
🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه ششم)
🔰روزه، یادآورِ گرسنگی و تشنگی قیامت
⭕️ صحنه هایی از قیامت
❇️ اثر مهم یاد "مرگ" و "قیامت" در دوری از تجملّ گرایی
❇️ برخلافِ عقیده غربی ها، یادِ مرگ باعث تقویت باور و اعتقاد میشود نه باعث افسردگی

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه ششم)
🔰روزه، یادآورِ گرسنگی و تشنگی قیامت
⭕️ صحنه هایی از قیامت
❇️ اثر مهم یاد "مرگ" و "قیامت" در دوری از تجملّ گرایی
❇️ برخلافِ عقیده غربی ها، یادِ مرگ باعث تقویت باور و اعتقاد میشود نه باعث افسردگی
🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه ششم)
🔰روزه، یادآورِ گرسنگی و تشنگی قیامت
⭕️ صحنه هایی از قیامت
❇️ اثر مهم یاد "مرگ" و "قیامت" در دوری از تجملّ گرایی
❇️ برخلافِ عقیده غربی ها، یادِ مرگ باعث تقویت باور و اعتقاد میشود نه باعث افسردگی
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد.
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین. و اللعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
«وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ»
در قسمت دیگری از این خطبه، پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) میفرمایند: شما به سبب روزهداری گرسنهتان میشود و تشنهتان میشود؛ این امر گاهی کموبیش پیش میآید و انسان در اذیت واقع میشود. فرمودند وقتی گرسنهتان شد یا تشنهتان شد، در این حالت که خودتان را به این وضع نگه میدارید، اینطور نیست که [صرفاً تحمل کردن] خوب باشد؛ این اذیت را صرفاً تحمل کردن و هیچ استفاده دیگری نکردن، کافی نیست، بلکه یک کار دیگری انجام بدهید.
حالا شما چه بخواهید و چه نخواهید، گرسنه و تشنه هستید؛ پس از این فرصت استفاده کنید برای امر آخرتی، برای یک کار مهم؛ و آن اینکه به یاد بیاورید روز دیگری را که در آن روز هم همین گرسنگی و تشنگی برقرار است و آن، روز قیامت و حساب و کتاب است.
ما بعد از اینکه از دنیا رفتیم، در عالم برزخ قرار داریم و بعد از آن، قیامت برپا میشود. قیامت صحنه حساب و کتاب است و بعد از آن، مسیر منتهی میشود به بهشت و جهنم. در صحنه قیامت اوضاع خیلی خاص و سنگین است و خودِ همانجا عذابهای زیادی مطرح شده در روایات، که فعلاً فرصت بیان همهاش نیست. اجمالاً یک ترسیم خاصی در بعضی آیات شده است، منجمله در این آیه شریفه:
«یا أایهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ، یَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَ تَرَى النَّاسَ سُکَارَى وَمَا هُمْ بِسُکَارَى وَ لَکِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِیدٌ»
میفرماید: ای مردم! تقوای الهی را مراعات کنید، مواظب باشید و فرمانهای الهی را زیر پا نگذارید؛ چون قیامت وقتی برپا میشود، آن زلزلهای که به عنوان مقدمه قیامت محقق میشود، خیلی بزرگ و عظیم است. خلاصه اوضاع عالم خیلی دگرگون میشود؛ به همان نحوی که در آیات متعددی از قرآن کریم و در روایات گفته شده است.
در ادامه، ترسیم اوضاع اینطوری میشود که اوضاع چنان وحشتناک و سنگین است که مادرانِ شیرده و مادرانِ باردار، بچهشان و حملشان را رها میکنند. اینکه این تمثیل اینجا آمده، به این خاطر است که بیشترین تعلق خاطر در این دنیا و ارتباط و انس و علقهای که وجود دارد، بین مادر است و فرزند؛ مخصوصاً فرزند شیرخوار. و باز بین مادر است و جنینی که در رحمش دارد؛ هر کدام هم از جهت خودش علقه و تعلقش خیلی شدید است. یکی مخصوصاً از بعد عاطفی است و یکی دیگرش از بعد جسمی و آن ارتباط خاص جسمی است.
مادرِ شیرده را کسی نمیتواند از فرزند شیرخوارش جدا کند؛ نمیشود جدا کرد. مادر حاضره جان خودش را هم بدهد ولی از بچهاش جدا نشود و از شیر دادن بچهاش دست نکشد. مادر باردار هم همینطور؛ یکی از مصائب سنگین برای مادر باردار، وضع حملش یا سقط جنینش است که آن را از دست بدهد. این ممکن است تحت یک شرایط خاص و اتفاقات سنگین و خاصی رخ بدهد که سقط جنین کند. در قیامت دیگر کسی باردار نیست، کسی شیرده نیست، ولی سنگینی اوضاع اینطور است که فشار و سنگینی و احساس عذاب و امثال این مسائل طوری است که آن مادر شیرده بچهاش را رها میکند؛ یعنی اگر آنجا مادر شیردهی بود و بچه شیرخوارهای داشت، از این فشار عذاب و گرفتاری و ترس و هولِ جهنم و حسابوکتاب، این بچه را رها میکرد. یا آن مادر باردار، از شدت فشار سقط جنین میکرد.
این خیلی سنگین است. برای فهم مطلب، همین را که آدم بتواند بفهمد و تصور کند، سنگینیاش را درک میکند. این حالت بهطور کلی هست در قیامت؛ یعنی در قیامت هیچکسی حاضر نیست هیچکس دیگری را کنار خودش بپذیرد: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ». روزی که انسان از برادرش، از پدرش، از مادرش، از همسرش و از فرزندش، از همه فرار میکند؛ یعنی همه طوری ذهنشون و فکرشون مشغولِ نجات خودشون هست که نمیخواهند با هیچکسی روبهرو بشوند. شدت و فشار این مسئله اینطوری است. کسی نمیخواهد با کسی روبهرو بشود که یک وقت حسابوکتاب این وسط پیش بیاید، یا بدهی به کسی داشته باشد و طرف بخواهد طلب کند و حقوقی را که افراد به هم دارند، زنده کند. لذا مثل کسی که تو این دنیا از طلبکارش فراری است تا با او مواجه نشود، آن روز هم همه کسانی که نسبتی و علقهای با هم دارند، اینطوری از هم فرار میکنند. یک صحنه عظیم و عجیبی است.
یکی از عذابهایی که آنجا هست همین گرسنگی و تشنگی است؛ یعنی انسانها تو ایستگاههای مختلف معطلند؛ ایستگاه به ایستگاه. حالا حالاها باید ایستاد؛ مثل این گیتهایی که تو لبه مرزها هست که آدمها باید از آن گذر کنند. در قیامت موقف هست، ایستگاه هست، همینها هست و یکییکی اعمال انسان را حسابوکتاب میکنند. ایستگاه نماز هست، روزه هست، حج هست و همه دستوراتی که خدا داده است؛ این کارهای مهم ایستگاه دارد و حسابوکتاب میکنند. معطلی دارد، فشار جمعیت دارد و این گرما و این مسائل هم جزءش است؛ همه آن چیزهایی که به تفصیل در روایات گفته شده است.
اینجا پیغمبر اکرم میفرمایند: شما وقتی گرسنه میشوید یا تشنه میشوید، آن گرسنگی و تشنگی قیامت را به یاد بیاورید. به حالت جزع و فزع نیفتید، این در مقابل آن چیزی به حساب نمیآید. همین را جای دیگر هم داری؛ این یک خصوصیت خاصی است که در اسلام هست که دستوراتش انسان را و مؤمن را و کسی را که اهل فهم باشد نسبت به این دستورات، کیس و زیرک و باهوش بار میآورد. اینطوری اسلام انسانها را تربیت میکند. لذا مؤمنِ فقیه و مؤمنی که اهل فهم هست نسبت به دستورات دین، نسبت به همین روایات و نسبت به آیات، فهم خاصی اسلام به او میدهد.
یکیاش همین است که یاد میدهد تو مصیبتها، تو گرفتاریها و تو فشار زندگی، یک راهی و پلی به یک امر بالاتر و مهمتری باز کنی؛ اینجا نمانی. همه چیزی که داریم میبینیم این نیست که فقط ببینی من گرسنهام، تشنهام، یک مقدار هم اذیت بشوم و تمام بشود برود. نه، اسلام از امثال این فرصتها، این سختیها، این فشارها و مصیبتها، فرصت درست میکند؛ برای رشد انسان، برای بالا بردن صبر و تحمل انسان و برای وسیعتر کردن ظرف وجود انسان. این خصلت در اسلام هست؛ خیلی از دستورات و خیلی جاها همینطور این زمینه را فراهم کردهاند. یکیاش همین است که شما که گرسنه میشوی و تشنه میشوی و خواه ناخواه این را داری، از این استفاده کن؛ یاد بیاور و تو ذهنت قرار بده که همین را در قیامت داری و قیامت را بیاور حاکم کن در زندگی.
یکی از مسائل مهم تو زندگی انسانها، یاد مرگ و قیامت است؛ این بازدارندگی زیادی دارد نسبت به انسانها. هر چقدر یاد مرگ تو بین انسانها زندهتر باشد، انسانها دنیایی شدنِ شدیدشان و افراطشان در تجملات و تجملگرایی کمتر میشود؛ یکی از آثارش این است. یاد مرگ در جامعه، در بین ما، برای خودمان، خودِ فردِ خودمان و در جامعه باید بیشتر باشد. از پایههای ایمان و تقوا یکیاش همین است. در سوره بقره، خدای متعال در ابتدا وقتی متقین را توضیح میدهد، زود پای ایمان و یقینِ به آخرت را باز میکند که از خصوصیات اینها این است که به آخرت یقین دارند و باور دارند؛ این مسئله را باور کردهاند. این باور در سایه همین دستورات به دست میآید به تدریج؛ که آدم نسبت به یاد مرگ یک عنایتی داشته باشد، نسبت به قیامت و یاد قیامت عنایتی داشته باشد. در یاد مرگ و در یاد قیامت اثری هست که در یاد خدا نیست؛ آن آثار خاص، مخصوص همین یاد مرگ است.
لذا آنهایی که از این جهت ضعیفند و خیلی به یاد مرگ نیستند، آدم میبیند در بعد عمل ضعف زیاد دارند؛ در بعد توجه به دنیا و لذت بردنِ از مازاد بر احتیاج و استفاده مازاد بر احتیاج و نیاز و ضرورت، خیلی بیشتر قدم برمیدارند و جلوترند؛ در تجملگراییِ افراطی و از حد بیشتر، اینها جلو میروند خواه ناخواه. فرقی نمیکنه، مؤمنش هم باشد همینجور است، متدینش هم همینطور است؛ راه این مسئله به روشون باز است و همینطور دوست دارند بیشتر به سمت تجملات بروند و تجملات را تو زندگی حاکم و پیاده کنند. یاد مرگ این مسئله را اصلاح میکند در انسان که زیاد غافل نشود، زیاد دنیایی نشود و از حدش بیشتر پیش نرود؛ این جلوگیری میکند.
سابق این زمینه خوب بود. اصلاً خودِ دستوراتی که اسلام برای میت و تشییع جنازهاش و این مسائل میدهد، خودش خیلی این مسائل را در جامعه پیاده میکند. میبینیم سابق، یک کسی از دنیا میرفت میبردندش خانهاش، از خانهاش تا سر کوچهاش تشییعش میکردند؛ آدمها بالاخره کموبیش چشمشان میافتاد در کوچه خیابان، هر از گاهی گوشه کناری چشمشان میافتاد به میتی یا تابوتِ میتی. اینها اثر خیلی مهم داشت در زندگی؛ یاد مرگ و یاد قیامت بیشتر نمود داشت تو زندگی.
الآن متأسفانه اینها به این دلیل که بشر متوجه نیست که یاد مرگ و قیامت چه اثری در زندگیاش دارد، به تبع غربیها هر چقدر بیشتر سعی کرده این را حذف کند از تو زندگی. فهم و درکش از اینها افسردگی است؛ در حالی که یاد مرگ و قیامت که در اسلام قرار داده شده، افسردگی نمیآورد، بلکه آدم را به فکر فرو میبرد که همه چیزی که داری میبینی، همین دنیا نیست؛ همهاش این نیست. این یک گذرگاه موقت است؛ یک استراحتگاه موقت است، مثل استراحتگاههای بین راهی هست، یک همچین حالتی دارد. فقط فرقش با آن استراحتگاههای بین راهی این است که استراحتگاه نیست، یک گذرگاه است فقط؛ که اینجا گفتند نمیشود بنشینی استراحت کنی، باید پاشی زاد و توشه جمع کنی؛ هر چقدر بیشتر زاد و توشه جمع کنی [بهتر است]. مسکنت اینجا نیست، خانهات اینجا نیست، قرارگاهت اینجا نیست؛ اینجا گذر موقت است. اینجا قرارگاه موقت است و دائمی نیست. این، با یاد مرگ و این مسائل در زندگی میآید حاکم میشود؛ با توجه و با پیاده کردن همین کارها تو زندگی میآید پیاده میشود. وقتی انسان یاد مرگ میکند، این هر چقدر بیشتر میآید تو زندگیاش، این باور در انسان تقویت میشود، لذا اینقدر مسابقه دنیاگرایی و تجملگرایی تو جامعه زیاد نمیشود؛ که ما الآن میبینیم همینطور روزبهروز مسابقه دنیاخواهی و تجملخواهی تو همه و در همه دارد محقق میشود و هر چقدر بیشتر همه سعی میکنند به آن سمت بروند، علتش این است که این جلوههای یاد مرگ را تو جامعه و بین مردم کم کردیم.
وقتی یک کسی از دنیا میرفت تشییعش میکردند. الآن میگویند نه، قبل از اینکه آفتاب طلوع کند با ماشین خاصی باید بیایند سریع ببرندش و هیچکسی هم نبیند و نفهمد؛ چون افسردگی میآورد! نه، باید ببینند؛ باید آدمهایی که تو کوچه خیابان هستند هر از گاهی چشمشان به این چیزها بخورد و یادشان بیاید یک مردنی هم تو کار هست و تو فکر فرو بروند. همهاش این نیست که من دارم میبینم و هر کار دلم میخواهد دارم میکنم. بازدارنده است، سرعتگیر است. این سرعتگیرها را نباید حذفش کنیم. ما همانطور که تو خیابانهایمان میآییم سرعتگیر میگذاریم که جلوی شتابِ وسائل نقلیه را بگیریم که از بین نروند، سرعتگیری که خدا قرار داده برای انسانها تو این دنیا و تو دنیاخواهی و تجملگراییشان، همین یاد مرگ است. لذا خدای متعال لطف میکند هر از گاهی بین اقوام، بین دوستان انسان، یا سراغ خود آدم میآید مرگ، یا بین دوستان انسان میآید، بین اقوام، بین در و همسایهها میآید؛ این را خدا لطف میکند قرار داده که بیاید، یک عدهای یک دفعه ذهن و فکرشان درگیر مردن یک نفر میشود؛ این مقداری اثر دارد در همه، کموبیش. میبینی وقتی این بابِ مردن کسی باز شد توی یک خانوادهای، تا یک مدتی یک تأثیرات خاصی در بعضی پیدا شده است. این تأثیرات خاص خیلی مهم است؛ اینها باید هر چقدر بیشتر تو جامعه باشد. یکی را به فکر فرو میبرد، کارهایی که و واجباتی که گردنش است، حقوقی که گردنش است را برود بدهد؛ یک تلاشی برای مردنش حتی بکند؛ میبیند، متأثر میشود و تصمیمهایی میگیرد.
بعد چه آدابی قرار دادهاند برای این کار. سلام کردن که یک امر مستحب خیلی خوب هست، جاهایی مکروه است؛ یکی از جاهایش همان تشییع جنازه است. میگویند وقتی تشییع جنازه میتی هست، سلام کردن به همدیگه مکروه است. چون سلام میکنی حواست پرت میشود؛ این شاید، شاید این که دارد تشییع جنازه میکند تو فکر فرو رفته: «اِ، این بنده خدا داریم میبریمش طرف قبر، مثل خود من بود، با هم بودیم، تا دیروز با هم بودیم، با هم حرف زدیم، رفیق بودیم، چهکاره بودیم»؛ میرود توی یک فکرهایی و یک یادی از این مسائل میکند. میگفتند حواست را پرت نکن، اینجا جا سلامواحوالپرسی نیست؛ اینجا فقط تو هم برو تو فکر همین مسئله. آن آدابی که قرار دادهاند همهاش همین است؛ مقصود اصلی از آن آداب، همین اطرافیان و همین کسانی است که دارند میبینند. از گذاشتن زمینش و از نمازش و از کفن کردنش و از غسل کردنش و از تو قبر قرار دادنش و اینطور کردنش و تلقینش، همه این آدابی که هست، اینها عمده اثرش برای آدمهای زنده است. ببینند این مسئله را و توجه کنند. این از آن سرعتگیرهاست؛ این سرعت انسانها را تو این تجملگرایی کم میکند. لذا باید این یاد مرگ باشد تو جامعه.
سابقاً قبرستانها نزدیک شهرها بود، تو خودِ محلات بود؛ بسیار چیزِ خوبی بود؛ به خاطر همین که انسان همین که رد میشود نگاهش میافتد به این قبرها و مردهها، همین مقدار یادِ مرگ باید باشد در انسانها و بیاید. این افسردگی ندارد؛ این فکری را و باوری را در انسان تقویت میکند که آن فکر و باور از نظر اسلام خیلی مهم و لازم هست. از اصولِ دین ما هست قیامت، و به همون نسبت یاد قیامت و مرگ اهمیت دارد که آدم را بازبدارد؛ جامعه را، عموم مردم را و خصوص افراد را بازدارد از اینها [دلبستگیها]. ولی ما هر چقدر اینها را حذف کردیم، مسابقه این مسائل در بین مردم بیشتر میشود. این چیزی است که عقل بشر بهش نمیرسد؛ این از آن مسائل است که عقل بشر اینطوری تا توجه نکند ملتفت نیست؛ همون چیزی را که غربیها میفهمند میفهمد: مردن یعنی یادِ مرگ یعنی افسردگی! پس هر چقدر میتوانید از این چیزها حذف کنید؛ حتی روی قبرش چیزی ننویسید آدمها ناراحت بشوند!
آن روزها قبرها تجملات نبود، ساده بود؛ روش اشعار مفیدی مینوشتند گاهی. الآن حاضر نیستند کلمه مردن و مرگ را به زبان بیاورند، کلمهها را عوض میکنند و همه این چیزها را عوض کردهاند. قبرستانها خودش تأثیر دارد در انسان؛ قبرستانهای قدیمی شهرها را وقتی بروید ببینید، در سکوت و خلوت میبینید یک اثر خاصی در روح انسان دارد. ولی همین را وقتی بیایی تجملاتیاش کنی، سنگهای گرانقیمت، خرجهای آنچنانی، خب دیگر این از اثر میافتد. برای میت که فرقی نمیکند؛ سنگِ قبرش مرمرِ فلان و درجه یک باشد یا یک چیز معمولی باشد، برای میت هیچ تفاوتی ندارد. چند سانت و وجب باشد قبرش یا ساده و صاف روی زمین باشد، این برای میت هیچ تفاوتی ندارد. فقط هر چقدر تجملاتش بیشتر، ضررش برای اطرافیان هم بیشتر؛ هم پول بیشتر خرج میکنند، هم آسیب بیشتر میبینند.
این کاملاً خلاف این سمت و سوییی است که خیلیها در جامعه ما متأسفانه پیدا کردهاند. بعضاً مسئولینی، میبینی افتخار میکند که این را ما بردیم، همین کاری که غربیها کردند ما هم داریم میکنیم! این افتخار ندارد؛ شما هر چقدر اینها را تو جامعه کمش کنی، آسیبِ خودش را خواهد گذاشت یک جور و یک طوری دیگر؛ اما هر چقدر اینها حاکم باشد تو زندگی، آن اثر مفیدش هست.
لذا پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) از این فرصت ماه مبارک و یک مسئلهای که ما هر روز با آن درگیریم تو گرسنگی و تشنگی روزه، نمیگویند که حرف از قیامت نزنیم اینها افسردگی میگیرند؛ نه، فرمودند وقتی گرسنگی و تشنگی روزه را میبینی بیا، بیا و یاد قیامت بیفت؛ از اینجا راهی باز میکنند به قیامت. اینها نکته دارد؛ نکتهاش همین است. یکی از نکاتش همین مسئله است؛ خود مسئله قیامت را و توجه و یادش را بیاوریم تو زندگی؛ وقتی بیاوریم، این یواشیواش به باور تبدیل میشود. لذا کسانی که این مسئله را در حد خودش دارند و این باور را در خودشون تقویت کردهاند، فرق میکند تصمیماتشون، کارهاشون، تو مسائل شخصیشون، زندگیشون، در توجهشون به دنیا و تجملات دنیا و عنایتشون؛ آن متفاوت است؛ چون این را ته خط نمیبیند این دنیا را و توجهِ اینطوری را هم مخل و مضر میبیند به حال انسان. هر مقدار، همون مقدار که یاد مرگ انسان را از این افراط در این کارها باز میدارد، توجهِ به این چیزها انسان را از مرگ و یاد مرگ دور میکند؛ در دو نقطه مقابل همدیگرند.
لذا اولیاء خدا میبینیم در زندگیهایشان، اینها عنایتی و شوق و رغبتی به این چیزهایی که مردم از تجملات در زندگیشان، در ظاهر زندگیشان و در باطن زندگیشان دارند، ندارند؛ چون ندارند که هیچ، فراریاند، چشم نمیدوزند، توجه نمیکنند و قلب و فکر و ذهن بهش نمیسپارند؛ اینها را عنایت نمیکنند. در قرآن کریم آیه هست:
«لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ»
وقتی میبینی آنهایی که کافرند، آنهایی که بدند، ما اگر آنها را از لحاظ مادی تأمین کردیم، تو خیلی چشم ندوز و نگاه نکن؛ ما داریم آنها را امتحان میکنیم، آن حساب دیگری دارد که به آنها چقدر چی دادیم. اصلاً در آیه دیگری از قرآن کریم هست که اگر شما مؤمنین و مسلمانها از بین نمیرفتید و به هم نمیریختید و شاید همهتون نمیرفتید کافر بشوید، اینقدر به کفار میدادیم که در و دیوارشون از طلا و نقره بشود؛ اینقدر از دنیا و تجملات دنیا و مادیات و مظاهر قشنگ دنیا پرشون میکردیم؛ چون یک بلایی و مصیبتی است که اینها برای انسان زیاد بشود. این بلا و مصیبت را خداییها و اولیاء خدا میفهمند؛ اینطوری ما آنها را عذابشون میکردیم. ولی چون شما ظرفیتتون کمه، نه حالا آنها را هم اینقدر تأمین نمیکنیم؛ ولی به هر حال وقتی میبینی آنها که دشمنِ خدایند، یک چیزهایی اینطوری زیاد دارند تو زندگیشان، چشم ندوز: «لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ». این فتنه شده برای اینها؛ این باعث امتحانه و با این امتحان هی اوضاعشون بدتر میشود.
ولی به شما نه؛ شما در این حد معلوم نیست داده بشود. هر چقدر داده نشود، گرفتاریاش کمتر است؛ هر چقدر آدم کمتر داشته باشد، بارش سبکتر است. اینها که خیلی وضع مادیشان خوب است، خیلی مشکلات هم زیاد دارند از این جهت؛ نگرانی حفظ این مال، گسترش این مال، بعد دست ورثه میافتد و ورثه چیکار میکنند. چقدر از اینها تمام این اموالشون دست ورثه افتاد و ورثه هم مثل آب خوردن خوردند و رفتند و هیچ کاری هم برای آن طرفی که این مال را گذاشت نکردند. این همه جون کند، زحمت کشید، جمع کرد، همه را اینها خوردند رفتند و هیچی هم بهش ندادند؛ یک چهار تا خرما و حلوا و این چیزها دادند اما تموم شد، دیگر هیچ کاری براش نمیکنند؛ همانها را استفاده میکنند و هیچ کاری هم براش نمیکنند. چقدر دعوا و ناراحتی درست میشود؛ خیلیها از دنیا میروند تازه اول گرفتاری و مصیبت است بین فرزندانشون و ورثهشون که با هم دعواشون میشود سر تقسیم مال و اینها. اما اونی که ندارد راحتتر است؛ اونی که ندارد بارش سبکتر است، کمتر است، او خیلی از این جهتها راحتتر است و زمینه این همه دعوا و مصیبت و گرفتاری هم در بین اهل و عیالش هم نیست.
به هر حال از مسائل مهم، یاد مرگ و قیامت است که در زندگی باید بیاید؛ اگر نداریم، یک گوشهای جا باید براش باز کنیم. هر از گاهی یک سری به قبرستان بزنیم؛ تو خلوتی، آدم برود بنشیند یک گوشهای و یک مقدار فکر کند، یک مقدار نگاه کند این قبور را، اهل قبور را؛ که اصلاً انگار نه انگار یک روزی یک آدمی بوده، شصت سال، هفتاد سال برو بیایی داشته، بساطی داشته، کاری داشته، زن و بچه داشته، قوم و خویش داشته، تشکیلات داشته؛ این که داشته با اونی که نداشته، این که بزرگ بوده این که کوچک بوده، فقیر بوده، غنی بوده، همه ساکت و آروم اینجا خوابیدهاند. انگار نه انگار اصلاً آن برو بیاها یک خوابی بوده؛ تموم شد و رفت. شصت سال، هفتاد سال زندگی مثل یک خوابی سپری شده؛ کو برو بیاها و سر و صداها؟ خبری نیست؛ اینها هم صاف خوابیدهاند و محتاج.
اینها را وقتی آدم این کارها را انجام بدهد و عنایت کند به یاد مرگ، کمکم خدا کمکش میکند، باورهای خوب و فکرهای خوبی در ذهنش ایجاد میکند، درهای مهمی را به روش باز میکند و از بسیاری از این آسیبهایی که افراد به خاطر کم کردن و از بین بردن یاد مرگ دارند تو زندگی میبینند، از بسیاری از این آسیبها در امان میشود. لذا ما این را باید گوشه زندگیمان جا بدهیم؛ هر از گاهی سری بزنیم قبرستان، برویم آنجا و خودمان را از این منفعت بزرگ محروم نکنیم؛ چون بعضی منافع هست اگر به دست نیاوریم خسارت میبینیم؛ یعنی صرفاً منفعتی نیست که خب حالا بگوییم به دست نیاوردیم که خب طوری نمیشه حالا، یک چیز اضافه است. ما منافعی که در خیلی عبادات در اسلام قرار داده شده، اگر به دستش نیاوریم خسارت میبینیم؛ در اثر به دست نیاوردن آن منفعت، نه که یک چیز عادی و معمولی بشویم، نه، عقب میرویم، عقبگرد میکنیم و آسیب میبینیم. اگر اینها را توجه کردیم، هر چی شنیدیم رفتیم سراغ عملش، خب اثرش را هم میبینیم؛ نرفتیم، خب آن هم دوباره آثارِ بدش را میبینیم.
انشاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند که دستوراتی که خدای متعال برای اصلاح خودمان، زندگیمان، فکرمان، رفتارمان، اخلاقمون، جامعهمان، دنیامان و آخرتمان، اینها را به ما داده، اینها را باور کنیم، بپذیریم و عمل کنیم انشاءالله. نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و حضرات معصومین، ارواح طیبه علمای ربانی و شهدا و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.
پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) میفرمایند شما به سبب روزهداری گرسنه و تشنه میشوید؛ این امر گاهی پیش میآید و انسان در اذیت واقع میشود. فرمودند وقتی گرسنه یا تشنه شدید، در این حالت که خودتان را به این وضع نگه میدارید، اینطور نیست که صرفاً تحمل کردن خوب باشد؛ این اذیت را صرفاً تحمل کردن و هیچ استفاده دیگری نکردن، کافی نیست، بلکه یک کار دیگری انجام بدهید. حالا شما چه بخواهید و چه نخواهید، گرسنه و تشنه هستید؛ پس از این فرصت استفاده کنید برای امر آخرتی، برای یک کار مهم؛ و آن اینکه به یاد بیاورید روز دیگری را که در آن روز هم همین گرسنگی و تشنگی برقرار است و آن، روز قیامت و حساب و کتاب است.
پیغمبر اکرم میفرمایند وقتی گرسنگی و تشنگی روزه را میبینید، یاد قیامت بیفتید. اسلام یاد میدهد که تو مصیبتها، تو گرفتاریها و تو فشار زندگی، یک راهی و پلی به یک امر بالاتر و مهمتری باز کنی؛ اینجا نمانی. همه چیزی که داریم میبینیم این نیست که فقط ببینی من گرسنهام، تشنهام، یک مقدار هم اذیت بشوم و تمام بشود برود. نه، اسلام از امثال این فرصتها، این سختیها، این فشارها و مصیبتها، فرصت درست میکند؛ برای رشد انسان، برای بالا بردن صبر و تحمل انسان و برای وسیعتر کردن ظرف وجود انسان. این خصلت در اسلام هست؛ خیلی از دستورات و خیلی جاها همینطور این زمینه را فراهم کردهاند که قیامت را بیاورید و حاکم کنید در زندگی.
یکی از مسائل مهم تو زندگی انسانها، یاد مرگ و قیامت است؛ این بازدارندگی زیادی دارد نسبت به انسانها. هر چقدر یاد مرگ تو بین انسانها زندهتر باشد، انسانها دنیایی شدنِ شدیدشان و افراطشان در تجملات و تجملگرایی کمتر میشود؛ یکی از آثارش این است. یاد مرگ در جامعه، در بین ما، برای خودمون، خودِ فردِ خودمان و در جامعه باید بیشتر باشد. از پایههای ایمان و تقوا یکیاش همین است. در سوره بقره، خدای متعال در ابتدا وقتی متقین را توضیح میدهد، زود پای ایمان و یقینِ به آخرت را باز میکند که از خصوصیات اینها این است که به آخرت یقین دارند و باور دارند؛ این باور در سایه همین دستورات به دست میآید.
در یاد مرگ و در یاد قیامت اثری هست که در یاد خدا نیست؛ آن آثار خاص، مخصوص همین یاد مرگ است. لذا آنهایی که از این جهت ضعیفند و خیلی به یاد مرگ نیستند، آدم میبیند در بعد عمل ضعف زیاد دارند؛ در بعد توجه به دنیا و لذت بردنِ از مازاد بر احتیاج و استفاده مازاد بر احتیاج و نیاز و ضرورت، خیلی بیشتر قدم برمیدارند و جلوترند؛ در تجملگراییِ افراطی و از حد بیشتر، اینها جلو میروند خواه ناخواه. فرقی نمیکند، مؤمنش هم باشد همینجور است، متدینش هم همینطور است؛ راه این مسئله به روشون باز است. یاد مرگ این مسئله را اصلاح میکند در انسان که زیاد غافل نشود، زیاد دنیایی نشود و جلوگیری میکند.
وقتی انسان یاد مرگ میکند، این هر چقدر بیشتر میآید تو زندگیاش، این باور در انسان تقویت میشود، لذا اینقدر مسابقه دنیاگرایی و تجملگرایی تو جامعه زیاد نمیشود؛ که ما الآن میبینیم همینطور روزبهروز مسابقه دنیاخواهی و تجملخواهی تو همه و در همه دارد محقق میشود. بازدارنده است، سرعتگیر است. این سرعتگیرها را نباید حذفش کنیم. ما همانطور که تو خیابانهایمان میآییم سرعتگیر میگذاریم که جلوی شتابِ وسائل نقلیه را بگیریم که از بین نرند، سرعتگیری که خدا قرار داده برای انسانها تو این دنیا و تو دنیاخواهی و تجملگراییشان، همین یاد مرگ است. لذا خدای متعال لطف میکند هر از گاهی مرگ بین اقوام و دوستان میآید تا ذهن و فکرشان درگیر شود و تصمیمهایی بگیرند.
چه آدابی قرار دادهاند برای این کار؛ سلام کردن که یک امر مستحب خیلی خوب هست، جاهایی مکروه است؛ یکی از جاهایش همان تشییع جنازه است. میگویند وقتی تشییع جنازه میتی هست، سلام کردن به همدیگه مکروه است. چون سلام میکنی حواست پرت میشود؛ این شاید، شاید این که دارد تشییع جنازه میکند تو فکر فرو رفته: «اِ، این بنده خدا داریم میبریمش طرف قبر، مثل خود من بود، با هم بودیم...»؛ میرود توی یک فکرهایی و یک یادی از این مسائل میکند. میگفتند حواست را پرت نکن، اینجا جا سلامواحوالپرسی نیست؛ اینجا فقط تو هم برو تو فکر همین مسئله. آن آدابی که قرار دادهاند همهاش همین است؛ مقصود اصلی از آن آداب، همین اطرافیان و همین کسانی است که دارند میبینند.
سابقاً قبرستانها نزدیک شهرها بود، تو خودِ محلات بود؛ بسیار چیزِ خوبی بود؛ به خاطر همین که انسان همین که رد میشود نگاهش میافتد به این قبرها و مردهها، همین مقدار یادِ مرگ باید باشد در انسانها و بیاید. این افسردگی ندارد؛ این فکری را و باوری را در انسان تقویت میکند که آن فکر و باور از نظر اسلام خیلی مهم و لازم هست. از اصولِ دین ما هست قیامت، و به همون نسبت یاد قیامت و مرگ اهمیت دارد که آدم را بازبدارد؛ جامعه را، عموم مردم را و خصوص افراد را بازدارد از اینها. قبرستانها خودش تأثیر دارد در انسان؛ قبرستانهای قدیمی شهرها را وقتی بروید ببینید، در سکوت و خلوت میبینید یک اثر خاصی در روح انسان دارد.
وقتی بیایی قبرستان را تجملاتیاش کنی، سنگهای گرانقیمت، خرجهای آنچنانی، خب دیگر این از اثر میافتد. برای میت که فرقی نمیکند؛ سنگِ قبرش مرمرِ فلان و درجه یک باشد یا یک چیز معمولی باشد، برای میت هیچ تفاوتی ندارد. چند سانت و وجب باشد قبرش یا ساده و صاف روی زمین باشد، این برای میت هیچ تفاوتی ندارد. فقط هر چقدر تجملاتش بیشتر، ضررش برای اطرافیان هم بیشتر؛ هم پول بیشتر خرج میکنند، هم آسیب بیشتر میبینند. این کاملاً خلاف این سمت و سوییی است که خیلیها در جامعه ما متأسفانه پیدا کردهاند. بعضاً مسئولینی، میبینی افتخار میکند که این را ما بردیم، همین کاری که غربیها کردند ما هم داریم میکنیم! این افتخار ندارد؛ آسیبِ خودش را خواهد گذاشت.
در قرآن کریم آیه هست: «لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ». وقتی میبینی آنهایی که کافرند، آنهایی که بدند، ما اگر آنها را از لحاظ مادی تأمین کردیم، تو خیلی چشم ندوز و نگاه نکن؛ ما داریم آنها را امتحان میکنیم، آن حساب دیگری دارد که به آنها چقدر چی دادیم. این فتنه شده برای اینها؛ این باعث امتحانه و با این امتحان هی اوضاعشون بدتر میشود. ولی به شما نه؛ شما در این حد معلوم نیست داده بشود. هر چقدر داده نشود، گرفتاریاش کمتر است؛ هر چقدر آدم کمتر داشته باشد، بارش سبکتر است. نگران حفظ این مال و گسترش این مال نیست و زمینه این همه دعوا و مصیبت و گرفتاری هم در بین اهل و عیالش هم نیست.
از مسائل مهم، یاد مرگ و قیامت است که در زندگی باید بیاید؛ اگر نداریم، یک گوشهای جا باید براش باز کنیم. هر از گاهی یک سری به قبرستان بزنیم؛ تو خلوتی، آدم برود بنشیند یک گوشهای و یک مقدار فکر کند، یک مقدار نگاه کند این قبور را، اهل قبور را؛ که اصلاً انگار نه انگار یک روزی یک آدمی بوده، شصت سال، هفتاد سال برو بیایی داشته، بساطی داشته، کاری داشته، زن و بچه داشته... همه ساکت و آروم اینجا خوابیدهاند. انگار نه انگار اصلاً آن برو بیاها یک خوابی بوده؛ تموم شد و رفت. شصت سال، هفتاد سال زندگی مثل یک خوابی سپری شده؛ اینها را وقتی آدم عنایت کند به یاد مرگ، کمکم خدا کمکش میکند، باورهای خوب ایجاد میکند.
1️⃣ فلسفه گرسنگی و تشنگی در ماه مبارک
◽️ عبور از روزهداری مادی به یادآوری آخرت
◽️ گرسنگی و تشنگی؛ از تحمل اذیت تا فرصتسازی معنوی
2️⃣ ترسیم احوال و عذابهای روز قیامت
◽️ زلزله ساعت؛ مقدمه دگرگونی عظیم عالم
◽️ وحشت محشر و رها شدن فرزندان توسط مادران شیرده و باردار
3️⃣ شدت عذاب و فرار انسانها از یکدیگر
◽️ بیپناهی محشر و بیاثری علقههای دنیوی
◽️ فرار از برادر، پدر، مادر، همسر و فرزند در روز حساب
4️⃣ مواقف و معطلیهای روز محشر
◽️ گیتها و ایستگاههای حسابوکتاب اعمال (نماز، روزه و حج)
◽️ گرمای محشر، فشار جمعیت و طولانی بودن معطلیها
5️⃣ حاکمیت یاد مرگ و قیامت بر زندگی
◽️ پایههای ایمان و تقوا در سایه یقین به آخرت
◽️ یاد مرگ؛ سرعتگیر دنیاخواهی و تجملگرایی افراطی
6️⃣ حکمت آداب اسلام در تشییع و تدفین اموات
◽️ کراهت سلام در تشییع؛ لزوم تمرکز و تفکر در حقیقت مرگ
◽️ غفلتزدایی از زندهها در سایه آداب تجهیز میت
7️⃣ عبرت آموزی در خلوت قبرستان
◽️ اثر روحبخش قبرستانهای سنتی در هوشیاری انسان
◽️ حقیقت زندگی؛ خوابی کوتاهمدت پس از سالها برو بیا
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی