📖شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه هفتم)
صوت کامل سخنرانی
1402/04/07
پست

📖شرح دعای مکارم الاخلاق  (▫️جلسه هفتم)

✳️ شرح فقره‌ی «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»

⭕️سرگرمی و تقویتِ مادیت، اهداف زندگی در نگاه غرب 
🔻بعضی برنامه‌های جذاب رسانه ملی مطابق با نگاه غربی به زندگی است❗️

❌بعد از اینکه همه درها بسته شد، از خدا شاید کاری برآید!!(نتیجه ایمان ضعیف)

💎خلقتِ همه موجودات برای انسان؛ خلقت انسان برای خدا

⁉️نیت خدایی در خوردن و خوابیدن چرا و چگونه؟!

---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۷ تیر ماه ۱۴۰۲

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه هفتم)

📖شرح دعای مکارم الاخلاق  (▫️جلسه هفتم)

✳️ شرح فقره‌ی «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»

⭕️سرگرمی و تقویتِ مادیت، اهداف زندگی در نگاه غرب 
🔻بعضی برنامه‌های جذاب رسانه ملی مطابق با نگاه غربی به زندگی است❗️

❌بعد از اینکه همه درها بسته شد، از خدا شاید کاری برآید!!(نتیجه ایمان ضعیف)

💎خلقتِ همه موجودات برای انسان؛ خلقت انسان برای خدا

⁉️نیت خدایی در خوردن و خوابیدن چرا و چگونه؟!

---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۷ تیر ماه ۱۴۰۲

متن

مقدمه و قرائت دعا

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد، و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

صحبت درباره‌ی این قسمت از دعای شریف مکارم الاخلاق بود؛ امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی». خدایا! به من این توفیق رو بده، و به لطف و کرمت به من توفیق بده که نیتم رو از هر چیزی که درست نیست، غلطه، به جا نیست، صحیح نیست، پسندیده نیست، این نیتم رو خالص کنم، پاک کنم.

اهمیت و جایگاه نیت در اعمال انسان

انسان‌ها یک تفاوت عمده‌شون برمی‌گرده به قصدشون تو انجام کارها. گاهی کارهایی که آدما انجام می‌دن از لحاظ ظاهر شبیه به همه، شکل همه، اما زمین تا آسمون پیش خدای متعال، این دو تا عمل از این دو فرد با هم متفاوت هست. دو نفر نماز می‌خونن، دو نفر روزه می‌گیرن، دو نفر کار خوب انجام می‌دن، خدمت می‌کنند به مردم؛ همه‌ی کارای خیری که هست، همه‌ی کارایی که انجام می‌شه، به نحوی می‌تونه هم نیت خیر درش باشه، هم نیت بد درش باشه. درس می‌خونه انسان، شغلی داره، و حتی در این کارهای معمولی و عادی، گاهی نیت خوب و یا نیت بد می‌تونه وارد بشه. می‌تونه نیت خوب داشته باشه انسان، می‌تونه نیت بد داشته باشه، می‌تواند هم هیچ نیت و قصد [خاصی] نداشته باشه، عمل رو صرفاً بر اساس عادت انجام بده؛ هر سه تاش ممکن هست. گاهی نیت خوبه، گاهی نیت بده، گاهی هم به اون معنا نیت خاصی انسان نداره، سر عادت یه کار رو انجام می‌ده، می‌ره.

به هر حال، اون چیزی که امام سجاد (علیه‌السلام) تا اینجا به ما یاد دادن، فرمودند شما بگردید دنبال اینکه این کاری که انجام می‌دید، نیتتون بهترین نیت باشه. همین‌طور خنثی نباشید؛ چه برسد به اینکه نیت انسان نیت بد باشه. نیت حتی خنثی هم نباشه. خنثی یعنی چه؟ یعنی همین، گاهی نیت خوب نیست، بدم نیست. این بیشتر تو کارای معمول و عادی انسان هست؛ تو کارای معمول و عادی، خوردنه، خوابیدنه، اینا ممکنه انسان به حسب عادت نیتش نیت خاصی نداره؛ می‌خوره برای اینکه حالا سیر بشه، می‌خوابه برای اینکه نیاز خوابش برطرف بشه.

سفارش پیامبر (ص) به ابوذر درباره نیت صالح

در روایت هست از وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلوات الله و سلامه علیه و آله) نقل شده، در کتاب مکارم الاخلاق این روایت از ایشون نقل شده که خطاب به ابوذر فرمودند: «یَا أَبَا ذَرٍّ لِیَکُنْ لَکَ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ نِیَّةٌ صَالِحَةٌ». ابوذر! کارایی که انجام می‌دی مفتی انجام نده. مفتی انجام نده، هدر انجام نده. تو کارایی که انجام می‌دی سعی کن نیت صالح و خوب داشته باشی. بعد ایشون در ادامه می‌فرماید: «حَتَّى فِی النَّوْمِ وَ الْأَکْلِ». حتی در خوابیدنت، در غذا خوردنت، نیت صالحه داشته باش، نیت خوب داشته باش. ببین نیت صحیح و خوب چیه.

ما در حال عادی یه کارهاییمون مثل همین خوردن خوابیدن، خنثی‌ست از نیت. تقریباً نیت خاصی نیست؛ همینه‌ که ما بخوریم سیر بشیم، بخوابیم نیازمون برطرف بشه. ایشون می‌فرماید از این بیا جلوتر، نیت صالح داشته باش، نیت خوبی داشته باش. رنگ و بوی عبادی بهش بده. مثلاً به این نیت می‌خورم که این قوا و اعضا و جوارحم تقویت بشه، در مسیر بندگی خدا ازش استفاده کنم؛ «قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی». خدایا! اعضا و جوارح من رو برا نیت خدمت به خودت تقویت کن، نیرو بده. این تقویت و نیرو یه بخشیش هم به عهده‌ی ما هست. ما یه حدی رو غذا می‌خوریم، می‌خوابیم، اینا برای حفظ سلامت بدن باشه. بدن سالم باشه که چی؟ گاهی تا اینجا ما می‌رسیم؛ نیتمون اینه که بدنمون سالم باشه. حالا بدن سالم باشه که چی؟ مراقبت‌هایی اطبا، پزشکان به ما می‌دن تو خوردن خوابیدن، اینا رو انجام می‌دیم که سالم بمونیم. سالم بمونیم که بعدش چی؟ هدف نهایی چیه؟ حالا این بدن سالم بمونه، که چی؟

در اون دعای شریفه به حسب همین نقلی که هست، این رو یاد میده که این بدن سالم بمونه، این بدن تقویت بشه برای چی؟ «عَلَى خِدْمَتِکَ». اون چیزی که خدمت به تو هست؛ یعنی خدمت به دین تو هست، خدمت به راه تو هست، خدمت به بندگان تو هست، خدمت به هر چیزی که تو راضی هستی و می‌پسندی. تو اون مسیر باشه. سالم باشم برای اون. می‌خورم برای اون، می‌خوابم برای اون. حتی تو هر چیزی تلاش کن نیت داشته باشی، قصد خوبی داشته باشی. ما که بالاخره باید بخوریم، ما که باید بخوابیم، اما فرمودند این رو مصادره‌ی به سمت عمل صالح، به سمت جهت صحیح و خوب قرار بده و انجام بده.

هشدار امام صادق (ع) درباره غفلت از نیت

یا باز از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده، نقل شده فرمودند: «لَا بُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ خَالِصِ النِّیَّةِ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ وَ سُکُونٍ». بنده باید سعی کنه نیتش رو خالص بکنه در هر حرکتی و سکونی، در هر انجام دادنی و انجام ندادنی، کردن کاری و نکردن کاری؛ «لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ یَکُنْ هَذَا الْمَعْنَى یَکُونُ غَافِلًا». اگه این‌طور نباشه آدم غافل محسوب می‌شه، تو مسیر و به سمت غفلت داره پیش می‌ره. که عرض کردیم گاهی نیت انسان خنثی هست، این نیت بد نیست، نیت خوبم نیست؛ این‌طور خنثی داره پیش می‌ره. این خنثی، خنثی نمی‌مونه؛ غافله انسان از سمت و سوی هدف خلقتش.

ما اصلاً برای چی خدا منو خلق کرده؟ من غذا می‌خورم، می‌خوابم، خدا نعمت به من داده از لحاظ خوراک، از لحاظ پوشاک، از جهات دیگه؛ خدا برای چی اینا را به ما داده؟ خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «خَلَقَ لَکُمْ»، هر چی من خلق کردم برای شماست. مقصود از خلقت همه‌ی مخلوقات شما انسان‌ها هستید، شما استفاده کنید، شما یه بهره‌ای ببرید. حالا ما چی؟ ما ته خط خلقتیم؟ نه؛ «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». اونجا فرمود من همه چیز را برای شما خلق کردم، اما شما ته خط خلقت و هدف اصلی از خلقت من نیستید و، شما خودتون هم خلقتون کردم «لِیَعْبُدُونِ»، برای اینکه منو بنده باشید، بندگی تو زندگیتون پیاده کنید، تو خط بندگی من باشید. تو رفتارتون، تو تصمیماتتون، تو انجام دادنتون، تو انجام ندادن کاری، تو حرف زدنی، گفتنی، نگفتنی، تصمیمی می‌گیرید، تصمیمی رو نمی‌گیرید، باید تو اون مسیرِ صحیحِ بندگی خدا باشه؛ یعنی چیزی که خدا رو ناراضی می‌کنه، چیزی را که خدا خوشش نمیاد، انجام ندیم، نگیم، تصمیم نگیریم. اینا مهمه.

نقد رویکرد غربی به زندگی و سرگرمی

اینا همه تو زندگی ما خدای متعال با اسلام به ما یاد داده، هدف بخشیده به زندگی ما. پوچ نیستیم، بیهوده نیستیم. اون چیزی که غربی‌ها دنبالشن اینه که همه‌ی زندگی و همه‌ی انسان هدفش سرگرمیه. هدفش همینه‌. یعنی تمام تلاش غرب اینه که انسان را سرگرم بکنه. انسان کانّه خلق شده برای سرگرمی، برای وقت پر کردن؛ وقتش پر بشه دیگه، به هر نحوی که می‌تونه پر بشه. لذا سمت و سوی برنامه‌هاشون، تصمیماتشون هم خیلی وقت‌ها همینه. تو برنامه‌های فرهنگیشونم سمت و سوش همینه. تهش اینه که وقت انسان‌ها رو به یه چیز خوشایندی که عمدتاً هم متناسب با هوا و هوس و شهوات هست پر بشه.

وقت ما مسلمونا هم در برنامه‌هامون، در سیستمممون، در گاهی در صدا و سیمامون، همون خطی که اونا دنبال می‌کنن دنبال اونا می‌ریم. اونا یه وقت یه برنامه‌ای درست می‌کنن، این برنامه از جذابیت‌هایی‌ام بهره‌مند شده، جذابیت‌هایی داره، اما هدف چیه؟ هدف، سرگرمیه. هدف اینه که وقتشون، وقت این میلیون‌ها انسان به یه چیزی که فقط صرفاً خوششون بیاد سرگرم بشه و السلام. یک ساعت، دو ساعت، سه ساعت بشینن این برنامه رو ببینن که چی؟ بعد وقتش پر بشه، خوشایند باشه براش. ته خط همینه. ما هم دنبال همونا حرکت می‌کنیم، ما هم تقلید از همون‌ها. چون معمولاً این چیزایی که اونا دنبالشن سرگرمی، متناسب با لذات انسانه، لذت مادی انسان رو بیشتر و همه‌ش تقریباً داره تأمین می‌کنه؛ معنوی که خبری نیست، معنوی کاری ندارن اصلاً سمت و سوش مقابل اونه، که تا می‌شه انسان‌ها به سمت معنویت حرکت نکنند، تا می‌شه به سمت مادیت، مسابقه و رقابت در مادیات؛ کی بهتر می‌تونه بپره بالا؟ کی بهتر می‌تونه بخوره؟ کی بهتر می‌تونه صدا در بیاره؟ همین؛ سر تهش همین چیزاست.

کرامت انسان و هدف خلقت از دیدگاه اسلام

اما اسلام به انسان تو زندگیش جهت می‌ده. می‌گه تو یک موجود باارزشی، ارزشمند می‌تونی باشی. موجود باارزش رو خرج هر جایی و هر چیزی نمی‌کنند. یک دُر گران‌بها رو نمیان هر جایی تو هر موقعیتی، تو هر شرایطی قرارش بدن در معرض دید عموم. جا داره، نگهداریش کیفیت خاصی داره؛ هر طور، هر جوری نیست. انسان از همه‌ی مخلوقات ارزشش از مخلوقات، از همه‌ی این مخلوقات ماده ارزشش بیشتره. نباید هم‌جهت و هم‌سمت‌وسو بشه با همون مخلوقات پایین‌تر از خودش. ته خط سایر حیوانات خوردن و خوابیدن و زاد و ولد و همین مسائله‌.

وقت انسان خیلی بالاتر از اینه که ته خط زندگیش و هدفش همین باشه؛ فقط تمام تلاشم اینه که بخورم، بخوابم، سرمایه‌هام بیشتر بشه، ملک و املاکم بیشتر بشه، ثروتم بیشتر بشه. بیشتر بشه که چی؟ تهش چی؟ اینایی که بیشتر شد که بالاخره یه روز گذاشتن رفتن، حتی خیلی اموالشون خودشون هم استفاده نکردن. چقدر ملک و املاک داشتند، اما خودشون حتی ندیدن به راحتی، استفاده‌ی زیادی نکردند. ته خطش چیه؟ اما اون چیز که اسلام می‌خواد، انتها و هدف مشخص می‌کنه برا کار انسان. می‌گه مفت کار نکن. می‌خوری نه فقط برای اینکه سالم باشی، بخور سالم باشی، ورزش کن سالم باشی، اشکال نداره، اما سالم باشی که بعدش چی؟ بعدش بناس این بدن سالم چیکار کنه؟ مثلاً یه چار صباحی بیشتر عمر کنه که تضمینی روش نیست. خیلیا دائم ورزش کردن، خوب خوردن، استفاده کردن، یه دفعه‌ای هم از دنیا رفتن؛ اینم که تضمینی روش نیست که. اینا چیه ته خطش؟ سالم باشیم که چی بشه؟ باید سالم باشی، بعدش چی؟ نشاط داشته باشیم، فلان چیزو داشته باشیم، این چیزای خوبو داشته باشیم، بعدش چی؟ یه بعدی داره اینا. این رو به ما یاد می‌دن که تو کارها نیت رو و قصد رو تلاش کنید ببرید به سمت صحیحش.

رابطه‌ی ایمان و نیت‌های انسان

[آیا این] یک راه تکلفی و اجباریه؟ یه راهی‌یه که من صرفاً باید با تلقینِ به خودم این راه را برم و ایجاد کنم؟ من تلقین کنم به خودم که من خب حالا از این به بعد می‌خورم برای اینکه بندگی بکنم، می‌خوابم برای اینکه بندگی بکنم. با صرف تلقین مثلاً اصلاح می‌شه؟ یا راهش اینه؟ این یه جاهایی آخرش از دست آدم در می‌ره. یه جاهایی انسان از این نیت و این قصد برمی‌گرده. انسان در یک شرایطی گاهی قرار می‌گیره، این نیت خوب سرش نمی‌شه؛ شرایط طوری مهیاست که اون نیت بد میاد حاکم می‌شه، قصد بدی می‌کنه. هر چی هم حالا در گوشش روضه بخونن که نیتت خوب باشه، سعی کن خوب باشه، نمی‌تونه.

چرا؟ این هم برمی‌گرده به ضعفِ ایمان انسان. همون مسئله‌ی اول و مهمی که امام سجاد (علیه‌السلام) مطرح فرموده بودند؛ ایمان انسان. ایمان، باور انسان به خدا. اگر ضعیف باشه، حالا هر چی به این انسان بگی کارات رو برای خدا انجام بده، برای عبودیت و بندگی خدا انجام بده، یه جاش که می‌رسسه می‌بوسه می‌ذاره کنار این حرفا رو، همه رو می‌ذاره کنار؛ همون چیزی که خودش دلش می‌خواد انجام می‌ده. چرا؟ چون ایمان ضعیفه.

انسان باورش به هر کسی بیشتر باشه، قوی‌تر باشه، برای همو بیشتر و بهتر کار می‌کنه. شما یکِ انسانی رو خیلی قبولش دارید، خیلی بهش اعتقاد دارید، خیلی بهش ارادت داشته باشید، خیلی بهش محبت داشته باشید، هر چی این محبت و ارادت و باور و علاقه انسان بیشتر باشه، سمت و سوی کاراش و برنامه‌هاش و تنظیمش طوریه که تو جهت رضایت او بیشتر حرکت می‌کنه. چون باور به او، به این فرد درش تقویت شده، بالا رفته. این باور گاهی انقدر بالا می‌ره که دائم و خیلی از اوقات انسان به فکر او هست؛ برنامه‌هاش را هم یه جور تنظیم می‌کنه به او برسه، بیشتر اونو ببینه، رضایت او را بیشتر تحصیل بکنه. به همون سمت حرکت می‌کنه، براش خیلی مهمه. هر چی می‌تونه کاری بکنه که به اون نزدیک‌تر بشه، در نظر او موجه‌تر بشه، محترم‌تر بشه، اعتبارش بیشتر بشه. اینا رو می‌گن ایمان، اینا رو می‌گن باور.

لزوم ارتقای ایمان به خداوند

این رو در اسلام به ما یاد دادند که این ایمان را از همه‌ی این چیزا ببر کنار. اینا یه موجود ضعیفِ بی‌چیزِ فقیره، آنچنانی هستند که خودشونم هیچ از خودشون ندارن، هر چی دارن یکی دیگه بهشون داده. ببر به سمت اون مبدأ اصلی، به سمت اون کسی که همه‌ی این چیزا دست اوست. ببر به سمت اون. ایمان رو به خدا ببرید بالا. ایمان رو و باور رو به خدا ببرید بالا، نه به این مسؤول، نه به این پولدار. من برم همین‌طور با این مسؤول، با این کسی که یه سمتی داره، یه موقعیتی داره، ثروتی داره، سعی کنم خودمو بهش نزدیک کنم، که یک زمانی به من سمتی بده، یک زمانی به من پول بده، یک زمانی امکاناتی بده، یک زمانی اعتباری به من بده. این نیت‌های خرابه. این کیه؟ این چی داره؟ یه چیز اعتباری داره. این میز رو امروز داره، فردا ازش می‌گیرن ذلیل می‌شه. تا دیروز رئیس جمهور بوده، بالا دست همه بوده، حالا از امروزی که رفته کنار اون گوشه عقباهه جاشه، کس کاری بهش نداره. پولدار بوده، می‌آمدن سراغش سلام‌علیک، احترام، چون پول داره؛ فردایی اگه پول نداشت، پولش رو از دست داد، کاریش ندارن، ارزشی نداره. امروز سمت دارد، فردا ندارد، اعتبار ندارد.

همه‌ی این چیزی، هر کسی هر چی داره خدا بهش داده. به ما یاد دادن، به ما فرمودن ایمان رو به خدا ببرید بالا. ایمانتون و محبتتون و همتتون و توجهتون رو برا غیر خدا خرج نکنید، برا غیرخدایی‌ها خرج نکنید. برا خدا خرج بکنید، اون سمت حرکت کنید. سمت خدا بری همه چیز داری، سمت هر چیز دیگه بری که رنگ و بوی خدایی نداره هر چی هم به دست بیاری از دست می‌دی، اعتباری نداره، دوامی نداره، عزتی، عزت توش نیست، آرامش توش نیست، طمأنینه درش نیست. به اون سمت حرکت کنیم.

حالا ما هر چی ایمانمون رو به خدا ببریم بالا، خب طبیعتاً مثل همون زمانی می‌شیم که همه‌ی علاقه و محبتش رو خرج یک انسان دیگه کرده؛ اینایی که تو این دنیای مادی علاقه و محبتشون رو خرج یک انسان دیگه‌ای ضعیفی مثل خودشون می‌کنند، چطور همه‌ی فکر و ذهن و تنظیم کاراش با اونه؟ ایمان و باور مام به خدا وقتی بالا بره، مام به همون سمت حرکت می‌کنیم؛ فکر و ذهنمون، تنظیم کارمون، برنامه‌مون با خداست، به سمت و سوی رضایت خداست. این و اون کی‌اند؟ تو رو داشته باشم، این و اون هیچکی هم نداشته باشم. وقتی خدا رو داشته باشه آدم، همه چیز داره. درونش از ارتباط با خدا و از ایمان به خدا وقتی پر بشه، همه چیز داره؛ هیچی کم نداره. آرامش داره، ایمان داره، هر چی کم بیاره خدا به وقتش، به جاش، درستش و بهترش رو بهش می‌ده.

اما ما میایم ایمانمون رو باورمون رو می‌بریم سمت زید و عمرو؛ این سمت داره، آقای فلانی‌یه، که فلان وزیره، نمی‌دونم وکیله، مدیر کله، فلانه، اعتبارش اینه، ما سمت و سوی کارمون اینه که به اون نزدیک شیم، که یه سمتی به ما بده، یه اعتباری تو ذهنش پیدا کنیم، یه جایی سراغی از ما بگیره. این نیت‌ها هست دیگه، میاد دیگه. چرا؟ چون ایمانش به آقای فلانی بیشتر از ایمانش به خداست؛ این می‌گه یه امضا دستشه، امضا می‌کنه منو میاره تو کار، امضا می‌کنه پول به من می‌ده، امضا می‌کنه مشکلمو حل می‌کنه. خدا که... ایمان آدم واقعیتش این می‌شه دیگه. ایمان رو باید ببریم به خدا. اون‌وقت این ایمان که بره به خدا بالا، این و اون میاد پایین.

تفسیر فرازی از خطبه متقین نهج‌البلاغه

لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه در خطبه‌ی متقین، در یکی از اوصاف متقین اینو می‌فرماید: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، خدا خالق، خدای متعال در ذهن و باور و ایمان اینا خیلی بالاست، خیلی عظمت داره؛ «فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ». هر چی خدا در باور انسان بالاتر می‌ره، ایمان انسان به خدا بیشتر می‌شه، غیر خدا در ذهن و باور انسان پایین‌تر میاد، پایین‌تر میاد، پایین‌تر میاد. واقعیت اینا بهتر برا اینا برا انسان واضح می‌شه. بابا اینم که خودش یه آدمه مثل ماست، اینم که چیزی از خودش نداره؛ امروز بهش دادن، فردا می‌گیرن ازش. این‌همه داشته، مایه فردایی که از دنیا رفت چقدریشو می‌تونه با خودش ببره و چه دردش می‌خوره اون‌ور؟ امروز پول داره فردا نداره، اعتبار نداره؛ امروز سمت داره فردا نداره، اعتبار نداره. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، در باور اینا وقتی نگاه می‌کنی خدا خیلی عظمت داره. این و اون «فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»، مادون خدا، غیر از خدا، هر کی باشه، هر چی باشه، نه، در حد خودشه؛ بالاتر از اون نیست. «صَغُرَ مَا دُونَهُ»، مادون خدا چی‌ست؟ ماسوی الله، غیر از خدای متعال، همه‌ی مخلوقات، همه در باورشون پایین میان. می‌دونه هیچکی دیگه هیچی از خودش نداره؛ هر کی هر چی داره، هر مقدار داره، خدا بهش داده.

حالا چطوری باور انسان به خدا بالا می‌ره؟ این منوط به اینه که این ارتباط با خدا اصلاح بشه. این ارتباط ما با خدا اصلاح بشه. ارتباط ما با خدا درست نیست، خرابی داره. خدای متعال در قرآن کریم با انسان‌ها طوری حرف می‌زنه که داره تعلیم بهشون می‌ده، تربیتشون می‌کنه، تزکیه‌شون می‌کنه، به اون سمت حرکت میده؛ تعارفم با هیچکی نداره. «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا»، «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ»؛ اعمالتون خرابه، می‌خوای بپذیری، می‌خوای نپذیری. اگه می‌خوای این عملت، کارات اصلاح بشه، با خدا ارتباطتو درست کن، تقوا داشته باش؛ «یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». تقوا داشته باش، خدا اصلاحش می‌کنه، بلده.

رابطه تقوا و اصلاح اعمال از سوی خدا

یکی از شؤون انسان نیت انسانه، اراده‌ی انسانه، قصد انسانه تو کارها. به چه قصدی این کارو انجام دادی؟ نیتت چی بود؟ این هدیه‌ای که دادی به قصد چی بود؟ به قصد رشوه بود؟ به قصد خوشایند او طرف بود فقط که فردا برات یه کاری بکنه؟ کارتو راه بندازه؟ نیتت چی بود؟ نیت خرابه، این نیت باید اصلاح بشه. چرا نیت خرابه؟ چون باورم اینه که این فرد یه کاری از دستش برمیاد. باورم به خدا ضعیفه. چیکار کنم باورم به خدا درست بشه؟ ارتباط رو با خدا باید اصلاح کرد. این ارتباط تا با خدا درست نشه خدا برامون ارزشی خیلی نداره، خدا یک موجودی‌ست که گوشه‌ای از زندگی ماست که هر وقت همه‌ی درها بسته بود، بریم ببینیم از دستش کار برمیاد یا نه. این باور ما می‌شه به خدا. هر وقت دیگه از این و اون جواب رد شنیدی، تو مشکلمون به همه درهای بسته خوردیم، حالا بریم ببینیم خدا از دستش کار برمیاد یا نه. چون باورمون به خدا اینه؛ خدا بعد بسته شدن درها یه کاری از دستش برمیاد، از همین اول هم ضعیفه باورمون. ذهنمون، فکرمون، توجهمون، سمت این و اونه. پیدا هم نمی‌کنیم، خیلی وقت‌ها هم به نتیجه نمی‌رسیم.

«عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، کی‌ها؟ متقین. چرا؟ چون تقوا دارند. چون تقوا دارند، از آثارش اینه اینا رو نگاه که می‌کنی خدای متعال در باور این‌ها خیلی عظمت داره. مادون خدا، غیر از خدا، هر کی باشه، هر چی باشه، در حد خودشه؛ بالاتر از اون نیست. «صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»، مادون خدا. مادون خدا چی‌ست؟ ماسوی الله، غیر از خدای متعال، همه‌ی مخلوقات، همه در باورشون پایین میاد. می‌دونه هیچ کس دیگه هیچی از خودش نداره؛ هر کس هر چی داره، هر مقدار داره، خدا بهش داده. حالا چطوری باور انسان به خدا بالا می‌ره؟ این منوط به اینه که این ارتباط با خدا اصلاح بشه، این ارتباط ما با خدا باید اصلاح بشه. این ارتباط تا با خدا درست نشه، خدا برای ما ارزشی خیلی نداره. خدا یک موجودی‌ست که گوشه‌ای از زندگی ماست که هر وقت همه‌ی درها بسته بود، بریم ببینیم از دستش کار برمیاد یا نه. این باور ما می‌شه به خدا. هر وقت دیگه از این و اون جواب رد شنیدیم، تو مشکلمون به همه درهای بسته خوردیم، حالا بریم ببینیم خدا از دستش کار برمیاد یا نه. چون باورمون به خدا اینه؛ خدا بعد بسته شدن درها یه کاری از دستش برمیاد، از همین اول هم ضعیفه باورمون، ذهنمون، فکرمون، توجهمون، سمت این و اونه. پیدا هم نمی‌کنیم، خیلی وقت‌ها هم به نتیجه نمی‌رسیم.

«عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، کی‌ها؟ متقین. چرا؟ چون تقوا دارند. چون تقوا دارند، از آثارش اینه اینا رو نگاه که می‌کنی خدای متعال در باور این‌ها خیلی عظمت داره. مادون خدا، غیر از خدا، هر کی باشه، هر چی باشه، در حد خودشه؛ بالاتر از اون نیست. «صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»، مادون خدا. مادون خدا چی‌ست؟ ماسوی الله، غیر از خدای متعال، همه‌ی مخلوقات، همه در باورشون پایین میاد. می‌دونه هیچ کس دیگه هیچی از خودش نداره؛ هر کس هر چی داره، هر مقدار داره، خدا بهش داده.

نمونه‌ی عینی توکل و ایمان: امام خمینی (ره)

حالا چطوری باور انسان به خدا بالا می‌ره؟ این منوط به اینه که این ارتباط با خدا اصلاح بشه، این ارتباط ما با خدا باید اصلاح بشه. این ارتباط تا با خدا درست نشه، خدا برای ما ارزشی خیلی نداره. خدا یک موجودی‌ست که گوشه‌ای از زندگی ماست که هر وقت همه‌ی درها بسته بود، بریم ببینیم از دستش کار برمیاد یا نه. این باور ما می‌شه به خدا. هر وقت دیگه از این و اون جواب رد شنیدیم، تو مشکلمون به همه درهای بسته خوردیم، حالا بریم ببینیم خدا از دستش کار برمیاد یا نه. چون باورمون به خدا اینه؛ خدا بعد بسته شدن درها یه کاری از دستش برمیاد، از همین اول هم ضعیفه باورمون، ذهنمون، فکرمون، توجهمون، سمت این و اونه. پیدا هم نمی‌کنیم، خیلی وقت‌ها هم به نتیجه نمی‌رسیم.

«عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، کی‌ها؟ متقین. چرا؟ چون تقوا دارند. چون تقوا دارند، از آثارش اینه اینا رو نگاه که می‌کنی خدای متعال در باور این‌ها خیلی عظمت داره. مادون خدا، غیر از خدا، هر کی باشه، هر چی باشه، در حد خودشه؛ بالاتر از اون نیست. «صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»، مادون خدا. مادون خدا چی‌ست؟ ماسوی الله، غیر از خدای متعال، همه‌ی مخلوقات، همه در باورشون پایین میاد. می‌دونه هیچ کس دیگه هیچی از خودش نداره؛ هر کس هر چی داره، هر مقدار داره، خدا بهش داده. حالا چطور باور انسان به خدا بالا می‌ره؟ این منوط به اینه که این ارتباط با خدا اصلاح بشه. این ارتباط ما با خدا اصلاح بشه، ارتباط ما با خدا درست نیست، خرابی داره. خدای متعال در قرآن کریم با انسان‌ها طوری حرف می‌زنه که داره تعلیم بهشون می‌ده، تربیتشون می‌کنه، تزکیه‌شون می‌کنه، به اون سمت حرکت میده؛ تعارفم با هیچکی نداره. «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا»، «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ»؛ اعمالتون خرابه، می‌خوای بپذیری، می‌خوای نپذیری. اگه می‌خوای این عملت، کارات اصلاح بشه، با خدا ارتباطتو درست کن، تقوا داشته باش؛ «یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». تقوا داشته باش، خدا اصلاحش می‌کنه، بلده.

یکی از شؤون انسان نیت انسانه، اراده‌ی انسانه، قصد انسانه تو کارها. به چه قصدی این کارو انجام دادی؟ نیتت چی بود؟ این هدیه‌ای که دادی به قصد چی بود؟ به قصد رشوه بود؟ به قصد خوشایند او طرف بود فقط که فردا برات یه کاری بکنه؟ کارتو راه بندازه؟ نیتت چی بود؟ نیت خرابه، این نیت باید اصلاح بشه. چرا نیت خرابه؟ چون باورم اینه که این فرد یه کاری از دستش برمیاد. باورم به خدا ضعیفه. چیکار کنم باورم به خدا درست بشه؟ ارتباط رو با خدا باید اصلاح کرد. این ارتباط تا با خدا درست نشه خدا برامون ارزشی خیلی نداره، خدا یک موجودی‌ست که گوشه‌ای از زندگی ماست که هر وقت همه‌ی درها بسته بود، بریم ببینیم از دستش کار برمیاد یا نه. این باور ما می‌شه به خدا. هر وقت دیگه از این و اون جواب رد شنیدی، تو مشکلمون به همه درهای بسته خوردیم، حالا بریم ببینیم خدا از دستش کار برمیاد یا نه. چون باورمون به خدا اینه؛ خدا بعد بسته شدن درها یه کاری از دستش برمیاد، از همین اول هم ضعیفه باورمون. ذهنمون، فکرمون، توجهمون، سمت این و اونه. پیدا هم نمی‌کنیم، خیلی وقت‌ها هم به نتیجه نمی‌رسیم.

«عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ»، کی‌ها؟ متقین. چرا؟ چون تقوا دارند. چون تقوا دارند، از آثارش اینه اینا رو نگاه که می‌کنی خدای متعال در باور این‌ها خیلی عظمت داره. مادون خدا، غیر از خدا، هر کی باشه، هر چی باشه، در حد خودشه؛ بالاتر از اون نیست. «صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»، مادون خدا. مادون خدا چی‌ست؟ ماسوی الله، غیر از خدای متعال، همه‌ی مخلوقات، همه در باورشون پایین میان. می‌دونه هیچکی دیگه هیچی از خودش نداره؛ هر کی هر چی داره، هر مقدار داره، خدا بهش داده. حالا چطوری باور انسان به خدا بالا می‌ره؟ این منوط به اینه که این ارتباط با خدا اصلاح بشه. این ارتباط ما با خدا اصلاح بشه. ارتباط ما با خدا درست نیست، خرابی داره. خدای متعال در قرآن کریم با انسان‌ها طوری حرف می‌زنه که داره تعلیم بهشون می‌ده، تربیتشون می‌کنه، تزکیه‌شون می‌کنه، به اون سمت حرکت میده؛ تعارفم با هیچکی نداره. «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا»، «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ»؛ اعمالتون خرابه، می‌خوای بپذیری، می‌خوای نپذیری. اگه می‌خوای این عملت، کارات اصلاح بشه، با خدا ارتباطتو درست کن، تقوا داشته باش؛ «یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». ما نمونه‌های عینی‌ش رو دیدیم در زمان خودمون؛ مثل مرحوم امام (رضوان خدا بر او باد) که در شرایط حاد و سختی قرار گرفتن تو این مسیری که پیش گرفتن. به شرایط و موقعیت‌هایی رسیدن که واقعاً هیچ کسی را نداشتند، تنهای تنها. هیچ کسی با اونا با ایشون نبود واقعیتش، به اون معنا افراد قابل توجهی دیگه پشت ایشون نبودند، اما ایمان داشت به خدا. ایمان داشت به اون هدفی که خدای متعال قرار داده، باور داشت؛ اهمیت براش نداشت که حالا مردم شعار درود بدن یا مرگ بدن، مردم باشن پشت سرش یا نباشن، میدون پر باشه یا خالی باشه. رو این کره زمین جایی داشته باشه یا نداشته باشه. ایشون زمانی که از عراق تبعیدشون کردند، تو یک موقعیت ایشون قرار گرفتند که تو هیچ کدوم از کشورهای اسلامی جایی نداشت [و] راهشون نمی‌دادند. بنا شد از عراق برن بیرون، حرکت کردند سمت کویت، مرز کویت گفتند مرز بسته‌ست. کجا بریم؟ هیچ کشور اسلامی علی‌الظاهر نمی‌پذیره ایشون رو. هیچ کسی حاضر نیست هزینه بده برای ایشون. احساس کردند ایشون بیاد، یه خطری ایجاد می‌شه براشون، حاضر نیستند. ایشون عقب کشید؟ نه؛ گفت می‌رم. هر جا باشه بتونم پام برسه که بتونم حرفمو بزنم و کارمو انجام بدم، می‌رم و حرفمو می‌زنم کارمم انجام می‌دم. اینا چی انسان رو نگه می‌داره؟ نیت، ایمان. ایمان انسان رو نگه می‌داره، ایمان به اونی که همه چیز باهاشه، همه چیز دستشه. اون‌وقت خدا تو ذهن و باور ایشون انداخت که بره تو قلب کفر، از اونجا خدا زمینه رو مهیا کنه که بیاد زمینه مهیا بشه بیاد به این سمت و این برنامه پیاده بشه. وقتی انسان خدا رو داشته باشه، خدا بلده، می‌دونه مشکل منو از چه راهی حل بکنه. یه مقدار ما صبر باید داشته باشیم و تقوا. صبر داشته باشیم و تقوا. می‌خوایم، مشکل داریم، همین الان حل بشه. همین الان باید حل بشه؛ شد شد، نشد هیچی. با خدا دیگه کاری نداریم. ناراحتم هستیم. بابا! با خدا بساز، می‌دونه از کجا، چطور، کی، به چه شکلی این مشکل رو حل کنه، این در رو باز کنه. اون می‌دونه، اون لازم نیست بهش یاد بدیم، لازم نیست ما جوش بخوریم، حرصش رو بخوریم. اون می‌دونه چیکار کنه. اما ایمان می‌خواد. ایمان عقبش عمل صالح ماست، تقوای ماست. اگه تو زندگیمون، در روال عادی زندگیمون تقوا داریم، امیدوار باید باشیم که خدا کمکمون می‌کنه. اما اگه تقوا نداریم، این امید یک مقداری ضعیف می‌شه؛ چرا؟ چون خودم زدم کارو خراب کردم. با وجود این، خدا به همه لطف داره. درا رو به رو همه نمی‌بنده؛ به رو کفار هم درا رو نمی‌بنده همه‌ی درا رو. کافرم که باشه انسان، بالاخره خدا به عنوان مخلوقاتش نعمت‌هاش رو می‌رسونه. اما ما اگه می‌خوایم به طور ویژه و خاص مشمول رحمت و لطف و عنایت خدا بشیم، راهش اینه که تقوا داشته باشیم؛ «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ». اینایی که با تقوان، اینایی که کار خوب انجام می‌دن، کار صحیح انجام می‌دن، اینا رحمت خدا به اینا نزدیک‌تره. اینا امیدشون به رحمت خدا بیشتره. خدای متعال رحمتش، گره‌گشایی‌ش، باز کردن بن‌بست‌ها و اون گره‌ها تو زندگی برای اینا زودتر و بهتر انجام می‌شه. شرطش چیه؟ شرطش اینه که من درست کنم کارام رو؛ «قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ». شما محسن باش، خدا درستش می‌کنه. شما تقوا داشته باش، خدا اصلاحش می‌کنه، بلده.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه که ایمانمون رو، باورمون رو، یقینمون رو، نیتمون رو، همه‌ی چیزا رو به همون جهتی که رضایت خداست و سمت و سوی رضایت خدا و خدای متعال هست، به همون سمت و به همون سو بیشتر بالا ببریم تا از فوایدش هر چه زودتر و بیشتر و بهتر بهره‌مند بشیم ان‌شاءالله.

