🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه سوم)
صوت کامل سخنرانی
1401/03/07
پست

💠 ساختار کلامیِ قرآن کریم از لحاظ ترکیباتِ لفظی، جمله‌بندی و فهمِ معانیِ کلامی؛

📖 آیاتی که بیان کنندهٔ ویژگیِ زبانِ قرآن و مخاطبِ آنست :
✅ دستهٔ اوّل: آیاتی که بیان کنندهٔ آسان بودنِ فهم معانی و مقاصد قرآن است؛

🔰قرآن دارای دو رتبه است:
1️⃣ مرتبهٔ امّ الکتاب
2️⃣ مرتبهٔ تنزّل یافته و قابل درک برای همگان؛
🔻بررسی واژهٔ «تیسیر» در آیات قرآن کریم.
🔻یک دقّت مهمّ در مورد دو واژهٔ «إنزال» و «تنزیل».

📖 تعابیرِ «لِتُبَشِّرَ»، «لِتُنْذِرَ» و «لعلّهم یتذکّرون» اشاره دارند به فهم معانی قرآن برای همه!

❓حکمت «آسان‌فهم» بودن آیات ← اتمام حجت خداوند بر بندگان

🚨زیرِ سؤالِ بردن فهم آسان قرآن← زیر سؤال بردنِ افعالِ خداوند در بُعدِ هدایت!

❇️ اقتضاء قرآن برای هدایت بشر تامّ است!
⭕️ مشکل، وجودِ مانع در بشر است؛ از خواب غفلت بیدار نمی‌شود!

🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه سوم)

💠 ساختار کلامیِ قرآن کریم از لحاظ ترکیباتِ لفظی، جمله‌بندی و فهمِ معانیِ کلامی؛

📖 آیاتی که بیان کنندهٔ ویژگیِ زبانِ قرآن و مخاطبِ آنست :
✅ دستهٔ اوّل: آیاتی که بیان کنندهٔ آسان بودنِ فهم معانی و مقاصد قرآن است؛

🔰قرآن دارای دو رتبه است:
1️⃣ مرتبهٔ امّ الکتاب
2️⃣ مرتبهٔ تنزّل یافته و قابل درک برای همگان؛
🔻بررسی واژهٔ «تیسیر» در آیات قرآن کریم.
🔻یک دقّت مهمّ در مورد دو واژهٔ «إنزال» و «تنزیل».

📖 تعابیرِ «لِتُبَشِّرَ»، «لِتُنْذِرَ» و «لعلّهم یتذکّرون» اشاره دارند به فهم معانی قرآن برای همه!

❓حکمت «آسان‌فهم» بودن آیات ← اتمام حجت خداوند بر بندگان

🚨زیرِ سؤالِ بردن فهم آسان قرآن← زیر سؤال بردنِ افعالِ خداوند در بُعدِ هدایت!

❇️ اقتضاء قرآن برای هدایت بشر تامّ است!
⭕️ مشکل، وجودِ مانع در بشر است؛ از خواب غفلت بیدار نمی‌شود!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد. [(اللهم صل علی محمد و آل محمد)] و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین. واللعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

ویژگی‌های زبان و مخاطب قرآن کریم

صحبت درباره‌ی آیاتی از قرآن کریم بود که در آن‌ها نسبت به ساختار کلامی قرآن مجید از حیث ترکیب، ترکیبات لفظی، جمله‌بندی و فهم معانی کلامی چه آیاتی داشتیم. این آیات عرض شد دسته‌های مختلفی هستند که در این دسته‌ها خدای متعال بیان می‌کند که قرآن کریم زبانش و مخاطبش چه ویژگی‌ای دارد.

یک دسته از آیات آیاتی هستند که در آن‌ها صحبت از سهل و آسان بودنِ فهم معانی قرآن کریم و مقاصد اون هستش. به سهل بودن و آسان بودن اشاره شده. یعنی سخت و سنگین نیست پی‌ بردن به معانی و مقصود خدا در آیات. چیز پیچیده‌ای نیست که احتیاج به مقدمات خاصی داشته باشه.

آیات مرتبط با تسهیل کلام الهی

آیه‌ای که در این‌باره خدای متعال نازل کرده چند تا هست. یکی‌ش این هست، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ». در جای دیگه خدای متعال می‌فرماید: «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ Lِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا».

اولین مطلب که خدا اشاره می‌فرماید در این دو آیه، اینه که ما این رو سهل قرار دادیم. ضمیر برمی‌گرده به قرآن کریم؛ «یَسَّرْنَاهُ». وقتی می‌گه «یَسَّرَ»، یَسَّرَ یعنی سَهَّلَ. یعنی سهل و آسان کردن. این نشون می‌ده که ماقبلش سخت و سنگین بوده و ما به سهل و آسانی رسوندیمش تا در اختیار شما قرار دادیم. «یَسَّرَهُ»، بعدِ اون جاییه که یه چیز سخت و سنگینِ دارای عُسر هست، حالا کسی میاد این رو آسونش می‌کنه. یَسَّرَهُ، سَهَّلَهُ، از اون سختی درآوردن و آسون کردن.

این‌ها به قرآن برمی‌گرده. قرآن از سختی دراومده، آسون شده. چی‌ش از سختی دراومده آسون شده؟ در تمام آیاتی که می‌خونیم منظور همون معانی قرآن کریمه. معنا هم یعنی مقصود. یعنی اون چیزی که خدای متعال قصد کرده از این آیات. مقصود خدا از آیات چیه؟ «یَسَّرْنَاهُ»، فهم اون مقصود و معنا؛ سهلش کردیم، آسانش کردیم.

نامحدود بودن صفات الهی و ضرورت تنزل کلام

حالت سابقه‌اش چی بوده؟ سختی بوده، عُسر بوده. چرا این‌جور بوده؟ چون قرآن کریم کلام خداست. خدای متعال از حیث صفاتش و اون ویژگی‌هایی که دارد، اون صفاتی که دارد، حدّی براش نمیشه فرض کرد؛ عرض کردیم قبلاً حدّی ندارد. عظمت داره، نامحدوده، خیلی بالا میره. یکی از اون صفات خدا هم علم خداست، حکمت خداست. همه‌ی چیزهایی که مربوط به خدای متعال هست، یه حدّ محدود و پایینی ندارد، خیلی بالاست. چون خود خدای متعال ذاتش عظمت داره، کبریا داره.

هر چی کسی از این جهات بالاتر باشه و بیشتر پیشرفته باشه، فهمش و عقلش خیلی بالاتر میره. چیزهایی رو ممکنه حالا، اینو در لسان قاعده‌ی بشری داریم عرض می‌کنیم. به لسان بشری، هر چه علم و سوادش میره بالا، چطور میشه؟ با چیزهای جدیدتر و بیشتری آشنا میشه، ذهن و فکرش از لحاظ مسائل علمی پیچیده‌تر میشه، پخته‌تر میشه. لذا یه عالمی که خیلی باسواده، در یک علمی تخصص داره، وقتی می‌خواد مسائل اون علم رو برای مردم بگه مشکله براش. می‌پیچه تو کوچه پس‌ کوچه‌های الفاظ و اصطلاحات خاصِ اون علم.

می‌بینید که گاهی یک پزشک میاد می‌خواد توضیح بده یه مطلبی رو برای انسان‌ها، این انقدر تو کلامش از این اصطلاحات پزشکی دارد، آدم سر و ته حرفش رو ممکنه متوجه نمیشه این چی داره می‌گه. یه جاهایی واقعاً براشون مشکل میشه که اون اصطلاحی که می‌دونن، اون چیزی رو که می‌دونن، حالا بخواد خیلی روون و راحت برای مردم جا بندازه. نمیشه. پزشک مثالش بود، هر کسی تو هر علمی تخصص داره، وقتی از حیث مسائل اون علم می‌خواد با افراد حرف بزنه، همون‌طور تخصصی و فنی می‌تونه حرف بزنه. خیلی سخت و سنگینه براش که بتونه این‌ها رو ساده کنه. لذا هر کسی نمی‌تونه. هر کسی این توان رو نداره که بتونه اون علم و تخصصش رو همه‌فهم بکنه و در اختیار عموم قرار بده.

لذا این یک مزیتیه برای یک عالمی، اون عالمِ حالا هر علمی می‌خواد باشه، که بتونه یه جاهایی برای مردم وقتی می‌خواد چیزی رو بیان بکنه، بتونه خیلی ساده و همه‌فهم اینو بیان کنه. خدا هم انبیاء رو همین‌جور قرار داده. چون اونا هم وقتی با مردم می‌خوان حرف بزنن، ساده و سهل باهاشون حرف می‌زنن. چرا؟ این به‌ خاطر اینه که اونا در یک وادی‌ای هستند، با چیزهایی آشنا شدند از معارف الهی، از علم توحید و از این سنخ مسائل، که اونا بیانش و هضمش برای عموم خیلی مشکله. خیلی سخت و سنگینه. اون چیزهای خیلی دستِ بالا رو بخوای بیاری در اختیار عموم قرار بدی. تعداد زیادش، مقدار زیادش رو اصلاً نمیشه این کارو کرد، مشکله.

حالا خدای متعال اگه می‌خواست با ما به همون مقام خداییِ خودش حرف بزنه، هیچ‌کسی هیچی نمی‌فهمید. هیچ‌کسی. اون چیزی که خود خدا هست و تو اون مرتبه‌ای که خدای متعال هست با همه‌ی صفاتش و علمش، با اون اگه می‌خواست با بشر حرف بزنه، کسی نمی‌فهمید چی می‌گه. انبیاء هم همین‌طور. انبیاء هم اون درک و فهم و معرفت و عقلی که داشتند، اگر می‌خواستند مثل اون باشند و با مردم حرف بزنند، مردم هیچ نمی‌فهمیدند این‌ها چی می‌گن. مابقیِ غیر انبیاء هم همین‌جور. هر چی مثلاً تو این بزرگراه توحید آدم پیش بره، با چیزهایی آشنا میشه از این توحید و معارف توحیدی، که همونا رو دیگه نمی‌تونه برای عموم بیاد بیان بکنه. مثلاً گفتنی نیست. و اگه بخواد طوری بگه، چه بسا درست هم نباشه گفتنش؛ خیلی جاها درست هم نیست.

معنای انزال و تنزیل در کلام الهی

خدای متعال می‌خواد با بشر حرف بزنه، صحبت بکنه. کلامش رو تنزل میده، میاره پایین، پایین، پایین، پایین تا قابل فهم برای عموم باشه. عین یه کسی که عرض کردیم تخصص داره، حالا بتونه کلامش رو انقدر بیاره پایین، تنزل بده خودش رو و کلامش رو، تا بتونه یه چیزایی بگه که این‌ها بفهمن چی داره می‌گه.

لذا یکی از تعابیری که در قرآن کریم نسبت به خود قرآن هست، «أَنْزَلْنَاهُ» هستش. یا «تَنْزِیل» هست. خود این ماده‌ی نَزَلَ و انزال و تنزیل یکی از همون اصطلاحاست. که ناظر به همین بحثیه که داریم عرض می‌کنیم. خدا وقتی می‌فرماید «أَنْزَلْنَاهُ» یا «نَزَّلْنَاهُ»، تنزیل یا انزال، تنزیل و انزال در امور مادی یعنی از یه بالایی بیاری یه چیزی رو پایین. از بالا به پایین آوردن، مثل هبوط. در این نسبت به قرآن کریم که کلام خداست، خدا می‌فرماید «أَنْزَلْنَاهُ»، ما این رو نازل کردیم، تنزلش دادیم. بالا و پایین هم که مادی نیست، نه که از بالای یه جا آوردیمش پایین. غیر مادی میشه. یعنی از اون مرتبه‌ی بالایی که به‌عنوان کلام خدا می‌تونست اون مرتبه رو داشته باشه، ما این رو همین‌طور تنزل دادیم، دادیم، دادیم، دادیم آوردیم پایین تا شما بشر، شما عرب، شما مردم بفهمید.

لذا هر جا در قرآن کریم نسبت به خود قرآن انزال و تنزیل هست، یعنی ما نازلش کردیم قرآنو، تنزلش دادیم. پایینش آوردیم. بله، پایین آوردیم. اون سطح بالا با شما حرف نزدیم. پایین آوردیم تا جایی که برای شما قابل فهم باشد؛ یعنی «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ»، ما این رو نازلش کردیم. از اون بالا کشیدیمش پایین، طوری که شما براتون قابل فهم باشه. این حقیقت و واقعیتی است.

خودِ آیاتی که درش این ماده هست و این صحبت از انزال و تنزیل هست، این مسئله درشون هست. از بالا اومده پایین یعنی چی؟ بالا چی بوده، پایین چیه؟ مربوط به همون فهم قرآن کریمه. مطالب که عوض نمیشه که. واقعیات، تشریعیات، احکام، اعتقادات اونا هست، ثابته. اما همین بیانش و فهمش و گفتنش و بعضی‌هاش مثل خود شناسوندن خود خدای متعال، یه طوریه که خدا این‌ها رو تنزل داده آورده پایین که ما بتونیم بفهمیم.

ملموس کردن مفاهیم عالی برای فهم بشر

مثلاً برای اینکه خدا بفهمونه به ما که خیلی علم داره، چیزی از دایره‌ی علم الهی خارج نیست، همین تعابیر رایج ما رو به کار برده. گفته خدا سمیعه. خدا گوش شنوا داره، بصیره، چشم بینا داره می‌بینه. تنزل داده دیگه. چون خدا مثل ما شنیدنش مثل ما نیست که. ما با اعضا و جوارح می‌شنویم. یه قوه‌ای است در ما. یکی از حس‌های پنج‌گانه‌ی ما شنیدنه. خدا این حس‌ها را نداره که. اما اومده گفته سمیعه، بصیره. اون واقعیت نامحدود رو وقتی می‌خواد تنزل بده بیارش پایین، عین یه انسانی که می‌خواد برای یه بچه قصه بگه. یا می‌خواد برای یه بچه یک واقعیتی که فهم و درکش سنگینه رو بیاره ساده‌اش کنه. وقتی برای بچه می‌خوای قصه بگید، نمی‌تونید همه چیز رو اون‌طور که خودتون فهمیدید بگید، اون‌طور که خودتون می‌دونید بگید. خیلی‌هاش رو جوری آدم می‌کنه که اون می‌بینه با اونی که من فهمیدم و می‌دونم خیلی فاصله است، اما خب بخوام اونو بگم که این بچه نمی‌فهمه که. باید انقدر بیارمش پایین، انقدر محسوس بکنم براش که انگار جلو چشمش است، بتونه راحت و ساده بفهمه.

لذا قرآن کریم یک رتبه و مرتبه‌ای داره در پیشگاه خدای متعال؛ «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا Lَعَلِیٌّ حَکِیمٌ». این قرآن کریم در مرتبه‌ی علم الهی خیلی عظمت و بزرگی داره، علیّه، عُلوّ داره، بلندمرتبه است، نازل نیست. از اون مرتبه‌ی عُلوّ و بلند، ما تنزلش دادیم به این مرتبه‌ی پایینِ قابل فهم برای شما.

«کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ» به این تعابیر داریم؛ «أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ». «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا Lَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ * وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ Lَدَیْنَا Lَعَلِیٌّ حَکِیمٌ». ما این قرآن رو این‌جوری قرارش دادیم؛ «جَعَلْنَاهُ عَرَبِیًّا». «أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا»، ما نازلش کردیم یک قرآن عربیِ قابل فهم برای شما. «جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا»، چرا؟ قابل فهم برای شما «لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» برای اینکه بفهمید. عربی‌ش کردیم، ساده‌اش کردیم، قابل فهم کردیم لعلکم تعقلون بفهمید چی داریم به شما می‌گیم. «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ Lَدَیْنَا Lَعَلِیٌّ حَکِیمٌ». اما این قرآن تو مرتبه‌ی غیر نازله‌اش، تو اون مرتبه‌ی ام‌الکتابش، نه، نازل نیست، پایین نیست.

برای شما پایین آوردیم مثال از همه چیز زدیم، مثال از پشه زدیم، مثال از مگس زدیم، مثال از هر چیزی که لازم بوده برای هدایت بشر زدیم، مفید بوده زدیم. که بعضی‌ها همین رو مایه‌ی دست‌ انداختن قرآن قرار می‌دن، می‌دادند. می‌گفتند چرا قرآن مثال پشه زده؟ که خدا آیه نازل کرد: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا». خدا حیا ندارد، از این چیزها خجالت نمی‌کشد که حالا مثال پشه بزنه، بزنه. چرا؟ چون قرآن رو آورده پایین، انقدر آورده پایین تا ما خوب بفهمیم. برای فهمش لازمه مثال پشه هم بزنه و زده.

می‌گفته قرآنه، شأن داره، مقام داره، چرا باید حرف از پشه بزنه؟! مثال به پشه بزنیم، مثال به حمار بزنیم، به سگ بزنیم، به این چیزها مثال بزنیم. خیلی چیزهایی که در قرآن کریمه. خدا اینجا تو این آیه می‌فرماید این قرآن، مرتبه‌ی سابقه‌اش در ام‌الکتاب، لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ. خیلی بلند بوده، بالا بوده. درجه‌اش بالا بوده، دست‌کم نگیرید، بله. این مرتبه‌ی سابق بر این مرتبه‌ایه که الان در دست ما قرار گرفته. همه‌ی حرف‌ها زده شده تو این آیات برای اینکه همینو بفهمونه که این، از این جهت قرآن عذری برای شما نذاشته، خدای متعال عذری برای شما نذاشته در فهم معناش.

تبیین مفهوم «یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ» و هدف آن

پس سهل و آسونش کردیم ما. باز دوباره «یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ». دو تا چیزه: یکی «یَسَّرْنَاهُ»، که یعنی سهلش کردیم، همین. یعنی مرتبه‌ی سابقه‌اش سخت بود، اگه می‌خواستیم به همون مرتبه‌ی بلند و علیّی که داشت به شما نازل کنیم، نمی‌فهمیدید هیچی. اما کردیم که شما خوب بفهمید؛ «لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ». تا خوب بفهمید ما حرفمون با شما چیه.

«یَسَّرْنَاهُ»، دو: «بِلِسَانِکَ». بلسانک حاله. نقش ترکیبی‌اش حال رو داره. دومین‌ش اینه که به لسان خودت هست. باز این تعبیر، جلسه‌ی قبل عرض کردیم، این‌ که به لسان میاد، یعنی همون دوباره ساده‌ فهم بودن و همه‌فهم بودن‌ش. به زبون خودتون باهاتون حرف زدیم. «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»، هیچ پیغمبری نبود مگر اینکه ساده‌ فهم و همه‌فهم حرف می‌زد با مردمش. کتابش رو سنگین ندادیم خودش رو بگیم ساده حرف بزن، کتابش هم همین بود؛ «لِیُبَیِّنَ لَهُمْ». تا وقتی حرف با اونا می‌زنه خوب بفهمن چی می‌گه. تبیین کنه، واضح کنه براشون. «بِلِسَانِکَ»، این تکه‌ی دوم. پس «یَسَّرْنَاهُ» یک، «بِلِسَانِکَ» دو. این تأکید محتوای همون قبلیه است، همون یَسَّرْنَاهُ است. منتها اون یَسَّرْنَاهُ اشاره داره به مرتبه‌ی سابقه‌ای که «فِی أُمِّ الْکِتَابِ Lَدَیْنَا Lَعَلِیٌّ حَکِیمٌ» است. بلسانک هم یعنی باز دوباره تأکید این جهت مطلبه که قابل فهمه. وگرنه کسی ابهامی نداره که این قرآن به زبان عربیه‌، بلسان پیامبر اکرم، یعنی به همون زبان پیامبر اکرم که عربیه نازل شده. این‌ که واضحه که. ولی وقتی میاد دست میذاره روی اینکه «بِلِسَانِکَ»، باز دوباره می‌گه «بِلِسَانِکَ»، «بِلِسَانِ قَوْمِهِ»، این‌ها یعنی همون ساده بودنِ فهمِ مقاصد قرآن کریم.

«یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ». نه‌ اینکه حالا تازه این‌ها بخوان بفهمن، تازه ببینن قرآن چی می‌گه. نه، ما در فهم و فهمیدن آیات کم نذاشتیم، طوری نازل کردیم که بفهمید که چی؟ «لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ». تذکر میره تو وادیِ عملی. دیگه تو وادیِ غرق در فهم معنا نیست. متذکر بشن، متنبه بشن، بیدار بشن از اون خواب غفلت. کیا؟ هُم، این هم کیا ان؟ این هم اهل علم بوده‌ان؟ باهوشا بوده‌ان؟ این هم همه‌ی انسان‌هاست؛ خوب و بد. سلمان باشه، ابوذر باشه یا ابوسفیان باشه، ابوجهل باشه، فرق نمی‌کنه. قرآن برای همه اومده لعلهم یتذکرون همه بیدار شن، متنبه بشن.

فرع بودن آثار تبشیر و تنذیر بر فهم معانی

یا «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ Lِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا». برای اینکه همه‌ی کسانی که مخاطب قرآنند بشنوند آیات رو. اونایی که گوش به حرف می‌دن، جزء متقین قرار می‌دن... می‌گیرند، اونا بشارت بدی اونا رو. یک، دو: اونایی هم که نمی‌پذیرند، شدت به خرج می‌دن در دشمنی و لجاجت و لجبازی، اونا هم انذار بشند، فرق نمی‌کنه. مخاطب همه‌ی اینان. این بشارت و انذار و تبشیر و تنذیر آثارش فرع بر فهمه. نه‌ اینکه تازه بخوای بفهمونی بهشون. ما قرآن رو ساده به زبان تو فرستادیم، نازل کردیم، سهلش کردیم، آسونش کردیم. تا اونایی که گوش به حرف می‌دن، بشارتی که خدا تو آیات می‌ده به قرآن بشنوند و خوشحال شن، تقویت شن. اونایی هم که گوش به حرف نمی‌دن، بترسن. فرع بر اینه که اون بفهمه حرف رو تا بترسه. بفهمه حرف رو تا خوشحال شه، تقویت شه. وگرنه همون اول گفتی، اصلاً نمی‌فهمه چی داری می‌گی تا بخواد بترسه یا بخواد خوشحال شه.

«فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ Lِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ». از این مرحله بیای بیرون. بشارت بدی اونا رو «وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا». مگر این متقین یا اون دشمنان پیامبر اکرم، این‌ها اهل علم بودند؟ مگه اصطلاحات بلد بودند؟ این‌ها همون ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌ها و همین کفار و مشرکین بوده‌اند دیگه. همه‌ی این‌ها مخاطب قرآن بوده‌اند، برای همه‌ی این‌ها قرآن قابل فهم بود. منتها کاری که می‌کرد پیامبر اکرم به‌عنوان نذیر مبین، این بود که این‌ها رو بترسونه با همین آیات. می‌گفت، می‌شنیدند. بعضی‌ها می‌ترسیدند، بعضی‌ها هم این اثر براشون بار نمی‌شد. اونایی که می‌ترسیدند، یعنی زبان قرآن یه جور دیگه‌ای بود برای اونا، اونا می‌فهمیدند و اونایی که نمی‌ترسیدند، نمی‌فهمیدند؟ نه، این‌ها تو فهم و نفهمیدن فرقی با هم نداشتند، همه از لحاظ فهم معنا و مقصود قرآن یکی بودند. می‌فهمیدند معنا چیه، چی داره می‌گه. می‌گه جهنم می‌بریمتون، همه می‌فهمیدند جهنم می‌ریم دیگه. حالا یه کسی اثر می‌گرفت، می‌ترسید، گوش به حرف می‌داد، یکی نمی‌ترسید، گوش به حرف نمی‌داد.

لذا این آثاری که دنبال این آیات ذکر می‌کنه خدای متعال، لِتُبَشِّرَ، لِتُنْذِرَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ، این‌ها همه آثارش فرع بر فهمه. تا مطلب رو کسی نفهمه، اون اثری که می‌خوای براش بار نمیشه. اثری که اینجا قرآن کریم می‌خواد بار بشه، بعدِ بحث فهمه. خدای متعال طوری قرآن رو فرستاده و نازل کرده که ما در مرتبه‌ی فهم معطل نشیم. کسی از افراد بشر در فهم معطل نشه. فردا نگه من در فهم آیات مشکل داشتم و معذور بودم، لذا حجت داشته باشه بر خدا، دستش پر باشه پیش خدا. از این جهت هیچ‌کسی دستش پیش خدا پر نیست. هیچ‌کی نمی‌تونه بگه چون نفهمیدم چی گفتی گوش ندادم؛ اینو از هیچ‌کی نمی‌پذیرند. علت اینکه تو این آیات هم گفته میشه همینه.

اتمام حجت الهی از طریق تکرار آیات در سوره قمر

باز در سوره‌ی قمر چند جا خدای متعال می‌فرماید، حالا بعد و لَقَد و قسم می‌خوره، خدا نسبت به این مسئله؛ «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ». لَقَد، لام لامِ قسم. قَد، قَد تحقیق، قطعاً «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ Lِلذِّکْرِ». ما اینو خیلی ساده‌اش کردیم برای اینکه شما بیدار شید. بشنوید، می‌فهمید بیدار شید. فهمیدید، بیدار شید. «فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ». مشکل تو فهم نیست. مشکل تو بیدار شدنه. فهم معانی آیات که تازه داره خدا چی می‌گه. مشکل اینه فهمیدید، نمی‌خواید بیدار شید. تو تنبهه. تو تذکره، تو بیدار شدنه، تو... انذار و تبشیره، که آثارش واقع بشه در انسان‌ها. که بعد در بعضی میشه، در بعضی هم نمیشه. مشکل به اینجا خورده؛ یعنی مانعی در وجود انسان‌ها هست. که عده‌ای متنبه میشن، بیدار میشن، عده‌ای بیدار نمیشن. نه مشکلی در ارسال کتاب و انزال قرآن کریم و آیات قرآن است. تو اون جهت هیچ مشکلی نیست. هر چی مشکل هست، شماهاییرید. یه عده زیر بار می‌رید، یه عده زیر بار نمیرید. مانع رو خدا با همین آیات، لسانِ دگرگونیِ این‌ها، بیانِ اون مانعیه که وجود دارد در انسان‌ها. مقتضی موجود، مانع هم موجود.

مقتضی‌ش آیات بوده، که ما چطور بفرستیم. از این جهت عذری برای شما نذاشتیم. وقتی می‌گه «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ Lِلذِّکْرِ»، یعنی مقتضی کامل. از جانب ما عذری برای شما باقی نمی‌مونه. ما کارو انجام دادیم. «فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ»، شما حالا چیکار می‌کنید؟ شما وقتی متنبه نمی‌شید، مانع از وجود خودتونه که ایجاد کردید.

کامل بودن مقتضی و عدم وجود نقص در افعال خدا

پس نباید ما قرآن کریم رو طوری بیان بکنیم و طوری باهاش برخورد بکنیم که این مشکل بره سراغ مقتضی. و در کاری که خدای متعال انجام داده، خلل و اشکال و ایراد وارد بشه. وقتی اون‌جوری می‌کنیم قرآن کریم رو، گاهی متوجه نیستیم داریم به کجا... کجا رو زیر سؤال می‌بریم. چی رو داریم زیر سؤال می‌بریم. افعال خدا رو داریم زیر سؤال می‌بریم. در حالی که خود خدا تو قرآن قسم پشتِ قسم پشتِ قسم، تأکید تأکید... که ما از جانب ما هیچ مشکلی در انزال کتب و قرآن کریم و آیات وجود ندارد. هر چه مشکل هست، شماهایید. یه عده زیر بار می‌رید، یه عده زیر بار نمیرد. مانع رو خدا با همین آیات... لسانِ دگرگونیِ این‌ها، بیانِ اون مانعیه که وجود دارد در انسان‌ها. مقتضی موجود، مانع هم موجود.

این یکی از اون تعبیرا بود که قرآن کریم با این توضیحاتی که عرض شد، واضح بیان کنه که در مرحله‌ی مقتضی مشکلی نیست. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق فهم قرآن کریم رو به اون نحو صحیحی که خودش خواسته به ما عنایت کنه. ان‌شاءالله نثار ارواح طیبه‌ی خاتم انبیاء و حضرات معصومین و علمای ربانی و شهدا و امام شهدا سه صلوات بفرستید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

گزیده

۱. هدف از نزول قرآن با زبان ساده

آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارند که در آن‌ها نسبت به ساختار کلامی، ترکیبات لفظی، جمله‌بندی و فهم معانی کلامی بحث شده است تا ویژگی‌های زبان و مخاطبان آن تبیین گردد. یک دسته از این آیات، به موضوع سهل و آسان بودنِ فهم معانی قرآن کریم و مقاصد آن می‌پردازند و تصریح می‌کنند که پی‌ بردن به مقاصد خدا در آیات، سخت و سنگین نیست. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ»؛ یعنی ما این قرآن را سهل قرار دادیم. مفهوم «یَسَّرَ» به معنای سهل و آسان کردن است و این نشان می‌دهد که خداوند قرآن را از سختیِ اولیه درآورده و آن را آسان نموده تا فهم مقصود و معنای آیات برای همگان روان و ممکن گردد.

۲. ضرورت تنزل کلام الهی برای درک بشر

قرآن کریم کلام خداوند است و صفات و علم الهی، حدّ محدود و پایینی ندارد، بلکه عظمت نامحدود دارد. حال اگر خدای متعال می‌خواست با انسان‌ها به همان مقام نامحدودِ خدایی و با علم و حکمت مطلق خود حرف بزند، هیچ‌کسی هیچ‌چیزی از آن متوجه نمی‌شد. به همین دلیل، خداوند کلام خود را تنزل داد و آن را پایین آورد تا برای عموم انسان‌ها قابل فهم گردد. این اقدام دقیقاً مانند عالمی است که با وجود داشتن علم تخصصی، برای ارتباط با مردم اصطلاحات پیچیده را ساده می‌کند؛ یا مانند مادری است که برای فهماندن یک واقعیت سنگین به فرزندش، آن را انقدر محسوس و ساده بیان می‌کند تا کودک بتواند به راحتی آن را درک نماید.

۳. معنای حقیقی «انزلناه» و تنزل قرآن

یکی از تعابیر کلیدی که در قرآن کریم نسبت به خود قرآن به کار رفته، واژه «أَنْزَلْنَاهُ» یا «تَنْزِیل» است. ماده‌ی نَزَلَ، انزال و تنزل در امور غیرمادی به این معناست که خداوند این کلام را از آن مرتبه‌ی والایی که به عنوان کلام الهی داشت، مرتبه به مرتبه تنزل داد و پایین آورد تا برای انسان‌ها قابل فهم باشد. خداوند در قرآن می‌فرماید ما سطح بالا و پیچیده با شما حرف نزدیم، بلکه کلام را پایین آوردیم تا جایی که در حدّ فهم شما باشد؛ یعنی «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ». بنابراین، تعابیر تنزیل و انزال در آیات، همگی ناظر بر همین حقیقت است که کلام الهی پایین آورده شده تا جامعه معطل فهم معانی آن نماند.

۴. ملموس کردن صفات نامحدود الهی

خداوند متعال برای اینکه به بشر بفهماند علم بی‌انتها دارد و هیچ‌چیزی از دایره‌ی علم الهی خارج نیست، از همان تعابیر و حس‌های رایج انسان‌ها استفاده کرده و می‌فرماید خدا «سمیع» و «بصیر» است؛ یعنی شنوا و بیناست. از آنجا که شنیدن خداوند مانند انسان‌ها با اعضا و جوارح نیست، به کار بردن این مفاهیم در واقع نوعی تنزل دادن کلام است. خداوند آن واقعیت نامحدود را پایین آورده تا برای ما محسوس گردد؛ دقیقاً مانند زمانی که می‌خواهید برای یک کودک واقعیتی سنگین را ساده‌سازی کنید. قرآن کریم در مرتبه‌ی علم الهی عظمت والایی دارد و بلندمرتبه است: «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ»، اما برای درک بشر تنزل یافته است.

۵. حکمتِ زدن مثال‌های ساده در قرآن

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ». ما کلام را پایین آوردیم و برای شما مثال‌های گوناگون از پشه و مگس زدیم تا هدایت‌بخش و مفید باشد. در صدر اسلام بعضی‌ها همین مثال‌ها را مایه‌ی دست‌ انداختن قرآن قرار می‌دادند که چرا قرآن مثال پشه زده است؟ اما خداوند آیه نازل کرد که: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا»؛ یعنی خداوند از بیان این حقایق خجالت نمی‌کشد. این مثال‌های ساده به این دلیل است که قرآن انقدر پایین آورده شده تا مردم مقصود را خوب بفهمند و در مرتبه علم الهی که «لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ» است، معطل درک عبارات نمانند.

۶. تفاوت میانِ «فهم آیات» و «بیدار شدن دل‌ها»

خداوند متعال در آیات می‌فرماید: «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ». ما در فهم و فهمیدن آیات برای بشر کم نگذاشته‌ایم و قرآن را طوری نازل کرده‌ایم که همگان آن را بفهمند، اما هدف نهایی این است که انسان‌ها به «تذکر» برسند. تذکر و متنبه شدن، مربوط به وادی عمل و بیدار شدن از خواب غفلت است، نه غرق شدن در فهم معنای اولیه. این مخاطب، همه‌ی انسان‌ها اعم از خوب و بد، مانند سلمان و ابوذر یا ابوجهل و ابوسفیان را شامل می‌شود؛ چرا که کلام برای همگان قابل فهم است. پس هدف اصلی قرآن این است که همه با شنیدن آن بیدار شوند و در مرحله‌ی فهمِ کلام معطل نمانند.

۷. مخاطبان عام قرآن؛ از متقین تا سرکشان

خداوند می‌فرماید: «فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا». هدف این است که همه‌ی مخاطبان، آیات را بشنوند؛ آنان که گوش به حرف می‌دهند و جزء متقین هستند بشارت یابند و آنان که در دشمنی و لجاجت هستند، انذار شوند. اثر بخش بودنِ این تبشیر و تنذیر، فرع بر فهم کلام است؛ یعنی ابتدا باید حرف را بفهمند تا بتوانند از آن اثر بگیرند، بترسند یا خوشحال شوند. مخاطبان قرآن لزوماً اصطلاحات علمی بلد نبودند، بلکه انسان‌های عادی جامعه بودند که معنای اولیه آیات را کاملاً درک می‌کردند. پیامبر اسلام نیز به عنوان «نذیر مبین»، با همین آیاتِ قابل فهم، به هدایت، تبشیر و انذار مردم می‌پرداختند.

۸. اتمام حجت الهی با تسهیل کلام

خداوند متعال طوری قرآن را فرستاده و نازل کرده است که هیچ‌کس از افراد بشر در مرتبه‌ی فهم اولیه آن معطل نشود. فردا روزی هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که من در فهم معانی آیات مشکل داشتم، معذور بودم و به این ترتیب در پیشگاه الهی حجت بیاورد. از این جهت عذر هیچ‌کس پذیرفته نیست و کسی نمی‌تواند بگوید چون نفهمیدم چه گفتی، گوش ندادم. در سوره‌ی مبارکه قمر نیز خداوند چندین‌ بار با قسم و تأکید مکرر می‌فرماید: «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ»؛ یعنی ما قطعاً قرآن را برای بیداری شما آسان کردیم. پس مقتضیِ هدایت کاملاً از سوی خداوند آماده شده است.

۹. مانع اصلی هدایت، در درون خود انسان‌هاست

بر اساس آیات سوره‌ی قمر، مشکل انسان‌ها در فهمیدن معانی آیات نیست، بلکه مشکل در بیدار شدن، متنبه شدن و تذکر یافتن است. خداوند مقتضیِ هدایت را کامل کرده و می‌فرماید قرآن را برای یادآوری آسان کردیم، اما سؤال این است که چه کسی حاضر است بیدار شود؟ «فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ». مانع اصلی هدایت، در ارسال کتاب و انزال قرآن نیست، بلکه مانعی است که در وجود خود انسان‌های غافل قرار دارد که زیر بار حق نمی‌روند. مقتضیِ هدایت از جانب خداوند کاملاً موجود است، اما مانع نیز از طرف انسان‌ها وجود دارد؛ بنابراین هرچه مشکل هست از جانب خود انسان‌ها و غفلت آن‌هاست.

۱۰. مسئولیت انسان در برابر پیام واضح قرآن

ما نباید قرآن کریم را طوری تبیین کنیم که خلل و اشکال به کار خداوند متعال و مقتضیِ هدایت وارد شود. خداوند در قرآن با قسم‌ها و تأکیدهای مکرر روشن کرده است که از جانب او هیچ مشکلی در انزال کتاب و واضح بودن آیات وجود ندارد. خداوند کار خود را به بهترین نحو انجام داده و قرآن را به زبان خود مردم فرستاده است تا در مرتبه‌ی فهم معطل نشوند و فردا عذری نداشته باشند. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید چون متوجه نشدم، گوش ندادم. خداوند اتمام حجت کرده است، پس اگر اثری از تبشیر، تنذیر و تذکر در کسی بار نمی‌شود، مانع در درون خود اوست، نه در کلام واضح الهی.

فهرست

1️⃣ تبیین ساختار کلامی و زبان قرآن

◽️ هدف از نزول آیات مربوط به ترکیبات لفظی و جمله‌بندی

◽️ حقیقتِ سهل و آسان بودنِ فهم معانی و مقاصد آیات

2️⃣ ضرورت تنزل کلام برای درک بشر

◽️ نامحدود بودن عظمت صفات، علم و حکمت الهی

◽️ ساده‌سازی مفاهیم عالی کلام، مانند تشبیه به قصه‌گویی برای کودک

3️⃣ مفهوم حقیقی انزال و تنزیل قرآن

◽️ مادی نبودن بالا و پایین در کلام الهی

◽️ تنزل مرتبه به مرتبه‌ی عبارات برای جلوگیری از معطلی بشر در فهم

4️⃣ حکمتِ ملموس کردن صفات الهی و مَثَل‌های قرآنی

◽️ چرایی به کار رفتن تعابیر «سمیع» و «بصیر» برای خداوند

◽️ تبیین علت بیان مثال‌های ملموسِ پشه و مگس در آیات

5️⃣ فرع بودن تبشیر، تنذیر و تذکر بر فهم کلام

◽️ هدف نهایی قرآن؛ عبور از فهم اولیه و رسیدن به وادیِ عمل

◽️ بشارت به متقین و انذار دشمنانِ لجوج پس از درک معنا

6️⃣ اتمام حجت خداوند در تسهیل کلام

◽️ مقتضیِ کامل هدایت و عدم وجود عذر در نفهمیدن عبارات

◽️ تکرار قسم پشتِ قسم در سوره قمر برای هوشیاری بشر

7️⃣ مانع هدایت در درون انسان‌ها

◽️ کامل بودن مقتضی از جانب خدا و وجود مانع در دل‌های غافل

◽️ مسئولیت انسان‌ها در برابر عدم تنبّه و بیداریِ دل فرستاده شده است

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه سوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی