🎧 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دوم) مسجد میزان الاعمال
صوت کامل سخنرانی
1403/08/10
پست

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دوم)

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)

🗓 ۹ آبان ماه ۱۴۰۳

🎧 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دوم) مسجد میزان الاعمال

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دوم)

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)

🗓 ۹ آبان ماه ۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا ونبینا ابوالقاسم محمد [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

لباس دعا بر تن معارف در صحیفه سجادیه

یکی از ویژگی‌های صحیفه سجادیه و آن درسی که امام سجاد (علیه‌السلام) با مجموع این دعاها به ما یاد می‌دهند، این است که وقتی انسان نگاه می‌کند، می‌بیند امام سجاد (علیه‌السلام) مجموع آنچه را که از اعتقادات صحیح و اخلاق و رفتار و اعمال درست و حسنه یاد می‌دهند، این‌ها را در لباس دعا و به رنگ دعا به انسان یاد می‌دهند. یعنی این را نشان می‌دهند که هر چه انسان نیاز دارد بلد باشد، باید از خدای متعال بخواهد تا خدا به او بدهد.

اعتقادات صحیح هست، با دعا؛ اعمال درست هست، با دعا؛ اخلاق درست هست، با دعا. «اللهم»؛ این کلمه زیاد تکرار می‌شود و همه این‌ها را ایشان در قالب دعا بیان کرده‌اند.

حکمت اصلی تشریع دعا و ابراز فقر به درگاه الهی

چرا؟ چون واقعیت دعا و حکمت قرار داده شدن دعا این است که انسان توجه کند و این باور در وجودش تقویت بشود که ما تمام وجودمان و همه آن‌چه را که داریم و نیاز داریم و همه جهات و شؤونی که ما را در بر گرفته، همه‌اش مربوط به خداست. هیچ چیز ریز و درشتی نیست که از دایره نیاز انسان به خدا خارج باشد.

ما بنده خداییم؛ بنده خدا در تکوین، تکویناً. یعنی همه وجودمان و همه آنچه که برای وجود و حیات‌مان نیاز داریم، هر چه می‌خواهد باشد، همه‌اش محتاج به خداییم؛ و دعا، این اظهار فقر و احتیاج انسان به خداست.

حکمت اصلی قرار داده شدن دعا هم همین است. ببینید، ما در دعا یک چیزی را از خدا می‌خواهیم؛ حالا یک مسئله مادی، معنوی، یا حل مشکلی. هیچ‌کدام از این‌ها چیزی نیست که خدا نداند، بلد نباشد و ما بناست به او یاد بدهیم؛ بناست یادآوری کنیم به او، مثلاً هشدار بدهیم، تذکر بدهیم، یادش بیاوریم، حواسش پرت نشود، یادش نرود، یا بداند ما هم نیاز داریم. این‌ها که هیچ‌کدام در مورد خدا نیست.

تبیین آیه شریفه «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»

پس چرا دعا کردن را خدا قرار داده و این‌قدر هم روش تأکید کرده است؟ تأکید در این حد که در آیه قرآن کریم، خدای متعال می‌فرماید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». پیغمبر! این را به مردم بگو که اگر دعا کردن‌تان نباشد، خدا به شما اعتنایی نمی‌کند؛ به حال خودتان واگذارتان می‌کند. مشکلی هست، خودت برو تلاش کن ببین می‌توانی حلش کنی؟ نیازی هست، خودت تلاش کن ببین می‌توانی برطرفش کنی؟ من کمکی نمی‌کنم.

این آیه خیلی مهم هست: «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». اگر شما دعا نکنید و از خدا طلب نکنید و دست نیاز به سوی خدا دراز نکنید، خدا به شما اعتنایی نمی‌کند و اهمیتی نمی‌دهد. خیلی خاص است این آیه.

خدا به دعای ما احتیاج دارد؟ خدایی که ما را خلق کرده، خدایی که همه عالم را خلق کرده، به ما بشر احتیاج دارد؟ به دعای ما احتیاج دارد؟ به این دست بلند کردن ما احتیاج دارد؟ احتیاج که ندارد. مصلحت ما را بلد نیست؟ که این‌طور نیست، بهتر از ما می‌داند چه چیزی مصلحت ما هست. این چیزی که ما الان می‌خواهیم به درد ما می‌خورد یا نمی‌خورد؟ ما می‌خواهیم الان؛ ما احساس می‌کنیم الان همینی که من می‌خواهم را باید الساعة خدا به من بدهد.

علم و حکمت الهی در استجابت ادعیه

ولی از آن‌طرف می‌دانیم که خدا که ما را خلق کرده، آفریده و علم دارد به همه آنچه که از قبل بوده و تا آخر خواهد بود، می‌داند ما چه چیزی به صلاح‌مان هست دادنش، و چه چیزی به صلاح‌مان نیست دادنش. گاهی هم برای خودمان پیش می‌آید؛ چیزی را از خدا می‌خواهیم، حالا خدا داده، بعداً به این نتیجه رسیده‌ایم —بعضی‌هایش را شاید گاهی به این نتیجه رسیده‌ایم— که به صلاح‌مان هم نبود. یا خدا نداده، بعداً متوجه شده‌ایم همان به صلاح‌مان بود که نداد. به بعضی‌ها داد، بعداً دیدیم گرفتاری‌هایی داشتند و پیدا کردند؛ به بعضی‌ها نداد، همین‌طور. اجمالاً گاهی این‌ها پیش می‌آید.

پس مسئله اصلی این نیست که ما چه می‌خواهیم از خدا. آن را می‌داند خدا، آن را مطلع [است] و از این جهت نقص و ایرادی ندارد؛ چیزی برایش مجهول نیست. پس چیست که خدا دعا را قرار داده و این‌قدر روش اهمیت قائل شده که در آیاتی از قرآن کریم دعوت می‌کند ما را که دعا کنید، با من حرف بزنید، من را بخوانید؟ نیاز که ندارد.

طغیان انسان در صورت احساس بی‌نیازی

انسان وقتی نگاه می‌کند به دعا، می‌بیند ماهیت دعا و خاصیت دعا همین است؛ ما داریم این فقر و نداری‌مان را پیش خدا عرضه می‌کنیم. چون انسان این‌طوری است؛ وقتی ایمان انسان ضعیف است، احساس می‌کند دارد همه چیزش را، یا جور است، یا اگر هم جور نیست، خودش می‌تواند فراهمش کند: «خودم می‌روم آستین بالا می‌زنم درستش می‌کنم». یک احساس خاصی انسان دارد؛ خیلی برای خدا و کارهایی که خدا می‌تواند انجام بدهد برای انسان، باور و اعتقاد ندارد.

این در روزمره هم به تدریج انسان گرفتارش می‌شود: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى». انسان به طغیان‌گری مشغول می‌شود؛ کی؟ وقتی که احساس بی‌نیازی می‌کند. وقتی احساس کرد من نیازی به کسی ندارم و خودم می‌توانم کار خودم را انجام بدهم، این احساس، انسان را به طغیان وا می‌دارد. این مسئله‌ای است که خود خدای متعال می‌فرماید. انسان طاغی و سرکش می‌شود.

احساس نیاز به کجا ببرد؟ به کجا پیدا کند؟ به این و آن؟ نه، اصل و اساس خداست. چون این و آن هر چه دارند، خدا بهشان داده؛ وجودشان را خدا بهشان داده. همه آنچه را هم که دارند، اسبابش، وسایلش، مقدماتش، شرایطش، فکرش، ذهنش، همه‌اش را خدا داده، خدای متعال داده است.

نقش اصرار در دعا بر تقویت آرامش و توکل قلبی

لذا مسئله اصلی این است که انسان با دعا کردنِ زیاد، این فقرش را و نداری‌اش را در خودش تثبیت بکند و باورش را در خودش تثبیت بکند که من محتاج خدایم. این ارتباط انسان، این حالت وقتی در انسان ایجاد بشود، خودش یک قدم بزرگی است در ایمان و معرفتِ بیشترِ انسان به خدا؛ ایمان انسان رشد پیدا می‌کند.

وقتی در کوران حوادث و مشکلات و مصیبت‌ها و سختی‌ها که انسان گاهی دچار حالت احساس تنهایی می‌شود، احساس بی‌کسی می‌کند، اگر این دعا کردن را و این حالت را ادامه داده باشد، یکی از خاصیت‌هایش این است که آن‌جا این باور و اعتقاد به کمک آدم می‌آید. این کسی که مرتب با دعا به خدا توجه می‌کرد و درِ خانه خدا می‌رفت و با خدا حرف می‌زد، به تدریج —چون فرموده‌اند زیاد هم اصرار کنید، اصرار کنید در دعا— این باور در انسان تقویت می‌شود؛ آن‌وقت تو مشکلات و گرفتاری‌هایی هم که پیش می‌آید، انسان احساس بی‌کسی و تنهایی نمی‌کند.

چون این‌ها که زیاد دعا می‌کنند، ببینید، یک «دعا کردن» داریم، یک «دعا خواندن» داریم. دعا خواندن، دعاهایی است که به ما یاد داده‌اند، این دعاها را می‌خوانیم. این‌ها مضامین بلندی است که ائمه (علیهم‌السلام) به ما یاد داده‌اند این‌ها را بخوانیم، داشته باشیم. این یک قالب دعاست؛ ولی یک قالب دیگرِ دعا، منوط به این‌ها نیست، مربوط به آن چیزی است که انسان احتیاج دارد به خدا و نیاز دارد. انسان در چه چیزی نیاز به خدا دارد؟ در همه چیز. ریز و درشت هم ندارد که بگوییم بعضی‌هایش که دیگر گفتن ندارد؛ همه را فرموده‌اند بگویید و از خدا بخواهید. چرا؟ چون انسان یواش‌یواش این باور درش تقویت بشود که من هر چه دارم و هر چه ندارم، همه‌اش به دست خداست. به دست این و اون نیست؛ این و اون وسیله‌اند. این و اون یک وسیله‌ای هستند که اگر خدا بخواهد، اگر این وسیله به درد من نخورد، یک وسیله دیگر به داد من خواهد رسید.

توحید افعالی و واسطه بودن اسباب مادی

ما وقتی گرفتار می‌شویم، حل گرفتاری‌مان را در این می‌بینیم که آقای فلانی برویم سراغش شاید یک کاری برای‌مان بکند؛ امیدمان بسته می‌شود به آقای فلانی، به فلان راه. آن‌وقت ناامید هم می‌شویم گاهی. چرا؟ این امید نباید متمرکز بشود در فلانی. این فلانی، این شخص، یک وسیله است؛ یک چیزی است خدا قرار داده، راهی است خدا قرار داده. خدا دستش بسته نیست؛ اگر این هم به کار ما نیامد، خدا بخواهد، راه دیگری باز می‌شود جلوی ما.

در دعاهای ماه رجب هست: «خاب الوافدون علی غیرک». خدایا! این‌ها که امید بستند به غیر تو، ناامید شدند. یک‌طوری پیش می‌رود اوضاع، آدم می‌بیند نمی‌شود؛ آن نقطه و گره اصلی امید را و سمت‌وسوی اصلی امید را به این و اون بست. این و اون وسیله هستند. اینکه به ذهنش بیفتد بیاید این کار را برای شما انجام بدهد و وسایلش را داشته باشد برای ما انجام بدهد، این را هم خدا در ذهنش انداخته است.

می‌رویم سراغ آقای فلان که: «این کار را می‌توانی برای من بکنی؟ این پول را می‌توانی به من بدهی؟» آقای فلان یک وقت در دلش می‌گذرد که بدهد، یک وقت در دلش می‌گذرد که ندهد. چه بگذرد که بدهد، چه بگذرد که ندهد، کار کار خداست؛ اسباب و وسایلش را هم خدا به او داده است. آن‌وقت این گاهی این آقای فلانی، درگیر مشکلات نفسانی هم هست؛ ممکنه حالا این‌جا دلش نخواهد بدهد، بخل داشته باشد، حال نداشته باشد، از ما دلش چرکین باشد، ناراحت باشد، نخواهد این کار را برای ما انجام بدهد. اما خدا هست که.

لذا این‌ها بشرند، این‌ها مخلوقند، این‌ها هر چه دارند خدا بهشان داده؛ اگر این راه بسته شد، دست خدا که بسته نیست، دست خدا که باز است. این هم مخلوق خدا؛ این نشد، یکی دیگر؛ آن نشد، یکی دیگر. اگر نشد، شاید صلاح من نیست. یک اطمینان و آرامش قلبی انسان پیدا می‌کند تو مشکلات و سختی‌های زندگی، تو نداری‌هایش، تو چیزهایی که ندارد، تو نیازهایش به خدا. یک احساس آرامشی در انسان حاکم می‌شود. چرا؟ چون قبل از اینکه به این نقطه برسد، با یکی از این کارهای مهم که یکی‌اش همین دعا، دعا کردن هست، این باور در انسان تقویت می‌شود؛ گاهی هم اثرش را دیده، بیشتر باور در انسان تقویت می‌شود.

توفیق طاعات و عبادات از جانب خداست

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) همه چیز را تو این صحیفه با دعا [بیان کرده‌اند]؛ اعتقادِ خوب است، با دعا؛ کارهای عملی است، می‌گوید: «خدایا به من کمک کن من این کار را بکنم»؛ که ما بفهمیم ما خودمان همه‌کاره نیستیم‌ها! ما اگر خدا کمک‌مان نکند و نخواهد، همین مسجد را نمی‌توانیم بیایم. یک مانع دمِ آمدن جلو پای‌مان می‌گذارد که نیاییم. بخواهد، می‌کند؛ می‌بینیم که. کار دست خداست، توفیق انجام کار دست خداست؛ مادی و معنوی همه‌اش دست خداست. این باور را در ما تقویت می‌کند امام سجاد: اللهم، اللهم.

و ایشان یک انسان صحیح و کامل را، ضمن اینکه دارند یاد می‌دهند که یک انسان درست و حسابی چه انسانی است و چه ویژگی‌هایی دارد، ضمنش انسان را هل می‌دهند تو وادی دعا، می‌کشانند تو وادی دعا: «هر چه هست، دست به دعا بلند کن». آن‌وقت اصل دعا، واجبه.

مفهوم ربوبیت الهی و نحوه پاسخ به دعاها

در قرآن کریم خدای متعال می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». خدا، رب شما؛ «رب» وقتی می‌آید، یعنی او کسی که همه‌کاره شماست، همه چیز زندگی شما، مادی و معنوی شما، از نقطه صفر تا انتها به دست اوست. او می‌بیند یک جایی از این پرورش انسان و رشد انسان منوط به دعاست. دعا یک اثری در انسان دارد که هیچی این اثر را ندارد: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». خدا، رب شما، دستور داد، فرمود که: «من را بخوانید، با من حرف بزنید، من هم جواب‌تان را می‌دهم.» ببینید: «جواب‌تان را می‌دهم»، عنایت بهتون می‌کنم، توجه بهتون می‌کنم. اما جواب را به چه می‌دهم؟ به اونی که شما می‌خواهید؟ اگر صلاحت باشد، بله؛ اگر صلاح‌ت نباشد، نه. آن چیزی که به صلاحت هست را در وقت خودش، به قاعده‌اش خواهم داد، اما جواب‌تان را می‌دهم: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». می‌فرماید جواب‌تان را می‌دهم.

یا یکی می‌گوید: «آقا، من این را می‌خواهم، از خدا همینو به من نمی‌دهد.» اینکه این را بدهد یا نه، دادنش و ندادنش و چه دادن و کی دادن، با خداست. خدا، کدام خدا؟ خدایی که به حکمت خودش و به علم خودش می‌داند آینده من، جوانب من، پیرامون من، چه چیزی اتفاق خواهد افتاد و این چیزی که الان من می‌خواهم، به صلاحم هست به من بدهد یا ندهد. لذا ممکنه آن چیزی که ما می‌خواهیم را همون را خدا نمی‌دهد، اما جواب بهمان می‌دهد؛ بی‌اعتنایی نمی‌کند. «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»؛ دعا نکنید، بی‌اعتناست به شما، به حال خودتان رها می‌کند. اما دعا بکنید، جواب‌تان را می‌دهد، بهتون توجه می‌کند، دست‌تان را می‌گیرد، کمک‌تان می‌کند، درستش می‌کند، بهترش را می‌دهد؛ اما بر اساس مصلحت و حکمتی که خودش دارد، جواب را می‌دهد و آن مصلحتی که می‌داند.

سیره امیرالمؤمنین (ع) در کثرت دعا و ابراز فقر

چند تا روایت بخوانیم در باب اهمیت دعا که از امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که: «أحَبُّ الأعْمالِ إلَی اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی الأرضِ الدُّعاءُ». محبوب‌ترین کار خدا در روی زمین، کاری که خدا دوستش دارد از همه بیشتر، دعاست؛ دعا کردن. دست به دعا بردارد آدم، زیاد دعا کند. «وَ أفضلُ العِبادَةِ العَفافُ»؛ و با فضیلت‌ترین عبادت، عفت است که انسان مرتکب گناه و کارهای قبیح و زشت نشود.

بعد امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «و كانَ أميرُالمؤمنينَ عليه السلام رَجُلا دَعّاءً». امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یک مردی بود که خیلی دستش به دعا بلند بود، دستش خیلی به دعا بلند بود. چرا؟ چون دعا همون‌طور که عرض شد، اظهار احتیاج و فقر ما به خداست. هر چه ایمان انسان بالاتر می‌رود، این فقر و نیازش را به خدا بیشتر درک می‌کند، دستش به درگاه خدا بلندتر است. هر چه ایمان آدم ضعیف‌تر باشد، خودش را همه‌کاره‌تر می‌داند، دستش به درگاه خدا کمتر بلند می‌شود.

لذا چون امیرالمؤمنین ایمان‌شان از همه بالاتر بود، از همه بیشتر این فقر و احتیاج ما را به خدا درک می‌کردند؛ لذا از همه بیشتر دست‌شان به دعا بلند بود، تو همه زندگی هم. یکی‌اش همین بعد نمازهاست که در روایات داریم بعد نماز انسان یک دعای مستجاب دارد. فرموده‌اند دعا کند انسان، ادامه بدهد، مصرّ باشد، خدا می‌دهد؛ هر چه می‌خواهیم.

فرمودند امام صادق (علیه‌السلام): «عَلَیكُم بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُم لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثلِهِ». هیچ چیزی جای دعا را در تقرب به خدا نمی‌گیرد؛ این خاصیتی [که] دعا دارد را هیچ عبادتی ندارد. به مثلِ این دعا، «لَا تَقَرَّبُونَ».

اهمیت طلب حوائج کوچک در دعا

بعد نکته مهمی امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید؛ می‌فرماید که: تقسیم‌بندی نکنید چیزهایی را که می‌خواهید و نیاز دارید، به اینکه «این چیزی نیست، اینکه چیز کوچکی است؛ بزرگ‌هایش را از خدا بخواهیم، کوچک‌هایش را خودمان که داریم، می‌رویم درستش می‌کنیم.» ایشان فرمودند این کار را نکنید؛ باورتان به خدا و احتیاج به خدا را تو همین چیزهای کوچک دارید از بین می‌برید. فرمودند: «لا تَترُكوا صَغيرَةً لِصِغَرِها أن تَدعُوا بها». یک وقت یک چیز کوچکی را به خاطر کوچکی‌اش ترک نکنید در دعا. لذا فرموده‌اند این نمکِ سر سفره‌تان را هم از خدا بخواهید، دعا کنید. یعنی همه‌اش خدا را نباید بگذاریم مال چیزهای دیگری و خاصی و تهِ خط؛ آن‌جایی که دیگر همه درها بسته شده، هیچ‌کسی از دستش کار بر نمی‌آید، حالا شاید خدا از دستش کاری بربیاید. نه، خدا خیلی بیش از این‌ها و زودتر از این‌ها کار از دستش برمی‌آید. نگذاریم او آخر، آن‌جا که دیگر گره به دست هیچ‌کسی باز نمی‌شود، حالا برویم ببینیم شاید خدا از دستش باز بشود. دیگر همه درها بسته شده، خدا آن‌جا بناست گره را باز بکند. نه، فرمود از همین اول، از همه چیز ریز و درشت بچسب به خدا، دست به خدا، روی به خدا بلند کن و از خدا بخواهید: «لا تَترُكوا صَغيرَةً لِصِغَرِها أن تَدعُوا بها». مبادا یک چیز کوچکی را بگویید کوچک است، این دیگر از خدا خواستن ندارد؛ این را هم از خدا می‌خواهید. مادی، معنوی. کسی در گوش‌مان نخواند: «نه، مادی‌ها مهم نیستند.» چرا، انسان هم مادی‌اش مهم است، هم معنوی‌اش مهم است؛ منتها معنوی هم مهم است. هم مادی‌ها را باید از خدا بخواهیم، هم معنوی‌ها را بخواهیم؛ مادی‌ها ریز و درشتش از خدا بخواهید، معنوی‌ها را هم همه‌اش را از خدا بخواهید. آن‌هایی که همسر ندارند، همسر خوب از خدا بخواهند؛ پول ندارند، ماشین ندارد، چه ندارد، هر چه ندارد ریز و درشتش فرقی نمی‌کند، از خدا بخواهد. معنوی را هم بخواهد.

چون دعا حکمتش آن است، یعنی ما داریم این باور را در خودمون تقویت می‌کنیم که: «خدایا من در همه چیز محتاج به توام و آن کسی که می‌تواند احتیاج من را برطرف کند، فقط تویی. اگر تو نخواهی، من همین نمکِ سر سفره‌ام را هم نمی‌توانم تأمین کنم. لذا تو باید بخواهی تا من همین را هم بتوانم تأمین کنم.»

خدا نخواهد، یک لحظه تنفس انسان مشکل بخورد، آب خوردن انسان، خوردن انسان به مشکل بخورد، دفع انسان به مشکل بخورد؛ این‌ها که مشکلاتی پیدا می‌کنند، چیست؟ همه چیزِ آدم احتیاج دارد، ولی خب نمی‌تواند بشمارد ببیند چقدر ما به خدا احتیاج داریم. اما خیلی احتیاج داریم. «انّ صاحب الصغار هو صاحب الکبار»؛ آن کسی که چیزهای کوچک را می‌دهد، همون است که چیزهای بزرگ می‌دهد. فقط بنا نیست بزرگ‌ها را از او بخواهیم، کوچک‌ها را هم او می‌دهد به ما.

نیل به مقامات معنوی و گشایش درها با مداومت بر دعا

باز امام صادق (علیه‌السلام) یک مسئله دیگری را اشاره می‌فرمایند؛ می‌فرمایند که: «یا میسر ادع و لا تقل انّ الامر قد فرغ منه». میسر! —یکی از اصحاب حضرت— به او می‌فرمایند: دعا کن و یک وقت تو ذهنت نیاید که خب دیگر حالا چه دعا چه فایده‌ای دارد؟ خدا که خودش می‌داند، قضا و قدرش هم که حتمی شده، معلوم هم هست که بناست چه اتفاقی بیفتد، دیگر حالا من بخواهم یا نخواهم. مگه خدا نیاز دارد من به او بگویم؟ خب خودش که می‌داند. خب عرض کردیم اصلاً مسئله اصلی این نیست؛ مسئله اصلی یک ویژگی و فایده خاصی است که دعا کردن برای انسان دارد، که تا دعا نکند آن فایده را نمی‌برد، فارغ از اینکه چه می‌خواهد از خدا. حضرت می‌فرماید دعا کن، نگو که کار معلوم است چه اتفاقی بناست بیفتد. «انّ عند الله عزّ وجلّ منزلة لا تنال الّا بمسألة»؛ در پیش خدای متعال یک درجه و جایگاهی هست که جز با دعا، انسان به آن جایگاه نمی‌رسد. یک رتبه‌ای هست، یک مقامی هست، یک درجه‌ای از ایمان و باور به خدا هست —حالا هر چه— که جز با دعا کردنِ انسان و مسألت بهش نمی‌رسد. «و لو انّ عبداً سدّ فاه و لم یسأل لم یعط شیئاً»؛ اگر کسی دهانش را ببندد و هیچی از خدا نخواهد، خدا هم چیزی به او نمی‌دهد، به او اعتنایی نمی‌کند. خودت برو تلاش کن ببین به جایی می‌رسی؛ رسیدی که خب، نرسیدی، خدا کمک نمی‌کنه. «فسل تعط»؛ از خدا بخواه، بدهد. چرا؟ این مسئله هست، چون بعضی از آن چیزهایی را که ما می‌خواهیم و بناست بهمان بدهند، اصلاً از همین راه و طریق دعا بناست به ما بدهند. در شب قدر مقدر شده که این اگر دعا بکند، فلان چیز خوب را بهش خواهند داد و می‌دهند؛ این دعا نکند، نمی‌دهند. خب حالا دعا می‌کند یا نمی‌کند، خدا که می‌داند که ما دعا بالاخره می‌کنیم یا نمی‌کنیم. اما اینکه فرموده‌اند دعا کنید، برای این است که بعضی از همین چیزهایی را که ما می‌خواهیم را از همین طریق دعا می‌دهند، چون دعا کرده‌ایم می‌دهند؛ دعا نکنیم، نمی‌دهند. «سل تعط».

بعد حضرت می‌فرماید: «انّه لیس من باب یقرع الّا یوشک ان یفتح لصاحبه»؛ این را هم بدانید هیچ دری نیست مگر اینکه این‌قدر کوبیده بشود که باز بشود به روش. ان‌شاءالله باز می‌شود. اگر انسان یک مقدار این دعا کردن را و این خواستن از خدا را ادامه بدهد، درهای بسته باز می‌شود به روشش؛ دری بسته نمی‌ماند. این فقر و نیاز و احتیاج‌مان به خدا را باید به زبان بیاوریم، باید ابراز کنیم؛ به زبان آوردنش باورش را در انسان تقویت می‌کند. آن‌وقت این باور که در انسان تقویت شد، سرکشی و طغیان و این مشکلاتی که بشر دارد به خاطر از خدا دور بودن، یک مقداری‌اش حل می‌شود؛ چون ما هر چه این گره ارتباط‌مان با خدا محکم‌تر بشود، کارمان درست‌تر می‌شود، وضعیت‌مان بهتر می‌شود. مشکلات‌مان برمی‌گردد به همین که از خدا دور می‌شویم، از خدا فاصله می‌گیریم، ایمان‌مان ضعیف می‌شود. ایمان‌مان آسیب می‌بیند، آن‌وقت انسان که ایمان را از دست بدهد و ضعیف بشود، دیگر امیدی بهش نیست، دیگر یواش‌یواش کم می‌آورد تو مشکلات، تو سختی‌های زندگی.

دعا و صلوات پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند که این مطالب را باور کنیم، این مطالب را توجه کنیم و دست نیاز و دعای‌مان به سمت خدای متعال زیاد دراز باشد و ان‌شاءالله خدای متعال بهترین مقدراتش را برای ما فراهم کند ان‌شاءالله. نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهم‌الصلاة‌والسلام)، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدا، روح مطهر حضرت امام و سلامتی همه خدمت‌گزاران به اسلام و مسلمین، مخصوصاً مقام معظم رهبری، سه صلوات بفرستید. [حاضرین: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم]

گزیده

۱. لباس دعا بر تن معارف صحیفه سجادیه

امام سجاد (علیه‌السلام) مجموع آنچه را که از اعتقادات صحیح، اخلاق، رفتار و اعمال درست و حسنه یاد می‌دهند، در لباس دعا و به رنگ دعا به انسان می‌آموزند. ایشان نشان می‌دهند که هر چه انسان نیاز دارد بلد باشد، باید از خدای متعال بخواهد تا خدا به او بدهد. اعتقادات صحیح، اعمال درست و اخلاق پسندیده، همه با دعا به دست می‌آید. کلمه «اللهم» در این کتاب شریف زیاد تکرار می‌شود و امام سجّاد (علیه‌السلام) همه این معارف بلند را در قالب دعا بیان کرده‌اند تا به ما بیاموزند که مسیر دستیابی به خیرات، مسئلت از پیشگاه پروردگار است.

۲. حقیقت دعا؛ ابراز فقر مطلق به درگاه الهی

واقعیت دعا و حکمت قرار داده شدن آن این است که انسان توجه کند و این باور در وجودش تقویت بشود که تمام وجود ما، همه آن‌چه را که داریم و نیاز داریم و همه جهات و شؤونی که ما را در بر گرفته، همه‌اش مربوط به خداست. هیچ چیز ریز و درشتی نیست که از دایره نیاز انسان به خدا خارج باشد. ما بنده خداییم؛ بنده خدا در تکوین، تکویناً. یعنی همه وجودمان و همه آنچه که برای وجود و حیات‌مان نیاز داریم، هر چه می‌خواهد باشد، همه‌اش محتاج به خداییم؛ و دعا، این اظهار فقر و احتیاج انسان به خداست.

۳. پشتوانه توحیدی دعا؛ بی‌نیازی پروردگار از آگاهی ما

ما در دعا یک چیزی را از خدا می‌خواهیم؛ حالا یک مسئله مادی، معنوی، یا حل مشکلی. هیچ‌کدام از این‌ها چیزی نیست که خدا نداند، بلد نباشد و ما بناست به او یاد بدهیم؛ بناست یادآوری کنیم به او، مثلاً هشدار بدهیم، تذکر بدهیم، یادش بیاوریم، حواسش پرت نشود، یادش نرود، یا بداند ما هم نیاز داریم. این‌ها که هیچ‌کدام در مورد خدا نیست. خدا بر همه چیز مطلع است؛ پس حکمت دعا این نیست که پروردگار را از حاجت خود باخبر سازیم، بلکه هدف، رشد انسان و ایجاد روحیه بندگی در محضر اوست.

۴. هشدار قرآن؛ رهایی انسان به حال خود در صورت ترک دعا

در آیه قرآن کریم، خدای متعال می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». پیغمبر! این را به مردم بگو که اگر دعا کردن‌تان نباشد، خدا به شما اعتنایی نمی‌کند؛ به حال خودتان واگذارتان می‌کند. مشکلی هست، خودت برو تلاش کن ببین می‌توانی حلش کنی؟ نیازی هست، خودت تلاش کن ببین می‌توانی برطرفش کنی؟ من کمکی نمی‌کنم. اگر شما دعا نکنید و از خدا طلب نکنید و دست نیاز به سوی خدا دراز نکنید، خدا به شما اعتنایی نمی‌کند و اهمیتی نمی‌دهد. خیلی خاص است این آیه که ارزش انسان را به دعای او پیوند می‌زند.

۵. تسلیم در برابر مصلحت؛ مبنای پاسخ الهی به خواسته‌های ما

خدایی که ما را خلق کرده، به دعای ما احتیاج ندارد؛ او بهتر از ما می‌داند چه چیزی مصلحت ما هست. ما احساس می‌کنیم الان همینی که من می‌خواهم را باید الساعة خدا به من بدهد؛ ولی پروردگار علم دارد به همه آنچه که از قبل بوده و تا آخر خواهد بود و می‌داند ما چه چیزی به صلاح‌مان هست دادنش، و چه چیزی به صلاح‌مان نیست دادنش. گاهی چیزی را از خدا می‌خواهیم، حالا خدا داده، بعداً به این نتیجه رسیده‌ایم که به صلاح‌مان نبود. یا خدا نداده، بعداً متوجه شده‌ایم همان به صلاح‌مان بود که نداد.

۶. ریشه طغیان؛ احساس بی‌نیازی و غفلت از پروردگار

انسان وقتی نگاه می‌کند به دعا، می‌بیند ماهیت و خاصیت دعا همین است؛ ما داریم این فقر و نداری‌مان را پیش خدا عرضه می‌کنیم. چون انسان این‌طوری است؛ وقتی ایمان انسان ضعیف است، احساس می‌کند دارد همه چیزش را و خودش می‌تواند فراهمش کند: «خودم می‌روم آستین بالا می‌زنم درستش می‌کنم». یک احساس خاصی انسان دارد؛ خیلی برای خدا و کارهایی که خدا می‌تواند انجام بدهد برای انسان، باور و اعتقاد ندارد. این در روزمره هم به تدریج انسان گرفتارش می‌شود: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى». انسان وقتی احساس بی‌نیازی می‌کند، به طغیان‌گری مشغول می‌شود.

۷. دستگیری باورهای ایمانی در کوران سختی‌ها و تنهایی‌ها

مسئله اصلی این است که انسان با دعا کردنِ زیاد، این فقرش را و نداری‌اش را در خودش تثبیت بکند و باورش را در خودش تثبیت بکند که من محتاج خداییم. این ارتباط انسان، این حالت وقتی در انسان ایجاد بشود، خودش یک قدم بزرگی است در ایمان و معرفتِ بیشترِ انسان به خدا؛ ایمان انسان رشد پیدا می‌کند. وقتی در کوران حوادث و مشکلات و مصیبت‌ها و سختی‌ها که انسان گاهی دچار حالت احساس تنهایی می‌شود، احساس بی‌کسی می‌کند، اگر این دعا کردن را و این حالت را ادامه داده باشد، یکی از خاصیت‌هایش این است که آن‌جا این باور و اعتقاد به کمک آدم می‌آید.

۸. آرامش حقیقی در پرتو شناخت اسباب و توحید افعالی

ما وقتی گرفتار می‌شویم، حل گرفتاری‌مان را در این می‌بینیم که سراغ فلان شخص برویم شاید یک کاری برای‌مان بکند؛ امیدمان بسته می‌شود به او، آن‌وقت ناامید هم می‌شویم گاهی. چرا؟ این امید نباید متمرکز بشود در فلانی؛ او یک وسیله است که خدا قرار داده. خدا دستش بسته نیست؛ اگر این هم به کار ما نیامد، خدا بخواهد، راه دیگری باز می‌شود جلوی ما. در دعاهای ماه رجب هست: «خاب الوافدون علی غیرک». خدایا! این‌ها که امید بستند به غیر تو، ناامید شدند. اسباب و وسایل را خدا به بندگان داده است؛ اگر انسان این را درک کند، یک اطمینان و آرامش قلبی پیدا می‌کند.

۹. بندگی در جزئیات؛ سفارش به طلب حوائج کوچک در دعا

تقسیم‌بندی نکنید چیزهایی را که می‌خواهید و نیاز دارید، به اینکه «این چیزی نیست، اینکه چیز کوچکی است؛ بزرگ‌هایش را از خدا بخواهیم، کوچک‌هایش را خودمان که داریم، می‌رویم درستش می‌کنیم.» امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند این کار را نکنید؛ باورتان به خدا و احتیاج به خدا را تو همین چیزهای کوچک دارید از بین می‌برید. فرمودند: «لا تَترُكوا صَغيرَةً لِصِغَرِها أن تَدعُوا بها». یک وقت یک چیز کوچکی را به خاطر کوچکی‌اش ترک نکنید در دعا. لذا فرموده‌اند این نمکِ سر سفره‌تان را هم از خدا بخواهید، دعا کنید. آن کسی که چیزهای کوچک را می‌دهد، همان است که چیزهای بزرگ می‌دهد.

۱۰. درجات معنوی و گشایش درهای بسته با مداومت بر دعا

امام صادق (علیه‌السلام) به یکی از اصحاب فرمودند: دعا کن و یک وقت تو ذهنت نیاید که خب دیگر حالا چه دعا چه فایده‌ای دارد؟ خدا که خودش می‌داند و قضا و قدرش هم که حتمی شده است. حضرت می‌فرماید دعا کن، نگو که کار معلوم است چه اتفاقی بناست بیفتد. «انّ عند الله عزّ وجلّ منزلة لا تنال الّا بمسألة»؛ در پیش خدای متعال یک درجه و جایگاهی هست که جز با دعا، انسان به آن جایگاه نمی‌رسد. بعد حضرت می‌فرماید: «انّه لیس من باب یقرع الّا یوشک ان یفتح لصاحبه»؛ هیچ دری نیست مگر اینکه این‌قدر کوبیده بشود که باز بشود به روش. دری بسته نمی‌ماند.

فهرست

1️⃣ لباس دعا بر تن معارف الهی

◽️ تجلی اعتقادات، اخلاق و اعمال حسنه در قالب دعا

◽️ تکرار حقیقت «اللهم» در صحیفه سجادیه

2️⃣ حکمت تشریع و حقیقت دعا

◽️ ابراز فقر، نیاز و احتیاج تکوینی بنده به پروردگار

◽️ بی‌نیازی مطلق خداوند از آگاهی و یادآوری ما

3️⃣ جایگاه تکان‌دهنده دعا در قرآن

◽️ تبیین آیه شریفه «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»

◽️ رهایی انسان به حال خود در صورت ترک مسئلت

4️⃣ علم و مصلحت الهی در استجابت

◽️ تدبیر پروردگار بر اساس علم به آینده و پیرامون انسان

◽️ لزوم تسلیم در برابر مصلحتِ دادن یا ندادن حاجات

5️⃣ احساس بی‌نیازی؛ ریشه طغیان بشر

◽️ تبیین آیه شریفه «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»

◽️ نقش دعا در تثبیت باورِ فقر مادی و معنوی انسان

6️⃣ توحید افعالی و واسطه بودن اسباب

◽️ نهی از تمرکز امیدها بر واسطه‌های مادی و افراد

◽️ تبیین فراز نورانی «خاب الوافدون علی غیرک»

7️⃣ مداومت بر دعا و نیل به مقامات معنوی

◽️ اهمیت طلب حوائج کوچک، حتی نمکِ سر سفره

◽️ گشایش درهای بسته با اصرار و کوبیدن مداوم درگاه الهی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دوم) مسجد میزان الاعمال

موضوع: صوت کامل سخنرانی