🎧جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1403/01/11
پست

🎧جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان 

-----------------

تیتر اصلی: جایگاه حیاتی صبر و رابطه آن با حفظ ایمان

🌟 مقدمه و اهمیت سرمایه ایمان

🧭 جایگاه حیاتی صبر در زندگی مادی و معنوی

🛡️ نقش صبر در مواجهه با مشکلات و حفظ ایمان

🧠 تشبیه صبر به سر در بدن انسان (بررسی روایات)

📖 جایگاه صبر و صابرین در قرآن کریم

🏰 پاداش اخروی اهل صبر و ملائکه الهی

🤲 جمع‌بندی و دعا

🎧جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان 

-----------------

تیتر اصلی: جایگاه حیاتی صبر و رابطه آن با حفظ ایمان

🌟 مقدمه و اهمیت سرمایه ایمان

🧭 جایگاه حیاتی صبر در زندگی مادی و معنوی

🛡️ نقش صبر در مواجهه با مشکلات و حفظ ایمان

🧠 تشبیه صبر به سر در بدن انسان (بررسی روایات)

📖 جایگاه صبر و صابرین در قرآن کریم

🏰 پاداش اخروی اهل صبر و ملائکه الهی

🤲 جمع‌بندی و دعا

متن

مقدمه و اهمیت سرمایه ایمان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. ... نعم الاوصاف محمد [صلی‌الله‌علیه‌وآله]. اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

عرض شد یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های انسان، سرمایه ایمان انسان هست. این ایمان درجات و مراتب مختلفی دارد؛ از حد پایین شروع می‌شود و مراتب گوناگونی دارد تا جایی که انتهایی برای آن قابل تصور نیست. این از حیث درجاتی است که ایمان انسان می‌تواند داشته باشد.

این ایمان نیاز دارد به مراقبت و حفظ، تا انسان بتواند آن را نگه دارد، بلکه تقویتش بکند. چون اگر انسان ایمان را تقویت نکند، در یک حالت ثابت نمی‌ماند. شرایط، حوادث، امتحانات و مشکلاتی که در زندگی پیش می‌آید، طوری هست که انسان را به عقب برمی‌گرداند. لذا کار از این جهت خیلی مشکل می‌شود. اگر ما به ایمان کمک نکنیم، تقویتش نکنیم و بیشترش نکنیم، این آسیب بزرگ در انتظار ما هست.

یکی از مسائلی که مربوط به ایمان و دین بود، همین بود که انسان باید از این دین و ایمان مراقبت کند و به وسیله ورع و گناه نکردن، کاری کند که این ایمان استوار بماند، تثبیت بشود و بیشتر بشود؛ این چیزی بود که به ما دستور دادند و فهماندند.

جایگاه حیاتی صبر در زندگی مادی و معنوی

یک مسئله مهم دیگری که اینجا مطرح است و خیلی اهمیت دارد و به طور کلی برای زندگی انسان خیلی مورد نیاز است — چه انسان متدین و دین‌دار باشد و چه نباشد — مسئله صبر است. حتی کسانی که دین‌دار هم نیستند، برای زندگی دنیایی و مادی‌شان به آن نیاز دارند. آن‌هایی هم که دین‌دار هستند، هم برای زندگی دنیایی و مادی‌شان و هم برای مسائل معنوی و آخرتشان به آن نیاز دارند. همه احتیاج دارند؛ مسئله، مسئله صبر است.

صبر یک جایگاه خاص و اهمیت ویژه‌ای دارد. عرض شد که فقط مربوط به انسان‌های متدین نیست که بگوییم تنها برای آن‌ها مفید است تا آخرتشان آباد بشود. این چیزی است که همه به آن خیلی احتیاج دارند؛ حتی کسانی که در زندگی مادی دنیا غوطه‌ورند و عنایتشان و آن چیزی که مد نظرشان هست، تأمین بیشترِ این زندگی دنیایی است، آن‌ها هم احتیاج دارند.

چون شرایط زندگی انسان، چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی طوری است که با صبر، کارها به احسن وجه انجام می‌شود؛ با صبر، انسان به نتیجه می‌رسد. معمول کارها و عمده کارها این‌طور است که انسان نمی‌تواند زود به یک نتیجه قابل قبولی برسد؛ به یک نتیجه محکم، خوب و قابل قبول نمی‌تواند [سریع] برسد. حتی در مسائل مادی‌اش هم همین‌طور است. به طور معمول و عادی، افراد نمی‌توانند یک‌شبه ثروتمند بشوند یا یک‌شبه وضع مالی و مادی‌شان خیلی رشد بکند؛ در حالت معمولش این‌طور [نمی‌شود]. آن‌ها هم برای اینکه بتوانند ثروتشان، مالشان، مقامشان و هر چیز دیگری از این دست را داشته باشند، نیاز به صبر دارند.

چون مسائل و چیزهایی که انسان دارد، به آن‌ها نیاز دارد، دنبالشان هست و دغدغه‌اش را دارد، به تدریج و پله‌پله فراهم می‌شود؛ با فراهم شدن هر پله‌ای به عنوان مقدمه، پله دیگر امکان‌پذیر می‌شود. با فراهم شدن اسباب و فراهم شدن شرایط، نتایج حاصل می‌شود. به طور معمول این‌طور است که شرایط باید برای یک چیزی مهیا بشود تا آدم به آن نتیجه برسد. همه با صبر کارشان پیش می‌رود و به نتیجه می‌رسند؛ چه مادی و چه معنوی، چه دنیایی و چه آخرتی، همه نیاز دارند.

نقش صبر در مواجهه با مشکلات و حفظ ایمان

هم برای رسیدن به آن چیزهایی که دنبالش هستند و هم برای مشکلاتی که با آن‌ها مواجه می‌شوند، گرفتاری‌هایی که پیش می‌آید و مصیبت‌هایی که به آن مبتلا می‌شوند، در همه این‌ها صبر به درد آدم می‌خورد. در همه این‌ها صبر به کار می‌آید. یعنی این‌ها همه با هم و کنار هم هستند. مقوم اصلیِ پیشبردِ همه این چیزها و به نتیجه رسیدن همه این‌ها، صبر است.

این صبر را هر کسی در هر موقعیتی که باشد، نیاز دارد. هیچ انسانی نیست که شرایط زندگی‌اش طوری باشد که اصلاً نیازی به این مسئله صبر نداشته باشد یا اصلاً مبتلا به چیزهایی که نیاز به صبر دارد، نباشد؛ همه دارند. عرض شد چه در آن جهتی که بخواهند به نتایجی برسند — نتایج مثبت و مفیدی بخواهند به دست بیاورند — و چه آن وقت که در این فضا هم نباشند. به طور عادی، مشکلاتی برای انسان، بخواهد یا نخواهد، پیش می‌آید؛ گرفتاری‌هایی و سختی‌هایی برای انسان پیش می‌آید که آن‌ها هم نیاز به صبر دارد، ولو اینکه انسان در مسیر رسیدن به یک نتیجه و هدف خاصی هم نباشد. اما همچنان به این مسئله صبر نیاز هست.

در مسائل دنیایی این هست، در مسائل آخرت هم همین‌طور است. آنچه که از ثواب، اجر، مزد و درجات آخرتی هم فراهم می‌شود، پایه اصلی‌اش صبری است که انسان باید داشته باشد. با این [صبر] است که هر کسی هرچه دارد، توانسته جمع بکند. این یک قاعده کلی است؛ یعنی از آن نسخه‌های عظیم، شفابخش و بزرگی است که در هر بعدی از زندگی، برای هر انسانی و در هر شرایطی نیاز است.

مسئله ایمان هم همین‌طور است. در مسئله ایمان هم آن چیزی که وقتی باشد، ایمان هست و وقتی نباشد، ایمان نیست، در یک کلام «صبر» است. اگر انسان در مرحله صبر ضعیف باشد، قاعدتاً در ایمان کم می‌آورد و دچار خسران و خسارت می‌شود. در مرحله ایمان هم این‌جوری است؛ یعنی مسائلی پیش می‌آید، دوباره گرفتاری‌هایی پیش می‌آید، که وقتی انسان نتواند این‌ها را با صبر طی بکند، گرفتار می‌شود. گرفتار مسائلی می‌شود و گرفتاری‌ها در این مسائل طوری است که به ایمان انسان آسیب می‌زند.

تشبیه صبر به سر در بدن انسان (بررسی روایات)

لذا در روایات در مقام تشبیه، مجموع عبادات را اگر ما بیاییم تشبیه بکنیم به یک بدنی با همه اجزایش — و من‌جمله در این عبادات و در این صفات خیر، صبر را قرار بدهیم — هر کدام از این عبادات و صفات خوب را می‌شود تشبیه کرد به یک عضوی از بدن. در اینجا، آن چیزی را که به «سرِ انسان» تشبیه کردند، صبر است.

سر در میان اعضای بدن، عضو اصلی و عضو حیاتی است. آن چیزی که به چشم می‌آید و انسان متوجه می‌شود و همه انسان‌ها آن را لمس می‌کنند، درک می‌کنند و تصدیق می‌نمایند، این است که سر، تنها عضوی در بدن است که اگر نباشد، سایر اعضای بدن هیچ فایده‌ای ندارند. سایر اعضای بدن ولو سرِ جایشان هم باشند، هیچ فایده‌ای ندارند؛ اصلاً حیات قطع می‌شود. اگر [سر] نباشد، ولو اعضای دیگر را داشته باشد، هیچ فایده‌ای ندارد. حالا عبادات مثل سایر اعضای بدن هستند و صبر مثل سرِ انسان می‌ماند.

اگر این صبر نباشد، ممکن است کسی نمازش باشد، روزه‌اش باشد، کارهای خیر دیگرش باشد، اما چون صبر ندارد، هیچی ندارد. آن حیات، در تمام این اعمالش، در تمام این عباداتش و در تمام این چیزهایی که با آن‌ها درگیر هست، نیست؛ فایده‌ای ندارد و مرده است. وقتی انسان نگاه می‌کند، این ویژگی آشکار است. سر، عضو اصلی، اساسی و حیاتی است که بدون آن، هیچ‌کدام از اعضا هیچ فایده‌ای برایشان نیست. هم حیات از انسان گرفته می‌شود و هم اثر و فایده هر عضوی، به تبع اینکه حیات گرفته می‌شود، از دست می‌رود.

حالا یک انسانی دست ندارد؛ حیات برقرار است. ممکن است آن مقداری از آثار و فایده‌هایی را که دست دارد، بتواند به طور دیگری — بعضی از آن‌ها را — جبران بکند، اما آسیب اساسی [به اصل حیاتش] نمی‌بیند. پا ندارد، چشم ندارد، گوش ندارد [اما زنده است]. اما آن چیزی که اینجا مهم هست، سر است.

این خیلی تشبیه بزرگی است که در چندین روایت هم این تشبیه را کردند و اگر ما در بیان اهمیت صبر، جز همین نوع روایت را نداشتیم، همین کفایت می‌کرد برای اینکه انسان بفهمد چقدر اهمیت دارد. وقتی نقل می‌کنند از امام صادق (علیه‌السلام) در چندین روایت: «الصَّبْرُ رَأْسُ الْإِیمَانِ»؛ صبر، نسبت به ایمان، به منزله رأس نسبت به جسد است: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ». صبر نسبتش با ایمان، مثل سر است و همان نسبتی را دارد که با بدن و جسد انسان دارد: «فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ». سایر اعضا این‌طور نیستند که اگر انسان آن‌ها را از دست بدهد، بمیرد و جسدش و بدنش از بین برود و بی‌فایده بشود، اما سر این‌طوری است: «كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَانُ». صبر که رفت، ایمان رفت؛ نیست، ایمان رفت.

آنجایی که جایش بوده صبر کند و نکرده، مستقیم ایمان را بر فنا داده و مستقیم ایمان را از دست داده است. لذا ما گاهی که یک‌دفعه‌ای در یک شرایطی قلبمان از ایمان تهی می‌شود و در یک حالاتی گاهی قرار می‌گیریم که انگار از ایمان خبری نیست — حال و روح ایمان و این باور و اعتقاد محکم در انسان ضعیف شده یا نیست و خالی شده است — یکی از منشاهای مهمش یا اصلی‌ترین منشأش همین هست که یک جایی انسان، یک موردی از صبر را نتوانسته خوب طی کند. می‌گوید سر برود بدن می‌رود، صبر برود ایمان می‌رود؛ این را خوب باید رویش، در عمقش رفت و فکر کرد که چقدر صبر حیاتی است.

جایگاه صبر و صابرین در قرآن کریم

ما همین‌طور می‌آید، ایام می‌گذرد و مواجهیم با مسائلی — حالا انواع و اقسام صبر را بعداً اشاره می‌شود ان‌شاءالله — بالاخره با مسائلی و مواردی مواجهیم که این موارد و مسائل کم‌وبیش هست؛ از صبح تا شب خیلی‌هایش هست و با آن‌ها مواجهیم. آنجایی که صبر را از دست می‌دهید، ایمان را در انسان تهی می‌کنید؛ خالی می‌شود و می‌بینیم حال نداریم. حال روحی‌مان خوب نیست، تعریفی ندارد، اورژانسی است؛ باید با دستگاه نگهش دارند، یعنی خطرناک است. این تعبیر، تعبیر ساده‌ای نیست.

لذاست که مهم‌تر از روایات، در قرآن کریم وقتی می‌بینیم، صبر خیلی جایگاهش ممتاز هست. حالا اگر تا حالا توجه نداشتیم، از حالا خدا توفیق مرحمت کند تلاوت قرآن بکنیم. وقتی قرآن را تلاوت می‌کنیم، توجه کنیم روی این صبر؛ مثلاً یکی از چیزهایی که قابل توجه هست، این است که خدا چه امتیاز خاصی به این مسئله داده است؛ به صبر، به صابرین. یک امتیازهای عجیب که در هیچ‌کدام از مسائل و کمالات بزرگ اخلاقی، ما این امتیازات را نمی‌بینیم که خدای متعال این امتیازات و آثار را به صبر داده باشد؛ در جاهای مختلف، یعنی یکی و دو تا و سه تا هم نیست. هم در این دنیا و هم در آن دنیا، مقامات بزرگ الهی به خاطر صبر است: «وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ». بعضی‌هایشان را امام قرار دادیم، پیشوا قرار دادیم.

امامت و پیشوایی انسان‌ها در مسیر هدایت الهی و در مسیر ایمان، دو تا رکن و مقوم دارد: یکی صبر، یکی یقین به آیات الهی. می‌فرماید ما بعضی از این‌ها را — که حالا در آیه مورد بحث، اشاره به بنی‌اسرائیل هست ولی کلیتش در جاهای دیگر و حتی به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) هم تطبیق داده شده و در جاهای دیگر هم صادق است — امام قرار دادیم. امامت، پیشوایی؛ آن کسی که جلو می‌افتد و بقیه مأمومند و موظفند به او اقتدا کنند. این به خاطر «لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ» است؛ این دو تا را داشتند: یکی صبر، صبر داشتند، صبور بودند، این‌ها امتحان صبر را خوب سپری کردند؛ به آیات الهی هم یقین داشتند. نه اینکه فقط بدانند و یک باور ضعیفی داشته باشند، نه؛ باورشان در حد یقین بود که از حد علم و این چیزها بالاتر، قوی‌تر و محکم‌تر است، به آن رسیده بودند؛ صبر. اینجا منصب بزرگ الهی و روحانی امامت، بر پایه صبر استوار شده است؛ حرف دیگری اینجا زده نمی‌شود.

پاداش اخروی اهل صبر و ملائکه الهی

یا نسبت به بهشتی‌ها چقدر از آیات داریم: «وَ الْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ * سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ». ملائکه از هر دری وارد می‌شوند بر این‌ها، به قصد تعظیم، تکریم و خیرمقدم‌گویی به این‌ها و این را می‌گویند، سلام می‌کنند؛ سلام می‌کنیم بر شما، اینجا در سلامت و امنیت هستید. به خاطر چه؟ «بِمَا صَبَرْتُمْ»؛ خیلی صبر کردید، صبور بودید. در دنیا در هر چیزی صبر نیاز بود، شما صبر کردید: «سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ»؛ چه عاقبتی! به به! چه عاقبتی! با صبر.

یا در سوره انسان، وقتی خدای متعال داستانِ «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» را نقل می‌کند، می‌فرماید: «جَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً». این بهشتی که ما به این‌ها خواهیم داد، به خاطر صبرشان بود: «بِمَا صَبَرُوا».

خیلی چیزهای دیگر هست که این‌طور بهشتی‌ها دارند؛ بهشتی‌ها نمازخوانند، بهشتی‌ها روزه‌گیرند، بهشتی‌ها واجبات انجام می‌دهند، بهشتی‌ها محرمات ترک می‌کنند، اما می‌گوید: «بِمَا صَبَرْتُمْ»، «بِمَا صَبَرُوا»؛ «أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا»، «أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا». این‌ها دو برابر باهاشان حساب می‌شود به خاطر صبرشان؛ این صبره باعث می‌شود پاداش دو برابر بشود. یکی خود عملی که انجام دادند و یکی صبری که ضمیمه عمل و زندگی‌شان کردند. چون هر اطاعتی، هر واجبی، هر مستحبی و هر کار خیری، صبر می‌خواهد. هر ترک معصیتی، هر ترک کار ناپسندی، این‌ها صبر می‌خواهد و خدا دو برابر حساب می‌کند؛ می‌گوید خب کردی، اما فقط به کردنت نگاه نمی‌کنم، به صبری هم که کنار این «کرده» و «نکرده» گذاشتی هم نگاه می‌کنم؛ آن صبره هم چیز مهمی است.

تو واجب را انجام دادی و موفق شدی، گناه را نکردی و موفق شدی، این کار خیر را کردی و موفق شدی، اما من فقط نگاه نمی‌کنم ببینم خب کار را کردی و آن گناه را هم نکردی؛ به صبری هم که کردی که آن کار را بکنی و حفظش کنی، به صبری هم که کردی که آن گناه را نکنی و حفظش کنی، به آن هم نگاه می‌کنم: «بِمَا صَبَرُوا».

جمع‌بندی و دعا

لذا در همه قرآن کریم، جایگاه صابرین جایگاه خاص و ممتازی هست. بیشتر ان‌شاءالله عنایت کنیم و توجه کنیم؛ وقتی قرآن کریم را تلاوت می‌کنیم، از جمله مسائلی که خیلی قابل تأمل است، مفید است و مؤثر است، تأمل و تفکر بر روی همین مسئله صبر در آیات و مواضعی از آیات است که وارد شده و ذکر گردیده است. همین مسئله صبر است که انسان را تقویت می‌کند؛ انسان را در به دست آوردنش و در حفظش تقویت می‌کند. ما از بزرگ‌ترین چیزهایی که نیاز داریم، همین مسئله صبر است؛ در همه جای زندگی‌مان با همه آثاری که دارد.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند و بتوانیم صبر را به برکت همین ماه مبارک — که از آثار روزه هم همین صبر است — بتوانیم خوب ان‌شاءالله مهیا بکنیم؛ هم برای زندگی دنیامان هم آخرت‌مان، هم مادی‌مان و هم معنوی‌مان ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبه همه انبیا و اوصیا، مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین (علیهم‌الصلوة‌والسلام)، ارواح طیبه علمای ربانی، شهدا و ارواح همه کسانی که به گردن ما حق دارند، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام خمینی، سه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

گزیده

۱. ایمان؛ سرمایه‌ای بدون مرز و انتها

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های انسان، سرمایه ایمان است. این ایمان درجات و مراتب مختلفی دارد؛ از حد پایین شروع می‌شود و مراتب گوناگون دارد تا جایی که انتهایی برای آن قابل تصور نیست. این ایمان نیاز به مراقبت و حفظ دارد تا انسان بتواند آن را نگه دارد، بلکه تقویتش بکند. چون اگر انسان ایمان را تقویت نکند، در یک حالت ثابت نمی‌ماند. شرایط، حوادث، امتحانات و مشکلاتی که در زندگی پیش می‌آید، طوری هست که انسان را به عقب برمی‌گرداند. لذا کار از این جهت خیلی مشکل می‌شود. اگر ما به ایمان کمک نکنیم، تقویتش نکنیم و بیشترش نکنیم، این آسیب بزرگ در انتظار ما هست.

۲. راز استواری دین با دوری از گناه

یکی از مسائلی که مربوط به ایمان و دین بود، همین بود که انسان باید از این دین و ایمان مراقبت کند و به وسیله ورع و گناه نکردن، کاری کند که این ایمان استوار بماند، تثبیت بشود و بیشتر بشود؛ این چیزی بود که به ما دستور دادند و فهماندند. یک مسئله مهم دیگری که مطرح است و خیلی اهمیت دارد و به طور کلی برای زندگی انسان خیلی مورد نیاز است — چه انسان متدین و دین‌دار باشد و چه نباشد — مسئله صبر است. حتی کسانی که دین‌دار هم نیستند، برای زندگی دنیایی و مادی‌شان به آن نیاز دارند.

۳. صبر؛ نیاز همگانی برای دنیا و آخرت

کسانی که دین‌دار هستند، هم برای زندگی دنیایی و مادی‌شان و هم برای مسائل معنوی و آخرتشان به صبر نیاز دارند. همه احتیاج دارند؛ مسئله، مسئله صبر است. صبر یک جایگاه خاص و اهمیت ویژه‌ای دارد. عرض شد که فقط مربوط به انسان‌های متدین نیست که بگوییم تنها برای آن‌ها مفید است تا آخرتشان آباد بشود. این چیزی است که همه به آن خیلی احتیاج دارند؛ حتی کسانی که در زندگی مادی دنیا غوطه‌ورند و عنایتشان و آن چیزی که مد نظرشان هست، تأمین بیشترِ این زندگی دنیایی است، آن‌ها هم احتیاج دارند.

۴. رسیدن به بهترین نتایج با نیروی صبر

شرایط زندگی انسان، چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی طوری است که با صبر، کارها به احسن وجه انجام می‌شود؛ با صبر، انسان به نتیجه می‌رسد. معمول کارها و عمده کارها این‌طور است که انسان نمی‌تواند زود به یک نتیجه قابل قبولی برسد؛ به یک نتیجه محکم، خوب و قابل قبول نمی‌تواند سریع برسد. حتی در مسائل مادی‌اش هم همین‌طور است. به طور معمول و عادی، افراد نمی‌توانند یک‌شبه ثروتمند بشوند یا یک‌شبه وضع مالی و مادی‌شان خیلی رشد بکند؛ در حالت معمولش این‌طور نمی‌شود.

۵. اسباب موفقیت و پله‌های تدریجی زندگی

افراد برای اینکه بتوانند ثروتشان، مالشان، مقامشان و هر چیز دیگری از این دست را داشته باشند، نیاز به صبر دارند. چون مسائل و چیزهایی که انسان دارد، به آن‌ها نیاز دارد و دنبالشان هست، به تدریج و پله‌پله فراهم می‌شود؛ با فراهم شدن هر پله‌ای به عنوان مقدمه، پله دیگر امکان‌پذیر می‌شود. با فراهم شدن اسباب و فراهم شدن شرایط، نتایج حاصل می‌شود. به طور معمول این‌طور است که شرایط باید برای یک چیزی مهیا بشود تا آدم به اون نتیجه برسد. همه با صبر کارشان پیش می‌رود و به نتیجه می‌رسند.

۶. گره‌گشایی از مشکلات و مصیبت‌ها با صبر

انسان‌ها هم برای رسیدن به آن چیزهایی که دنبالش هستند و هم برای مشکلاتی که با آن‌ها مواجه می‌شوند، گرفتاری‌هایی که پیش می‌آید و مصیبت‌هایی که به آن مبتلا می‌شوند، در همه این‌ها صبر به درد آدم می‌خورد. در همه این‌ها صبر به کار می‌آید. یعنی این‌ها همه با هم و کنار هم هستند. مقوم اصلیِ پیشبردِ همه این چیزها و به نتیجه رسیدن همه این‌ها، صبر است. این صبر را هر کسی در هر موقعیتی که باشد، نیاز دارد. هیچ انسانی نیست که شرایط زندگی‌اش طوری باشد که اصلاً نیازی به این مسئله صبر نداشته باشد.

۷. پاداش‌های آخرت بر پایه صبر استوار است

به طور عادی، مشکلاتی برای انسان، بخواهد یا نخواهد، پیش می‌آید؛ گرفتاری‌هایی و سختی‌هایی برای انسان پیش می‌آید که آن‌ها هم نیاز به صبر دارد، ولو اینکه انسان در مسیر رسیدن به یک نتیجه و هدف خاصی هم نباشد. اما همچنان به این مسئله صبر نیاز هست. در مسائل دنیایی این هست، در مسائل آخرت هم همین‌طور است. آنچه که از ثواب، اجر، مزد و درجات آخرتی هم فراهم می‌شود، پایه اصلی‌اش صبری است که انسان باید داشته باشد. با این صبر است که هر کسی هرچه دارد، توانسته جمع بکند.

۸. صبر؛ نسخه شفابخش و حافظ ایمان

این یک قاعده کلی است؛ یعنی از آن نسخه‌های عظیم، شفابخش و بزرگی است که در هر بعدی از زندگی، برای هر انسانی و در هر شرایطی نیاز است. مسئله ایمان هم همین‌طور است. در مسئله ایمان هم آن چیزی که وقتی باشد، ایمان هست و وقتی نباشد، ایمان نیست، در یک کلام «صبر» است. اگر انسان در مرحله صبر ضعیف باشد، قاعدتاً در ایمان کم می‌آورد و دچار خسران و خسارت می‌شود. در مرحله ایمان هم این‌جوری است؛ یعنی مسائلی پیش می‌آید که وقتی انسان نتواند این‌ها را با صبر طی بکند، گرفتار می‌شود.

۹. رابطه حیات‌بخش سر و بدن؛ تشبیه صبر و ایمان

در روایات در مقام تشبیه، مجموع عبادات را اگر ما بیاییم تشبیه بکنیم به یک بدنی با همه اجزایش، صبر در حکم سرِ انسان است. سر در میان اعضای بدن، عضو اصلی و عضو حیاتی است. سر، تنها عضوی در بدن است که اگر نباشد، سایر اعضای بدن هیچ فایده‌ای ندارند. سایر اعضای بدن ولو سرِ جایشان هم باشند، هیچ فایده‌ای ندارند؛ اصلاً حیات قطع می‌شود. حالا عبادات مثل سایر اعضای بدن هستند و صبر مثل سرِ انسان می‌ماند. اگر این صبر نباشد، ممکن است کسی نمازش باشد، روزه‌اش باشد، اما چون صبر ندارد، هیچی ندارد.

۱۰. امامت و هدایت در پرتو صبر و یقین

مهم‌تر از روایات، در قرآن کریم وقتی می‌بینیم، صبر خیلی جایگاهش ممتاز هست. مقامات بزرگ الهی به خاطر صبر است: «وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ». امامت و پیشوایی انسان‌ها در مسیر هدایت الهی و در مسیر ایمان، دو تا رکن و مقوم دارد: یکی صبر، یکی یقین به آیات الهی. منصب بزرگ الهی و روحانی امامت، بر پایه صبر استوار شده است. در همه قرآن کریم، جایگاه صابرین جایگاه خاص و ممتازی هست. این مسئله صبر است که انسان را در به دست آوردنش و در حفظش تقویت می‌کند.

فهرست

1️⃣ ایمان؛ سرمایه بی‌انتها

◽️ مراتب و درجات بیکران ایمان

◽️ آسیب‌های عدم تقویت و رها کردن ایمان

2️⃣ ورع و تقوا؛ حافظان ایمان

◽️ نقش دوری از گناه در تثبیت دین

◽️ دستور اولیاء الهی برای استواری باورها

3️⃣ صبر؛ نیاز همگانی دنیا و آخرت

◽️ احتیاج مادی و معنوی دین‌دار و غیردین‌دار به صبر

◽️ نسخه شفابخش برای آبادانی آخرت

4️⃣ سنت تدریج و اسباب موفقیت

◽️ پله‌پله حرکت کردن برای کسب مال، مقام و ثروت

◽️ فراهم شدن شرایط و مقدمات برای رسیدن به نتایج

5️⃣ صبر؛ مقوم اصلی در سختی‌ها

◽️ گره‌گشایی از گرفتاری‌ها و مصیبت‌های ناخواسته زندگی

◽️ نیاز دائمی انسان به ایستادگی در تمام مسیرها

6️⃣ رابطه حیات‌بخش صبر و ایمان در روایات

◽️ تشبیه صبر به «سر» و عبادات به «اعضای بدن»

◽️ نابودی و فنای ایمان با از دست رفتن صبر

7️⃣ جایگاه ممتاز صابرین در قرآن کریم

◽️ امامت و پیشوایی الهی در پرتو صبر و یقین

◽️ پاداش دوبرابر و تحیت ملائکه به اهل صبر

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی