🎧جلسه هجدهم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1403/01/15
پست

🎧جلسه هجدهم ماه مبارک رمضان 

---------------

📌 جایگاه بی‌بدیل صبر در حفظ ایمان و مواجهه با مقدرات الهی

👑 جایگاه و اهمیت صبر در حفظ و رشد ایمان

⚖️ مفهوم تکلیف و مشقت در تکامل انسان

🌍 پیشرفت علمی و نیاز بشر به هدایت انبیا

📖 دین به عنوان کتابچه راهنمای بشر

💎 ضرورت صبر و لزوم دوری از رفاه‌طلبی

🌪️ عجز انسان در صورت عدم مواجهه صبورانه با مصائب

🕊️ غبطه دیگران به پاداش صابران و جریان مقادیر الهی

🪦 صبر، پشتیبان و نجات‌بخش اعمال در عالم قبر

🎧جلسه هجدهم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه هجدهم ماه مبارک رمضان 

---------------

📌 جایگاه بی‌بدیل صبر در حفظ ایمان و مواجهه با مقدرات الهی

👑 جایگاه و اهمیت صبر در حفظ و رشد ایمان

⚖️ مفهوم تکلیف و مشقت در تکامل انسان

🌍 پیشرفت علمی و نیاز بشر به هدایت انبیا

📖 دین به عنوان کتابچه راهنمای بشر

💎 ضرورت صبر و لزوم دوری از رفاه‌طلبی

🌪️ عجز انسان در صورت عدم مواجهه صبورانه با مصائب

🕊️ غبطه دیگران به پاداش صابران و جریان مقادیر الهی

🪦 صبر، پشتیبان و نجات‌بخش اعمال در عالم قبر

متن

الصلاة والسلام على سيدنا ونبينا أبي القاسم محمد، اللهم صل على محمد و آل محمد، وعلى آله الطيبين الطاهرين المعصومين، سیّما بقية الله في الأرضين.

عن أبي جعفر عليه السلام قال: «الجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالصَّبرِ، فَمَن صَبَرَ عَلَى المَكارِهِ فِي الدُّنيَا دَخَلَ الجَنَّةَ. وَجَهَنَّمُ مَحفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَالشَّهَواتِ، فَمَن أعطى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النَّارَ».

جایگاه و اهمیت صبر در حفظ و رشد ایمان

عرض شد از مهم‌ترین پایه‌های ایمان و یا به عبارتی مهم‌ترین پایه ایمان انسان، چه اصل ایمان و چه مخصوصاً حفظ ایمان و رشد دادن ایمان، مسئله صبر هست. کسانی که در زندگی صبر ندارند، طبیعتاً بر اساس اون‌چه که در روایات فرمودند و خوانده شد، ایمان رو هم از دست می‌دن.

وقتی انسان تو موضعی که لازم هست صبر کنه، صبر نمی‌کنه، این قاعده‌ش هست که تو اون موضع دچار رفتار غلط، اشتباه و خطایی می‌شه و این رفتار غلط و اشتباه و خطا، این گناهی که مرتکب می‌شه، طبیعتاً باعث سلب ایمان در انسان می‌شه.

لذا این تشبیه مهم رو کردند؛ این تشبیه بسیار شیوا و پرمطلب که صبر رو نسبت به ایمان، به سر انسان نسبت به بدن انسان تشبیه کردند که: «إِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ». وقتی سر نباشه، برای سایر اعضا و جوارح هیچ فایده‌ای بار نیست؛ حالا ولو سر جاشون هم باشند، فایده‌ای ندارند.

همین‌طور صبر این‌طوریه؛ وقتی صبر نباشه، سایر اون‌چه که باعث حفظ ایمان و باعث رشد ایمان می‌شه، فایده‌ای ندارد، ولو آدم اونا رو داشته باشه. نماز داشته باشه، کارای دیگه رو داشته باشه، ولی اگه صبر نباشه اینا اثر ندارند؛ دقیقاً مثل اون اعضا و جوارح انسانند، اون جنازه میتی‌اند که سر نداره، اما دستش سر جای خودش هست، پاهاش سر جای خودش هست، همه‌ چیش سر جای خودشه، فقط سر نداره.

اگر دست نداشت، بقیه چیزا که سر جای خودش بود، من‌جمله سر، زندگی ادامه پیدا می‌کرد و فواید یک انسان و آثار سایر اعضا بار می‌شد؛ ولی وقتی سر از بین بره، این خواص از بین می‌ره. این نکته از این جهت مهم [هست]، یعنی صرفِ این‌که بگیم حالا بدن مُرد، سر نیست، بدن مُرد؛ بله، این نکته رو باید عنایت داشت که اعضا هم، یعنی اون‌چه که باعث رشد ایمان انسان هم می‌شه، دیگه همه از اثر می‌افته. این هم نکته دومی بود که قبلاً اشاره شد.

مفهوم تکلیف و مشقت در تکامل انسان

لذا کلاً این مسئله هست؛ کنار همه واجبات و کنار همه محرمات، طوری‌اند که انجام واجبات برای انسان‌ها تلخ هست، سنگین هست و تکلف داره. اون‌چه که به ما دستور دادند، تکلیف هست؛ اصلاً اسم همین تکلیف رو روش گذاشتند، همین کلفت و مشقت درش هست.

این‌که مثلاً حالا ما فکر کنیم می‌شه یه راهی پیدا کنیم که این کلفت و مشقت از این چیز بره، این نیست؛ این برای عموم مردم چنین چیزی امکان نداره. نه کار فرهنگی، نه کار فکری، نه کارهای خاصی که مثلاً فرضاً کلفت و مشقت و سختیِ این واجبات و این چیزایی که هست از بین بره، نه! «الجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالصَّبرِ».

اون چیزایی که خدا اسباب بهشت قرار داده، اونا محفوف هست؛ همه‌ش بهشت، بهشت رفتن، پوشیده شده از چیزای تلخ، همین تکلیفات که همه‌ش مشقت‌آوره، خب کنارش صبر می‌خواد.

برای تربیت یک انسان، این‌که صرفاً ما همه تلاش رو بکنیم که آن‌چه که اسباب رفاه هست براش فراهم کنیم، اصلاً منهای دستورات دینی و دین و این حرفا؛ این یه چیزیه که الآن بهش رسیدند، به تجربه و با مطالعات بهش رسیدند که انسان هر چی براش اسباب رفاه و خوشی بیشتر فراهم بشه، از اون طرف دچار آسیب‌های جدیِ دیگری می‌شه. وقتی رفاه و خوشی از این جهت‌ها بیشتر شد، از جهات دیگری یه آسیب‌های دیگه خودشو داره. کسی مخالف رفاه و خوشی نیست، اما اون آسیب‌ها کنارش هست و اون آسیب‌ها باید فکری به حالش کرد.

پیشرفت علمی و نیاز بشر به هدایت انبیا

ولی به هر حال متأسفانه قبلاً هم اشاره شد، این ضعف انسان هست متأسفانه که چیزایی که فی‌نفسه حتی خوبه و مفیده، مثل علم، پیشرفت علم، پیشرفت صنعت، پیشرفت تکنولوژی‌ها، اینا خب فی‌نفسه که ایرادی نداره، خیلی هم برای زندگی بشر مفیده، اما متأسفانه از ضعف بشر، باعث می‌شه که این پیشرفت‌ها در نهایت به ضرر بشر تموم بشه؛ یعنی با همه منافعی که داره، سرجمع اون چیزی که در نهایت و در مجموع برایند کلی‌ش به دست می‌آد، ضرر بشره. از لحاظ مادی نه‌ها، ممکنه مادی‌ش خیلی پیشرفت کرده، خیلی جلو رفته، ولی از لحاظ اون‌چه که پایه انسانیته، مایه انسانیته و آثار انسانیت رو باید داشته باشه، متأسفانه دقیقاً در خلافشه. اون‌چه که ما در جامعه بشری می‌بینیم که ملازم همدیگه شده؛ هر چه علم بیشتر، پیشرفت‌های این‌طوری بیشتر، آسیب بشر از این پیشرفت‌ها هم بیشتر می‌شه، در کنار منافعی که دارد.

و به خاطر همین بوده که خدا انبیا رو فرستاده، به خاطر همین بوده که دین رو فرستاده؛ چون بشر وقتی همین‌طور پیشرفت کنه، این پیشرفت‌ها رو در خدمت لذاتش قرار می‌ده، در خدمت شهواتش قرار می‌ده، در خدمت هواهای نفسانی‌ش قرار می‌ده و این‌جا خطرناک می‌شه.

پیشرفت علمی دیگه تو این جهت پیش نمی‌ره که هر چه علم پیشرفت کنه من خدمت بیشتر بکنم به مردم، نه! پیشرفت علمی وسیله‌ای می‌شه برای غارت مردم، وسیله‌ای می‌شه برای ظلم به مردم، برای بی‌عدالتی تو جامعه؛ کما این‌که هر چی می‌بینید جاهایی، کشورهایی، قدرت‌هایی از لحاظ علمی بیشتر پیشرفت کردند، هم اون پیشرفت علمی‌شون به ضرر بشریت شده، هم خودشون به ضرر بشریتند، تصمیماتشون، اقداماتشون؛ و دنیای امروز که داریم می‌بینیم مسائلش رو در غزه، نمود عینیِ بشر امروزه، اون بشری که از تعالیم الهی و تعالیم انبیا دور شد و فقط پرداخت به پیشرفت علم و این مسائل.

اون بشر به نقطه‌ای می‌رسه، ممکنه علمش خب اینی باشه که داریم می‌بینیم، احتیاج به گفتنم نیست، ولی این علم در خدمت چی قرار گرفته؟ به ضرر کی داره تموم می‌شه؟ به ضرر خود بشر. ظلم و جنایت دیگه مثل آب خوردن لذت‌بخش و گوارا می‌شه، که جنایت بکنند و اقسام جنایتی که گاهی در تاریخ بشر سابقه نداشته، ولی مثل آب خوردن لذت هم می‌برند، افتخار هم می‌کنند؛ این خاصیت پیشرفت بشره.

پیشرفت مگه اشکال داره؟ نه، چه اشکالی داره؟ انسان علمش پیشرفت بکنه، اینا، ولی اون‌جایی اشکال پیش می‌آد که هم‌زمان با پیشرفت علم، بشر از تعلیمات انبیا و تعلیمات دین الهیِ مورد قبول خدای متعال، از اینا فاصله بگیره. اگه از اینا فاصله گرفت، خب بله، بسیار این پیشرفت خطرناکه، خیلی خطرناکه و آسیب‌زاست و مثل موجی می‌مونه که هر چی دامنه‌ش هر عده‌ای رو، هر کسی رو بگیره از بین می‌بره و آسیب می‌بینه.

لذا ما الآن می‌بینیم پیشرفت‌های علمی بشر تو مسائل مختلف، تو همین مسائل ارتباطاتی، وسایل ارتباطاتی، اینا خب دوباره خود اینا هم همین‌طوره، فی‌نفسه که مشکلی ندارند، استفاده‌های خوب هم داره، اما در مجموع به ضرر بشریت هست؛ اخلاق بشر رو از بین می‌بره، سبک زندگی بشر رو از سبک زندگیِ مناسب و معمول و عادی و درستش، از اون ریل صحیحش خارج می‌کنه، می‌بره به یه سمت دیگری. ذائقه‌ها رو عوض می‌کنند، فرهنگ‌ها رو عوض می‌کنند، خانواده‌ها آسیب می‌بینند، افراد آسیب می‌بینند، خب اینا پیشرفت علمیه دیگه، وسیله‌ش همین پیشرفت علمی بشره.

بشر منهای انبیا و تعالیم انبیا این می‌شه، خطرناکه.

دین به عنوان کتابچه راهنمای بشر

انبیا چی می‌آرند؟ اون چیزایی که خدای متعالی که این بشر رو خودش با دست خودش ساخته، مخترعش خداست، اون چیزا رو به عنوان کتاب کار این بشر می‌آرند به انسان معرفی می‌کنند. ما هر دستگاهی ساخته می‌شه، هر وسیله‌ای که می‌ریم می‌خریم، خب یه کتاب راهنما دارد؛ این کتاب راهنما رو کی نوشته؟ اونی که مخترعش بوده، قاعدتاً اینه دیگه، معقول اینه دیگه. وسیله‌ی خاصی الآن درست شده، برای قسمتی از زندگی انسان مفیده، اولاً که نمی‌گیم این خودش درست شده، می‌گیم یک کسی حتماً درستش کرده؛ یک کسی بیاد بگه نه، این صبح یه دفعه ما دیدیم این وسط خیابون افتاده بود، خودش سر پاش بود، هیچ عاقلی نمی‌پسندید. اصل این‌که تمام این جهان و بشر رو خدا آفریده، این یک بدیهی‌ترین مسائل عالمه؛ بدیهی‌ترینشه، از این بدیهی‌تر ما هیچ مسئله‌ای نداریم.

بعد خود بشر که این حق رو می‌ده که اون کسی که اینو ساخته، این وسیله رو ساخته، او بهتر می‌دونه چی به صلاحشه، چی به ضررشه، او بهتر می‌دونه؛ از خودش باید بپرسیم راهنماش چیه؟ دفترچه راهنما می‌گیریم برای اون وسیله. خب یکی از همون وسایل، خود انسانه دیگه، انسانی که خدای متعال اختراعش کرده، ساخته‌تش. خب به خود خدا باید گفت دفترچه راهنما بده، داده؛ این انسان دفترچه راهنماش چیه؟ همونیه که انبیا آوردند، همونیه که پیغمبر اکرم به عنوان قرآن کریم آوردند. این قرآن کریم دفترچه راهنمای انسان و آن‌چه از موجودات که با انسان مرتبطند و انسان باهاشون مرتبطه [هست]، در حیطه ارتباط انسان با سایر موجودات. به هر حال این کتاب راهنمای این بشره.

تو این کتاب خب طبیعتاً یه چیزایی هست که این‌جا نباید این کار بشه؛ چطور تو همون دفترچه راهنمای اون کار، اون وسیله، این هست، این مسائل هست. یه کارایی می‌گه باید انجام بدی، یه کارایی می‌گه نباید انجام بدی، اگه می‌خوای این وسیله عمرش بیشتر بشه، آسیب نبینه، این کارا رو نباید انجام بدی، این کارا رو باید انجام بدی. خب این باید و نباید در مورد انسان هم هست؛ چرا به این‌جا که می‌رسیم ما این‌قدر استکبار پیدا می‌کنیم؟ این‌قدر لجاجت پیدا می‌کنیم، لجبازی می‌کنیم؟

هیچ عاقلی وقتی تو دفترچه راهنمای یک وسیله نوشتن این کار نباید نسبت به این وسیله انجام بشه، نمی‌آد لجبازی کنه بگه نه، بیخود گفتن، من می‌خوام انجام بدم؛ خب اگه دلش به حال وسیله‌ش می‌سوزه، مراعات می‌کنه. انسان هم همین‌جوره، این بایدها و نبایدها همون دستورالعمل‌های ایمنی‌بخش زندگی یک انسانه دیگه.

اون‌جا هم نباید بگیم چرا؛ باید توش هست، تکلف داره، مشقت داره، مثل اون وسیله‌ست. اون بایدهای اون وسایل هم سخته دیگه؛ چند وقت یه بار باید این کارش بکنیم، چند وقت یه بار باید اون کارش بکنیم، این کارو نباید باهاش بکنیم، آزاد نمی‌ذارندش؛ بگیم اِ، یه وسیله‌ای هم ساختند این‌قدر توش باید و نباید گذاشتند، ولش کن، نه! انسان استفاده می‌کنه، اگر هم می‌خواد سالم بمونه، از اون بایدها و نبایداش هم پیروی می‌کنه، اون تکلفش هم به جان می‌خره. این‌جا هم همین‌جوره، این‌جا هم انسان همین بایدها و نبایدها توش هست؛ باید داشته باشیم، تکلفاش هم باید به جان بخریم، بپذیریم.

خدا فرموده: «خب تو رو من خلق کردم، خودت خودت نمی‌دونی چی به صلاحته، چی به ضررته». از اون وسیله کسی انتظار نداره بدونه چی به صلاحشه، چی به ضررشه؛ خودت نمی‌دونی، «اون منم که می‌دونم چی به صلاحت هست، چی به ضررته». اینا شده اون واجبات، اون محرمات، اون بایدها و نبایدها.

ضرورت صبر و لزوم دوری از رفاه‌طلبی

اینا صبر می‌خواد، مشقت داره، راحت نیست. نماز خوندن، سه وعده نماز خوندن، صبحِ زود از خواب پاشدن، نماز خوندن، این مشقت داره، بله؛ روزه گرفتن تو هوای گرم، هوای سرد، هر طور، مشقت داره، پایین و بالا داره؛ حجاب داشتن مشقت داره، خمس دادن مشقت داره، همه اینا مشقت‌باره. این‌جا چیزی که می‌گه این مشقته رو برداریم، مشقت هست، به اون سمت نمی‌شه نسخه پیچید؛ هر چه هم از حرفای قشنگ بزنیم که مثلاً مشقت این عمل از بین بره، نمی‌ره دیگه، مشقت داره دیگه. این‌جا بیش از این‌که بخوان از این حرفا بزنند، صبر رو آوردند وسط؛ صبر، بهترین چیزی که به درد انسان می‌خورد، هم برای زندگی دنیاش، هم برای آخرتش، هم حتی [اگر] بخواد بی‌دین باشه.

بخواد دنیاش هم خوب و مناسب پیش بره، قاعدتاً عمدتاً هر کسی از تو دنیا هم سرمایه‌ای دارد، عمدتاً این‌طورند دیگه؛ صبر داشتن یه جاهایی تا بتونند به نتیجه برسند، عمدتاً این‌طورند. به صبر خیلی چیزا رو ساختند و ساخته می‌شه و پیش می‌ره و نتیجه داده می‌شه؛ هیچ‌کسی انتظار نداره همه چیز یک‌شبه و لحظه‌ای پیش بیاد، نباید یعنی انتظار داشته باشند. اما خب متأسفانه انسان عجوله، عجله داره، چه تو مسائل مادی‌ش، چه مخصوصاً تو مسائل معنوی‌ش؛ انتظار داره الآن یه دعا کرد، همین الآن بندازند تو دامنش، عجوله دیگه. این‌جاها صبر رو چیزی حساب نمی‌کنند اصلاً، جایی براش باز نمی‌کنند.

به هر حال، «الجَنَّةُ» بهشتی که خدای متعال وعده داده، «مَحفُوفَةٌ بِالمَكارِهِ» با چیزایی که مشقت‌باره و خوشایند انسان نیست به دست می‌آد؛ زیاد هم هست اصلاً، با اونا درست شده. با نماز و روزه‌هامون، با واجباتمون، با اینا درست شده بهشت و اونا همه‌ش مشقت داره، «وَالصَّبرِ»، «بِالمَكارِهِ وَالصَّبرِ». بهشتی‌ها پایه اصلی بهشتی شدنشان صبرشان بوده: «سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ»، «أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا». اینا چون صبر داشتند، دو برابر مزد می‌بینند؛ هم به خاطر اون نمازشون، هم به خاطر صبرشون. صبر اینا رو نگه داشته.

تو همه چیز، تو رشد ایمان هم همین‌طور، تو عبادات هم همین‌طور، تو مستحبات هم صبر می‌خواد؛ شروعش، بقاءش، استمرارش صبر می‌خواد.

تو این ماه مبارک چقدر کارای خیر هست، زیاده؛ اینا خود شروعش صبر می‌خواد چون تلخه، خود اون مشقت داره، سختی داره، استمرارش هم همین‌جور.

وقت انسان رفته به سمتی که همه‌ش نگاه می‌کنه یه چیزی یه مقدار احساس می‌کنه سخته، زود می‌کشه کنار؛ عافیت‌طلب، راحت‌طلب، رفاه‌طلب بار اومده، مخصوصاً هر چی به این سمت اومدیم، یعنی خیلی نگران [هست که] کمترین سختی و فشاری بهش نرسه. در حالی که همین الآن اونایی که اهل مطالعاتند، مطالعات اجتماعی، مطالعات انسان‌شناسی، مطالعات تربیتی، در انسان‌ها بزرگا، بچه‌ها، همه، همه اعتراف دارند که اگر انسان و حتی بچه‌های انسان، اگه ما فقط دنبال تأمین رفاهشون باشیم و هر چی می‌شه رفاه بیشتر براشون فراهم کنیم، آسیبِ بیشتری می‌بینند. هر چی خواست بهش بدیم، به هر خواسته‌ای داره تلاش کنیم دیر یا زود، زود برسونیم بالاخره؛ یه وقت بچه‌ام گناه داره، دلش اینو می‌خواد، نداره [تحمل کنه]؛ دلسوزی‌هایی که تشبیه می‌کنند [به] دوستیِ خاله خرسه، این‌جوریه دیگه، محبت، دلسوزیه، اما خیانته، ظلمه در حق بچه‌هامون.

احساس می‌کنیم باید همه چیز مهیا باشه، اون‌چه که می‌خوان طبق اون چیزی که می‌خواد بالاخره باید، یه چیزی می‌خواد حالا حتی باید من فراهم کنم دیگه؛ حالا داشته باشم همین فردا صبح، نداشته باشم بالاخره تا یکی دو هفته دیگه، یه ماه دیگه بالاخره باید جورش کنم. و سختی کی بکشه؟ الآن همه اینا معترفند که بچه‌ها اگه سختی نکشند، فردا برای زندگی خودشون حتی آسیب می‌بینند. بچه‌ای که از تو رفاه اومده بالا، رفاه کامل، این فردا نمی‌تونه گلیم خودش رو تو جامعه، تو زندگی‌ش، تو کار، از آب بکشه بیرون، نمی‌تونه، می‌مونه، حاضر نیست سختی رو تحمل کنه.

اون کسانی، بزرگانی که چه در عرصه علم، در عرصه تقوا، در عرصه جهاد، در عرصه هر چی از این چیزای مهم و خوب که کسی شدند، کسی رو فعلاً هنوز پیدا نکردیم که این خیلی تو رفاه بوده و با رفاه همین‌جور بالا اومده و یک قله‌ای شده، یک شخصیتِ قابل قبولی شده در این مسائل، نه! حتی اگه از خانواده‌هایی بودند که ثروتمند بودند، ولی خودشون رفاه‌طلب نبودند؛ خودشون اهل تلاش بودند، اهل کار بودند، زمینه‌هایی بوده، یا خودشون حتی خدا لطف می‌کرده بهشون فراهم می‌کردند، اهل تلاش بودند، اهل رنج کشیدن بودند، سختی کشیدن بودند. این‌طوریه، وگرنه همه چیز آن‌چه که ما می‌خواهیم، مبادا یه وقت بهمون فشار بیاد، عبادت فشار نیاره، این سخته. همه چیز رو معیار و این قرار دادیم که یک نفسمون و روحمون مبادا کمترین سختی متحمل بشه، خب نمی‌ده، چیزی به اون نمی‌دند دیگه، دنیا هم بخوایم نمی‌دند.

«فَمَن صَبَرَ عَلَى المَكارِهِ فِي الدُّنيَا دَخَلَ الجَنَّةَ». بهشتی‌ها کیان؟ اینا خیلی صبورند؛ اون جاهای خاص قرآن کریم صبر اینا رو به رخ می‌کشه: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ». اینا خیلی کار کردند، کار سخت؛ کسی که صبر کنه به این تلخی‌ها و چیزای ناخوشایند، این‌که مشقت داره، سختی داره، همه چیز صبر، هر چی بخوایم به دست بیاریم.

«وَجَهَنَّمُ مَحفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَالشَّهَواتِ». جهنمی‌ها کیان؟ همه‌ش دنبال نفسشون و هوای نفسشون و خواهش‌های نفسشون و لذات نفسشون و شهوات نفسشون و همه‌ش فقط «فَمَن أعطى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النَّارَ». جهنمی‌ها اینان دیگه، همه‌ش رفاه‌طلب، همه‌ش هواپرست، هواتَلب، این‌جوری.

عجز انسان در صورت عدم مواجهه صبورانه با مصائب

و در روایت دیگری که تردید داره راوی، حالا از امام صادق هست یا از امام باقر علیه السلام، قال: «مَنْ لَا يُعِدُّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ يَعْجَزُ». کسی که برای سختی‌های زندگی صبر رو مهیا نکنه، زمینه صبر رو در خودش ایجاد نکنه، با اون‌چه که تو زندگی‌ش، در جزئیات زندگی‌ش، کلیات زندگی‌ش پیش می‌آد، از درِ صبر وارد نشه، با صبر همراهی نکنه، اهل صبر نباشه، این «يَعْجَزُ»، این عاجز می‌سیه از رسیدن به اون‌چه که می‌خواد، نمی‌رسه، از پا درمی‌آد. «لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ» اصلاً روزگار.

روزگار، دنیا «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ». این «مَحْفُوفَةٌ» که می‌آد، یعنی خلاصه مثل یه وقتی یه دیواری رو شما می‌بینی یه گیاهی، گلی روش رشد کرده، آن‌چنان این گیاه این دیوار رو گرفته که به سختی آجرهای دیوار از بین شاخ و برگ این گیاه پیداست؛ این‌طور دیوار رو فرا گرفته اون گیاه، نقطه نقطه‌هایی پیداست از دیوار، اما عمده‌ش رو این گرفته، این گیاه گرفته. این «مَحْفُوفَةٌ» که می‌آد، این‌طور چیزیه.

«دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ». این زندگی دنیا، دار دنیا با مشکلات و سختی‌ها این‌طوری پوشیده شده؛ خیلی آب خوش خیلی از گلو کسی پایین نمی‌ره، خیلی کم، همون نقطه نقطه‌هاست. سخته، تلخه، مشکلات هست، هر کسی به تناسب شرایط زندگی‌ش.

حالا دو راه داره، یا انسان صبر می‌کنه یا نمی‌کنه؛ یا صبر می‌کنه یا نمی‌کنه. صبر کنه، خب از پا درنمی‌آد، مقاومت می‌کنه، ادامه پیدا می‌کنه، استقامت می‌کنه، پیش می‌بره کار رو، تو خیلی کارها به نتیجه می‌رسد، از پا درنمی‌آد، بقیه رو از پا درنمی‌آره، آسیب نمی‌زند؛ صبر نکنه، خب یه اتفاق که افتاده، این مشکل که پیش اومده، وقتی صبر نکنی، مشکلو می‌کنی دو برابر.

بعضیا این‌قدر تو گرفتاری‌های زندگی اجزع‌افزعی‌‌اند که هر گرفتاری، کمش، زیادش، جزئی‌ش، کلی‌ش، هر چی، بعد اهل جزع و فزع‌اند، اصلاً بقیه رو هم به هم می‌ریزند، بقیه رو هم آسیب می‌زنند.

بالاخره دو راهه دیگه، یا صبر می‌کنه آدم یا نمی‌کنه که عاقلانه‌ش می‌گه صبر کنیم بهتره؛ چون اتفاقاتی که می‌افته، یه چیزایی که ما نمی‌خوایم که پیش می‌آد. همه فرمون دست ما نیست همه‌جا؛ ما دخیل هستیم، اما همه‌کاره نیستیم. دخيليم، اما همه‌کاره نیستیم، همه‌چیز با اراده ما پیش نمی‌ره. بخشی از امور به اختیار و اراده ماست، بخش اعظمش نه، پیش می‌آد. دیگه یا صبر می‌کنه آدم یا نمی‌کنه، انتخاب با خود فرده، تا عقل چی حکم کنه به انسان، کدوم راه رو بره.

لذا از امام هادی ظاهراً علیه الصلاة و السلام هست که: «المُصيبَةُ لِلْجَازِعِ اِثْنَتَانِ وَ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ». مصیبت برای آدم صابر یکی‌ست، اون هم خود مصیبت، اون گرفتاری، اون مشکل؛ اما برای آدمی که صبر نمی‌کنه و اهل جزع و فزع هست، دوتاست: یکی خود اون مشکل، یکی این جزع و فزعش. اینو بیا جمع کن، چجوری جمعش کنیم اینو؟ حالا مشکل که هستش، اون مشکل سختی، اون گرفتاری، اون مشکلات که اومده، بعد تو وقتی صبر نمی‌کنی که بدتر شد. خیلی این عبارت مهمّه: «المُصيبَةُ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ وَ لِلْجَازِعِ اِثْنَتَانِ». اون یکی‌ست، اون دوتاست، دو برابره. «مَنْ لَا يُعِدُّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ يَعْجَزُ». کسی که برای تلخی‌ها و سختی‌های روزگار، که بخوای نخوای هست، صبر رو مهیا نمی‌کنه در خودش، تقویت نمی‌کنه، ایجاد نمی‌کنه، درمونده می‌شه.

واقعاً درمونده می‌شه؛ اونایی که صبر ندارند، این درموندگی و گرفتاری و این حالتِ بد مشهود می‌شه درشون.

غبطه دیگران به پاداش صابران و جریان مقادیر الهی

لذا در روایت هست که راوی می‌گه که امام ابوالحسن علیه الصلاة و السلام به من فرمودند که: «چرا حج نمی‌ری؟» گفتم: «خیلی بدهکارم، سرمایه‌هام هم از دست رفته»؛ حالا ورشکست کرده بوده. بعد می‌گه ورشکست کردم، سرمایه‌هامو از دست دادم هیچ، اون بدهی‌هام، چقدر بدهی دارم، اون بدهی دیگه بدتر، که اگر کسی نیاد به من کمک کنه، نجاتم بده که نمی‌تونم، خودم به حالت عادی نمی‌تونم از پسِ اینا بربیام. بعد می‌گه ایشون به من فرمودند: «إِنْ تَصْبِرْ تُغْتَبَطْ».

دو راه داری، «إِنْ تَصْبِرْ وَ إِلاَّ تَصْبِرْ». حالا اون پیش اومده دیگه، حالا این مشکلات رو پیدا کردی به هر دلیلی، الآن تو متن این گرفتاری‌هایی هستی، این مشکل بزرگ برات پیش اومده، دو راه داری، یا صبر می‌کنی یا صبر نمی‌کنی؛ اگه صبر کنی «تُغْتَبَطْ»، خدا این‌قدر بهت می‌ده، برات جبران می‌کنه که مورد غبطه واقع بشی، بقیه غبطه بخورند به این حالت. این‌جوریه اون مصیبت‌های دنیا، اگه کسی با صبر طی بکنه، خدا یک درجه‌ای و مقامی که در روایات دیگه اشاره کردند به انسان می‌ده که بقیه که اون مصیبت رو نداشتند، به خاطر اون درجه غبطه می‌خورند به حال این فردی که این گرفتاری و مصیبت سخت رو دید، مثلاً ورشکست کرد. خب ورشکست کردن یه مصیبتیه واقعاً، و مصائب دیگری، مشکلات دیگه.

«إِنْ تَصْبِرْ» خدا برات جبران می‌کنه اون‌چنانی، که بقیه‌ای که این بلا سرشون نیومده به حالت غبطه می‌خورند؛ حالا کجا؟ این‌جا یا اون‌ور، دیگه هر چی خدا صلاح بدونه، شاید این‌جا باشه، شاید اون‌ور باشه. اجر و مزد آخرتی سر جای خودش هست، محفوظه؛ این شاید این‌جا باشد نه این‌که اون‌ور هیچی نیست، اون‌ور سر جای خودش هست، اما گاهی اون جبرانی که خدای متعال می‌کنه، اون اجابت دعا، اون چیزای مختلفی که در این شرایط مطرح کردند، تو این دنیا بعضاً اتفاق نمی‌افته، دیگه واقعیات رو آدم باید بدونه. بعضی‌ش این‌جا اتفاق نمی‌افته، بعضی‌ش هم اتفاق می‌افته، فرمون دست حکمت خدای متعال هست، هر چی طبق حکمتش باشه انجام می‌شه ان‌شاءالله. حالا یا این‌جا یا اون‌جا یا هر دو جا، بالاخره میده بهت که بقیه‌ای که ندارند غبطه می‌خورند، این قاعده‌ست. این یکی‌ش؛ مصیبت بزرگی پیدا کرد، فرزندش رو از دست داد، ورشکست کرد، مشکلات بزرگ که خیلی برای انسان‌ها بزرگه، اینا خب خدا از ناحیه مصیبت یه طوری جبران می‌کنه و درجه‌ای به اینا می‌ده که بقیه غبطه می‌خورند به حال اینا.

«الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ».

«وَ إِلاَّ تَصْبِرْ». اگر هم نخواستی صبر کنی، خب نکن؛ حالا این تعبیر بنده‌ست، ولی اینو بدون: «وَ إِلاَّ تَصْبِر * يُمْضِ اللَّهُ مَقَادِيرَهُ * رَاضِياً كُنْتَ أَمْ كَارِهاً». صبر نکنی فرمون دست حکمت خداست، کارش رو پیش می‌بره؛ اینا هست، تو بخوای نخوای این هست. این خوشایندت نیست این اتفاق، حالا خدا که فرمون رو دست تو نداده، می‌خوای راضی باش، می‌خوای نبو [نباش]، «رَاضِياً كُنْتَ أَمْ كَارِهاً». خوشت نمی‌آد، می‌آد. این حرفا رو اگه آدم بفهمه، تو جزئیات زندگی‌ش هم همین‌جوره و یعنی تو همین مسائل عادی که ما الآن پیش می‌آییم، این‌جا تو ارتباطمون با این یا اون، یه چیزی پیش می‌آد، این یه کاری می‌کنه، اون یه کار جور دیگه‌ای رفتار می‌کنه، اون یه جور دیگه‌ای رفتار می‌کنه، خلاف اون چیزی که شما میلتِ، نظرتِ؛ حالا ناراحت می‌شی، دلخور می‌شی، دلخوری می‌کنی، ناراحتی می‌کنی، خودتو به هم می‌ریزی، بقیه رو به هم می‌ریزی، اینا همه‌ش صبر همین‌ها هم هست دیگه.

ایناست، اینا رو باید فراهم کرد تا برای اون درشت‌ها هم سریع، سربلند و خوب، آدم از امتحانا بیرون بیاد. همیناست، همین‌جا باید بگردیم تو زندگی‌مون؛ من، منی که این‌جا نشستم، کجاها مشکل دارم؟ از همین‌جا، از همین لحظه. ۱۰ دقیقه دیگه، ۲۰ دقیقه دیگه، نیم ساعت دیگه، تو ماشین می‌رم بشینم، تو خیابون دارم می‌رم، می‌رسم درِ خونه، تو خونه با زن و بچه‌ام مواجه می‌شم، فردا صبح می‌آم بیرون با مردم مواجه می‌شم، اینا همه‌ش چیزایی دارد که دلخورکننده‌ست، تلخه، سخته. همه اینا صبر نشسته کنارش، می‌جه منو داشته باش؛ این صبره که آدما رو نگه می‌داره.

وگرنه اینا هست، حذف‌شدنی هم نیست. «مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ» نه دوباره یعنی همه‌ش بناست ما مصیبت ببینیم، از اون مصیبت‌ها، نه! «مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ» به تلخی‌ها اون‌طور پوشیده شده، یعنی عمدتاً ناخوشایند انسانه، بر وفق مراد انسان پیش نمی‌ره چیزا، تو همه مسائل معمولش، تو همه چیزایی و کسانی که باهاشون ارتباط داریم این مسائل [هست]. لذا صبر جایگاهش خاصه، جایگاهی داره که هیچ‌کدوم از این واجبات این زور رو ندارند، این ارزش و اهمیت رو ندارند؛ هر جا این واجبات کم بیارند، در قیامت صبر به داد انسان می‌رسه.

صبر، پشتیبان و نجات‌بخش اعمال در عالم قبر

امام صادق علیه السلام فرمود: «إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ»، مؤمن وقتی تو قبرش قرار داده می‌شه، «كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُظِلًّا عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً». مؤمن رو وقتی می‌ذارند تو قبر، نماز سمت راستش، زکاتی که داده سمت چپش، اون کارای خیری که کرده مثل چتری بالا سرش؛ اینا هواشو دارند، اینا هواشو دارند و محافظتتش می‌کنند.

«وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً». صبر یه [مقدار] می‌ره اون عقب، یه گوشه‌ای وای‌می‌سته؛ «فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مَسْأَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجِزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ». بعد که اون دو ملکی که می‌آیند حساب‌کتاب می‌کنند و سؤال می‌کنند و اینا، صبر به این نماز و زکات و کارای خیر دیگه‌ای که انجام داده، بِرّ، دیگه هر چی کار خیر کرده، صبر به اینا می‌گه: «شما محافظتتش کنید، شما برید کارتون رو انجام بدید، هوای این بابا رو داشته باشید، اگر کم آوردید من هستم».

«فَإِنْ عَجِزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ». من پشتوانه اصلی‌تونم، پشتیبانی اصلی که هر کدوم از اینا کم آوردند بتونه جبرانش بکنه، صبره. «فَإِنْ عَجِزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ». برید اگر پسش برنیامدید، کم آوردید، من هستم. صبر جایگاه ویژه‌ای داره.

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کنه؛ تا این ماه مبارک داره به آخر می‌رسه، انتها می‌رسه، این فرصتی که بود، بهترین فرصت بود برای تمرین صبر. اگه این فرصت بره، به این راحتی از این فرصت‌ها نیست تا ماه مبارک بعدی پیش بیاد. لذا خیلی باید عاجزانه از خدای متعال بخواهیم، تضرع بکنیم به پیشگاه خدای متعال که به ما توفیق مرحمت کنه، این مقدار باقی‌موند از این ماه رو موفق شیم، عنایت کنه به ما، دست ما رو بگیره. اگر در تقوا، در صبر، در همه چیزای خوب ضعیف موندیم، عقب موندیم، نتونستیم جبران کنیم، خدای متعال لطف کنه و کمکمون کنه، یاریمون کنه، بتونیم تصمیم بگیریم و پای این تصمیممون بایستیم و خدا هم یاریمون کنه تا اینا رو ان‌شاءالله به خوبی پشت سر بذاریم.

نثار ارواح طیبه همه کسانی که با تقوا و صبرشان این دین رو به ما رسوندند، مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین علیهم الصلاة و السلام و علما، شهدا، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام خمینی و نثار ارواح همه کسانی که گردن ما حق دارند، سه صلوات بفرستید.

[اللهم صل على محمد و آل محمد]

گزیده

۱. نسبت صبر به ایمان، همانند سر به بدن است

از مهم‌ترین پایه‌های ایمان انسان، چه اصل ایمان و چه مخصوصاً حفظ و رشد دادن آن، مسئله صبر است. کسانی که در زندگی صبر ندارند، بر اساس اون‌چه در روایات فرموده‌اند، ایمان را هم از دست می‌دهند. وقتی انسان در موضعی که لازم است صبر کند، صبر نمی‌کند، دچار رفتار غلط و گناه می‌شود و این امر طبیعتاً باعث سلب ایمان می‌گردد. لذا در روایات، صبر را نسبت به ایمان، به سر انسان نسبت به بدن تشبیه کرده‌اند که: «إِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ». وقتی سر نباشد، سایر اعضا و جوارح هیچ فایده‌ای ندارند. وقتی صبر نباشد، سایر عواملی که باعث حفظ و رشد ایمان می‌شود نیز بی‌فایده خواهد بود؛ حتی اگر آدم نماز و کارهای دیگر را هم داشته باشد، بدون صبر اثر ندارند.

۲. ماهیت تکالیف الهی با مشقت و سختی گره خورده است

کنار همه واجبات و محرمات، طوری است که انجام واجبات برای انسان‌ها تلخ و سنگین است و تکلف دارد. اون‌چه به ما دستور داده‌اند، تکلیف است و اصلاً اسم همین تکلیف را روش گذاشته‌اند، چون کلفت و مشقت در آن است. این‌که فکر کنیم می‌شود راهی پیدا کرد که این مشقت و سختی از بین برود، امکان ندارد؛ نه با کار فرهنگی و نه با کار فکری، سختیِ این واجبات از بین نمی‌رود. پیامبر (ص) فرمودند: «الجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالصَّبرِ». اون چیزایی که خدا اسباب بهشت قرار داده، پیچیده در چیزهای تلخ است. همه‌ش پوشیده شده از تکالیف مشقت‌آور، و در کنار آن صبر می‌خواهد.

۳. رفاه‌طلبیِ مطلق، عامل آسیب‌های جدی تربیتی است

برای تربیت یک انسان، این‌که صرفاً تمام تلاش خود را بکنیم تا آن‌چه اسباب رفاه است برایش فراهم نماییم، منهای دستورات دینی، امری است که امروز در مطالعات به آن رسیده‌اند. انسان هر چه برایش اسباب رفاه و خوشیِ بیشتری فراهم شود، از طرف دیگر دچار آسیب‌های جدیِ دیگری می‌شود. کسی مخالف رفاه و خوشی نیست، اما آن آسیب‌ها هم کنارش هست و باید فکری به حالش کرد. اگر ما فقط دنبال تأمین رفاه بچه‌ها باشیم، آسیب بیشتری می‌بینند. دلسوزی‌های بی‌جا همانند دوستی خاله خرسه است؛ محبت و دلسوزی است، اما در حق بچه‌ها خیانت و ظلم است. بچه‌ای که در رفاه کامل بالا بیاید، فردا نمی‌تواند گلیم خودش را در جامعه و کار از آب بکشد.

۴. علمِ منهای دین، وسیله‌ای برای ظلم و غارت بشر می‌شود

پیشرفت علم، صنعت و تکنولوژی فی‌نفسه ایرادی ندارد و برای زندگی بشر مفید است، اما متأسفانه به خاطر ضعف انسان، این پیشرفت‌ها در نهایت به ضرر بشر تمام می‌شود. یعنی سرجمع برایند کلی آن، آسیب به پایه‌ها و مایه انسانیت است. هر چه علم بیشتر می‌شود، آسیب بشر از این پیشرفت‌ها هم در کنار منافعش بیشتر می‌گردد. به همین خاطر خدا انبیا و دین را فرستاد؛ چون بشر وقتی پیشرفت کند، آن را در خدمت لذات، شهوات و هواهای نفسانی قرار می‌دهد و این‌جا خطرناک می‌شود. پیشرفت علمی وسیله‌ای می‌شود برای غارت مردم، ظلم و بی‌عدالتی در جامعه؛ کما این‌که دنیای امروز و مسائل غزه، نمود عینی بشرِ دور شده از تعالیم الهی است.

۵. دین، دفترچه راهنمای ساختار وجودی انسان است

هر دستگاه و وسیله‌ای که ساخته می‌شود، یک کتاب راهنما دارد که مخترعش آن را نوشته است؛ چون او بهتر می‌داند چه چیزی به صلاح یا به ضرر آن وسیله است. اصل این‌که تمام این جهان و بشر را خدا آفریده، از بدیهی‌ترین مسائل عالم است. انسانی را که خدای متعال اختراع کرده و ساخته است، باید دفترچه راهنمایش را از خود خدا بگیریم. این دفترچه راهنما همان است که انبیا و پیغمبر اکرم (ص) به عنوان قرآن کریم آورده‌اند. در این کتاب، بایدها و نبایدهایی به عنوان دستورالعمل‌های ایمنی‌بخش زندگی یک انسان وجود دارد. خدا فرموده من تو را خلق کردم و خودم می‌دانم چه چیزی به صلاحت و چه چیزی به ضررت است؛ این‌ها همان واجبات و محرمات هستند.

۶. دنیا دار بلاست و عافیت‌طلبی معنویت را از بین می‌برد

انسان عجول است؛ چه در مسائل مادی و چه مخصوصاً در مسائل معنوی انتظار دارد تا دعا کرد، همان‌جا در دامنش بیندازند. اما بهشتی که خدای متعال وعده داده، با چیزهای مشقت‌بار که خوشایند انسان نیست به دست می‌آید. پایه اصلی بهشتی شدن، صبر بوده است: «سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ». در عبادات و مستحبات، شروع، بقا و استمرارش صبر می‌خواهد. اما امروز ملاک را این قرار داده‌ایم که روح و نفسمان کمترین سختی را متحمل نشود؛ خب به چنین انسانی چیزی نمی‌دهند، دنیا را هم بخواهد نمی‌دهند. جهنمی‌ها همه‌ش دنبال خواهش نفس، لذات و شهوات هستند: «فَمَن أعطى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النَّارَ».

۷. عدم مواجهه صبورانه با مشکلات، مصیبت را دو برابر می‌کند

امام باقر یا امام صادق (ع) می‌فرمایند: «مَنْ لَا يُعِدُّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ يَعْجَزُ». کسی که برای سختی‌های زندگی صبر را مهیا نکند و اهل صبر نباشد، از رسیدن به آن‌چه می‌خواهد عاجز شده و از پا درمی‌آید. دار دنیا با مشکلات و سختی‌ها پوشیده شده است و «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ» است. حالا دو راه وجود دارد؛ یا انسان صبر می‌کند یا نمی‌کند. اگر صبر کند، مقاومت و استقامت کرده و کار را پیش می‌برد. اما اگر صبر نکند، وقتی یک مشکل پیش می‌آید، با جزع و فزع آن مشکل را دو برابر می‌کند. طبق فرموده امام هادی (ع): «المُصيبَةُ لِلْجَازِعِ اِثْنَتَانِ وَ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ»؛ مصیبت برای آدم صبور یکی است، اما برای آدم بی‌صبر دوتاست؛ یکی خود مشکل و دیگری جزع و فزعش.

۸. پاداش شگفت‌انگیز صابران در برابر ناملایمات دنیا

انسان در متن گرفتاری‌ها و مشکلات بزرگ دنیا، دو راه دارد؛ یا صبر می‌کند یا نمی‌کند. امام ابوالحسن (ع) می‌فرمایند: «إِنْ تَصْبِرْ تُغْتَبَطْ». اگر صبر کنی، خدا این‌قدر به تو پاداش می‌دهد و برایت جبران می‌کند که بقیه مردم به حالت غبطه بخورند. خدا یک درجه و مقامی به انسان می‌دهد که دیگرانی که آن مصیبت را نداشتند، به خاطر آن درجه غبطه می‌خورند. این جبران و اجر آخرتی سر جای خودش محفوظ است؛ حالا یا در این دنیا یا در آخرت، هر طور که حکمت خدا باشد انجام می‌شود. مصیبت‌های بزرگ مثل از دست دادن فرزند یا ورشکستگی را اگر کسی با صبر طی کند، خدا از ناحیه مصیبت طوری جبران می‌کند که بقیه به حال او غبطه می‌خورند.

۹. مقادیر و حکمت الهی، تابع خوشایند یا ناراحتی ما نیست

در زندگی همه‌چیز با اراده ما پیش نمی‌رود؛ بخشی از امور به اختیار ماست و بخش اعظم آن نه. اگر نخواستی در مشکلات صبر کنی، نکن؛ اما این را بدان که طبق فرموده معصوم: «وَ إِلاَّ تَصْبِرْ يُمْضِ اللَّهُ مَقَادِيرَهُ رَاضِياً كُنْتَ أَمْ كَارِهاً». اگر صبر نکنی، فرمان دست حکمت خداست و کارش را پیش می‌برد؛ تو چه راضی باشی و چه ناراضی، آن مقدرات جاری می‌شود. این اتفاقات خوشایند تو نیست، اما خدا فرمان را دست تو نداده است. این حرف را اگر آدم بفهمد، در جزئیات زندگی و در روابط عادی با مردم، وقتی چیزی خلاف میلش پیش می‌آید، دیگر خودش و بقیه را به هم نمی‌ریزد.

۱۰. صبر، پشتیبان و نجات‌بخش اعمال انسان در عالم قبر است

صبر جایگاهی دارد که هیچ‌کدام از واجبات این ارزش و اهمیت را ندارند. هر جا واجبات کم بیاورند، در قیامت و قبر، صبر به داد انسان می‌رسد. امام صادق (ع) فرمودند: وقتی مؤمن در قبرش قرار داده می‌شود، نماز در سمت راست، زکات در سمت چپ و کارهای خیر مثل چتری بالای سرش قرار می‌گیرند و از او محافظت می‌کنند. در این حال، صبر یک گوشه‌ای در عقب می‌ایستد. وقتی دو ملک برای سؤال می‌آیند، صبر به نماز و زکات و کارای خیر می‌گوید: «شما از صاحبتان محافظت کنید؛ اگر شما کم آوردید و عاجز شدید، من پشتوانه شما هستم: فَإِنْ عَجِزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ». صبر پشتیبان اصلی است که کمبود اعمال را جبران می‌کند.

فهرست

1️⃣ صبر؛ پایه و اساس حفظ ایمان

◽️ نقش حیاتی صبر در جلوگیری از گناه و سلب ایمان

◽️ تمثیل رابطه «صبر و ایمان» به نسبت «سر به بدن»

2️⃣ ماهیت تکالیف الهی و تربیت انسان

◽️ پیوند ناگسستنی واجبات با مشقت و کلفت نفسانی

◽️ آسیب‌های تربیتی رفاه‌طلبی مطلق و دلسوزی‌های بی‌جا

3️⃣ پیشرفت علمی و ضرورت هدایت انبیا

◽️ پیامدهای خطیر علم و تکنولوژیِ منهای معنویت

◽️ غزه؛ نمود عینی جنایتِ بشرِ دور شده از تعالیم الهی

4️⃣ دین؛ دستورالعمل ایمنی‌بخش وجود بشر

◽️ قرآن کریم به عنوان دفترچه راهنمای مخترع حقیقی انسان

◽️ لزوم تسلیم در برابر بایدها و نبایدهای وحیانی

5️⃣ مواجهه صبورانه با بلاها و مقدرات دنیا

◽️ عجز انسان در صورت عدم مهیا کردن زمینه صبر

◽️ مضاعف شدن بار مصیبت در اثر جزع و فزع

6️⃣ پاداش صابران و جریان حکمت الهی

◽️ مقام «غبطه»؛ پاداش شگفت‌انگیز ناملایمات مادی و دنیوی

◽️ تبعیت مقادیر الهی از حکمت خدا، نه خوشایند انسان

7️⃣ جایگاه بی‌بدیل صبر در عالم قبر

◽️ نماز، زکات و کار خیر؛ محافظان مؤمن در پیشگاه نکیر و منکر

◽️ صبر؛ پشتیبان نهایی و جبران‌کننده کمبود اعمال انسان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه هجدهم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی