🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه دوم)
صوت کامل سخنرانی
1402/02/27
پست

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (▫️جلسه دوم)

✳️چهار مسئله اساسی در ادامه دعا: 
ایمان - یقین - نیت - عمل

💎اهمیت ایمان به خدا و تقویت آن 

⭕️مشکل بشر، "نداشتن ایمان" یا "ضعف ایمان"

⚠️ خجالت کشیدن از آوردن "نام خدا"، منشأ برخی مشکلات 

✨ریشه‌ی همه آرامش ها یاد خداست.

‼️انجام عبادات، قربة الی الله نه فقط بخاطر آثار آنها 

💎فوت کوزه‌گری ِ تبلیغ دین
---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲

🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه دوم)

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (▫️جلسه دوم)

✳️چهار مسئله اساسی در ادامه دعا: 
ایمان - یقین - نیت - عمل

💎اهمیت ایمان به خدا و تقویت آن 

⭕️مشکل بشر، "نداشتن ایمان" یا "ضعف ایمان"

⚠️ خجالت کشیدن از آوردن "نام خدا"، منشأ برخی مشکلات 

✨ریشه‌ی همه آرامش ها یاد خداست.

‼️انجام عبادات، قربة الی الله نه فقط بخاطر آثار آنها 

💎فوت کوزه‌گری ِ تبلیغ دین
---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲

متن

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین،

والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا

و ابی‌القاسم محمد

[صدای صلوات حاضرین]

و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین،

سیما بقیة الله فی الارضین،

و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

من الان الی قیام یوم الدین.

بسم الله الرحمن الرحیم. «اللهم صل علی محمد و آله و بلغ بایهامی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الاعمال.»

اهمیت صحیفه سجادیه و دعای مکارم‌الاخلاق

عرض شد امام سجاد (علیه‌الصلاةوالسلام) در این صحیفه مبارکه سجادیه، راه و رسم زندگی و الگوی یک انسان کامل را از لحاظ اخلاق، اعتقاد و عمل ترسیم می‌کنند؛ [به‌ویژه] در این دعای مکارم‌الاخلاق. آن‌چه که یک انسان باید داشته باشد، از اخلاق صحیح و حسنه برای اینکه به عنوان یک انسان کامل شناخته بشود، این‌جا ترسیم فرموده‌اند. جای دیگر هم به این شکلِ مجتمع، شاید پیدا نشود.

اولین مسئله‌ای که مطرح فرمودند، مسئله صلوات بود؛ چون اهمیت این مسئله زیادتر شده بود، از این جهت که مردم فاصله‌شان با اهل‌بیت (علیهم‌الصلاةوالسلام) بعد از پیغمبر اکرم زیاد شده بود. آن‌ها همه رفتند و اکثراً در خط جبهه مخالف قرار گرفتند و متأسفانه با امامت اهل‌بیت مخالف شدند و از این‌ها فاصله گرفتند. یکی از کارهایی که امام سجاد (علیه‌السلام) در این صحیفه انجام می‌دهند همین هست که مستمر و زیاد، توجه می‌دهند انسان‌ها را به مقام و عظمت پیغمبر اکرم و آل معصومینِ ایشان. لذا در دعاهای ایشان زیاد صلوات می‌بینید.

چهار مسئله کلیدی برای تنظیم باور و عمل

در ادامه، چهار مسئله مهم را ایشان مطرح می‌فرمایند تا ذهن و باور ما را تنظیم کنند و درست کنند؛ که به تبعِ تنظیم فکر و ذهن، عمل ما هم اصلاح بشود. این چهار مسئله [عبارتند از]:

۱. مسئله ایمان؛

۲. مسئله یقین؛

۳. مسئله نیت؛

۴. و چهارمین، مسئله عمل انسان.

ایشان به این چهار مسئله اشاره می‌فرمایند و این را به ما تزریق می‌کنند و در باور ما قرار می‌دهند که در این چهار جهت، به اینی که هستیم بسنده نکنیم. چهار جهت هست؛ اینی که داریم، هرچه هست، کافی نیست. گاهی بعضی صفات خوب، وقتی اصلش در انسان باشد، خب هرجایی ممکنه ظهور و بروز داشته باشد و زمینه‌اش که پیش بیاید خودش را نشان بدهد، ولی دیگر بیش از این قابلیت پیشرفت ندارد و در یک حدی متوقف می‌شود. اما چهار مسئله هست که ایشان می‌فرمایند این‌ها توقف ندارد و باید از اینی که هستیم جلوتر برویم.

جایگاه و اهمیت ایمان در هدایت اعمال

اولین و مهم‌ترین مسئله‌ای که ما را به آن توجه می‌دهند به عنوان اصلی‌ترین مسئله ــ که با توجه به قرآن کریم هم این اصلی‌ترین مسئله ما در مقابل خدای متعال هست ــ مسئله ایمان است؛ ایمان. در آیات قرآن کریم می‌بینیم که مسئله ایمان زیاد مطرح شده است؛ اول ایمان، بعد عمل صالح. عمل صالح وقتی ایمان نباشد، مثل کسانی که کافرند و خدا را باور ندارند و ایمان ندارند، این اعمال صالحشان آن‌ها را هدایت و اصلاح نمی‌کند. ممکنه اثری برایش باشد در تخفیف عذاب جهنمشان، اما عمل صالح [بدون ایمان] آن‌ها را اصلاح و هدایت نمی‌کند. آن چیزی که جهت می‌دهد به عمل صالح انسان، ایمان انسان است. ایمان یعنی باور به خدا و هر آنچه که خدای متعال خواسته ما به آن باور داشته باشیم.

عمل صالح ما اگر ضمیمه بشود به ایمان، در مسیر توحید و توجه و ایمان به خدا قرار می‌گیرد؛ در آن مسیر، انسان رشد می‌کند و باورش و ایمانش به خدای متعال بیشتر می‌شود. اما اگر ایمان نباشد، عمل صالح هیچ وقت انسان را بالا نمی‌برد. لذا کسانی که خدا را قبول ندارند، کار خیر انجام می‌دهند، در حدی که این کار خوبش یک اثری دارد، یک خدمتی مثلاً به کسی می‌کند، یک مقدار دلش ممکنه نرم بشود و اثر دارد، ولی چون هیچ ارتباطی با خدای متعال ندارد، بالا نمی‌رود و رشد نمی‌کند. رشدش بسیار پایین است و در آن جهتِ صحیحش نیست.

پیوند عمل صالح با خدای متعال و دوری از غفلت زبانی

آن چیزی که خدا خواسته، خدای متعال، این هست که ما مجموع زندگی‌مان در مسیر ایمان به خدا قرار بگیرد و باورمان به خدای متعال بیشتر بشود. ما نسبت به ترغیب مردم به عمل صالح هم، آن‌هایی که می‌خواهند ترغیب کنند و تشویق کنند مردم را به عمل صالح و به کارهای خوب، اگر این عمل صالح و کار صحیح و خوب را از خدا جدا کنند، [کارشان ناقص است]. مثلاً من بیایم درباره اهمیت نماز و فواید نماز خیلی حرف بزنم که نماز این فایده را دارد، آن فایده را دارد؛ روزه این فایده‌ها را دارد، این منافع مادی را دارد، این منافع جسمی را برای ما دارد، این منافع روحی را دارد؛ همه منافع این عبادات و کارهای صالح و خوب را من بشمارم اما این‌ها را متصل نکنم به خدا و باور به خدا، این قسمت اصلی کار ناقص مانده است و رشد نمی‌کند. نه خودم اگر این مشکل را دارم رشد می‌کنم، نه مخاطبم رشد می‌کند. چون خدای متعال خواسته که وقتی انسان عمل صالح انجام می‌دهد، این عمل صالحش مصادره بشود و برود در خط ایمان به خدا و باور به خدا. جهت‌دهی‌اش به آن سمت باید باشد.

ما در همه مسائل دینمان همین‌طوریم. یعنی اگر من بنشینم یک شب تا صبح از فواید مادی و معنوی روزه بگویم، همه‌اش از این‌ور و آن‌ور بگویم اما این متصل نشود به اطاعت خدا و بندگی خدا و پای خدایی وسط نیاید، این یک کار اصلی و اساسی‌اش ناقص مانده است. لذا در قرآن کریم، خدا، خدای متعال این‌ها را سمت و سویش را می‌برد سمت خودش و باور به خودش. این جهت باید باشد. اگر ما توحید و وجود خدای متعال و باور به خدا در زندگی‌مان هرچه بیشتر حاکم نشود، به همان اندازه‌ای که حاکم نیست مشکل داریم و کم داریم. تمام مشکل بشر را اگر خلاصه کنیم در یک جمله، یا از نبود ایمان است یا از ضعف ایمان؛ یکی از این دو تاست. مسئله اصلی بشر این است. این ایمان، ایمان به کیست؟ ایمان به خدای متعال؛ به آن مبدأ همه کمالات، به آن معدن همه کمالات، به آن بی‌نهایتی که در هیچ کمالی حد یقف و توقف ندارد.

و خدای متعال هم همین را می‌خواهد؛ می‌خواهد ما در سایه اعمال صالحه متصل بشویم به خودش و باورمان و ایمانمان به خودش بالا برود. همه چیز باید به آن سمت برود؛ هر چیزی را. ما حتی اگر راجع به واجبات، هر واجبی می‌خواهیم حرف بزنیم، پای خدای متعال هم باید این وسط باشد و بندگی خدا. از حجاب می‌خواهیم حرف بزنیم، باید یک سری به خدا هم بزنیم که این فرمان خداست. از اسم خدا آوردن نباید خجالت بکشیم. گاهی ما خدای نکرده در اثر ضعفِ ایمانمان به خدای متعال، گاهی خجالت می‌کشیم اسم خدا را بیاوریم. همه حرفی می‌زنیم اما یک مقداری این کلاممان، زبانمان بچرخد؛ خجالت نکشیم از تعظیم خدا، از یاد خدا، در همین حرف‌های عادی‌مان. این‌ها را فاصله داریم گاهی.

آدم گاهی می‌بیند مثلاً این مردم شریف عراق، وقتی آدم می‌رود عتبات، وقتی با آن‌ها حرف می‌زنی چقدر این‌ها در کلامشان، در حرف‌هایشان «الله» هست؛ در دعا کردنشان، در احوال‌پرسی‌شان. از ده تا کلمه و بیست تا کلمه، یکی‌اش خدا هست؛ در دعا کردنشان، در آن چیزی که جواب می‌دهند در احوال‌پرسی. خیلی‌هایشان دارند، آدم می‌بیند [می‌گویند] خدا حفظت بکند، خدا چه‌کار بکند، حالا به همان زبان عربی خودشان، به همان حالت. این‌ها را دارند. اما ما گاهی نگاه می‌کنیم می‌بینیم این‌جوری نیست؛ متأسفانه. چطور شده؟ خدا... اصلاً خجالت می‌کشیم بگیم این واجب خداست، این دستور خداست؛ خجالت می‌کشیم. این خجالت کار دستمان می‌دهد.

لذا این مسئله مهم است. ما اگر بخواهیم توجهمان و روش زندگی‌مان، در کل، روش زندگی‌مان اصلاح بشود، یکی از مسائل مهمی که باید در نظر بگیریم این است که توجه به خدا و یاد خدا و اسم خدا و ایمان به خدا باید در ما زیادتر بشود؛ در زندگی‌مان بیشتر حاکم بشود و در حرف‌هایمان بیشتر بیاید. وقتی سر تا ته زندگی‌مان را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم اصلاً پای خدا این وسط نیست؛ هیچ، همین زبانی، همین زبانی را [هم] نداریم و کم شده است. خجالتش بد چیزی است، خجالت می‌کشیم. یک چیزی را به خدا نسبت بدهیم، خجالت می‌کشیم. اگر نعمتی از خدا به ما رسید، راحت و آسوده و بلند حمد خدا را بکنیم؛ خجالت می‌کشیم. این‌ها مشکل ایجاد می‌کند.

ریشه‌یابی آرامش حقیقی و ضرورت کمال ایمان

اساسی‌ترین مشکل بشر هم همین‌جاست که یا خدا را باور ندارد یا باورش به خدای متعال ضعیف است. آن‌ها که کافرند خب خدا را گذاشته‌اند کنار؛ آن مبدأ همه خیرات و کمالات و آرامش را گذاشته‌اند کنار. لذا دنبال آرامش می‌گردد بشر؛ دنبال یک جایی و یک حدی می‌گردد که به آرامش برسد و بتواند آرام بشود. غربی‌ها هی نسخه‌های جدید که تجویز می‌کنند، آن خواست نهایی بشر که خدا در او قرار داده، همین است که برسد به یک آرامشی از لحاظ روحی؛ منتها اگر راه را آدم گم بکند، یک سمت دیگری می‌رود که آن خیلی خطرناک است. فکر می‌کند با یک راه‌های غلطی که حالا آن‌ها جلو پای آدم‌ها می‌گذارند می‌شود آرامش پیدا کرد؛ فکر می‌کند مثلاً من با موسیقی می‌توانم آرامش پیدا بکنم. شما اگر آرامش هم پیدا بکنی، این آرامشت مثل یک مسکن می‌ماند. این دندان‌درد، وقتی سرمون درد می‌کند، دندانمان درد می‌کند و این دردمان ریشه‌دار است و اصلی است، با یک مسکن ممکنه یک مقداری ساکتش کنیم، اما این موقته و این به درد نمی‌خورد؛ باید از ریشه درمانش بکنیم، ریشه را باید اصلاح بکنیم. ریشه همه چیزها و آرامش‌ها، یاد خداست، اسم خداست، توجه به خداست. این‌ها نیست، دنبال آرامش می‌گردیم، با یک کارهای دیگری دنبالشیم، یک نسخه‌های دیگری دنبالش می‌رویم. این‌ها نمی‌رساند آدم را به آرامش.

لذا امام سجاد (علیه‌الصلاةوالسلام) اولین مسئله‌ای که ما را توجه می‌دهند، می‌فرمایند این ایمانی که شما دارید، این ایمان کامل نیست؛ این ایمان به خدا باید بیشتر از این بشود. یک حدی دارد به نام حد اکملش، از همه بالاترش؛ آن سمت باید حرکت بکنید. «و بلغ بایهامی اکمل الایمان». با، بایی که سر حرف جره، سر ایمان می‌آید برای تأکید است، زائده است برای تأکید این محتواست؛ کأنه این جمله را دو بار از خدا می‌خواهم. خدایا به من توفیق بده ایمانم برود بالاتر، به من توفیق بده برود بالاتر، کمکم کن به آن حد اکملش برسد. این اولین چیزی است که ایشان در این دعا به ما یاد می‌دهند؛ اولین مسئله. چون مهم‌ترین مسئله ما نسبت به خدای متعال مسئله ایمان هست. به این نباید اکتفا کنیم. در روایات فرموده‌اند این ایمان ده تا پله دارد، ده تا پله دارد. این پله‌ها تا پیش برویم هست تا برسیم به پله دهم. ادامه دارد این ده پله.

یک اسلام داریم؛ یک عده‌ای مسلمان می‌شوند یعنی با زبان اقرار می‌کنند که خدا هست و آن چیزهایی که خدا گفته تأیید می‌کنند. یک عده‌ای این [باور] به قلبشان نفوذ پیدا می‌کند و باور می‌کنند که خدا هست. این باور و تصدیق به وجود خدا، شدت و ضعف دارد، قوت و ضعف دارد. این حد ضعیفش خطرناک است، یعنی در معرض خطر و آسیب است. آن حد ضعیفش را، مابقی‌اش را شرک و کفر پر کرده است. به هر اندازه که ما از ایمان ضعیفیم، شرک در کارمان هست، کفر در کارمان هست. وقت آن شرک و کفر اگر یک حد غالبی داشته باشد نسبت به باور ما و پر کردن باور و ایمان ما، این خطرناک است؛ یک وقت غلبه می‌کند بر این مقدارِ کمِ ایمان.

لذا در طول مسیر زندگی، اکثر آدم‌ها ایمانشان را از دست می‌دهند یا ضعیف‌تر می‌شوند. می‌بینیم دیگر، از خودمان خدای نکرده اگر یک نگاه بکنیم این را می‌بینیم، تا بقیه‌ای که با آن‌ها مواجهیم. آدم‌ها معمولاً ایمانشان رو به نزول هست، رو به از دست دادن هست و ضعیف شدن هست. آن باورهای قبلی، الان در آن‌ها گاهی بعضی‌اش نیست؛ آن تقیدش به نماز، آن تقیدش به مسائل دینی، آن تقیدش به حجاب؛ این‌ها را از دست می‌دهد، چون در حوادث روزگار طوری تنظیم شده که یک بخشیش می‌خورد به ایمان انسان. یک بخشی از حوادث و مشکلات روزگار و امتحانات، با ایمان ما سر و کار دارد؛ با زندگی مادی ما سر و کار دارد، با ایمان ما سر و کار پیدا می‌کند. ایمانمان را هدف می‌گیرد، شیطان هم از همین استفاده می‌کند. لذا این مهم است. اگر این نباشد، آدم در معرض خطر است.

مفهوم یقین و پیامدهای تزلزل عقیده در امتحانات الهی

مسئله بعدی هم که اشاره می‌فرمایند، مسئله یقین هست. یقین، ریشه و اساس ایمان است. یقین یعنی یک باوری که هیچ شک و تردیدی در آن دیگر نباشد. یک وقت ما یک چیزی را می‌دانیم اما آن‌قدر این باور و علممان قوی و محکم و متقن نیست که در عمل خودش را نشان بدهد؛ این‌طوری نیست. مثال واضحش، ما همه می‌دانیم یک میت هیچ آسیبی به ما نمی‌رساند، هیچ آسیبی برای ما ندارد و کاری از دستش برنمی‌آید؛ این را می‌دانیم. اگر کسی از ما بپرسد یک میت می‌تواند آسیب بزند یا نه، خب می‌گیم نه. اما اگر به ما شرایطی مهیا بشود که یک شب باید کنار میتی باشیم، ترس و واهمه داریم. تاریکی، یک عده‌ای ترس و واهمه دارند؛ از یک سری چیزها واهمه و ترس دارند انسان‌ها. چرا این را دارند؟ خب می‌دانند که این‌جا فرقی نمی‌کند با هم، یا این آسیبی ندارد؛ اما این دانستنه ناقص است، ضعیف است، یک مقدار شک و تردید کنارش هست. آن شک و تردیده نمی‌گذارد آدم قرص و محکم باشد در آن کاری که انجام می‌دهد؛ می‌ترساند انسان را، دلش متزلزل می‌شود.

پشت‌بند مسئله ایمانی، ایشون مسئله یقین را مطرح می‌فرمایند که این یقین و باوری هم که ما داریم نسبت به خدا، نسبت به عقاید صحیح، این‌ها هم همین‌طوره، این‌ها هم مثل همان ایمان ضعیف است، این‌ها هم مثل همان ایمان در معرض آسیب است، این‌ها هم مثل همان ایمان یک مقداری شک و تردید کنارش هست. این شک و تردید مثل یک ویروس می‌ماند، مثل یک غده سرطانی؛ آروم‌آروم رشد می‌کند و می‌خورد؛ مثل خوره می‌خورد آن مابقی را و از بین می‌برد. چطور؟ با همین مشکلات زندگی. مواجه می‌شویم با یک مسئله‌ای، با یک امتحانی، یک‌دفعه‌ای خالی می‌شویم از درون و یک‌دفعه‌ای خیلی‌اش را از دست می‌دهیم. با مشکلی برخورد می‌کنیم، کارمان حل نمی‌شود، دعامان مستجاب نمی‌شود، آن چیزی که می‌خواهیم الان بهمان همان را نمی‌دهند؛ گره پشت گره می‌خورد، گاهی درها پشت سر هم بسته می‌شود، سنگ پشت سنگ جلو پامون قرار می‌گیرد، درِ بسته پشت درِ بسته؛ به شدت انسان‌ها تنزل می‌کنند در این گرفتاری‌ها، در این مسائلی که گاهی پیش می‌آید. چه چیزی باعث می‌شود تنزل می‌کنند؟ آن مقدار کم از شک و تردید، از بی‌ایمانی، از ضعف یقین؛ آن یک‌دفعه قوت می‌گیرد، یک‌دفعه‌ای رشد می‌کند، زنده می‌شود، رشد می‌کند و حاکم می‌شود بر آن مقداری از ایمان که داریم، بر آن مقداری از یقین که داریم.

یک‌دفعه‌ای شک می‌کند، تردید می‌کند در اعتقادی [که] خودش داشته؛ خودش بیست سال پیش، ده سال پیشش نمی‌شد اصلاً خلاف این اعتقادش جلویش حرفی بزنیم، کمترین تردیدی را برنمی‌تافت؛ اما حالا راحت در خدا تردید می‌کند، در واجبات الهی تردید می‌کند، در دستورات خدا تردید می‌کند، در مسائل مختلف ایمانی تردید می‌کند. این چیست؟ این تردید یک زمانی بوده، خیلی ضعیف بوده و خودش را نشان نمی‌داده؛ صحنه امتحان که پیش آمده، این قوت می‌گیرد، می‌آید بالا و غلبه پیدا می‌کند بر آن مقدار بیشتر حتی از یقین و ایمان که داریم. هفتاد درصد هم یقین داشتیم، ایمان داشتیم، آن سی درصد، آن بیست درصد، آن ده درصد تردید و ضعف ایمانی، یک‌دفعه رشد می‌کند و می‌رساند خودش را به نود درصد، به صد درصد؛ که آدم همه چیز را می‌گذارد کنار. اِ، این خودش انقلابی بود، این برای انقلاب جون داد، بچه داد، جسمش را داد، سلامتی‌اش را داد؛ چرا برمی‌گرده؟ چون از همان وقت یک ضعفی در ایمان داشته، این ضعف را اصلاح نکرده، این ضعف را تقویتش نکرده؛ باعث می‌شود چطور بشود انسان؟ باعث می‌شود در یک شرایط خاصی که پیش می‌آید آسیب ببیند، مشکل پیدا بکند. همین ضعف غلبه می‌کند بر آن مقداری از ایمان که دارد.

اخلاق حسنه؛ جلوه‌گاه کمال ایمان و پیوند با بندگی

لذا توجه می‌دهند که به عنوان مهم‌ترین مسئله‌ای که ما باید توجه بکنیم و توجه داشته باشیم در همه اعمال و اخلاقی که باید بدانیم، مسئله باورمان است و اعتقادمان است و ایمانمان. قبل از اینکه ما وارد بشویم در جزئیات اخلاق و اعمال خوب، اول باید این باور را در خودمان ایجاد بکنیم که ایمان پایه اصلی همه این‌هاست و ایمان به همان مقداری که ضعیف هست، یقین انسان به همان مقداری که ضعیف هست، در معرض آسیب است و آسیب می‌زند. خب حالا چه‌کار بکنیم این یقینمان تقویت بشود؟ این ایمانمان تقویت بشود؟ این ادامه‌اش راه‌هایی که ایشان، امام سجاد (علیه‌السلام) ارائه می‌دهند برای همین است. این‌جا مقدمه‌سازی می‌کنند، زمینه را ایجاد می‌کنند که بدانید یقین و ایمان ضعیف است، باید تقویتش کرد. تمام مابعد دعا که شروع می‌کنند ایشان، از جهات مختلف، اعمال خوب، کارهای خوب، اخلاق خوب را به ما معرفی می‌کنند، در حقیقت تفسیر این «اکمل الایمان» هست؛ تفسیر این «افضل الیقین» هست؛ آن یقین بالاتر، آن یقینی که از همه بالاتر است و بیشتر است، آن ایمانی که از همه کامل‌تر است. این‌ها همه‌اش می‌شود تفسیرش و راه رسیدن به آن.

هر مقدار از این صفات خوب را داریم، به آن مقدار ایمان داریم؛ هر مقدار نداریم، به آن مقدار ایمان نیست. جای ایمان، آن‌جایی که ایمان نیست خلاء نیست؛ شرک است، کفر است. «و ما کان اکثرهم [مؤمنین]»، که خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید اکثر این‌ها ایمان ندارند، اکثرشان؛ نفی می‌کند این را از اکثر، از اکثریت. «قالت الاعراب آمنا»، این‌ها مدعی ایمانند؛ بگو بهشان: «لم تؤمنوا»، نه، ندارید، این باوره در قلب‌تون نرفته؛ «و لکن قولوا اسلمنا»، بگید ما مسلمونیم؛ چون مسلمونی یک پله پایین‌تر و عقب‌تر از ایمان است. به زبان، آدم ادعا دارد، این را قبول می‌کنند، شهادتین را بدهد می‌گویند مسلمانی، پاک می‌شوی، تمیز می‌شوی، احکام خاص مسلمانی بر انسان بار می‌شوند؛ اما همین زبان کافی نیست دیگر، در قلب تا نرود که اثر عملی‌ش را نشان ندهد، به آن نمی‌گویند ایمان. لذا خدای متعال نفی می‌کنند. «یا ایها الذین آمنوا، آمنوا»؛ شماهایی که مدعی ایمان هستید، ایمان بیاورید؛ ایمان بیاورید، نیست، ضعیف است، خطرناک است آن مقدار ضعفش، آسیب می‌زند.

لذا محور، مسئله ایمان و یقین هست. همه اخلاق خوب هم که گفته می‌شود برای این است که اثرش این است که ایمان ما به خدا برود بالا. یکی‌یکی‌اش شروع می‌کنیم اخلاق خوب را سر سفره امام سجاد (علیه‌السلام) از ایشان یاد بگیریم، این‌ها همه جهت‌دهی‌اش ایمان به خداست؛ باید به آن سمت حرکت بکنیم. فقط دنبال منافع مادی این اخلاق خوب باشیم، ایمانمان رشد نمی‌کند. ما باید برویم به آن سمت که انجام واجب و ترک حراممان برود به سمت ایمان به خدا. با عنایت به اینکه خدا گفته واجبه، بگیم چشم؛ ایمانمان به خدا می‌رود بالا، نه به این و آن، نه به آثارش. همین خدا گفته حرامه نکن، بگیم چشم؛ چون تو گفتی می‌گم چشم، لبیک. پای خدا، خدای متعال باید این وسط باشد، نه پای آثار و فوایدش. آثار و فواید دیگرش منهای خدا، نتیجه نمی‌گیرد انسان. آن‌ها هم به جای خودش خوب است، خدای متعال فرموده: «صوموا تصحوا» مثلاً، یا «و ان تصوموا خیر لکم». یا در روایات فرموده‌اند: «صوموا تصحوا»؛ صحت و همه چیز، سلامتی هم گفته‌اند، اما خدا در قرآن می‌فرماید: «لعلکم تتقون». «کتب علیکم الصیام»، این روزه برای این است که بندگی و اطاعت فرمانتان در پیشگاه خدا قوی‌تر بشود. این را دست می‌گذارد خدای متعال رویش به عنوان اصلی‌ترین مسئله.

فوت کوزه‌گری در تبلیغ و دعوت به دین

نه اینکه صرفاً ما می‌خواهیم جوان‌ها را جذب بکنیم، باشه، از فواید واجبات الهی، از مضرات گناهان باید بگوییم، اما خدا را نباید حذف کنیم؛ خجالت نکشیم از اینکه بگیم دستور خداست، حرف خداست، چیزیه که خدا از ما خواسته. این را نباید حذفش کنیم. همه چی بگیم الا خدا، قسمت اصلی کار را ناقص گذاشته‌ایم؛ خجالت نکشیم. باورمان به خدا بیشتر بشود، پای خدا بیاید وسط، خدا آن‌وقت روح ایمان در انسان تقویت می‌شود؛ وقتی این روح ایمان را بهتر و بیشتر بتوانیم به مخاطبمان تزریق کنیم، آن‌وقت بهتر و بیشتر می‌پذیرد. و الا شب تا صبح می‌شینیم باهاش بحث می‌کنیم، از فواید حجاب می‌گیم، آخرش هم کار خودش را می‌کند؛ نمی‌توانیم روح ایمان را بهش تزریق بکنیم. این چاشنی اصلی کاره، این فوت کوزه‌گریه. در تبلیغ دین، در یاد دادن دین، فوت اصلی کوزه‌گری وصل به خدا کردنه، پای خدای متعال را وسط کشیدنه، توجهش را به خدا بیشتر کردنه؛ این فوت کوزه‌گری‌اش است. اما شب تا صبح بحث می‌کنیم فقط؛ او بگوید ما جواب بدهیم، بحث بکنیم، جدل، فلان، هرچی؛ نتیجه هم نمی‌گیریم، روحمان هم کدر می‌شود، قساوت قلبمان هم گاهی بیشتر می‌شود، نتیجه هم نخواهیم گرفت.

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند که ما در سایه این دستورات و این مطالبی که امام سجاد (علیه‌الصلاةوالسلام) به ما داد، این‌ها باورمان و ایمانمان و یقینمان به خدای متعال بیشتر بشود ان‌شاءالله. نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) مخصوصاً روح مطهر امام سجاد (علیه‌السلام)، ارواح طیبه علمای ربانی و شهدا و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. هدف از دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد (ع)

امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه مبارکه سجادیه، راه و رسم زندگی و الگوی یک انسان کامل را از لحاظ اخلاق، اعتقاد و عمل ترسیم می‌کنند؛ به‌ویژه در دعای شریف مکارم‌الاخلاق. آن‌چه که یک انسان باید از اخلاق صحیح و حسنه داشته باشد تا به عنوان یک انسان کامل شناخته بشود، در این‌جا ترسیم فرموده‌اند. در ادامه، ایشان چهار مسئله مهم را مطرح می‌فرمایند تا ذهن و باور ما را تنظیم و درست کنند؛ چرا که به تبعِ تنظیم فکر و ذهن، عمل انسان نیز اصلاح می‌شود. این چهار محور حیاتی عبارتند از: مسئله ایمان، مسئله یقین، مسئله نیت و در نهایت مسئله عمل انسان. ایشان این مسائل را در باور ما قرار می‌دهند تا در این مسیر متوقف نشویم.

۲. چهار مسئله‌ای که توقف در آن‌ها جایز نیست

امام سجاد (علیه‌السلام) چهار مسئله ایمان، یقین، نیت و عمل را به ما تزریق می‌کنند تا در این جهت‌ها به وضعیتی که هستیم بسنده نکنیم. این‌ها موضوعاتی است که هرچه داشته باشیم، کافی نیست. گاهی بعضی صفات خوب، وقتی اصلش در انسان باشد، در هر جایی ممکنه ظهور و بروز داشته باشد و زمینه‌اش که پیش بیاید خودش را نشان می‌دهد؛ ولی دیگر بیش از آن قابلیت پیشرفت ندارد و در یک حدی متوقف می‌شود. اما چهار مسئله اصلی وجود دارد که ایشان می‌فرمایند این‌ها توقف‌بردار نیست و انسان باید همواره از آن‌چه که هست جلوتر برود و به سمت کمال حرکت کند.

۳. ایمان؛ جهت‌دهنده و بخشنده ارزش به اعمال صالح

اولین و مهم‌ترین مسئله‌ای که ما را به آن توجه می‌دهند، مسئله ایمان است. در آیات قرآن کریم می‌بینیم که مسئله ایمان زیاد مطرح شده است؛ اول ایمان، بعد عمل صالح. عمل صالح وقتی ایمان نباشد، مثل کسانی که کافرند و خدا را باور ندارند، انسان را هدایت و اصلاح نمی‌کند. ممکنه اثری برای تخفیف عذاب داشته باشد، اما اصلاح‌کننده نیست. آن چیزی که جهت می‌دهد به عمل صالح، ایمان انسان است. ایمان یعنی باور به خدا و هر آنچه که خدای متعال خواسته ما به آن باور داشته باشیم. عمل صالح اگر ضمیمه بشود به ایمان، در مسیر توحید قرار می‌گیرد و انسان در آن مسیر رشد می‌کند.

۴. آفتِ جداسازی کار خیر و عمل صالح از یاد خدا

آن چیزی که خدای متعال خواسته، این هست که مجموع زندگی ما در مسیر ایمان قرار بگیرد و باورمان به خدا بیشتر بشود. اگر کسانی که می‌خواهند مردم را به کارای خوب تشویق کنند، این عمل صالح را از خدا جدا کنند، کار ناقص می‌ماند. مثلاً اگر درباره اهمیت و فواید مادی، جسمی و روحی نماز و روزه خیلی حرف بزنیم، اما این‌ها را متصل نکنیم به خدا و باور به خدا، قسمت اصلی کار ناقص مانده است و رشد نمی‌کند؛ نه خودمان رشد می‌کنیم، نه مخاطب. چون خدای متعال خواسته که وقتی انسان عمل صالح انجام می‌دهد، این عمل در خط ایمان و باور به خدا قرار بگیرد.

۵. ریشه تمام مشکلات بشر در ضعف یا نبود ایمان است

اگر بخواهیم توحید و وجود خدای متعال و باور به خدا در زندگی‌مان هرچه بیشتر حاکم نشود، به همان اندازه‌ای که حاکم نیست مشکل داریم و کم داریم. تمام مشکل بشر را اگر خلاصه کنیم در یک جمله، یا از نبود ایمان است یا از ضعف ایمان؛ یکی از این دو تاست. مسئله اصلی بشر این است. این ایمان به خدای متعال است؛ به آن مبدأ و معدن همه کمالات، به آن بی‌نهایتی که در هیچ کمالی حد یقف و توقف ندارد. خدای متعال هم همین را می‌خواهد؛ می‌خواهد ما در سایه اعمال صالحه متصل بشویم به خودش و باورمان بالا برود.

۶. خطر خجالت کشیدن از نام و دستورات الهی

ما حتی اگر راجع به واجبات می‌خواهیم حرف بزنیم، پای خدای متعال و بندگی او باید وسط باشد. از حجاب می‌خواهیم حرف بزنیم، باید بگوییم این فرمان خداست. از اسم خدا آوردن نباید خجالت بکشیم. گاهی ما در اثر ضعفِ ایمانمان، خجالت می‌کشیم اسم خدا را بیاوریم. همه حرفی می‌زنیم اما زبانمان برای تعظیم و یاد خدا در حرف‌های عادی نمی‌چرخد. اصلاً خجالت می‌کشیم بگوییم این واجب و دستور خداست؛ این خجالت کار دست انسان می‌دهد. توجه به خدا، یاد خدا و اسم خدا باید در ما زیادتر بشود، در زندگی‌مان بیشتر حاکم بشود و در حرف‌هایمان بیشتر بیاید.

۷. ریشه‌یابی آرامش حقیقی در دنیای امروز

اساسی‌ترین مشکل بشر همین‌جاست که یا خدا را باور ندارد یا باورش ضعیف است. غربی‌ها هی نسخه‌های جدید تجویز می‌کنند، اما خواست نهایی بشر که خدا در او قرار داده، رسیدن به آرامش روحی است. منتها اگر آدم راه را گم بکند، به سمت دیگری می‌رود که خیلی خطرناک است. فکر می‌کند با راه‌های غلطی که جلو پای آدم‌ها می‌گذارند، یا مثلاً با موسیقی می‌شود آرامش پیدا کرد. این آرامش مثل یک مسکن می‌ماند. وقتی درد ریشه‌دار است، با مسکن موقتاً ساکت می‌شود اما این به درد نمی‌خورد؛ باید از ریشه درمان بشود. ریشه همه آرامش‌ها یاد، اسم و توجه به خداست.

۸. پله‌های دهگانه ایمان و مرز باریک میان شرک و کفر

امام سجاد (ع) می‌فرمایند این ایمانی که دارید کامل نیست و باید بالاتر برود تا به حد اکمل برسد: «و بلغ بایهامی اکمل الایمان». در روایات فرموده‌اند این ایمان ده تا پله دارد. یک اسلام داریم که اقرار زبانی است، اما ایمان وقتی است که به قلب نفوذ پیدا کند. این باور شدت و ضعف دارد؛ حد ضعیف آن خطرناک و در معرض آسیب است. به هر اندازه‌ای که ما در ایمان ضعیف باشیم، شرک و کفر در کارمان هست. در طول مسیر زندگی، اکثر آدم‌ها ایمانشان رو به نزول و ضعیف شدن است؛ چون مشکلات و امتحانات روزگار، ایمان انسان را هدف می‌گیرد.

۹. حقیقت یقین و تأثیر تزلزل عقیده در سختی‌ها

مسئله بعدی یقین است. یقین، ریشه و اساس ایمان است؛ یعنی باوری که هیچ شک و تردیدی در آن نباشد. پشت‌بند مسئله ایمانی، یقین مطرح می‌شود؛ چرا که باورهای ما گاهی در معرض آسیب است و شک و تردید کنارش قرار دارد. این شک و تردید مثل یک ویروس و غده سرطانی می‌ماند که آروم‌آروم رشد می‌کند و مابقی ایمان را از بین می‌برد. در مشکلات زندگی، وقتی کارمان حل نمی‌شود، دعامان مستجاب نمی‌شود و گره پشت گره می‌خورد، انسان‌ها به شدت تنزل می‌کنند. چه چیزی باعث این تنزل می‌شود؟ همان مقدارِ کم از شک، تردید و ضعفِ یقین.

۱۰. فوت کوزه‌گری در تبلیغ و یاد دادن دین

در تبلیغ دین و یاد دادن آن، فوت اصلی کوزه‌گری وصل کردن مخاطب به خدا، پای خدای متعال را وسط کشیدن و توجه او را به خدا بیشتر کردن است؛ این چاشنی اصلی کار است. اما اگر شب تا صبح فقط بحث، جدل و گفتگو کنیم، بدون اینکه بتوانیم روح ایمان را به مخاطب تزریق کنیم، نتیجه‌ای نخواهیم گرفت، روحمان کدر می‌شود و قساوت قلبمان هم گاهی بیشتر می‌شود. ما باید به این سمت حرکت کنیم که انجام واجب و ترک حراممان به سمت ایمان به خدا برود؛ یعنی بگوییم چون تو گفتی چشم، لبیک؛ نه فقط برای آثار و فواید مادی آن.

فهرست

1️⃣ تبیین ساختار صحیفه سجادیه و دعای مکارم‌الاخلاق

◽️ ترسیم الگوی انسان کامل در اخلاق، اعتقاد و عمل

◽️ نقش تکرار صلوات در تبیین عظمت پیامبر (ص) و آل معصومین (ع)

2️⃣ اصول چهارگانه تنظیم ذهن و اصلاح عمل

◽️ حرکت پیوسته و عدم توقف در مسیر رشد

◽️ ارکان چهارگانه: ایمان، یقین، نیت و عمل

3️⃣ ایمان؛ پایه‌ و جهت‌دهنده اعمال صالح

◽️ بی‌اثری عمل صالح بدون پشتوانه ایمان و باور الهی

◽️ آفت جداسازی کار خیر و فواید فرعی عبادات از یاد خدا

4️⃣ ریشه‌یابی بحران‌های فکری و روحی بشر

◽️ پیوند مستقیم مشکلات انسان با نبود یا ضعف ایمان

◽️ آرامش‌های کاذب و ضرورت درمان ریشه‌ای بحران‌ها با توجه به خدا

5️⃣ مراتب ایمان و پیامدهای تزلزل عقیده

◽️ پله‌های دهگانه ایمان و مرز باریک میان شرک و کفر

◽️ هجوم امتحانات روزگار به سمت باورهای ضعیف انسان

6️⃣ حقیقت یقین و آسیب‌شناسی شک در مسیر حق

◽️ یقین به عنوان ریشه، اساس و ثبات‌بخش ایمان

◽️ نفوذ شک و تردیدِ پنهان مانند غده سرطانی در صحنه امتحان

7️⃣ فوت کوزه‌گری در تبلیغ و دعوت به دین

◽️ ضرورت محوریت نام و فرمان خدا در دعوت به واجبات و دوری از محرمات

◽️ تزریق روح ایمان به مخاطب در برابر رویکردهای صرفاً مادی و جدلی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه دوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی