
🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه هفتم)
✳️ صدقه دادن، عملی خیر هم برای ثروتمند و هم برای فقیر!
❇️ تعظیم و تکریم سالمندان، تعظیم خداست
📛 خداوند راه هر بهانه ای را برای "قطعِ رحم" بسته است!
✳️ ابعاد مختلف دستورات دین؛ عبادی، اجتماعی، مالی و...

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه هفتم)
✳️ صدقه دادن، عملی خیر هم برای ثروتمند و هم برای فقیر!
❇️ تعظیم و تکریم سالمندان، تعظیم خداست
📛 خداوند راه هر بهانه ای را برای "قطعِ رحم" بسته است!
✳️ ابعاد مختلف دستورات دین؛ عبادی، اجتماعی، مالی و...
🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه هفتم)
✳️ صدقه دادن، عملی خیر هم برای ثروتمند و هم برای فقیر!
❇️ تعظیم و تکریم سالمندان، تعظیم خداست
📛 خداوند راه هر بهانه ای را برای "قطعِ رحم" بسته است!
✳️ ابعاد مختلف دستورات دین؛ عبادی، اجتماعی، مالی و...
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
«وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ»
در این ماه [مبارک رمضان]، به فقرا و مساکین خود صدقه بدهید. یکی از دستوراتی که پیغمبر اکرم (صلواتاللهعلیهوآله) به ما یاد میدهند و در اسلام هم زیاد روی آن تأکید شده، مسئلهٔ صدقه دادن است. در جامعه بهطور معمول یک عدهای فقیر هستند و در تهیهٔ مایحتاج زندگیشان گرفتار مشکلاتی میشوند.
خدای متعال در اموال کسانی که فقیر نیستند و دستشان به دهنشان میرسد، حقی برای فقرا قرار داده است؛ تا اینها بخشی از مالشان را به فقرا اختصاص بدهند. این حکم نسبت به همهٔ ثروتمندان جامعه وجود دارد؛ طوری که ثروت و سرمایهای که خدا به عدهای داده است، در جامعه توزیع بشود. سرمایه نباید در یکجا و در دست کسانی خاص متمرکز بماند، بلکه باید توزیع گردد.
همهٔ افراد شرایط پولدار شدن را ندارند؛ حالا یا عقل و علمش را ندارند، یا از جهات دیگری مشکلی دارند و نمیتوانند. اما عدهای را خدا کمک میکند، ظرفیت و شرایط و اسباب را برایشان مهیا میسازد و وضع مالیشان بهتر میشود. خدا وقتی به اینها کمک کرده تا وضع مالیشان بهتر بشود، از آنها خواسته است: حالا که وضع شما بهتر شد، باید بخشی از مالتان را به فقرا اختصاص بدهید. همهٔ این اموال مال خودتان نیست، بلکه بخشی از آن حقِ فقرا است. یکی از جهاتی که خدا به بعضی افراد کمک میکند و زمینه را مهیا میسازد تا وضع مالیشان خوب بشود، دقیقاً همین [امتحان و ادای حق فقر] است.
بعضیها هستند که اگر خدا به آنها ثروت و مال بدهد، به فقرا کمک میکنند. چون این زمینه را دارند، خدا هم به آنها عطا میکند. از مابقی افراد هم که مال دارند، خواسته شده است که به هر حال کمک کنند. اما بعضیها هستند که اگر ثروتی و سرمایهای دستشان بیاید، یا عقلِ خرج کردنِ صحیحش را ندارند، یا میخواهند همهٔ آن را خرج خودشان و زندگی خودشان کنند. این یک ایراد و نقصی است که در انسانها وجود دارد. لذا دلیل اینکه بعضیها سرمایهٔ چندانی دستشان نمیآید، جهتش همین است؛ در بعضی افراد این جهت وجود دارد. از آن طرف، دلیل اینکه خدا به بعضی از ثروتمندان مال میدهد این است که میداند این، آدمی است که اگر به او داده بشود، خدمت میکند و به بقیه هم میبخشد. لذا خدا هم کمکش میکند و به او عطا میفرماید.
علیأیحال، انواع و اقسام ثروتمندان و فقرا را داریم که هرکدام به دلیلی به این وضع رسیدهاند. این جهت، مسئلهٔ اصلی نیست؛ مسئلهٔ اصلی این است که خدا خواسته علیأیحال هرکسی که دارد، بخشش کند. بلکه این مسئله را پایینتر هم آورده و صدقه دادن را حتی به خود فقرا هم رسانده است؛ یعنی شما هم بالاخره به همان مقدار کمی که مقدورتان هست، خودتان را از این بحثِ صدقه دادن جدا نکنید.
خودِ صدقه دادن و بخشیدن مالمون به دیگری، آثاری در انسان دارد؛ یعنی منهای بحث ثروت و غنا و فقر، اصلاً خودِ همین دادن پول و صدقه دادن، آثار مفیدی در انسان دارد. لذا از این جهت، صدقه را اختصاص به ثروتمندان ندادهاند تا بگویند صدقه دادن خاصِ طبقهٔ ثروتمند جامعه است؛ نه، از آن فقیر هم خواسته شده است که تو هم بخشش کن و مقداری را بالاخره در حد وسعت خودت برای این موضوع قرار بده.
لذا این دستور را پیغمبر اکرم (صلواتاللهعلیهوآله) بهطور کلی به همه میفرمایند. دستورات اسلام در این مسئله شامل همه میشود؛ چه ثروتمند باشید و چه فقیر، فرقی نمیکند، این مسئلهٔ صدقه دادن را داشته باشید. چون منهای توزیع پول و ثروت در جامعه، آثار دیگری هم در خودِ این کار هست که همه باید از آن بهرهمند بشوند، نه فقط ثروتمندان و کسانی که مال میدهند.
از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جایی از نهجالبلاغه نقل شده است که فرمودند: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ»؛ یعنی وقتی گرفتار [فقر و تنگدستی] شدید، با خدا از طریق صدقه دادن تجارت کنید. اینجا حتی ایشان موضوع بحث را روی تنگی مال، تنگی دست و گرفتاری مالی گذاشتهاند؛ که در این حالت هم شما وقتی دچار این مشکل هستید، اگر صدقه بدهید با خدا تجارت کردهاید. چون صدقه یک عبادت است؛ صدقه یک عبادت است. اگر با خدا تجارت کردید و به قصد قربت، به یک نیازمندی صدقه دادید، آنوقت طرفِ تجارت شما خداست؛ دیگر حالا خودتان ببینید [که چه سود بزرگی دارد]. این را از ما خواستهاند: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ»؛ وقتی گرفتار شدید، با خدا تجارت کنید و صدقه بدهید. عدهای این را امتحان کردهاند؛ در خیلی از موارد—نه در همهٔ موارد، اما در خیلی از موارد—تجربه کردهاند و تجارب خوبی هم دارند. این یک مسئله؛ پس مسئلهٔ صدقه دادن را به عنوان یک کار مالی و یک عمل عبادی از ما خواستهاند.
صدقه فرقش با کاری مثل هدیه دادن، در همین عبادت بودنِ آن است. هدیه را آدم همینطوری میدهد و تمام میشود، اما در صدقه، انسان قصد قربت میکند و مال را میدهد. از این جهت، منهای جهات دیگر، صدقه این تفاوت را دارد. لذا اینجا پای عبادت، قصد قربت و انجام عمل خیر برای خدا مطرح است. این دستور را دادهاند که این کار را بکنید. پس: «تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ».
بعد میفرمایند: «وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ». بزرگانتان را، ریشسفیدانتان را، بزرگِ فامیلتان را، بزرگانِ خانوادهتان را—هرکسی را که خلاصه سنی از او گذشته، بزرگسال است و ریشی سفید کرده—احترام کنید، تکریم کنید، توقیر کنید و بزرگ بدارید. با اینها مثل بقیه برخورد نکنید؛ مواجههتان با اینها نباید مثل بقیه باشد. حساب خاصی برای اینها باز کنید. یکی از دستورات اسلام بهطور کلی این مسئله است که برای بزرگترها حرمت و حریم قائل شده است. برای کسانی که سنی از آنها گذشته، حریم قائل شدهاند.
برخلاف فرهنگ غرب که مبنایش بر این است که همهٔ حرمتها را بشکند و هیچ حریمی برای هیچکسی در هیچ موقعیتی قرار ندهد، اسلام اینطور نیست؛ بسیار حریمهای مختلف و متعددی برای جهات مختلف و افراد مختلف قرار داده و همه را به رعایت این حریمها دعوت کرده است. یکی از این حریمها، حریم بزرگسالان، ریشسفیدان و کسانی است که سنی از آنها گذشته است. این مسئله خیلی مهم است.
در روایتی از پیغمبر اکرم (صلواتاللهعلیهوآله) نقل شده است که فرمودند: «مِنْ إِجْلَالِ اللهِ، إِجْلَالُ ذِی الشَّیْبَةِ الْمُسْلِمِ»؛ تکریم و بزرگداشت یک مسلمانِ بزرگسالِ ریشسفید، تعظیم و بزرگداشت خداست و از موارد تعظیمِ خدای متعال به حساب میآید. اسلام تکریم و تعظیم این افراد را بسیار بالا برده است؛ تکریمِ اینها از موارد اجلال و تعظیم خدای متعال است: «مِنْ إِجْلَالِ اللهِ، إِجْلَالُ ذِی الشَّیْبَةِ الْمُسْلِمِ». اینکه شما به یک مسلمان مسن احترام بگذارید؛ به احترامش بلند بشوید، جا برایش باز بکنید، اینطرف و آنطرف مراقبش باشید، برایش حریم قائل بشوید، حق تقدم قائل بشوید؛ همهٔ کارهایی که به نحوی میشود در جامعه نسبت به اینها انجام داد و مصداق تعظیمشان است را رعایت کنید.
از آن طرف، نسبت به بچهها هم دستور دادهاند که این کار را بکنید: «وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ». نسبت به بچههایتان هم لطف، رحمت و مرحمت خود را، مخصوصاً در این ماه زیاد کنید. با بچهها [باید مدارا کرد]؛ خب بچهاند، سنشان، عقلشان و شرایطشان متناسب با همان سن خودشان است؛ عقل و ظرفیت و فهمشان [در حد خودشان است]. گاهی بزرگترها اینها را درک نمیکنند و متوجه نیستند. از یک بچهٔ پنج ساله، توقع فهم یک انسان چهل پنجاه ساله را دارند! میخواهند دقیقاً همانطوری که من میفهمم و درک میکنم، این بچه هم همانطور درک بکند. از اینکه بچه یکسری چیزها را آنطور درک نمیکند، خیلی اذیت میشوند و فشارش را روی بچه میآورند.
لذا دستور داده شده است—بهطور کلی دستور داده شده و اینجا پیغمبر اکرم (صلواتاللهعلیهوآله) در خصوص ماه مبارک هم این را میفرمایند—که در این ماه بیشتر سعی بکنید نسبت به بچههای کوچکتان رحم داشته باشید. حداقل در این ماه بیشتر به آنها توجه کنید، بیشتر عنایت داشته باشید، بیشتر خودتان را مراقبت کنید، دست رویشان بلند نکنید، سرشان داد نزنید، اذیتشان نکنید، فوق طاقت، توان و درکشان چیزی را بر آنها بار نکنید و کاری را از آنها نخواهید.
خودِ بحث مراعات بچهها، یک بحث گستردهای است. متأسفانه دوباره از این جهت، جامعهٔ ما به دلایل مختلفی، مشکلات جدی در بحث مراعاتِ همین دستورها پیدا کرده است. چون شناخت کافی و لازم از ظرفیت و شرایط بچهها ندارند، اقدامات غلطی انجام میدهند؛ هم در جانب تنبیهشان و هم در جانب تشویقشان. در هر دو جانب، آدم میبیند اقدامات غلط است. خیلی وقتها تصمیمهای اشتباهی گرفته میشود. پدر و مادر از سر دلسوزی کارهایی را انجام میدهند، اما متوجه نیستند که این دلسوزی دارد به بچه آسیب میزند. یک جاهایی که باید سهل بگیرند و ساده بگیرند، سخت میگیرند؛ و یک جاهایی که باید سخت بگیرند، سهل و ساده میگیرند. اینها گاهی با هم مخلوط شده و جایشان با همدیگر عوض شده است. از این جهت، جامعهٔ ما آسیب زیادی میخورد و خورده است. لذا در این زمینه، آدم باید یک مقداری توجه کند و مراقبت و چیزهایی را که لازم است در تربیت فرزندان یاد بگیرد، بیشتر کند.
این دو دستور را اسلام بهطور کلی در همهٔ عمر از ما خواسته، که در خصوص ماه مبارک بیشتر روی آن تأکید شده است. از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است که فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُوَقِّرْ کَبِیرَنَا وَ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا»؛ کسی که دأبش، مبنایش و یکی از سیرههایش این نباشد که به بزرگترها احترام بگذارد و به بچهها رحم، لطف و مرحمت داشته باشد، از ما نیست. در مواردی که اهلبیت (علیهمالسلام) میفرمایند «این از ما نیست»، یعنی مال ما نیست، این عمل عملِ ما نیست، این آدم از ما حساب نمیآید و ما او را غریبه حساب میکنیم. مواردی را که فرمودهاند، آن موارد خیلی موارد خاص و مهمی است که اگر کسی اینجوری باشد، از ما نیست. یکی از آن موارد را بردهاند روی مسئلهٔ احترام به بزرگتر و حریم نگه داشتن برای بزرگتر، و رحم و مرحمت داشتن نسبت به کوچکتر. این را هم ایشان میفرمایند که توجه کنید.
ببینید، دستورات اسلام اینطوری است. نیامدهاند بگویند در ماه رمضان فقط شما بروید نماز بخوانید و قرآن بخوانید. همینجا در ماه مبارک، میگوید نماز بخوان، قرآن بخوان، اما دستورهای دیگر هم میدهند. میگوید حالا که این کار را میکنی، پاشو برو فقرا، مساکین و گرفتارها را هم بشناس و به آنها خدمت کن. آن کسی که میخواهد به فقرا صدقه بدهد، باید برود آنها را بشناسد، باید برود دنبالشان، بگردد و بررسی کند. این کار، آدم را به حرکت وامیدارد؛ که پاشود برود بررسی کند و اینها را پیدا کند، نه اینکه همینطور یک گوشه بنشیند.
اسلام همهجانبه انسان را بالا میآورد؛ وقتی انسان به همهٔ دستورات اسلام گوش بدهد، یک آدم جامعالاطراف و کاملی بالا میآید. اما اگر از دستورات اسلام فقط بچسبد به یک بخشش که میل خودش است، میل نفسش است، بیشتر خوشش میآید، خوشایندش است و برایش سادهتر و راحتتر است؛ خب، این اسلام را ما با همین اعمال، کارها و نقصی که داریم، ناقص معرفی کردهایم و ناقص نشان دادهایم به بقیه. اسلام به عنوان یک دین، طوری در ذهنها جا گرفته است که وقتی اسم دین میآید، اسم اسلام میآید، حواس همه و ذهنیت عمدهٔ همه میرود حالا سمت یک چهار تا دستوری مثل نماز و روزه و اینها. اما شما میبینید در متنِ چنین عبادت بزرگی مثل ماه مبارک رمضان، این مطالب هست؛ در کنار اینکه میفرماید این کار را بکنید، روزه بگیرید و نماز بخوانید، این مسائل هم مطرح شده است که صدقه بدهید، بزرگترهایتان را احترام کنید و بنا را بر این بگذارید که بچههایتان را بیشتر تحمل کنید و بیشتر به آنها رحم بکنید. این مسائل هم هست.
دنباله دارد باز: «وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ». بهخصوص دوباره در ماه مبارک رمضان، ایشان توصیه به صلهٔ رحم دارند؛ صلهٔ رحم داشته باشید. دستورات اسلام عبادی، مالی و اجتماعی است و همینطور در گردش است؛ اسلام یک آدم جامع درست میکند. هرچه عیب هست از مسلمانی ماست که ناقصیم و هرچه از دین متناسب با طبع و میلمان بوده، از عباداتش و دستوراتش گرفتهایم.
دستور بعدی میفرمایند: «وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ»؛ نسبت به ارحام خود توجه کنید، عنایت داشته باشید و صلهٔ رحم کنید. بروید سرشان بزنید، سراغشان را بگیرید، با آنها دیدار داشته باشید، کاری از دستتان برمیآید انجام بدهید، یک چیزی برایشان ببرید، هدیهای برایشان ببرید؛ بالاخره هر کاری که مصداق صلهٔ رحم هست را انجام بدهید. قبلاً روایات صلهٔ رحم زیاد اینجا خوانده شده است. میدانیم در اسلام—حالا برای کسانی که نشنیدهاند و نمیدانند عرض میکنیم—ما گناهان کبیره داریم؛ یعنی گناهانی که بارش خیلی سنگین و عذابش خیلی سنگین و بزرگ است. یکی از آن گناهان، همین قطع ارتباط با ارحام است.
زمینهٔ قطع ارتباط، قهر و دعوا در روابط انسانها همیشه هست؛ مخصوصاً آنهایی که ارتباط رحمی و نسبی با هم دارند، این زمینه در آنها وجود دارد. مثلاً یکی از دنیا میرود، ورثه با هم اختلاف میکنند و دعوایشان میشود؛ سر تقسیم اموال، سر مسائل دیگر. زمینهٔ جدایی از هم، قهر و دعوا در بین مردم بهطور کلی زیاد است. اصلاً متأسفانه انسانها—حالا نه فقط ارحام، بلکه همه—بیشتر در آنها زمینهٔ جدایی و افتراق هست؛ از هم دور شدن هست. به اندک مسئلهای از هم فاصله میگیرند. اسلام دنبال این است که این را اصلاح کند و ظرفیت آدمها را بالاتر ببرد.
بهخصوص در خصوص ارحام، حساسیت بسیار بالاست؛ به طوری که هیچ عذری برای هیچکسی در قطع ارتباط با هیچ قوم و خویش و رحمی باقی نگذاشتهاند. یعنی حریمی پیدا بشود که بگوییم اینجا دیگر طوری نیست و اشکال ندارد شما با این قوم و خویشتان، با این کسی که با او مشکلی پیدا کردهاید، قطع رابطه کنید، قهر کنید و بروید، خداحافظ شما! دیگر اسمش را هم نیاورید و کاری هم به او نداشته باشید؛ چنین چیزی نداریم و این میشود گناه کبیره. میگوید: «خب حق من را خورده، به من ظلم کرده!»؛ ظلم کرده باشد.
در روایت فرمود: وقتی رحمِ شما، قوم و خویش شما با شما قطع رابطه کرد، اگر شما هم بیایید مثل او با او قطع رابطه کنید، آنوقت شما هم میشوید ظالم. او قطع رابطه کرد، اشتباه کرد و شد ظالم؛ اما شما دیگر ظالم نشو. اینطور نیست که بگویید اگر شما قطع کردید، حقتان است؛ نخیر، شما دارید خلاف حق عمل میکنید. او خلاف حق عمل کرد؛ حقِ رحم، ارتباط و صلهٔ رحم است از هر دو طرف. او این حق را از بین برد، ولی شما هنوز این حق نسبت بهت باقی است. شما حق ندارید این حق را به هیچ بهانهای از بین ببرید؛ به این بهانه که چون او از بین برد، من هم از بین ببرم، من هم کاری ندارم، او بیاید تا من هم بروم! اصلاً مطلقاً چنین چیزی نیست.
هر کاری که کرد، هرکسی که بود، هر خیانتی، ظلمی، اذیتی، آزاری و مشکلی که داشت، نمیشود با او معاملهٔ اینطوری کرد و رابطه را قطع کرد. بلکه باید رفت—حتی اگر حق آدم هم خورده شده باشد—اما باز باید رفت و ارتباط را محفوظ نگه داشت؛ نباید گذاشت ارتباط از بین برود. حالا ارتباط به هر شکلی که مقدور است؛ ارتباط حضوری میشود، تلفنی میشود، پیام میشود، نامه میشود، به هر شکلی که مقدور است. در کوچه و خیابان همدیگر را میبینند، سلام و احوالپرسی کنند؛ همین مقدار که یک سلام و احوالپرسی هم با هم بکنند، صله رحم محقق میشود. به هر حال، نباید رابطه نداشتن با ارحام به حدی برسد که بگویند خلاصه اینها با هم قهرند و رابطه را قطع کردهاند. این، خط قرمز در اسلام است. صلهٔ رحم و قطع آن، بسیار آثار بزرگی هم در دنیا دارد و هم در آخرت؛ هم قطع رحم و هم صلهٔ رحم.
بعضی از عبادات در اسلام هست که اثرش بیشتر در آخرت ظاهر میشود و در دنیا نیست یا کم است. اما بعضی از آنها هست که عجیب آثار دنیویِ زیادی هم غیر از آثار آخرتیاش دارد؛ یکی از آنها همین مسئله است. آنهایی که اهل صلهٔ رحم هستند، آثار دنیایی هم برایشان هست و آنهایی که قطع رحم میکنند، از این مسائل محرومند.
پس در این ماه هم بهخصوص عنایت کنید؛ ببینید در بین ارحامتان با چهکسانی احیاناً قطع رابطه کردهاید، با چهکسانی قهر کردهاید، تماس بگیرید، بروید درِ خانهاش، سراغش را بگیرید و از یک راه معقولی این مشکل را حل بکنید. شما هیچوقت بنا را بر قطع رابطه نگذارید. حالا بعضی میگویند: «ما میخواهیم رابطه باشد، او نمیخواهد»؛ اشکال ندارد، شما هیچوقت بنایتان را بر دعوا، قهر و قطع رابطه نگذارید. او نمیخواهد، نخواهد؛ او گناه میکند، ما مرتکب گناه نشویم. ما در چاهی که او افتاده است، با طناب او در همان چاه نرویم بیفتیم. خیلی وقتها آدمها با طناب بقیه و به دنبال بقیه میروند در چاه. آن کسی که به شما ظلم کرد و رابطه را قطع کرد، خب رفت در چاه؛ شما چرا دیگر دنبالش میروی؟ شما این کار را نکن.
«صِلْ مَنْ قَطَعَکَ»؛ با کسی که با تو قطع رابطه کرده است، شما برو رابطه را برقرار کن. هنر نیست که بگویی: «او نمیآید، من هم نمیروم؛ او بیاید تا من هم بروم، سراغ بگیرد تا من هم بگیرم»؛ اینکه بدتر است. آنجا اگر همهاش هم او نیاید، شما برو؛ هیچوقت هم او سراغ نگیرد، شما بگیر. شما کاری به او نداشته باش، شما دستور خدا را گوش بده. آدم دستورات خدا را که عمل بکند، خدا به وقتش یاریاش میکند.
در همین روایات صلهٔ رحم هست که اگر آدم این کار صحیح را انجام بدهد، خدا کمکش میکند. اگر اینجا ولو طرف به ما ظلم کرده باشد، ولی ما حاضر نشویم رابطه را قطع بکنیم و به خاطر اینکه خدا دستور داده، این رابطه را محفوظ نگه داریم، اینجا خدا یاری میکند؛ یک راهی باز میکند، مشکل را کم میکند یا حلش میسازد. اما این کار، یک مقدار صبر میخواهد و حوصله. انسان باید در مقابل این رفتارهای غلط، این بیاخلاقیها، بداخلاقیها و کارهای بدی که میکنند، صبر داشته باشد و از کوره در نرود. اگر یک بار رفتید و او نیامد، بار دوم سراغ گرفتید و او تحویل نگرفت، بار سوم دوباره رفتید و او نیامد، بار چهارم دوباره سراغ گرفتید و او تحویل نگرفت، نگویید: «پس دیگر من کاری ندارم»! گوش به حرف خدا دادن، صبر میخواهد. آدم باید صبر کند و ادامه بدهد، خدا خودش بلد است چهکار کند. ما لازم نیست نگران باشیم که حالا بالاخره تهش چه میشود؛ تهش بالاخره ممکن است به ضرر من بشود؟ نه، تهش به ضرر شما نیست.
شما هیچجا از گوش به حرف خدا دادن، ضررِ نهایی نمیبینید. ممکن است موقت احساس کنید دارید ضرری میبینید، اما این ضررها را خدا—اگر انسان صبر داشته باشد و ادامه بدهد—جبران میکند؛ به نحو خیلی بهتری هم جبران میکند.
این تا اینجا؛ انشاءالله خدا توفیق مرحمت کند. همین الان اگر هرکدام از اینها را، از این دستورات را، درش ایرادی، نقصی، عیبی داریم و کوتاهی کردهایم، همین الان توبه کنیم و برگردیم انشاءالله اصلاحش بکنیم تا ماه مبارک نرفته است.
نثار ارواح طیبهٔ خاتم انبیاء (صلواتاللهعلیهوآله) که این دستورات را به ما دادهاند و این مطالب مفید را به ما یاد دادهاند، و ارواح طیبهٔ سایر حضرات معصومین (علیهمالسلام)، و ارواح طیبهٔ علمای ربانی، شهدا و امامِ شهدا، سه صلوات بفرستید.
خدای متعال در اموال کسانی که فقیر نیستند و دستشان به دهنشان میرسد، حقی برای فقرا قرار داده است تا اینها بخشی از مالشان را به فقرا اختصاص بدهند. این حکم نسبت به همهٔ ثروتمندان جامعه وجود دارد؛ طوری که ثروت و سرمایهای که خدا به عدهای داده است، در جامعه توزیع بشود. سرمایه نباید در یکجا و در دست کسانی خاص متمرکز بماند، بلکه باید توزیع گردد. همهٔ افراد شرایط پولدار شدن را ندارند؛ حالا یا عقل و علمش را ندارند، یا از جهات دیگری مشکلی دارند و نمیتوانند. اما عدهای را خدا کمک میکند و وضع مالیشان بهتر میشود. خدا از آنها خواسته است حالا که وضع شما بهتر شد، باید بخشی از مالتان را به فقرا اختصاص بدهید؛ زیرا بخشی از آن حقِ فقرا است.
خودِ صدقه دادن و بخشیدن مالمون به دیگری، آثاری در انسان دارد؛ یعنی منهای بحث ثروت و غنا و فقر، اصلاً خودِ همین دادن پول و صدقه دادن، آثار مفیدی در انسان دارد. لذا از این جهت، صدقه را اختصاص به ثروتمندان ندادهاند تا بگویند صدقه دادن خاصِ طبقهٔ ثروتمند جامعه است؛ نه، از آن فقیر هم خواسته شده است که بخشش کند و مقداری را در حد وسعت خودش برای این موضوع قرار بدهد. این دستور را پیغمبر اکرم (ص) بهطور کلی به همه میفرمایند. دستورات اسلام شامل همه میشود؛ چه ثروتمند باشید و چه فقیر، فرقی نمیکند، این مسئلهٔ صدقه دادن را داشته باشید. چون آثار دیگری هم در خودِ این کار هست که همه باید از آن بهرهمند بشوند.
از امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه نقل شده است: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ»؛ یعنی وقتی گرفتار فقر و تنگدستی شدید، با خدا از طریق صدقه دادن تجارت کنید. در این حالت هم شما وقتی دچار این مشکل هستید، اگر صدقه بدهید با خدا تجارت کردهاید. چون صدقه یک عبادت است. اگر با خدا تجارت کردید و به قصد قربت، به یک نیازمندی صدقه دادید، آنوقت طرفِ تجارت شما خداست؛ دیگر حالا خودتان ببینید که چه سود بزرگی دارد. وقتی گرفتار شدید، با خدا تجارت کنید و صدقه بدهید. صدقه فرقش با کاری مثل هدیه دادن، در همین عبادت بودنِ آن است. در صدقه، انسان قصد قربت میکند و مال را میدهد. لذا پای عبادت، قصد قربت و انجام عمل خیر مطرح است.
«وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ»؛ بزرگانتان را، ریشسفیدانتان را، هرکسی را که خلاصه سنی از او گذشته و ریشی سفید کرده، احترام و تکریم کنید و بزرگ بدارید. با اینها مثل بقیه برخورد نکنید؛ مواجههتان با اینها نباید مثل بقیه باشد. حساب خاصی برای اینها باز کنید. اسلام برای بزرگترها حرمت و حریم قائل شده است. برخلاف فرهنگ غرب که مبنایش بر این است که همهٔ حرمتها را بشکند، اسلام بسیار حریمهای مختلفی برای افراد مختلف قرار داده و همه را به رعایت آن دعوت کرده است. یکی از این حریمها، حریم بزرگسالان است. در روایتی از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است: «مِنْ إِجْلَالِ اللهِ، إِجْلَالُ ذِی الشَّیْبَةِ الْمُسْلِمِ»؛ تکریم یک مسلمانِ بزرگسال، تعظیم و بزرگداشت خداست.
«وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ»؛ نسبت به بچههایتان لطف و رحمت خود را، مخصوصاً در این ماه زیاد کنید. با بچهها باید مدارا کرد؛ بچهاند و سن، عقل و شرایطشان متناسب با همان سن خودشان است. گاهی بزرگترها اینها را درک نمیکنند. از یک بچهٔ پنج ساله، توقع فهم یک انسان چهل ساله را دارند و میخواهند دقیقاً همانطور درک بکند. از اینکه بچه یکسری چیزها را آنطور درک نمیکند، خیلی اذیت میشوند و فشارش را روی بچه میآورند. لذا دستور داده شده که نسبت به بچههای کوچکتان رحم داشته باشید. بیشتر به آنها توجه کنید، دست رویشان بلند نکنید، سرشان داد نزنید، اذیتشان نکنید و فوق طاقت، توان و درکشان کاری را از آنها نخواهید.
بحث مراعات بچهها، یک بحث گستردهای است. متأسفانه جامعهٔ ما به دلایل مختلفی، مشکلات جدی در بحث مراعاتِ همین دستورها پیدا کرده است. چون شناخت کافی و لازم از ظرفیت و شرایط بچهها ندارند، اقدامات غلطی انجام میدهند؛ هم در جانب تنبیهشان و هم در جانب تشویقشان. در هر دو جانب، آدم میبیند اقدامات غلط است. خیلی وقتها تصمیمهای اشتباهی گرفته میشود. پدر و مادر از سر دلسوزی کارهایی را انجام میدهند، اما متوجه نیستند که این دلسوزی دارد به بچه آسیب میزند. یک جاهایی که باید سهل بگیرند، سخت میگیرند؛ و یک جاهایی که باید سخت بگیرند، سهل و ساده میگیرند. اینها با هم مخلوط شده و جایشان با همدیگر عوض شده است.
«وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ»؛ نسبت به ارحام خود توجه کنید و صلهٔ رحم کنید. بروید سرشان بزنید، سراغشان را بگیرید و کاری از دستتان برمیآید انجام بدهید. یکی از گناهان کبیره، همین قطع ارتباط با ارحام است. زمینهٔ قطع ارتباط و قهر در روابط انسانها همیشه هست؛ مخصوصاً آنهایی که ارتباط نسبی دارند. اسلام دنبال این است که این را اصلاح کند و ظرفیت آدمها را بالاتر ببرد. بهخصوص در خصوص ارحام، حساسیت بسیار بالاست؛ به طوری که هیچ عذری برای هیچکسی در قطع ارتباط باقی نداشتهایم. نباید رابطه نداشتن با ارحام به حدی برسد که بگویند خلاصه اینها با هم قهرند و رابطه را قطع کردهاند؛ این، خط قرمز در اسلام است و قطع یا وصل آن، آثار بزرگی در دنیا و آخرت دارد.
«صِلْ مَنْ قَطَعَکَ»؛ با کسی که با تو قطع رابطه کرده است، شما برو رابطه را برقرار کن. هنر نیست که بگویی او نمیآید من هم نمیروم؛ شما دستور خدا را گوش بده. آدم دستورات خدا را که عمل بکند، خدا به وقتش یاریاش میکند. اگر ما حاضر نشویم رابطه را قطع بکنیم و آن را محفوظ نگه داریم، اینجا خدا یاری میکند؛ یک راهی باز میکند و مشکل را حل میسازد. اما این کار، یک مقدار صبر میخواهد و حوصله. انسان باید در مقابل رفتارهای غلط و کارهای بدی که میکنند، صبر داشته باشد و از کوره در نرود. گوش به حرف خدا دادن، صبر میخواهد. آدم باید صبر کند و ادامه بدهد؛ شما هیچجا از گوش به حرف خدا دادن، ضررِ نهایی نمیبینید.
1️⃣ اهمیت و آثار صدقه دادن در جامعه
◽️ توزیع عادلانهٔ ثروت و ادای حق فقرا
◽️ صدقه؛ عبادتی فراتر از فقر و غنا
2️⃣ تجارتی پرسود با خدای متعال
◽️ مفهوم حدیث «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ»
◽️ تفاوت مبنایی صدقه با هدیه دادن
3️⃣ تکریم بزرگسالان و لزوم حفظ حریم آنان
◽️ مصادیق تعظیم و اجلال ریشسفیدان در جامعه
◽️ تفاوت نگاه اسلام و فرهنگ غرب به جایگاه سالمندان
4️⃣ رأفت، ملاطفت و صبوری در برخورد با کودکان
◽️ ضرورت درک ظرفیت کودکان و پرهیز از انتظارات فراتر از سن
◽️ آسیبشناسی رفتارهای غلط در تنبیه و تشویق فرزندان
5️⃣ جامعیت احکام اسلام و پرهیز از نگاه تکبعدی
◽️ توازن میان عبادات فردی و مسئولیتهای اجتماعی در ماه رمضان
◽️ پیامدهای ارائهٔ چهرهٔ ناقص از دین
6️⃣ اهمیت حیاتی صلهٔ رحم و حرمت قطع آن
◽️ قطع رحم؛ از گناهان کبیره و خط قرمزهای اسلام
◽️ آثار و برکات دنیوی و آخرتی صلهٔ رحم
7️⃣ لزوم پیشقدم شدن در صلهٔ رحم و صبوری در برابر بداخلاقیها
◽️ مفهوم کاربردی دستور «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ»
◽️ اعجاز صبوری و پاداش الهی در حفظ روابط خانوادگی
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی