🎧جلسه چهارم ماه مبارک رمضان
صوت کامل سخنرانی
1402/12/26
پست

🎧جلسه چهارم ماه مبارک رمضان 

--------------------------

🔑 صونوا دینکم بالورع؛ حقیقت تقوا و راهبردهای عملی حفظ دین

  • 🔔 دغدغه حفظ دین و امتحانات الهی در زندگی فردی و اجتماعی

  • ⚖️ سنت حتمی امتحان برای تمامی انسان‌ها

  • 💎 ویژگی کلام الهی و احادیث معصومین (ع): کم‌حرف و پرمحتوا

  • 🎯 ضرورت شناخت محور اصلی در فعالیت‌های دینی و فرهنگی

  • 🛡️ حفظ دین در پرتو «ورع» و دوری از گناه

  • 🚫 نفی ابزار حرام در مسیر هدایت و حفظ دین

  • 📉 سنت الهی در سقوط انسان؛ رابطه گناه و انحراف عقیدتی

  • 🌱 راهکار تربیت دینی: کم‌حرف، پرمحتوا و عملی

🎧جلسه چهارم ماه مبارک رمضان

🎧جلسه چهارم ماه مبارک رمضان 

--------------------------

🔑 صونوا دینکم بالورع؛ حقیقت تقوا و راهبردهای عملی حفظ دین

  • 🔔 دغدغه حفظ دین و امتحانات الهی در زندگی فردی و اجتماعی

  • ⚖️ سنت حتمی امتحان برای تمامی انسان‌ها

  • 💎 ویژگی کلام الهی و احادیث معصومین (ع): کم‌حرف و پرمحتوا

  • 🎯 ضرورت شناخت محور اصلی در فعالیت‌های دینی و فرهنگی

  • 🛡️ حفظ دین در پرتو «ورع» و دوری از گناه

  • 🚫 نفی ابزار حرام در مسیر هدایت و حفظ دین

  • 📉 سنت الهی در سقوط انسان؛ رابطه گناه و انحراف عقیدتی

  • 🌱 راهکار تربیت دینی: کم‌حرف، پرمحتوا و عملی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد.

علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

دغدغه حفظ دین و امتحانات الهی در زندگی فردی و اجتماعی

با مقدماتی که در جلسه قبل عرض شد، یکی از مسائل و سؤالاتی که پیش می‌آید این است که راه حفظ دین و این سرمایه بزرگ دین، نسبت به هر فردی و نسبت به هر جامعه‌ای چیست؟ این از سؤالات مهم و اساسی است که ما باید به آن توجه کنیم؛ حفظ دین خودمان، دین اطرافیانمان، زن و بچه، اقوام، دوستان و به طور وسیع‌تر در جامعه.

یکی از مهم‌ترین مسائل همینه که دین باید حفظ بشه. دغدغه‌اش هم گاهی در بین انسان‌های متدین مطرح می‌شود که چه کار باید بکنیم؟ چه راهی پیش بگیریم که دینمان حفظ بشود و خدای نکرده عاقبت‌به‌شر از دنیا نریم و دینمان را از دست ندیم؟

چون به چشم خودمان می‌بینیم که ابتلاءات، مشکلات، امتحانات و مسائلی گاهی خیلی سریع و زود پیش می‌آید؛ حالا چه در زندگی فردی هر کسی و برای هر شخصی در زندگی‌اش، چه در جامعه. مسائلی و اتفاقاتی پیش می‌آید که مثل امتحان می‌ماند؛ که وقتی آن مسئله طی می‌شود و سپری می‌گردد، انسان‌ها گاهی تازه از خواب بیدار می‌شوند و متوجه می‌شوند که این یک امتحانی بود.

در این میان، بعضی سربلند بیرون می‌آیند و بعضی سرافکنده. بعضی رفتاری می‌کنند، حرفی می‌زنند یا موضعی می‌گیرند که بعد پشیمان می‌شوند؛ البته اگر منصف باشند و طرف حق را در نظر بگیرند. بعضی هم نه، بعد از آنکه آب‌ها از آسیاب افتاد و گرد و غبار خوابید، متوجه می‌شوند یا تثبیت می‌شوند در آن نظری که اتخاذ کرده بودند و آن موضعی که گرفته بودند و آن راهی را که طی کرده بودند، و حقانیت آن را می‌فهمند.

سنت حتمی امتحان برای تمامی انسان‌ها

این ابتلاءات هم در جامعه هست و هم در زندگی فردی هر کسی. هر کسی را خدای متعال قسم خورده و در قرآن کریم تأکید کرده است که همه امتحان می‌شوند؛ آن هم به انواع و اقسام امتحانات. بالاخره کم و بیش در مجموع، انسان‌ها امتحان می‌شوند.

خداوند می‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ» و آیات دیگری که خدای متعال تأکید دارد که اصلاً بحث امتحان یک بحث مهم، اصلی و مفروغٌ‌عنه است که همه با آن مواجه می‌شوند. هر نوع امتحانی هم برای هر کسی ممکن است پیش بیاید؛ امتحان به مال، امتحان به فرزند، امتحان به دارایی‌ها و امتحان به هر چیز دیگری.

حالا این‌ها امتحان‌های سنگین‌تر است؛ امتحانِ تکالیف الهی هم که هر روز و شب برای انسان پیش می‌آید، سر جای خودش محفوظ است. ما با هر واجبی که مواجه می‌شویم، یک امتحان است برایمان؛ با هر حرامی هم که مواجه می‌شویم، یک امتحان است برایمان. این‌ها امتحان‌های روزمره همه‌ است. در ضمنِ این‌ها، گاهی افراد به امتحانات دیگر هم مبتلا خواهند شد.

از این جمع، کی الآن در چه امتحان سختی هست یا بعداً در چه امتحان سختی قرار خواهد گرفت؟ اصلِ آن قطعی است؛ ولی خدا می‌داند که بناست هر کدام ما و هر فرد از ما، تا مادامی که در قید حیات هستیم، غیر از تکالیف الهی با چه امتحاناتی مواجه بشویم. کسانی قطعاً موفق می‌شوند و کسانی هم قطعاً رفوزه می‌شوند؛ آن امتحان را از دست می‌دهند و فرصت آن امتحان، آسیب جدی به آن‌ها وارد می‌کند، از راه منحرف می‌شوند و از صراط مستقیم بیرون می‌روند.

بالاخره چیزی است که با چشم داریم می‌بینیم؛ کسانی با آن سابقه‌های عظیم و مهم در اسلام، در مسلمانی، در شیعه‌گری، در تقید به مسائل دینی، در انقلابی‌گری و در همه چیزها، ولی گذر زمان مواجه‌شان کرده با امتحاناتی، و این امتحانات به تدریج آن‌ها را از آن موضع صحیح و درست‌شان دور کرد و گرفتار شدند؛ دین از دست دادند، اخلاق را از دست دادند و سوابق نورانی و سوابق درخشان‌شان را از دست دادند.

این خطری است که در کمین تک‌تک ما هست و هیچ‌کسی، جز «عباد الله المخلَصین»، هیچ‌کس معلوم نیست از این مسئله پیروز و موفق بیرون بیاید. خطر است؛ زنگ خطر جدی است برای همه‌مان. عده‌ای بالاخره پیروز می‌شوند و عده‌ای هم نمی‌شوند. حالا تضمینی نیست که ما حتماً از آن‌هایی باشیم که پیروز می‌شویم؛ اما به رحمت الهی باید امیدوار باشیم و از خدای متعال باید کمک بگیریم. از خدا که کمک بگیریم، به ما راه‌هایش را یاد داده است که باید چه کار بکنیم.

در یکی از آن‌ها، این روایت بسیار مهم از امام صادق (علیه‌السلام) هست که در دو سه کلمه، تمام آنچه را که ما لازم داریم و باید به آن توجه کنیم نسبت به حفظ دینمان، بیان فرموده‌اند.

ویژگی کلام الهی و احادیث معصومین (ع): کم‌حرف و پرمحتوا

واضح است و می‌بینیم که هم خدای متعال در قرآن کریم و هم اولیاء خدا در روایات و ائمه معصومین (علیهم‌الصلوةوالسلام)، این‌ها مثل ما نبودند که کلی برنامه و کنفرانس و میزگرد و کتاب و مقاله و این چیزها بنویسند تا بالاخره ببینند برای یک مسئله و مشکلی راه حلی پیدا می‌شود، یا بخواهند پرحرفی بکنند؛ نه. هم خدای متعال همه آنچه را که اساس هدایت است در یک جلد قرآن کریم جا داده و آورده است، و هم حضرات، این قوانین الهی و این قواعد و نسخه‌ها را گاهی در عباراتی مختصر ولی پرمغز و محتوا جا داده‌اند که به آن توجه کنیم.

سپس دستور داده‌اند که در این‌ها تأمل کنید، به عمقش بروید، به حیطه نفوذش دقت کنید و ببینید این حرفی که زده شد، چه جاهایی از زندگی شما را در بر می‌گیرد؛ مصادیقش را پیدا کنید و مواردش را پیدا بکنید.

هر دستوری خدا می‌دهد، هر دستوری اهل‌بیت می‌دهند، ما گاهی به عنوان یک کلام خیلی زیبا و خوب از کنارش رد می‌شویم و عمق پیدا نمی‌کند برایمان. در حالی که عمقش به این است که در مواردی بگردیم ببینیم مصادیق این حرف در زندگی فردی من چیست؟ در زندگی اجتماعی من چیست؟ این دستوری که خدا داده یا این چیزی که از آن برحذر داشته، خب شاید من هم از همان‌هایی هستم که در این دستور مورد دارم، اشکال دارم و ایراد دارم. انسان باید پیدا کند هر دستوری را که داده می‌شود؛ این‌ها را باید به آن توجه کنیم.

ضرورت شناخت محور اصلی در فعالیت‌های دینی و فرهنگی

حالا یکی از چیزهای مهم در اینجا، همین روایت امام صادق (علیه‌السلام) است که در مورد حفظ دین صحبت فرموده‌اند؛ که ما توجه کنیم اگر می‌خواهیم دینمان حفظ بشود، روی این سرمایه‌گذاری کنیم. دیگر به حرف این و آن هم، وقتی از مصدر وحی و علم الهی صادر نشده، اعتباری نیست قاعدتاً. این حرف‌ها مبتنی بر واقعیات و حقایقی است که در علم الهی و حکمت الهی ریشه دارد؛ این‌ها را باید به آن توجه کنیم.

به ما می‌گویند دین را چطور حفظ بکنید؟ هر کدام ما حرفی می‌زنیم، مثل سایر مسائل که هر کسی به ذوق و سلیقه خودش حرفی می‌زند و مطلبی می‌گوید. اما چطور دین خودمان را، دین خانواده‌مان را و افراد را حفظ بکنیم؟ چارچوب فعالیت‌های دینی و فعالیت‌های فرهنگی باید چه باشد؟ محورش چه باشد؟ سمت و سویش چه باشد؟ این خیلی مهم است.

الان در جامعه ما گاهی متدینین این دغدغه را دارند که دین خودشان را حفظ کنند و نگران می‌شوند؛ دین بچه‌هایشان، دین افراد، و [می‌خواهند] بعد به دین جامعه [کمک کنند تا] بهتر بشود و مردم متدین‌تر بشوند. کسانی فعالیت‌هایی هم می‌کنند و کارهایی هم می‌کنند؛ اما نمی‌دانند روی چه چیزی باید سرمایه‌گذاری کنند؟ روی چه چیزی باید همت‌شان را متمرکز کنند؟ فعالیت‌های دینی و فرهنگی‌شان را با چه چارچوبی پیش ببرند؟ با چه هدفی دنبال کنند؟ دنبال چه باشند؟

ما فقط مثلاً گاهی هدفمان از بعضی کارها و برنامه‌های فرهنگی این است که مثلاً تهش این باشد که افراد بگویند اسلام حالا دین خوبی است، یا مثلاً جذاب است، یا فلان؛ هر چه. گاهی اهدافی هست، اهداف شاید بد هم نیست؛ اما چون هدف اصلی و چارچوب اصلی مشخص نیست که ما در حقیقت باید این سرمایه‌گذاری را که داریم می‌کنیم، در مسیر این هدف انجام دهیم و افراد باید در مسیر این هدف قرار بگیرند و به این سمت کشیده بشوند، [دچار مشکل می‌شویم]. آن چه هدفی است؟ چه چارچوبی است که باید به آن توجه کرد، به آن عنایت کرد، روش سرمایه‌گذاری نمود؟

خود من دینم را چطور حفظ کنم؟ چه کار کنم دینم حفظ بشود؟ کتاب بخوانم؟ کتاب اخلاق بخوانم؟ کتاب عقاید بخوانم؟ فلان کار را انجام بدهم؟ من چه کار کنم دینم حفظ بشود؟ دین بچه‌های من، دین خانواده من، دین اطرافیان من؛ چه کار باید کرد؟

حفظ دین در پرتو «ورع» و دوری از گناه

امام صادق (علیه‌السلام) -نه یک فرد عادی- می‌فرمایند: «اِتَّقُوا اللَّهَ»؛ تقوا داشته باشید، خودتان را از مخالفت فرمان خدا حفظ کنید. یک وقت تیر گناه و معصیت خدا بهتان اصابت نکند. «وَ صُونُوا دِینَكُمْ بِالْوَرَعِ»؛ دینتان را، اگر می‌خواهید حفظ کنید، اگر دغدغه حفظ دین دارید، با ورع و با گناه نکردن دینتان را حفظ بکنید. با سرمایه‌گذاری روی این مسئله و متمرکز کردنِ همت و فعالیت و همه کارهایی که انجام می‌دهید روی این مسئله و این هدف و این چارچوب، می‌توانید دینتان را حفظ بکنید.

دین با کارهای احساسی حفظ نمی‌شود؛ دین با تحریک احساسات، صرفاً حفظ نمی‌شود؛ دین با یک سری مسائلی که ما گاهی فکر می‌کنیم این‌ها دین را حفظ می‌کند، حفظ نمی‌شود. چون حفظ دین یعنی حفظ آن ارتباط صحیح انسان با خدا؛ حفظ آن تعبد انسان نسبت به دستورات خدا؛ حفظ تعبد انسان نسبت به دستورات اولیاء خدا. این می‌شود دین؛ مجموعه‌ای از عقایدی که خدا برای ما تعیین کرده و باید به آن معتقد باشیم. اولیاء خدا از خدای متعال گرفته‌اند و به ما می‌دهند، باید به آن معتقد باشیم.

خب، معتقد بودن به این‌ها و پایبند بودن به این‌ها و عمل به این‌ها، سرمایه‌ای می‌خواهد، زمینه‌ای می‌خواهد. آن زمینه صرفاً با کتاب و دفتر و با یک کارهای احساسی درست نمی‌شود، کار اساسی انجام نمی‌شود؛ مگر اینکه همه کارها در این چارچوب و راستا باشد که آدم‌ها را از گناه دور کند. یعنی نتیجه این برنامه من و این فعالیتی که من دارم، این باشد که من از گناه دورتر بشوم، خانواده‌ام از گناه دورتر بشوند، اقوامم، دوستانم و در سطح جامعه [نیز همین‌طور]. من تلاشم طوری متمرکز باشد که هم خودم به گناه مبتلا نشوم و فاصله بگیرم، هم بقیه را تلاش کنم از گناه دور کنم.

آن وقت اهمیت امر به معروف و نهی از منکر که «بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ» اینجا معلوم می‌شود؛ که چرا اسلام این‌قدر امر به معروف و نهی از منکر را بالا می‌داند؟ پایه همه فرائض است. نماز ستون دین است؛ اما اقامه نماز به امر به معروف و نهی از منکر، بر آن استوار است. زکات، روزه، حج، همه این‌ها با آن دوام و استمرار پیدا می‌کند؛ چون همه در این چارچوب است. اگر ما می‌خواهیم دینمان حفظ بشود و کمک کنیم دین مردم تقویت بشود، باید هر فعالیتی داریم، هر تلاشی داریم، هر کاری داریم انجام می‌دهیم، خروجی‌اش این باشد که لااقل عده‌ای را از گناه دورتر کنیم. این خروجی را باید داشته باشد.

قبح گناه، بدی گناه، خطر گناه در ذهن آدم‌ها باید بیشتر از این برجسته بشود، که نیست. تقوا و ورع یک عناوین تکراری است؛ همه بلدند، این‌جوری است دیگر. لزومی اصلاً ما به گفتنش نمی‌بینیم. خیلی وقت‌ها اگر به ما بگویند سفارشی بکن، یک سفارشی به ما داشته باش، یا به اهل‌بیت بگویند یک سفارش به ما داشته باشید، آن‌ها می‌گویند تقوا؛ «وصیتکم التقوی». اما به غیر اهل‌بیت وقتی می‌گویند، هر کسی یک چیزی می‌گوید. حالا آن چیزی که می‌گوید چیز بدی که نیست شاید، چیز خوبی هم هست؛ اما جامع نیست. یکی می‌گوید نمازت را مواظب باش، یکی می‌گوید نمی‌دانم چه چیزی را مواظب باش، یکی می‌گوید آن را مواظب باش. همه‌اش هم درست است، اما کافی نیست. ورع یعنی اجتناب از همه محرمات و انجام همه واجبات. با یک واجب کار درست نمی‌شود، چون ایمان تقویت نمی‌شود؛ همه‌اش با هم است. «اتقوا الله» همه دستورات خدا را در بر می‌گیرد؛ همه واجبات و همه محرمات، نه یکی‌اش. هرچند بعضی‌اش ممکن است از بعضی مهم‌تر هم باشد، اما با همه این‌ها انسان جلو می‌رود و پاک می‌شود، مطهر می‌شود و قلبش پاک می‌گردد.

نفی ابزار حرام در مسیر هدایت و حفظ دین

امام صادق (علیه‌السلام) دارند به ما یاد می‌دهند؛ اینجا جایی برای حرف هیچ‌کس دیگر نمی‌ماند. این است که شما اگر می‌خواهید دینتان را حفظ بکنید، روی ورع سرمایه‌گذاری کنید. طوری برنامه‌های خودتان، زندگی‌تان، بچه‌هایتان و جامعه‌تان را تنظیم کنید که از گناه دور باشند. مجلس گناه نروند؛ با آدم‌های گناهکار که از گناه علنی ابایی ندارند و جسورند، معاشرت نکنند. هر کاری که باعث می‌شود نسبت به انجام گناه، انسان متمایل‌تر بشود، نزدیک‌تر بشود یا زمینه گناه کردن در او بیشتر بشود، دوری کنند؛ این‌طوری زندگی را تنظیم کنند، محور این باشد.

من الان فلان جا می‌خواهم بروم؛ بروم یا نروم؟ به چه بسنجم که ببینم بروم یا نروم؟ به اینکه مثلاً آنجا بیشتر به من خوش بگذرد؟ بیشتر مثلاً حالم جا بیاید؟ شاد بشوم؟ فلان افراد را ببینم؟ چیز بیشتر بخورم؟ بالاخره ملاکم چیست که می‌خواهم تصمیم بگیرم این کار را بکنم، اینجا را بروم یا نروم، این کار را انجام بدهم یا ندهم، این تصمیم را بگیرم یا نگیرم؟ بالاخره در نهایت، ملاک چیست؟ هر کسی یک ملاکی دارد؛ یکی جذابیت دارد برایش، یکی خوش‌گذرانی دارد، یکی... بالاخره بیشترش هم حول هوای نفس انسان می‌گردد.

به ما یاد داده‌اند که می‌خواهی هر تصمیمی بگیری، اولین ملاک و معیار و مهم‌ترینش و اساسی‌ترینش این است که آن تصمیمی که می‌خواهی بگیری، آن جایی که می‌خواهی بروی، آن حرفی که می‌خواهی بزنی، آن کاری که می‌خواهی بکنی، از گناه دورتر باشد؛ گناه نباشد، از گناه فاصله دور داشته باشد، به گناه منجر نشود. نه گناه باشد، نه نزدیک به گناه باشد، نه منجر به گناه بشود؛ همه این‌ها را باید در نظر بگیرید. این محور است. آن وقت این کار را بکنی، دینت حفظ می‌شود؛ «صونوا دینکم بالورع».

دینتان را با کار احساسی نمی‌توانید حفظ بکنید. با فعل حرام، با عمل حرام و وسیله حرام، به ما نتیجه خوب نمی‌دهد. می‌خواهیم عده‌ای را جذب بکنیم، به چه ترفندی؟ به چه وسیله‌ای؟ وسایلی و راه‌هایی و کارهایی که بعضاً آدم می‌بیند خود این حرام است. شما می‌خواهی با حرام، بقیه را جذبِ دین بکنی؟ با کار حرام؟ با موسیقی حرام؟ با فعل حرام؟ با ادا و اصولی حرام؟ با این‌ها می‌خواهی جذب کنی و دین مردم را حفظ کنی؟ که نتیجه نمی‌دهد، عکس است. تو خودت با همین کارها و رفتار و وسیله‌ات، داری ایمانت را و ایمان بقیه را تضعیف می‌کنی. چطور این ایمانِ ضعیف حاضر می‌شود دینش را سفت نگه دارد؟

تنها پایه حفظ دین، به ایمان انسان است؛ هرچه ایمان ضعیف‌تر، خطر از بین رفتن دین بیشتر؛ هرچه ایمان قوی‌تر، استحکام و بقاء دین در انسان بیشتر و خطر از بین رفتن کمتر است. آن وقت با ایمان ضعیف، با گناه و با معصیت، می‌خواهد یک کاری کند که این‌ها علاقه‌مند بشوند به دین! نه، دین با کار حرام به دست نمی‌آید و حفظ نمی‌شود؛ دین با فعل حرام به دست نمی‌آید، حفظ نمی‌شود؛ علاقه به دین با این‌ها درست نمی‌شود. ممکن است چهار صباحی احساساتی را تحریک کند، باز برمی‌گردد سر جای قبلش، با یک ایمانِ گاهی ضعیف‌تر. این‌ها راهش نیست. راه را من و شما هم نمی‌توانیم بسازیم؛ راهش را اولیاء خدا و اهل‌بیت یاد داده‌اند: «صونوا دینکم بالورع». مصون بدارید دینتان را، حفظ کنید دینتان را، نگه دارید دینتان را با ورع؛ با این، نه حتی به اعمال صالحه.

گاهی افرادی هستند اهل اعمال صالحه هم هستند؛ کارهای صالح و خوب انجام می‌دهند، مستحبات دارند، عبادات دارند، خدمت به خلق دارند و از این کارهای بسیار مفید و مهم دارند، اما با این‌ها هم صرفاً دین حفظ نمی‌شود. می‌بینی طرف خودش تو این چیزها بوده ولی دینش را از دست داده است. با گناه نکردن دین حفظ می‌شود. نمی‌فرماید «صونوا دینکم بالعمل الصالح»، یا به فلان کارهای مستحب، به فلان این چیزها؛ با این‌ها نیست. این‌ها چیزهای خیلی مفید و مهمی است، اما این‌قدر زور و قوه و توان ندارد که دین را در انسان حفظ کند. آن چیزی که به دین آسیب می‌زند -اساسی- گناه است؛ آن چیزی که دین را حفظ می‌کند -اساسی- ترک گناه است.

سنت الهی در سقوط انسان؛ رابطه گناه و انحراف عقیدتی

«ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوئَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُون»؛ گناه عاقبت کار انسان را شر می‌کند، عاقبت‌به‌شر می‌کند انسان را. گناه، کم‌کم آیات الهی را تکذیب می‌کند؛ چیزهای واضحی که دست قدرت خدا در آن واضح است، حکمت خدا در آن واضح است، این‌ها را انکار می‌کند، دیگر نمی‌بیند، مسخره می‌کند. همان چیزی را که قبلاً خودش به آن مقید بود، حالا زیر سؤال می‌برد، مسخره می‌کند، تکذیب می‌کند. چنان‌که می‌بینیم جلو چشممان هستند افرادی که در سیاست و در غیر سیاست و این‌ها، این‌ها یک سابقه‌ای داشتند داغ، در این مسائل دینی و آن‌چنانی، ولی الان کاملاً ۱۸۰ درجه چرخیده‌اند.

چه چیزی این‌ها را به این روز انداخت؟ گناه؛ یک کلمه. نمی‌خواهد صد من مثنوی و تحلیل بنویسی و بررسی عوامل مختلف بکنی. این عوامل مختلف را اگر عصاره‌اش را -اگر درست تشخیص داده باشی- همه را جمع بکنی، عصاره‌اش را که بگی می‌شود گناه. آقا یک جاهایی گناه کرده که به این وضع مبتلا شد؛ همین. گناه هیچ تعارفی ندارد با انسان؛ ایمان انسان را از بین می‌برد. هیچ تعارفی هم با اعتقادات ندارد. حالا آن چیزی را که انسان پایش سرمایه داده، پایش تلاش کرده، جون داده، آبرو داده، این‌ها... همان‌ها را هم ممکن است از انسان بگیرد.

هیچ تضمینی نیست که چون این سابقه‌اش خوب بوده، چون خیلی در راه دین زندان کشیده، رنج کشیده، جانباز شده، فلان شده، پس این دیگر تضمین است و این دیگر سعادتمند است؛ نه. هیچ چیز سعادت انسان را تضمین نمی‌کند. جهاد، تلاش، کوشش، جهاد در راه خدا، جانباز شدن، اسیر شدن، سابقه، تلاش؛ این‌ها هیچ‌کدام ایمان آدم را حفظ نمی‌کند، فقط ترک گناه است که ایمان را حفظ می‌کند. همه چون موظفند، به گناهانی مبتلا خواهند شد و در امتحاناتی قرار خواهند گرفت؛ با گناه به زمین می‌خورد و همه آن سابقه خوب را می‌بوسد و می‌گذارد کنار. اصلاً پشت می‌کند به آن سابقه که چرا من این سابقه را داشتم؟ اصلاً پشیمان می‌شود از آن سابقه خوب. چرا؟ چه چیزی این‌جور می‌کند آدم را؟ گناه؛ یک کلمه. مقاله هم نمی‌خواهد، کنفرانس هم نمی‌خواهد.

راهکار تربیت دینی: کم‌حرف، پرمحتوا و عملی

حرف‌های خدا و پیغمبر و ائمه، مختصر است، کم‌خرج است، پرزور، پرمحتوا، عمیق و بدون هزینه است. ماه رمضان آمده، خدا مفت و مجانی دارد آدم‌سازی می‌کند؛ به چه چیز؟ می‌گوید نخور؛ همین. کلی بودجه و بخشنامه و آیین‌نامه و این‌ها دیگر در کار نیست که. یک ماه رمضان قرار داده، گفته: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ خیلی ساده و راحت، یک وعده نخورید، در طول روز نخورید، به تقوا نزدیک می‌شوید. ما می‌رویم که برویم کار فرهنگی بکنیم، هیچ‌ هم نتیجه که نمی‌گیریم هیچ، عقب هم می‌رویم! خدا کارهای فرهنگی‌اش عملی است، اساسی است؛ دو کلمه، یک کلمه، اما عمیق، کم‌حرف، پرمحتوا؛ این‌جوری.

در «صونوا دینکم بالورع»، می‌خواهی دینت حفظ بشود، می‌خواهی دین جامعه حفظ بشود، تلاشت را، برنامه‌ریزی‌هایت را، فعالیت‌ها و هر کاری داری می‌کنی، متمرکز کن روی اینکه ورع را، گناه نکردن را در جامعه و در اطرافیان خودت [نهادینه کنی]. شما پدری، در خانواده خودت یک طوری تنظیم کن که از گناه دورتر باشید مجموعاً. این را هم برای بچه‌ها و برای خانواده جا بینداز؛ برای اقوام، برای کسان، برای جامعه.

هر جایی آدم قرار می‌گیرد، معلمی، مربی‌یی، این‌هایی که زیر دستت هستند، این را برایشان جا بینداز. هر جایی می‌روی، این را برجسته کن، این را یاد بده، این را تفهیم کن. این چیزی است که همه بلدند؛ اما این علمش عمیق نشده، در دل‌ها نرفته است. بلدی غیر از فهم است. این‌ها چیز جدیدی نیست، تکراری است.

چرا این‌قدر تکرار می‌کند خدا؟ چون در عمق دلِ کمتر کسی فرو می‌رود که این‌ها را باور کند؛ نه اینکه بگوید آره، درست است، بله، آن که مسلم است، باشه. دقیقاً نقطه ایراد و اشکال آدم، همین حالت است. امیرالمؤمنین فرمود آن که اهل تقواست، این‌جوری نیست که می‌گوید بله آن که مسلم است؛ کجایش مسلم است؟ گرفتاری! می‌رسی رویش، چشم را می‌بندی و رد می‌شوی. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»؛ خب دیگه حالا این که مشکلی نیست، این حلّه، بریم بعدی!

خب خدا چرا این‌قدر تکرار می‌کند؟ یک بار می‌گفت اتقوا الله، دو بار می‌گفت، سه بار می‌گفت، بس بود دیگر؛ چرا تکرار می‌کند؟ چون مشکل اصلی من، شما و همه، همین است. این اصلاح نمی‌شود، آن وقت اصلاح نمی‌شویم، درست نمی‌شویم.

«صونوا دینکم بالورع»؛ هر جایی هستی، هر تلاشی داری می‌کنی، کار فرهنگی می‌کنی، کار تبلیغی می‌کنی، جاده خاکی نرو؛ وسط میدان، در صراط مستقیم، سرمایه‌گذاری بکن روی اینکه هرچه می‌توانی ایمان خودت و اطرافیانت را تقویت [کنی]. ایمان بالاترین سرمایه انسان است، در این چیزها ایمان است؛ ایمان با گناه از بین می‌رود. هرچه می‌شود باید روی ترک گناه بیشتر کار کرد؛ دور بشوند، بدشان بیاید آدم‌ها، فاصله بگیرند. حالا هرچه که منتج به این نتیجه بشود. هر کار صحیحی که برساند به [این هدف]. انواع و اقسام ابزار دارد، وسائل دارد، راه‌ها دارد که آدم با اقشار مختلف، اول خودش، بعد اقشار مختلف ببیند خب من چه کار کنم که این فرزندم را، اقوامم را، دوستانم را، نوجوان‌ها را، جوان‌ها را، مردم محل را، کی را، این‌ها را از گناه دورتر کنم؟ روی این سرمایه‌گذاری کنم؛ نمی‌خواهد خیلی پس و پیش برود آدم. آن وقت بخواهد این را محور قرار بدهد، راهش را کم‌کم پیدا می‌کند.

پس ان‌شاءالله که خدای متعال توفیق به ما مرحمت کند که این حرف‌هایی را که خدایی‌ها و اهل‌بیت پیغمبر اکرم و خود ایشان به ما یاد دادند -چون ایشان هم فرمودند در ماه مبارک بهترین کار همین ورع است، همین گناه نکردن است- [به کار ببندیم]. این‌ها را خدایی‌ها درک کردند و درک می‌کنند که چه چیزی در گناه هست، چه‌قدر آسیب در گناه هست و چه‌قدر خیرات در گناه نکردن هست، که این‌قدر سرمایه‌گذاری اصلی‌شان روی این مسئله است. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند این‌ها را یاد بگیریم و بعد بفهمیم و بعد عمل کنیم؛ بعد به ما توفیق بدهد این‌ها را در حیطه وسیع‌تر از خودمان، در اطرافیانمان و در جامعه بتوانیم بیشتر و بهتر پیاده کنیم ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبه همه انبیاء و اوصیاء، مخصوصاً خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و ارواح طیبه علمای ربانی، شهدا و ارواح همه کسانی که گردن ما حق دارند، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. راه حفظ دین در مواجهه با امتحانات الهی

یکی از سؤالات مهم و اساسی که باید به آن توجه کنیم این است که راه حفظ دین و این سرمایه بزرگ نسبت به هر فردی و جامعه‌ای چیست؟ چگونه دین خود، اطرافیان، خانواده و جامعه را حفظ کنیم تا خدای نکرده عاقبت‌به‌شر از دنیا نرویم؟ ما به چشم خود می‌بینیم ابتلاءات، مشکلات و امتحاناتی گاهی خیلی سریع پیش می‌آید؛ چه در زندگی فردی و چه در جامعه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که مثل امتحان است. وقتی آن مسئله سپری می‌شود، انسان‌ها تازه از خواب بیدار شده و متوجه می‌شوند که این یک امتحان بود؛ بعضی سربلند بیرون می‌آیند و بعضی سرافکنده. برخی رفتاری می‌کنند، حرفی می‌زنند یا موضعی می‌گیرند که بعداً پشیمان می‌شوند.

۲. حتمیت سنت امتحانات الهی برای همه

ابتلاءات هم در جامعه هست و هم در زندگی فردی؛ خدای متعال تأکید کرده که همه انسان‌ها به انواع و اقسام امتحانات مواجه می‌شوند. امتحان به مال، فرزند، دارایی‌ها و هر چیز دیگری ممکن است پیش بیاید. علاوه بر این، تکالیف الهی نیز روزمره همه‌ ماست؛ با هر واجبی که مواجه می‌شویم یک امتحان است و با هر حرامی یک امتحان. بناست هرکدام ما تا مادامی که در قید حیات هستیم، غیر از تکالیف با امتحاناتی مواجه شویم. در این میان، کسانی قطعاً موفق می‌شوند و کسانی هم رفوزه شده، فرصت را از دست می‌دهند و آسیب جدی به آن‌ها وارد می‌شود. از راه منحرف شده و از صراط مستقیم بیرون می‌روند.

۳. زنگ خطری برای سوابق درخشان دینی

کسانی با آن سابقه‌های عظیم و مهم در اسلام، شیعه‌گری، تقید به مسائل دینی و انقلابی‌گری، در گذر زمان با امتحاناتی مواجه شدند که به تدریج آن‌ها را از موضع صحیح دور کرد. گرفتار شدند، دین و اخلاق را از دست دادند و سوابق نورانی و درخشان‌شان نابود شد. این خطری است که در کمین تک‌تک ماست و هیچ‌کس، جز عباد الله المخلَصین، معلوم نیست از این مسئله پیروز بیرون بیاید. این یک زنگ خطر جدی برای همه‌مان است و تضمینی نیست که ما حتماً پیروز شویم. باید به رحمت الهی امیدوار باشیم و از خدای متعال کمک بگیریم که او راه‌هایش را به ما یاد داده است.

۴. جامعیت و عمق نسخه‌های هدایت اهل‌بیت (ع)

خدای متعال و اولیاء خدا در روایات، مثل ما نبودند که کلی برنامه، کنفرانس، میزگرد و مقاله بنویسند تا برای مشکلی راه حلی پیدا کنند یا بخواهند پرحرفی بکنند. خدای متعال تمام آنچه را که اساس هدایت است در یک جلد قرآن کریم جا داده است. حضرات معصومین نیز این قوانین و نسخه‌های الهی را گاهی در عباراتی مختصر ولی پرمغز و محتوا بیان کرده‌اند. دستور داده‌اند در این کلمات تأمل کنید، به عمقش بروید، به حیطه نفوذش دقت کنید و ببینید چه جاهایی از زندگی شما را در بر می‌گیرد؛ مصادیق آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود پیدا کنید.

۵. «ورع»؛ نسخه اصلی امام صادق (ع) برای حفظ دین

امام صادق (علیه‌السلام) در مورد حفظ دین صحبت فرموده‌اند که اگر می‌خواهید دینتان حفظ شود، روی این مسئله سرمایه‌گذاری کنید. ایشان می‌فرمایند: «اِتَّقُوا اللَّهَ» تقوا داشته باشید و خود را از مخالفت فرمان خدا حفظ کنید؛ «وَ صُونُوا دِینَكُمْ بِالْوَرَعِ» دین خود را با ورع و با گناه نکردن حفظ کنید. با متمرکز کردن همت و فعالیت‌های خود روی این هدف و چارچوب، می‌توانید دینتان را حفظ کنید. دین با کارهای احساسی و تحریک احساسات صرفاً حفظ نمی‌شود؛ چرا که حفظ دین یعنی حفظ ارتباط صحیح و تعبد انسان نسبت به دستورات خدا و اولیاء الهی. این امر پایبندی و زمینه‌ای می‌خواهد که با کارهای احساسی درست نمی‌شود.

۶. معیار سنجش و خروجی فعالیت‌های فرهنگی

نتیجه و خروجی برنامه‌ها و فعالیت‌های ما باید این باشد که خودمان، خانواده، دوستان و جامعه از گناه دورتر شویم. تلاشم باید طوری متمرکز باشد که هم خودم به گناه مبتلا نشوم و هم بقیه را از آن دور کنم. اهمیت امر به معروف و نهی از منکر نیز همین‌جا معلوم می‌شود که پایه همه فرائض است؛ حتی اقامه نماز بر آن استوار است. اگر می‌خواهیم دینمان حفظ شود و دین مردم تقویت گردد، باید خروجی هر تلاشی که انجام می‌دهیم لااقل دور کردن عده‌ای از گناه باشد. قبح، بدی و خطر گناه در ذهن آدم‌ها باید برجسته شود.

۷. ورع؛ اجتناب از همه محرمات و انجام واجبات

ورع یعنی اجتناب از همه محرمات و انجام همه واجبات. با یک واجب کار درست نمی‌شود، چون ایمان تقویت نمی‌گردد؛ همه‌چیز با هم است. دستور «اتقوا الله» همه واجبات و محرمات را در بر می‌گیرد، نه فقط یکی را. هرچند بعضی از دستورات ممکن است از بعضی دیگر مهم‌تر باشند، اما با همه این‌ها انسان جلو می‌رود، مطهر می‌شود و قلبش پاک می‌گردد. امام صادق (علیه‌السلام) به ما یاد می‌دهند که اگر می‌خواهید دینتان حفظ شود روی ورع سرمایه‌گذاری کنید؛ طوری برنامه‌ها و زندگی خود را تنظیم کنید که از گناه دور باشید، مجلس گناه نروید و با آدم‌های گناهکار معاشرت نکنید.

۸. ملاک اصلی در تصمیم‌گیری‌های زندگی چیست؟

به ما یاد داده‌اند هر تصمیمی که می‌خواهید بگیرید، به هر جا می‌خواهید بروید، هر حرفی که می‌خواهید بزنید و هر کاری که می‌خواهید بکنید، اولین، مهم‌ترین و اساسی‌ترین معیار این است که آن کار از گناه دورتر باشد؛ گناه نباشد، نزدیک به گناه نباشد و به گناه منجر نشود. این محور اصلی است؛ آن وقت است که دین انسان حفظ می‌شود. دین با کار احساسی حفظ نمی‌شود؛ وسیله حرام به ما نتیجه خوب نمی‌دهد. نمی‌توان با کار، موسیقی، فعل یا ادا و اصول حرام، بقیه را به دین جذب کرد و دین مردم را حفظ نمود؛ این روش نتیجه عکس می‌دهد.

۹. گناه؛ عامل اصلی انحراف و عاقبت‌به‌شری

قرآن می‌فرماید: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوئَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ». گناه عاقبت کار انسان را شر می‌کند؛ گناه کم‌کم باعث می‌شود انسان آیات الهی و چیزهای واضحی را که حکمت خدا در آن عیان است تکذیب و مسخره کند. چه چیزی افرادی را که سابقه‌ای داغ در مسائل دینی داشتند، کاملاً ۱۸۰ درجه چرخاند؟ گناه؛ یک کلمه. گناه هیچ تعارفی با انسان ندارد و ایمان را از بین می‌برد. هیچ‌چیز از جمله جهاد، جانبازی، اسارت و سابقه، سعادت و ایمان آدم را تضمین نمی‌کند؛ فقط و فقط ترک گناه است که ایمان را حفظ می‌کند.

۱۰. شیوه عملی و کم‌خرج خداوند در تربیت دینی

حرف‌های خدا، پیغمبر و ائمه مختصر، کم‌خرج، پرزور، عمیق و بدون هزینه است. در ماه مبارک رمضان، خداوند مفت و مجانی دارد آدم‌سازی می‌کند؛ می‌گوید در طول روز نخورید، همین. کلی بودجه، بخشنامه و آیین‌نامه در کار نیست؛ فرمود: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ». خیلی ساده با نخوردن، انسان به تقوا نزدیک می‌شود. کارهای فرهنگی خدا عملی و اساسی است؛ کم‌حرف اما پرمحتوا. پس برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های خود را روی این متمرکز کنید که ورع و گناه نکردن را در خانواده، اطرافیان و جامعه تفهیم و برجسته کنید. این محور اصلی صراط مستقیم است.

فهرست

1️⃣ اهمیت و ضرورت حفظ دین در عصر امتحانات

◽️ راه حفظ دین و سرمایه بزرگ آن در زندگی فردی و اجتماعی

◽️ سنت حتمی امتحانات الهی و مواجهه انسان‌ها با ابتلاءات ناگهانی

2️⃣ زنگ خطر سقوط و بی‌اثری سوابق درخشان دینی

◽️ هشدار درباره انحراف تدریجی و از دست رفتن سوابق نورانی

◽️ شمولیت سنت امتحان برای همگان و نفی هرگونه تضمین دائمی

3️⃣ ویژگی‌ها و ساختار نسخه‌های هدایت اهل‌بیت (ع)

◽️ کلام معصومین؛ نسخه‌هایی مختصر، پرمغز، عمیق و کم‌حرف

◽️ ضرورت تدبر در عمق کلام و کشف مصادیق فردی و اجتماعی آن

4️⃣ ورع و گناه نکردن؛ نسخه اصلی امام صادق (ع) برای حفظ دین

◽️ سرمایه‌گذاری بر «ورع» به عنوان تنها محور اصلی صانت از دین

◽️ نفی کارآمدی فعالیت‌های صرفاً احساسی در تثبیت ارتباط با خدا

5️⃣ معیار سنجش و خروجی حقیقی فعالیت‌های فرهنگی

◽️ دوری از گناه؛ شاخص اصلی موفقیت در تربیت دینی و برنامه‌های فرهنگی

◽️ جایگاه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان پایه و استوارکننده فرائض

6️⃣ ورع؛ حقیقت جامع تقوا و دوری از ابزارهای نامشروع

◽️ تعریف ورع به عنوان اجتناب از تمامی محرمات و انجام کلیه واجبات

◽️ حرمت استفاده از ابزار و افعال حرام برای جذب افراد به دین

7️⃣ گناه؛ عامل اصلی انحراف عقیدتی و عاقبت‌به‌شری

◽️ رابطه مستقیم ارتکاب معصیت با تکذیب و مسخره کردن آیات الهی

◽️ نقش تضعیف ایمان در سقوط انسان و کارآمدی تقوا در نظام تربیتی الهی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جلسه چهارم ماه مبارک رمضان

موضوع: صوت کامل سخنرانی