
🎧سخنرانی در شب سوم ماه مبارک رمضان - جلسه اول
--------------------------------
🌙 حکمت عبادات، حقیقت روزهداری و راهبرد مبارزه با نفس در ماه مبارک رمضان

🎧سخنرانی در شب سوم ماه مبارک رمضان - جلسه اول
--------------------------------
🌙 حکمت عبادات، حقیقت روزهداری و راهبرد مبارزه با نفس در ماه مبارک رمضان
🎧سخنرانی در شب سوم ماه مبارک رمضان - جلسه اول
--------------------------------
🌙 حکمت عبادات، حقیقت روزهداری و راهبرد مبارزه با نفس در ماه مبارک رمضان
در اسلام هرکدام از این عباداتی که خدای متعال قرار داده است، حکمت و مصالحی در آن هست. همهی فایده، حکمت و مصلحت اینها هم به خودِ انسانها برمیگردد؛ آثار آن عمل، همهاش به انسان برمیگردد. چون خدای متعال احتیاجی ندارد به اعمال ما؛ کسی که خودش ما را خلق کرده و آفریده است، احتیاجی ندارد به ما و به مخلوق خودش؛ نه به وجودش، نه به کارش، نه به عبادتش، نه به گوشحرفدادنش؛ به هیچ جهتی از آن، هیچ احتیاجی ندارد خدا. غنی هست؛ هرکسی هرچیزی دارد، خدای متعال به او داده است. بنابراین، احتیاجی نیست. هرچه از فایده هست برای هر عملی، لابد برمیگردد به خودِ انسانی که آن عمل را انجام میدهد و فایدهاش به خودِ فرد و جامعه برمیگردد. هرکدام از این اعمال آثاری دارند، فوایدی دارند.
ماه مبارک رمضان، مهمترین عمل و ویژگی بزرگش و عملی که در آن هست، همین است که روزه را خدای متعال در این ماه واجب کرده است. اینجا بالخصوص خدای متعال اشاره کرده، اشاره فرموده به علت و حکمتِ روزهداری. ما بسیاری از عباداتمان هست، اعمال خیرمان هست که علت و حکمتش را نمیدانیم؛ اشاره نکردهاند، نفرمودهاند. ممکنه افراد چیزهایی حدس بزنند، اما اینکه واقعیت آن عمل چی هست و حکمتش چی هست، اثرش چی هست، آنها را نمیدانیم. اما بعضی از این اعمال مهم را خدای متعال یا در قرآن کریم یا در روایات اشاره شده به حکمت و علتش. یکی از این اعمال بزرگ همین روزه هست که خدای متعال یک ماه، روزهاش را در طول سال واجب کرده است که انسان بگیرد.
چرا؟ چه فایدهای دارد؟ خودِ خدا تصریح میکنند در قرآن کریم که فایدهاش همین «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» هست؛ که شما در سایهی گرفتن روزه، در سایهی حذف یک وعده غذا، در سایهی این نخوردن و نیاشامیدن و ترکِ بعضی کارها و انجامندادن بعضی کارها در طول روز، شما اثری که باید از آن به شما برسد، این است که تقوا و گوشبهحرفخدادادن و بندگی خدا کردن، در شما تقویت بشود؛ شما اهل تقوا بشوید؛ از گناه و معصیت دوری بکنید.
انسان باید فکر بکند در این مسئله، که خوردن چقدر مگر آسیب دارد؟ زیاد خوردن، پرخوریِ مستمر، زیاد خوردن، اینها مگر چه آثاری دارد که خدای متعال اینطور واجب کرده این روزه را و مستقیم ربطش داده به تقوا و گناه نکردن؟ انسان عاقل قاعدتاً در این مسائل تأمل میکند، فکر میکند و چون خدای متعال که خالق ما هست، ما را آفریده و به صلاح و مصلحت ما و شر و مفسدهی ما بیشتر آگاه هست، او اینطور بیان فرموده و او این چیزها را به هم ربط داده است؛ لذا انسان تصدیق میکند، اگر خوب از عقلش استفاده میکند، که آن چیزی که خدا میفرماید را بپذیرد و گوش بدهد.
در این مسئله هم همینطور است؛ یک وعده غذایی حذف میشود، خدا میفرماید شما آماده میشوید و گرایش پیدا میکنید و میروید و امیدِ به این هست که برسید به تقوا و بندگی خدا.
در این واجب مهم، هدف را مشخص کردهاند؛ هدف مشخص شده که انسان با عنایت به آن هدف، راه را گم نکند؛ حکمت را و علت را و هدف را در نظر بگیرد، راه اصلی را گم نکند. ما در خیلی عبادات، اگر ندانیم علتش چیست، آن استفادهی لازم و مهم را نمیبریم؛ مثل خیلی از ما مسلمانها که خیلی عبادات را انجام میدهیم، اما چون علت و حکمتش را یک عمر شاید متوجه نباشیم، از آن عبادت جز تکلف و سختی و رنج، هیچچیز دیگری بهره نمیبریم؛ بهرهی خاصی ندارد. لذا، این حالت تکلف در عبادت همچنان برایمان باقی میماند.
اما آن کسی که توجه کند به اینکه چه جهتی بوده در اینکه خدا مثلاً روزه را واجب کرده است، باید قاعدتاً سعی بکند در آن مسیر حرکت بکند، در آن راه حرکت بکند، در جهت رسیدن به آن هدف حرکت بکند؛ این تلاش و سعی را باید بکند. این تلاش و سعی را وقتی کرد، آثارش را میبیند؛ اگر نکرد که هیچ. اما اولین مقدمهاش این است که انسان بداند فایدهی آن عمل چیست. لذا خدا فایده را اشاره کرد، فرمودند که فایدهاش این است.
طبیعتاً وقتی فایده این هست که انسان به تقوا گرایشش بیشتر بشود، سمتوسوی کارش به این مسئله نزدیکتر بشود و جهت پیدا بکند به این مسئله، قاعدتاً آن چیزی هم که در طول این ماه باید انسان خیلی نسبت به آن مراقبت بکند، همین هست؛ چون بناست با یک ماه روزهگیری، انسان به «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» برسد، برسد به تقوا، بندگی خدا، به این مرحله برسد. این چیزی نیست که بناست بعد از یک ماه تازه شروع بشود؛ با این یک ماه، انسانها با هر شرایط و اوضاعی که دارند، قاعدتاً آمادگیشان بیشتر میشود برای رسیدن به این؛ اما این چیزی نیست که از اول انسان نتواند مراعات بکند. لذا، اگر بخواهد آن هدف خوب تأمین بشود، باید از اول مهمترین چیزی که مراقبت میکند رویش، همین مسئله باشد که گناه نکند.
لذاست که پیغمبر اکرم در آن خطبهی شعبانیه، وقتی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: «این همه فضایل که برای این ماه فرمودید، این همه آثار خوب و اعمال خوب که برای این ماه فرمودید، حالا ما اگر بخواهیم آن بهترین و مهمترین را داشته باشیم در این ماه، که اگر احیاناً نتوانستیم از فیض بقیهی کارهای خیر در این ماه بهرهمند بشویم، لااقل آن مهمتره و اصلیتره را مراقبت کنیم و به دست بیاوریم»، وقتی میپرسد امیرالمؤمنین این را، پیغمبر اکرم جواب را متناسب با همان هدفی که خدای متعال ترسیم کرده و مشخص کرده، بیان میکنند؛ که بهترین عمل این است که انسان در طول این ماه، همهی همتش را و تلاشش را روی این نقطه متمرکز کند که هیچ گناه نکند. آن وقت، از آثار روزه بهترین استفاده را میکند و بهرهمند میشود.
اما اگر روزه را همراه کرد با معصیت، طبیعتاً نمیتواند به این نقطه برسد که خوب باتقوا بشود؛ نمیتواند به این نقطه برسد. آن وقت، آن هدف تأمین نمیشود؛ لذا، فقط فایدهای که برای انسان میماند، گرسنگی و تشنگیاش هست، همینقدر؛ بیش از این هم چیزی نمیبرد؛ که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ». ما کم نداریم روزهداری که فایدهی روزهداریش فقط همین گرسنگیاش هست، تشنگیاش هست، فایدهی دیگری نمیبرد. اما آنها لطف کردند به ما، اشاره کردند، یاد دادند فوتِ کوزهگریِ روزهداری برای اینکه بتواند آن چیزی که خدا میخواهد، درست بشود و به دست بیاید، همین است؛ لذا، پیغمبر اکرم فرمودند: «بهترین عمل این است که انسان گناه نکند».
امام سجاد (علیهالسلام) در دعای ورود به ماه مبارک رمضان، وقتی دعا میکنند و از خدا میخواهند که خدای متعال این توفیق را بدهد که ما بتوانیم این ماه را روزه بگیریم، کنارش اولین مسئلهای که مطرح میکنند همینه. دین ما، سیستمش و نظامش همهاش هماهنگ است. اولین معصوم با آخرین معصوم، با هرکدام از معصومین، مطابق قرآن کریم، همه روی یک مبنا و یک شکل و بنا خلاصهاش کار را پیش میبرند و حرف میزنند. و همانطور که خدا فرمود «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، همانطور پیغمبر اکرم فرمود «بهترین عمل گناه نکردن»، همانطور امام سجاد (علیهالسلام) هم فرمود: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ». «خدایا، ما را یاری کن و این توفیق را به ما بده که این ماه مبارک رمضان روزهاش را بگیریم، محروم نشویم از روزهی این ماه. یک مانعی و چیزی پیش نیاید که ما از روزهی این ماه محروم شویم.» در خطبهی شعبانیه پیغمبر اکرم فرمودند: «دو تا چیز را از خدا بخواهید در این ماه، که خدا کمکتان بکند؛ یکیاش همین روزهی این ماه بود. تلاش کنید یک طوری برنامه بریزید که از روزهی این ماه محروم نشود انسان.» گاهی انسان کارهای موانعی پیش میآید که میتوانست جلویش را بگیرد که از این روزه محروم نشود. یکی این را فرمودند، یکی فرمودند تلاوت قرآن؛ «از خدا بخواهید، دعا کنید که خدا توفیق بهتان بدهد قرآن تلاوت کنید.»
حالا همانطور که پیغمبر اکرم فرمود «بخواهید از خدا»، امام سجاد (علیهالسلام) دعایش را به ما یاد دادهاند: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ». «خدایا، به من توفیق بده یک وقت از این مشکلاتی پیش نیاید در این ماه که من از روزهی این ماه محروم شوم. اگر یک کاری، یک چیزی پیش آمده که باعث میشود پرداختن به آن کار مقداری از روزهی این ماه را از دست بدهم، ولی میشود این کار را من بگذارم برای بعد، مشکلی پیش نمیآید، خب، یک طوری برنامه را آدم تنظیم کند بگذارد برای بعد مثلاً؛ یا قبل ماه مبارک انجام بدهد یا بعدش انجام بدهد. از روزهی این ماه محروم نکند؛ چون روزهی مستمرِ این ماه، استمرار این روزه آن حالت معنویت را در انسان تقویت میکند؛ چون باعث میشود بعدِ مادی انسان، بعدِ جسمانی انسان ضعیف میشود یک مقداری؛ ضعفِ حالت جسمانی و حیوانیِ انسان، تقویتِ حالت معنوی انسان را دنبال خودش دارد.»
لذا، در این حد خدا خواسته که این یک ماه روزه بگیرند و این یک ماه از آن حالت حیوانیت فاصله بگیرند؛ یک مقداری درجهاش کم بشود. فرمودند: «خدایا، به من توفیق بده روزهی این ماه را بگیرم»، اما سریع پشتبندش به ما یاد دادند: «بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ». «وقتی روزه را بگیرم، اما این روزهداری را همراه کنم با گناه نکردن؛ زبانم را کنترل بکنم، چشمم را کنترل بکنم، دست و پایم را کنترل بکنم.» بعد در ادامهاش ایشان اشاره میفرماید یکییکی، که زبانم به آن چیزی که تو خواستی، تو گفتی، گویا بشود؛ چشمم به آن چیزی که تو ممنوع کردی، باز نشود؛ گوشم از آن چیزی که تو ممنوع کردی، به لهو و گناه و اینها باز نشود؛ اینها راهش بسته بشود. اینها همه با هم هماهنگ است. فوتِ کوزهگریاش را یاد داده که اگر یک کسی بخواهد در این ماه بهترین استفاده را ببرد، قدم اولش و بهترین کاری که میتواند بکند، این هست.
از این بهتر آن کسی است که هم گناه نمیکند، هم سایرِ اعمال خیر، مستحبات و آن چیزهایی که در این ماه قرار داده شده و توصیه شده، استفاده میکند؛ هر دو تا را. این بیشترین برد را پیدا کرده است؛ یک چنین انسانی، که خدا به او توفیق بدهد هم گناه نمیکند، هم عبادت میکند، هم صدقه به فقرا میدهد، هم اکرام ایتام میکند، هم سفره میاندازد، هم هرچه که از دستش بر بیاید از آن دستورات که پیغمبر اکرم دادهاند، بتواند انجام بدهد؛ این از همه جلوتر است؛ چون آن فوتِ کوزهگری که گناه نکردنه رو دارد، مضاف بر آن آن چیزهایی که استفادهی انسان را از روزه و از این چیزها بیشتر میکند، آنها را هم دارد؛ لذا، جهش دارد در این ماه. بعد از این ماه، یک چنین فردی یک جهش بزرگی دارد در ایمان، در ایمان.
که ما در طول سال اینطور که در ماه مبارک رمضان قاعدتاً زمینه هست که جهش داشته باشد ایمانمان و اوج بگیرد و قوت بگیرد، در طول سال هیچ فرصتی مثل این ماه مبارک نداریم. لذا، تمام آن چیزی که مهمه بعد از این ماه مبارک، اینه که آن چیزی را که در ماه مبارک به دست آوردیم، تا ماه مبارک بعدی حفظش کنیم، همین؛ معمولاً چیزی به آن اضافه نخواهد شد؛ چیزی اضافه نمیشه. آن چیزی که در ماه رمضان به دست آوردیم، آن حفظ بشود تا ماه رمضان بعدی. هیچوقت آن جهش در طول سال دیگر معمولاً پیش نمیآید برای افراد، چون زمینهاش دیگر نیست؛ دیگر راه پرخوری و متنوعخوری باز میشود، راه این که باز شد، دیگر آن زمینهها نیست.
آن کسی که هم گناه نمیکند، هم از این چیزها استفاده میکند، خیلی از این عبادات و مستحبات و دعاها، نمازها؛ مثل نمازهایی که امشبها هست، دعاهایی که هست، مال روز، مال شب، اینها هرکدام اثر خاص و مفید خودش را دارد در رشد ایمان انسان، در تنظیم فکر انسان و معرفت انسان نسبت به واقعیات، معرفت انسان نسبت به خدای متعال. اینها هرکدام اثر خاصی دارد؛ اما همهاش اثر اساسیش منوط به اینه که آدم مواظبت بکند روی اخلاق و اعمال و رفتار و گفتارش؛ اینها آلوده نباید باشد به گناه. اگر اینها آلوده نشود، هر کار خیری میکند، بهترین استفاده را میکند. آن وقت، بعضیها هستن این خدا بهشان این توفیق را میده، این یک ماه هم آنها را دارن، هم آنها را؛ اینها از همه جلوترند. پشت سر آنها کسانیاند که توفیق کار خیر خیلی خدا بهشان نداده، ندارند، اما یک توفیق بزرگ را دارند و آن که لااقل اگر از آن کارهای خیر و مستحب توفیق ندارند، اما نسبت به گناه نکردن و تقوا مراقبت جدی و مهم را دارند. اینها هم سود میبرند، اینها هم جلو میروند، نه به اندازهی دستهی اول، اما اینها لااقل اینه که دچار ضرر نیستند که هیچ، سود هم خواهند برد، اما سودشان نسبت به آن دستهی اول کمتر است.
غیر از اینها هرکی دیگه باشه، دیگه در ضرر و زیان است؛ یعنی تمام این ماه، تکلفِ روزهداریِ اینها را داشته، که باید هم داشته باشد انسان، واجب هم هست، اما اینهمه تلاش کرده، زحمت کشیده، سختی کشیده، چیز کمی عایدش میشود. مزد و ثواب خدا به او میده، اما خدا فقط مزد و ثواب که نمیخواست به ما بدهد؛ میخواست با این روزهداری، ایمان ما تقویت بشود، معنویت ما بیشتر بشود، در سایهی تقویت ایمان و معنویت ما اخلاقمان بیشتر اصلاح بشود، کارهایمان بهتر بشود، حال معنویمان بیشتر رشد پیدا بکند، معنویتر بشود؛ خیلی چیزها خدای متعال میخواست از این عمل، که ما به دست بیاوریم. ما به کمش بسنده میکنیم؛ نباید به این کم بسنده کنیم که فقط ثوابی به ما بدهند، هیچ دیگه فایدهای ندارد. و یک عمر از انسان میگذرد روزه هر سال گرفته، اما حالش با ۱۰ سال پیشش یکی است؛ فرقی نمیکند. نمازِ حالش با ۱۰ سال پیشش در یک حد و اندازه و قواره هست؛ بیش از این نیست. اینها خطرناک است؛ اینها آدم را میکشاند به آن سمت که یهواشیهواش زمینهی ترک کردن و از دست دادنش برای انسان فراهم بشود. آن وقت، یک امتحانی، بادِ امتحان بوزد، چه بسا ممکنه انسان با یک شبههای، با یک آسیبی، با یک امتحان سنگینی، اینها را از دست بدهد؛ کمااینکه خیلیها همینطور در طول زمان میبینیم متأسفانه، یک چیزایی رو دارن از دست میدن؛ نماز را از دست میدن، روزه را از دست میدن، چیزهای دیگر را از دست میدن.
چرا؟ چون همهی این چیزایی که گفته شد که خدای متعال تنظیم کرده خواسته، اینها را ندارند. کسی که نداشته باشد تقوا را، از اعمال دینی فقط یک تکلف و فشار میفهمد؛ بیش از این که چیزی نمیفهمد؛ فقط ملالآور است؛ تکلیفه دیگه، فشار فقط روی انسان دارد. آن وقت، این فشار آدم را میکشاند به سمتی که کمکم خدای نکرده کاهل بشود نسبت به آن کار خیر، کمکم ترک بکند؛ یا با شبههای، با گرفتاری ذهنی از دست بدهد، ضعیف بشود، سرد بشود، مأیوس بشود. خب، واقعیت هم هست، چون نگاه میکند میبیند من که یک عمر نماز خواندم مگر چی بهم دادن مثلاً؟ چی مثلاً گیرم آمده؟ خب، بله، چیز خیلی گیر آدم نمیاد؛ شما تلاش کردی، خدا مزدی را بناست در آخرت به شما بدهد، اما آنجاست دیگه جاش، اینجا که نیست که؛ در حالی که خدا میخواست شما نماز که میخوانی، روزه که میگیری، همینجا استفاده کنی؛ همینجا اخلاق تنظیم بشود، همینجا حال انسان و روحیهی معنویش تقویت بشود، همینجا خشونت قلبیاش و قساوت قلبیاش از بین برود، نرم بشود روح و دلش؛ اینها را خدا میخواست از ما؛ میخواست ما با عبادات به اینها برسیم؛ قلب خاشع، نرم، دل و اعضاء و جوارح خاضع، متواضع، در مقابل خدا، در مقابل خلق خدا، اینها را خدا میخواست. اما چرا هی فاصله میگیریم؟ چون اینها را نداریم؛ اینها را توجه به آن نکردیم.
لذا، باید حالا که اوایل ماه مبارک رمضان هست، تصمیم بگیریم، همت کنیم، تلاش کنیم این مسئلهی مهم را خیلی مراقبتش بکنیم؛ که اگر لااقل توفیق نداریم از همهی فضائل و مستحبات این ماه استفاده کنیم، آن کار اصلی را لااقل ترکش نکنیم؛ آن مسئلهی اصلی از دست ما نرود. شیطان هم با آن کار دارد. شیطان رجیم با اعمال مستحبیِ ما خیلی کاری ندارد؛ به مستحبات ما آزرده نمیشه خیلی؛ آن چیزی که آزارش میده، گناه، گناه نکردنِ ما هست؛ آن چیزی که آزارش میده، تقوای ما هست. به خاطر همین، تمامِ هدفش را و سرمایههایش را جمع میکند آنجا، که به این سمت کسی نرود. خودش قسم خورده از روز اول: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ». من با یک چیز کار دارم با اینها و آن صراط مستقیمه، که اینها یک وقت کسیشان موفق نشود در این صراط وارد بشود؛ این هم بندگی است. با مستحبات ما مشکلی ندارد خیلی شیطان؛ کمااینکه میبینیم انسانها در مستحبات، گاهی زمینه روی زمینهی روحی و فکریاش که ایجاد میشه، زود اقدام میکنند؛ گاهی کارهای سخت و سنگینی هم انجام میدهند، همت میکنند؛ چون آنجا خیلی شیطان دستوپای آدم را خیلی نمیگیرد، کمه، زور خیلی نمیخواهد، نمیزنه؛ چون مشکلی با آن ندارد، چون آن آدم را اصلاح نمیکند.
از اصلاحِ ما میترسه. یک چیز فقط آدم را اصلاح میکند، آن هم تقواست؛ آن هم رفتن در صراط مستقیمه. لذا، با صراط مستقیم کار دارد. صراط مستقیم توش مسئلهی مستحبات مسئلهی اصلی نیست؛ مسئلهی اصلی واجبات و محرماته، با آن کار دارد؛ «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ». نهاینکه نمیگذارم هیچ عمل خیری اینها انجام بدهند؛ همچنین حرفی نزد؛ که نمیگذارم هیچ کار خوبی اینها انجام بدهند، چرا؟ گاهی حتی کمک میکند به انجامِ یک عملی که ظاهراً خوبه و خیره؛ کمک میکند، مثل آنهایی که آدم میبیند از لحاظ عقایدشان عقاید باطل دارند، ولی مثلاً تقیدشان به یک کاری مثل نماز یا کار دیگری خیلی هم خوبه، خیلی هم مقیدند؛ بعضی مثلاً فرض بگیر جاهایی از اهل سنت افرادی از شیعه میرن میبینن مثلاً اینها چقدر به نمازشان مقیدند؛ و نماز اول وقتش، مثلاً چقدر مقیده، با چه حالی میخواند، با چه صوت حزینی میخواند. خب، این را شیطان با اینهایش کاری ندارد، هیچ مشکلی شیطان با این نماز اول وقت و با صوت حزینش و اشکِ چشمِ جاریِ چشمش هیچ کاری ندارد؛ چون ریشه و پایهاش خرابه، ایمانش از لحاظ محبت و ولایت اهل بیت آسیب دیده، پایه نداره اصلاً؛ لذا، هرچه میخواهد عبادت کنه؛ هیچ مشکلی ندارد با آن نمازش، با آن اشکش، با آن اول وقتش، با آن قلب خاشعش، همه محفوظه. شاید کمک هم بده. ما در روایاتی اشاره فرمودند که اینها را میبینید گریه میکنند، اینطوریان، شیطان یاریشان میکند؛ شیطان این کار را باهاشان میکند. اینطوریه ما. گریه بکنه انسان در نماز، میشه؛ اما پایهی اصلیِ ایمان، از پایههای اصلی ایمان که ولایت اهل بیت هست، خب، ندارند، اما خب، مشکلی نیست، چون اصلاً خرابه.
لذا، او با مستحبات ما کاری ندارد؛ آسیبی نمیبیند. چی خیلی نگرانش میکند؟ اینکه ما وارد صراط مستقیم بشویم؛ یعنی وارد خط بندگی خدا بشویم؛ واجبات و محرمات را خیلی مراقبت بکنیم، از این میترسه. لذا، تمام تلاشش را میکند انسان را غافل بکنه، به غفلت بکشونه. در غفلت جیب آدم را میزنه؛ یک وقت آدم چشم باز میکند میبیند: «عه! من چرا اینجا اینقدر تند شدم به همسرم؟» بابا، مثلاً فرضا اشتباهی هم کرد، اما تاوانش این نبود براش؛ این تندی که من کردم، این تاوان این عمل اشتباه آن هم نبود که؛ این دادی که من سر بچهام زدم، این دستی که به رو آنها بلند کردم، این تاوانش نبود. چرا رفت از دستم؟ چرا خارج شده از دستم؟ این همونه که شیطان تمام سرمایهاش را رویش گذاشته بود؛ که در یک لحظه انسان را غافل بکنه، یک صحنهی امتحان پیش میاد، یک کسی یک کاری انجام میده که ما ناراحت میشیم، حالا صدا را بلند میکنیم، دست بلند میکنیم، زبان را میچرخونیم به چیزهای غلط و بد. این اتفاقا میافتاده. اینجا با همینهایش شیطان کار داره. همهی سرمایهگذاریاش در همین بزنگاههاست.
حالا شما قبلش بعدش برو هرچی میخوای نماز مستحب بخون، آنها ترسی نداره براش؛ چون آنها مال اصلاح نفس اماره نیست. آن چیزی که نفس امارهی ما را اصلاح میکند، ترک گناهه؛ گناه نکردنه و لا غیر. این مهمترین سرمایهی شیطان در وجود ما نفس امارهمان هست؛ امارهی به سوء، به بدی، به گناه؛ به آن سمت گرایش میده انسان رو. آن هم تلاشش اینه که این سرمایهی داخلی که ما داریم از دست نرود؛ این نفس اماره ضعیف نشود، از بین نرود، نفس مطمئنه یک وقت نشود؛ چون این نفس مطمئنه شد، از تمام حیطهی شیطان خارج میشود. تمام تلاشش اینجاست؛ مستحبات با همهی آثار بزرگ و بسیار مفیدشان، این قدرت را ندارند. آن چیزی که خدای متعال در علم و حکمت و مصلحتش میدانست که انسان را اصلاح میکند و مهمترین کار برای اصلاح فرد و جامعه هست، همین مسئله هست، آن هم با همین کار دارد؛ شیطان هم دقیقاً نقطهی مقابلش؛ «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ». نه اینکه نمیگذارم هیچ عمل صالحشان را. میشینم، مواظبم، در کمینم، که اینها یک وقت وارد صراط مستقیمت نشوند. وارد این نشوند.
لذا برگ برنده با آن کسی است که بیاید این ماه مبارک طی بشود، از حالا به بعد تصمیم بگیرد گناه من نکنم و اگر چیز دیگری از دستم بر نمیاد، لااقل گناه نکنم؛ این خیلی ضربهی کاری و اساسی به شیطان زده است. اما گناه میکند، کارهای خیر هم میکند؛ این از بعضی آثارش آنها بهرهمند میشود، اما آن کار اساسی نشده است.
انشاءالله خدای متعال را قسم میدهیم به حق پیغمبر و آل پیغمبر به ما توفیق مرحمت بکند که در این ماه مبارک، هم توفیق به ما بدهد به گناه نکردن، به رعایت تقوا، هم توفیق بدهد نسبت به سایر اعمال خیر. دست ما را بگیرد، ما را کمک بکند، ما را یاری بکند، هم روزه بگیریم، هم قرآن تلاوت کنیم، هم نماز بخوانیم، هم از همهی اینها مهمتر نسبت به واجبات الهی بیشتر مقید بشویم، نسبت به محرمات الهی و نسبت به ترکشون، رها کردنشون بیشتر مقید بشویم؛ از خدا میخواهیم دست ما را بگیرد، ما را به حال خودمان واگذار نکند، ما را در این میدان جنگ نفس اماره، شیطان، ما را تنها نگذارد؛ اگر خدای متعال ما را تنها بگذارد، ما خودمان از دست خودمان کاری ساخته نیست؛ او باید دست ما را بگیرد؛ لذا، ما هم از خدا یاری میخواهیم که توفیق مرحمت کند هم روزه بگیریم، هم تقوا را مراعات بکنیم، تا انشاءالله به سلامت و عافیت این مسیر را بتوانیم طی بکنیم.
نثار ارواح طیبهی انبیاء عظام، مخصوصاً خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهمالصلوةوالسلام) و ارواح طیبهی علمای ربانی، شهدا، امام شهدا و همهی کسانی که گردن ما حق دارند، سه صلوات بفرستید.
در اسلام هرکدام از این عباداتی که خدای متعال قرار داده است، حکمت و مصالحی در آن هست. همهی فایده، حکمت و مصلحت اینها هم به خودِ انسانها برمیگردد و آثار آن عمل، همهاش به خود ما بازمیگردد. چون خدای متعال احتیاجی ندارد به اعمال ما؛ کسی که خودش ما را خلق کرده و آفریده است، غنی مطلق است و هیچ احتیاجی به مخلوق خود ندارد؛ نه به وجودش، نه به کارش و نه به عبادتش. بنابراین، هرچه از فایده هست برای هر عملی، لابد برمیگردد به خودِ انسانی که آن عمل را انجام میدهد و در نهایت، فایدهی آن به خودِ فرد و جامعه برمیگردد؛ چرا که هرکدام از این اعمال آثاری دارند و فوایدی بیشمار.
ماه مبارک رمضان، مهمترین عمل و ویژگی بزرگش این است که روزه را خدای متعال در این ماه واجب کرده است. خودِ خدا تصریح میکنند در قرآن کریم که فایدهی آن همین «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» هست؛ یعنی شما در سایهی گرفتن روزه، در سایهی حذف یک وعده غذا و در سایهی این نخوردن، نیاشامیدن و ترکِ بعضی کارها در طول روز، اثری که باید به شما برسد، این است که تقوا، گوشبهحرفخدادادن و بندگی کردن در شما تقویت بشود و شما اهل تقوا بشوید و از گناه و معصیت دوری بکنید. چون خدای متعال که خالق ما هست، به صلاح و مصلحت ما و شر و مفسدهی ما بیشتر آگاه است و او این چیزها را به هم ربط داده است.
در این واجب مهم، هدف مشخص شده است تا انسان با عنایت به آن هدف، راه را گم نکند؛ حکمت، علت و هدف را در نظر بگیرد و راه اصلی را گم نکند. ما در خیلی از عبادات، اگر ندانیم علتش چیست، آن استفادهی لازم و مهم را از آن نمیبریم؛ مثل خیلی از ما مسلمانها که خیلی از عبادات را انجام میدهیم، اما چون علت و حکمتش را یک عمر شاید متوجه نباشیم، از آن عبادت جز تکلف، سختی و رنج، هیچچیز دیگری بهره نمیبریم و برای ما بهرهی خاصی ندارد. لذا، این حالت تکلف در عبادت همچنان برایمان باقی میماند. اما آن کسی که توجه کند به هدف، در جهت رسیدن به آن حرکت میکند.
پیغمبر اکرم در خطبهی شعبانیه، جواب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را متناسب با همان هدفی که خدای متعال ترسیم کرده، بیان میکنند؛ که بهترین عمل این است که انسان در طول این ماه، همهی همتش را و تلاشش را روی این نقطه متمرکز کند که هیچ گناه نکند. آن وقت، از آثار روزه بهترین استفاده را میکند و بهرهمند میشود. اما اگر روزه را همراه کرد با معصیت، طبیعتاً نمیتواند به این نقطه برسد که خوب باتقوا بشود. آن وقت، آن هدف تأمین نمیشود و فقط فایدهای که برای انسان میماند، گرسنگی و تشنگیاش هست؛ کمااینکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ». فوتِ کوزهگریِ روزهداری همین گناه نکردن است.
دین ما، سیستم و نظامش همهاش هماهنگ است؛ از اولین معصوم تا آخرین معصوم، همه روی یک مبنا کار را پیش میبرند. همانطور که خدا فرمود «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» و پیغمبر فرمود «بهترین عمل گناه نکردن است»، امام سجاد (علیهالسلام) هم در دعای خود میفرماید: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ». یعنی خدایا، ما را یاری کن و این توفیق را به ما بده که روزهی این ماه را بگیریم و محروم نشویم. در خطبهی شعبانیه نیز پیامبر فرمودند دو چیز را از خدا بخواهید که کمکتان کند؛ یکی همین روزه بود و دیگری تلاوت قرآن؛ از خدا بخواهید که خدا توفیق بهتان بدهد قرآن تلاوت کنید. انسان باید طوری برنامه بریزد که محروم نشود.
انسان باید طوری برنامهاش را تنظیم کند که از روزهی این ماه محروم نشود؛ چون روزهی مستمرِ این ماه و استمرار این روزه، آن حالت معنویت را در انسان تقویت میکند. این بدان دلیل است که بعدِ مادی انسان و بعدِ جسمانی انسان یک مقداری ضعیف میشود؛ و ضعفِ حالت جسمانی و حیوانیِ انسان، تقویتِ حالت معنوی انسان را به دنبال خودش دارد. لذا، در این حد خدا خواسته است که این یک ماه را روزه بگیرند و از آن حالت حیوانیت فاصله بگیرند تا یک مقداری درجهی آن کم بشود. امام سجاد (علیهالسلام) فرمودند: «خدایا، به من توفیق بده روزهی این ماه را بگیرم»، اما سریع پشتبندش یاد دادند: «بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ».
اگر کسی بخواهد در این ماه بهترین استفاده را ببرد، قدم اولش گناه نکردن است. از این بهتر آن کسی است که هم گناه نمیکند، هم از سایرِ اعمال خیر و مستحبات استفاده میکند. این انسان بیشترین برد را پیدا کرده است و جهش دارد در این ماه. بعد از این ماه، یک چنین فردی یک جهش بزرگی دارد در ایمان. ما در طول سال، اینطور که در ماه مبارک رمضان زمینه هست که ایمانمان جهش داشته باشد و اوج بگیرد، در طول سال هیچ فرصت دیگری مثل این ماه مبارک نداریم. لذا، تمام آن چیزی که بعد از این ماه مبارک مهم است، این است که آن را تا ماه مبارک بعدی حفظ کنیم.
خدا فقط مزد و ثواب نمیخواست به ما بدهد؛ میخواست با این روزهداری، ایمان ما تقویت بشود، معنویت ما بیشتر بشود و در سایهی آن، اخلاقمان بیشتر اصلاح بشود، کارهایمان بهتر بشود و حال معنویمان رشد پیدا بکند. خیلی چیزها خدای متعال میخواست از این عمل که ما به دست بیاوریم. نباید به این کم بسنده کنیم که فقط ثوابی به ما بدهند. در حالی که خدا میخواست شما نماز که میخوانی، روزه که میگیری، همینجا استفاده کنی؛ همینجا اخلاق تنظیم بشود، روحیهی معنوی تقویت بشود، خشونت و قساوت قلبی از بین برود و روح و دل نرم بشود. خدا از ما قلب خاشع و اعضای خاضع میخواست.
شیطان رجیم با اعمال مستحبیِ ما خیلی کاری ندارد و به مستحبات ما آزرده نمیشود. آن چیزی که او را آزار میدهد، گناه نکردن و تقوای ما هست. به خاطر همین، تمامِ هدفش را و سرمایههایش را جمع میکند آنجا، که کسی به این سمت نرود. خودش قسم خورده از روز اول: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ». او با صراط مستقیم کار دارد و در صراط مستقیم، مسئلهی اصلی واجبات و محرمات است. یک چیز فقط آدم را اصلاح میکند، آن هم تقواست؛ آن هم رفتن در صراط مستقیم است. لذا تمام تلاشش را میکند انسان را غافل بکند و در غفلت جیب آدم را بزند.
همهی سرمایهگذاریِ شیطان در همین بزنگاههاست؛ که در یک لحظه انسان را غافل بکند. یک صحنهی امتحان پیش میآید، یک کسی یک کاری انجام میدهد که ما ناراحت میشویم، حالا صدا را بلند میکنیم یا زبان را میچرخانیم به چیزهای غلط و بد. اینجا با همینهایش شیطان کار دارد. حالا شما قبل و بعدش برو هرچی میخواهی نماز مستحب بخوان، آنها ترسی ندارد برایش؛ چون آنها مال اصلاح نفس اماره نیست. آن چیزی که نفس امارهی ما را اصلاح میکند، ترک گناه است؛ گناه نکردن است و لا غیر. مهمترین سرمایهی شیطان در وجود ما نفس امارهی ماست که به بدی گرایش میدهد و باید مراقبت شود.
نکته: در تمامی بخشها کلمات و ساختار عبارات دقیقاً منطبق بر متن ارسالی شماست و تنها افعال جهت افزایش جنبهی رسمی به میزان منطقی (۸۰ درصد طبق دستورالعمل) و اصلاح ساختار گفتاری خفیف بازنویسی شدهاند تا آماده استفاده در طرحهای گرافیکی و شبکههای اجتماعی باشند.
1️⃣ حکمت و مصلحت عبادات در اسلام
◽️ بینیازی مطلق پروردگار از طاعات مخلوقات
◽️ بازگشت تمام آثار و فواید اعمال به فرد و جامعه
2️⃣ فلسفه تشریع روزه و حقیقت تقوا
◽️ تحقق مصلحت «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» در سایه روزهداری
◽️ تأمل عاقلانه در مفسده پرخوری و رابطه آن با معصیت
3️⃣ ضرورت شناخت هدف عبادات و دوری از تکلّف
◽️ رهایی از رنج و ملالِ عبادتِ بدون معرفت
◽️ استمرار معنویت در جهت رسیدن به مقصد اصلی
4️⃣ ترک معصیت؛ بالاترین عمل در ماه رمضان
◽️ خطبه شعبانیه و پاسخ پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع)
◽️ بیثمر بودن روزه بدون تقوا و رنجِ گرسنگی و تشنگی
5️⃣ ابعاد روزهداری در سیره و کلام امام سجاد (ع)
◽️ توفیق روزهداری مستمر و تلاوت قرآن کریم
◽️ تضعیف بُعد حیوانی و حاکمیت معنویت بر روح
6️⃣ جهش ایمانی و مراتب روزهداران
◽️ مراقبت از جوارح و کنترل زبان، چشم و گوش
◽️ حفظ دستاوردهای معنوی رمضان در طول سال
7️⃣ میدان جنگ با شیطان و اصلاح نفس اماره
◽️ تمرکز ابلیس بر صراط مستقیم و غفلت در بزنگاهها
◽️ تقوا و ترک گناه؛ تنها راه اصلاح نفس اماره
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی