🎧شرح سوره مبارکه عصر و روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام (جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان)
صوت کامل سخنرانی
1402/01/17
پست

🎧شرح سوره مبارکه عصر و روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام (جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان)

‼️همه انسان‌ها در حال ضرر کردن و از دست دادن سرمایه ها هستند؛
🔻شرطهای مهم برای خروج از ضرر!

✳️کسانی‌که گناه نمی‌کنند، اولین سودش به خودشان میرسد.

‼️انسان هم دفترچه راهنما دارد؛
🔻گناه برای انسان آسیب دارد!

✅اهمیت صبر!

💎سرمایه های کنونی را دریابیم؛ آینده را مثل گذشته‌ خراب نکنیم!

🎧شرح سوره مبارکه عصر و روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام (جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان)

🎧شرح سوره مبارکه عصر و روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام (جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان)

‼️همه انسان‌ها در حال ضرر کردن و از دست دادن سرمایه ها هستند؛
🔻شرطهای مهم برای خروج از ضرر!

✳️کسانی‌که گناه نمی‌کنند، اولین سودش به خودشان میرسد.

‼️انسان هم دفترچه راهنما دارد؛
🔻گناه برای انسان آسیب دارد!

✅اهمیت صبر!

💎سرمایه های کنونی را دریابیم؛ آینده را مثل گذشته‌ خراب نکنیم!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیت الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین، من الان الی قیام یوم الدین.

عن الامام الحسن علیه الصلاة و السلام: «یَا ابْنَ آدَمَ إِنَّکَ لَمْ تَزَلْ فِی هَدْمِ عُمُرِکَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ أُمِّکَ فَخُذْ مِمَّا فِی یَدَیْکَ لِمَا بَیْنَ یَدَیْکَ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ یَتَزَوَّدُ وَ الْکَافِرَ یَتَمَتَّعُ.»

اهمیت و محتوای سوره مبارکه والعصر

در قرآن کریم خدای متعال یک سوره فرستاده است؛ خیلی مختصر ولی پرمحتوا. چند آیه بیشتر نیست، اما محتوا و معنایش خیلی به درد بخور و مفید است؛ آن هم سوره مبارکه «والعصر» است.

«بسم الله الرحمن الرحیم. والعصر. ان الانسان لفی خسر.»

خدای متعال در این سوره قسم می‌خورد؛ به عصری که عصر نزول قرآن کریم و بعثت پیغمبر اکرم است، قسم می‌خورد بر اینکه همه انسان‌ها زیان‌کار هستند. همه انسان‌ها همین‌طور که دارند در این دنیا زندگی می‌کنند، دارند آسیب می‌بینند و آسیب می‌زنند؛ به خودشان و به اطرافیانشان. خلاصه در حال ضرر و زیانند. هرچه این عمر پیش می‌رود، این ضرر و زیان بیشتر می‌شود.

سرمایه‌ای که خدا به انسان داده، سرمایه‌های زیادی است؛ همین عمر انسان، جوانی انسان، سلامتی انسان، استعدادها و قوایی که خدا به انسان داده است. همه این‌ها سرمایه‌های انسان است. ما هرکداممان سرمایه‌هایی را داریم؛ سرمایه عمر را داریم، سرمایه جوانی را داریم، سرمایه سلامتی را داریم، سرمایه امنیت را داریم، سرمایه قوای جسمانی سالم را داریم، سرمایه عقل را داریم، سرمایه فهم را داریم، سرمایه دین را داریم، سرمایه محبت اهل‌بیت را داریم، سرمایه محبت خدا را داریم و خیلی سرمایه‌های دیگر. این سرمایه‌ها مادی هستند و معنوی.

تمثیل عمر به سرمایه یخ‌فروش

علی‌أی‌حال خدا در قرآن می‌فرماید شما همه‌تان دارید ضرر می‌کنید؛ یعنی سرمایه‌هایتان دارد از دستتان می‌رود. این ناظر به همین سرمایه‌های مادی است عمدتاً؛ سرمایه‌هایی که مربوط به حیات مادی ما است، مثل همین عمر، جوانی و سلامتی. همین‌طور که سن ما بالاتر می‌رود، این‌ها را به تدریج از دست می‌دهیم.

مثل یخ‌فروشی که همه سرمایه‌اش همین یخی است که کنار خیابان گذاشته است؛ به هر حال هرچه زمان می‌گذرد، کار بر این [فرد] سخت‌تر می‌شود و ضررش بیشتر می‌شود. هرچه این یخ‌ها آب می‌شود، دارد ضرر می‌کند چه بسا؛ بیشتر آب بشود، بیشتر ضرر می‌کند. عمر ما هم همین‌طور مثل این یخ و برف دارد آب می‌شود. سلامتی‌مان هم همین‌طور؛ به تدریج کم‌کم سن که بالاتر می‌رود، سر و کله مریضی‌ها، بیماری‌ها، ضعف‌ها پیدا می‌شود. جوانی‌مان کم‌کم یواش‌یواش می‌بینیم دارد از بین می‌رود؛ آن قوای جوانی دارد تحلیل می‌رود و از بین می‌رود و خیلی مسائل دیگر.

عده زیادی از انسان‌ها ضرر می‌کنند. چرا؟ چون همین‌طور مثل آن یخ‌فروش که دارد یخش آب می‌شود، عوضش چیزی به دست نمی‌آورند. آن یخ را یک وقت می‌فروشد و عوضش پول به دست می‌آورد، اما یک وقت همین‌طور در دست خودش آب می‌شود؛ این ضرر است دیگر. خدا فرموده شما هم این‌طور حالتی دارید؛ همین‌طور این سرمایه‌ای که الان پیشتان دارید، دارد آب می‌شود و از بین می‌رود، چون عوضش چیزی نمی‌گیرید. عمرتان که همین‌طور دارد می‌رود، عوضش چیزی نمی‌گیرید؛ همین‌طور دارد می‌رود دیگر، دارد از دستتان می‌رود.

ویژگی‌های انسان‌های سودکننده (ایمان و عمل صالح)

بعد در ادامه خدا می‌فرماید یک عده‌ای هستند که این‌طور نیستند؛ در کار این‌ها ضرر و زیان نیست. این‌ها هم مثل بقیه عمرشان دارد سپری می‌شود و سرمایه‌هایشان دارد از بین می‌رود، اما وقتی انسان می‌گوید ضرر، [یعنی] که سرمایه انسان برود و جایگزینی در کار نباشد. اما اگر سرمایه برود و عوضش چیز بهتری به عنوان جایگزینش بدهد، این دیگر به آن نمی‌گویند ضرر؛ می‌شود سود. در معامله و تجارت، وقتی آدم سرمایه را می‌دهد و عوضش یک چیز بهتری می‌گیرد، به این می‌گویند سود.

این دسته را خدا می‌فرماید این‌ها ضرر نمی‌کنند؛ این‌ها دارند سود می‌برند. خب این‌ها از این جهت مثل همه‌اند؛ این‌ها هم سرمایه‌هایشان دارد از دستشان می‌رود، عمرشان سپری می‌شود، سلامتی‌شان، جوانی‌شان و آن قوایی که دارند همه دارد از دست می‌رود، اما خدا می‌گوید این‌ها ضرر نمی‌کنند. پس چه چیزی این وسط هست که این‌ها ضرر نمی‌کنند؟ همین، که این‌ها لابد عوض این چیزهایی که دارند می‌دهند، یک چیز بهتری از خدا دارند می‌گیرند.

کیا هستند این‌ها؟ «إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات.» کسانی که اولاً ایمان آوردند؛ همه چیزهای مهم و اصلی اعتقادی را که خدا مطرح کرده و با عقل به آن می‌رسند، ایمان دارند. خدا را باور دارند، قیامت را باور دارند، آن اصول اعتقادی را قبول دارند و باور دارند. این‌ها را می‌گویند «آمنوا»؛ ایمان آوردند. خدا را به خدایی قبول دارند، پیغمبر اکرم را به پیغمبری قبول دارند، ائمه را به امامت قبول دارند؛ این چیزهای مهم را قبول دارند. این شرط اول و لازم است، اما کافی نیست.

شرط دومی می‌آید کنارش: «و عملوا الصالحات.» این‌هایی که اهل کارهای خوبند. کار بد در رفتار و زندگی و کارهایشان نیست؛ گناه نمی‌کنند، از اخلاق بد به دورند، از گفتار بد به دورند. این‌ها را برداشتند و از رفتارشان و از گفتارشان اصلاح کردند؛ این زوائد را زدند. خودشان را از این چیزهای بد، آرایش و پیرایش کردند. وقتی نگاه می‌کنی، در مجموع کارهایش و حرف‌هایش، کار بد و حرف بد آدم نمی‌بیند؛ همه‌اش اصلاح شده است. این تلاش را کردند و یکی‌یکی قیچی برداشتند و این زوائد را از بین بردند؛ این خرابکاری‌ها را، این چیزهایی که باعث خرابی زندگی است، باعث خرابی روح و روان است، باعث از بین رفتن ایمان است، این‌ها را اصلاح کردند. خلاصه در یک کلمه، گناه در کارشان نیست؛ چون گناه، عامل این گرفتاری‌ها است.

آن چیزهایی که خدا گفته گناه است، خدا ضرری نمی‌بیند از این گناه ما؛ هرچه ضرر هست، خودمان می‌بینیم. خدای متعال با علم و حکمتش می‌دانست که این بشر و این انسان، این کارها برایش آسیب‌زا است، آسیب به او می‌زند، سرمایه‌هایش را از او می‌گیرد، عمرش را تباه می‌کند، جوانی‌ش را تباه می‌کند، مال و ثروتش را حتی تباه می‌کند؛ این‌ها را می‌دانست خدا. لذا این چیزها را گذاشت به عنوان گناه؛ یک چیزهایی را معرفی کرد به عنوان گناه و فرمود از این‌ها اجتناب کنید. چرا اجتناب کنیم؟ چون این‌ها سرمایه‌هایتان را از بین می‌برند. این‌ها به حال خدا ضرر ندارد، به حال خودتان ضرر دارد.

دستورالعمل دوطرفه اسلام و لزوم مراقبت از اعضا و جوارح

پس شرط دومش که انسان از ضرر دربیاید، این است که: «عملوا الصالحات.» شرط اول ایمان بود؛ ایمان را خدا لطف کرده و به ما داده است. ما الان که اینجا نشسته‌ایم، حالا با اختلاف درجات ایمان، همه، اصل ایمان را الحمدلله داریم. خدا را قبول داریم، پیغمبر را قبول داریم، امامان را قبول داریم؛ این‌ها را قبول داریم. اصل ایمان را داریم، حالا درجاتش فرق می‌کند اما اصلش را داریم. اما در قدم دوم مشکل داریم؛ قدم دوم «عملوا الصالحات» است، یعنی کارهای خوب کردن، کارهای صالح و صحیح، در مقابل کارهای غلط و گناه. انجام این‌ها است و ترک آن‌ها.

لذا شرط مهمی اگر آدم بخواهد عمرش و زندگی‌اش از زیان و ضرر دربیاید، این است که گناه را از زندگی‌اش حذف کند؛ گناه را از گفتارش حذف کند. چه چیزهایی با زبان گناه است و نباید بگویم؟ نگو. چه چیزهایی با چشم گناه است و نباید ببینم؟ نبین. چه چیزهایی با گوش حرام است و نباید بشنوم؟ نشنو. چه جاهایی نباید بروم؟ نرو. همه این‌ها را مراقبت کنم. این‌ها را مراقبت کند، آن سرمایه‌هایش حفظ می‌شود. سرمایه‌های ما با رها کردنِ این‌ها از بین می‌رود؛ چشم و گوش و دست و پا را رها کنیم به حال خودش که هرطور دلش می‌خواهد باشد، خب سرمایه‌ها را خودمان از بین می‌بریم. سرمایه‌های خودمان از بین می‌رود.

آن‌هایی که گوش به حرف خدا می‌دهند، اطاعت خدا می‌کنند، نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند و گناه نمی‌کنند، این‌ها اول خدمت را دارند به خودشان می‌کنند. «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم.» شما فکر نکنید اگر دارید یک کار خوبی می‌کنید، برای منِ خدا می‌کنید؛ برای من هیچ فایده‌ای ندارد، همه‌اش مال خودتان است. همه این‌ها برای این است که شما محفوظ باشید. شما مثل یک دستگاهی هستید که این دستگاهی که اختراع شده، تولید شده و درست شده، نیاز به مراقبت‌هایی دارد، نیاز به توجهاتی دارد؛ دستورالعمل دارد برای استفاده. شما هم دستورالعمل دارید برای استفاده.

در دستورالعمل استفاده انسان، خدا آورده که این گناه‌ها خط قرمزها است برای این موجودی به نام انسان. این دم و دستگاه، این انسان با این خط قرمزها از بین می‌رود و آسیب می‌بیند؛ مثل همان وسیله‌ای که می‌خریم و در دفترچه راهنمایش نوشته این‌ها آسیب می‌زند به آن، این کارها را نباید بکنی، این مراقبت‌ها را باید بکنی. خب یک دستگاه معمولی مراقبت می‌خواهد، دفترچه کنارش می‌گذارند برای مراقبتش. خدا برای ما انسان‌ها همه کار را کرده است، ما را رها نکرده است. دفترچه راهنما فرستاده، گفته این‌ها را مطالعه کنید، یاد بگیرید، ببینید چه چیزهایی به نفعتان است، انجام بدهید. چه چیزهایی به صلاحتان است و برای طول عمرتان خوب است؟ برای طول عمر این دستگاه مناسب است؟ انجام بدهید. چه چیزهایی برایش ضرر دارد؟ این‌ها را انجام ندهید، این‌ها آسیب می‌زند.

«آمنوا و عملوا الصالحات.» ایمان آوردند و کنار ایمان، کارهای خوب انجام می‌دهند؛ کارهای بد و گناه در کارشان نیست. این‌ها هم از زیان و ضرر درمی‌آیند. هرچه از عمرش دارد می‌رود، عوضش خدا دارد ذخیره خوبی برای آخرتش قرار می‌دهد؛ چون در این خطِ عمل صالح قرار گرفته است. همه کارهایش صالح است؛ حرفش، رفتارش، گفتارش، صالح است، خوب است، مفید به حال بقیه و مفید به حال خودش است. آن‌وقت دیگر ضرر نیست؛ این نفسش عبادت است، خوابش عبادت است، حرف‌هایش هدایت است، سکوتش عبادت است. حرف بزند، ارشاد و هدایت و راهنمایی بقیه است؛ حرف سبکِ به درد نخور، کم‌کم در سایه ایمان، آدم نمی‌زند و این‌ها حذف می‌شود کم‌کم. حرف می‌زند حرف مفید، حرف می‌زند حرف مؤثر؛ یک چیزی به انسان می‌گوید، مؤثر واقع می‌شود در انسان. این‌ها اثر عمل صالح است که آدم کار صالح انجام می‌دهد و حرف خدا را گوش می‌دهد.

مفهوم تواصی به حق و تواصی به صبر

«و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.» این‌ها در زندگی‌شان یک خصوصیت‌شان این است که مراقب بقیه هم هستند که مبادا این بقیه‌ای هم که به نحوی با من ارتباط دارند، این‌ها آسیب ببینند. دغدغه دارند. سفارش و توصیه به حق و کار درست و صحیح را در زندگی‌شان می‌بینید. رها نمی‌کنند بقیه را، کمک می‌کنند بقیه را؛ اگر دارد بیراهه می‌رود، نجاتش بدهند که این کارت غلط است، این تصمیمت غلط است، این راهی که انتخاب کردی غلط است، راه صحیح این است، کار صحیح این است، این کار را نکن، آنجا را نرو، این حرف را نزن، آنجا را برو، آن حرف را بزن. «تواصوا بالحق.» این‌ها کارشان هدایت آدم‌ها است، ارشاد آدم‌ها است به مطالب حق و صحیح.

«و تواصوا بالصبر.» وقتی می‌خواهیم با حق و صحیح زندگی کنیم و ملتزم باشیم به کار صحیح، این کار صحیح انجام دادن در جامعه، صبر می‌خواهد؛ صبر می‌خواهد. خود گناه نکردن، صبر می‌خواهد. واجبات را انجام دادن، نماز خواندن، روزه گرفتن، صبر می‌خواهد و سایر کارهای صحیح و درست را در جامعه انجام دادن، این‌ها صبر می‌خواهد. زندگی صبر می‌خواهد. نتیجه گرفتن از زندگی و کارهای صحیح، صبر می‌خواهد. برطرف شدن برخی مشکلات، صبر می‌خواهد؛ زمان می‌برد. یک‌دفعه‌ای از این رو به آن رو چه بسا نمی‌شود، صبر می‌خواهد تا اصلاح بشه. لذا یکی از صفات این‌ها این است که بقیه را هم توصیه می‌کنند، هم نشان می‌دهند بهشان راه صحیح را، هم کنارش زیاد دعوت به صبر می‌کنند؛ صبر باید داشته باشی، اگر عجله کنی کار خراب می‌شود، عجله نکن. شما نمازت را بخوان، شما روزه‌ات را بگیر، شما کار صحیح را انجام بده، ادامه بده، صبر داشته باش تا خدا کمکت کند.

غنیمت شمردن فرصت‌های حال و پندار امام حسن (ع) از آینده

لذا امام حسن مجتبی علیه‌الصلاةوالسلام می‌فرماید: «یَا ابْنَ آدَمَ» ای فرزند آدم، «إِنَّکَ لَمْ تَزَلْ فِی هَدْمِ عُمُرِکَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ أُمِّکَ» از همان وقتی که به دنیا آمدی، همواره دارد عمرت از بین می‌رود. هرچه از عمرت می‌گذرد، داری به مرگ و رفتنِ از این دنیا نزدیک‌تر می‌شوی. قدم به قدم به آن امر حتمی مرگ و از دنیا رفتن، داری نزدیک می‌شوی. این هست، عمرت دارد از بین می‌رود.

«فَخُذْ مِمَّا فِی یَدَیْکَ لِمَا بَیْنَ یَدَیْکَ» ببین الان چه چیزهایی در پیش رو داری، در دست داری، چه زمینه‌هایی داری، چه نعمت‌هایی خدا بهت داده، چه توانی بهت داده، چه قوه‌هایی بهت داده، چه فرصت‌هایی الان داری؛ از این فرصت‌ها، از این زمینه‌ها استفاده کن. این فرصت‌ها هم به تدریج از دست می‌رود، باقی نمی‌ماند برای انسان. ما الان شاید سلامت جسمی داریم، تضمینی نیست که بنا است تا آخر عمر سالم باشیم. الان نشاط داریم، قوه جوانی داریم، این مسائل را داریم؛ این‌ها، این چیزهایی که داریم تضمینی نیست باقی بماند که، باقی که نمی‌ماند که، از دست می‌دهیم.

الان می‌تواند انسان گذشته‌ها را تدارک کند، جبران کند؛ یک تصمیم بگیرد از حالا به بعد این آینده را به گذشته خراب اضافه نکند. آن‌ها اگر خراب شد و بد طی شد، از همین حالا، امام حسن علیه‌السلام می‌فرماید از همین حالا درستش کن، شروع کن، قدم بگذار در راه اصلاح و درست کردن. از آن‌چه که در اختیار داری الان، همین مقدار ظرفیتی که داری، همین مقدار امکاناتی که داری استفاده کن. نگو فلان [زمان] قبلاً فلان موقعیت را داشتم؛ دیگر رفت دیگر، تمام شد، جبران نمی‌شود. فلان وسیله بود، فلان ظرفیت بود، حالا دیگر نیست؛ خب باشد، بعضی‌اش رفت و تمام شد، بعضی دیگرش هست.

آدم گاهی می‌بینه در تلویزیون نشان می‌دهند یک آدمی مثلاً دست ندارد، پا ندارد، هیچی ندارد، اما با همین بی‌دست و پایی، نگاه کرده دیده من که دهن دارم که؛ با همین دهن برداشته چنان استفاده کرده، مثلاً فرضاً نقاشی کشیده، چیکار کرده. همین، با همین کمترین وسیله‌ای که در اختیار دارد، بیشترین استفاده را حتی از بیشترِ آن‌هایی که دست و پا دارند برده است؛ چون همینی که دارد، امیدش را از دست نداده است، امیدوار بوده، تلاش کرده است. خب حالا درسته من دست ندارم، اما راه دیگری هست که من بتوانم در بعضی مسائل، همان کاری که دست انجام می‌دهد را انجام بدهم؟ استفاده می‌کند. همیشه خدا، خدای متعال برای هر کسی زمینه‌هایی قرار داده برای استفاده بهتر از حالا به بعدش. لذا از حالا به بعد را باید دریابیم؛ گذشته‌ها گذشت، آسیب‌هایی هم دیدیم، حالا را به گذشته اضافه نکنیم، آینده را به گذشته خراب اضافه نکنیم، اصلاحش کنیم، تلاش کنیم، از همین مقداری که خدا ظرفیت داده استفاده بکنیم.

تفاوت نگاه مؤمن و کافر به توشه‌آوری از دنیا

«فَخُذْ مِمَّا فِی یَدَیْکَ» چه در اختیار داری؟ چه ظرفیت‌هایی داری؟ چه استعدادهایی داری؟ چه توانی خدا بهت داده؟ استفاده کن. نگذار جوانی‌ات، این مقدارش که باقی مانده تباه بشه، از بین بره. یک مقدار بیشتر استفاده کن؛ یک مقدار برای استفاده بهتر برای آخرتت به کار بگیر. گذشته‌ها خطا داشتی، اشتباه داشتی، اصلاح کن.

«فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ یَتَزَوَّدُ» مؤمن کارش این است که توشه برمی‌دارد، زاد برمی‌دارد و رها نمی‌کند خودش را. بارها مثال زدیم؛ حکایت ما در این دنیا، حکایت این استراحتگاه‌های بین‌راهی است. هیچ‌کسی در استراحتگاه بین‌راهی، حسابِ یک مسکنِ دائمی را ندارد؛ حسابِ یک گذار موقت، یک مقر موقت، یک استراحتگاه موقت است. این‌طور نگاهی دارد؛ نمی‌رود در آن استراحتگاه بین‌راهی وسایل زندگی‌اش را بچیند. در این حد یک استراحتی بکند، بعد پاشود برود. دنیا هم دقیقاً مثل این استراحتگاه‌ها و توقفگاه‌های بین راه می‌ماند؛ منزل ما اینجا نیست، مسکن ما اینجا نیست، مقر ما اینجا نیست، گذر موقت است اینجا. فقط فرقش با آنجا این است؛ آنجا استراحت می‌کنیم، اینجا گفتند استراحت یک کمی، برای اینکه بتوانی بیشتر شروع کنی جمع کنی. آنجا جای استراحتگاه خیلی نیست، بیشتر جمع کن برای بعدت، برای آخرتت عمل صالح انجام بده، کار صحیح کن، خدمت کن به بقیه، تلاش کن، عبادت کن، کارهای درست را انجام بده. این‌ها را انجام بده. این زاد و توشه بردار همین‌طور، استفاده کن؛ چون خانه اصلی‌ات آن‌ور است، اینجا باید ملاط و آجرش را بفرستی آن‌ور. اینجا باید جمع کنی بفرستی آن‌ور. آن‌ور که رفتی، چیزی نیست برای جمع کردن؛ آن‌ور هرچه از این‌ور فرستادی باقی است، باید به کار بگیری برای خودت یک بنایی دست و پا کنی. چیزی نیست آن‌ور بخواهیم جمع کنیم؛ هرچه بخواهیم جمع کنیم اینجاست. لذا فرمود مؤمن زاد و توشه برمی‌دارد، همین‌طور دنبال کارهای خیر و خوب است، تشنه انجام اعمال صالحه است. کارهای خوب چیست؟ دنبال همین‌ها است. در خدمت به مردم تلاش می‌کند، در جمع‌آوری زاد و توشه تلاش می‌کند، در انجام عبادت، در استفاده بهینه و بهتر از فرصت‌های خوب، زمان‌های خوب، مکان‌های خوب تلاش می‌کند. می‌داند من این مکان خوب که الان قرار دارم همیشه نیست، این زمان خوب که الان درش قرار دارم همیشه نیست، زود تمام می‌شود؛ بیشتر استفاده می‌کند. مؤمن زاد و توشه برمی‌دارد، نمی‌شیند، همین‌طور در تلاش است.

«وَ الْکَافِرَ یَتَمَتَّعُ» کافر نشسته یک گوشه فقط می‌خورد و می‌خوابد. تمام بهره‌اش از این دنیا همین خوردن و پر کردن جیب و این مسائل و خوابیدن و همین مسائل است. ته خط یک انسانی که به این چیزها توجه ندارد و نمی‌داند، کافر هست؛ ته خطش و تلاشش همین است که هرچه بیشتر اینجا بهره‌مند بشود، هرچه بیشتر سرمایه فقط جمع کند. خب سرمایه جمع کن، اما برای چی؟ چه استفاده‌ای می‌خواهی از آن ببری؟ همه‌اش که اینجا نیست. شما جمع می‌کنی می‌گذاری برای بعدی‌هایت می‌روی. یک مقدار هم یک جهت‌دهی برای آن‌ور داشته باش، یک تلاشی هم برای آن‌ور داشته باش. اگر اینجا هم سرمایه جمع می‌کنی ببین، یاد بگیر که همین سرمایه را چطور می‌توانی استفاده می‌کنی برای آن‌ور حتی. هم این‌ور بهره‌مند بشود هم آن‌ور بهره‌مند بشود، هر دوتاش. هم دنیا را داشته باشه هم آخرت را؛ نه فقط دنیا، نه فقط آخرت، هر دوتاش، هر دوتا را داشته باشه.

اگر بخواهیم هر دوتا را داشته باشیم، هیچ راهی نداریم جز اینکه بیشتر به حرف خدا گوش بدهیم. خدا بنایش بر این بوده و آن چیزی که خدا خواسته و اراده کرده این بوده که هم دنیای ما تأمین بشود هم آخرتمان؛ هیچ‌کدام فدای آن یکی نخواهد بشود، هر دوتا. منتها دنیا حدی دارد، یک حد و مرزی دارد؛ بهره‌مند بشود آدم استفاده کند، اما در حدی که لازم هست، مفید هست، نیاز هست. بیش از آنش که بخواهد آسیب بزند به آخرت، نه؛ این را باید توجه داشته باشید. دستوراتی که در اسلام هست دوجانبه هست؛ یعنی هم عنایت رو دنیا هست هم عنایت نسبت به آخرت هست. برخلاف تعالیم یهود؛ یهودی‌ها تعالیمشان، دستوراتشان فقط مادی و فقط دنیایی است. برخلاف مسیحیت؛ که تعالیمشان، دستوراتشان فقط معنوی است. اسلام هم مادی است و هم معنوی؛ می‌گوید هم مادی را عنایت داشته باش هم معنوی. هم دنیا را استفاده کن هم آخرت را تأمین کن و آباد کن، هر دوتا.

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند ما با گوش به حرف خدا دادن و اطاعت فرمان خدا، رابطه‌مان را با خدای متعال اصلاح کنیم، درست کنیم. خدا را یار و همراه خودمان کنیم، اهل‌بیت را یار و همراه خودمان بکنیم؛ هم دنیامون آباد بشود ان‌شاءالله هم آخرتمان. نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و حضرات معصومین و روح مطهر امام حسن مجتبی سه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

گزیده

۱. اهمیت و محتوای سوره مبارکه والعصر

در قرآن کریم خدای متعال یک سوره فرستاده است؛ خیلی مختصر ولی پرمحتوا. چند آیه بیشتر نیست، اما محتوا و معنایش خیلی به درد بخور و مفید است؛ آن هم سوره مبارکه «والعصر» است. «بسم الله الرحمن الرحیم. والعصر. ان الانسان لفی خسر.» خدای متعال در این سوره قسم می‌خورد؛ به عصری که عصر نزول قرآن کریم و بعثت پیغمبر اکرم است، قسم می‌خورد بر اینکه همه انسان‌ها زیان‌کار هستند. همه انسان‌ها همین‌طور که دارند در این دنیا زندگی می‌کنند، دارند آسیب می‌بینند و آسیب می‌زنند؛ به خودشان و به اطرافیانشان. خلاصه در حال ضرر و زیانند. هرچه این عمر پیش می‌رود، این ضرر و زیان بیشتر می‌شود. سرمایه‌ای که خدا به انسان داده، سرمایه‌های زیادی است؛ همین عمر انسان، جوانی انسان و سلامتی انسان.

۲. تمثیل عمر به سرمایه یخ‌فروش

خدا در قرآن می‌فرماید شما همه‌تان دارید ضرر می‌کنید؛ یعنی سرمایه‌هایتان دارد از دستتان می‌رود. این ناظر به همین سرمایه‌های مادی است عمدتاً؛ سرمایه‌هایی که مربوط به حیات مادی ما است، مثل همین عمر، جوانی و سلامتی. همین‌طور که سن ما بالاتر می‌رود، این‌ها را به تدریج از دست می‌دهیم. مثل یخ‌فروشی که همه سرمایه‌اش همین یخی است که کنار خیابان گذاشته است؛ به هر حال هرچه زمان می‌گذرد، کار بر این فرد سخت‌تر می‌شود و ضررش بیشتر می‌شود. هرچه این یخ‌ها آب می‌شود، دارد ضرر می‌کند چه بسا؛ بیشتر آب بشود، بیشتر ضرر می‌کند. عمر ما هم همین‌طور مثل این یخ و برف دارد آب می‌شود. جوانی‌مان کم‌کم یواش‌یواش می‌بینیم دارد از بین می‌رود و قوای جوانی تحلیل می‌رود.

۳. مفهوم حقیقی سود و زیان در زندگی

وقتی انسان می‌گوید ضرر، یعنی سرمایه انسان برود و جایگزینی در کار نباشد. اما اگر سرمایه برود و عوضش چیز بهتری به عنوان جایگزینش بدهد، این دیگر ضرر نیست؛ می‌شود سود. در معامله و تجارت، وقتی آدم سرمایه را می‌دهد و عوضش یک چیز بهتری می‌گیرد، به این می‌گویند سود. این دسته را خدا می‌فرماید این‌ها ضرر نمی‌کنند؛ این‌ها دارند سود می‌برند. خب این‌ها هم سرمایه‌هایشان دارد از دستشان می‌رود، عمرشان سپری می‌شود، سلامتی‌شان، جوانی‌شان و آن قوایی که دارند همه دارد از دست می‌رود، اما خدا می‌گوید این‌ها ضرر نمی‌کنند. پس چه چیزی این وسط هست؟ این‌ها لابد عوض این چیزهایی که دارند می‌دهند، یک چیز بهتری از خدا دارند می‌گیرند.

۴. ویژگی‌های انسان‌های سودکننده (ایمان و عمل صالح)

کیا هستند این‌ها؟ «إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات.» کسانی که اولاً ایمان آوردند؛ همه چیزهای مهم و اصلی اعتقادی را که خدا مطرح کرده و با عقل به آن می‌رسند، ایمان دارند. خدا را باور دارند، قیامت را باور دارند، آن اصول اعتقادی را قبول دارند و باور دارند. شرط دومی می‌آید کنارش: «و عملوا الصالحات.» این‌هایی که اهل کارهای خوبند. کار بد در رفتار و زندگی و کارهایشان نیست؛ گناه نمی‌کنند، از اخلاق بد به دورند، از گفتار بد به دورند. این‌ها را برداشتند و از رفتارشان و از گفتارشان اصلاح کردند؛ این زوائد را زدند. خودشان را از این چیزهای بد، آرایش و پیرایش کردند. در مجموع کارهایش و حرف‌هایش، کار بد و حرف بد آدم نمی‌بیند.

۵. گناه؛ عامل اصلی تباهی سرمایه‌های انسان

گناه، عامل این گرفتاری‌ها است. آن چیزهایی که خدا گفته گناه است، خدا ضرری نمی‌بیند از این گناه ما؛ هرچه ضرر هست، خودمان می‌بینیم. خدای متعال با علم و حکمتش می‌دانست که این بشر و این انسان، این کارها برایش آسیب‌زا است، آسیب به او می‌زند، سرمایه‌هایش را از او می‌گیرد، عمرش را تباه می‌کند، جوانی‌ش را تباه می‌کند، مال و ثروتش را حتی تباه می‌کند؛ این‌ها را می‌دانست خدا. لذا این چیزها را گذاشت به عنوان گناه؛ یک چیزهایی را معرفی کرد به عنوان گناه و فرمود از این‌ها اجتناب کنید. چرا اجتناب کنیم؟ چون این‌ها سرمایه‌هایتان را از بین می‌برند. این‌ها به حال خدا ضرر ندارد، به حال خودتون ضرر دارد.

۶. لزوم مراقبت از اعضا و جوارح و خطوط قرمز الهی

شرط مهمی اگر آدم بخواهد عمرش و زندگی‌اش از زیان و ضرر دربیاید، این است که گناه را از زندگی‌اش حذف کند؛ گناه را از گفتارش حذف کند. چه چیزهایی با زبان گناه است و نباید بگویم؟ نگو. چه چیزهایی با چشم گناه است و نباید ببینم؟ نبین. چه چیزهایی با گوش حرام است و نباید بشنوم؟ نشنو. چه جاهایی نباید بروم؟ نرو. همه این‌ها را مراقبت کنم. این‌ها را مراقبت کند، آن سرمایه‌هایش حفظ می‌شود. سرمایه‌های ما با رها کردنِ این‌ها از بین می‌رود؛ چشم و گوش و دست و پا را رها کنیم به حال خودش که هرطور دلش می‌خواهد باشد، خب سرمایه‌ها را خودمان از بین می‌بریم. سرمایه‌های خودمان از بین می‌رود.

۷. غنیمت شمردن فرصت‌های حال و پندار امام حسن (ع)

امام حسن مجتبی علیه‌الصلاةوالسلام می‌فرماید: «یَا ابْنَ آدَمَ، إِنَّکَ لَمْ تَزَلْ فِی هَدْمِ عُمُرِکَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ أُمِّکَ» از همون وقتی که به دنیا آمدی، همواره دارد عمرت از بین می‌رود. هرچه از عمرت می‌گذرد، داری به مرگ نزدیک‌تر می‌شوی. «فَخُذْ مِمَّا فِی یَدَیْکَ لِمَا بَیْنَ یَدَیْکَ» ببین الان چه چیزهایی در پیش رو داری، در دست داری، چه فرصت‌هایی الان داری؛ از این فرصت‌ها استفاده کن. این فرصت‌ها هم به تدریج از دست می‌رود. الان می‌تواند انسان گذشته‌ها را تدارک کند، جبران کند؛ یک تصمیم بگیرد از حالا به بعد این آینده را به گذشته خراب اضافه نکند. از آن‌چه که در اختیار داری الان، همین مقدار ظرفیتی که داری، استفاده کن.

۸. نگاه جامع اسلام به دنیا و آخرت

دستوراتی که در اسلام هست دوجانبه هست؛ یعنی هم عنایت رو دنیا هست هم عنایت نسبت به آخرت هست. برخلاف تعالیم یهود؛ یهودی‌ها تعالیمشان، دستوراتشان فقط مادی و فقط دنیایی است. برخلاف مسیحیت؛ که تعالیمشان، دستوراتشان فقط معنوی است. اسلام هم مادی است و هم معنوی؛ می‌گوید هم مادی را عنایت داشته باش هم معنوی. هم دنیا را استفاده کن هم آخرت را تأمین کن و آباد کن، هر دوتا. ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند ما با گوش به حرف خدا دادن و اطاعت فرمان خدا، رابطه‌مان را با خدای متعال اصلاح کنیم، درست کنیم. خدا را یار و همراه خودمان کنیم، اهل‌بیت را یار و همراه خودمان بکنیم؛ هم دنیامون آباد بشود ان‌شاءالله هم آخرتمان.

بازه کلمات در هر بخش بر اساس عبارات اصلی سخنران بین ۱۱۰ تا ۱۳۰ کلمه تنظیم شده تا انسجام معنایی جملات برای بازنشر در قالب پوستر یا متن‌های کوتاه کاملاً حفظ شود.

فهرست

1️⃣ اهمیت و محتوای سوره مبارکه والعصر

◽️ تبیین جایگاه، ضرورت و پندهای سوره والعصر

◽️ معنای زیان‌کاریِ همگانی انسان در دنیا

2️⃣ تمثیل عمر به سرمایه یخ‌فروش

◽️ تشبیه عبورِ تدریجی زمان به ذوب شدن یخ

◽️ چگونگی تحلیل رفتن قوای جوانی و سلامتی

3️⃣ مفهوم حقیقی سود و زیان در زندگی

◽️ تعریف ضررِ مطلق در صورت عدم جایگزینی سرمایه

◽️ کسب سودِ حقیقی در ازای دریافت پاداش الهی

4️⃣ ویژگی‌های انسان‌های سودکننده

◽️ ایمانِ استوار به اصول اعتقادی و باورهای عقلی

◽️ پیرایشِ وجود و اصلاحِ زوائد با کارهای نیکو

5️⃣ حقیقت گناه و آسیب به سرمایه‌های انسان

◽️ خودزنیِ انسان با ارتکاب گناه و نافرمانی

◽️ تباهیِ عمر، جوانی و مادیات در خطوط قرمز الهی

6️⃣ مراقبت از جوارح و مفهوم تواصی

◽️ لزوم صیانت از زبان، چشم، گوش و قدم‌ها

◽️ وظیفه متقابل در هدایت جامعه و دعوت به صبر

7️⃣ پندار امام حسن (ع) و تفاوت نگاه مؤمن و کافر

◽️ غنیمت شمردن باقی‌مانده فرصت‌ها و تدارکِ گذشته

◽️ نگاه دوجانبه، مادی و معنوی اسلام به دنیا و آخرت

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح سوره مبارکه عصر و روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام (جلسه شانزدهم ماه مبارک رمضان)

موضوع: صوت کامل سخنرانی