی که اکنون مطرح میکنند منافات دارد و فلان. ایشان میفرمود من در همین حد فقط گفتم که این را رسول خدا فرموده است. خب این بستگی به مخاطب دارد؛ این مخاطب حالا ممکن است اینقدر ارزش، اعتبار و آبرو نداشته باشد پیشش که بگوید چشم، اما میگفت وقتی به او گفتم رسول خدا این را فرموده، او هم گفت: ای به چشم! رسول خدا فرموده، چشم. از علم و قواعدش روی این حساب حاضر بود بگذرد و کوتاه بیاید. البته این به این معنی نیست که اینها خلاف جهات علمی است، منظورم آن تعبدی است که در انسان ایجاد میشود که حاضر است از آن چیزهایی که احساس میکند نظر و رأی خودش است هم حتی آنجایی که پای این بزرگواران وسط میآید، بگذرد. این مهم است و این خاصیت، یکی از خواص زیاد دعا کردن برای اهلبیت است.
حالا بحث طولانی نشود؛ انشاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند به ما که رابطهمان، محبتشان، ایمانمان و باورمان نسبت به این خاندان پاک و مطهر بیشتر بشود؛ بیشتر نسبت به آنها صلوات بفرستیم، بیشتر به آنها توسل و توجه بکنیم و بیشتر به سمت آنها برویم و در خط آنها انشاءالله قرار بگیریم تا انشاءالله راه اصلی حل مشکلاتمان از این طریق باز بشود.
پروردگارا، به محمد و آل محمد، صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛ خدایا توفیق عبادت، بندگی و ترک معصیت به ما کرامت بفرما.
ما را از مصلین بر محمد و آل محمد قرار بده.
ما را از کسانی که حق آنها را شناختند و ادا کردند قرار بده.
ما را از تقصیر نسبت به حق آنها بیرون بیاور.
ما را در عبادت و بندگی ثابتقدم بدار.
ارواح مؤمنین، مؤمنات، شهدا، حقداران، علمای ربانی و روح مطهر حضرت امام را قرین رحمت بفرما.
خدمتگزاران به اسلام، نظام اسلامی و مسلمین، مخصوصاً رهبر معظم انقلاب را محافظت بفرما.
رزمندگان اسلام و جبهه مقاومت را یاری کن.
دشمنان اسلام، آمریکا، صهیونیست و وهابیت را منکوب کن.
شرشان را به خودشان برگردان.
امر فرج امام عصر (علیهالصلاةوالسلام) را تسریع بفرما.
ما را از اعوان و انصار ایشان در دوران غیبت و حضورشان قرار بده.
عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما.
بالنبی و آله، رب صل علی محمد و آل محمد.
در زمان امامت امام سجاد (علیهالصلاةوالسلام)، جامعه اسلامی به سمتی رفته بود که دچار دو مشکل عمده شد: یکی اینکه اعتقاد مردم مسلمان به نبوت خاتمانبیاء آسیب دیده بود و این اعتقاد به هر دلیلی صدمه خورده بود. دوم اینکه اعتقاد مردم به امامت اهلبیت اصلاً از ریشه از بین رفته بود و جز عده کمی نسبت به کل جامعه اسلامی، کسی از این حق مطلع نبود و به آن پایبندی نداشت. خط نبوت ضعیف شده بود، خط امامت هم که از بین رفته بود و چیزی از آن به آن معنا باقی نمانده بود؛ لذا اهلبیت پیغمبر اکرم (ص) در جامعه آن زمان کاملاً مهجور بودند.
در دورانی که حساسیت ویژهای روی شیعیان و ائمه وجود داشت، شرایط طوری نبود که بتوانند برنامهای، جلسهای و صحبتی داشته باشند. امام سجاد (علیهالصلاةوالسلام) وظیفه امامتشان را در اینجا در قالب همین دعاها انجام دادند و در ضمن آن، با یک ظرافت خاصی کار مهمی میکردند؛ ایشان در میان این دعاها، اهلبیت را معرفی میکردند. امام سجاد (ع) مرتب مردم را به سمت این خاندان سوق میدادند؛ بر پیغمبر اکرم صلوات میفرستادند و در ضمن آن به آل ایشان نیز اشاره میکردند تا خلأهای ایجاد شده در جامعه پر بشود.
از نظر حکومت بنیامیه، معرفی اهلبیت پیغمبر اکرم و بیان صفات و اوصافشان یک جرم نابخشودنی و خطرناک به حساب میآمد و آنها هرگز اجازه نمیدادند کسی این کار را انجام بدهد. اما امام سجاد (علیهالسلام) در ضمن دعا و با زبان دعا این کار مهم را پیش بردند. ایشان طوری در عبارات صحیفه سجادیه، اهلبیت را ترسیم میکنند که این مقام و جایگاه تنزلیافته را دوباره بالا میآورند و توجه ویژهای در انسانها ایجاد میکنند؛ هم نسبت به مقام بلند این خاندان و هم نسبت به محبتشان.
در منابع اهلسنت روایاتی آمده است که افرادی پیش پیغمبر اکرم آمدند و گفتند: یا رسولالله، ما سلام بر شما را بلدیم، اما صلوات را چطور باید بفرستیم؟ پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که اینطور بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم...» خود پیغمبر اکرم در این صلواتی که خود آنها نقل کردهاند، آل را داخل صلوات کردند. خود پیغمبر فرمودند صلوات بر من را به آل ضمیمه کنید، ولی متأسفانه بعد از ایشان این مسئله در جامعه متروک شد.
اثر مهمی که فرستادن صلوات دارد، ایجاد محبت اهلبیت در دلها است. وقتی انسان نسبت به کسی در دعا کردن عنایت داشته باشد، زیاد برایش دعا کند و زیاد اسمش را در دعا بیاورد، این یک نوع اعتنا به شأن اوست. کاری که امام سجاد (علیهالسلام) در ادعیه انجام میدهند این است که دعا میکنند، شأن اهلبیت را بالا میآورند، معرفیشان میکنند و خودبهخود یک زمینه محبتی در دل مردم ایجاد میکنند؛ لذا از این جهت، صلواتها در صحیفه مبارکه سجادیه جایگاه بسیار خاص و برجستهای دارد.
امام رضا (علیهالصلاةوالسلام) در حدیثی شریف میفرمایند: «من لم یقدر علی ما یکفر به ذنوبه فلیُکثر من الصلوة علی محمد و آل محمد فانها تهدم الذنوب هدما». یعنی اگر کسی میبیند نمیتواند کارهایی انجام بدهد که کفاره گناهانش باشد و بارش خیلی سنگین است، زیاد صلوات بفرستد. چرا که این صلوات گناهان را از بین میبرد، نابود میکند و ریشهکن میسازد، آن هم چه ریشهکن کردنی! صلوات در پیشگاه خداوند متعال زور و توانایی بسیار زیادی دارد و شاید اثری از گناه در انسان باقی نگذارد.
امام هادی (علیهالسلام) در روایتی فرمودهاند: «انما اتخذ الله عز و جل ابراهیم خلیلا لکثرة صلواته علی محمد و اهل بیته». علت رسیدن حضرت ابراهیم (ع) به این مقام و رتبه بلند خلیل بودن الهی، این بود که ایشان زیاد صلوات میفرستاد و زیاد این کار را میکرد. در کنار ویژگیهایی مثل اطعام طعام و خواندن نماز شب در دل سحر، این صلواتهای زیاد بود که حضرت ابراهیم (ع) را به این جایگاه بینظیر رساند و نام او را در تاریخ زنده و ماندگار ساخت.
امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: هر دعایی که بنده میکند، محجوب است و بالا نمیرود، تا اینکه صلوات بر محمد و آل محمد به آن ضمیمه و در آن قرار داده بشود. وقتی دعا میکنید، این دعا مثل پرندهای است که در حد بالای سر شما میچرخد و بالاتر نمیتواند برود. اما وقتی اسم پیغمبر اکرم و آل او برده میشود، دعا آزاد و رها میشود، بالا میرود و به اجابت میرسد. در واقع این صلوات است که به دعای بنده آبرو، ارزش و اعتبار واقعی میدهد.
امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: اولِ دعایتان صلوات بفرستید، بعد حاجتتان را بخواهید، بعد در انتهای آن هم صلوات بفرستید؛ چرا که خدای متعال شأنش از این اجل است که اول و آخر دعا را اجابت کند اما وسط آن را رد کند. صلوات تنها دعایی است که حتماً مستجاب است؛ وقتی اول و آخر دعا صلواتِ قطعاً مستجاب باشد، خدا همه را با هم میپذیرد و در کارش تقسیم و تبعیض ندارد. با صلوات به دعایتان اعتبار بدهید تا خدا همه را یکجا بپذیرد.
1️⃣ جایگاه صلوات در مکتب امام سجاد (ع)
◽️ برجستگی صلوات در صحیفه سجادیه و ادعیه معصومین
◽️ مهجوریت ذکر شریف صلوات در عصر امامت ایشان
2️⃣ وضعیت اعتقادی جامعه در عصر بنیامیه
◽️ آسیب دیدن باور عمومی به نبوت خاتمانبیاء (ص)
◽️ از بین رفتن ریشهای اعتقاد به امامت اهلبیت (ع)
3️⃣ احیای جایگاه معصومین (ع) با زبان دعا
◽️ مبارزه هوشمندانه با خفقان و استبداد بنیامیه
◽️ تبیین کمالات و ارتقای شأن معرفتی اهلبیت (ع)
4️⃣ حقیقت صلوات کامل در منابع اسلامی
◽️ مستندات صلوات کامل و جایگاه «آل» در کتب اهلسنت
◽️ نهی ائمه (ع) از ابتر و ناقص فرستادن صلوات
5️⃣ آثار تکوینی صلوات بر گناهان و تقرب الهی
◽️ صلوات به عنوان ریشهکنکننده و نابودکننده خطایا
◽️ تبیین راز مقام خلیلاللهی حضرت ابراهیم (ع)
6️⃣ نماز شب و برکات سحرخیزی
◽️ زمستان و فرصت بینظیر بهار عبادت برای مؤمنان
◽️ ضرورت محروم نشدن از قیاماللیل و فضیلت آن
7️⃣ نقش کلیدی صلوات در استجابت دعا
◽️ صلوات به عنوان عامل رفع حجاب و صعود دعا به آسمان
◽️ فوت کوزهگری در استجابت با صلواتِ ابتدا و انتها
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی