🎧جلسه ششم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1402/12/28
پست

🎧جلسه ششم ماه مبارک رمضان 

-----------------------------

دعوت به ورع و تقوا؛ راه بی‌نیازی از شفاعت و زحمت معصومین (علیهم‌السلام)

  • 📜 دعوت به تقوا و یاری رساندن به ائمه اطهار (علیهم‌السلام)

  • ☀️ حقیقت شفاعت و رسیدن به مقام محمود

  • ⚖️ سختیِ شفاعت گناه‌کاران برای حضرات معصومین (علیهم‌السلام)

  • 🕋 تقابل معرفت اهل‌بیت (ع) و گناهان بندگان

  • 🌱 ورع؛ راه بی‌نیازی از شفاعت و زحمت معصومین (ع)

  • 💎 آثار و برکات ورع در دنیا و آخرت

  • 🔑 طاعت خدا؛ شفیع درونی انسان در قیامت

  • 📿 دعا و صلوات پایانی

🎧جلسه ششم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه ششم ماه مبارک رمضان 

-----------------------------

دعوت به ورع و تقوا؛ راه بی‌نیازی از شفاعت و زحمت معصومین (علیهم‌السلام)

  • 📜 دعوت به تقوا و یاری رساندن به ائمه اطهار (علیهم‌السلام)

  • ☀️ حقیقت شفاعت و رسیدن به مقام محمود

  • ⚖️ سختیِ شفاعت گناه‌کاران برای حضرات معصومین (علیهم‌السلام)

  • 🕋 تقابل معرفت اهل‌بیت (ع) و گناهان بندگان

  • 🌱 ورع؛ راه بی‌نیازی از شفاعت و زحمت معصومین (ع)

  • 💎 آثار و برکات ورع در دنیا و آخرت

  • 🔑 طاعت خدا؛ شفیع درونی انسان در قیامت

  • 📿 دعا و صلوات پایانی

متن

الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد [اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیت الله فی الارضین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

دعوت به تقوا و یاری رساندن به ائمه اطهار (علیهم‌السلام)

صحبت درباره اهمیت گناه نکردن و ورع بود و مسائلی بر حسب روایات مطرح شد. مسئله دیگری که در روایات مطرح است، این است که گاهی وقت‌ها ما تعبیراتی داریم که بعضی از حضرات معصومین (علیهم‌الصلاةوالسلام) تعبیر به کمک خواستن و کمک کردن به آن‌ها دارند.

تعبیر این‌طوری است که مثلاً می‌فرمایند:

«أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ»

در اینجا راوی از امام باقر (علیه‌السلام) روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ»؛ ما را به وسیله ورع و گناه نکردن یاری کنید. یا این‌چنین تعبیراتی هست که «ما را یاری کنید با این کار».

آنجا [هم] امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند شما نمی‌توانید مثل من باشید و آن‌طوری که من الآن دارم زندگی می‌کنم، زندگی کنید؛ از خوراک، از پوشاک، شما نمی‌توانید؛ ولی این کارها که از دستتان برمی‌آید، با این کارها من را یاری کنید. آن کارها چیست؟ ورع، گناه نکردن، اجتهاد [یعنی] عبادت زیاد انجام دادن، عفت و سداد. با این چیزها فرمودند که من را یاری بکنید. اینجا هم امام باقر (علیه‌السلام) همین تعبیر را دارند: «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ»؛ ما را به وسیله ورع یاری کنید.

حقیقت شفاعت و رسیدن به مقام محمود

یک مسئله‌ای که در اسلام مطرح است، مسئله شفاعت است؛ که خدای متعال به بعضی در قیامت، این مقام بزرگ شفاعت را عنایت می‌کند. به بعضی داده می‌شود و مواردش هم مشخص است؛ گفته‌اند چه کسانی و چه چیزهایی را خدا به آن‌ها شفاعت می‌دهد که انسان‌ها را شفاعت کنند.

یکی از موارد مهمش که ما هم زیاد شنیده‌ایم و تا می‌گویند شفاعت معمولاً در ذهنمان همان‌ها می‌آید، همین شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است که آن‌ها انسان را شفاعت کنند. این شفاعت شرایطی دارد، آدابی دارد و مسائلی نسبت به آن مطرح است؛ اینجا در صدد گفتنش نیستیم، ولی به هر حال عده‌ زیادی را خدای متعال به واسطه همین شفاعت و حق شفاعتی که به پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و به سایر حضرات معصومین (علیهم‌السلام) داده می‌شود، از این طریق نجات می‌دهد؛ از جهنم نجات پیدا می‌کنند و وارد بهشت می‌شوند، با همان بحث‌هایی که داریم.

این یک مسئله مهمی هم هست که خدا به یک کسی بالاخره این‌طور لطف کند و این کمک را به او بکند؛ این کمک به این بزرگی که مشمول شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) قرار بگیرد و آن‌ها او را شفاعت کنند که برود و نجات پیدا بکند. این خیلی مسئله مهمی است. تعبیر به این در قرآن کریم هست که «مقام محمود»؛ در قرآن کریم هست، در این زیارت عاشورا هم هست. فرموده‌اند مقام محمود یعنی جایگاهی که هر کسی در آن جایگاه قرار دارد، به واسطه آن کاری که دارد انجام می‌دهد و به واسطه آن جایگاه، مشمول ستایش واقع می‌شود؛ یعنی هر کسی این جایگاه را نگاه می‌کند، تمجید می‌کند، تعظیم می‌کند، تکریم می‌کند که چه جایگاه بزرگی است؛ همه زبان به ستایش این جایگاه باز می‌کنند.

مثل یک موقعیتی که مثلاً در دنیا، از پست‌های مالی و پست‌های مادی که بعضی پیدا می‌کنند، همه دوست دارند در آن جایگاه قرار بگیرند؛ کسی هم که در آن جایگاه قرار گرفت به او تبریک می‌گویند، خیلی ابراز مسرت و خوشحالی می‌کنند که خیلی جایگاه خوبی است. حالا این جایگاه‌های دنیایی است که خیلی‌اش هم اعتبار و ارزشی ندارد؛ اما یک چنین جایگاهی که از نظر خدای متعال خیلی مهم است، داده می‌شود به عده‌ای. این جایگاه، مخصوصاً نسبت به پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تعبیر به مقام محمود است که هر کسی زبان به ستایش این جایگاه باز می‌کند.

فرمودند این مقام و جایگاه، همان جایگاهی است که شفاعت می‌کند؛ یعنی این موقعیت پیدا می‌شود که عده زیادی که اهل جهنم هستند، با شرایطی نجات پیدا می‌کنند و خدا به واسطه شفاعت این اشخاص و این چیزهایی که مشخص شده برای شفاعت، به واسطه این‌ها می‌بردشان به بهشت. و الا خودشان اگر این جایگاه نبود، این موقعیت نبود، لیاقت بهشت رفتن را نداشتند و جهنمی بودند؛ این [مقام شفاعت] نجاتشان داد. خیلی توفیق بزرگی است برای کسانی که اگر خدای نکرده اهل جهنم هستند، مشمول این مقام و موقعیت قرار بگیرند و بروند بهشت؛ دیگر از این بهتر برایشان اتفاق نمی‌افتد.

سختیِ شفاعت گناه‌کاران برای حضرات معصومین (علیهم‌السلام)

اما یک مسئله‌ای که هست، این جایگاه که این‌قدر جایگاه بلند و رفیعی است، یک طوری در بعضی روایات تعبیر شده که آدم احساس می‌کند بر حسب همین روایت، این موقعیت و این کار برای حضرات معصومین (علیهم‌السلام) خوشایند هم نیست؛ خوشایندشان نیست که بخواهند عده‌ای را این‌طوری نجات بدهند و ببرند بهشت.

در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هست که فرمودند:

«لَا تُعَنُّونَا فِی الطَّلَبِ وَ الشَّفَاعَةِ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا قَدَّمْتُمْ»

تعبیر می‌کنند «لَا تُعَنُّونَا»؛ عَنّا یعنی اذیت کردن، یعنی کسی را به سختی انداختن، به مشقت انداختن. فرمودند «لَا تُعَنُّونَا»؛ ما را به مشقت و سختی نیندازید، اذیت نکنید که ما بخواهیم نسبت به کارهایی که شما انجام دادید، بیاییم و شفاعتتان را بکنیم. این تعبیر، تعبیر خاصی است، تعبیر سنگینی است؛ تعبیر خوشایندی نیست که «ما را اذیت نکنید». نیاز نباشد ما شما را شفاعت کنیم؛ یک طوری باشید که احتیاج به شفاعت ما نداشته باشید. چون وقتی کار به جایی برسد که هیچ راهی برای نجاتتان نیست، جز اینکه ما شفاعت شما را بکنیم، با شرایطش شفاعت می‌کنیم، اما خوشایندمان هم نیست، اذیت می‌شویم.

حالا در قالب اینکه یک مقدار به ذهن نزدیک بشود، مثل همین دنیا؛ یک کسی آمده مثلاً حق یک کس دیگری را خورده و ظلمی کرده است؛ حالا شرایط روزگار طوری پیش رفته که این به آن کسی که حقش را خورده، محتاج شده و نیاز پیدا کرده است. یک زمانی خیلی ظلم کرده در حقش، خیلی حقش را خورده است؛ خب رویش نمی‌شود بیاید و برود به او بگوید «بیا این کار را برای من بکن». می‌آید مثلاً سراغ شما، به شما می‌گوید که: «شما که با فلانی رفیقید، دوستی دارید، حرفت پیش او اعتبار دارد، بیا یک واسطه‌گری بکن، خلاصه وساطت من را بپذیرد و این کار را برای من انجام بدهد». حالا آن ظلم و حق‌کشی که انجام داده نسبت به او، ندید بگیرد هیچی، یک کار دیگری هم انجام بدهد، تازه بیاید یک لطفی هم در حقم بکند و...

شما که واسطه می‌شوید، یک مقدار کار سخت است برایتان؛ سخت است این کار برای انسان که طرف رفته هر کار دلش خواسته کرده، حالا سرش به سنگ خورده، محتاج شده، مشکل‌دار شده و مشکلش هم به دست همین [شخص] حل می‌شود که این‌همه در حقش ظلم کرده است. حالا شما می‌خواهی بیایی بگویی ندید بگیر و بگذار برود بهشت، بگذار کارش حل بشود، کارش را حل کن و این کار را برایش انجام بده؛ سخت است برای انسان. مخصوصاً که آن کسی که در این جایگاه قرار گرفته، در این موقعیتی است که به او این‌همه ظلم شده، این‌قدر انسان نسبت به او ارادت دارد، محبت دارد و پیش او اعتبار دارد؛ این‌ها هست.

تقابل معرفت اهل‌بیت (ع) و گناهان بندگان

حالا همین به مراتبِ وسیع‌تر، آنجا هم صادق است. یک گناه‌کار داریم، یک خدای متعال داریم و یک اهل‌بیت (علیهم‌السلام). این خدا، خداست، خدای متعال است؛ این‌همه حق گردن همه ما دارد. این‌همه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با معرفتی که به این خدا دارند و به حقوقی که خدای متعال گردن ما دارد، نسبت به این خدا ارادت دارند، محبت دارند، تبعیت دارند؛ همه چیزشان با این خدا تنظیم است، اصلاً همه وجودشان همین است. برای این [راه]، همه کار کرده‌اند؛ جان داده‌اند، آبرو داده‌اند، مال داده‌اند، ناموس داده‌اند، همه چیز داده‌اند؛ این‌همه هست. این طرف خداست؛ نه فقط به اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، به همه این‌همه لطف کرده است. این‌ها معرفت دارند، این‌ها هم نهایت ارادت را دارند، محبت را دارند به خدا.

به این نفر سوم هم که این گناه‌کار است، این‌ها این‌همه به او گفتند که گناه نکن، ظلم نکن، حق خدا را ضایع نکن، نکن این کارها را؛ این‌همه به او گفتند. در این راه هم این‌همه سرمایه دادند، جان دادند که این گناه‌کار بیاید به راه مستقیم و درست بشود. خب نیامده؛ ظلمش را کرده، گناهانش را کرده، همه چیز. حالا هم باید قاعدتاً برود جهنم؛ حالا محتاج شده به خدا که خدا نظر رحمت به او بکند و نبردش جهنم، ببردش بهشت. حالا می‌آید به همین اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که این‌قدر ارادت به خدا دارند، می‌گوید که: «بیایید درستش کنید، شما بیایید ریش‌گرو بگذارید» مثلاً به تعبیر ما «که خدا ما را ببخشد و ما را ببرد بهشت». مسلم است چیز خوشایندی نیست. این چیز خوشایندی نیست.

تعبیر هم تعبیر مطابقت با همین دارد: «لَا تُعَنُّونَا»؛ اذیتمون نکنید، ما را دارید اذیت می‌کنید وقتی ما را مجبور می‌کنید که شما را شفاعتتان کنیم؛ خوب نیست. حالا این‌ور هر چی اذیت کردید، بسه دیگر؛ آن‌ور دیگر نمی‌خواهد این‌قدر اذیت کنید. یعنی آن‌ور هم هست.

ورع؛ راه بی‌نیازی از شفاعت و زحمت معصومین (ع)

لذا اینجا همین‌طور می‌فرمایند که: «أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ»؛ کمک کردن و یاری کردن به همین است که شما زندگی‌تان را طوری تنظیم کنید که اصلاً محتاج شفاعت نباشید؛ محتاج شفاعت نباشید، همین‌طور صاف و سالم بگویند بفرما بهشت. چرا یک کاری می‌کنید محتاج می‌شوید به شفاعت، بعد ما را به زحمت می‌اندازید؟ نکنید این کارها را. این‌طوری تنظیم کنید خودتان را؛ این را از ما می‌خواهند، به این دعوت می‌کنند.

لذا خوش به حال آن‌هایی که هیچ‌وقت نیازی نداشته باشند به شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و خودشان در وجودشان سرمایه‌ای داشته باشند که آن سرمایه بتواند آن‌ها را نجات بدهد؛ نه یک کسی باشد که وقتی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) حرکت می‌کنند سمت بهشت و مقامات بهشتی و این‌ها، از این‌ها باشیم که «خب ما هم دنبالشانیم» بدون هیچ چونه زدنی. چقدر این [فرد] محبوب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌شود، چنین فردی؛ نه آن کسی که آمده برود بهشت، حالا این هم گرفتار شده، «بیاییم حالا، هر کار دلش خواسته کرده، حالا هم بیاییم یک جوری نجاتش بدهیم تا بیاید دنبال ما». خیلی فرق است بین کسی که با شفاعت برود بهشت با آن کسی که بدون شفاعت، خودش آن‌چه را که باید داشته باشد، دارد که برود بهشت؛ نیاز نداشته باشد به شفاعت.

حالا ما خیلی دعا می‌کنیم، در عموم خیلی از دعاهای خیلی خوب هست همین، که «خدایا ما را مشمول شفاعت اهل‌بیت قرار بده»؛ از جهتی که یک وقت کارمان خیلی گیر است، ان‌شاءالله این گیرها ما را گیر نیندازد و بتوانیم برویم بهشت با شفاعت، خیلی دعای خوبی است؛ شده، دعایش را هم کرده‌اند، می‌کنند، خیلی هم از این جهت دعای خوبی است، ولی بهتر از آن این است که انسان طوری زندگی‌اش را تنظیم بکند که محتاج نشود اصلاً به این شفاعت. خدایا من را جوری قرار بده که هیچ نیاز نداشته باشم به شفاعت اهل‌بیت، نخواهم آن‌ها را به اذیت و مشقت بیندازم؛ خودم یک سرمایه‌ای فراهم کرده باشم که آن سرمایه خودش شفیع من باشد. نه [اینکه بگویند] آقا این خودش درونش آن سرمایه را دارد، بسش است، اعتبارش به خودش است. بعضی‌ها شخصیت و اعتبارشان به هر چیزی است که خودشان دارند، نه اینکه یکی بیاید نجاتشان بدهد و به آن‌ها تازه اعتبار بدهد، شخصیت بدهد؛ اگر او نباشد این‌ها هیچ شخصیتی ندارند، هیچ اعتباری ندارند. اما حالا او باید بیاید به این‌ها اعتبار بدهد، شخصیت بدهد؛ این جهنمی است، حالا باید اهل‌بیت بیایند به او اعتبار بدهند. یا حالا «یا برو بهشت، خدایا نجاتش بده، به آبروی ما مثلاً نجاتش بده».

آن سرمایه مهم را آدم داشته باشد تا نخواهد شفاعتش کنند، محتاج به شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نشود؛ که هم آن‌ها بیشتر از این راضی باشند، هم خودش راضی‌تر باشد؛ چون این تکلّف برای خود فرد هم دارد. اصلاً تضمینی هم نیست همه‌جا؛ شرط و شروط دارد شفاعت. چرا آدم این‌قدر پایین باشد، سبک باشد، ذلیل باشد؟ کارهایی کرده باشد که چشمش به این و آن و این‌ور و آن‌ور باشد که یک طوری خودش را نجات بدهد. راه بهتر را انتخاب بکند، راهی را انتخاب کند که با کمال آرامش و اطمینان قلبی ببرندش بهشت؛ یک ذره‌ای، سر سوزنی جزع و نگرانی و اضطراب در او نباشد. این‌طوری باشد؛ این‌ها آن‌هایی هستند که خدا خیلی راضی است، اهل‌بیت (علیهم‌السلام) خیلی راضی‌اند از این‌ها.

آثار و برکات ورع در دنیا و آخرت

ولی ما به این بسنده کردیم که «خیلی خدایا لطف کن به ما، ما را مشمول شفاعت اهل‌بیت قرار بده». این دعا هم دعای خیلی خوبی است ولی نباید انسان این‌قدر پایین باشد که بخواهد با شفاعت، آن‌ها را اذیت کند؛ نخواهد این‌قدر بی‌اعتبار باشد که آن‌ها تازه بخواهند اعتبارش بدهند، بکشندش و نجاتش بدهند. چرا این‌جوری است؟ آن سرمایه را باید داشته باشد آدم؛ آن سرمایه را در این روایت که عرض کردیم، مثل همین روایت که عرض کردیم اشاره کرد: «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ»؛ کمک کنید ما را، ما را اذیت نکنید، «بالورع»، خودتان گناه نکرده باشید. اگر گناه نکرده باشی، نیاز نداری به شفاعت ما؛ نه ما را اذیت می‌کنید، نه محتاجید، نه دنبال این و آن می‌گردید، نه در قیامت اضطراب [دارید].

این‌همه آیه داریم در قرآن کریم، این‌هایی که گناه نمی‌کنند، اهل تقوایند، از جزع آن روز در امانند، از اضطراب آن روز در امانند، در امنیت کامل به سر می‌برند؛ یک ذره‌ای از این گرفتاری‌ها دامنگیرشان نمی‌شود. شما از این‌ها باشید؛ نیاز هم ندارند دیگر به شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام)؛ دنبال اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌روند. این‌طوری: «أَعِینُونِی بِوَرَعٍ» یا «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ»؛

«فَإِنَّهُ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْکُمْ بِالْوَرَعِ کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَرَجاً»

آن کسی که گناه نکرده و ورع دارد، همین ورع نجاتش می‌دهد؛ نیاز به هیچ‌چیزی هم ندارد. همین؛ نیاز ندارد که برود چنگ بزند به دامن یکی که «بیا من را نجات بده». تازه اینش هم سخته؛ اذیتی که می‌کند به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هم سخت است، اینش است. آنجا هم ما باری هستیم بر آن‌ها؛ آنجا هم [باریم]. اینجا که باریم، مصیبتیم برای آن‌ها؛ آن‌ور هم باریم. آن‌ور هم التماس و این‌ها که «نجاتمون بده»، آن‌ها را اذیت می‌کند؛ نکنید. هم این‌ور بار نباش، هم آن‌ور بار نباش. چقدر فاصله می‌شود؟ چقدر ما با گناه آسیب می‌زنیم به خودمان و بی‌آبرو و بی‌اعتبار می‌کنیم خودمان را پیش خدا، پیش خدایی‌ها؛ بعد هم به این بسنده کردیم که خدا ان‌شاءالله ما را مشمول شفاعت اهل‌بیت قرار بدهد. یک ذره برو بالاتر؛ نه، مشمول شفاعت اهل‌بیت نخواهی بشوی؛ این‌قدر کارت درست باشد که نیاز نباشد کار به اینجا بکشد. کسی که ورع داشته باشد خدا نجاتش می‌دهد، هیچ چیز دیگری هم احتیاج ندارد.

طاعت خدا؛ شفیع درونی انسان در قیامت

در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هست: «فَاجْعَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ شَفِیعاً»؛ برای آن روز قیامت، برای رسیدن به آن چیزهایی که می‌خواهید. امیرالمؤمنین می‌فرمایند این تقوا را، اطاعت خدا را شفیع خودتان قرار بدهید؛ این را شفیع بگذارید، داشته باشیدش که خودش شفیع شماست. درونت سرمایه‌ای هست که نجاتت می‌دهد. چقدر عزت و آبرو دارد چنین انسانی که حتی به شفاعت احتیاج ندارد، خودش سرمایه‌دار است؛ خودش به تبعیت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سرمایه‌دار شده است. شفیع قرار بدهید طاعت خدا را. یکی از شفیع‌ها در قیامت، بندگی خداست؛ گوش به حرف خدا دادن در دنیاست. شفیع درونی‌مان هم هست؛ از بیرون نمی‌خواهیم بگردیم در آن محشرِ وحشتناک و خطرناک و مصیبت‌بار، که بعد این‌همه موقف را بگذرانیم و این‌همه مصیبت آن روز را بگذرانیم، معلوم بشود جهنمی [هستیم]؛ می‌خواهند ببرند جهنم، آن اوج ترس و وحشت، حالا دنبال یک چیزی، مستمسکی بگردیم که ما را نجات بدهند. چرا کار به اینجا بکشد؟

همان اول برای متقین راه باز می‌کنند؛ اصلاً نه معطلی دارند، نه ترس دارند، نه [نامفهوم - ۲۲:۴۶] اضطرابی هست، نه فشاری هست، نه عذابی هست؛ راحت تازه ملائک به استقبالشان می‌روند، بسته به اعتبارشان. انبیاء، اوصیاء، این‌ها به استقبال بروند؛ تشریفات دارند، فرش قرمز دارند، تکریم دارند، تعظیم دارند، اعتبار دارند، آبرو دارند، عزت دارند، همه چیز دارند؛ چون خوب حرف خدا را گوش کرده بودند. چرا انسان این‌جوری نباشد؟ این‌قدر ذلیل باشد که معلوم شده جهنمی است، تازه التماس کند «من را نجات بدهید».

«وَ إِنَّهُ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْکُمْ بِالْوَرَعِ کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَرَجاً»

ان‌شاءالله خدا به ما این توفیق را بدهد، این توفیق بزرگ را بدهد که این‌قدر آبرودار باشیم، این‌قدر بنده خدا باشیم، این‌قدر در اطاعت خدا محکم، جدی و ثابت‌قدم باشیم که همین بشود شفیع ما در قیامت و به این واسطه هیچ‌وقت ان‌شاءالله محتاج شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نشویم و آن‌ها را اذیت نکنیم و به زحمت نیندازیمشان ان‌شاءالله.

دعا و صلوات پایانی

نثار ارواح طیبه همه انبیاء و اوصیاء انبیاء، مخصوصاً خاتم انبیاء [صلی‌الله‌علیه‌وآله] و همه حضرات معصومین (علیهم‌الصلاةوالسلام)، ارواح طیبه علما، شهدا، ارواح همه کسانی که گردن ما حق دارند، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. دعوت به ورع و تقوا؛ بزرگ‌ترین یاری به ائمه اطهار (ع)

صحبت درباره اهمیت گناه نکردن و ورع بود. مسئله‌ای که در روایات مطرح است، این است که بعضی از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) تعبیر به کمک خواستن از ما دارند. تعبیر این‌طوری است که می‌فرمایند: «أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ». در اینجا راوی از امام باقر (علیه‌السلام) روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ»؛ ما را به وسیله ورع و گناه نکردن یاری کنید. آنجا هم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند شما نمی‌توانید مثل من زندگی کنید؛ ولی این کارها که از دستتان برمی‌آید، با این کارها من را یاری کنید. آن کارها چیست؟ ورع، گناه نکردن، اجتهاد یعنی عبادت زیاد انجام دادن، عفت و سداد. با این چیزها فرمودند که من را یاری بکنید.

۲. حقیقت شفاعت؛ نجات‌بخش بندگان از آتش دوزخ

یک مسئله‌ای که در اسلام مطرح است، مسئله شفاعت است؛ که خدای متعال به بعضی در قیامت، این مقام بزرگ شفاعت را عنایت می‌کند. به بعضی داده می‌شود و مواردش هم مشخص است؛ گفته‌اند چه کسانی و چه چیزهایی را خدا به آن‌ها شفاعت می‌دهد که انسان‌ها را شفاعت کنند. یکی از موارد مهمش، همین شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است که آن‌ها انسان را شفاعت کنند. این شفاعت شرایطی دارد، آدابی دارد؛ عده‌ زیادی را خدای متعال به واسطه همین شفاعت و حق شفاعتی که به پیغمبر اکرم (ص) و به سایر حضرات معصومین (ع) داده می‌شود، از این طریق نجات می‌دهد؛ از جهنم نجات پیدا می‌کنند و وارد بهشت می‌شوند.

۳. مقام محمود؛ تجلی ستایش و شفاعت در قیامت

خدا به یک کسی بالاخره این‌طور لطف کند و این کمک را به او بکند؛ این کمک به این بزرگی که مشمول شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) قرار بگیرد و آن‌ها او را شفاعت کنند که برود و نجات پیدا بکند؛ این خیلی مسئله مهمی است. تعبیر به این در قرآن کریم هست که «مقام محمود»؛ در زیارت عاشورا هم هست. فرموده‌اند مقام محمود یعنی جایگاهی که هر کسی در آن جایگاه قرار دارد، به واسطه آن کاری که دارد انجام می‌دهد و به واسطه آن جایگاه، مشمول ستایش واقع می‌شود؛ یعنی هر کسی این جایگاه را نگاه می‌کند، تمجید می‌کند، تعظیم می‌کند، تکریم می‌کند که چه جایگاه بزرگی است؛ همه زبان به ستایش این جایگاه باز می‌کنند.

۴. حقیقت مقام محمود؛ موقعیت نجات گناه‌کاران

این جایگاه، مخصوصاً نسبت به پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تعبیر به مقام محمود است که هر کسی زبان به ستایش این جایگاه باز می‌کند. فرمودند این مقام و جایگاه، همان جایگاهی است که شفاعت می‌کند؛ یعنی این موقعیت پیدا می‌شود که عده زیادی که اهل جهنم هستند، با شرایطی نجات پیدا می‌کنند و خدا به واسطه شفاعت این اشخاص و این چیزهایی که مشخص شده برای شفاعت، به واسطه این‌ها می‌بردشان به بهشت. و الا خودشان اگر این جایگاه نبود، این موقعیت نبود، لیاقت بهشت رفتن را نداشتند و جهنمی بودند؛ این مقام شفاعت نجاتشان داد. خیلی توفیق بزرگی است که مشمول این مقام قرار بگیرند و بروند بهشت.

۵. هشدار امیرالمؤمنین (ع)؛ ما را با گناهان خود به مشقت نیندازید!

این جایگاه بلند و رفیع، یک طوری در بعضی روایات تعبیر شده که آدم احساس می‌کند این موقعیت و این کار برای حضرات معصومین (علیهم‌السلام) خوشایند هم نیست؛ خوشایندشان نیست که بخواهند عده‌ای را این‌طوری نجات بدهند. در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هست که فرمودند: «لَا تُعَنُّونَا فِی الطَّلَبِ وَ الشَّفَاعَةِ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا قَدَّمْتُمْ». تعبیر می‌کنند «لَا تُعَنُّونَا»؛ عَنّا یعنی اذیت کردن، یعنی کسی را به سختی انداختن. فرمودند ما را به مشقت و سختی نیندازید، اذیت نکنید که ما بخواهیم نسبت به کارهایی که شما انجام دادید، بیاییم و شفاعتتان را بکنیم. یک طوری باشید که احتیاج به شفاعت ما نداشته باشید.

۶. شرمندگی گناه‌کار؛ تمثیلی بر سختیِ شفاعت مادی و معنوی

یک کسی آمده مثلاً حق یک کس دیگری را خورده و ظلمی کرده است؛ حالا شرایط روزگار طوری پیش رفته که این به آن کسی که حقش را خورده، محتاج شده و نیاز پیدا کرده است. یک زمانی خیلی ظلم کرده در حقش؛ خب رویش نمی‌شود بیاید و برود به او بگوید «بیا این کار را برای من بکن». می‌آید سراغ شما، به شما می‌گوید: «بیا یک واسطه‌گری بکن، خلاصه وساطت من را بپذیرد». شما که واسطه می‌شوید، یک مقدار کار سخت است برایتان؛ سخت است این کار برای انسان که طرف رفته هر کار دلش خواسته کرده، حالا سرش به سنگ خورده، محتاج شده و مشکلش هم به دست همین شخص حل می‌شود.

۷. تقابل معرفت ائمه (ع) و گناه بندگان در محضر الهی

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با معرفتی که به این خدا دارند و به حقوقی که خدای متعال گردن ما دارد، نسبت به این خدا ارادت دارند، محبت دارند؛ همه چیزشان با این خدا تنظیم است. برای این راه، همه کار کرده‌اند؛ جان داده‌اند، آبرو داده‌اند، مال داده‌اند. به این گناه‌کار هم این‌همه گفتند که گناه نکن، ظلم نکن، حق خدا را ضایع نکن. در این راه هم این‌همه جان دادند که این گناه‌کار بیاید به راه مستقیم. خب نیامده؛ ظلمش را کرده، گناهانش را کرده. حالا محتاج شده به خدا؛ حالا می‌آید به همین اهل‌بیت (ع) می‌گوید که: «بیایید درستش کنید، شما بیایید ریش‌گرو بگذارید که خدا ما را ببخشد». مسلم است چیز خوشایندی نیست.

۸. زندگی را طوری تنظیم کنید که محتاج شفاعت نباشید!

فرمودند «لَا تُعَنُّونَا»؛ ما را دارید اذیت می‌کنید وقتی ما را مجبور می‌کنید که شما را شفاعتتان کنیم؛ خوب نیست. حالا این‌ور هر چی اذیت کردید، بسه دیگر؛ آن‌ور دیگر نمی‌خواهد این‌قدر اذیت کنید. لذا اینجا همین‌طور می‌فرمایند که کمک کردن و یاری کردن به همین است که شما زندگی‌تان را طوری تنظیم کنید که اصلاً محتاج شفاعت نباشید؛ همین‌طور صاف و سالم بگویند بفرما بهشت. چرا یک کاری می‌کنید محتاج می‌شوید به شفاعت، بعد ما را به زحمت می‌اندازید؟ نکنید این کارها را. این‌طوری تنظیم کنید خودتان را؛ خوش به حال آن‌هایی که هیچ‌وقت نیازی نداشته باشند به شفاعت اهل‌بیت و خودشان در وجودشان سرمایه‌ای داشته باشند.

۹. آثار و برکات ورع؛ فرج و گشایش حقیقی در پیشگاه خدا

بعضی‌ها شخصیت و اعتبارشان به هر چیزی است که خودشان دارند، نه اینکه یکی بیاید نجاتشان بدهد؛ اگر او نباشد این‌ها هیچ شخصیتی ندارند. چرا آدم این‌قدر پایین باشد، سبک باشد؟ کارهایی کرده باشد که چشمش به این و آن باشد که یک طوری خودش را نجات بدهد. راه بهتر را انتخاب بکند، راهی را انتخاب کند که با کمال آرامش و اطمینان قلبی ببرندش بهشت. آن سرمایه را باید داشته باشد آدم؛ اشاره کرد: «أَعِینُونَا بِالْوَرَعِ». اگر گناه نکرده باشی، نیاز نداری به شفاعت ما. امام باقر (ع) فرمودند: «فَإِنَّهُ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْکُمْ بِالْوَرَعِ کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَرَجاً». آن کسی که ورع دارد، همین ورع نجاتش می‌دهد.

۱۰. طاعت خدا؛ شفیع با عزت و درونی انسان در قیامت

در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هست: «فَاجْعَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ شَفِیعاً»؛ برای آن روز قیامت، برای رسیدن به آن چیزهایی که می‌خواهید. امیرالمؤمنین می‌فرمایند این تقوا را، اطاعت خدا را شفیع خودتان قرار بدهید؛ این را شفیع بگذارید، داشته باشیدش که خودش شفیع شماست. درونت سرمایه‌ای هست که نجاتت می‌دهد. چقدر عزت و آبرو دارد چنین انسانی که حتی به شفاعت احتیاج ندارد، خودش سرمایه‌دار است. یکی از شفیع‌ها در قیامت، بندگی خداست؛ گوش به حرف خدا دادن در دنیاست. شفیع درونی‌مان هم هست؛ از بیرون نمی‌خواهیم بگردیم در آن محشرِ وحشتناک، حالا دنبال یک چیزی، مستمسکی بگردیم که ما را نجات بدهند. چرا کار به اینجا بکشد؟

فهرست

1️⃣ مفهوم ورع و یاری رساندن به معصومین (ع)

◽️ معنای روایی «اعینونا بالورع» و کمک به امام

◽️ تبیین خطبه نهج‌البلاغه درباره سختیِ همراهی با امیرالمؤمنین (ع)

2️⃣ جایگاه شفاعت و حقیقت مقام محمود

◽️ شرایط، آداب و گستردگی شفاعت اهل‌بیت (ع) در قیامت

◽️ تبیین قرآنی مقام محمود به عنوان جایگاه ستایش الهی و نجات خلایق

3️⃣ سختی و ناخشنودی ائمه (ع) از شفاعت گناه‌کاران

◽️ شرح حدیث «لا تعنونا» و تبیین معنای مشقت و اذیت معصوم

◽️ بررسی تکلیفی و اخلاقیِ احتیاج به شفاعت در محشر

4️⃣ تمثیل مادی حقوق سه‌گانه (خدا، معصوم و بنده)

◽️ شبیه‌سازی وساطت دنیوی میان ظالم و مظلوم با محشر

◽️ تقابل معرفت و جان‌فشانی اهل‌بیت (ع) با بی‌توجهی گناه‌کاران

5️⃣ دعوت به کسب سرمایه درونی و بی‌نیازی از شفاعت

◽️ لزوم تنظیم زندگی برای ورود با عزت و بدون تکلّف به بهشت

◽️ تفاوت میان راه‌یافتگان با شفاعت و واردشوندگانِ بدون شفاعت

6️⃣ برکات تقوا و آرامش قلب در محشر

◽️ تبیین حدیث «کان له عند الله فرجاً» در سایه ورع

◽️ امنیت کامل، نفی اضطراب و عبور از مواقف وحشتناک قیامت

7️⃣ طاعت خدا؛ شفیع با عزت و درونی انسان

◽️ تبیین فراز «فاجعلوا طاعة الله شفیعاً» در نهج‌البلاغه

◽️ استقبال ملائکه و تشریفات خاص الهی برای متقین

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه ششم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی