🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه اول)
صوت کامل سخنرانی
1402/02/19
پست

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (▫️جلسه اول)

📜توضیحاتی در مورد کتاب شریف صحیفه سجادیه (ع) و ویژگی‌های آن 

✳️ارائه الگوی انسان کامل در ضمن دعای مکارم الاخلاق

🔅لزوم تقویت ایمان

⚠️امتحانِ الهی چطور و چگونه است؟

⭕️گناه؛ بزرگترین چیزی که به ایمان ضربه می‌زند.

‼️عبرت بگیرید، مایه عبرت نباشید!
---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲

🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه اول)

📖شرح دعای مکارم الاخلاق (▫️جلسه اول)

📜توضیحاتی در مورد کتاب شریف صحیفه سجادیه (ع) و ویژگی‌های آن 

✳️ارائه الگوی انسان کامل در ضمن دعای مکارم الاخلاق

🔅لزوم تقویت ایمان

⚠️امتحانِ الهی چطور و چگونه است؟

⭕️گناه؛ بزرگترین چیزی که به ایمان ضربه می‌زند.

‼️عبرت بگیرید، مایه عبرت نباشید!
---------

🎧  سخنرانی استاد محترم حاج آقای محمدی

💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه ها - مسجد قمر بنی هاشم(علیه السلام)

🗓 ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین، من الآن الی قیام یوم الدین.

جایگاه و برکات صحیفه سجادیه

یکی از نعمت‌های بزرگی که خدای متعال به ما داده، کتاب بزرگ و پرمحتوایی هست به نام صحیفه مبارکه سجادیه. در این کتاب که مجموعه دعاهای بیان‌شده توسط امام سجاد (علیه‌الصلاة والسلام) جمع‌آوری شده، در شرایط مختلف دعاهای مختلفی از امام سجاد (علیه‌السلام) به ما رسیده و چند جهت در اینجا مطرح هست.

اول؛ خود کتاب صحیفه سجادیه تا سال‌ها در دسترس انسان‌ها و آدم‌ها نبود. کتابی بود در خانواده امام سجاد (علیه‌السلام) که نسلاً بعد نسل، از وارثی به وارث دیگر می‌رسید و اون حالت عمومی را نداشت؛ استفاده عموم ازش مطرح نبود و همین‌طور مخفیانه از وارث به وارث می‌رسید، تا اینکه رسید به زمان مرحوم علامه محمدتقی مجلسی، پدر بزرگوار مجلسی معروف که صاحب کتاب بحارالانوار هست. پدر ایشون محمدتقی مجلسی [است] و ایشون محمدباقر مجلسی. پدر ایشون از علمای بزرگ، از محدثین، از فقها بود و خیلی هم اهل عبادت، اهل تقوا، معنویت و این مسائل بودند.

ماجرای احیای صحیفه سجادیه توسط علامه مجلسی (پدر)

ایشون خودشون قضیه زنده کردن و زنده شدن این صحیفه سجادیه را در کتاب‌هاشون نقل کرده‌اند. احتمالشم اینه که یه زمانی ایشون — این‌طوری می‌گن که در دوران بلوغ و اوایل جوانی — خیلی در عبادت و بندگی خدا تلاش می‌کردند، زحمت می‌کشیدند، ریاضت می‌کشیدند؛ یه وقتی بین خواب و بیداری، امام عصر (صلوات الله و سلامه علیه و آله) را دیدند. خدمت ایشون رسیدند، عرض کردند که: «من فرصتی نیست، نمی‌تونم زیاد و دائم پیش شما برسم؛ یه کتابی را معرفی کنید که من بتونم ازش استفاده کنم، یه چیزهایی که نیاز دارم را ازش استفاده کنم.»

امام عصر (علیه الصلاة و السلام)، این‌طور که ایشون می‌گن، یه کتابی را معرفی کردند، یه نشونی‌ای دادند. ایشون از خواب بیدار شدند و دنبال نشونی این کتاب رفتند تا این کتاب را پیدا کردند — که این حالا خودش داستانش یه مقدار طول و تفصیل داره و اینجا فرصت نیست. این کتاب را پیدا کردند و آوردند وسط، نسخه‌برداری کردند و ترویجش دادند در بین مردم.

اون‌طور که خود ایشون می‌گن، به تدریج این کتاب خیلی شایع شد؛ صحیفه سجادیه در بین مردم، مخصوصاً مردم اصفهان، چون ایشون در اصفهان ساکن بودند، این صحیفه شایع شد. در کنار قرآن کریم، یه صحیفه تو هر خونه‌ای بود؛ مثل حالا که در کنار قرآن کریم تو هر خونه‌ای یه مفاتیح هست — حالا چه بسا تو بعضی خونه‌ها قرآن هم شاید نباشه ولی گاهاً پیش می‌آد مفاتیح را دارند — اون زمان در کنار هر قرآنی و در هر خونه‌ای یه صحیفه وجود داشت. مردم هم خیلی انس داشتند با این صحیفه و ایشون می‌فرمود به برکت این صحیفه بسیاری از انسان‌ها هدایت شدند، بسیاری از انسان‌ها اهل دعا و عبادت شدند، بسیاری بودند [که] مستجاب‌الدعوه شده بودند به برکت همین صحیفه.

خودشونم می‌فرمود: «من به برکت این صحیفه، بسیاری از علوم الهی را یاد گرفتم و فهمیدم که نمی‌تونم بشمارم.» این‌قدر این برکات داشت این کتاب مبارک و این صحیفه مبارکه. از اونجا به بعد، به برکت طهارت روح ایشون و همت ایشون، این کتاب صحیفه در اختیار ما قرار گرفت. شاید بعد از قرآن کریم، کتابی که این‌طور جامع در مسائل هدایت انسان و تنظیم اخلاق و اعمال انسان تنظیم شده باشه، این‌طور نیست. بفرمایید.

ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد صحیفه و دعای مکارم‌الاخلاق

این کتاب بخش‌های مختلفی داره و خصوصیات خاصی داره که ما در هیچ کتاب دیگری هم نداریم این خصوصیات را. خصوصیت اصلی‌شم اینه که اونچه را که یک انسان، به عنوان یک انسان کامل و مطلوب، نیاز هست داشته باشه، در این کتاب — مخصوصاً در دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد (علیه‌الصلاة والسلام) — یاد دادند؛ یک نقشه جامع و کاملی از یک انسان کامل. این ویژگی‌ها را یک‌جا ایشون با زبان دعا بیان کرده‌اند.

شاید گل سرسبد دعاهای این صحیفه مبارکه، همین دعای مکارم‌الاخلاق باشه؛ اون‌طور که مختصر و جامع و مفید اینجا اومده، جایی به این شکل نیست ظاهراً. یک نقشه جامعیه، یک الگوی کاملی از یک انسانی که مطلوب دین هست، مطلوب امام سجاد (علیه‌السلام) هست، تو این کتاب یاد می‌دن و در این دعا.

ویژگی این کتابم اینه که انسان‌ها را متوجه می‌کردند به خدا؛ یعنی در ضمن اینکه مطالب مفید را یاد می‌دن، این‌ها را با زبان دعا یاد می‌دن. یعنی به ما یاد می‌دن که با دعا و با توجه به خدا، این‌ها را تحصیل کنید و به دست بیارید. این توجه را ایشون می‌دن. خیلی‌ها حرف خوب می‌زنن، اما حرف خوب را همین‌طور خودشون می‌زنن می‌رن؛ ایشون ضمن اینکه این حرف‌های خوب و مطالب مفید را یاد می‌دن، همین‌طور حالت دعا را در انسان تقویت می‌کنند.

این حالت دعا خیلی حالت مهمی هست. در روایات هست کثیرالدعا بودن، دعاء بودن، یه ویژگی خیلی ممتاز و خوبیه‌ای برای انسان. امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاة والسلام)، در روایت هست، کثیرالدعا بودند، دعاء بودند، اواب بودند. ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) دعاء بودند، اواب بودند؛ اینا این ویژگی را داشتند. ایشونم همه این چیزهایی که لازم هست را توجه می‌دن به انسان که: شما اگه می‌خواهید اینا را تحصیل بکنید، یک قدم مهمش دعا کردن و از خدا خواستنه، مطابق با مضمون «ایاک نستعین» در سوره مبارکه حمد؛ که اونجا ما از خدا می‌خواهیم تو این بندگی — «ایاک نعبد» — در این بندگی چی‌کار کن؟ «ایاک نستعین»، کمک‌مون کن. طوری باشه که دست‌مون را بگیری و هدایت‌مون کنی؛ چون اگه خدا دست آدم را نگیره، آدم موفق نخواهد شد هیچ قدم مثبتی برای اصلاح خودش برداره. این را یاد دادند.

جایگاه صلوات در سیره و ادعیه امام سجاد (ع)

یک ویژگی دیگه‌ای هم که هست، اینه که در این صحیفه مبارکه ایشون زیاد صلوات می‌فرستن، زیاد دعاها را با صلوات شروع می‌کنند. چون به واسطه اتفاقاتی که افتاد، مردم از اهل‌بیت فاصله گرفتند بعدِ پیغمبر اکرم. اوضاع طوری پیش رفت که اهل‌بیت پیغمبر اکرم، مردم باهاشون بیگانه شدند. یکی از کارهایی که ایشون در این دعاها کردند، مرتب صلوات فرستادن [بود]؛ مرتب ابتدای هر دعا و مطلب مهمی که بیان کردند، صلوات فرستادند. کسی صلوات نمی‌فرستاد جز در همین تشهد [صداى صلوات حاضرين]. کسی اهل این نبود؛ اگرم سلام و صلواتی بود، به خود پیغمبر اکرم بود.

اما ایشون اومدند کنار کعبه، در مدینه طیبه هر جا بودند دست به دعا بلند می‌کردند، دعا می‌کردند؛ ابتدای دعا، انتهای دعا، اول هر دعایی همین صلوات را می‌فرستادند. بر آل هم می‌فرستادند، گاهی هم زیاد تفصیلش می‌دادند نسبت به این صلوات، که: خدایا این صلوات را چند برابر کن، به این قیمت، به این ارزش، به این درجه برسون و بر این‌ها بفرست.

ارزش و اعتبار این‌ها را با صلوات همین‌طور در ذهن کسانی که می‌شنیدند، بالا می‌بردند. ما نگاه خودمون نکنیم که الحمد لله رب العالمین شیعه‌ایم، تو مملکت شیعه اینا برامون حل شده است؛ از کارهایی که ایشون کردند اونجا این بود، چون مردم بیگانه بودند با اهل‌بیت، زیاد صلوات فرستادند. بعدش هم در روایات ما زیاد داریم که اگه دعا می‌خواهید بکنید، اولش صلوات بفرستید، آخرش صلوات بفرستید. اینا ویژگی خاص داره؛ ویژگی خاص‌شم اینه که مردم را توجه بده به اینکه شما از هر راهی بخواهی بری، هیچ راهی به انتها نمی‌رسه، به مقصد نمی‌رسه، الا راهی که با این خاندان طی بشه. ما با این صلوات این‌ها را باید بفهمیم و این‌ها را فهموندند به مردم که اگه می‌خواهید کارتون درست بشه، باید گره بزنید کارتون را و اصلاح عملتون را به صلوات [صداى صلوات حاضرين].

لذا اینم یه ویژگی خاصی هست که در این صحیفه مبارکه هست. بعدش هم به طور کلی در این دعا الگوی کاملی از یک انسان کامل را ارائه می‌دن؛ یعنی اگر ما می‌خواهیم بفهمیم چه مقدار مورد پسند خدای متعال هستیم، مورد پسند امام سجاد (علیه‌السلام) هستیم، باید تک‌تک با فرازهای این دعا خودمون را تطبیق بدیم، ببینیم چقدر از فرازهای این دعا که ایشون انشاء فرمودند، در ما هست، در ما وجود داره این ویژگی‌ها.

اهمیت و مراتب ایمان

اولین مطلبی که می‌فرمان: «بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آله و بلغ بایمانی اکمل الایمان» [صداى صلوات حاضرين]. اولین مسئله‌ای که به عنوان مکارم‌الاخلاق ایشون نقل می‌فرمان و بیان می‌فرمان، مسئله ایمان هست؛ چون مهم‌ترین مسئله در اسلام و در همه ادیان الهی مسئله ایمان هست. مهم‌ترین مسئله در عالم امکان و در عالم وجود، مسئله توحید خدای متعال هست؛ وجود خدا و یگانگی خدا. مسیری که خدای متعال قرار داده برای اصلاح انسان، وقتی این مسیر درست طی می‌شه که ایمان و باور انسان به خدا شکل بگیره تو این دنیا و بعد هم تقویت بشه. اصلی‌ترین مسیر، مسیر ایمانه.

لذا در قرآن کریم می‌بینیم هر جا از ویژگی‌ها و امتیازات یک انسان کامل، یک انسان مطلوب خدا حرف زده می‌شه، اول «آمنوا» می‌آد: «الذین آمنوا» بعد می‌فرماد «و عملوا الصالحات». ایمان یعنی باور و تصدیق به وجود خدای متعال. همه مشکلات بشر هم در اینجاست که یا ایمان نداره یا ایمانش ضعیف هست. اونایی که ایمان ندارن کفارند؛ این ایمان‌شون — چون ایمان ندارند — دچار مشکلاتی هستند. اونام که ایمان دارند، برخی از اون مشکلات براشون حل شده اما بعضی‌ها باقی می‌مونه؛ به خاطر چی؟ به خاطر ضعف ایمان.

لذا ایشون اولین مسئله‌ای که ما را توجه می‌دن، ایمان هست؛ که ما این را بدونیم که اگر خدا به ما این توفیق را داده [که] ایمان داریم به خدا، اما این ایمان درجات داره، این ایمان مراتب داره، مراحل داره، پله‌هایی داره؛ نباید به یک پله و مرتبه و مرحله‌ش قانع بشیم، اگر قانع شدیم خطرناکه. ایمان آدم اگر ضعیف موند، این ایمان ضعیف در معرض از بین رفتنه؛ مثل یک درخت و نهال تازه کاشته‌ای می‌مونه که آرام و قرار نداره، هیچ اعتباری بهش نیست. این تازه کاشته شده، جون نداره، ریشه نداره، کمترین تندبادی، کمترین آفتی بهش آسیب می‌زنه.

کفِ ایمان همینه که انسان باور داره خدایی هست، بعد هم باور داره این خدا پیغمبرانی داره، بعد هم باوری داره که این خدا پیغمبر اکرم [را] داره، پیغمبری را به خاتمیت انبیاء فرستاده، بعدش هم ایمان داره به کعبه، به قرآن کریم، بعدش هم ایمان داره به اهل‌بیت پیغمبر اکرم. اینا کف ایمانه؛ هر کسی این باورها را داره، کف ایمان را داره. اما این کافی نیست، این خطرناکه، خطر تهدیدش می‌کنه؛ چه خطری؟ خطر از بین رفتن و از دست دادن. این کافی نیست. اینکه بیاد، خدای متعال حریم برای انسان قائل می‌شن؛ تمام این گناهان کبیره و تمام این صفاتی که برای کف ایمان ذکر شده، مربوط به یک چنین مؤمنیه. می‌گن مؤمن غیبتش جایز نیست، مؤمن حرمتش از کعبه بالاتره، مؤمن بی‌احترامی بهش جایز نیست، مؤمن فلان، مؤمن فلان. این مؤمن، کف ایمان هست؛ یعنی همین ما مردم کوچه بازار، با هر مقدار از اعمال خوب و بدی که داریم. یه آدمی که ایمان را داره — یعنی خدا را قبول داره، پیغمبر را قبول داره، اهل‌بیت را قبول داره — ولو حتی مرتکب گناهان کبیره‌ای هست، این کف ایمان را داره. این احکام براش ثابت هست؛ غیبتش جایز نیست، توهین بهش جایز نیست، پیش خدای متعال حریم داره. از همین ابتدا خدا براش حریم قائل شده، حریم‌شم خیلی خاص و حساسه. این گناهان کبیره دایره‌مدار یه چنین مؤمنیه.

اما همین مؤمن ایمانش در معرض از بین رفتنه؛ باید بالاتر بیاد، این باور و تصدیق و اعتقاد را باید تقویتش بکنه. اولین جمله‌ای که ایشون می‌فرمان، این را به ما می‌فهمونن که آی مسلمان، آی مؤمن، این ایمانی که داری کافی نیست؛ چون ما یه درجه‌ای از ایمان داریم به عنوان اکمل و اعلای درجه ایمان، اون از همه مهم‌تره. اینجا ایشون از خدا می‌خواهد: «خدایا! اولین چیزی که من ازت می‌خواهم اینه که این ایمانم را به اون درجه اکمل برسونی.» چرا؟ چون ایمان وقتی ضعیفه، در معرض حوادث روزگار و امتحانات، در معرض از بین رفتنه؛ از بین می‌ره.

آفت گناه و پدیده تضعیف ایمان

ما خیلی‌ها را می‌بینیم، از خودمون خدای نکرده و از دوروری‌ها و رفقامون؛ این ۱۰ سال پیشش بهتر از حالاش بود، ۱۰ سال پیش تقید و تعبدش بیشتر بود به نمازش، به حجابش، به اینکه تو مجالس حرام شرکت نکنه، موسیقی حرام گوش نده، عروسی هست توش کار حرام می‌کنند نره، برای بچه‌ش نگیره چنین عروسی‌ای. ۱۰ سال پیش این‌طوری بود؛ یه همچین جاهایی می‌رفت برمی‌گشت، ناراحت می‌شد، حجابش بهتر بود، تقیدش به نماز بیشتر بود، اهمیت به نماز بیشتر می‌داد. اما حالا نگاه می‌کنیم می‌بینیم ضعیف شده؛ یا ضعیف شده یا از دست رفته. داریم اطراف‌مون از اینا، از اینا می‌بینیم. قبلاً حجاب داشت الان ضعیف شد یا از دست داد، قبلاً نماز اهمیت داشت الان ضعیف شد یا از دست داد، قبلاً موسیقی حرام گوش نمی‌داد الان ضعیف شده از دست داده، قبلاً نمی‌رفته مجلس حرام، اگه دعوتش می‌کردند اقوام‌شون عروسی، به محض اینکه سر و کله شیطون پیدا می‌شد پا می‌شد می‌رفت، اما حالا می‌شینه، از اون بدتر برای بچه خودشم همین عروسی را می‌گیره. بهش می‌گه: «آقا چرا کار حرامو انجام می‌دی؟ چرا موسیقی حرام؟ چرا رقص؟ چرا جلوشونو نمی‌گیری؟» می‌گه: «دیگه حالا یه شبه»، می‌گه: «دیگه حالا جوونند»، می‌گه: «حالا من فلان»، یه عذری می‌آره و نگه می‌داره این حالت را. این خیلی خطرناکه.

مام در معرضش هستیم. امتحان هم یه چیزی که همه ازش تلقی دارند اکثر افراد، اینه که امتحان یه چیزیه یه چند سال یه باری یه اتفاق خاصی بناست بیفته. نه، امتحان همین الان که من پامو از اینجا بیرون می‌زارم اتفاق می‌افته؛ یه نامحرمی می‌آد با یه وضع نامناسبی، امتحان چشمِ من پیش می‌آد. می‌رم خونه مواجه می‌شوم با زن و بچه، امتحان اخلاق من پیش می‌آد، امتحان رفتار من پیش می‌آد. موقع نماز، امتحان نماز پیش می‌آد؛ موقع روزه، امتحان روزه پیش می‌آد؛ موقع حرف زدن، امتحان دروغ نگفتن و گناهان کبیره پیش می‌آد. اینا همه امتحانه. امتحان اون‌چنان چیز خاصی به اون معنا فقط نیست، از اینجا شروع می‌شه؛ آن به آن امتحانی داریم.

من الآن که پامو گذاشتم خونه، این بچه را دعوا می‌کنم، می‌زنمش خدای نکرده، سر همسرم داد می‌زنم، پر توقعی می‌کنم، خارج از توان و حدش ازش توقع دارم، بهش تندی می‌کنم، بداخلاقی می‌کنم؛ اینا امتحانه. اینا امتحانه، اسمش امتحانه. هر امتحانی دو طرف داره؛ یه آدم موفق می‌شه راه صحیح را پیش می‌ره، یا غلط پیش می‌ره. اگه خورد زمین، گرفتار؛ یه درجه می‌آد ایمانش عقب، یک قسمتی از ایمانش را از دست میده. ایمان بنده‌ای که تا قبل اینکه پام برسه به خونه این‌قدر بود، حالا که پام رسید به خونه و دعوا راه انداختم، ناراحتی کردم، پرتوقعی کردم، یه درجه رفت عقب؛ از دست دادم. نگاه به حرام کردم، از دست دادم؛ یه درجه می‌رم عقب. گوش به حرام دادم، از دست می‌دم؛ یه درجه می‌رم عقب. درجه به درجه این ایمان می‌ره عقب؛ هر گناهی و معصیتی این اثر را داره.

هیچ چیزی هم به اندازه گناه به ایمان انسان آسیب نمی‌زنه، هیچ چیزی. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود این قلب‌تون را، این روح‌تون را، این عقل‌تون را: «ما من شیء افسد من الخطیئه من الذنب». هیچ چیزی این قلب و روح و ایمان‌تون را بیش از گناه از بین نمی‌بره. گناه می‌کنید، این گناه‌ها، این واجباتی که پیش می‌آید خدای نکرده ترک می‌کنیم، این محرماتی که پیش می‌آد خدای نکرده انجام می‌دیم، اینا هر کدوم یک امتحانه؛ سربلند بیرون بیایم یا [نه].

بعد گاهی نوبت می‌رسه به مصیبت‌ها و مشکلات، اونام امتحانه اما فقط اونا نیست. این زبان من دائم در معرض امتحانه، چشم من در معرض امتحانه، گوش من در معرض امتحانه؛ همه‌ش هست. آیه‌ام نازل شد. حساب می‌کردند، عده‌ای اومدند حتی پیش امیرالمؤمنین، کسی عرض کرد: «دعا کنید خدا منو امتحان نکنه.» ایشون فرمودند: «این دعات غلطه، هیچ‌وقت مستجاب نیست؛ چون خدا وعده داده، قسم خورده در قرآن کریم: لنبلونکم»، «أحسب الناس أن یتركوا أن يقولوا آمنا وهم لا يفتنون». ما امتحان می‌کنیم. با چی؟ اولین و مهم‌ترینش واجبات و محرمات الهی هست؛ اولینش این دوتاست. بعد یواش‌یواش گاهی مسائل دیگه؛ مشکلات زندگی، بی‌پولی، کم‌پولی، مصیبت پیش می‌آد، آدم کسی، عزیزی‌اش را از دست می‌ده؛ اونام امتحانات درشت‌تر و بزرگ‌تر. اما از اینجا شروع می‌شه، آن به آن امتحانی داریم، اینا پیش می‌آد. هر امتحانی که پیش می‌آد، یک قدم برای رشد ما [است یا] یک قدم برای عقب‌گرد ما و پس‌رفت ما. اگه این گناه را انجام دادیم، یه قدم برمی‌گردیم عقب، یک ضربه کاری به ایمان‌مون زدیم؛ اگه این گناه را ترک کردیم، یه قدم رفتیم جلو، یه مقدار ایمان را تقویت کردیم.

تقویت ایمان با تقوا و عمل در مسیر بندگی

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) اول مسئله ایمان را مطرح می‌کنند که: آی آدما! حواستون باشه ما یه مسئله‌ای داریم به نام ایمان، این ایمان باید بره بالا، باید اکمل بشه، از اینی که هست قانع نشو. حالا چی ایمان را می‌بره بالا؟ اولین و اصلی‌ترین و مهم‌ترینش تقوا و ترک معصیته، گناه نکردنه. هیچ چیزی به اندازه تقوا و انجام واجبات و ترک محرمات، ایمان را بالا نمی‌بره و هیچ چیزی به اندازه گناه و ترک واجب، ایمان را از بین نمی‌بره؛ مهم‌ترین امتحان مام در این دو مسئله هست.

لذا انبیای الهی، اوصیای انبیاء، اینا اول تو این مرحله بندگی و مطیع فرمان بودن‌شون را اثبات می‌کردند به خدا، بعد خدا اونا را می‌فرستاد به تبلیغ، به تبلیغ دین. چون مهم‌ترین ابزار من و هر کسی که می‌خواد تبلیغ دین بکنه، برای تبلیغ دین، عمل منه، نه حرف من. حرف من تا یه جایی اثر داره، مقداری اثر داره، اما همین حرف، پشتوانه‌ش عمل ماست؛ اگه اون عمل ضعیف بود، تبلیغ را از بین می‌بره. می‌گن: «اگه کار بدیه چرا خودت می‌کنی؟ اگه کار خوبیه چرا خودت نمی‌کنی؟» جواب نداریم بدیم.

لذا ما اگه می‌خواهیم یک آدم مؤثری باشیم در تبلیغ دین، در ترویج دین، در یاد دادن دین، اولین قدمش اینه که ایمان خودمون را تقویت کنیم؛ اولین قدم خودمون هستیم. «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً». انفس‌تون، حواستون باشه: «اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک». بدترین دشمن ما اینه، خودمم؛ خودم هستم که حاضر نیستم بپذیرم، ایراد دارم، مشکل دارم، ایمانم ضعیفه. این ایمان ضعیف در معرض حوادث و تندبادهای روزگار قرار می‌گیره، یه بادِ امتحان می‌وزه، از جا کنده می‌شه.

یک نهال ضعیف را کنارش پایه‌ای می‌ذارن حفظ بشه، مراقبتش می‌کنند؛ کمترین گرما و سرمایی از بینش می‌بره، کمترین فشار و آسیبی از بینش می‌بره. ما، ایمانِ ضعیف این‌طوریه؛ این ایمان را باید تقویت کرد تا اون درخت تنومندی بشه که نه گرما به این راحتی از بینش می‌بره نه سرما، نه کمترین باد و طوفانی — که هیچ، بیشترین و تندترینش هم از بینش نمی‌بره. و فرمودند: «مؤمن کالجبل الراسخ». این کدوم مؤمنه؟ اون مؤمنیه که مثل اون درخت تنومنده؛ هر چی طوفان می‌آد تکون نمی‌خوره، ریشه‌های ایمانش تو دلش تقویت شده و محکم شده، ریشه‌داره، هر چی تبر می‌زنی به تنه‌ش نمی‌افته. مؤمنی که ایمانش تقویت می‌شه‌، تا اینجا می‌رسه؛ این حوادث و مشکلات تکونش نمی‌ده.

اما اگر ما به این مرحله نرسیدیم، مشکل داریم، خطرناکه. ۱۰ سال دیگه ممکنه یه آدم خوبی از حال ما افسوس بخوره، به حال ما افسوس بخوره، از حال ما عبرت بگیره؛ همون‌طور که ما داریم الان به حال عده‌ای افسوس می‌خوریم، یه روز خدای نکرده جامون عوض نشه. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: «این تقوا را خیلی خوب مراعاتش کنید»، «واعتبروا بمن عاذها». ببینید اینایی که تقوا را زیر پا گذاشتند به چه فلاکت و بدبختی افتادند، عبرت بگیرید، مایه عبرت باشه براتون، «ولا یعتبرنّ بکم من اطاعها». یه وقت یه آدم با تقوایی، فردایی از حال بد شما و از بی‌تقوایی شما عبرت نگیره؛ چون گناه گرفتار می‌کند آدم را. ما مایه عبرت بقیه نشیم، ما عبرت‌گیر باشیم اما خدای نکرده یه روزی سبب و مایه عبرتِ یه آدمای خوبی نباشیم. چون آدمای با تقوا نگاه می‌کنند به آدمایی که تقوا را زیر پا گذاشتند، عبرت می‌گیرند. یاها [می‌گویند:] «این گناهو کرده، حالا این بلا و مصیبت سرش اومده؛ اگه گناه نکرده بود، اگه این راه غلط را پیش نمی‌گرفت، وضعش به اینجا نمی‌رسید.»

ان‌شاء‌الله خدای متعال به ما این توفیق و مرحمت [را] کنه که متوجه بشیم و بدونیم مسئله ایمان را و اهمیت ایمان را و بالا بردن ایمان را و تقویت ایمان را؛ و این را جدی بگیریم و همین مطلبی را که امام سجاد (علیه‌السلام) به عنوان اولین دعا به ما یاد دادند، از اینجا اهمیتش را خوب درک بکنیم ان‌شاء‌الله و بتونیم عمل بکنیم.

نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم صلوات والتحیات)، ارواح طیبه علمای ربانی و شهدا و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید 

گزیده

۱. نقشه جامع انسان مطلوب در دعای مکارم‌الاخلاق

صحیفه مبارکه سجادیه کتاب بزرگ و پرمحتوایی است که بخش‌های مختلف و خصوصیات منحصر‌به‌فردی دارد؛ خصوصیاتی که در هیچ کتاب دیگری یافت نمی‌شود. خصوصیت اصلی این کتاب ارزشمند آن است که آنچه یک انسان به عنوان فردی کامل و مطلوب به آن نیاز دارد، در آن آموزش داده شده است. امام سجاد (علیه‌السلام) به‌ویژه در «دعای مکارم‌الاخلاق»، یک نقشه جامع، الگو و کامل از انسانِ مطلوبِ دین را با زبانِ رسا و زیبای دعا بیان کرده‌اند. می‌توان گفت گل سرسبد دعاهای این صحیفه مبارکه، همین دعای شریف مکارم‌الاخلاق است که مطالب را این‌گونه جامع، مختصر و مفید در یک‌جا جمع کرده است.

۲. دعا؛ ابزار کلیدی بندگی و اصلاح نفس

امام سجاد (علیه‌السلام) ضمن آموزش مطالب مفید اخلاقی، انسان‌ها را متوجه خداوند می‌سازند و این معارف را با زبان دعا یاد می‌دهند. ایشان به ما می‌آموزند که ویژگی‌های پسندیده را باید با دعا و توجه به پروردگار تحصیل کرد و به دست آورد. در روایات معصومین آمده است که «کثیرالدعا» و بسیار دعاکننده بودن، ویژگی ممتاز و برجسته‌ای برای انسان است؛ چنان‌که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) این‌گونه بودند. اگر انسان می‌خواهد کمالات را به دست آورد، یک قدمِ بسیار مهم آن دعا کردن و خواستن از خداست؛ زیرا اگر خداوند دست آدم را نگیرد، انسان هرگز موفق نخواهد شد هیچ قدم مثبتی برای اصلاح خودش بردارد.

۳. صلوات؛ کلید پیوند با خاندان وحی

امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه مبارکه، دعاها را زیاد با صلوات شروع می‌کنند و به پایان می‌برند. پس از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، اوضاع طوری پیش رفت که مردم با اهل‌بیت بیگانه شدند. یکی از کارهای بزرگ امام در این فضا، فرستادن صلوات‌های مکرر و با تفصیل در ابتدا و انتهای هر دعای مهم بود تا ارزش و اعتبار این خاندان را در ذهن شنوندگان بالا ببرند. در روایات ما نیز تأکید شده است که برای استجابت، دعا را با صلوات شروع و ختم کنید. این صلوات‌ها مردم را متوجه این حقیقت می‌سازد که هیچ راهی به مقصد و مقصود نمی‌رسد، مگر راهی که با این خاندان طی شود.

۴. ایمان؛ اصلی‌ترین مسیر حرکت انسان

اولین مطلبی که امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق بیان می‌فرمایند، مسئله ایمان است: «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ». مهم‌ترین مسئله در اسلام، در همه ادیان الهی و بلکه در تمام عالم امکان، توحید، باور و تصدیق به وجود خدای متعال است. مسیری که خداوند برای اصلاح انسان قرار داده، زمانی درست طی می‌شود که ایمان و باور انسان به خدا در این دنیا شکل بگیرد و سپس تقویت شود. در قرآن کریم نیز هر جا از ویژگی‌ها و امتیازات یک انسان کامل و مطلوبِ خدا سخن به میان آمده، ابتدا موضوع ایمان مطرح شده و سپس عمل صالح: «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ».

۵. خطر توقف در کفِ ایمان

ایمان دارای درجات، مراتب و پله‌های متعددی است و انسان نباید به یک مرتبه و مرحله از آن قانع شود؛ زیرا قانع شدن در این مسیر بسیار خطرناک است. اگر ایمان انسان ضعیف بماند، در معرض از بین رفتن قرار می‌گیرد. ایمان ضعیف مانند درخت و نهال تازه کاشته‌شده‌ای است که ریشه محکمی ندارد و آرام و قراری در آن نیست؛ از این رو، کمترین تندباد یا آفتی به آن آسیب جدی می‌زند. کفِ ایمان این است که انسان خدا، پیامبر، قرآن و اهل‌بیت را قبول داشته باشد. این باور حریم آور است، اما به دلیل ضعف، همواره در معرض تهدید و نابودی قرار دارد.

۶. ضرورت ارتقا به اعلای درجه ایمان

انسان مؤمن باید باور، تصدیق و اعتقاد خویش را روزبه‌روز تقویت کند و بالاتر بیاورد. امام سجاد (علیه‌السلام) با کلام خود به ما می‌آموزند که ایمانِ ابتدایی کافی نیست؛ زیرا ما مرتبه‌ای از ایمان را داریم که اعلا و اکمل درجات آن است و اهمیت بسیار بالایی دارد. امام در پیشگاه خداوند دست به دعا برمی‌دارند و می‌خواهند که ایمانشان به آن درجه اکمل برسد. علت این درخواست آن است که وقتی ایمان ضعیف باشد، در معرض حوادث روزگار و امتحانات سخت دوام نمی‌آورد و از بین می‌رود. برای مصون ماندن از سقوط، گریزی از حرکت به سوی ایمانِ کامل نیست.

۷. آسیب تدریجی گناه به ساختار ایمان

هیچ چیزی به اندازه گناه و معصیت به ایمان انسان آسیب نمی‌زند. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی گران‌قدر می‌فرمایند: «مَا مِنْ شَیْءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ مِنْ خَطِیئَةٍ»؛ هیچ چیزی بیش از گناه، قلب، روح و ایمان انسان را دگرگون و نابود نمی‌کند. وقتی انسان مرتکب معصیت می‌شود یا واجبات الهی را ترک می‌گوید، در امتحان پای پس نهاده است. با هر گناه و غفلت، ایمان انسان یک درجه عقب می‌نشیند و قسمتی از آن از دست می‌رود. برعکس، هرگاه گناهی ترک شود، انسان یک قدم به جلو برمی‌دارد و ایمانش تقویت می‌گردد. مراقبت بر اعمال، گام نخست حفظ ایمان است.

۸. حقیقت امتحانات آنی و مداوم زندگی

تصور عمومی بر این است که امتحان الهی هر چند سال یک‌بار و با اتفاقی خاص رخ می‌دهد؛ اما حقیقت این است که امتحان، آن به آن و به صورت مداوم جریان دارد. امتحان از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که انسان قدم به جامعه یا خانه می‌گذارد. مواجهه با نامحرم، امتحان چشم است؛ برخورد با همسر و فرزندان، امتحان اخلاق و رفتار است؛ هنگام نماز، امتحان تعبد و در زمان سخن گفتن، امتحان راستگویی است. خداوند در قرآن کریم به صراحت قسم یاد کرده است که «لَنَبْلُوَنَّکُمْ»؛ همانا شما را آزمایش می‌کنیم. این امتحانات روزمره، پله‌های صعود یا سقوط ایمان ما هستند.

۹. عمل؛ مهم‌ترین ابزار در ترویج دین

اولین و اصلی‌ترین عاملی که ایمان انسان را بالا می‌برد، تقوا، انجام واجبات و ترک محرمات است. به همین جهت، انبیای الهی و اوصیای آنان در مرتبه نخست، بندگی و مطیعِ فرمان بودنِ خود را در پیشگاه خداوند اثبات می‌کردند و سپس از جانب خدا مأمور به تبلیغ دین می‌شدند. مهم‌ترین ابزار برای هر کسی که می‌خواهد دین را ترویج کند یا آموزش دهد، عملِ اوست، نه صرفاً حرف و سخن او. حرف تا جایی اثر دارد، اما پشتوانه واقعی آن، عمل ماست. اگر عمل ضعیف باشد، اثر تبلیغ از بین می‌رود و انسان پاسخی برای جامعه نخواهد داشت.

۱۰. ثبات قدم و مایه عبرت نشدن برای دیگران

بر اساس روایات، مؤمنِ حقیقی در استواری و پایداری همچون کوهی استوار است: «کَالْجَبَلِ الرَّاسِخِ». این تعبیر متعلق به مؤمنی است که ایمانش رشد یافته و همانند درختی تنومند، ریشه‌هایش در عمق جان محکم شده است؛ چنین انسانی با طوفان حوادث تکان نمی‌خورد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند تقوا را مراعات کنید و از کسانی که آن را زیر پا گذاشتند و به فلاکت افتادند، عبرت بگیرید؛ مبادا کار شما به گونه‌ای باشد که انسان‌های باتقوا از بی‌تقوایی و عاقبت شما عبرت بگیرند. ما باید در مسیر بندگی عبرت‌گیر باشیم، نه اینکه خود به مایه عبرت دیگران تبدیل شویم.

فهرست

1️⃣ تاریخچه و نحوه احیای صحیفۀ سجادیه

◽️ مهجوریت دست‌نویس‌های صحیفه در ادوار گذشته

◽️ ماجرای کشف و استنساخ کتاب توسط علامه مجلسی (پدر)

2️⃣ جایگاه ساختاری و محتوایی کتاب

◽️ جامعیت کتاب در هدایت انسان و تنظیم اخلاق

◽️ مکارم‌الاخلاق؛ نقشه جامع انسان کامل و مطلوبِ دین

3️⃣ دعا؛ بستر ارتباط با خدا و اصلاح نفس

◽️ ضرورتِ پرورش حالتِ دعا و توجه به پروردگار

◽️ تکیه بر کمک الهی و مفهوم عینی «ایاک نستعین»

4️⃣ صلوات؛ راهبرد احیای جایگاه اهل‌بیت (ع)

◽️ پیوند مداوم ادعیه با صلوات بر پیامبر و آل او

◽️ تبیین صلوات به عنوان مرز شناخت راه هدایت

5️⃣ حقیقت ایمان و درجات آن

◽️ اولویت رتبه‌ای ایمان بر عمل صالح در قرآن

◽️ آسیب‌پذیریِ «کفِ ایمان» در برابر تندباد حوادث

6️⃣ گناه و مکانیزم تضعیف ایمان

◽️ رابطه مستقیم ارتکاب معصیت با سقوط تدریجی ایمان

◽️ قلب و روح؛ بزرگ‌ترین قربانیان آفت گناه

7️⃣ مفهوم امتحانات آنی و مداوم زندگی

◽️ جریان دائمیِ آزمایش‌های الهی در حوزۀ واجبات و محرمات

◽️ ضرورتِ ثبات قدم، ریشه‌دار بودن و مایه عبرت نشدن برای دیگران

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح دعای مکارم الاخلاق (جلسه اول)

موضوع: صوت کامل سخنرانی