دعا و صلوات پایانی

نثار ارواح طیبه‌ی خاتم انبیا و حضرات معصومین (علیهم‌السلام)، ارواح طیبه‌ی علمای ربانی و شهدا و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید. [صدای صلوات حاضرین]

گزیده

۱. تفاوت واقعی انسان‌ها در چیست؟

انسان‌ها یک تفاوت عمده‌شان برمی‌گردد به قصدشان در انجام کارها. گاهی کارهایی که آدم‌ها انجام می‌دهند از لحاظ ظاهر شبیه به هم و به یک شکل است، اما پیش خدای متعال، زمین تا آسمان این دو عمل از این دو فرد با هم متفاوت است. دو نفر نماز می‌خوانند، دو نفر روزه می‌گیرند، یا دو نفر کار خوب انجام می‌دهند و به مردم خدمت می‌کنند؛ در همه‌ی کارهای خیری که هست، به نحوی هم می‌تواند نیت خیر در آن باشد و هم نیت بد. در درس خواندن، در شغل، و حتی در کارهای معمولی و عادی، گاهی نیت خوب و یا نیت بد می‌تواند وارد شود. انسان می‌تواند نیت خوب یا بد داشته باشد، و یا اینکه هیچ نیت و قصد خاصی نداشته باشد و عمل را صرفاً بر اساس عادت انجام دهد.

۲. کارها را بی‌هدف و بر حسب عادت انجام ندهیم

امام سجاد (علیه‌السلام) به ما یاد داده‌اند که بگردیم دنبال اینکه در کارهایمان، نیتمان بهترین نیت باشد و همین‌طور خنثی نباشیم؛ چه برسد به اینکه نیت انسان بد باشد. خنثی یعنی اینکه گاهی نیت خوب نیست، بد هم نیست، که این بیشتر در کارهای معمول و عادی انسان مثل خوردن و خوابیدن رخ می‌دهد. در روایت از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که خطاب به ابوذر فرمودند: «یَا أَبَا ذَرٍّ لِیَکُنْ لَکَ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ نِیَّةٌ صَالِحَةٌ حَتَّى فِی النَّوْمِ وَ الْأَکْلِ». یعنی کارهایی که انجام می‌دهی را هدر نده و سعی کن در آن‌ها نیت صالح داشته باشی؛ حتی در خوابیدن و غذا خوردنت نیت خوب داشته باش و رنگ و بوی عبادی به آن بده.

۳. هدف نهایی از حفظ سلامت بدن چیست؟

گاهی ما غذا می‌خوریم و می‌خوابیم تا نیازمان برطرف شود، یا مراقبت‌های پزشکی را انجام می‌دهیم تا سالم بمانیم. اما هدف نهایی چیست؟ این بدن سالم بماند که چه شود؟ در دعای شریف مکارم‌الاخلاق یاد می‌دهند که این بدن باید برای «خدمت به خدا» تقویت شود؛ یعنی خدمت به دین، خدمت به راه خدا و خدمت به بندگان او و هر چیزی که خدا راضی است و می‌پسندد. ما که بالاخره باید بخوریم و بخوابیم، اما فرموده‌اند این کارها را به سمت عمل صالح و جهت صحیح مصادره کنید. به این نیت بخوریم که قوا و اعضایمان تقویت شود تا در مسیر بندگی خدا از آن استفاده کنیم؛ همان‌طور که می‌گوییم: «قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی».

۴. خنثی بودن در نیت، سرآغاز غفلت است

از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که فرمودند: «لَا بُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ خَالِصِ النِّیَّةِ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ وَ سُکُونٍ لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ یَکُنْ هَذَا الْمَعْنَى یَکُونُ غَافِلًا». بنده باید سعی کند نیتش را در هر حرکت و سکونی، و در هر انجام دادن و انجام ندادنی خالص کند؛ زیرا اگر این‌طور نباشد، آدم غافل محسوب می‌شود و به سمت غفلت پیش می‌رود. گاهی نیت انسان خنثی است، یعنی بد نیست، خوب هم نیست و همین‌طور خنثی پیش می‌رود؛ اما این خنثی بودن، خنثی نمی‌ماند، بلکه انسان را از سمت و سوی هدف اصلی خلقتش غافل می‌کند. ما باید بدانیم خدا برای چه به ما نعمت داده است.

۵. نقد فرهنگ غربی؛ اصالت سرگرمی و مادیات

خداوند با اسلام به زندگی ما هدف بخشیده است تا پوچ و بیهوده نباشیم. اما آنچه غربی‌ها دنبالش هستند این است که هدف انسان را فقط «سرگرمی» و وقت پر کردن قرار دهند؛ یعنی تمام تلاش غرب این است که انسان را به هر نحوی سرگرم کند. متأسفانه برنامه‌های فرهنگی ما نیز گاهی همان خط را دنبال و تقلید می‌کنند؛ برنامه‌هایی درست می‌شود که جذابیت دارد، اما هدفش فقط سرگرمی است تا میلیون‌ها انسان ساعت‌ها بنشینند و صرفاً خوششان بیاید. این نوع سرگرمی‌ها فقط لذت مادی انسان را تأمین می‌کند و در آن از معنویت خبری نیست، بلکه مسابقه و رقابت در مادیات است که چه کسی بهتر می‌تواند بخورد یا ثروت جمع کند.

۶. ارزش حقیقی انسان فراتر از خوردن و خوابیدن است

اسلام به انسان جهت می‌دهد و می‌گوید تو موجود ارزشمندی هستی و موجود باارزش را خرج هر چیزی نمی‌کنند. یک دُرّ گران‌بها را در هر موقعیتی در معرض دید عموم قرار نمی‌دهند، بلکه نگهداری آن کیفیت خاصی دارد. انسان ارزشش از همه‌ی مخلوقات ماده بیشتر است، پس نباید با مخلوقات پایین‌تر از خودش هم‌جهت شود. انتهای خط سایر حیوانات، خوردن، خوابیدن و زاد و ولد است؛ اما شأن انسان بسیار بالاتر از این است که هدف زندگی‌اش فقط جمع کردن ملک، املاک و ثروت باشد. اسلام برای کار انسان هدف مشخص می‌کند و می‌گوید مفت کار نکن؛ ورزش کن و سالم باش، اما بدان که هدف بعدی و نهایی آن چیست.

۷. ریشه‌ی نیت‌های خراب در ضعف ایمان است

گاهی انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که نیت خوب را گم می‌کند و نیت بد بر او حاکم می‌شود؛ در این وضعیت هرچه هم به او بگویند نیتت را خوب کن، نمی‌تواند. این مشکل برمی‌گردد به ضعف ایمان و باور انسان به خدا. اگر ایمان ضعیف باشد، هرچه به انسان بگویند کارهایت را برای خدا و عبودیت انجام بده، یک‌جا که می‌رسد همه‌ی این حرف‌ها را کنار می‌گذارد و همان چیزی را که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد. انسان باورش به هر کسی بیشتر باشد، برای او بهتر کار می‌کند؛ هرچه محبت و باور ما به کسی بیشتر باشد، کارهایمان را طوری تنظیم می‌کنیم که رضایت او را جلب کنیم و اعتبار بیشتری نزد او پیدا کنیم.

۸. چرا برای غیر خدا خرج می‌شویم؟

در اسلام به ما یاد داده‌اند که توجه و باور خود را از موجودات ضعیف و فقیری که خودشان هیچ ندارند، برداریم و به سمت مبدأ اصلی و کسی ببریم که همه‌ی چیزها دست اوست؛ یعنی ایمانمان را به خدا بالا ببریم. چرا ما توجه خود را خرج یک مسئول یا یک پولدار می‌کنیم تا موقعیتی به ما بدهد؟ این‌ها نیت‌های خرابی است. این میزها اعتباری است؛ امروز هست و فردا گرفته می‌شود. پولدار هم اگر فردی پولش را از دست بدهد دیگر ارزش و احترامی ندارد. اگر سمت خدا بروی همه چیز داری، اما سمت غیر خدا بروی، هرچه به دست بیاوری از دست می‌دهی؛ زیرا در آن عزت، آرامش و طمأنینه وجود ندارد.

۹. اثر عظمت خدا در کوچک شدن دنیا

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در خطبه‌ی متقین نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ». یعنی خداوند در ذهن و باور متقین بسیار با عظمت است، به همین دلیل غیر خدا در چشم آنان کوچک می‌شود. هرچه خدا در باور انسان بالاتر برود، غیر خدا پایین‌تر می‌آید و واقعیت دنیا واضح‌تر می‌شود؛ انسان می‌فهمد که دیگران هم آدم‌هایی مثل خودش هستند که از خود چیزی ندارند و هرچه دارند خدا به آن‌ها داده است. اگر ایمان به خدا بالا برود، فکر و ذهن و تنظیم کارهای ما به سمت رضایت خدا می‌رود؛ وقتی آدم خدا را داشته باشد، درونش پر می‌شود و دیگر هیچ‌چیزی کم ندارد.

۱۰. تقوا، کلید اصلاح اعمال و باز شدن بن‌بست‌ها

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ... یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». اگر می‌خواهی کارهایت اصلاح شود، با خدا ارتباطت را درست کن و تقوا داشته باش. نیت یکی از شؤون و اراده‌های انسان است؛ اگر هدیه‌ای که می‌دهیم به قصد رشوه یا جلب نظر فردی باشد تا کارمان را راه بیندازد، نیت خراب است. نیت به این دلیل خراب می‌شود که باورمان به خدا ضعیف است و فکر می‌کنیم کارها فقط دست بندگان است. ما خدا را گوشه‌ی زندگی گذاشته‌ایم که فقط وقتِ بسته شدن همه‌ی درها به سراغش برویم؛ در حالی که اگر تقوا داشته باشیم، طبق آیه «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ»، رحمت و گره‌گشایی خدا سریع‌تر به ما می‌رسد.

فهرست

1️⃣ حقیقت نیت و جایگاه آن در مکارم الاخلاق

◽️ شرح فراز «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی» و خلوص قصد

◽️ تفاوت مبنایی ارزش اعمال بر اساس نیت افراد

2️⃣ مراتب نیت و ضرورت دوری از خنثی‌بودن

◽️ تقسیم‌بندی نیت به خیر، شر و خنثی (بر حسب عادت)

◽️ سفارش پیامبر اکرم (ص) به ابوذر درباره نیت صالح در خوردن و خوابیدن

3️⃣ جهت‌دهی عبادی به امور طبیعی و حفظ سلامت

◽️ فراتر رفتن از اهداف مادی در مراقبت‌های جسمانی

◽️ نیت تقویت قوای بدن برای خدمت و بندگی («قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی»)

4️⃣ هدف خلقت و رهایی از غفلت

◽️ تفسیر آیات «خَلَقَ لَکُمْ» و «إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» در تبیین خط بندگی

◽️ غفلت، پیامد نهایی بی‌هدفی و خنثی‌بودن در حرکت و سکون

5️⃣ تقابل نگاه اسلام و رویکرد غربی به زندگی

◽️ نقد اصالت سرگرمی، وقت‌کشی و لذت‌گرایی مادی در فرهنگ غرب

◽️ کرامت انسان و دوری از هم‌جهت شدن با مخلوقات پایین‌تر

6️⃣ رابطه مستقیم ایمان و خلوص نیت

◽️ ریشه‌یابی نیت‌های خراب در ضعف باور و ایمان به خدا

◽️ نفی وابستگی به اعتبارات دنیوی مانند مال، مقام و مسئولین

7️⃣ تجلی تقوا در عظمت خدا و گره‌گشایی از زندگی

◽️ تفسیر فراز «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ» از خطبه متقین نهج‌البلاغه

◽️ پیوند تقوا و اصلاح اعمال بر اساس آیه «اتَّقُوا اللَّهَ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ»

8️⃣ ایمان و تقوا در مواجهه با بن‌بست‌ها

◽️ سیره امام خمینی (ره) به عنوان نمونه عینی ایمان و توکل در تنهایی

◽️ تبیین آیه «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» و شرط صبر و تقوا

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه هفتم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی