🎧 شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) - «فراز اول - خطبه ۱ »
صوت کامل سخنرانی
1401/03/09
پست

🎧 شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) - «فراز اول - خطبه ۱ »

📖«و لا یؤدّی حقَّهُ المُجْتَهِدونَ»
❓مقصود از «حقوق الهی»!
❓توضیح مفاد واژهٔ «حقَّهُ»
❓مراد از «اجتهاد» و «مجتهد» در روایات!
💎عجزِ از شمارش حقوق الهی همانند عجزِ از شمارش نعمِ الهی!

📖کلام امام سجّاد (ع) در مورد احاطهٔ حقوق خداوند بر ما در هر لحظه!

💠یکی از حقوق الهی «حقّ شکر» است!

‼️ ما در افعال؛ نگاه، صحبت کردن و... حدوثاً و بقاءً (لحظه به لحظه) احتیاج به فیض از جانب خداوند داریم!

✳️حضرت موسی(ع) : خدایا چطور حق شکر تو را ادا کنم در حالی که برای هر شُکر، باید شُکر دیگری بجا آورم!
⚠️تسلسل اینجاست!!

❗️عجز عجیب انسان از شکر یک نعمت؛
✳️هر بار که زبان به شکر باز می‌کنیم، همین حاویِ چند نعمت است که هر کدام شکری می‌خواهد:
1⃣نعمتِ «توجّه به نعمت»!
2⃣نعمتِ «قلب» که ملتفت نعمت شد!
3⃣نعمتِ «زبان» که به شکر چرخید!

🔰«توفیق» یعنی فراهم کردن زمینهٔ یک عبادت؛
✅وقتی نعمت بودن چیزی به ذهن‌مان بیفتد و آنرا شکر کنیم این یعنی توفیق.

🤲 باید اعتراف کنیم که خیلی بی‌توفیق هستیم؛ 
🔺این خودش باعث توفیق می شود!

♦️اعتراف به قصور و تقصیر در شکر:
هم وُسعمان کم است و هم آنجا که توانش را داریم کامل انجام نمی‌دهیم!
🔺این اعتراف، زمینه ساز شکر بیشتر است!

💠یکی دیگر از حقوق الهی: حقّ عبادت خداست!

🎧 شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) - «فراز اول - خطبه ۱ »

🎧 شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) - «فراز اول - خطبه ۱ »

📖«و لا یؤدّی حقَّهُ المُجْتَهِدونَ»
❓مقصود از «حقوق الهی»!
❓توضیح مفاد واژهٔ «حقَّهُ»
❓مراد از «اجتهاد» و «مجتهد» در روایات!
💎عجزِ از شمارش حقوق الهی همانند عجزِ از شمارش نعمِ الهی!

📖کلام امام سجّاد (ع) در مورد احاطهٔ حقوق خداوند بر ما در هر لحظه!

💠یکی از حقوق الهی «حقّ شکر» است!

‼️ ما در افعال؛ نگاه، صحبت کردن و... حدوثاً و بقاءً (لحظه به لحظه) احتیاج به فیض از جانب خداوند داریم!

✳️حضرت موسی(ع) : خدایا چطور حق شکر تو را ادا کنم در حالی که برای هر شُکر، باید شُکر دیگری بجا آورم!
⚠️تسلسل اینجاست!!

❗️عجز عجیب انسان از شکر یک نعمت؛
✳️هر بار که زبان به شکر باز می‌کنیم، همین حاویِ چند نعمت است که هر کدام شکری می‌خواهد:
1⃣نعمتِ «توجّه به نعمت»!
2⃣نعمتِ «قلب» که ملتفت نعمت شد!
3⃣نعمتِ «زبان» که به شکر چرخید!

🔰«توفیق» یعنی فراهم کردن زمینهٔ یک عبادت؛
✅وقتی نعمت بودن چیزی به ذهن‌مان بیفتد و آنرا شکر کنیم این یعنی توفیق.

🤲 باید اعتراف کنیم که خیلی بی‌توفیق هستیم؛ 
🔺این خودش باعث توفیق می شود!

♦️اعتراف به قصور و تقصیر در شکر:
هم وُسعمان کم است و هم آنجا که توانش را داریم کامل انجام نمی‌دهیم!
🔺این اعتراف، زمینه ساز شکر بیشتر است!

💠یکی دیگر از حقوق الهی: حقّ عبادت خداست!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلاة والسلام على سیدنا ونبینا ابی القاسم محمد [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد] وعلى اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عجز از ادای شکر و حق الهی

بسم الله الرحمن الرحیم. «الحمد لله الذی لا یبلغ مدحته القائلون، ولا یحصی نعماءه العادون، ولا یؤدی حقه المجتهدون.»

عرض شد در این سه جمله از این خطبه‌ی امیرالمؤمنین (علیه السلام)، مطلبی رو که می‌فهمونند این هست که نسبت به شکر و ستایش و سپاس خدای متعال، همه در هر حدی که باشند، عاجز و ناقص و مقصرند. هیچ کسی نمی‌تونه شکر خدا رو زباناً به جا بیاره، هیچ کسی نمی‌تونه نعمت‌های خدا رو بشماره و تحت سیطره‌ی علم خودش قرار بده، و هیچ کسی نمی‌تونه حق خدا رو ادا کنه؛ «ولا یؤدی حقه المجتهدون.»

معنای مجتهدون در روایات

«مجتهدون» و اجتهاد در روایات، یعنی کسانی که اهل عبادتند؛ در عبادتِ خدا نسبت به بقیه، تلاش و زحمت بیشتری می‌کشند. مثل بقیه نیستند و اهل تفریط در عبادت نیستند؛ زیاد عبادت می‌کنند خدا رو. عبادات هم مثل همین نماز خوندن، روزه گرفتن و امثال این کارهاست. این‌هایی که جهد و تلاش و کوششِ زیاد در عبادت دارند، این‌ها رو در روایات تعبیر می‌کنند به «مجتهد» یا «اجتهاد». اون‌جایی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «اعینونی بورع واجتهاد وعفة وسداد»، اجتهاد این‌جا یعنی این؛ یعنی بیش از حد معمول عبادت کردن. [می‌فرمایند:] با ترک گناه و [بعد] با اجتهاد، یعنی عبادت بیشتر، من رو یاری کنید؛ نه فقط در حد تقوا و عباداتی که در حد تقوا خدا قرار داده، نه، بیشتر از اون.

اجتهاد بیش از حد تقواست؛ تلاش و کوشش در عبادت، بیش از اون حدیه که خدا واجب کرده. روزه بیشتر، نماز بیشتر، یاد خدا بیشتر، قرائت قرآن بیشتر و همه این چیزها؛ به این‌جور کسایی می‌گن مجتهد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود با اجتهاد من رو یاری کنید.

حالا در این‌جا می‌فرمایند همه مجتهدون، یعنی همه کسانی که خیلی اهل عبادتند، اگر جمع بشن هم نمی‌تونند حق خدا رو به جا بیارند و ادا کنند. حق خدا چیه؟ «حقّه» این‌جا اسم مفردیه که دلالت بر جمع دارد؛ یعنی همه حقوقی که خدای متعال گردن بنده‌هاش داره، همه اون حقوق رو نمی‌تونند به جا بیارند. مفید عموم هست این مفرد در این‌جا؛ چون اسمِ محلی به «ال» که مفید عموم می‌شه، در جاهایی با اضافه، از اون عمومیت نمی‌فته. با اضافه، [البته] اضافه مانع از الف و لام هست؛ یعنی اضافه نمی‌ذاره الف و لام بیاد و برای بیان مطلبی می‌آد. در این‌جا «حقِ خدا»، اضافه شده مضاف به مضاف‌الیه؛ چون اضافه شده نمی‌شه الف و لام بگیره، ولی لازم بوده اضافه بشه که حق خدا رو مشخص بکنه. اما این اضافه مانع از اون استغراق و عمومیت نیست. جاهای دیگری هم داریم که با اضافه، از این حالت درنمی‌آد. این‌جا یعنی صرفاً حق خاصی هم نیست؛ همه حقوق الهی رو کسی از عهده‌ش برنمی‌آد.

احاطه حقوق الهی بر انسان در رساله حقوق

حالا همه حقوق الهی چیه؟ باز مثل نعمت‌های خدا که هیچ کسی نمی‌تونه احصا کنه و بشماره، حقوق الهی هم هیچ کسی نمی‌تونه احصا کنه و بشماره. چه حدی داره؟ حدی نداره. تمام شوونی که خدا ارتباط داره با مخلوقاتش، این‌ها موجب حق هست؛ تمام شوون ارتباطی خدا با مخلوقاتش و به خصوص انسان، هر مقدار و از هر رشته‌ای و خلاصه فاصله‌ای و رابطه‌ای که خدا با انسان داره و انسان با خدا داره، این‌جا توش حقی هست.

لذا امام سجاد (علیه السلام) در ابتدای همون رساله حقوق فرمودند: «اعلم ان لله عز وجل علیک حقوقاً محیطتاً بک»؛ بدان که خدا بر تو حقوقی داره که این حقوق احاطه کرده تو رو و تو رو در بر گرفته؛ از جانب خاص و جهت خاصی نیست، احاطه کامل داره، اشراف داره، تو رو در بر گرفته؛ «فی کل حرکة تحرکتها» هر حرکتی که انجام می‌دی، «وکل سکنة سکنتها» در هر سکونی و عدم حرکتی هم که داری، خدا حقوق داره گردنت، «وکل حالة او حال حلتها» در هر حالی که قرار داری و می‌گیری، حقوق خدا بر تو هست؛ «او منزلة نزلتها او حالة حلتها او آلة تصرفت بها». خلاصه همه جهت رو امام سجاد (علیه السلام) اشاره می‌کنند، می‌گن در همه حالات، حرکات، سکنات، شرایطی که قرار داری، جایی که قرار داری، وضعیتی که قرار می‌گیری، حالت و ویژگی و صفتی که داری، در همه این‌ها حقوقی داره خدا بر تو. یعنی هیچ حالتی و حرکت و سکونی از انسان نیست که خالی از حق الهی باشه برای انسان.

در جای دیگه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به ابوذر این‌طور می‌فرمایند که: «یا اباذر ان حقوق الله جل ثناؤه اعظم من ان یقوم بها العباد»؛ حقوق خدا خیلی بیش از اونیه که بنده‌ها بتونند از عهده‌ش بربیان، «وان نعم الله اکثر من ان یحصیها العباد»؛ نعمت‌های خدا هم بیش از اون مقداریه که بنده‌ها بتونند بشمارند، «ولکن امسوا واصبحوا تائبین»؛ شما چی از عهده‌تون برمی‌آد؟ شما فقط صبح و شب مواظب باشید معصیت نکنید. شما خیلی که از عهده‌تون بربیاد همینه که بخواهید خدا رو در حدی که بضاعتون هست شکر کنید؛ اینه که معصیت نکنید و در حال توبه باشید، از حالت توبه و انابه و بازگشت به خدا و راه خدا دور نباشید.

نعمت‌های مستمر الهی و عجز انسان

پس حقوق خدا، امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند خیلی همه‌جانبه تو رو در بر گرفته؛ بعد هم ایشون مقداریش رو می‌شمارند که چه چیزهایی هست در همون رساله حقوق. نکته مهمش این‌جاست که همه‌جور حالتی که انسان داره، در هر حرکت و سکونی، ایشون می‌فرمایند خدا حقی گردنت داره؛ چون این حرکت رو بهت داده، این سکون رو بهت داده. نفس به نفسی که می‌کشی و حالت به حالتی که داری رو خدا داده. این چشم ما الان مستمر داره کار می‌کنه، این استمرار تو اون وضعیتی که قرار داده داره، استمرارش نعمت خداست. خدا باید دائماً این استمرار رو در این چشم ما حفظ بکنه؛ استمرار دیدن رو. آنی بخواد و قطع فیض بکنه، خب نمی‌بینه. نفس کشیدن، شنیدن، همه چیزهایی که انسان داره و نعمت‌های خدا که بهش داده، این‌ها هم در حدوثش و هم در بقا، هم در اصل وجودش و هم در استمرارِ استفاده‌ش، خدا باید افاضه کنه فیضش رو که یه وقت این قطع نشه.

لذا همه، در هر حالتی، حتی آن به آنِ این دیدن و شنیدن و گفتنمون احتیاج داریم [به خدا]. یک آنی که خدا قطع می‌کنه و قطع کنه، ما نمی‌تونیم ببینیم، نمی‌تونیم بشنویم، لکنت می‌گیره کلاممون، تپق می‌زنیم. اون لکنت و تپق همون‌جاست که خدا یه جور دیگه‌ای اراده می‌کنه که می‌بینی؛ این‌طوری اراده می‌کنه، اراده‌ش رو نشون می‌ده بهمون.

نفس، تو همین نفس کشیدن؛ دیدیم در این دو سال که فقط همین نفس کشیدنِ مجانیِ مستمر، وقتی از انسان یک لحظه، یک ذره قطع بشه و درجه‌اش بیاد پایین، چقدر مکافات پیدا می‌کنند آدم‌ها، چقدر مصیبت پیدا می‌کنند؛ همین نفس ساده که پایین و بالا می‌ره. این‌ها همه حقوق الهی‌ان؛ یعنی نفس به نفس که ما می‌کشیم، خدا گردن ما حقی داره. حالا این حقوق رو چطوری می‌تونیم ادا بکنیم؟ نمی‌تونیم؛ «لا یؤدی حقه المجتهدون.» این کسایی که خیلی هم تلاش می‌کنند و توجه دارند به حقوق الهی که ادا کنند، این‌ها نمی‌تونند؛ چون یک قلمش نفس کشیدنه، یک قلمش فقط دیدنه، چشیدنه، بوییدنه، شنیدنه؛ این‌ها یک قلمشه. آن به آن استمرارش نعمت خداست که حقی ایجاب می‌کنه برای خدا بر ما؛ نمی‌تونیم.

لذا عرض کردیم در این سه جمله، امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عین این‌که به منطوق این جملات داره بیان می‌کنه که نمی‌تونیم این کارو بکنیم—نمی‌توانند قائلون اون کار رو بکنند، عادون اون کار رو، مجتهدون اون کار رو—این‌ها لسانش لسان اعتراف به تقصیر و عاجز بودن از ادای نعمت خداست. این‌ها خودش شکر خداست، این‌ها خودش حمد خداست.

داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) و حقیقت شکر

در روایت هست امام صادق (علیه السلام) فرمودند فیما اوحی الله عز وجل الی موسی علیه السلام: «یا موسی اشکرنی حق شکری»؛ ای موسی! اون‌طور که حق سپاسگزاری از من هست، من رو شاکر باش و سپاسگزاری کن، حقش رو ادا کن. خدا امتحان می‌کرد انبیاء رو. موسی کلیم (علی الصلاة والسلام) چون ایمانش بالا بود، این بُعد درش قوی بود، رسیده بود به این نقطه؛ همون نقطه‌ای که عرض کردیم که همه عرفا و بنده‌های صالح خدا در همه شوون ارتباطی با خدا می‌رسند به اون نقطه که عاجزیم، و این عجز رو باور می‌کنند. یعنی این‌قدر شکرگزار خدا هستند، هستند، هستند که در صراط شکر و راه شکر، همین‌طور که جلو می‌رند، پنجره‌ها و درهای بیشتری به روشون باز می‌شه‌ از نعمت‌های خدا و از حقوق خدا گردن انسان؛ نعمت‌هایی و حقوقی که تا قبل این، متوجه نبود انسان.

این مسئله خیلی مهمه؛ هر چی در این شکر انسان پیش می‌ره، هر چی در این ادای حق الهی آدم پیش می‌ره، یه درهای بیشتری باز می‌شه از حقوق بیشتری که خدا گردن انسانه. چی؟ نه این‌که چیزهای تازه ایجاد می‌شه، چیزهایی که بوده رو تازه می‌فهمه و ملتفت می‌شه، از اون غفلت درمی‌آد.

پرده، خیلی پرده‌های ضخیمی رو چشم انسان و فهم انسان هست نسبت به خدا، نسبت به حقوق خدا، نسبت به نعمت‌های خدا؛ حالا از خود خدا که بیایم پایین، حقوق خدا، خود خدا نه، نعمت‌های خدا. خود اون‌ها خیلی پرده‌های ضخیم رو چشم ما هست که این‌ها در قیامت برای اکثر افراد می‌ره کنار؛ «الناس نیام» همه ما مردم خوابیم، «فاذا ماتوا انتبهوا» وقتی می‌میرند تازه بیدار می‌شن، اون پرده‌ها کنار می‌رند؛ «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید». اون پرده‌هایی که تو دنیا جلو چشمت بود، اون‌جا خدا مقداریش رو پس می‌زنه تو دیدن آثار و عواقب اعمالش، این حد فقط؛ «فبصرک الیوم حدید»، حالا دیگه چشمت خوب تیز می‌بینه که هر کاری که کردی چه اثری داشت. حالا اون‌جا تازه باز بحث حقوق الهی و نعمت‌های الهی هم نیست، بحث عواقب کارهای انسانه تو این دنیا؛ «فبصرک الیوم حدید».

حالا این‌جا پای خدا هم مطرح نیست، حقوق خدا، نعمت‌های خدا؛ نسبت به این‌ها عاجزیم. پرده‌های ضخیم و زیادی، هم از... زیاد و کثیر و ضخیم، هم از جهت کمیت، هم از جهت کیفیت، این‌ها جلوی فهم و چشم انسان رو گرفته، نمی‌تونه اون‌طور که باید بفهمه.

لذا بالاترین بنده‌های خدا، انبیای عظام می‌رسیدند به اون نقطه؛ کدوم نقطه؟ خدا فرمود: «ای موسی اشکرنی حق شکری»؛ موسی کلیم نشون داد در کدوم کلاس قرار داره، فقال عرض کرد: «یا رب وکیف اشکرک حق شکرک ولیس من شکر اشکرک به الا وانت انعمت به علی»؛ خدایا! چطوری حق شکرت رو به جا بیارم در حالی که هیچ شکری نیست که من وقتی اون شکر رو به جا می‌آرم، مگر این‌که همون شکر رو هم تو به من دادی و نعمت دادی؟

ما یه نعمتی داریم این‌جا، می‌خواهیم شکرش رو به جا بیاریم. در حال عادی، آدم‌ها غافلند از این‌که نسبت به این نعمت شکری به جا بیارند. اون کسی که ملتفت می‌شه که شکر این نعمت رو به جا بیاره، این التفات به این شکرِ نعمت رو هم خدا بهش داده. اون زبانِ تشکر رو هم خدا بهش داده. پس همین‌جا هم تو همون شکری که ما به جا می‌آریم هم دوباره خدا نعمت‌هایی به ما داد؛ چه نعمتی؟ نعمت توجه به شکرگزاری، التفات به شکرگزاری و نعمت گردوندن زبان که حالا شکر رو به جا بیارن، بگن اللهم لک الحمد. دوتا لااقل نعمت این‌جا خدا به من داد تا من بر اون نعمت قبلی بگم خدایا شکرت. یکی توجه به این‌که اون نعمته و توجه به این‌که باید شکرش رو به جا بیارم، و زبانی که بتونم باهاش بچرخونم و شکرش رو به جا بیارم زباناً، و قلبی که اونو بفهمه؛ همه این‌ها دوباره نعمت‌های خدا هستند که ما تونستیم با استفاده از این نعمت‌ها، نعمت قبلیش رو شکرش رو به جا بیاریم. موسی کلیم می‌گه خدایا! آخه من هر شکری که بکنم، به همون شکری که تو رو کردم یه شکر دیگه بدهکارم. تسلسل هی می‌گن این‌جاست، یه بار از این تسلسل‌ها به ما یاد دادند. نسبت به شکر این‌جاست؛ هر چی می‌رم، خود اون شکره یه شکر دیگه می‌خواد، خود اون حمده یه حمد دیگه می‌خواد.

بعد اینو که عرض کرد موسی کلیم، خدا فرمود: «الآن شکرتنی» الان شکرگزاری کردی، «حین علمت ان ذلک منی» حالا که فهمیدی و به این مرتبه از فهم و باور رسیدی که همین شکری که به جا می‌آری رو هم من بهت داده‌ام ابزارش رو و فهمش رو، الان رسیدی به این مرتبه از شکر. الان رسیدی.

داستان حضرت داوود (علیه‌السلام) و اعتراف به عنوان شکر

یا داوود (علی الصلاة والسلام) هست، حضرت داوود، «واوحی الله تعالی الی داوود اشکرنی حق شکری» انبیاء این‌طوری بودند، شکر کن من رو اون‌طور که حق شکر من هست، حقش رو به جا بیار؛ فقال: «الهی کیف اشکرک حق شکرک وشکری ایاک نعمة منک» که خود همین شکره یه نعمته. فقال: «الآن شکرتنی حق شکری» یا «رضیت بهذا الاعتراف منک شکراً» من به همین اعترافی که کردی رضایت دادم، همین رو پذیرفتم به عنوان شکر.

لذا امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «سبحان من جعل الاعتراف بالعجز عن الشکر شکراً»؛ خدایا چقدر خوب خدایی هستی که می‌دونستی این‌قدر ما عاجزیم، همین‌قدر که ما اعتراف کنیم که عاجزیم، همین رو به عنوان شکر قبول کردی، همین رو پذیرفتی از ما بنده‌های مقصر که مقصریم در ادای شکر الهی؛ ولی تو این‌قدر لطف داری به ما که پذیرفتی این رو به عنوان شکر و این اعتراف رو بهش ارزش دادی، بله.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «من شکر الله سبحانه وجب علیه شکر ثان» هر کسی خدا رو شکر کرد بر نعمتی، لازمه برش یه شکر دومی، «اذ وفقه لشکره» چون توفیق شکر رو بهش داد. ببینید عرض شد واقعیتی است که ما خیلی نعمت‌ها را داریم و شاکرشم نیستیم و تموم می‌شه می‌ره؛ یعنی این شکرگزاری از دستمون می‌ره. آن به آن ما همین‌طور عاجزیم و مقصریم و قاصریم در شکرگزاری خدا، همین‌طور می‌ره. یه بخشیش که واقعاً در توان و وسعمون نیست، یه حدیش هم که در وسعمون هست انجام نمی‌دیم. خیلی همین‌جور از این نعمت‌های خدا رد می‌شه و یعنی از کنارش رد می‌شیم و شکرگزاریش نمی‌کنیم. اون وقتی که خدا در دل ما می‌ندازه که شکر کنیم یک نعمتی را، همون‌جا بهش می‌گن توفیق؛ توفیق یعنی فراهم کردن زمینه یک عبادتی. یکی از چیزهایی که توفیق می‌خواد شکرگزاری است؛ یعنی خدا خودش ببینه این بنده قابل و لایقه، آن به آن تو ذهنش و فکرش بندازه که این‌جا شکر کن، اون‌جا شکر کن. خیلی این درجه شکر را در انسان خدا توفیق بده در انسان بره بالا. لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید وقتی شکر می‌کنی خدا را، باید یه شکر دیگه بکنی؛ چرا؟ «اذ وفقه لشکره وهو شکر الشکر» بر همون شکره یه شکری بدهکاری، و الا قبلش هم بود چرا اون‌جا شکر نکرد؟ توفیق نداشتیم دیگه. باید اعتراف کنیم که توفیق نداریم، توفیقمون کمه، ناقصه، خیلی پایینه؛ اعتراف به همه چیزها، خیلی اعتراف‌ها همین‌جور بدهکاریم نسبت به خدا، یکیش هم اعتراف به همین بی‌توفیقی. اینه که این باور را دارند و این لسان را دارند که زیاد اعتراف می‌کنند که کم‌توفیقیم، بی‌توفیقیم، این خودش خدا کمکش می‌کنه توفیقش بیشتر می‌شه؛ کما که هر چی آدم اعتراف کنه به این‌که قاصریم از شکر، خدا توفیقش میده بیشتر شکر کنه. قاصریم از سپاس خدا، خدا بهش توفیق میده بیشتر انجام بده. به شرطی که این اعتراف را بیشتر به جا بیاره و بیشتر بهش توجه کنه. اعتراف به چی؟ هم قصور، هم تقصیر؛ هم وسعمون کمه، هم اون‌جایی هم که وسع داریم هم حقش رو به جا نمی‌آریم و نمی‌کنیم. همه‌ش، هم قصور، هم تقصیر.

توفیق شکرگزاری و تسلسل حمد و سپاس

«اذ وفقه لشکره وهو شکر الشکر» بر همون شکره یه شکری بدهکاری. امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند: «فکیف لی بتحصیل الشکر وشکری ایاک یفتقر الی شکر» من چطوری می‌تونم شکر تو رو به جا بیارم؟ در حالی که این شکری که به جا می‌آرم محتاج یه شکر دیگری است؛ «فکلما قلت: لک الحمد، وجب علی لذلک ان اقول: لک الحمد»؛ هر وقت من این توفیق رو بهم دادی که بگم لک الحمد، لازمه بر من به خاطر همین لک الحمد گفتنم یه لک الحمد دیگه هم بگم که خدایا شکرت شکر کردم. باز دوباره خدایا شکرت که شکر کردم بر همون شکری که به من توفیق دادی، و باز دوباره خدایا شکرت که تو رو شکر کردم بر شکرِ شکر؛ و این ادامه داره یعنی دستمون کوتاهه، یعنی مقصریم. تازه این تو دایره شکر نعمت‌های خداست که یکی از اون حقوق، که امیرالمؤمنین می‌فرمایند «لا یؤدی حقه المجتهدون»، تازه این یکی از اون حقوق الهیه؛ یکی از اون حقوق، حق شکر الهیه، که این‌طوری انبیاء اظهار عجز می‌کردند که ناقصیم، قاصریم، مقصریم؛ این یکی از اون‌هاست. یکی دیگه از اون حقوق، حق عبادت خداست، حق طاعت خداست، حق بندگی خداست؛ که اونم دوباره یه وادی‌ای مثل همین. یه وادی‌ای مثل همین که اون باز دوباره جملاتی و مطالبی را دارند اهل بیت که دیگه حالا فرصت نیست.

ان‌شاءالله خدای متعال به ما توفیق بده هر چه بیشتر، هر چه بهتر، شکر خدا را و حمد خدا را و ستایش خدا را و سپاس و ثنای خدا را در زبانمون و در عملمون و در باور و اعتقادمون بیشتر به جا بیاریم، بیشتر درک کنیم این چیزهایی که بر ما پوشیده هست و ما غافلیم و توجه نداریم. ان‌شاءالله خدا بیشتر به ما توفیق بده.

نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و همه حضرات معصومین (علیهم السلام) و همه علمای ربانی و شهدا و امام شهدا، سه صلوات بفرستید. 

گزیده

۱. عجز مطلق انسان در ادای شکر الهی

نسبت به شکر و ستایش و سپاس خدای متعال، همه انسان‌ها در هر حدی که باشند، عاجز، ناقص و مقصرند. هیچ کس نمی‌تواند شکر خدا را زباناً به جا آورد، هیچ کس نمی‌تواند نعمت‌های خدا را بشمارد و تحت سیطره علم خودش قرار دهد، و هیچ کس نمی‌تواند حق خدا را ادا کند؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه خود می‌فرمایند: «ولا یؤدی حقه المجتهدون»؛ یعنی صاحبان تلاش و کوشش در عبادت نیز از ادای حق او عاجزند. تمام شوونی که خداوند با مخلوقاتش و به خصوص انسان ارتباط دارد، موجب حق است. هر مقدار و از هر رشته و رابطه‌ای که خدا با انسان دارد، در آن حقی است که کسی از عهده ادای آن برنمی‌آید.

۲. احاطه همه‌جانبه حقوق الهی بر زندگی ما

امام سجاد (علیه السلام) در ابتدای رساله حقوق فرموده‌اند: «اعلم ان لله عز وجل علیک حقوقاً محیطتاً بک»؛ بدان که خدا بر تو حقوقی دارد که این حقوق تو را احاطه کرده و در بر گرفته است. این‌گونه نیست که این حقوق تنها از جانب یا جهت خاصی باشد، بلکه احاطه‌ای کامل و اشراف دارد. «فی کل حرکة تحرکتها» در هر حرکتی که انجام می‌دهی، «وکل سکنة سکنتها» در هر سکون و عدم حرکتی که داری، و در هر حالی که قرار می‌گیری، حقوق خدا بر گردن توست. خلاصه در همه حالات، حرکات، سکنات، شرایط، وضعیت‌ها و هر صفتی که داری، خدا بر تو حقوقی دارد. هیچ حالت، حرکت و سکونی از انسان نیست که خالی از حق الهی باشد.

۳. عظمت حقوق و نعمت‌های خداوند در کلام پیامبر (ص)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به ابوذر این‌طور می‌فرمایند: «یا اباذر ان حقوق الله جل ثناؤه اعظم من ان یقوم بها العباد»؛ حقوق خدا خیلی بیش از آن است که بنده‌ها بتوانند از عهده‌اش برآیند، «وان نعم الله اکثر من ان یحصیها العباد»؛ نعمت‌های خدا نیز بیش از آن مقداری است که بنده‌ها بتوانند آن‌ها را بشمارند. در ادامه می‌فرمایند: «ولکن امسوا واصبحوا تائبین»؛ شما فقط صبح و شب مواظب باشید معصیت نکنید. خیلی که از عهده شما برآید، همین است که بخواهید خدا را در حد بضاعت خود شکر کنید؛ یعنی معصیت نکنید، در حال توبه باشید و از حالت توبه، انابه و بازگشت به راه خدا دور نمانید.

۴. وابستگی آن به آنِ انسان به فیض استمرار الهی

این چشم ما اکنون به صورت مستمر کار می‌کند و این استمرار در آن وضعیتی که قرار دارد، خود نعمت خداست. خدا باید دائماً این استمرار و فیضِ دیدن را در چشم ما حفظ کند. اگر خداوند تنها یک آن بخواهد و قطع فیض کند، دیگر چشم نخواهد دید. ما در هر حالتی، حتی آن به آن، به این دیدن، شنیدن و گفتن احتیاج داریم. یک آن که خدا فیض خود را قطع کند، ما نمی‌توانیم ببینیم و بشنویم؛ لکنت می‌گیرد کلاممان و تپق می‌زنیم. آن لکنت و تپق دقیقاً همان‌جاست که خدا به گونه دیگری اراده می‌کند و اراده‌اش را به ما نشان می‌دهد تا بدانیم چقدر به او وابسته‌ایم.

۵. نعمت نفس کشیدن و حقوق پنهان الهی

در همین نعمت نفس کشیدن؛ دیدیم که فقط همین نفس کشیدنِ مجانیِ مستمر، وقتی از انسان یک لحظه و یک ذره قطع شود و درجه‌اش پایین بیاید، انسان‌ها چقدر دچار مکافات و مصیبت می‌شوند؛ همین نفس ساده که پایین می‌آید و بالا می‌رود. این‌ها همه حقوق الهی هستند؛ یعنی نفس به نفس که ما می‌کشیم، خدا بر گردن ما حقی دارد. حالا این حقوق را چطور می‌توانیم ادا کنیم؟ نمی‌توانیم؛ «لا یؤدی حقه المجتهدون». کسانی که خیلی هم تلاش می‌کنند و به حقوق الهی توجه دارند تا آن را ادا کنند، آن‌ها هم نمی‌توانند؛ چون تنها یک قلم از این حقوق، نفس کشیدن، دیدن، چشیدن، بوییدن و شنیدن است.

۶. افزایش معرفت به حقوق الهی در سایه شکر

همه بندگان صالح خدا در شوون ارتباطی خود با خدا به این نقطه می‌رسند که عاجزند و این عجز را باور می‌کنند. یعنی این‌قدر شکرگزار خدا هستند که در صراط و راه شکر، همین‌طور که جلو می‌روند، پنجره‌ها و درهای بیشتری به رویشان باز می‌شود؛ درهایی از نعمت‌ها و حقوق خدا بر گردن انسان، که تا قبل از آن متوجهش نبوده‌اند. این مسئله بسیار مهم است؛ هرچه انسان در شکر و ادای حق الهی پیش برود، درهای بیشتری از حقوق خدا به رویش باز می‌شود. نه اینکه چیزهای جدیدی ایجاد شود، بلکه انسان چیزهایی را که از قبل بوده است، تازه می‌فهمد، ملتفت می‌شود و از غفلت درمی‌آید.

۷. داستان حضرت موسی (ع)؛ شکر، خود نعمتی از جانب خداست

حضرت موسی (علیه السلام) به خدا عرض کرد: خدایا! چطور حق شکر تو را به جا آورم در حالی که هیچ شکری نیست که آن را به جا آورم، مگر اینکه همون شکر را هم تو به من داده‌ای و نعمت بخشیده‌ای؟ ما نعمتی داریم و می‌خواهیم شکرش را به جا آوریم؛ آن کسی که ملتفت می‌شود شکر این نعمت را به جا آورد، این التفات را خدا به او داده است. آن زبان تشکر را هم خدا به او داده است. پس در خودِ شکری که به جا می‌آوریم، خدا نعمت‌های جدیدی به ما داده است؛ نعمت توجه به شکرگزاری، التفات به آن و نعمت گرداندن زبان برای گفتن «الحمد لله».

۸. بالاترین مرتبه شکر؛ اعتراف به عجز و بندگی

وقتی حضرت موسی به خداوند عرض کرد که با هر شکر، شکر دیگری به تو بدهکارم، خداوند فرمود: «الآن شکرتنی» اکنون مرا شکر کردی، «حین علمت ان ذلک منی»؛ یعنی اکنون که فهمیدی و به این مرتبه از فهم و باور رسیدی که همین شکری که به جا می‌آوری را هم من به تو داده‌ام، به حقیقت شکر رسیده‌ای. همچنین امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند: «سبحان من جعل الاعتراف بالعجز عن الشکر شکراً»؛ پاک و منزه است خدایی که اعتراف به عجز از شکر را، خود شکر قرار داده است. خداوند می‌دانست چقدر عاجزیم، پس همین که اعتراف کنیم عاجزیم، آن را به عنوان شکر از ما پذیرفت.

۹. توفیق الهی و تسلسل بی‌پایان حمد و سپاس

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند: من چطور می‌توانم شکر تو را به جا آورم در حالی که این شکرِ من، خود محتاج شکر دیگری است؟ «فکلما قلت: لک الحمد، وجب علی لذلک ان اقول: لک الحمد»؛ هر وقت توفیق دادی بگویم لک الحمد، لازم است به خاطر همین توفیق، یک «لک الحمد» دیگر بگویم. باز دوباره خدایا شکرت که شکر کردم بر آن شکری که توفیقش را دادی. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: «من شکر الله سبحانه وجب علیه شکر ثان اذ وفقه لشکره»؛ هر کس خدا را شکر کند، شکر دومی بر او واجب می‌شود، چون خدا توفیق این شکر را به او داده است.

فهرست

1️⃣ عجز مطلق انسان در ادای حقوق الهی

◽️ قصور و تقصیر بندگان در ستایش، شمارش نعمت‌ها و ادای حق خدا

◽️ شمول حقوق الهی بر تمام شؤون ارتباطی خدا با انسان

2️⃣ حقوق احاطه‌کننده‌ی الهی در رساله حقوق

◽️ اشراف و احاطه کامل حقوق خدا بر تمامی حرکات، سکنات و حالات انسان

◽️ عجزِ حتی «مجتهدون» و صاحبان تلاش در عبادت از ادای حقوق الهی

3️⃣ عظمت حقوق و نعمت‌ها در کلام پیامبر (ص)

◽️ ناتوانی بندگان از شمارش نعمت‌ها و قیام در برابر حقوق الهی

◽️ ضرورتِ استمرار توبه، انابه و دوری از معصیت در حد بضاعت انسان

4️⃣ وابستگی آنی انسان به استمرار فیض الهی

◽️ نعمت نفس کشیدن مستمر و مکافات قطعِ لحظه‌ای آن

◽️ استمرار فیض در اعضا و جوارح؛ تجلی اراده الهی در لکنت‌ها و تپق‌ها

5️⃣ حقیقت شکر در داستان حضرت موسی (ع)

◽️ التفات و زبان تشکر؛ نعمتی نو بر روی نعمت‌های قبلی

◽️ تسلسل بی‌پایان حمد و ایجاد حقِ شکری جدید با هر «لک الحمد»

6️⃣ بالاترین مرتبه شکر؛ اعتراف به عجز و بندگی

◽️ داستان حضرت داوود (ع) و پذیرش اعتراف به عجز به عنوان حقیقت شکر

◽️ کلام امام سجاد (ع) در تسبیح خدایی که اعتراف به عجز را شکر قرار داد

7️⃣ توفیق الهی و شکرِ شکر در کلام امیرالمؤمنین (ع)

◽️ وجوب شکر دوم به پاس توفیق الهی در ادای شکر اول

◽️ ضرورت اعتراف هم‌زمان به «قصورِ وسع» و «تقصیرِ عمل» در پیشگاه خدا

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) - «فراز اول - خطبه ۱ »

موضوع: صوت کامل سخنرانی