🎧جلسه هفتم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1402/12/29
پست

🎧جلسه هفتم ماه مبارک رمضان 

---------------------------------

 سخت‌ترین عبادت (جایگاه و آثار ترک گناه)

🔹 ۱. 🛑 سنگین‌ترین و سخت‌ترین بندگی (ورع)

🔹 ۲. ⚖️ ملاک واقعیِ سختی عبادات

🔹 ۳. 🥊 تفاوت عبادات مستحبی با ترک گناه

🔹 ۴. 👤 حالات مختلف نفس انسان؛ از اماره تا مطمئنه

🔹 ۵. ⛓️ خطر رها شدن زمام نفس اماره

🔹 ۶. 🩺 خداوند و انبیاء؛ طبیبان حقیقی دردهای روحی

🔹 ۷. 🧠 رسالت انبیاء در بیدارگری و احیای عقول

🔹 ۸. ⚠️ گناه؛ درد اصلی فرد و جامعه

🔹 ۹. 🔍 عواقب تجسس و پیگیری‌های بی‌مورد

🔹 ۱۰. ✒️ صراحت و ایجاز در کلام الهی

🔹 ۱۱. 🔨 دشواری قطع ریشه‌های گناه و تمایلات نفسانی

🔹 ۱۲. 🏅 جهادِ اکبر در ترک عادت‌های نفس

🔹 ۱۳. ✨ پاداشِ ترک گناه؛ نیل به نفس مطمئنه و آرامش حقیقی

🔹 ۱۴. 🤲 دعا برای توفیق ورع و برکت در حیات معنوی

🎧جلسه هفتم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه هفتم ماه مبارک رمضان 

---------------------------------

 سخت‌ترین عبادت (جایگاه و آثار ترک گناه)

🔹 ۱. 🛑 سنگین‌ترین و سخت‌ترین بندگی (ورع)

🔹 ۲. ⚖️ ملاک واقعیِ سختی عبادات

🔹 ۳. 🥊 تفاوت عبادات مستحبی با ترک گناه

🔹 ۴. 👤 حالات مختلف نفس انسان؛ از اماره تا مطمئنه

🔹 ۵. ⛓️ خطر رها شدن زمام نفس اماره

🔹 ۶. 🩺 خداوند و انبیاء؛ طبیبان حقیقی دردهای روحی

🔹 ۷. 🧠 رسالت انبیاء در بیدارگری و احیای عقول

🔹 ۸. ⚠️ گناه؛ درد اصلی فرد و جامعه

🔹 ۹. 🔍 عواقب تجسس و پیگیری‌های بی‌مورد

🔹 ۱۰. ✒️ صراحت و ایجاز در کلام الهی

🔹 ۱۱. 🔨 دشواری قطع ریشه‌های گناه و تمایلات نفسانی

🔹 ۱۲. 🏅 جهادِ اکبر در ترک عادت‌های نفس

🔹 ۱۳. ✨ پاداشِ ترک گناه؛ نیل به نفس مطمئنه و آرامش حقیقی

🔹 ۱۴. 🤲 دعا برای توفیق ورع و برکت در حیات معنوی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی العالمین واللعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

فضیلت و اهمیت ترک گناه (ورع)

روایت بعدی از امام باقر (علیه‌الصلاة‌والسلام) است که فرمودند:

«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ.»

فرموند سخت‌ترین عبادت از بین همه‌ی عبادات، ترک گناه است؛ گناه نکردن است. هیچ عبادتی به سختیِ این نیست. سنگین‌ترین و سخت‌ترین عبادت را این شمرده‌اند.

تنوع در راه‌های بندگی و عبادات

عبادات انواع و اقسام دارد و به اشکال مختلف است. خدای متعال سفره‌ی راه‌های بندگی‌اش را متنوع و گسترده پهن کرده است؛ هم تنوع در آن هست و هم زیاد است. این‌ها هرکدام آثار خاص خودشان را دارند و شکل و شمایل خاص خودشان را دارا هستند. حالا این‌هایی که در نظر ما معروف هست، بعضی مثل نماز و روزه است. ما عبادات بدنی داریم، عبادات مالی داریم، عبادات جانی داریم و عبادات مختلفی از جهات مختلف هست که هرکدام متفاوت‌اند و آثار خاص خودشان را دارند.

تفاوت عبادات از نظر سختی و راحتی

نکته‌ای که اینجا هست و امام باقر (علیه‌السلام) به آن اشاره می‌فرمایند، این است که این عبادات از نظر سختی و راحتی مختلفند؛ بعضی‌ها سخت‌تر و بعضی‌ها راحت‌تر هستند. اگر به ما باشد، در تقسیم‌بندی و درجه‌بندی عبادات، ملاک خاص خودمان را در نظر می‌گیریم؛ مثلاً می‌گوییم چه عبادتی سخت‌تر است و چه عبادتی راحت‌تر است. ملاک‌ها فرق می‌کند. ممکنه کسی بگوید سخت‌تر، بالاخره آن عبادتی است که به آدم بیشتر فشار می‌آید، سنگین‌تر است، خسته‌کننده‌تر است یا هرچی، و راحت‌تر هم آن است که بالاخره این‌طور نباشد.

عدم ارتباط سختی عبادت با کمّیّت ظاهر آن

نکته‌ی مهم اینجا همین است که ایشان این سختیِ عبادت را روی کمّیّت نبردند؛ که مثلاً فرض بگیرید کدام عبادت سخت‌تر است، بعد یکی بیاید بگه مثلاً هزار رکعت نماز در شبانه‌روز، یا این‌قدر قرآن خواندن و یک حجم کثیری، یا این‌قدر فلان کار را کردن در یک حجم عظیمی! ما بیشتر روی کمّیّت‌ها توجه می‌کنیم و ملاک‌مان است؛ طبیعتاً ما این‌طوری هستیم و اگر به ما باشد، این مسئله مطرح است.

اما در واقعیت امر، این نیست؛ چون علم ما به واقعیات خیلی کم، مختصر و ضعیف هست. واقعیات را اصل علمش را خدای متعال دارد و بعد هم آن خدایی‌ها، به مقداری که خدا علمِ به این واقعیات را به آن‌ها عنایت کرده است.

تقابل با نفس اماره؛ ملاک اصلی سختی عبادات

یکی از واقعیات را اینجا امام باقر (علیه‌السلام) اشاره می‌فرمایند که سخت‌ترین عبادت را ملاکش را روی کمّیّت نبردند. اصلاً قضیه یک چیز دیگری است؛ به حجم و کمّیّت نیست. ملاک را بردند روی مسئله‌ای که انسان وقتی دقت می‌کند، می‌بیند در حقیقت یکی از ویژگی‌هایش این است که مخالفت با نفس اماره در آن، وجهه‌ی بارزش هست؛ و آن، گناه نکردن است. سخت‌ترین عبادت، گناه نکردن است.

چون عبادات دیگر را انسان با همین نفس اماره انتخاب می‌کند و استفاده می‌کند؛ مثل عباداتِ اضافه‌ی بر واجبات. آن چیزی که مطابق میلش هست، آن چیزی که مطابق انگیزه‌هایش هست، آن چیزی که مطابق شرایطش هست، آن‌طوری انتخاب می‌کند. با میل خود انتخاب می‌کند و این میل دخیل است. خیلی فشاری به نفس اماره نمی‌آید، بلکه گاهی بسیار لذت هم می‌برد از این عبادتی که دارد می‌کند.

تنها عبادتی که هیچ لذتی ندارد برای نفس اماره و بسیار هم سخت و سنگین هست، همان جاهایی هست و عباداتی هست و مسائلی هست که مستقیماً انسان می‌خواهد با آن عبادت در مقابل نفس اماره قرار بگیرد.

حالات مختلف نفس انسان؛ از اماره تا مطمئنه

نفس انسان [یک چیز بیشتر نیست]؛ انسان چند تا نفس که ندارد، یکی است. این نفس، حالات مختلف دارد. اگر گرفتار باشد، در بند باشد، محصورِ صفات بد باشد و امر به صفات بد در آن زیاد باشد، خواهش و گرایش به صفات بد و کارهای بد در آن زیاد باشد، خب این می‌شود نفس اماره؛ این نفس، نفس اماره است.

اما هر مقدار از این حالت فاصله بگیرد، این نفس همان نفس است، منتها عادت‌ها و خلق و خویش متفاوت می‌شود؛ گرایش پیدا می‌کند به سمت چیزهای متعالی، چیزهای بهتر و چیزهای بالاتر. از گناه، از بدی‌ها، از چیزهای سوء، چیزهای غلط و مضر فاصله بگیرد، کم‌کم و به‌تدریج، با اطاعت فرمان خدا می‌رسد به نقطه‌ای که آن را تعبیر می‌کنند به «نفس مطمئنه»؛ که دیگر این نفسی است که از آن مخالفت فرمان خدا و تبعیت هوای نفس و این‌ها نجات پیدا کرده است. یک نفس است، دو تا نفس و سه تا نفس که نیست؛ حالات مختلف نفس است.

خطر رها شدن زمام نفس اماره

حالا این نفس تا وقتی اماره هست، تا وقتی محصور شهوات هست، محصور خواسته‌های نفسانی هست، این نفس اماره است؛ گرایشش، میلش و سمت و سوی خواسته‌هایش همه‌اش به آن سمت چیزهای بد و گناه هست. با این‌ها تأمین می‌شود؛ با گناه تأمین می‌شود، با گناه تقویت می‌شود، با گناه رشد پیدا می‌کند و خیلی در خباثت و آلودگی، حدی دیگر نمیشه خیلی برایش تصور کرد و همین‌طور جلو می‌رود.

یک انسان ممکنه به حدی برسد که کارهای غلط، بد و خطرناکی که خیلی‌ها جرئتش را ندارند، مثل آب خوردن انجام بدهد؛ آدم‌کشی، ظلم! این‌ها چیزهایی است که نفس اگر رها بشود، به این ویژگی‌ها می‌رسد.

وقتی ما می‌بینیم در دنیا، در کنار خودمان، آن‌ورتر، این‌ورتر، جنایات سنگینی را می‌بینیم، خب این جنایات سنگین و دردآور را کی دارد انجام می‌دهد؟ دارند همین انسان‌ها انجام می‌دهند؛ همین صاحبان این نفوس اماره دارند انجام می‌دهند. خب این از اول این‌طور نبوده که این‌قدر راحت مثل آب خوردن این‌قدر جنایت سنگین انجام بدهد؛ به‌تدریج وقتی رها شده زمامش، در یک حدی که متوقف نمی‌ماند، جلوتر می‌رود. در آن پستی، بدی و خباثتش جلو می‌رود و حدی ندارد که در آن بماند. اینجا دیگر بدترین فجایع را که بخواهیم تصور کنیم، از او بعید نیست که مثل آب خوردن انجام بدهد و چیزی‌اش هم نباشد؛ و حتی افتخار هم بکند و به رو بیاورد و ابراز کند که اگر زمینه‌اش باشد باز هم انجام می‌دهم و خیلی هم شاد باشد و قلبش شاد از این‌که توانسته چنین جنایت‌هایی انجام بدهد. این نفس انسان است دیگر؛ اگر رها بشود خیلی خطرناک می‌شود.

خداوند و انبیاء؛ طبیبان حقیقی دردهای روحی انسان

نقطه‌ی مقابل این حالتش را خدای متعال به ما یاد می‌دهد؛ چون خداست که خالق انسان است و او به کم و کیف امور انسان آگاه است. می‌داند نقطه‌ی اصلیِ آسیب یک انسان، چه در زندگی فردی و چه در زندگی جمعی، نقطه‌ی اصلی‌ش و منبع اصلی و منشأ اصلی‌اش همین نفسش است. این است؛ منشأ همه‌ی خرابی‌ها و فسادها در انسان، این نفس انسان است.

لذا فرمود: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ.» از همه آسیب‌زاتر و آن چیزی که بیشتر از همه به تو آسیب می‌زند و از همه با تو دشمن‌تر است و در عمل، کار بدترین دشمن را با تو می‌کند، همین خودت، یعنی نفست است. این دارای حالاتی است و شرایطی است که به خودیِ خود گرایش دارد به آن سمت خطرناک؛ به خاطر زمینه‌هایی که برایش در طول زندگی و حیات فراهم هست، گرایشش به سمت بدتر شدن هست.

خب خدای متعال به عنوان خالق انسان، او طبیب اصلی و اساسی است برای این‌که انسان بتواند دردش را و راه درمان دردش را تشخیص بدهد. مشکل ما هم همین هست؛ دردمان را گاهی خوب نمی‌توانیم تشخیص بدهیم. اگر هم تشخیص بدهیم، درمانش را نمی‌توانیم تشخیص بدهیم. آنچه از درد تشخیص بدهیم، دردهای جسمی‌مان است؛ درد روحی را خیلی انسان تا توجه نکند، تا عنایت نداشته باشد به این جهت، متوجه نیست. با آن دارد زندگی می‌کند، اما از درد فقط درد جسمی را می‌فهمد و درد روحی را نمی‌فهمد.

رسالت انبیاء در بیدارگری و احیای عقول

لذا یکی از کارهای انبیاء همین بود که انسان‌ها را نسبت به این مرض‌های روحی و این دردهای روحی که هر کسی را کم و بیش گرفته، هوشیار کنند، بیدار کنند، چشمش را باز کنند و متوجهش کنند. مثل سرطانی می‌ماند در انسان که متوجه نیست؛ تا وقتی یک آسیب سنگین به او بار نشود و به او نرسد، متوجه نیست که تو این مشکل را داری، این ایراد در وجودت است و در نفست هست و این را باید اصلاح بکنی.

انبیاء آمدند این را به انسان توجه بدهند؛ آن چیزهایی را که ما نمی‌فهمیم. آن چیزهایی که قوه‌ی فهمش را در اصل خدا به انسان داده، ولی این‌قدر انسان درگیر شده در زندگی مادی‌اش که دیگر به آن‌ها توجه ندارد. لذا انبیاء آمدند: «لِیُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ.» این چیزهایی که عقل، قاعدتاً عقل انسان‌ها و فهم انسان‌ها می‌توانست بفهمد و توان درکش را داشت، ولی انسان این عقل را دفن کرد؛ با کارهای غلطش، با گناهانی که کرد، با ظلم‌هایی که کرد و با آن انحرافی که از راه انبیاء پیدا کرد، این‌ها هی دفن شد.

باز پیغمبر بعدی آمد این‌ها را زنده کند و این‌ها را از زیر خاک بیاورد بیرون؛ همین عقل انسان‌ها را، فهم انسان‌ها را، توجه بدهد که تو مشکلت این است و درمانش هم این است.

گناه؛ درد اصلی فرد و جامعه

لذا پیغمبر اکرم فرمودند: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِدَائِكُمْ مِنْ دَوَائِكُمْ؟» شما درد دارید و متوجهش هم نیستید، من باید بهتان بگویم. سرطانی در وجودتان است که به این راحتی نمی‌فهمید دارید و درک نمی‌کنید؛ شاید تمام وجودتان را هم بگیرد و گرفته باشد ولی درک نمی‌کنید.

«أَلَا أُخْبِرُكُمْ»؛ می‌خواهید من بهتان بگویم و آگاهتان کنم که دردمان چیست؟ درد اصلی و اساسی‌تان چیست؟ «بِدَائِكُمْ وَ دَوَائِكُمْ»؛ درد دارید، دوا هم دارید. «دَاؤُكُمُ الذُّنُوبُ»؛ دردمان گناهانتان است. آن چیزهایی که سرطانش انسان را گرفته و وجود انسان و نفس انسان را گرفته، گناهان انسان است؛ هر کسی به فراخور خودش، کم یا زیاد. درد این‌ها است.

این‌ها است که متوجه نیستید که گاهی کاستی‌هایتان و مشکلاتتان منشأش همین اشکالاتی است که دارید، همین گناهانی است که دارید؛ شما متوجه نیستید. شما آن‌وقت که می‌خواهید ریشه‌یابی کنید مشکلتان را، همه جا را متهم می‌کنید غیر از خودتان را! ایراد و اشکال متوجه همه‌ی زمین و زمان هست، متوجه همه کسی هست؛ مشکلی پیش آمده همه مقصرند: همسر مقصر است، فرزند مقصر است، فلان مقصر است، فلان مقصر است... همه مقصرند! معلوم نیست این وسط من پس چقدر تقصیر دارم؟ نه، من که تقصیری ندارم! منصف خیلی انصاف به خرج بدهد، حالا بپذیرد که تقصیر هم دارد، اما تقصیرش در آن حد نیست!

تقصیرش در آن حد است؛ در حالی که در هر چیزی و در هر ایرادی، یک جهت عمده‌ی خرابیِ کار که در انسان هست، تو روابطش، تو زندگی فردی و جمعی‌اش، یک منبع اصلیِ مشکل، خود این شخصِ انسان هست؛ خود منی هستم که اینجا نشسته‌ام.

من خودم منبع گرفتاری‌هایی هستم؛ یا گاهی اگر جای دیگری منبع گرفتاری باشد، مثل بنزین روی آتش هستم. یا اصل شعله‌ی آتش را خودم فراهم می‌کنم، یا بنزینِ اشتعال آتش را فراهم می‌کنم؛ بالاخره نقشم یا این است یا آن است دیگر. در اختلاف پیش می‌آید، ناراحتی پیش می‌آید، اینجاست که تمام تلاش من باید این باشد که خاصیت آب سرد را داشته باشم، خاصیت آرام‌بخشی را داشته باشم، خاصیت تسکین را داشته باشم؛ نه! من خودم اگر ریشه‌ی مشکل نباشم تو این اختلاف و تو این دعوا، اگر نباشم لااقل بنزین روی آتش که هستم؛ بدترش می‌کنم.

عواقب تجسس و پیگیری‌های بی‌مورد

تجسس چرا می‌کنی؟ چرا پی‌اش را می‌خواهی بگیری ببینی کی این حرف را زده؟ چرا پی‌اش را می‌خواهی بگیری ببینی کی این تصمیم را گرفت؟ چرا می‌روی راهی که تهش نسبت به یک عده‌ای بیشتر بدبین می‌شوی، بیشتر دل‌چرکین می‌شوی؟ بیشتر انسان نسبت به بقیه دلش چرکین می‌شود، آلوده می‌شود، کینه‌ای می‌شود، دلخور می‌شود. جایش هست که آدم این‌قدر هر چیزی را بخواهد دنبالش برود و پیگیری کند؟ سرّها را افشا بکند و پشت پرده‌ها را بیرون بریزد؟

این‌ها ما مشکلات زیادی را ایجاد می‌کنیم، منتها نمی‌پذیریم. لذا فرمود: «ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم»؛ من باید بهتان بگویم. من بگویم چیا، چه دردی است که داریم اما درکش نمی‌کنیم و باید انبیاء بیایند به ما بگویند؟ چون خودمان عادت کردیم به این صفات بدی که گاهی در وجودمان هست؛ عادت کرده‌ایم و داریم با آن زندگی می‌کنیم.

بد‌اخلاق است، دیگر با این بد‌اخلاقی کنار آمده است. مصیبت‌هایش را هم می‌بیند، فشارش را هم می‌بیند، خسارت‌هایش را هم می‌بیند، ولی خب کنار آمده دیگر؛ و احساس می‌کند از بین بردنش انگار سخت‌تر است، سنگین‌تر است تا این همه مصیبتی که در اثر این وجود دارد برای انسان! این همه مصیبت و گرفتاری را از این چیزهای بد و از این اخلاق‌های بد، انسان تحمل می‌کند، اما حاضر نیست بفهمد مشکل چیست، بعد هم چه‌جوری درمانش کند.

من بهتان بگویم مشکلتان چه مشکلی است؛ مشکلتان گناهانتان است. مشکل شما، هیچ چیز دیگری اصل و اساس مشکل تو فرد و جامعه‌ی ما نیست. هر چی هم بنشینیم تحلیل بنویسیم و برگردانیم تحلیل‌ها را به چیزهایی خارج از این چهارچوب، این‌ها دیگر توموری است که براش بنویسیم و تحلیل و فلان و فلان، وقت و عمر خودمان و بقیه را تلف می‌کنیم.

صراحت و ایجاز در کلام الهی

حرف‌های خدا و خدایی‌ها مختصره، اما تیر به هدف می‌زنند؛ در دو کلمه‌ی مختصر. مثل ما پر‌حرف نیستند؛ مختصر است. مقاله نمی‌نویسند تا به ما بفهمانند مثلاً مشکلتان چیست؛ دو کلمه! می‌گویند مشکلتان چیست؟ «الذنوب». «اخبرکم بدائکم، دائکم الذنوب»؛ تمام شد. اگر در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. اگر کسی بناست بفهمد، همین را می‌فهمد؛ اگر بنا نباشد بفهمد، هر چی هم کتاب و مقاله می‌خواهی پیرامونش بنویس، نمی‌فهمد.

پس مشکل اصلیِ ما اینجاست؛ چون گناهان، آن خواهش‌ها و امیال نفسانیِ انسان است که مال نفس اماره است؛ آن‌هایی است که نفس اماره از طریقش آب می‌خورد و رشد می‌کند. راه‌های آبیاری نفس اماره است، گناهان انسان؛ از آن طریق تقویت می‌شود. وگرنه نفس اماره آن‌قدر می‌شود جنایت‌کار و خطرناک هر چی پیش برود، که جنایت برایش مثل آب گوارا می‌ماند که چقدر شیرین است؛ از جنایت لذت می‌برند! همینه؛ هر چی آب بخورد این نفس اماره، بدتر می‌شود. آبشخورش هم همین گناهان انسان است؛ این‌ها تقویتش می‌کنند، این‌ها پر و بالش می‌دهند.

دشواری قطع ریشه‌های گناه و تمایلات نفسانی

حالا چی از بینش می‌برد؟ طبیعتاً راه این آب‌خوردنش بسته بشود، راه تقویتش بسته بشود؛ بسته‌شدنش به چیست؟ خب گناه نکردن. و این سخت هست؛ این دیگر سخت می‌شود، چون خلق و خوی نفس به آن عادت کرده، به آن انس گرفته، با این حالتی که الآن دارد عجین شده و با همین راحت است. با همه‌ی خسارت‌هایش با همین راحت است.

وقتی می‌گویی خب این کار را نکن، این غلط است، می‌گوید آخه سخت است! حاضر هست مصیبت‌های این گناهان را بچشد، تحمل کند، بپذیرد تو زندگی، ولی حاضر نیست سختیِ گناه نکردن را به جان بخرد؛ حاضر نیست.

لذا فرمود: «إنّ أشدّ العبادة الورع»؛ سخت‌ترین عبادت، گناه نکردن است. هیچ عبادتی به این سختی نیست. به کمّیّت‌ها نیست، به آن چیزهای دیگر نیست، به حجم و مقدار نیست؛ اینجاهاست. و این نقطه‌های بزنگاه‌هایی است و جاهایی است که نفس اماره از طریق آن‌ها تقویت می‌شود و تحکیم می‌شود پایه‌هایش.

و الا بله، یک وقت انسان سایر عبادات را با همین نفس اماره انتخاب می‌کند و با کمال لذت هم انجام می‌دهد. یک وقت لذتش باشد، حالش باشد، همین خود نفس اماره—که یعنی خودمانیم، نفس اماره یک چیز غیر از خود ما نیست، خودمانیم؛ یعنی من، منی که اینجا نشسته‌ام، می‌شوم نفس اماره—یک وقت حال عبادت من را می‌گیرد؛ این حال عبادت که من را گرفت، من حاضرم یک عبادات سنگینی هم انجام بدهم و لذت هم می‌برم. لذا ممکنه لذت ببرد انسان؛ این حالت در انسان هست تو انتخاب عبادات. از این سفره‌ی متنوع عبادات، می‌گردد آن چیزی را که با حالش مناسب‌تر است انتخاب می‌کند.

ندیده‌اید که وقتی آدم لیست مثلاً اعمال خیر را دارد می‌خواند، مستحبات را می‌خواند، یک ملاکش در انتخابش گاهی این است که کدام حالم بیشتر جا می‌آید، بیشتر بهم می‌چسبد یا بیشتر حالا...؟ این گاهی حاکم هست. این باشد خیلی مشکلی ندارد؛ این به آن سختی و شدت و سنگینی نیست. کجا سخت است کار و مصیبت و بار است برای نفس؟ آن‌جا که می‌خواهی جلوی این راه آبیاری‌اش را بگیری؛ می‌خواهیم گناهی را حالا جلویش بایستیم، از این عادتی که کرده درش بیاوری. از این انسی که گرفته با این گناه، می‌خواهی جداش کنی؛ این خیلی سخت است، این سخت است.

جهاد اکبر و مرتبه‌ی سخت‌کوش‌ترین انسان‌ها

لذا: «أشدّ الناس إجتهاداً من ترک الذنوب»؛ سخت‌کوش‌ترین انسان کیست؟ آن کسی نیست که [فقط کارهای سخت بدنی بکند]، آن کسی است که خدا به او این توفیق را داده و موفق شده گناهان را ترک کرده؛ این از همه سختی بیشتر کشیده است. کسی که خدا به او این توفیق را بدهد همه‌ی گناهان را ترک کند و روی این ترک گناه ثابت‌قدم بماند، از این سخت‌کوش‌تر در کره‌ی زمین در همه‌ی مخلوقات خدا نداریم.

سخت‌کوشیِ بدنی به این سنگینی نیست؛ این سخت‌کوشی، با نفس دارد انسان می‌جنگد. روحی است، خلقی است، مربوط به آن بعد می‌شود. فشار می‌آید به انسان؛ فشار، فشار روحی به انسان می‌آید، موقت. یک فشارهایی را تحمل می‌کند تا بعد آزاد بشود از شرّ این نفس. صبر می‌کند تا آزاد بشود از شرّ این نفس و بدی، و اینجا سنگین است و پیر می‌کند انسان را گاهی. اینجاست؛ یک خلق و خویی است حالا می‌خواهد بعدِ یک عمر که این پایه‌ها و ریشه‌هایش محکم شده، حالا از خودش دور کند. از خودش می‌خواهد دور بکند، بکند، یک عمری با آن انس گرفته، حالا می‌خواهد ازش جدا بشود؛ سخت است یک مقدار.

پاداش ترک گناه؛ نیل به نفس مطمئنه و آرامش حقیقی

تا این سختی‌اش کجایش است؟ همین اولش است؛ همین اول اولی که انسان با اولین گناه مواجه می‌شود، می‌خواهد «نه» بگوید. سختش این اولیه‌ است، این دومیه‌ است، این سومیه‌ است، اما هر چی رو به آن‌ور برود، این سختی‌اش هم آسان می‌شود. این سختی‌اش تموم می‌شد. آن‌هایی که خدا بهشان این توفیق را داده، همه درک کرده‌اند که بعدِ این سختی چه آسانی هست، چه آرامشی هست! انسان رها می‌شود از غل و زنجیر این نفس؛ رها می‌شود فکرش، روحش.

این فکر ما خیلی وقت‌ها مشغول هست به یک چیزهای ناپسندی؛ درگیره، حالا درگیر آن شده با یک چیز. یک حرفی یکی زده، حالا دیگر فکرش مشغوله چرا این حرف را زد؟ یک رفتاری دیده، این فکر مشغول است چرا این کار را کرد؟ این منظورش چی بود؟ این چی می‌خواست به من بفهماند؟ اینجا هم که شیطان خوب می‌آید کمک می‌کند، دیگر انسان می‌رود تو آن وادی‌ها. دنبالش هم می‌گیرد تا بفهمد، تا مچ طرف را بگیرد و تا خیلی گناهان دیگر بالاخره. اینجا باید جلویش ایستاد. بایستد آدم، یک مقدار سختی شد، صبر کند، آن‌وقت نجات پیدا می‌کند، راحت می‌شود.

مثل آدم‌های بی‌خودِ شیشه، صاف و سالمند؛ نه بد‌دلی دارند، نه بد‌بینی دارند. اولین آرامش نصیب خودشان می‌شود؛ خودش راحت است. خودش شتر دیدی ندیدی، اصلاً این‌طوری است نسبت به بقیه؛ خب این‌جوری است، اول خودش در آسایش است. بعد هم بقیه از دستش راحتند. هر چی می‌آید و می‌گذرد، چیزی‌اش نیست؛ نه خودش چیزی‌اش می‌شود نه می‌خواهد آسیبی به بقیه برساند حالا حرفی بزند، جستجویی بکند، پیگیری بکند، اعصاب خودش را، اعصاب بقیه را، حال بقیه را به هم بریزد. تو همین چیزهای سبک و بی‌ارزش [وارد نمی‌شود]. یعنی روح انسان تعالی پیدا می‌کند، فکر انسان تعالی پیدا می‌کند، بالا می‌رود، راحت می‌شود، آروم می‌شود، خلوت می‌شود؛ از این شلوغی در می‌آید، از این اضطراب در می‌آید، آرام می‌شود.

وقتی آرامش شد، می‌شود نفس مطمئنه. نفس مطمئنه؛ «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.» اطمینان و آرامش به خیلی چیزها و در اثر این مسئله، پیدا می‌کند انسان؛ آن‌وقت: «رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.» هم او از خدا راضی است—هر چی خدا برایش مقدر کرده راضی می‌شود؛ هر چی خدا برایش مقدر کرده راضی می‌شود، خوب باشد، بد باشد، خیر باشد، شر باشد—[و هم] مرضیه [است]؛ خدا هم از او راضی است، خدایی هم ازش راضی‌اند.

اما سایر عبادات هیچ‌کدام این‌طور نیستند؛ این‌ها این ویژگی‌ها را ندارند، خیلی تفاوت [دارند]. آن‌ها اصلاً تو این وادی نیستند. وادیِ سایر عبادات، وادیِ رشدِ ایمانِ انسان است، اما وادیِ ترک گناه، وادیِ جراحی و سنباده زدن و لیف و صابون زدن به نفس اماره است. همه‌اش دارد این نفس را جراحی‌ش می‌کنند؛ درد دارد. از آن عادت‌ها می‌خواهی بکشی‌اش بیرون؛ درد دارد، سخت است. لذا سنگین می‌شود.

دعا برای توفیق ورع و برکت در حیات معنوی

ان‌شاء‌الله خدا به ما توفیق مرحمت کند که این حرف‌ها را بفهمیم، یاد بگیریم بفهمیم، و بعد هم بتوانیم خوب از پسش بر بیاییم که اولین فایده‌اش را اول خودمان ببریم، بعد هم به تبعش همه‌ی کسانی که به نحوی با ما ارتباط دارند، از این آسیب نفس اماره‌ی ما نجات پیدا بکنند و منشأ خیر و برکت باشیم. و خدای متعال برکت بدهد به ایمان‌مان و زندگی‌مان، مال‌مان و همه‌ی آنچه که داریم.

نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی کسانی که با ورع همه‌ی عمرشان را طی کردند و ما را به این راه ورع و ترک گناه کشاندند و به ما یاد دادند، مخصوصاً همه‌ی انبیاء و اوصیاء، مخصوصاً خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و علمای ربانی و شهداء و ارواح همه‌ی کسانی که گردن ما حق دارند، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

[صداى صلوات حاضرين]

اللهم صل علی محمد و آل محمد

گزیده

۱. سنگین‌ترین و سخت‌ترین بندگی

«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ.» فرمودند سخت‌ترین عبادت از بین همه‌ی عبادات، ترک گناه است؛ گناه نکردن است. هیچ عبادتی به سختیِ این نیست. سنگین‌ترین و سخت‌ترین عبادت را این شمرده‌اند. خدای متعال سفره‌ی راه‌های بندگی‌اش را متنوع و گسترده پهن کرده است؛ هم تنوع در آن هست و هم زیاد است. ما عبادات بدنی داریم، عبادات مالی داریم، عبادات جانی داریم و عبادات مختلفی از جهات مختلف هست که هرکدام متفاوت‌اند و آثار خاص خودشان را دارند. اما نکته‌ای که هست این است که این عبادات از نظر سختی و راحتی مختلفند؛ بعضی‌ها سخت‌تر و بعضی‌ها راحت‌تر هستند. اگر به ما باشد، در درجه‌بندی عبادات، ملاک خاص خودمان را در نظر می‌گیریم؛ مثلاً می‌گوییم چه عبادتی سخت‌تر است.

۲. ملاک واقعیِ سختی عبادات چیست؟

نکته‌ی مهم این است که ایشان این سختیِ عبادت را روی کمّیّت نبردند؛ که مثلاً فرض بگیرید کدام عبادت سخت‌تر است، بعد یکی بیاید بگوید مثلاً هزار رکعت نماز در شبانه‌روز، یا این‌قدر قرآن خواندن و یک حجم کثیری، یا این‌قدر فلان کار را کردن در یک حجم عظیمی! ما بیشتر روی کمّیّت‌ها توجه می‌کنیم و ملاک‌مان است؛ طبیعتاً ما این‌طوری هستیم و اگر به ما باشد، این مسئله مطرح است. اما در واقعیت امر، این نیست؛ چون علم ما به واقعیات خیلی کم، مختصر و ضعیف هست. واقعیات را اصل علمش را خدای متعال دارد. سخت‌ترین عبادت را ملاکش را روی کمّیّت نبردند. اصلاً قضیه یک چیز دیگری است؛ به حجم و کمّیّت نیست.

۳. تفاوت عبادات مستحبی با ترک گناه

ملاک را بردند روی مسئله‌ای که انسان وقتی دقت می‌کند، می‌بیند در حقیقت یکی از ویژگی‌هایش این است که مخالفت با نفس اماره در آن، وجهه‌ی بارزش هست؛ و آن، گناه نکردن است. سخت‌ترین عبادت، گناه نکردن است. چون عبادات دیگر را انسان با همین نفس اماره انتخاب می‌کند و استفاده می‌کند؛ مثل عباداتِ اضافه‌ی بر واجبات. آن چیزی که مطابق میلش هست، آن چیزی که مطابق انگیزه‌هایش هست، آن چیزی که مطابق شرایطش هست، آن‌طوری انتخاب می‌کند. با میل خود انتخاب می‌کند و این میل دخیل است. خیلی فشاری به نفس اماره نمی‌آید، بلکه گاهی بسیار لذت هم می‌برد از این عبادتی که دارد می‌کند. تنها عبادتی که هیچ لذتی ندارد برای نفس اماره، همان گناه نکردن است.

۴. مراتب نفس؛ از اماره تا مطمئنه

نفس انسان یک چیز بیشتر نیست؛ انسان چند تا نفس که ندارد، یکی است. این نفس، حالات مختلف دارد. اگر گرفتار باشد، در بند باشد، محسورِ صفات بد باشد و امر به صفات بد در آن زیاد باشد، خواهش و گرایش به صفات بد و کارهای بد در آن زیاد باشد، خب این می‌شود نفس اماره؛ این نفس، نفس اماره است. اما هر مقدار از این حالت فاصله بگیرد، این نفس همان نفس است، منتها عادت‌ها و خلق و خویش متفاوت می‌شود؛ گرایش پیدا می‌کند به سمت چیزهای متعالی، چیزهای بهتر و چیزهای بالاتر. از گناه، از بدی‌ها، از چیزهای سوء، چیزهای غلط و مضر فاصله بگیرد، کم‌کم و به‌تدریج، با اطاعت فرمان خدا می‌رسد به نقطه‌ای که آن را تعبیر می‌کنند به «نفس مطمئنه».

۵. سقوط تدریجی انسان در سایه نفس اماره

تا وقتی نفس محسور شهوات هست، محسور خواسته‌های نفسانی هست، این نفس اماره است؛ گرایشش، میلش و سمت و سوی خواسته‌هایش همه‌اش به آن سمت چیزهای بد و گناه هست. با این‌ها تأمین می‌شود؛ با گناه تأمین می‌شود، با گناه تقویت می‌شود، با گناه رشد پیدا می‌کند و خیلی در خباثت و آلودگی، حدی دیگر نمی‌شود خیلی برایش تصور کرد و همین‌طور جلو می‌رود. یک انسان ممکنه به حدی برسد که کارهای غلط، بد و خطرناکی که خیلی‌ها جرئتش را ندارند، مثل آب خوردن انجام بدهد؛ آدم‌کشی، ظلم! این‌ها چیزهایی است که نفس اگر رها بشود، به این ویژگی‌ها می‌رسد. وقتی رها شد زمامش، در یک حدی که متوقف نمی‌ماند، جلوتر می‌رود. در آن پستی، بدی و خباثتش جلو می‌رود.

۶. نفس اماره؛ سرسخت‌ترین دشمن انسان

خدای متعال می‌داند نقطه‌ی اصلیِ آسیب یک انسان، چه در زندگی فردی و چه در زندگی جمعی، نقطه‌ی اصلی‌اش و منبع اصلی و منشأ اصلی‌اش همین نفسش است. این است؛ منشأ همه‌ی خرابی‌ها و فسادها در انسان، این نفس انسان است. لذا فرمود: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ.» از همه آسیب‌زاتر و آن چیزی که بیشتر از همه به تو آسیب می‌زند و از همه با تو دشمن‌تر است و در عمل، کار بدترین دشمن را با تو می‌کند، همین خودت، یعنی نفست است. این دارای حالاتی است و شرایطی است که به خودیِ خود گرایش دارد به آن سمت خطرناک؛ به خاطر زمینه‌هایی که برایش در طول زندگی و حیات فراهم هست، گرایشش به سمت بدتر شدن هست.

۷. درد پنهان؛ بیماری‌های روحی و غفلت انسان

مشکل ما همین هست؛ دردمان را گاهی خوب نمی‌توانیم تشخیص بدهیم. اگر هم تشخیص بدهیم، درمانش را نمی‌توانیم تشخیص بدهیم. آنچه از درد تشخیص بدهیم، دردهای جسمی‌مان است؛ درد روحی را خیلی انسان تا توجه نکند، تا عنایت نداشته باشد به این جهت، متوجه نیست. با آن دارد زندگی می‌کند، اما از درد فقط درد جسمی را می‌فهمد و درد روحی را نمی‌فهمد. لذا یکی از کارهای انبیاء همین بود که انسان‌ها را نسبت به این مرض‌های روحی و این دردهای روحی که هر کسی را کم و بیش گرفته، هوشیار کنند، بیدار کنند، چشمش را باز کنند و متوجهش کنند. مثل سرطانی می‌ماند در انسان که متوجه نیست؛ تا وقتی یک آسیب سنگین به او نرسد، متوجه نیست.

۸. فرافکنی مشکلات و فرار از ریشه‌ی اصلی

پیغمبر اکرم فرمودند: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِدَائِكُمْ مِنْ دَوَائِكُمْ؟» «دَاؤُكُمُ الذُّنُوبُ»؛ دردمان گناهانتان است. شما آن‌وقت که می‌خواهید ریشه‌یابی کنید مشکلتان را، همه جا را متهم می‌کنید غیر از خودتون را! ایراد و اشکال متوجه همه‌ی زمین و زمان هست، متوجه همه کسی هست؛ مشکلی پیش آمده همه مقصرند: همسر مقصر است، فرزند مقصر است، فلان مقصر است... همه مقصرند! معلوم نیست این وسط من پس چقدر تقصیر دارم؟ نه، من که تقصیری ندارم! منصف خیلی انصاف به خرج بدهد، حالا بپذیرد که تقصیر هم دارد، اما تقصیرش در آن حد نیست! تقصیرش در آن حد است؛ در حالی که در هر چیزی و در هر ایرادی، یک جهت عمده‌ی خرابیِ کار، خود این شخصِ انسان هست؛ خود منی هستم که اینجا نشسته‌ام.

۹. جهاد اکبر؛ مرتبه‌ی سخت‌کوش‌ترین انسان‌ها

لذا: «أشدّ الناس إجتهاداً من ترک الذنوب»؛ سخت‌کوش‌ترین انسان کیست؟ آن کسی است که خدا به او این توفیق را داده و موفق شده گناهان را ترک کرده؛ این از همه سختی بیشتر کشیده است. کسی که خدا به او این توفیق را بدهد همه‌ی گناهان را ترک کند و روی این ترک گناه ثابت‌قدم بماند، از این سخت‌کوش‌تر در کره‌ی زمین در همه‌ی مخلوقات خدا نداریم. سخت‌کوشیِ بدنی به این سنگینی نیست؛ این سخت‌کوشی، با نفس دارد انسان می‌جنگد. روحی است، خلقی است، مربوط به آن بعد می‌شود. فشار می‌آید به انسان؛ فشار، فشار روحی به انسان می‌آید، موقت. یک فشارهایی را تحمل می‌کند تا بعد آزاد بشود از شرّ این نفس. صبر می‌کند تا آزاد بشود.

۱۰. آرامش حقیقی در سایه نفس مطمئنه

تا این سختی‌اش کجایش است؟ همین اول اولی که انسان با اولین گناه مواجه می‌شود، می‌خواهد «نه» بگوید. سختش این اولیه‌ است، این دومیه‌ است، این سومیه‌ است، اما هر چی رو به آن‌ور برود، این سختی‌اش هم آسان می‌شود. همه درک کرده‌اند که بعدِ این سختی چه آسانی هست، چه آرامشی هست! وقتی آرامش شد، می‌شود نفس مطمئنه. نفس مطمئنه؛ «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.» اطمینان و آرامش پیدا می‌کند انسان؛ آن‌وقت: «رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.» هم او از خدا راضی است—هر چی خدا برایش مقدر کرده راضی می‌شود—و هم مرضیه است؛ خدا هم از او راضی است. وادیِ ترک گناه، وادیِ جراحی و سنباده زدن به نفس اماره است. درد دارد؛ از آن عادت‌ها می‌خواهی بکشی‌اش بیرون؛ درد دارد، سخت است.

فهرست

1️⃣ سنگین‌ترین عبادت در ترازوی دین

◽️ جایگاه ویژه «ورع» و ترک گناه

◽️ تفاوت سختی عبادات با کمیت اعمال

2️⃣ ملاک‌شناسیِ دشواری در بندگی

◽️ نفیِ رابطه حجم عبادت با سختی آن

◽️ ملاک حقیقی؛ ایستادگی در برابر نفس

3️⃣ شناختِ نفس؛ دشمنِ درونی انسان

◽️ نفس اماره و گرایش ذاتی به بدی

◽️ منشأ اصلی فساد در فرد و جامعه

4️⃣ ضرورتِ بیداری و هوشیاریِ عقل

◽️ رسالت انبیاء در زنده کردن دفائن عقول

◽️ گناه؛ بیماری پنهان و مهلک روح

5️⃣ ریشه‌یابیِ خطاهای فردی و اجتماعی

◽️ فرار از خود و فرافکنیِ تقصیرها

◽️ شناسایی منشأ اصلی در وجود خویش

6️⃣ جهادِ اکبر در ترک عادت‌های نفس

◽️ سختیِ جراحیِ ریشه‌های گناه

◽️ جایگاه والای سخت‌کوش‌ترین انسان‌ها

7️⃣ پاداشِ تقوا؛ نیل به نفس مطمئنه

◽️ آرامش حقیقی در ترک گناه

◽️ مقام راضیه و مرضیه در پیشگاه حق

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه هفتم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی