🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه دوم)
صوت کامل سخنرانی
1402/01/03
پست

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه دوم)
💎آرامش گمشده بشر!
🌱راه رسیدن به آرامشِ واقعی

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه دوم)

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه دوم)
💎آرامش گمشده بشر!
🌱راه رسیدن به آرامشِ واقعی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد. [اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم] و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین. و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

ماه مبارک رمضان؛ بستر بهره‌مندی از فرصت‌های الهی

سفره‌ی سخن درباره‌ی مسائلی بود که پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) در خطبه‌ای بیان فرمودند؛ به عنوان مسائل مهمی که لازم و مهم هست انسان به آن‌ها توجه کند. عرض شد در زندگی، گاهی فرصت‌هایی پیش می‌آید. این فرصت‌ها مختلف است و شکل‌های مختلفی دارد، اما فرصت‌های خیلی خوب و مفیدی است.

این فرصت‌ها گاهی در بستر زمان فراهم می‌شود؛ مثلاً در طول سال، خدای متعال یک ماه را برای روزه گرفتن قرار داده است: ماه مبارک رمضان. زمان‌هایی را خدا برای استفاده‌ی بیشتر قرار داده و در آن زمان‌ها، آثار و برکات بیشتری گذاشته است. این فرصت‌ها در طول سال هست، اما فرمودند مهم‌ترینش ماه مبارک رمضان است. یک ماه به این گستردگی قرار داده شده تا انسان‌ها در بستر روزه گرفتن و به کمک آن، بتوانند در طول این یک ماه، مسائل مفید و لازمِ خیلی زیادی را به دست بیاورند.

گاهی این فرصتْ زمان است و گاهی مکان؛ مکان‌های مقدس، مشاهد مشرفه و مساجد. این‌ها همه جاهایی است که در آن فرصتی مهیاست تا انسان مثلاً عبادت کند، اما این‌که چه‌کار کند را باز باید بداند. آن زمان‌ها را باید بداند که چه‌کار باید بکند تا بیشتر استفاده کند؛ مکان را هم همین‌طور.

گاهی هم این فرصت در اشخاص است؛ خدا توفیق می‌دهد و آدم یک رفیق خوب پیدا می‌کند. باید بداند چطور از این رفیق استفاده کند و بهره ببرد. این موقعیت‌ها همیشگی نیست، موقت است و می‌گذرد؛ دائمی نیست. مهم این است که در این فرصتِ موجود و این شرایطی که پیش می‌آید، آدم بتواند استفاده‌ی بهینه و بهتری داشته باشد؛ این مسئله‌ی مهمی است.

این مسئله را خود پیغمبر اکرم هشدار داده‌اند که: «إنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ». خدای متعال در طول زندگی برایتان فرصت‌هایی پیش می‌آورد؛ این فرصت‌ها همیشگی نیست. «أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا وَ لَا تُعْرِضُوا عَنْهَا». وقتی این فرصت‌ها مهیا می‌شود، خودتان را در مسیر وزش آن بادِ رحمت الهی قرار دهید؛ از آن فاصله نگیرید و از آن اعراض و دوری نکنید. دنبال این باشید در این فرصتی که حالا خدا به من داده است — این ماه مبارک، یا این فرصتی که خدا در این جای مقدس که الان حضور دارم به من داده، این فرصت‌هایی که الان برای من مهیا کرده — چه‌کار کنم تا بهتر استفاده کنم؟ وگرنه این ماه مبارک می‌آید و می‌رود. بخواهی یا نخواهی، انسان اگر عمرش کشش داشته باشد، به ماه مبارک می‌رسد، اما یک عده استفاده‌ی بیشتری می‌برند و یک عده کمتر.

این‌ها را چطور باید مهیا کنیم؟ دست ما نیست، ما نمی‌دانیم؛ ما آن علم لازم و کافی را نداریم که بدانیم چه زمان‌هایی مفید است، چه مکان‌هایی خاص و مقدس است، یا چه اوضاع و شرایطی خاص است. این‌ها علمش دست ما نیست. خدای متعال لطف کرده، هم خودش به ما معرفی کرده و هم از طریق اهل‌بیت (علیهم‌السلام) این‌ها را برای ما قرار داده‌اند تا این فرصت‌های خوب را بشناسیم. یکی از آن‌ها همین فرصت ماه مبارک بود و هست. ما هم به‌خاطر این‌که از این سفره بهره‌مند شویم، تصمیم گرفتیم به‌جای این‌که خودمان حرف بزنیم، این منبر را بسپاریم دست بیان نورانی پیغمبر اکرم تا ایشان برای ما بگویند و به ما یاد بدهند که از این فرصت چطور استفاده کنیم.

استجابت دعا و بی‌نیازی مطلق پروردگار از اعمال بنده

مقداری از این خطبه‌ی مبارکه‌ی ایشان را خواندیم درباره‌ی ماه مبارک رمضان. رسیدیم به این‌جا که فرمودند: «وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ». یکی از خصوصیات این ماه به‌طور ویژه این است که دعاها به اجابت نزدیک‌تر است؛ دعاهایی که انسان‌ها می‌کنند به اجابت نزدیک‌تر است. این زمینه‌ی روزه‌داری که پیش آمده و آدم‌ها روزه می‌گیرند، یکی از آثار و برکاتش همین است که دعای انسان هم به اجابت نزدیک‌تر می‌شود.

خدای متعال این واجباتی که برای ما قرار داده، هیچ‌کدامش به درد خدا نمی‌خورده است؛ اصلاً احتیاجی ندارد. خدا نه به خود ما احتیاج دارد و نه به عمل ما احتیاج دارد. اصلاً خودش ما را خلق کرده و محتاج به ما نیست؛ چیزی کم ندارد که بخواهد از طریق ما به دست بیاورد. هر آن‌چه واجب کرده، همه‌اش تمام و کمال به درد خود ما و زندگی ما می‌خورد. هر چیزی را هم که حرام کرده، همه‌اش به‌طور کامل و تام آسیبش به خود ما می‌رسد؛ به دامن کبریایی خدا هیچ آسیبی وارد نمی‌شود. همه هم کافر باشند، همه هم فاسق باشند و حرف خدا را گوش ندهند، هیچ فرقی برای خدای متعال نمی‌کند و تفاوتی ندارد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ». وقتی خدا مخلوقات را خلق کرد، هیچ احتیاجی به اطاعت و گوش به حرف دادنِ این‌ها نداشت. همه‌شان هم که گناه کنند و حرف‌های خدا را زیر پا بگذارند، خدا در امان است. کسی فکر نکند ما اگر گناه کردیم، به خدا آسیبی وارد می‌شود؛ نه. ما مثل بچه می‌مانیم؛ این بچه‌ای که عقلش نمی‌رسد و گاهی در اثر این بی‌عقلی و کم‌عقلی خطاهایی مرتکب می‌شود. با این تفاوت که آن بچه ممکنه آسیبی برای پدر و مادرش داشته باشد، ولی در پیشگاه خدا نه؛ اصلاً یک چنین چیزی مطرح نیست، هیچ احتیاجی نیست و هیچ آسیبی هم نمی‌رسد. هرچه آسیب هست به خودمان می‌رسد.

آرامش حقیقی در گرو اصلاح ابعاد معنوی و روح انسان

ما یک انسانیم؛ روح و فکر و روان داریم. دو بعد داریم: یک بعدمان همین جسم مادی‌مان است، بعد دیگرمان بعد معنوی ماست؛ روح ماست، روان ماست. اصل و اساس آرامش و راحتی در انسان، به آرامش روح انسان برمی‌گردد. روح اگر آرام باشد، انسان آرام می‌شود. روح اگر از چیزهایی که استرس برایش ایجاد می‌کند، آسیب بهش می‌زند، آن را زیر و رو می‌کند و پایین و بالا می‌کند، در امان باشد، خب راحت می‌شود؛ آسایش و آرامش پیدا می‌کند. یک چیزی که بشر همیشه خیلی به آن احتیاج دارد و گم کرده، همین است؛ دنبال یک آرامش خاطر می‌گردد، دنبال یک آرامش روان می‌گردد تا دلش آرام باشد، اما راهش را پیدا نمی‌کند.

خدای متعال ۱۲۴ هزار پیغمبر از بهترین بندگانش فرستاد؛ خود انبیا بودند و اوصیای انبیا. این‌ها بهترین آدم‌هایی بودند که در هر زمان وجود داشتند. این‌ها آمدند تا بشر را از همین‌ها نجات بدهند، از همین گرفتاری‌ها. که ای بشر! همه‌ی چیزی که تو داری می‌بینی، همین مادیات و همین دنیا و همین جسمت و همین ظاهر دنیا نیست. تو یک بعد دیگری هم داری؛ روح و روان و عقل و فکرت هست. آن را باید آرام کنی، آن را باید اصلاح کنی و درست کنی تا به آرامش برسی؛ تا اخلاقت اصلاح بشود، رفتارت اصلاح بشود و کارهایت اصلاح بشود. با این همه انبیایی که خدا فرستاده، با این همه کتاب آسمانی که خدا فرستاده و این راه‌هایی که خدا قرار داده — این چیز به این پراهمیتی با این همه تشکیلات — همچنان برای بشر گم‌شده و مجهول است. چرا؟ چون نخواسته زیر بار دعوت انبیا برود. وقتی ما زیر بار دعوت انبیا نرویم، همین گرفتاری‌ها را داریم. انبیا که از این تبلیغ و دعوت بهره‌ای نمی‌بردند؛ خدا بهره‌ای نمی‌برد، انبیا بهره‌ای نمی‌برند، همه‌ی بهره‌اش مال خود ماست. می‌دانستند این بشر احتیاج دارد.

عقلِ [بشر] نمی‌رسد که چه چیزی به صلاحش هست و نیست. عقلش در حد جزئیات زندگی به دردش می‌خورد؛ اما در مسائل اصلی و اساسی زندگی نه، آن عقل را ندارد و نمی‌تواند از طریق آن عقل به آن برسد. شاهدش هم همین است که همه‌ی عقلای عالم وقتی جمع می‌شوند و قانون می‌نویسند، خودشان می‌بینند این قانون‌شان بعد از چهار صباحی اشکال‌هایش معلوم می‌شود. ناقص بوده؛ احتیاج پیدا کرده به استثنا، به تبصره، احتیاج پیدا کرده به عوض کردن؛ به همه‌ی این‌ها احتیاج پیدا می‌کند. یک قانون جامع و کاملی که بتواند مادیاتش را و روح و روانش را آرام و درست کند، نمی‌تواند بهش برسد؛ نمی‌رسد، چون آن عقل و علم را ندارد.

ضرورت تسلیم در برابر هدایت الهی و اعتراف به فقر ذاتی

خدای متعال نعمت دین را به وسیله‌ی انبیا فرستاد تا این را به بشر بفهمانند. که تو ای بشر، با عقلت و با فهمت ناقصی و به جایی نمی‌رسی. اگر می‌خواهی زندگی‌ات درست بشود، این حرف‌ها را گوش بده و زیر بار حرف خدا برو. تا رابطه‌ی بشر و انسان با خدا اصلاح نشود، هیچی درست نمی‌شود. ما هرچقدر رابطه‌مان را با این و آن بخواهیم درست کنیم و دنیایمان را هم بخواهیم اصلاح بکنیم، باید رابطه‌مان را با خدا اصلاح کنیم. این مهم است. ما حتی در دعوت به کارهای خیر، خوب و عبادات، هرچقدر هم که از آثار و منافعش بگوییم، تا آن جهت عبادی کار و آن ارتباط کار با خدا را در ذهن مردم حاکم نکنیم، کار درست نمی‌شود. وقتی کار بشر درست می‌شود که حقیقتِ واضح، مشخص و پر از دلیل و برهانی مثل وجود خدای متعال را بپذیرد، بعد هم زیر بار دعوتش برود. بفهمد و باور کند من اونی نیستم که بتوانم هر چیزی را که صلاحم هست انجام بدهم. اونی که هر چیزی را که صلاح من هست می‌داند، همان کسی است که من را ساخته است. سازنده‌ی یک شیء، بهتر از خود آن شیء می‌فهمد چه چیزی برای آن مفید است و چه چیزی برایش مضر است. یک دستگاهی را که شما می‌روی و می‌خری، از شرکت سازنده‌اش، از مخترعش می‌پرسی: خب این دستگاه را چطور استفاده کنیم؟ اگر خراب شد چطور اصلاحش کنیم؟ چقدر عمر دارد؟ چه کاری باید برایش انجام داد؟ این را همه داریم. خب این دستگاه، خود ما هم هستیم دیگر؛ ما هم به عنوان یک دستگاهی که خدای متعال درست کرده، باید از سازنده‌اش و مخترعش که خدای متعال است بریم جویا شویم، بپرسیم و بفهمیم که چه‌کار کنیم؟ چه چیزی به صلاح ما هست و چه چیزی به صلاح ما نیست؟ تا بشر به این نرسد، کارش اصلاح نمی‌شود.

به این باور [باید رسید] که من عاجزم و ناقصم. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ». شما باور کنید و به این باور باید برسید که ندارید، هیچی از خودتان ندارید؛ کامل فقیرید و محتاج به خدایید. هم در دنیایتان، هم در مادیات‌تان، هم در معنویات‌تان، در همه‌چیزتان محتاجید به خدا. در تشخیص راه صحیح زندگی هم محتاج به خدایید؛ در همه حال محتاج به خدایید. این فقر و احتیاج مال یک لحظه و یک زمان و یک برهه نیست؛ از خلقت‌تان محتاج به خدا بودید، بعدش هم محتاج به خدایید. هر آن و لحظه‌ای محتاج به خداییم. در ادامه‌ی حیات‌مان محتاج به خداییم، در رفع مشکلات‌مان محتاج به خداییم، در فهم کارهایمان و فهم صلاح و مصلحت‌مان محتاج خداییم؛ محتاجیم.

خدای متعال این کار را به وسیله‌ی انبیای الهی انجام داده است؛ بعدْ هدایت ادیان الهی همینه، تا رسید به خاتم انبیا که دین ایشان به عنوان کامل‌ترین دین و جامع‌ترین دین مطرح شد و خدا به ما این لطف را کرد در زمانی که دین ایشان به عالم عرضه شده، ما هم هستیم. همان‌طور که امام حسین (علیه‌الصلاة والسلام) در دعای عرفه خدا را حمد می‌کنند و ستایش می‌کنند که: خدایا شکرت و تو را سپاس که ما در زمان حکومت کفر و برقراری کفر در عالم نبودیم؛ وقتی آمدیم که ندای پیغمبر اکرم به ما رسیده، در زمان ایشان آمدیم. زمانی آمدیم که حرف ایشان، کلام ایشان و کلام خودت به وسیله‌ی ایشون به ما رسیده است. این فرصتی است که خدا به ما داده، نعمت بزرگی است که به ما داده است. ما باید به این توجه کنیم و حواسمان را جمع کنیم. هرچقدر بیشتر در زندگی به این باور برسیم که محتاج خداییم و در آن مسیر حرکت بکنیم که حاجتمون و نیازمون را از جانب خدای متعال حل کنیم، این‌جا کارمان درست می‌شود. آرامش هم بخواهیم همینه، اصلاح اخلاق و رفتار بخواهیم همینه، عقل پخته و درست بخواهیم همینه؛ هیچ راه دیگری هم ندارد. زندگی خوب دنیایی هم بخواهیم راهش همینه، آخرت هم بخواهیم راهش همینه؛ همه‌اش همینه. هرچه می‌خواهی را باید از خدا بخواهی.

یاد خدا؛ تنها مسیر دستیابی به آرامش قلبی و صلاح دنیا و آخرت

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». شما اگر دنبال آرامش می‌گردی، فکر نکن هیچ راهی برای آرامشت وجود ندارد یا هیچ چیزی برای آرامشت نیست. بشر! ۱۴۰۰ سال پیش خدای متعال این را به این بشر هشدار داده است: «أَلَا» ای بشر، حواست باشد، توجه کن؛ «بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». شما با یاد خدا و توجه به خدا به آرامش قلبی می‌رسی و روح و روانت آرام می‌شود و درست می‌شود. آن بشر کی؟ ۱۴۰۰ سال است که خدا این نسخه را به بشر داده است، اما آن بشر هنوز که هنوزه عقلش نرسیده این جمله را بفهمد. برای آرامشش دنبال یک راه‌های دیگری می‌گردد و نسخه‌های دیگری را می‌پیچد. هرچقدر هم این نسخه‌ها را می‌پیچند، وضع بشر که بهتر نمی‌شود؛ روز به روز هم وضع بشر بدتر می‌شود و هست، دیگر داریم می‌بینیم.

ممکن است این بشر از لحاظ مادی، از لحاظ علمی و از لحاظ صنعتی، از این جهات پیشرفت کرده باشد، اما هرچقدر جلوتر رفته، بدتر شده است؛ از درون تهی شده، خالی شده و این درون‌مایه‌اش خراب است. آن‌وقت می‌خواهد این روح و روانش آرام بشود، این هم... یا می‌رود دنبال فلان چیز، یا فلان کار، یا آن فلان کار. همین کارها و چیزهایی که می‌دانیم برای آرامش بشر تجویز می‌کنند و خود بشر به ذوق خودش تشخیص می‌دهد برای آرامش برو سراغ این کار. این‌ها نیست. تا ما رابطه‌مان با خدا اصلاح نشود، تا در عمل به حرف خدا گوش ندهیم و در ذهن و خیال‌مان و فکرمان یاد خدا را حاکم نکنیم، این همینی که هست، هست؛ یک مقدار هم روز به روز بدتر می‌شود.

پس چاره‌ای نیست جز این‌که هرچه زودتر حرف انبیا را — ۱۲۴ هزار بهترین بنده‌های خدا را — بپذیریم و باور کنیم که اگر می‌خواهیم زندگی‌مان اصلاح بشود، زیر بار بندگی خدا برویم. بندگی خدا و یاد خدا را در خودمان بیشتر پیاده کنیم. آن‌وقت می‌فهمیم مزه‌ی یک زندگی خوب در دنیا چیست. حتی دنیا، حتی این دنیای مادی. اولیای خدا استفاده‌شان از دنیا و نعمت‌های مادی خدا خیلی بهتر و مفیدتر است از استفاده‌ی بقیه. استفاده‌شان هم فرق می‌کند، دنیاشان هم با بقیه فرق می‌کند. همین دنیا هم بخواهد آباد بشود راهش همینه؛ به حرف خدا گوش بدهیم، گناه نکنیم، زیر بار دستورات خدا برویم و یاد خدا را بیشتر بیاوریم تو متن زندگی‌مان، هم دنیا درست می‌شود هم آخرت. این اولیای خدا هم دنیاشان آباد است، هم در دنیا زندگی خوبی دارند و هم در آخرت.

«رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً». خدایا هم در این دنیا یک زندگی خوب و آباد و حسابی و خوب به من بده و هم در آخرت. هم دنیا و هم آخرت. راهش چیست؟ حرف خدا گوش دادن فقط مال آخرت نیست، مال دنیا هم هست. دنیایمان هم بخواهد درست بشود همین کار را باید بکنیم. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که هرچه زودتر این حقایق و واقعیت‌هایی را که خدای متعال در عالم قرار داده است، زودتر درک کنیم، زودتر باور کنیم و زودتر زیر بارش برویم تا هرچه زودتر از آسیبِ مسیر خلاف، خودمان را نجات بدهیم و از سود و بهره‌ی این مسیر صحیح الهی هرچه زودتر بهره‌مند بشویم.

نثار ارواح طیبه‌ی خاتم انبیا و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و ارواح طیبه‌ی علمای ربانی و شهدا و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. بهره‌مندی از فرصت‌های الهی در بستر زمان

سفره‌ی سخن درباره‌ی مسائلی بود که پیغمبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) در خطبه‌ای بیان فرمودند؛ به عنوان مسائل مهمی که لازم و مهم هست انسان به آن‌ها توجه کند. عرض شد در زندگی، گاهی فرصت‌هایی پیش می‌آید. این فرصت‌ها مختلف است و شکل‌های مختلفی دارد، اما فرصت‌های خیلی خوب و مفیدی است. این فرصت‌ها گاهی در بستر زمان فراهم می‌شود؛ مثلاً در طول سال، خدای متعال یک ماه را برای روزه گرفتن قرار داده است: ماه مبارک رمضان. زمان‌هایی را خدا برای استفاده‌ی بیشتر قرار داده و در آن زمان‌ها، آثار و برکات بیشتری گذاشته است. این فرصت‌ها در طول سال هست، اما فرمودند مهم‌ترینش ماه مبارک رمضان است. یک ماه به این گستردگی قرار داده شده تا انسان‌ها در بستر روزه گرفتن و به کمک آن، بتوانند در طول این یک ماه، مسائل مفید و لازمِ خیلی زیادی را به دست بیاورند.

۲. هشدار نبوی؛ خود را در مسیر باد رحمت الهی قرار دهید

این مسئله را خود پیغمبر اکرم هشدار داده‌اند که: «إنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ». خدای متعال در طول زندگی برایتان فرصت‌هایی پیش می‌آورد؛ این فرصت‌ها همیشگی نیست. «أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا وَ لَا تُعْرِضُوا عَنْهَا». وقتی این فرصت‌ها مهیا می‌شود، خودتان را در مسیر وزش آن بادِ رحمت الهی قرار دهید؛ از آن فاصله نگیرید و از آن اعراض و دوری نکنید. دنبال این باشید در این فرصتی که حالا خدا به من داده است — این ماه مبارک، یا این فرصتی که خدا در این جای مقدس که الان حضور دارم به من داده، این فرصت‌هایی که الان برای من مهیا کرده — چه‌کار کنم تا بهتر استفاده کنم؟ وگرنه این ماه مبارک می‌آید و می‌رود. بخواهی یا نخواهی، انسان اگر عمرش کشش داشته باشد، به ماه مبارک می‌رسد، اما یک عده استفاده‌ی بیشتری می‌برند و یک عده کمتر.

۳. ماه مبارک رمضان و استجابت دعاها

مقداری از این خطبه‌ی مبارکه‌ی ایشان را خواندیم درباره‌ی ماه مبارک رمضان. رسیدیم به این‌جا که فرمودند: «وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ». یکی از خصوصیات این ماه به‌طور ویژه این است که دعاها به اجابت نزدیک‌تر است؛ دعاهایی که انسان‌ها می‌کنند به اجابت نزدیک‌تر است. این زمینه‌ی روزه‌داری که پیش آمده و آدم‌ها روزه می‌گیرند، یکی از آثار و برکاتش همین است که دعای انسان هم به اجابت نزدیک‌تر می‌شود. خدای متعال این واجباتی که برای ما قرار داده، هیچ‌کدامش به درد خدا نمی‌خورده است؛ اصلاً احتیاجی ندارد. خدا نه به خود ما احتیاج دارد و نه به عمل ما احتیاج دارد. اصلاً خودش ما را خلق کرده و محتاج به ما نیست؛ چیزی کم ندارد که بخواهد از طریق ما به دست بیاورد. هر آن‌چه واجب کرده، همه‌اش تمام و کمال به درد خود ما و زندگی ما می‌خورد.

۴. سود و زیان اعمال؛ بازگشت نتایج به خود انسان

هر چیزی را هم که خدای متعال حرام کرده، همه‌اش به‌طور کامل و تام آسیبش به خود ما می‌رسد؛ به دامن کبریایی خدا هیچ آسیبی وارد نمی‌شود. همه هم کافر باشند، همه هم فاسق باشند و حرف خدا را گوش ندهند، هیچ فرقی برای خدای متعال نمی‌کند و تفاوتی ندارد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ». وقتی خدا مخلوقات را خلق کرد، هیچ احتیاجی به اطاعت و گوش به حرف دادنِ این‌ها نداشت. همه‌شان هم که گناه کنند و حرف‌های خدا را زیر پا بگذارند، خدا در امان است. کسی فکر نکند ما اگر گناه کردیم، به خدا آسیبی وارد می‌شود؛ نه. ما مثل بچه می‌مانیم؛ این بچه‌ای که عقلش نمی‌رسد و گاهی در اثر این بی‌عقلی و کم‌عقلی خطاهایی مرتکب می‌شود. با این تفاوت که در پیشگاه خدا، هیچ احتیاجی نیست و هیچ آسیبی هم نمی‌رسد و هرچه آسیب هست به خودمان می‌رسد.

۵. آرامش روح؛ ریشه‌ی اصلی آسایش انسان

ما یک انسانیم؛ روح و فکر و روان داریم. دو بعد داریم: یک بعدمان همین جسم مادی‌مان است، بعد دیگرمان بعد معنوی ماست؛ روح ماست، روان ماست. اصل و اساس آرامش و راحتی در انسان، به آرامش روح انسان برمی‌گردد. روح اگر آرام باشد، انسان آرام می‌شود. روح اگر از چیزهایی که استرس برایش ایجاد می‌کند، آسیب بهش می‌زند، آن را زیر و رو می‌کند و پایین و بالا می‌کند، در امان باشد، خب راحت می‌شود؛ آسایش و آرامش پیدا می‌کند. یک چیزی که بشر همیشه خیلی به آن احتیاج دارد و گم کرده، همین است؛ دنبال یک آرامش خاطر می‌گردد، دنبال یک آرامش روان می‌گردد تا دلش آرام باشد، اما راهش را پیدا نمی‌کند.

۶. هدف از بعثت انبیا؛ اصلاح ابعاد معنوی بشر

خدای متعال ۱۲۴ هزار پیغمبر از بهترین بندگانش فرستاد؛ خود انبیا بودند و اوصیای انبیا. این‌ها بهترین آدم‌هایی بودند که در هر زمان وجود داشتند. این‌ها آمدند تا بشر را از همین گرفتاری‌ها نجات بدهند. که ای بشر! همه‌ی چیزی که تو داری می‌بینی، همین مادیات و همین دنیا و همین جسمت و همین ظاهر دنیا نیست. تو یک بعد دیگری هم داری؛ روح و روان و عقل و فکرت هست. آن را باید آرام کنی، آن را باید اصلاح کنی و درست کنی تا به آرامش برسی؛ تا اخلاقت اصلاح بشود، رفتارت اصلاح بشود و کارهایت اصلاح بشود. با این همه انبیایی که خدا فرستاده، با این همه کتاب آسمانی که خدا فرستاده و این راه‌هایی که خدا قرار داده، همه‌ی بهره‌اش مال خود ماست. می‌دانستند این بشر احتیاج دارد.

۷. محدودیت عقل بشر در تدوین قوانین پایدار زندگی

عقلِ بشر نمی‌رسد که چه چیزی به صلاحش هست و نیست. عقلش در حد جزئیات زندگی به دردش می‌خورد؛ اما در مسائل اصلی و اساسی زندگی نه، آن عقل را ندارد و نمی‌تواند از طریق آن عقل به آن برسد. شاهدش هم همین است که همه‌ی عقلای عالم وقتی جمع می‌شوند و قانون می‌نویسند، خودشان می‌بینند این قانون‌شون بعد از چهار صباحی اشکال‌هایش معلوم می‌شود. ناقص بوده؛ احتیاج پیدا کرده به استثنا، به تبصره، احتیاج پیدا کرده به عوض کردن؛ به همه‌ی این‌ها احتیاج پیدا می‌کند. یک قانون جامع و کاملی که بتواند مادیاتش را و روح و روانش را آرام و درست کند، نمی‌تواند بهش برسد؛ نمی‌رسد، چون آن عقل و علمِ کامل را ندارد.

۸. ضرورت اصلاح رابطه با خدا برای سامان‌یافتن زندگی

خدای متعال نعمت دین را به وسیله‌ی انبیا فرستاد تا این را به بشر بفهمانند که تو ای بشر، با عقلت و با فهمت ناقصی و به جایی نمی‌رسی. اگر می‌خواهی زندگی‌ات درست بشود، این حرف‌ها را گوش بده و زیر بار حرف خدا برو. تا رابطه‌ی بشر و انسان با خدا اصلاح نشود، هیچی درست نمی‌شود. ما هرچقدر رابطه‌مان را با این و آن بخواهیم درست کنیم و دنیایمان را هم بخواهیم اصلاح بکنیم، باید رابطه‌مان را با خدا اصلاح کنیم؛ این مهم است. ما حتی در دعوت به کارهای خیر، خوب و عبادات، هرچقدر هم که از آثار و منافعش بگوییم، تا آن جهت عبادی کار و اون ارتباط کار با خدا را در ذهن مردم حاکم نکنیم، کار درست نمی‌شود.

۹. حقیقت فقر ذاتی انسان و نیاز همیشگی به پروردگار

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ». شما باور کنید و به این باور باید برسید که ندارید، هیچی از خودتان ندارید؛ کامل فقیرید و محتاج به خدایید. هم در دنیایتان، هم در مادیات‌تان، هم در معنویات‌تان، در همه‌چیزتون محتاجید به خدا. در تشخیص راه صحیح زندگی هم محتاج به خدایید؛ در همه حال محتاج به خدایید. این فقر و احتیاج مال یک لحظه و یک زمان و یک برهه نیست؛ از خلقت‌تان محتاج به خدا بودید، بعدش هم محتاج به خدایید. هر آن و لحظه‌ای محتاج به خداییم. در ادامه‌ی حیات‌مان محتاج به خداییم، در رفع مشکلات‌مان محتاج به خداییم، در فهم کارهایمان و فهم صلاح و مصلحت‌مان محتاج خداییم؛ محتاجیم.

۱۰. آرامش واقعی؛ در گرو یاد خدا و بندگی او

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». شما اگر دنبال آرامش می‌گردی، فکر نکن هیچ راهی برای آرامشت وجود ندارد یا هیچ چیزی برای آرامشت نیست. بشر! ۱۴۰۰ سال پیش خدای متعال این را به این بشر هشدار داده است: «أَلَا» ای بشر، حواست باشد، توجه کن؛ «بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». شما با یاد خدا و توجه به خدا به آرامش قلبی می‌رسی و روح و روانت آرام می‌شود و درست می‌شود. تا ما رابطه‌مان با خدا اصلاح نشود، تا در عمل به حرف خدا گوش ندیم و در ذهن و خیال‌مان و فکرمون یاد خدا را حاکم نکنیم، وضع بشر بهتر نمی‌شود. پس چاره‌ای نیست جز این‌که هرچه زودتر حرف انبیا را بپذیریم و باور کنیم که اگر می‌خواهیم زندگی‌مان اصلاح بشود، زیر بار بندگی خدا برویم و یاد خدا را در خودمان بیشتر پیاده کنیم.

فهرست

1️⃣ مفهوم‌شناسی فرصت‌های الهی

◽️ تعریف فرصت در بستر زمان و مکان

◽️ ویژگی‌ها و تنوع موقعیت‌های طلایی زندگی

2️⃣ ماه مبارک رمضان؛ قله‌ی زمان‌ها

◽️ گستردگی برکات بستر روزه‌داری

◽️ خطبه‌ی نبوی و استجابت ویژه دعا

3️⃣ فلسفه‌ی تکالیف و غنای باری‌تعالی

◽️ بی‌نیازی مطلق پروردگار از طاعت و معصیت بشر

◽️ بازگشت تام آثار احکام به صلاح زندگی انسان

4️⃣ آرامش روح؛ اصالت روان بر جسم

◽️ ابعاد دوگانه‌ی وجودی انسان (مادی و معنوی)

◽️ ریشه‌یابی آسایش حقیقی در تسکین روح

5️⃣ محدودیت عقل بشر و ضرورت دین

◽️ ناتوانی عقل در تدوین قوانین جامع و پایدار

◽️ هدف انبیا در نجات انسان از گرفتاری‌های درونی

6️⃣ حقیقت فقر ذاتی انسان به خدا

◽️ تبیین آیه شریفه‌ی «أنتم الفقراء إلی الله»

◽️ نیاز دائم و هرلحظه‌ای بشر به سازنده‌ی خود

7️⃣ نسخه‌ی آرامش؛ یاد خدا و بندگی

◽️ تحقق طمأنینه با تکیه بر «ذکر الله»

◽️ بندگی؛ شاه‌کلید اصلاح دنیا و آخرت

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح خطبه شعبانیه؛ (جلسه دوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی