🎧جلسه نهم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1403/01/02
پست

🎧جلسه نهم ماه مبارک رمضان 

-------------------

 شیعه جعفری؛ از ادعای زبانی تا تقوای عملی

👑 قضاوت آیین‌ها بر اساس رفتار پیروان

🕌 وضعیت شیعیان در زمان امام صادق (علیه‌السلام)

🌱 نقش رفتار عملی در تبلیغ دین

👥 اصحاب حقیقی امام صادق (علیه‌السلام) و ویژگی‌های آنان

📜 توصیه‌های اخلاقی امام صادق (علیه‌السلام) به شیعیان

📣 دعوت بدون زبان و مبلّغ واقعی بودن

🌙 ضرورت خودسازی و اصلاح عیوب در ماه مبارک رمضان

🎧جلسه نهم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه نهم ماه مبارک رمضان 

-------------------

 شیعه جعفری؛ از ادعای زبانی تا تقوای عملی

👑 قضاوت آیین‌ها بر اساس رفتار پیروان

🕌 وضعیت شیعیان در زمان امام صادق (علیه‌السلام)

🌱 نقش رفتار عملی در تبلیغ دین

👥 اصحاب حقیقی امام صادق (علیه‌السلام) و ویژگی‌های آنان

📜 توصیه‌های اخلاقی امام صادق (علیه‌السلام) به شیعیان

📣 دعوت بدون زبان و مبلّغ واقعی بودن

🌙 ضرورت خودسازی و اصلاح عیوب در ماه مبارک رمضان

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد [اللهم صل علی محمد و آل محمد]. و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

قضاوت آیین‌ها بر اساس رفتار پیروان

یکی از ویژگی‌های انسان‌ها این هست که وقتی مواجه می‌شن مثلاً با دسته‌ای، عده‌ای، عده‌ای که، دسته‌ای که تابع یک شرایط خاصی‌ان، عقاید خاصی‌ان، مذهب خاصی دارند، یکی از راه‌هایی که می‌خوان تشخیص بدن که اون راه و مذهب و طریق و آیین و گروه و فرقه و اینا بالاخره چطور آدمایی هستن و درستِ کارشون، درست نیست، این رو طبیعتاً با کسانی که مدعی پیروی از اون آیین و طریق هستند می‌سنجند و اونا را معیار قرار می‌دادند. یعنی می‌خوان ببینن اینا چکاره‌ان، راه و روششون درسته، قابل قبول هست، می‌شه بهش عنایت کرد، می‌شه راجع بهش توجه کرد، تحقیق کرد یا نه.

سردستۀ این فرقه چطور آدمی هست؟ می‌شه این رو پذیرفت؟ نمی‌شه پذیرفت؟ این حالت در انسان‌ها هست که افراد رو، راه‌ها و طرق و فرقه‌ها و اینا رو با افراد می‌سنجند و عمل افراد رو ملاک قرار می‌دن که، افرادی که پیرو اون طریق و راه هستند.

وضعیت شیعیان در زمان امام صادق (علیه‌السلام)

در زمان حضرات معصومین (علیهم‌السلام) حالا به حسب همین روایاتی که جلو چشم ما هست، مثلاً در زمان امام صادق (علیه‌السلام) همین حالت بود. شیعه در یک اقلیتی قرار داشت، مثل مکه و مدینۀ الآن که اکثریت اهل سنتند، شیعه در یک اقلیتی قرار دارند. خب اون زمان هم همین حالت حاکم بود. وقت این شیعه که در اقلیت بودند، زیر ذره‌بین بودند. بالاخره کم و بیش بین مردم مشخص می‌شد به تدریج که چه کسانی با امام صادق (علیه‌السلام) در ارتباط هستند، رفت و آمد دارند، ایشون رو قبول دارند، به ایشون توجه دارند، به ایشون ارادت دارند، مرید ایشون هستند، پیرو ایشون هستند. این زیر ذره‌بین بقیه بود، می‌دانستند. کم و بیش اطلاع داشتند و افراد شناخته‌شده بودند تا یه حدی. چون شرایط زمان امام صادق (علیه‌السلام) یه بخشیش یک وسعت و فراغ بالی برای شیعیان و حضرات ایجاد کرده بود، این در نتیجه به این نقطه رسیده بود.

حالا یه وقت بالاخره اتفاقی می‌افتاد، مشکلی پیش می‌آمد، بین دو نفر اختلافی می‌شد، دعوایی می‌شد، مشکلی بالاخره پیش می‌آمد، دعواشون می‌شد، به هم یه وقت حرف تندی می‌زدند، بدی می‌زدند. اونا که به شیعه معروف بودند، آدمای بالاخره همه‌شون آدمای نابی که نبودند از لحاظ عمل. اونا هم هم بالاخره مثل ماها، مثل مردم، اونا هم عصبانی می‌شدند، اونا هم تند می‌شدند، اونا هم گاهی رفتار تندی می‌کردند، حرف تندی می‌زدند. اون چیزی که تو اصول اخلاقی مکتب تشیع بود بالاخره در عمل، ضعیف بودند، مراعات نمی‌کردند، مثل بقیۀ مردم. ولی اینا چون زیر ذره‌بین بودند، انتظار دیگه‌ای ازشون بود.

اون‌ها هم این‌ها رو می‌شناختند، یه وقت جسارت می‌کردند، اهانتی می‌کردند و سریع فردو نسبت می‌دادند به امام صادق (علیه‌السلام) که بله این که الآن اینطوره، اخلاقش اینه و دهن‌لقی کرد، رفتار بدی کرد، چون با فلانی ارتباط داره، با امام صادق (علیه‌السلام). اینو ربطش می‌دادند سریع به ایشون. چون افراد رو آیینۀ تمام‌نمای اون رأس مذهب می‌دانستند که لابد این هر کار می‌کنه، اون چیزیه که او می‌پسنده، چیزیه که از او یاد گرفته، از او الگو گرفته. دیگه اگه می‌خواستند اون سردسته رو بشناسند، رفتار این مریدها رو معیار و ملاک قرار می‌دادند.

نقش رفتار عملی در تبلیغ دین

همین چیزی که الآن هم هست، همیشه هم خواهد بود. مثلاً غیر مسلمان بخواد اسلامو بشناسه، کمتر کسی هست که بیاد بره به کتب اسلام مراجعه بکنه، به کتاب و به مطالعه و تحقیق خیلی کسی مراجعه نمی‌کنه. نوعاً افراد اینطوری‌ان یعنی ما بگیم خب ما کتاب می‌نویسیم در اختیارشون می‌ذاریم کتاب بخونن، کتاب بسیار حوزۀ نفوذش و تأثیرش کمه، چون عده کمه اصلاً با کتاب می‌رن یه چیزا رو آشنا بشن، اکثریت اینطورن که میان نگاه می‌کنن می‌بینن مثلاً اینی که ادعای مسلمونی داره چطوریه. بعدِ رفتارش، رفتارش رو شاهد بر حقانیت یا بطلان ادعاش و آیین و مذهبش می‌دونند، رفتارش رو. کتاب نمی‌رن بخونن. نمی‌گن خب ببینیم آیین‌نامۀ اینا چیه، مثلاً کتاب‌هاشون توش چی نوشته، کمتر فردی سراغ این می‌ره. با افراد قضاوت می‌کنند و تمام شد رفت. الآن غیر مسلمان‌ها بخوان مسلمان‌ها رو بشناسند یه راهش اینه دیگه.

تو مسلمونی، غیر شیعه بخواد شیعه رو بشناسه، شیعه بخواد غیر شیعه رو بشناسه، فرق نمی‌کنه. تو هر دسته و فرقه و گروهی این حالت حاکم هست. یکی از ملاک‌ها اینه که دقیق می‌شن تو رفتار اون کسانی که مدعی پیروی اون فرقه‌ است. الآن شماها، ماها، یک دفعه‌ای به ما نشون بدن یه عده‌ای رو بگن اینا پیروان فلان فرقه‌اند، آدم خب دقیق می‌شه تو رفتارهای اینا، چطور رفتار می‌کنند با خودشون، بین خودشون، با بقیه، تو حالات مختلف. یه طوری انسان زیر ذره‌بین می‌گیره اینا رو، حساس و دقیق که این چطوریه. هم بین خودشون با همدگه چطور رفتار می‌کنند، هم بین، با اونا با بقیه چه نوع ارتباطی حاکم هست و کلاً دیگه حالا هر بسته به نوع ارتباط و حجم ارتباط و میزان ارتباط شرایطی پیش میاد. هر کار خوبی انجام بده مقداری، کمی رو خب نسبت می‌دن ممکنه، اما اگه کار اشتباهی انجام بده حتماً مصادره می‌شه به اون آیین و طریق و مذهبش. معمولاً اینطوریه. اصلاً اونایی که در اقلیت هستند، اکثریت اینطور دید و باوری نسبت بهشون پیدا می‌کنند.

خب این مشکل زمان امام صادق (علیه‌السلام) هم بود. راوی می‌گه اومدم به ایشون عرض کردم که ما خلاصه‌اش گرفتاریم و یه وقت مشکلی پیش میاد با یه کسی، اسم شما میاد این وسط و ما رو با اسم شما توهین می‌کنند. بعد حضرت فرمودند چطور؟ چی می‌گن؟ طرف گفت می‌گن که خب ها بله دیگه، این که الآن اینطور کرد، اینطور اخلاق و رفتار داشت، جعفریٌّ خبیثٌ. بله دیگه غیر از این ازش انتظار نمی‌ره چون جعفریه، با جعفر بن محمد ارتباط داره، خبیثه. اینا غیر از این ازشون انتظار نمی‌ره دیگه و شما خلاصه‌اش این وسط اسمتون میاد به عنوان یک کلمۀ اهانت‌آمیزی رو ما قرار می‌گیره و مثلاً با یک فحشه خلاصه‌اش که این بله دیگه، این اینطوریه اخلاقش، دهنش اینطور بددهنی می‌کنه چیکار می‌کنه، خب جعفریه دیگه، با جعفر بن محمد سر و کار داره، میره و میاد. اینطوری می‌شه.

اصحاب حقیقی امام صادق (علیه‌السلام) و ویژگی‌های آنان

بابت این، حضرت فرمود: «مَا أَقَلَّ - وَ اللَّهِ - مَنْ یَتَّبِعُ جَعْفَراً مِنْكُمْ» قسم به خدا، شماها و در بین شماها کسی که مطیع من باشه واقعاً کمه و شماها رو به اون حد قبول ندارم. شما شیعه‌اید، ادعای شیعه دارید اما تابع نیستید. اونطور که خودتون بخواید هستید. بعد فرمودند: «إِنَّمَا أَصْحَابِی مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ» اون‌هایی رو من به عنوان همراه و مصاحب قبول دارم، به عنوان یک شیعه قبول دارم که چی؟ که ورعش شدید و محکم باشه. یعنی گناه نکردن درش خیلی راسخ شده باشه. ورع، در ورع «اشْتَدَّ وَرَعُهُ»، ورعش شدید باشه یعنی ریشه‌دار شده باشه. خلاصه خط قرمز اصلیه براش، خیلی مهمه. رو این حساسه، رو این مراقبه.

«مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ» و اونایتون رو قبول دارم که اهل عملند، عملشون، عمل صالحشون، کارای خوبشون هم برای خدا انجام می‌دن. برای اینکه به این و اون نشون بدن و اظهار منیّتی بکنند و اظهار شخصیتی بکنند و این حرف‌ها نیست، کار رو برای خدا انجام می‌دن. «وَ رَجَا ثَوَابَهُ» امیدشون، چشم‌داشتشون هم فقط ثواب الهی، همین. دیگه اینکه حالا مردم فهمیدند، نفهمیدند، کسی فهمید من این کارو کردم، نفهمید، دنبال نیستند رزومه پر کنند که من این خدمات را انجام دادم. اینجوری نیستند اینا. حیفِ، حیفِ که من اعمالم رو بدم به چهار تا مثل خودم یا بدتر از خودم و این آدما فوقش نهایتش می‌گن به به، خیلی خوبه، چقدر خوب، چقدر ایشون خوبه مثلاً. چی به آدم می‌دن؟ اما کار وقتی بره برای خدای متعال، کار پیش خدا امانت قرار بگیره، خب تلافیش و جبرانش و عوضش خدا می‌خواد حساب بکنه «أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً» حساب می‌کنه به بهترین وجه، در بهترین جا به آدم برمی‌گردونه. «وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ فَهَؤُلَاءِ أَصْحَابِی» اینا جعفری هستند.

بقیه‌تون اهل جلسه‌اید، اهل مجلسید، میاید و می‌رید، هم بار خودتون سنگینه از جهت کارای اشتباه و گناهانی که می‌کنید، هم سنگین‌تر می‌شه از جهت این انتصابی که به ما دارید. شما متوجه نیستید که این اخلاقتون، رفتارتون چه آسیبی به این راه می‌زنه، این چیزی که ادعاش رو دارید در جلوی چشم بقیه‌ای که تو این راه نیستند. شما مسلمانی در مقابل غیر مسلمان، شما شیعه‌ای در مقابل غیر شیعه، شما متدینی در مقابل غیر متدین، شما نمازخونی در مقابل نمازنخون، روزه‌گیری، باحجابی، هرچی هستی. ببین چیکار داری می‌کنی، ببین اخلاقت با یه من عسل می‌شه مخلوط کرد؟ [خنده حضار] خورد، خوردنی هست؟ دل‌چسب هست؟ نرم هست؟ گرم هست؟ متواضع هست؟ اهل محبت هست؟ اهل توجه هست؟ اهل التفات هست؟ اینا هست توش؟ سفت و خشن و تند و بداخلاق و بددهن و اینا، وقت ادعا داری. وقت چه ضربه‌ای می‌زنی. به خدا پناه ما برسیم که ماها با اشتباهاتمون، با رفتارهای غلطمون، با اخلاق‌های بدمون، با حرف‌هایی که گاهی بد زدیم، بی‌جا زدیم، بدجا زدیم، غلط زدیم، بدشکل گفتیم، چه کسانی رو دور کردیم از یه راه صحیحی. چه کسانی رو پروندیم، چه کسانی رو دور کردیم، اینا بارش رو دوشمونه. باورمون نمی‌شه چون توجه نداریم که گاهی یه چیزا برای هر کسی پیش میاد، تو یه خانواده پیش میاد، اما اون‌وقت می‌گن حالا ایشونی که حالا ادعای مذهبی بودن داره چطوره.

نگاه، نمیان حقانیت این مذهب و راه و طریق رو به کتاب‌ها ببینن مطالعه کنن، میگن نه ما کاری نداریم به اخلاق و رفتار، کتاب‌ها عقایدی‌شون رو بدید بخونیم ببینیم، نه. کتاب اعتقادات خیلی کسی از اول تا حالا نمیاره تو راه، بعداً هم نخواهد آورد. کتاب، دین حفظ نمی‌کنه. کتاب دین حفظ نمی‌کنه، اون عمله، اونایی که اهل عمل صالح بودند هست که دین مردم رو حفظ کرده. در یک مناطقی انسان گاهی می‌ره، سابقاً، الآن، اینه مثلاً مردمش مقیدند به یه قیودی، متعبدند به یه چیزایی، به یه اخلاقی، به یه اعتقادات خوبی، به یک اخلاق خوبی، به یک سنت‌های خوبی مقیدند. اینا رو ریشه‌یابی که می‌کنی خب می‌رسه به یک آدمایی که این‌ها انسان‌های موجه مطرح بودند اونجا و متعبد و بااخلاق و مردمی و متواضع و اهل عمل بودند. اینا با همین عملشون، با اخلاقشون یه سنتی رو تو اون مردم فراگیر کردند، یک اخلاق حسنه‌ای رو تو اون مردم پایه‌گذاری کردند. دین رو فقط اهل عمل حفظ کردند در بعدِ عملیِ دین. یکی از چیزایی که دین رو حفظ کرد، عمل اهل عمل و متدینینِ عمل، اهل عمل صالح، اینا حفظ کردند و خون امام حسین، اینا. هرچی پیشرفته از اینا، کتاب حفظ نکرده، کتاب اون تأثیر اساسی رو نداره، تأثیر داره‌ها، در قشر خاصِ خودش و مخاطبین خاص خودش. اون چیزی که فراگیر و عمومیه و رو اون اسلام عنایت داره و انبیاء اونطوری بودند، تو بین مردم بودند، با اخلاق بودند، این بود. وگرنه انبیاء هی کتاب ننوشتند، هی کتاب بنویس، کتاب بنویس، کتاب بنویس، این همه هزینه هم نکردند. تو بین مردم بودند: «مَالِ هَٰذَا الرَّسُولِ یَأْكُلُ الطَّعَامَ وَیَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ» مثل مردم زندگی می‌کردند، تو مردم بودند، مایحتاجشون تهیه می‌کردند. اینطوری خب می‌دیدند این پیغمبره، ادعایی داره، نگاه رفتارها می‌کردند. هیچ ایرادی نمی‌توانستند از انبیاء بگیرند. لذا مردم و بدنۀ مردم جذب می‌شدند. اونا که منافعی داشتند نمی‌آمدند، ولی اونا که معمول بودند، بدنۀ مردم, قاطبۀ مردم. حالا به فراخور شرایط، کم یا زیاد. اینه دین و حفظ می‌کنه، اینه اساسیه.

توصیه‌های اخلاقی امام صادق (علیه‌السلام) به شیعیان

امام صادق راوی می‌گه فرمود: «عَلَیْكَ بِتَقْوَی اللَّهِ» شما که شیعه‌اید، ادعای طرفداری ما رو دارید، ادعای پیروی ما دارید، تقوا رو مراعات کنید «وَ الْوَرَعِ» گناه نکنید. می‌بینید همیشه اهل بیت مخاطبشون دو حالت داشتند، در خیلی موارد اینطور بوده که مخاطب گاهی اهل سنتند، نوع بیانات اهل بیت برگشت به این داشت که اثبات امامت خودشون یا بیشتر کردن و توجه دادن مردم به محبت این‌ها، به توجه این‌ها، به این‌ها بود، چون خب اونایی که شیعه نبودند این پایۀ مهم اعتقادی از بین رفته بود دیگه، حالا روی پایۀ خراب هرچی می‌خوای نماز بخون، به درد نمی‌خوره. هرچی می‌خوای بهش بگو روزه بگیره، تقوا داشته باشه، این تقواش و این چی، اینا هیچیش به دردش نمی‌خوره، این اساس خرابه. لذا وقتی خیلی جاها اونجا که مخاطب اونا بودند، ارجاع می‌دادند، سوق می‌دادند به سمت و سوی خودشون، قرآن، آیات قرآن مطرح می‌شد، می‌گفتند این مائیم. صفات خوب در قرآن بود، این مائیم، این مائیم. این خوبا، این صادقین، این متقین، این کیا، اینا مائیم.

اما خیلی جاها وقتی می‌رسیدند به شیعیان، دیگه اونجا در صدد این نبودند که حالا فقط از فضائل و مناقب خودشون بگن، اونجا دیگه می‌گفتند حالا شما که شیعه‌اید دیگه این پایۀ اعتقادی‌تون درست شد، دیگه برید دنبال عمل، برید دنبال تزکیۀ نفس، برید دنبال عبادت، برید دنبال بندگی. لذا به شیعه حضرت سلام می‌رسوند، گفت رفتی به شیعیان ما سلام برسون، بگو تقوا رو خوب مراعات کنید. حالا دیگه باید برید طرف خدا. دیگه باید برید طرف خدا، طرف ارتباطتو با خدا درست بکنی.

«عَلَیْكَ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ» گناه نکنید دیگه، شما دیگه نباید دیگه گناه کنید. «وَ الِاجْتِهَادِ» عبادت، تلاش کنید، برای عبادات وقت بذارید، اهمیت بدید. عباداتی که هست، بی‌مبالات نباشید، ببینید چقدر این اجتهاد رو تکرار می‌کنند. «وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ» دیگه شما دیگه دروغ نگید، راست بگید «وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ» امانت‌دار باشید. رو مال مردم حساس باشید، حساس، مال مردم شما مستأجری خونۀ مردمی، توجه کن اجازه‌ات چه تصرفاتی رو داری. طرف هر کاری تو خونه می‌کنه بعد شرعی نیست بعضیش، فکر می‌کنه چون مستأجرم اینجا نشستم هر کاری اجازه دارم با این خونه بکنم، مال تو نیست. امانت‌دار باشید نسبت به اموال مردم، حقوق مردم، حساس باشید. «حُسْنِ الْخُلُقِ» خوش‌اخلاق باشید، «حُسْنِ الْجِوَارِ» همسایۀ خوبی باشید، به همسایه‌هاتون خیر برسونید، شری یه وقت می‌رسونند به شما، به دعوا و جنگ نکشونید، یه طوری مسالمت‌آمیز حلش بکنید، حل نشد تحمل کنید، صبر بر اذیت همسایه از مصادیق ایمانه.

دعوت بدون زبان و مبلّغ واقعی بودن

بعد فرمود: «كُونُوا» این مبلغ، تبلیغ دین نه من بگم، این امام صادق می‌فرماید: «كُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِكُمْ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» منبر اینقدر نرید. مردم رو بیارید به این راهتون، به این راهی که انتخاب کردید، به این طریق، به این مذهب. اما نه با زبون، هی پرحرفی بکنی. منبر درصد کمی اثر داره، بیشتر اثر مال بعدِ منبره، مال بعدِ رفتارهاست، مال بعدِ حرفاست. شما شب تا صبح، صبح تا شب فقط حرف بزن برای بقیه، بعدش نگاه رفتار آدم می‌کنند، کارای آدم می‌کنند. حالا این که اینقدر ادعا داره خودش چند مردِ حلاجه، خودش چکاره است. بیشترین تأثیر و عمل انسان داره رو دین مردم، مردم حساسند. طرف هرچی هم بیاد پشت تریبون حرف بزنه، گریه کنه، مردم رو گریه بندازه، بکشونه به سمت دین، حرف بزنه با حرف، اما یه لحظه حواس آدم جمع نباشه پاش بلغزه همۀ اینا به باد می‌ره که هیچ، آسیب بزرگ می‌خوره اعتماد مردم، دین مردم، باورهای مردم. مبلغ خیلی باید رو عملش کار کنه. اینو ما نمی‌گیم که بگید تبلیغ رو سختش می‌کنه، این استادِ تبلیغِ ما دارند می‌گن: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ وَ كُونُوا زَیْناً» مایۀ زینت ما باشید، به به مسلمونی اگه اینه، «وَ لَا تَكُونُوا شَیْناً» مایۀ نکبت و ننگ و عار برای ما نباشید، که آدما بگن اگه شیعه و مسلمونی به اینه صد رحمت به کافری. این چه خلقیِ ما داریم، این چه رفتارهایی. نباید تو مجموعۀ فامیلمون کسی باشه که در محبت، در صله رحم، در توجه به دیگران از ما جلوتر باشه. اون‌وقت خدا نکنه یه وقت نمازخونم نباشه؟ اهان، ببین، و هر کی می‌بینه قضاوت می‌کنه، می‌گه این اصلاً نماز نمی‌خونه اخلاق داره، این نمازخون می‌خونه با یه من عسل هم نمی‌شه خوردش، اخلاق نه، اینا رو نگاه می‌کنند، نگاه به چیز دیگه نمی‌کنند. «وَ لَا تَكُونُوا شَیْناً» مایۀ ننگ و عار برای ما نباشید.

یا دوباره در روایت دیگه شبیه همین هست، از خود امام صادق (علیه‌السلام): «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» شما اگه می‌خواید مردم بیان تو راه، عملتون رو درست کنید، رفتارهاتونو، تصمیماتتون رو، اخلاقتون رو، و اینا رو می‌خوان، اینا ملاکه. «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِیَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ» تا هرچی سر تا پای شما و زندگی شما و کارای شما را می‌بینند یک گناه توش نبینند، یک نقطۀ سیاه توش نبینند، «وَ الِاجْتِهَادَ» ببینند شما اهل تلاشید، کوششید، اهمیت می‌دید به این کارای خیر، «وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ» ببینند در شما اینا رو.

بعد دوباره اینجا حضرت، رکن تبلیغ، رکن تبلیغ: «فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِیَةٌ» اون چیزی که مردم رو میاره به دین، سخنرانی من و شما نیست. بابا خودت لذت می‌بری از سخنرانیت، اما مردم با این نمیان تو راه. اون چیزی که مردم و میاره تو راه عمل شماست، رفتارهای شماست، اونو نگاه می‌کنند. اینو درستش بکن، اگه ضعیف باشی هر جایی هم بری هرچی هم تبلیغ بری، بعدِ منبر، بعدِ حرف یه چیزی می‌گی، یه کاری می‌کنی، همه‌اش به باد می‌ره. خودمون هم خب خیلی التفات نداریم، متوجه هم نمی‌شیم. خودمون خوبی‌هاش رو از نظر خودمون زیاد آمار می‌دیم، گزارش می‌دیم. اما اون خراب‌کاری‌ها را یا اطلاع نداریم یا اگه داریم که هست، نمی‌دونیم یا از، نمی‌گیم. اینا مهمه، ایناست دین مردم رو حفظ می‌کنه. تواضع ببینند، خشوع ببینند، احسان ببینند، توجه ببینند، نرمه، گرمه، می‌شه راحت باهاش حرف زد، می‌شه راحت عیبشو بهش گفت. ایناست. این سرمایۀ اصلی ما این هست، باید این جهت رو اصلاحش کنیم و درستش بکنیم وگرنه امتحان پیش میاد، یک عمر حرف‌های ما به باد می‌ره. یک صحنۀ امتحان پیش میاد، زیر و رو می‌شیم، بخوایم نخوایم قسم خورده خدای متعال تو قرآن کریم زیر و روتون می‌کنم تا مرد از نامرد، سره از ناسره معلوم بشه، بالا و پایین می‌شیم. هیچ تعارفی هم نداره، خدای متعال هیچ تعارفی با هیچ‌کی نداره. نمی‌گه اِ اینجا آخه خوب نیست اگه این رسوا بشه، خب مردم چی می‌شن؟ نه، تک تک ما رو با اون کار داره، امتحان می‌کنه زیر و رومون می‌کنه، هیچ تعارفی هم نداره. یک عمر زحمت می‌کشیم سرمایه جمع می‌کنیم، یک جا کوتاهی می‌کنیم، یک جا حواسمون جمع نمی‌کنیم، یک جا از دستمون در می‌ره، همه‌اش به باد می‌ره. اِ اینم اینطور؟ اینطوری؟ فلانی هم اون‌جور؟ اون‌وقت وقتی این برسه به مردم، فلانی هم اون‌جور، اون‌وقت دیگه همه اعتقاداتی که بر اساس اون و با اون داشتند پیش می‌بردند آسیب می‌بینه، همه‌اش آسیب می‌بینه.

ضرورت خودسازی و اصلاح عیوب در ماه مبارک رمضان

حواسمون باید جمع بکنیم، رو خودمون باید کار کنیم، زود خودمون رو اصلاح بکنیم، عیبامون رو ببینیم. ماه رمضان فرصت این مسئله‌ است. چهار روز دیگۀ ماه رمضان تموم می‌شه، سر و کله خوردن و خوابیدن و اینا پیدا می‌شه، می‌افتیم تو همون راهی که بودیم. این فرصتش این ماهه، اینجا آدم شروع کنه میخِ این چیزا رو محکم بکوبه و با خودش تعارف نکنه آدم. بشینه بینه و بین الله ببینه چه اشکالایی داره، چه عیبایی داره، خیلی داره، پیداش کنه، اینا رو بگرده پیدا کنه، اگه پیدا نمی‌کنه گاهی از رفیقاش بپرسه، گاهی از دوروبریاش بپرسه، تو زبون آدم‌ها عیبای آدم گاهی خودشو نشون میده، چون تو چشمشون واضحه. من خودم گاهی متوجه عیبم نیستم، اما آدما می‌بینن، من عیبم الآن چیه. به من بگن. پذیرای عیوب باشیم.

قضاوت همسرمون چیه نسبت به ما؟ سرجمع چیه؟ راضیه؟ خوبه؟ خوب شوهریه؟ خوب همسریه؟ چی می‌گه؟ بقیۀ کسانی که با ما ارتباط دارند چی می‌بینند، چی می‌گن؟ این باید درست بشه، باید بشینیم اونچه که خودمون می‌فهمیم بدون مسامحه و تعارف بفهمیم و اصلاحش کنیم. اون چیزی که نمی‌فهمیم، ابهام داریم، گاهی به زبون بعضی خدا جاری می‌کنه، بپذیریم. اون‌وقت مقدمه می‌شه برای اصلاح انسان.

ان‌شاءالله خدای متعال به ما یه توفیق و مرحمت کنه که بیش از سخن و بیش از حرف زدن و قبل از حرف زدن اونچه رو که می‌گیم عمل کنیم، اونچه رو که می‌گیم خودمون داشته باشیم و بهمون این توفیق رو بده که اگر به این دین و به مسلمان‌ها و به انسان‌ها خدمت کنیم و اگر لااقل خیری از ما به اون‌ها نمی‌رسه لااقل شر نرسونیم. ان‌شاءالله خدا همۀ اینا رو به ما توفیق بده.

نثار ارواح طیبۀ خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم‌الصلوة و السلام) و همۀ کسانی که با عمل این دین رو زنده نگه داشتند و زنده نگه خواهند داشت، مخصوصاً ارواح طیبۀ علمای ربانی، شهدا، روح مطهر حضرت امام و ارواح کسانی که به گردن ما حق دارند، سه صلوات بفرستید. [اللهم صل علی محمد و آل محمد].

گزیده

۱. قضاوت مذهب بر اساس رفتار پیروان

یکی از ویژگی‌های انسان‌ها این است که وقتی با دسته‌ای مواجه می‌شوند که تابع عقاید یا مذهب خاصی هستند، برای تشخیص درستیِ کار آن فرقه، آنها را طبیعتاً با کسانی که مدعی پیروی از آن آیین هستند می‌سنجند و آنها را معیار قرار می‌دهند. می‌خواهند ببینند راه و روششان درسته و می‌شود به آن عنایت کرد یا نه؟ سردستۀ این فرقه چطور آدمی است؟ این حالت در انسان‌ها هست که راه‌ها و فرقه‌ها را با افراد می‌سنجند و عملِ پیروان آن راه را ملاک قرار می‌دهند.

۲. مسئولیت سنگین انتساب به اهل‌بیت (ع)

امام صادق (علیه‌السلام) به شیعیان فرمودند: «قسم به خدا، در بین شما کسی که مطیع من باشد واقعاً کم است.» شما ادعای شیعه دارید اما تابع نیستید و آن‌طور که خودتان بخواهید هستید. حضرت فرمودند: «همراهان من کسانی هستند که ورع و خداترسیِ آنها شدید و محکم باشد و گناه نکردن در آنها راسخ شده باشد.» اعمال صالح خود را فقط برای خدا انجام می‌دهند و چشم‌داشت آنها تنها ثواب الهی است. بقیه‌تان اهل جلسه و مجلسید که هم بار خودتان سنگین است و هم بارتان سنگین‌تر می‌شود از جهت این انتسابی که به ما دارید.

۳. آینۀ تمام‌نمای مکتب بودن در برابر جامعه

شما متوجه نیستید که اخلاق و رفتارتان چه آسیبی به این راهی که ادعایش را دارید می‌زند؛ آن هم در جلوی چشم بقیه‌ای که در این راه نیستند. شما مسلمانی در مقابل غیرمسلمان، شیعه‌ای در مقابل غیرشیعه و متدینی در مقابل غیرمتدین هستید. ببینید چه‌کار دارید می‌کنید؟ ببینید اخلاق شما با یک من عسل مخلوط‌کردنی و دل‌چسب هست؟ نرم و گرم و متواضع هست؟ اهل محبت و توجه و التفات هست؟ سفت و خشن و تند و بداخلاق و بددهن نباشید وقتی که ادعا دارید.

۴. عمل صالح؛ حافظ حقیقی دین در تاریخ

کتاب، دین را حفظ نمی‌کند؛ بلکه عملِ کسانی که اهل عمل صالح بوده‌اند دین مردم را حفظ کرده است. در یک مناطقی انسان مواجه می‌شود که مردمش مقید به یک اخلاق و سنت‌های خوبی هستند. این‌ها را که ریشه‌یابی می‌کنی، می‌رسی به یک آدم‌هایی که انسان‌های موجه، متعبد، بااخلاق، مردمی و متواضع بودند. این‌ها با همین عمل و اخلاقشان، یک سنت حسنه‌ای را تو آن مردم پایه‌گذاری کردند. دین را فقط اهل عمل در بعدِ عملیِ دین حفظ کردند.

۵. منشور اخلاقی شیعه از دیدگاه امام صادق (ع)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: تقوا را مراعات کنید، گناه نکنید و برای عبادات تلاش کنید و اهمیت بدهید. دروغ نگویید، راست بگوئید و نسبت به اموال و حقوق مردم امانت‌دار و حساس باشید. خوش‌اخلاق باشید و همسایۀ خوبی باشید و به همسایه‌هاتون خیر برسانید. اگر شری به شما می‌رسانند، به دعوا نکشانید و مسالمت‌آمیز حلش بکنید؛ تحمل و صبر بر اذیت همسایه از مصادیق ایمان است. حضرت فرمودند: «مردم را به این راهتان دعوت کنید، اما نه با زبان و پرحرفی.»

۶. دعوت به دین با رفتار و بدون زبان

مردم را به سمت دین دعوت کنید، اما با غیر زبانتان؛ تا اینکه از شما ورع، تلاش، نماز و خیر را ببینند. آن چیزی که مردم را به دین می‌آورد، سخنرانی من و شما نیست؛ مردم با این‌ها نمی‌آیند. آن چیزی که مردم را می‌آورد، عمل و رفتارهای شماست. این را درستش بکن؛ اگر ضعیف باشی، هرچه هم تبلیغ بروی، بعد از حرف، یک کاری می‌کنی که همه‌اش به باد می‌رود. بیشترین تأثیر را عمل انسان دارد. مردم نسبت به رفتار ما حساس هستند.

۷. ضرورت عیب‌یابی و خودسازی حقیقی

باید بنشینیم و آنچه را که خودمان بدون مسامحه و تعارف از عیوب خود می‌فهمیم، اصلاح کنیم. آن چیزی را هم که نمی‌فهمیم و ابهام داریم، گاهی به زبان بعضی، خدا جاری می‌کند؛ پس بپذیریم و پذیرای عیوب باشیم. ببینیم قضاوت همسرمان نسبت به ما چیست؟ آیا راضی است و می‌گوید خوب همسری هستی؟ بقیۀ کسانی که با ما ارتباط دارند چه می‌بینند و چه می‌گویند؟ این باید درست بشود. با خودمان تعارف نکنیم و عیب‌هایمان را پیدا کنیم.

فهرست

1️⃣ سنجش مکتب با رفتار پیروان

◽️ نقش عملِ افراد در قضاوت دیگران درباره مذهب

◽️ ملاک‌بودن رفتار پیروان برای تشخیص درستی یک راه

2️⃣ موقعیت شیعیان و انتساب به اهل‌بیت (ع)

◽️ چالش‌های اقلیت شیعه و قرار داشتن زیر ذره‌بین جامعه

◽️ مسئولیت سنگین و بار مضاعفِ انتساب به امام صادق (ع)

3️⃣ ویژگی‌های اصحاب حقیقی و پیروان راستین

◽️ محوریت ورع، خداترسیِ محکم و دوری از گناه

◽️ اخلاص در عمل برای خالق و چشم‌داشت به ثواب الهی

4️⃣ حفظ دین در گرو عمل صالح

◽️ کم‌اثربودن کتاب در حفظ دین در مقایسه با عمل

◽️ نقش انسان‌های موجه، متعبد و متواضع در پایه‌گذاری سنت‌های حسنه

5️⃣ منشور اخلاقی و رفتاری شیعه

◽️ ضرورت راست‌گویی، امانت‌داری و حساسیت نسبت به حقوق مردم

◽️ حسن خلق، همسایه‌داری شایسته و صبر بر اذیت دیگران

6️⃣ اصول و ارکان تبلیغ حقیقی دین

◽️ دعوت مردم به دین با رفتار و ورع، نه با زبان و پرحرفی

◽️ نقش بنیادینِ عملکرد مبلّغ در ایجاد باور یا تخریبِ اعتماد مردم

7️⃣ ضرورت عیب‌یابی و خودسازی بی‌تعارف

◽️ پذیرش عیوب خود و بهره‌گیری از ماه مبارک رمضان برای اصلاح

◽️ ارزیابی خود بر اساس قضاوت همسر و اطرافیان پیرامون رفتار ما

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه نهم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی