🎧شرح روایتی از امام مجتبی علیه السلام؛ (جلسه پانزدهم ماه مبارک رمضان)
صوت کامل سخنرانی
1402/01/16
پست

🎧شرح روایتی از امام مجتبی علیه السلام؛ (جلسه پانزدهم ماه مبارک رمضان)

✳️نحوه تعامل با خطاکار 

💎عذرخواهی بعد از اشتباه، بسیار مهم و مفید است!

❇️دستور اسلام👈پذیرفتن عذرِ خطاکار ولو خطایش تکرار شده باشد!

✅علاوه بر عذر پذیری باید به دنبال راه اصلاح بود؛
🔻مثل برخورد حضرت یوسف (ع) با برادرانش که سعی در اصلاحشان داشت در حالیکه حق مجازات آن‌ها را داشت!

🔥در هنگام عصبانیت هیچکسی تصمیمِ درست نمیگیرد!

🎧شرح روایتی از امام مجتبی علیه السلام؛ (جلسه پانزدهم ماه مبارک رمضان)

🎧شرح روایتی از امام مجتبی علیه السلام؛ (جلسه پانزدهم ماه مبارک رمضان)

✳️نحوه تعامل با خطاکار 

💎عذرخواهی بعد از اشتباه، بسیار مهم و مفید است!

❇️دستور اسلام👈پذیرفتن عذرِ خطاکار ولو خطایش تکرار شده باشد!

✅علاوه بر عذر پذیری باید به دنبال راه اصلاح بود؛
🔻مثل برخورد حضرت یوسف (ع) با برادرانش که سعی در اصلاحشان داشت در حالیکه حق مجازات آن‌ها را داشت!

🔥در هنگام عصبانیت هیچکسی تصمیمِ درست نمیگیرد!

متن

مقدمه و تبریک میلاد امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد. [صدای صلوات حاضرین: اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین، سیما بقیة الله فی العالمین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین، من الان الی یوم یوم الدین.

چون شب میلاد با برکت و پر خیر و برکت امام حسن مجتبی (علیه الصلوة والسلام) است، مناسب دیدیم مجلس را با بیاناتی از ایشان و خواندن سخنانی از آن حضرت نورانی کنیم و فکر، عقل و روحمان را با شنیدن سخنان ایشان نورانی‌تر کنیم، ان‌شاءالله.

شرح حدیث امام حسن (علیه‌السلام) دربارۀ عدم تعجیل در عقوبت

در جایی از ایشان نقل شده است که: «لَا تُعَاجِلِ الذَّنْبَ بِالْعُقُوبَةِ وَ اجْعَلْ بَيْنَهُمَا لِلِاعْتِذَارِ طَرِيقاً»؛ اگر کسی مرتکب اشتباهی شد، خطایی کرد و نسبت به شما گرفتاری ایجاد کرد، کوتاهی نمود یا به هر حال اشتباهی مرتکب شد، در عقوبت و مجازاتش عجله نکن. فوراً او را به سزای عملش نرسان و تنبیهش نکن؛ بلکه این وسط یک راهی را فراهم کن و فرصتی را براش مهیا ساز که بتواند عذرخواهی کند و عذری بیاورد. اگر توانستی این کار را انجام بدهی، انجام بده.

نباید انسان [عجله کند]؛ همان‌طور که این، صفت خدای متعال است که سریعاً عقاب نمی‌کند و به انسان‌های گناهکار مهلت می‌دهد، این صفت را باید ما هم داشته باشیم و نسبت به کسانی که احیاناً مرتکب خطایی، اشتباهی یا ظلمی به ما می‌شوند، مجازات و انتقام را سریعاً انجام ندهیم و نسبت به این قضیه سرعت نداشته باشیم؛ بلکه تأخیر بیندازیم و فرصت بدهیم. چون خود این عذرخواهی، اگر زمینه‌اش فراهم بشود، خیلی مسئلۀ مفیدی است برای شخص خطاکار و گناهکار.

اهمیت عذرپذیری و پیامدهای رد کردن آن

در این باره دستوری که اسلام دارد این است که هیچ‌گاه عذرخواهی کسی را در هیچ شرایطی رد نکن؛ عذرپذیر باشید. کسی خطایی کرد یا اشتباهی انجام داد، اینکه آدم وقتی او می‌آید عذرخواهی می‌کند، نپذیرد، کار اشتباهی است. عذرخواهی را علی‌أی‌حال انسان بپذیرد. نگوید قبلاً هم کردی، باز هم کردی، چرا عذرخواهی می‌کنی؟ اگر این را بگویی، نتیجه‌اش چه می‌شود؟ دیگر عذرخواهی نمی‌آید بکند.

این عذرخواهی قدم اولیه‌ای است که هر انسان خطاکاری، اگر در مرحلۀ نرم شدن دلش باشد، شاید انجام بدهد. یک خطایی کرده، یک اشتباهی کرده و حالا دنبال عذر می‌گردد. چه بسا آن عذر در نظر ما موجه هم نباشد؛ این را همیشه باید مدنظر داشته باشیم که نگاه نکنیم به اینکه حالا عذرش موجه است یا نیست. نسبت به همه همین‌طور است؛ نسبت به فرزندانمان، نسبت به همسرمان و نسبت به هر کسی که ارتباطی با او داریم.

اینکه ما زبان به توبیخ و سرزنش باز کنیم، بسیار کار غلط و مذمومی است و از این کار مذمت شده است. اگر کسی را خدا کمکش کرد و عذرخواهی نمود، این عذرخواهی را از او بپذیریم و رد نکنیم؛ این دستوری است که به ما داده‌اند. عذرخواهی قدم مهمی است؛ اگر این عذرخواهی را ما بپذیریم و به آن عنایت کنیم، آن‌وقت زمینه می‌شود برای اصلاح آن عیب. چون همین‌قدر که می‌آید عذرخواهی می‌کند و در راه عذرخواهی قدم برمی‌دارد، نشانۀ یک قدم مهم در نرم شدن دلش و شاید پذیرش خطاست. چه بسا این عذرخواهی نشان‌دهندۀ این است که خطایش را پذیرفته و ملتفت شده که اشتباه کرده است. آن‌وقت وقتی ما عذرخواهی را می‌پذیریم، داریم به او در حل این مشکل و برای رفع این خطا کمک می‌کنیم. اما وقتی ما عذرخواهی را نمی‌پذیریم، او را در خطای خودش تثبیت و محکم می‌کنیم.

معیار اسلامی در معاشرت و اصلاح عیوب دیگران

خودمان هم همین‌طوریم؛ معیار و ملاک را اسلام در این قرار داده که همانی را که برای خودت می‌پسندی، برای بقیه هم بپسند. ما خودمان اگر کوتاهی کردیم، گناه، تقصیر و خطایی داشتیم، آن چیزی که برایمان مطلوب و خوب است، این است که اگر رفتیم نسبت به آن کسی که نسبت به او تقصیری داریم یا کوتاهی کرده‌ایم عذرخواهی کردیم، امیدواریم، دوست داریم و می‌خواهیم که عذرخواهی ما را بپذیرد؛ اینجا اذیت نکند، عذر ما را رد ننماید، عذرخواهی ما را مذمت نکند و تو سرمان نزند این را، بلکه بپذیرد؛ حتی اگر تکرار هم شد. این بسیار مسئلۀ مهمی است.

در باب تربیت، تربیت انسان‌ها و تربیت فرزندان، این مسئله از آن مسائل اساسی و مهم است. البته پذیرفتن عیب و پذیرفتن عذرخواهی، هیچ‌وقت به معنای این نیست که آدم راهی برای اصلاح آن اشتباه و غلط پیدا نکند. همیشه در اسلام وقتی می‌گویند شما عذر طرف را بپذیر و گذشت کن، یا شما صبر داشته باش، هیچ‌وقت به معنای این نیست که یعنی تمام شد و هیچ کاری هم برای اصلاح این عیب نکنی؛ چرا، یک کار عاقلانه، درست و صحیحی را خوب است در جاهایی که می‌شود و آدم کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد. بچۀ انسان، رفیق انسان، قوم و خویش انسان یا همسر انسان آمده عذرخواهی کرده، خیلی خوب کاری کرده است؛ خیلی مهم است این عذرخواهی، بسیار مهم است. نباید هیچ‌وقت در ادامۀ کار بگوییم ده بار عذرخواهی کرده است و [بعد با تندی] بگوییم: «برو بابا! ده بار عذرخواهی کردی، باز دوباره انجام می‌دهی!». هیچ‌گاه راه عذرخواهی را نباید بست؛ به این مسئله خیلی باید عنایت داشت.

این کمک می‌کند به اینکه آن طرفِ خطاکار نرم بماند، از انجام چنین کار صحیحی مأیوس و پشیمان نشود؛ بعدش هم راه برای اصلاح آن عیب را ما باز گذاشته‌ایم. اما وقتی همین عذرخواهی را جلویش را می‌گیریم، راه اصلاح آن عیب را در او بسته‌ایم؛ چون او ناراحت می‌شود. معمولاً هم همین‌طور است؛ وقتی طرف می‌آید عذرخواهی می‌کند، اگر ما برگردیم و نپذیریم عذرخواهی‌اش را، سرزنشیش بکنیم و خودِ این عذرخواهی را به خاطر عذرخواهی‌اش مذمت کنیم، طرف نهایتاً برمی‌گردد می‌گوید: «خب برو بابا! حالا نمی‌پذیری که نپذیر!». دیگر نمی‌رود که عیبش را اصلاح کند؛ این‌طور نیست. پس به این مسئله باید توجه کرد.

امام حسن مجتبی (علیه الصلوة والسلام) طوری فرمودند که در مجازات خطای کسی عجله نکن و راهی را برای عذرخواهی فراهم ساز.

داستان حضرت یوسف (علیه‌السلام)؛ بالاترین مصداق عذرپذیری و هدایت خطاکار

شبیه همان داستانی که در سورۀ یوسف، از جانب حضرت یوسف (علیه الصلوة والسلام) نسبت به برادران مهیا شد. بالاترین مصداق این روایت، همین داستان ایشان است که با آن همه ظلمی که این برادرها به ایشان کردند، به محض اینکه آن‌ها را شناخت، این حق را داشت که مجازاتشان کند. این حق را داشت؛ اگر ایشان برادرانش را در اولین مرحلۀ شناخت مجازات می‌کرد، هیچ‌کسی مذمتش نمی‌کرد. حقشان بود؛ ظلم کرده بودند، ظلم‌های سنگینی به ایشان کرده بودند. اما ایشان چه‌کار کردند؟ آدمِ با تقوای صبور این‌طوری است؛ در همان مرحله‌ای که مواجه با انسان خطاکار و مواجه با انسانی می‌شود که به او ظلم کرده، این‌قدر این آدم‌های با تقوا و صبور دلسوزند که دوست دارند همین شخص هدایت بشود؛ همینی که به من ظلم کرده هدایت بشود و راهِ بهتر را انتخاب کند.

لذا ایشان آن کینه و ناراحتی را که طبیعتاً در دل داشت، اعمال نکرد. وقتی مواجه شد با این‌ها، تدبیر و نقشه‌ای را فراهم کردند که منتهی بشود به عذرخواهی این‌ها و پشیمانی‌شان؛ پشیمان بشوند و عذرخواهی کنند. نه اینکه عذرخواهی صرفاً بیاید به دست و پای من بیفتد، نه؛ پشیمان بشود از کارش، پشیمان بشود و توبه کند به پیشگاه خدا. مخصوصاً این سمت‌وسو دادن، که در پیشگاه خدای متعال بتواند توبه کند و برگردد از آن خطا و اشتباهش.

آن‌وقت این تدبیر حکیمانه را ایشان انجام داد. یک طوری پیش برد که خب داستانش را می‌دانیم در قرآن کریم، که چه‌کار کرد؛ این‌ها را با رفت و برگشت دادن و تدابیری که نمود و برنامه‌هایی که پیاده کرد، همه‌اش به حساب این بود که این‌ها از این گناهی که کردند و هنوز توبه نکرده‌اند، توبه کنند و برگردند. این از خصوصیات اولیاء خداست که حتی نسبت به دشمنشان هم تدبیرشان، فکرشان و چاره‌شان این است که بتوانند او را به توبه، عذرخواهی و فهمیدن غلطِ کار وادار کنند از آن راه. اگر ببینند من صبر کنم، حوصله کنم و فرصت بدهم به این شخص، متوجه خطایش می‌شود، صبر می‌کنند، حوصله می‌نمایند و راهی را پیش پای طرف قرار می‌دهند که بتواند عذرخواهی کند، بتواند ابراز پشیمانی نماید، توبه کند و برگردد. این لطف بزرگ را کردند.

دلسوزی اولیاء خدا برای جلوگیری از سنگین شدن بار گناه انسان‌ها

اصلاً کلاً این خصوصیت اولیاء خداست که نمی‌گذارند کسانی در مواجهه با این‌ها بارشان سنگین بشود. حتی مواجهه ایجاد نمی‌کنند با افرادی که با آن‌ها مشکل دارند، که یک وقت در اثر این مواجهه، طرف بددهنی یا بی‌احترامی‌ای نکند که بارش سنگین‌تر بشود. می‌دانند الان من اگر مواجه بشوم با این طرف، این طرف اهانت می‌کند، جسارت می‌کند، بددهنی می‌کند. این‌قدر دلسوزند نسبت به افراد که کاری نکنند مثلاً این مواجهه ایجاد نشود و این ارتباط برقرار نگردد، تا مبادا طرف با اهانت، بی‌احترامی و بددهنی، بار خودش را سنگین کند.

یکی از اولیاء خدا بود، این شخص مستأجری داشت. مستأجرش به مشکلی خورده بود. به خاطر این مشکل، خب بالاخره گاهی مشکلات در جامعه پیش می‌آید دیگر؛ یک مستأجر هست، در خانه به مشکلی می‌خورد، این مشکلِ خانه تا می‌آید حالا برطرف بشود، چه کسی برطرفش کند، چطور، این ممکن است زمان ببرد و مشکلاتی ایجاد می‌کند. این بندۀ خدا فهمیده بود که اگر من الان مواجه بشوم با این مستأجر، این شخص عصبانیت می‌کند، ناراحتی می‌کند، بددهنی می‌کند و جسارت می‌نماید. لذا راه را در این دیده بود که این مواجهه صورت نگیرد، مواجهه صورت نگیرد.

حالا طرف اینجا بسیار ممکن است ناراحت بشود که چرا من تو را، خودت را نمی‌بینم. اما آن [ولیّ خدا] در دلش چه می‌گذرد و این [مستأجر] در دلش چه می‌گذرد؟ آن که ولیِ خداست در دلش این می‌گذرد که با این مواجهه و دیدن من، این بارش سنگین می‌شود؛ این جسارت می‌کند، اهانت می‌کند، بی‌احترامی می‌کند و بارش سنگین می‌شود. لذا یک راهی را انتخاب بکنیم که مشکل را از آن راه، بدون آن مواجهه و بدون آن روبه‌رو شدن حلش کند و برود. او این‌طور فکر می‌کند، طرف مقابل نه؛ خیلی ناراحت است، خیلی در دلش می‌جوشد، عصبی است، تند است و نمی‌فهمد که بابا این شخص الان که با شما مواجه نمی‌شود، می‌خواهد بارت سنگین نشود. به حال خودت دلش می‌سوزد که تو بارت سنگین نشود؛ این‌ها حکمت کارهای اولیاء خداست که ما این‌ها را نمی‌دانیم.

حالا در قرآن کریم هم خدا داستان حضرت یوسف را در این قسمت آورده است. خب ما حالا داستان‌ها را خوانده‌ایم و بلدیم ته قضیه چه شد. اما اگر همراه با این قضیه پیش می‌آمدیم، از اینکه حضرت یوسف (علیه الصلوة والسلام) این کارها را می‌کند، تعجب می‌کردیم که چه کارهایی ایشان می‌کند! چرا این‌قدر این‌ها را می‌چرخاند، عقب و جلو می‌کند؟ یک کاری است، یک چیزی است، خواستند بده برود و تمامش کن؛ شرط و شروط چرا می‌گذارید؟ نقشه چرا می‌کشید؟ همۀ این کارها، والا همون اول کار را نداشت. حق ایجاب می‌کرد که ایشان مجازات کند آن‌ها را و تمام. هم به محض اینکه آن‌ها را دید و شناخت، بگوید: «من یوسفم، شما هم همان‌هایید، این هم نشانه‌اش، همه‌تان را هم مجازات کنم»؛ کاملاً هم به حق، به جا، صحیح و به مورد بود.

اما ایشان این کار را نکرد؛ از این حق بزرگش گذشت و شروع کرد به پیاده کردن یک برنامه‌ای، که در این برنامه منتهی بشود این قضیه به توبۀ این‌ها، به استغفار این‌ها و به پشیمانی‌شان. این‌ها را به پشیمانی وادار کرد در پیشگاه خدا. «يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ»؛ آخر بار هم همین را فرمود: «لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ»؛ از جانب من، من مشکلی با شما ندارم و حرفی نیست. «يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ»؛ خدا شما را بیامرزد، ببخشد و از سر تقصیراتتان بگذرد. این‌جوری است. نه اینکه ما این‌ها را منتهی کنیم به اینکه آدم خطاکار بیفتد به پای من، حسابی به پای من بیفتد؛ نخیر، ایشان این را نمی‌خواست. آن از جانب من مشکلی نیست، خدا باید ببخشد شما را؛ جهت، جهتِ خدایی است.

مذمت عصبانیت و لزوم کظم غیظ در مواجهه با خطای دیگران

لذا همیشه باید در زندگی این مبنا را داشته باشیم. کسی خطایی کرد، بچه‌مان، همسرمان، قوم و خویشمان، رفیقمان، نجوشد دلِ ما که همان وقت برداریم گوشی را تماس بگیریم، عصبانی‌گری دربیاریم، بی‌حرمتی کنیم و عصبانیتمان را اعمال نماییم. کظم غیظ کنیم، صبر کنیم. اینکه ما این‌قدر عصبانی می‌شویم و فورانِ خشم و غضب داریم و دست به زنگ می‌شویم، دست به پیام می‌شویم، تماس می‌گیریم، پیام می‌دهیم، پیغام می‌فرستیم برای طرف، سراغش می‌رویم که به او حالیش کنیم، به او بفهمانیم که این کارها را کردی، این اشتباه بوده، این فلان، این‌ها همه‌اش بیراهه است.

کاری که آدم در اثر عصبانیت می‌کند، همه‌اش غلط است. هیچ انسانی با عصبانیت راه صحیحی انتخاب نمی‌کند. هیچ‌وقت در عصبانیت، انسان حرف صحیح و راه صحیح پیدا نمی‌کند و نمی‌زند. عصبانیت، فرمودند عقل را از انسان می‌گیرد؛ شعبه‌ای از جنون است، دیوانگی است. دیوانه به چه کسی می‌گویند؟ عقل ندارد دیگر، از عقل محروم است. فرمودند در عصبیت و عصبانیت هم انسان همین‌طور است؛ تمام درهای عقل بسته شده است. خب انسان بدون عقل که نمی‌تواند تصمیم عاقلانه و درست بگیرد. باید صبر کنیم، کظم غیظ کنیم، یک کم موقعیت را عوض کنیم، آروم بشویم، عجله نکنیم و بگذاریم آرامشی حاکم بشود.

بعد این تدبیر را داشته باشیم که طرف بالاخره اگر راهی هست برای اینکه متوجه خطایش بشود، آن راه طی بشود؛ نه اینکه ما سرکوفت به او بزنیم و اذیت و آزارش کنیم. سعی کنیم اگر راهی می‌شود پیدا کرد برای اینکه ملتفت اشتباهش بشود، آن راه را پیدا کنیم. آن طریق را برویم، آن‌وقت این بهتر نتیجه می‌دهد. از آثار خوبِ تقوا و کظم غیظ، همین مسئله است که آدم‌هایی که کظم غیظ دارند، آدم‌هایی که حلیم‌اند، صبورند، این‌ها زیاد این توفیق را پیدا می‌کنند که کاری کنند که فرد اصلاح بشود، بفهمد اشتباه کرده و راهی هم برای عذرخواهی‌اش باقی بگذارند. ما هم این‌طوری باید باشیم؛ راه را برای عذرخواهی فراهم کنیم و هر وقت، هر زمان، هر کسی از این راه آمد، مأیوس بَرِش نگردانیم که اینجا داریم به او ظلم می‌کنیم. وقتی او را در کار خوبش یاری نمی‌کنیم و در کار بدش تقویتش می‌نماییم، داریم به نحوی به او ظلم می‌کنیم.

دعای پایانی و صلوات

ان‌شاءالله خدا هم توفیق مرحمت کند، به برکت این مولود مبارک و این ایام مبارک ما موفق بشویم، از جمله دستوراتی که عمل کنیم، همین دستور باشد که بتوانیم در مواجهه با خطاکار، اهل تأنّی، صبر، حوصله، حِلم و کظم غیظ [باشیم] و بتوانیم فرصتی فراهم کنیم برای عذرخواهی، ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبۀ خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم الصلوة والسلام) و روح مطهر امام حسن مجتبی (علیه السلام)، ارواح طیبۀ علمای ربانی و شهدا و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید. 

گزیده

۱. عذرخواهی؛ نخستین گام در نرم شدن دل‌ها و پذیرش خطا

در جایی از امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) نقل شده است: «عقوبت و مجازات خطای کسی را عجله نکن و راهی را برای عذرخواهی فراهم ساز». اگر کسی مرتکب اشتباهی شد، کوتاهی نمود یا به هر حال اشتباهی مرتکب شد، فوراً او را به سزای عملش نرسان و تنبیهش نکن؛ بلکه این وسط یک راهی را فراهم کن و فرصتی را برایش مهیا ساز که بتواند عذرخواهی کند و عذری بیاورد. این عذرخواهی قدم اولیه‌ای است که هر انسان خطاکاری، اگر در مرحلۀ نرم شدن دلش باشد، شاید انجام بدهد. یک خطایی کرده، یک اشتباهی کرده و حالا دنبال عذر می‌گردد. وقتی ما عذرخواهی را می‌پذیریم، داریم به او در حل این مشکل و برای رفع این خطا کمک می‌کنیم. اما وقتی ما عذرخواهی را نمی‌پذیریم، او را در خطای خودش تثبیت و محکم می‌کنیم.

۲. عذرپذیری؛ دستور صریح اسلام در مواجهه با اشتباهات دیگران

دستوری که اسلام دارد این است که هیچ‌گاه عذرخواهی کسی را در هیچ شرایطی رد نکن؛ عذرپذیر باشید. کسی خطایی کرد یا اشتباهی انجام داد، اینکه آدم وقتی او می‌آید عذرخواهی می‌کند، نپذیرد، کار اشتباهی است. عذرخواهی را علی‌أی‌حال انسان بپذیرد. نگوید قبلاً هم کردی، باز هم کردی، چرا عذرخواهی می‌کنی؟ اگر این را بگویی، نتیجه‌اش چه می‌شود؟ دیگر عذرخواهی نمی‌آید بکند. این را همیشه باید مدنظر داشته باشیم که نگاه نکنیم به اینکه حالا عذرش موجه است یا نیست. نسبت به همه همین‌طور است؛ نسبت به فرزندانمان، نسبت به همسرمان و نسبت به هر کسی که ارتباطی با او داریم. اینکه ما زبان به توبیخ و سرزنش باز کنیم، بسیار کار غلط و مذمومی است و از این کار مذمت شده است.

۳. ملاک طلایی اسلام؛ همانی را که برای خود می‌پسندی برای بقیه بپسند

معیار و ملاک را اسلام در این قرار داده که همانی را که برای خودت می‌پسندی، برای بقیه هم بپسند. ما خودمان اگر کوتاهی کردیم، گناه، تقصیر و خطایی داشتیم، آن چیزی که برایمان مطلوب و خوب است، این است که اگر رفتیم نسبت به آن کسی که نسبت به او تقصیری داریم یا کوتاهی کرده‌ایم عذرخواهی کردیم، امیدواریم، دوست داریم و می‌خواهیم که عذرخواهی ما را بپذیرد؛ اینجا اذیت نکند، عذر ما را رد ننماید، عذرخواهی ما را مذمت نکند و تو سرمان نزند این را، بلکه بپذیرد؛ حتی اگر تکرار هم شد. این بسیار مسئلۀ مهمی است. پذیرفتن عیب و پذیرفتن عذرخواهی، هیچ‌وقت به معنای این نیست که آدم راهی برای اصلاح آن اشتباه و غلط پیدا نکند. همیشه در اسلام وقتی می‌گویند شما عذر طرف را بپذیر و گذشت کن، هیچ‌وقت به معنای این نیست که هیچ کاری برای اصلاح این عیب نکنی.

۴. بن‌بست سرزنش؛ چرا نباید هرگز راه عذرخواهی را به روی دیگران بست؟

یک کار عاقلانه، درست و صحیحی را خوب است در جاهایی که می‌شود و آدم کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد. بچۀ انسان، رفیق انسان، قوم و خویش انسان یا همسر انسان آمده عذرخواهی کرده، خیلی خوب کاری کرده است؛ خیلی مهم است این عذرخواهی، بسیار مهم است. نباید هیچ‌وقت در ادامۀ کار بگوییم ده بار عذرخواهی کرده است و بعد با تندی بگوییم: «برو بابا! ده بار عذرخواهی کردی، باز دوباره انجام می‌دهی!». هیچ‌گاه راه عذرخواهی را نباید بست؛ به این مسئله خیلی باید عنایت داشت. معمولاً هم همین‌طور است؛ وقتی طرف می‌آید عذرخواهی می‌کند، اگر ما برگردیم و نپذیریم عذرخواهی‌اش را، سرزنشیش بکنیم و خودِ این عذرخواهی را به خاطر عذرخواهی‌اش مذمت کنیم، طرف نهایتاً برمی‌گردد می‌گوید: «خب برو بابا! حالا نمی‌پذیری که نپذیر!». دیگر نمی‌رود که عیبش را اصلاح کند.

۵. مکتب صبوری؛ سیره اولیاء خدا در هدایت و توبۀ خطاکاران

سیره اولیاء خدا این‌طوری است؛ در همان مرحله‌ای که مواجه با انسان خطاکار و مواجه با انسانی می‌شوند که به آن‌ها ظلم کرده، این‌قدر این آدم‌های با تقوا و صبور دلسوزند که دوست دارند همین شخص هدایت بشود؛ همینی که به من ظلم کرده هدایت بشود و راهِ بهتر را انتخاب کند. این از خصوصیات اولیاء خداست که حتی نسبت به دشمنشان هم تدبیرشان، فکرشان و چاره‌شان این است که بتوانند او را به توبه، عذرخواهی و فهمیدن غلطِ کار وادار کنند از آن راه. اگر ببینند من صبر کنم، حوصله کنم و فرصت بدهم به این شخص، متوجه خطایش می‌شود، صبر می‌کنند، حوصله می‌نمایند و راهی را پیش پای طرف قرار می‌دهند که بتواند عذرخواهی کند، بتواند ابراز پشیمانی نماید، توبه کند و برگردد.

۶. اوج دلسوزی؛ ممانعت از سنگین شدن بار گناه دیگران در روابط اجتماعی

اصلاً کلاً این خصوصیت اولیاء خداست که نمی‌گذارند کسانی در مواجهه با این‌ها بارشان سنگین بشود. حتی مواجهه ایجاد نمی‌کنند با افرادی که با آن‌ها مشکل دارند، که یک وقت در اثر این مواجهه، طرف بددهنی یا بی‌احترامی‌ای نکند که بارش سنگین‌تر بشود. می‌دانند الان من اگر مواجه بشوم با این طرف، این طرف اهانت می‌کند، جسارت می‌کند، بددهنی می‌کند. این‌قدر دلسوزند نسبت به افراد که کاری نکنند مثلاً این مواجهه ایجاد نشود و این ارتباط برقرار نگردد، تا مبادا طرف با اهانت، بی‌احترامی و بددهنی، بار خودش را سنگین کند. باید یک راهی را انتخاب بکنیم که مشکل را از آن راه، بدون آن مواجهه و بدون آن روبه‌رو شدن حلش کرد و برود. به حال طرف دلشان می‌سوزد که بار او سنگین نشود.

۷. عصبانیت؛ سقوط عقل و شعبه‌ای از جنون و دیوانگی

کاری که آدم در اثر عصبانیت می‌کند، همه‌ش غلط است. هیچ انسانی با عصبانیت راه صحیحی انتخاب نمی‌کند. هیچ‌وقت در عصبانیت، انسان حرف صحیح و راه صحیح پیدا نمی‌کند و نمی‌زند. عصبانیت، فرمودند عقل رو از انسان می‌گیرد؛ شعبه‌ای از جنون است، دیوانگی است. دیوانه به چه کسی می‌گویند؟ عقل ندارد دیگر، از عقل محروم است. فرمودند در عصبیت و عصبانیت هم انسان همین‌طور است؛ تمام درهای عقل بسته شده است. خب انسان بدون عقل که نمی‌تواند تصمیم عاقلانه و درست بگیرد. نجوشد دلِ ما که همان وقت برداریم گوشی را تماس بگیریم، عصبانی‌گری دربیاریم، بی‌حرمتی کنیم و عصبانیتمان را اعمال نماییم. عصبانیت تمام درهای عقل را می‌بندد و تصمیمات عاقلانه را غیرممکن می‌سازد.

۸. کظم غیظ و صبر؛ شاه‌کلید اصلاح خطاها و آرامش در معاشرت

باید صبر کنیم، کظم غیظ کنیم، یک کم موقعیت را عوض کنیم، آروم بشویم، عجله نکنیم و بگذاریم آرامشی حاکم بشود. بعد این تدبیر را داشته باشیم که طرف بالاخره اگر راهی هست برای اینکه متوجه خطایش بشود، آن راه طی بشود؛ نه اینکه ما سرکوفت به او بزنیم و اذیت و آزارش کنیم. سعی کنیم اگر راهی می‌شود پیدا کرد برای اینکه ملتفت اشتباهش بشود، آن راه را پیدا کنیم. آن طریق را برویم، آن‌وقت این بهتر نتیجه می‌دهد. از آثار خوبِ تقوا و کظم غیظ، همین مسئله است که آدم‌هایی که کظم غیظ دارند، آدم‌هایی که حلیم‌اند، صبورند، این‌ها زیاد این توفیق را پیدا می‌کنند که کاری کنند که فرد اصلاح بشود، بفهمد اشتباه کرده و راهی هم برای عذرخواهی‌اش باقی بگذارند.

۹. مرز میان یاری در کار خوب و ظلم در کار بد؛ عاقبت سخت‌گیری بر عذرخواهان

ما هم این‌طوری باید باشیم؛ راه را برای عذرخواهی فراهم کنیم و هر وقت، هر زمان، هر کسی از این راه آمد، مأیوس بَرِش نگردونیم که اینجا داریم به او ظلم می‌کنیم. وقتی او را در کار خوبش یاری نمی‌کنیم و در کار بدش تقویتش می‌نماییم، داریم به نحوی به او ظلم می‌کنیم. باید موفق بشویم، از جمله دستوراتی که عمل کنیم، همین دستور باشد که بتوانیم در مواجهه با خطاکار، اهل تأنّی، صبر، حوصله، حِلم و کظم غیظ باشیم و بتوانیم فرصتی فراهم کنیم برای عذرخواهی، ان‌شاءالله. راه را برای عذرخواهی فراهم کنیم و هر وقت هر کسی از این راه آمد، مأیوسش نگردانیم. مأیوس برگشتن عذرخواه، تقویت او در کار بد و ظلمی بزرگ است.

فهرست

1️⃣ میلاد امام حسن مجتبی (ع) و انوار کلام ایشان

◽️ بهره‌گیری از بیانات امام برای نورانیت عقل و روح

◽️ خواندن سخنان حضرت در شب مبارک میلاد

2️⃣ شرح حدیث عدم تعجیل در عقوبت خطاکار

◽️ نهی از مجازات و تنبیه فوری در مواجهه با اشتباهات

◽️ مهیا ساختن فرصت و راهی میان گناه و مجازات برای عذرخواهی

3️⃣ دستور اسلام در باب عذرپذیری و پیامدهای رد آن

◽️ پذیرش عذرخواهی در هر شرایطی بدون نگاه به موجه بودن آن

◽️ نهی از زبان به توبیخ و سرزنش گشودن

4️⃣ معیار اسلامی در معاشرت و اصلاح عیوب

◽️ پسندیدن برای دیگران، آنچه برای خود می‌پسندیم

◽️ باز نگه داشتن راه عذرخواهی برای فرد خطاکار با هدف اصلاح عیب

5️⃣ داستان حضرت یوسف (ع)؛ تجلی عالی عذرپذیری و هدایت

◽️ گذشت از حق مجازات و تدبیر حکیمانه برای توبۀ برادران

◽️ ترغیب خطاکار به پشیمانی و استغفار در پیشگاه خدا

6️⃣ سیره اولیاء خدا در دلسوزی و جلوگیری از سنگین شدن بار گناه

◽️ ممانعت از ایجاد مواجهه با افراد برای حفظ حرمت‌ها

◽️ چاره‌اندیشی دلسوزانه جهت رفع مشکل بدون روبه‌رو شدن با عصبانیت‌ها

7️⃣ مذمت عصبانیت و سقوط عقل در کلام معصوم

◽️ خطای مطلق در تصمیمات ناشی از خشم و غضب

◽️ عصبانیت به عنوان شعبه‌ای از جنون و محرومیت از عقل

8️⃣ آثار تقوا و کظم غیظ در روابط اجتماعی

◽️ برقراری آرامش و پرهیز از عجله و تماس‌های ناشی از عصبانیت

◽️ مدارا و حلم با هدف اصلاح فرد و گشودن راه عذرخواهی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح روایتی از امام مجتبی علیه السلام؛ (جلسه پانزدهم ماه مبارک رمضان)

موضوع: صوت کامل سخنرانی