🎧 شرح صحیفه سجادیه (جلسه دوم)
صوت کامل سخنرانی
1401/03/04
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (جلسه دوم) 

🔶 انشاء دعا تنها راه ارتباطیِ امام سجّاد (ع) با شیعیان در شرایط خفقان! 

◽️اهمیت دعا در آیات قرآن کریم! 

◽️قرآن کریم برای «ترک دعا» وعدهٔ عذاب داده لذا ترک دعا، گناه کبیره است!

🔹اگر می‌خواهیم مورد توجّه خداوند متعال قرار گیریم، باید «اهل دعاکردن» باشیم!

📖امام سجّاد (ع) : چند چیز باارزش هست که اگر خداوند نمی‌فرمود هیچ کسی ارزش آنرا نمی‌فهمید و انجام نمی‌داد...

🔰دو نوع دعا داریم: 
1️⃣دعا خواندن
2️⃣دعا کردن؛ 
✅آثار مهمّی که برای دعا ذکر کرده اند مربوط است به دعا کردن یعنی دعای با توجّه و حضور قلب نه لقلقه لسان!

📖واجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ
 ▫️در معنویات قانع نباشیم؛ از خدا بخواهیم اینقدر جلو برویم که رودست نداشته باشیم!

🎧 شرح صحیفه سجادیه (جلسه دوم)

🎧 شرح صحیفه سجادیه (جلسه دوم) 

🔶 انشاء دعا تنها راه ارتباطیِ امام سجّاد (ع) با شیعیان در شرایط خفقان! 

◽️اهمیت دعا در آیات قرآن کریم! 

◽️قرآن کریم برای «ترک دعا» وعدهٔ عذاب داده لذا ترک دعا، گناه کبیره است!

🔹اگر می‌خواهیم مورد توجّه خداوند متعال قرار گیریم، باید «اهل دعاکردن» باشیم!

📖امام سجّاد (ع) : چند چیز باارزش هست که اگر خداوند نمی‌فرمود هیچ کسی ارزش آنرا نمی‌فهمید و انجام نمی‌داد...

🔰دو نوع دعا داریم: 
1️⃣دعا خواندن
2️⃣دعا کردن؛ 
✅آثار مهمّی که برای دعا ذکر کرده اند مربوط است به دعا کردن یعنی دعای با توجّه و حضور قلب نه لقلقه لسان!

📖واجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ
 ▫️در معنویات قانع نباشیم؛ از خدا بخواهیم اینقدر جلو برویم که رودست نداشته باشیم!

متن

مقدمه و بستر تاریخی صحیفۀ سجادیه

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد (علیه‌السلام)  و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

وجه بارز کتاب صحیفۀ سجادیۀ امام سجاد (علیه‌السلام)، دعا بودن آن است. در شرایطِ بعد از واقعۀ عاشورا، شیعه در معرض خطر جدی قرار گرفت؛ چرا که حکومت از جانب شیعه و با قیام امام حسین (علیه‌الصلاة‌والسلام) آسیب دیده بود و این باور در آن‌ها ایجاد شده بود که شیعیان اگر زمینه‌ای فراهم بشود، قیام می‌کنند و به هیچ قیمتی هم نمی‌شود آن‌ها را سر جایشان نشاند؛ چون هم قیام امام حسین (علیه‌السلام) پیش آمده بود و هم بعد از آن، قیام‌های بعدی پیش آمد. این حساسیت زیاد شد؛ لذا اصل و کیان شیعه در معرض خطر و در معرض نابودی قرار گرفت. ممکن بود کلاً حکومت‌ها تصمیم بگیرند این کیان شیعه را کلاً از بین ببرند.

تقیه در عصر امام سجاد (ع) و احیای معارف شیعه

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) و شرایطی که در زمان ایشان حاکم شد، ایشان را به همان سمت برد؛ شرایط، شرایطِ تامی بود برای تقیه. دیگر در هیچ برهه‌ای در زمان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به این شدت، تقیه حاکم نشد؛ خیلی شدید. ارتباط ایشان هم با شیعیان دیگر به آن شکل و شمایلی که بعدها امام باقر (علیه‌السلام) و امام صادق (علیه‌السلام) پیدا کردند نبود، بلکه خیلی ضیق و تنگ بود.

ایشان از راه دعا آن ارتباط را با شیعیان حفظ کردند و آن مسائلی را که شیعیان نیاز داشتند، یادشان دادند؛ مسائل مهمی که می‌بینید کتابی به جامعیت صحیفه در این بُعد وجود ندارد؛ در این بُعد که محل بحث و صحبت ما است. لذا ایشان این فرصت را غنیمت شمردند و به این شکل، برای شیعیان وسیلۀ خیرات را فراهم کردند. اهل‌بیت (علیهم‌السلام) این‌جوری بودند؛ دست و پایشان هم که بسته می‌شد، یک راهی پیدا می‌کردند برای این‌که آن حرف‌هایی را که باید برسانند، به شیعیان برسانند.

حالا ما ممکن است مقداری دست و پایمان بسته بشود یا امکاناتی نباشد، زود می‌گوییم امکاناتی نیست، شرایطی نیست، برویم بنشینیم گوشۀ خانه و کاری نکنیم؛ اما ایشان وقتی دیدند آن شرایطِ سخت و سنگین هست که نمی‌شود به آن شکلِ راحت و آزاد، آن چیزی که لازم است گفته بشود، این راه را انتخاب کردند و از این راه فعالیتشان را انجام دادند. شرایط خیلی سخت بود؛ حتی به سمتی پیش رفت که شیعیان بسیاری از احکام و مسائل دینی‌شان را دیگر تقریباً بلد نبودند و از جناح مقابل و کسانی که خودشان را اهل‌سنت می‌دانستند، مسائل را می‌گرفتند و متأثر از آن‌ها بودند. لذا شیعیان در زمان امام باقر (علیه‌السلام) در بسیاری از مسائل دینی‌شان تابع آن‌ها بودند و از آن‌ها یاد گرفته بودند و مسائل دینی شیعه از بین رفته بود. آن شرایط حاکم شده بود؛ خیلی شرایط سخت و سنگینی بود و چاره‌ای هم نبود.

تبیین جایگاه حقیقی دعا و رد تحلیل‌های تک‌بعدی

ایشان این راه را انتخاب کردند؛ البته این‌که می‌گوییم این راه را انتخاب کردند، نه این‌که به تحلیل بعضی‌ها بیاییم بگوییم که ائمه (علیهم‌السلام) را از آن بُعد عبادی و معنوی‌شان تنزل بدهیم و یا آن‌ها را آدم‌های صرفاً سیاسی و با سیاست و نقشه و این چیزها معرفی کنیم، نه؛ باید مراقبت کرد. ما اگر خودمان هم سیاسی هستیم یا بینش سیاسی داریم، زود اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را نیاریم در چارچوب فکر خودمان و آن‌جوری تحلیل کنیم. نه، آن چیزی را که شرایط ایجاب می‌کرد و باعث می‌شد که انجام بدهند، انجام می‌دادند؛ بر حسب آن شرایطی که بود.

به چه شکلی؟ چطور؟ باب تقیه باز بود؛ از آن راه، آن چیزی را که می‌شد و شرایطش بود، یاد می‌دادند. دعا هم که این صحیفه غالباً دعا دارد، نه این‌که تصور کنیم ایشان با دعا نشسته و همان بُعد سیاسی و نقشه و این‌ها را به وسیلۀ دعا صرفاً خواسته انجام بدهد، نه؛ دعا هم به عنوان بالاترین عبادت‌ها مطرح است و باید به آن توجه داشت. این شرایط ایجاب کرد که ایشان این دعا کردن و بهترین دعاها را به بهترین شکل به ما یاد بدهند؛ در سایر ائمه (علیهم‌السلام) این‌طور به این شدت و قوت به ما یاد ندادند. آن‌جا خیلی شرایط گاهی جور دیگری بود و باید مسائل دیگری مطرح می‌شد؛ این دعا و چه دعا کردن و چه از خدا خواستن را ایشان به ما یاد دادند.

اهمیت و جایگاه دعا در قرآن کریم

دعا خودش بالاترین عبادت‌ها است. در خود قرآن کریم زیاد از دعا حرف زده شده؛ اما بعضی تعابیر در قرآن کریم خیلی تعابیر پرمغز و محتوایی هست نسبت به دعا و اهمیت آن که جا دارد اشاره کنیم.

در یکی از آن آیات قرآن کریم، خدای متعال می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». ای پیغمبر، به همه بگو این را؛ که اگر اهل دعا نباشید و دعا نکنید، هیچ قدر و منزلت و شرف و ارزش و اعتباری پیش خدا ندارید. «مَا يَعْبَأُ» یعنی خدا به شما اعتنا نمی‌کند. اعتنا به چه کسی نمی‌کنند؟ به کسی که ارزشی ندارد؛ نه خودش، نه وجودش، نه حرفش، نه خواسته‌هایش، هیچ‌چیزش ارزشی ندارد. آدم به کسی که هیچ ارزشی در نظرش ندارد، اعتنایی نمی‌کند و برایش ارزشی قائل نیست. آدم به کسی اعتنا می‌کند، برایش کاری انجام می‌دهد، توجه می‌کند، وقت می‌گذارد و عنایت به او دارد که ارزش و منزلت و جایگاهی در ذهن انسان داشته باشد؛ اما آن‌که ارزش و منزلت ندارد، آدم اعتنایی به او نمی‌کند. خدای متعال هم این‌طوری دارد بیان می‌کند که اگر شما اهل دعا نباشید و دعا نکنید، خدا «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ»؛ اعتنایی به شما نمی‌کند.

یا در آیۀ شریفۀ دیگری، خدای متعال می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». خدای متعال دستور داده، فرموده دعا کنید، حرف بزنید، از من چیزی بخواهید تا جوابتان را بدهم. همین‌طور من خیلی درها را به رویتان می‌بندم؛ خیلی درها هست که با دعا می‌توانید بازش کنید. اجابت می‌خواهید در دعاتان، در خواسته‌هاتون، راهش دعا است؛ این‌که دهان را ببندد آدم و نخواهد از خدا، خدا هم نمی‌دهد.

ترک دعا به عنوان یکی از گناهان کبیره

بعد در ادامۀ آیه خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ». این‌هایی که تکبر دارند و دعا نمی‌کنند. تعبیر به تکبر شده؛ یعنی دعا نکردن را خدای متعال مصداق تکبر حساب کرده است؛ مستکبر است. این‌هایی که استکبار دارند و متکبرند در دعا و دعا نمی‌کنند و این رابطه را با خدا ندارند، این‌ها اهل جهنمند؛ در قیامت ذلیلانه وارد جهنم می‌شوند.

خب این نشان می‌دهد که دعا کردن از واجبات شرعیه هست که وقتی ترک بشود، ترکش حرام است. وقتی بر چیزی وعدۀ عذاب می‌دهند، یکی از راه‌های شناخت محرمات در قرآن کریم همین است؛ آن‌هایی که به آن وعدۀ عذاب می‌دهند، راه شناخت گناهان کبیره همین است، یکی‌اش همین است که وعدۀ عذاب می‌دهند. یکی از چیزهایی که خدا در قرآن وعدۀ عذاب داده، ترک دعا است؛ لذا ترک دعا از گناهان کبیره هست. اگر آدم در یک شرایطی قرار گرفت که مطلقاً هیچ ارتباط دعایی با خدا ندارد، با خدا دعا نمی‌کند و هیچ‌چیز از خدا نمی‌خواهد، این مرتکب یک گناه کبیره‌ای می‌شود و خدای متعال وعده عذاب داده است.

در این آیۀ شریفه خدا در قسمت اول دستور می‌دهد، امر می‌کند که دعا کنید؛ در قسمت دوم می‌فرماید: «يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي»، به جای این‌که تعبیر به دعا بکند، تعبیر به عبادت کرده است. این‌طوری فرمود: دعا کنید، از من چیزی بخواهید تا اجابتتان کنم؛ چون کسانی که تکبر دارند و عبادت نمی‌کنند من را، جهنم می‌روند. صحبت از دعا بود اول، دستور به دعا بود، بعدش چه شد؟ فرمودند که آن‌هایی که تکبر دارند و عبادت نمی‌کنند من را، می‌روند جهنم. این دعا را این‌جا در فقرۀ دوم، قسمت دوم، خدای متعال به عنوان عبادت حساب کرده، به عنوان عبادت تعبیر کرده است؛ یعنی عبادت، از مصادیق بزرگ و عمده و مهمش همین دعا است. این‌جا دیگر دوباره نگفت دعا، آمد همین عبادت؛ اما مصداق این عبادتی که این‌جا خدای متعال می‌فرماید اگر تکبر ورزیدی جهنمی هستی، مصداقش همین دعا کردن است. لذا اصل دعا از عبادات بزرگ [است و] ترکش گناه کبیره [محسوب می‌شود].

مثلاً کسی که هیچ ارتباطی به خدا ندارد، نماز نمی‌خواند، هیچ کاری انجام نمی‌دهد، این غیر از این‌که خب نماز نمی‌خواند، هیچ کار خیری انجام نمی‌دهد و گناه نماز نخواندن و این‌ها را دارد، همین‌ که چون دعا هم نمی‌کند، این گناه را هم دارد؛ چون لااقل همه با نماز دعا می‌کنند. در خود نماز خدای متعال دعا قرار داده است؛ هم قنوت مستحب است آدم بگیرد که معمولاً قنوت می‌گیرند و دعا می‌کنند، هم در خود سورۀ حمد دعا می‌کنند؛ دعا می‌کنند و از خدا می‌خواهند بروند صراط مستقیم. حالا آن‌که نماز نمی‌خواند و هیچ ارتباط دعایی هم با خدا ندارد، از این جهت هم یک گناه کبیره‌ای انجام می‌دهد.

لااقل اگر نماز هم نمی‌خواند، باید به او یاد داد دعا را؛ و این‌که این ارتباطت را با خدا لااقل قطع نکن، دعا کردن را ترک نکن. یعنی خیلی هم با خدا میانه‌ات بد باشد، اما گاهی از خدا یک چیزی بخواه؛ چون اگر نخواهد انسان از خدا چیزی، این خطر هست، این گناه کبیرۀ بزرگی هست و این خطرناک است. خدای متعال این لطف را کرده، در خود نمازی که به ما واجب کرده این را قرار داده است؛ هم در قنوت، هم در قسمت‌های دیگرش، که لااقل ما با نمازی که می‌خوانیم با یک تیر دو نشان بزنیم؛ هم نمازمان را می‌خوانیم هم دعا را، هم آن دستور را اطاعت کرده‌ایم هم آن دستور را. اما کسی که نماز نمی‌خواند و هیچ دعایی هم نمی‌کند، هر دو تا را خراب کرده است.

کلام امام سجاد (ع) در تبیین عجز عقل از درک برکات عبادات

خود امام سجاد (علیه‌السلام) در جای دیگری از صحیفه همین مطلب را اشاره کرده‌اند؛ ایشان در دعای وداع ماه مبارک می‌فرمایند که: «وَ أَنْتَ الَّذِي دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَيْبِكَ وَ تَرْغِيبِكَ الَّذِي فِيهِ حَظُّهُمْ عَلَى مَا لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ أَبْصَارُهُمْ وَ لَمْ تَعِهِ أَسْمَاعُهُمْ وَ لَمْ تَلْحَقْهُ أَوْهَامُهُمْ». خدایا، تو با کلامت و با تشویقت در قرآن کریم یک چیزی را به بنده‌هایت یاد دادی؛ چیزهایی را به بنده‌هایت یاد دادی که اگر یادشان نمی‌دادی، خلاصه‌اش این بود که این‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمیدند چنین چیزی را؛ و تو این لطف را کردی و این را به این‌ها یاد دادی. ما بودیم و خودمان و عقلمان و فهممان؛ چند تا چیز هست ایشون می‌فرماید هیچ‌وقت عقل و ذهن و فکرتان به این‌ها نمی‌رسید، این‌طور عباداتی را هیچ‌ وقت ملتفت نبودید و انجام نمی‌دادید. عقل درک نمی‌کند ارزش این‌ها را بدون این‌که دین به آن بگوید؛ خودش نمی‌فهمد، ناقص است.

یاد و شکر الهی؛ آموزه‌های فراتر از عقل بشری

یکی از آن چیزها که ایشان اشاره می‌فرماید که اگر یاد نمی‌دادی نمی‌دانستند و نمی‌فهمیدند، «فَقُلْتَ اذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لَا تَكْفُرُونِ» است. یکی یاد خدا بود. اگر ما [بودیم] و خود خدا به وسیلۀ دین دستور به یاد خدا نداده بود، خدا را به ما معرفی نکرده بود و یاد خدا را یاد نداده بود، کسی با عقلش که به فکر نمی‌افتاد که باید یک برنامه‌ای داشته باشیم در کنار کارهایمان به نام یاد خدا. هیچ‌کسی یک چنین چیزی مطلقاً به مخیله‌اش نمی‌گنجید. همه‌اش فکرمون می‌رفت در این کارهای روزمره‌مان که یک کارهایی را بکنیم یا نکنیم؛ اما این‌که باید غیر از این‌ها و منهای این‌ها، یک برنامه‌ای و وقتی هم داشته باشیم مال یاد خدا، این را هیچ‌کسی به عقلش نمی‌رسید.

یکی دیگر شکر خدا است؛ شکر هم همین‌طور. چون هیچ‌کسی اگر خدا خودش را معرفی نمی‌کرد، با خدا آشنا نبود و عنایت نداشت به خدا. لذا سپاسگزار از چه کسی بود؟ غربی‌ها که خدا را حذف کردند، این‌ها هیچ‌وقت ارتباط سپاسگزاری با خدا ندارند؛ هیچ تشکری از خدا ندارند. ممکن است از همدیگر تشکر کنند، اما همه چیز را در همین ارتباطات ظاهری و مادی می‌بینند. ماورای این، فوق این، ارتباط دیگری نمی‌بینند که ما هستیم و غیر از بنده‌های خدا، خودِ خدا؛ از او هم باید سپاسگزاری کنیم. لذا آن‌هایی که خدا را گذاشتند کنار و دین را گذاشتند کنار، هیچ‌وقت یاد خدا در کارهایشان نیست، هیچ‌وقت شکر خدا در کارهایشان نیست. و قلت «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ»؛ مسألۀ شکر.

دعا؛ نام دیگر عبادت و مذمت ترک آن

مسألۀ بعدی که ایشان اشاره می‌فرماید همین مسألۀ دعا است: «وَ قُلْتَ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ». دعا کنید؛ یک ارتباط را با من برقرار کنید، از من بخواهید تا من جوابتان را بدهم. همین شرط و جزا، همین شرط و جوابش کفایت می‌کند. راهِ این‌که درِ توجه خدا به روی انسان باز باشد، دعا کردن است. آن در را باز کنیم.

«إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ». این‌هایی که تکبر دارند و عبادت من را نمی‌کنند، یعنی دعا نمی‌کنند، قطعاً وارد جهنم می‌شوند ذلیلانه؛ و سبک، آن‌ها را وارد جهنم می‌کنند. بعد ایشان فرمودند: «فَسَمَّيْتَ دُعَاءَكَ عِبَادَةً». خدایا، دعا کردنِ بنده‌هایت تو را، آن را اسمش را گذاشتی عبادت؛ اصلاً تعبیر به عبادت کردی که بفهمانی دعا، عبادت است. «وَ تَرْکَهُ اسْتِکْبَاراً»؛ ترک دعا را تکبر حساب کردی و هیچ توجیهی هم نمی‌پذیری. تارک دعا، متکبر است. «وَ تَوَعَّدْتَ عَلَى تَرْکِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»؛ خودت وعده دادی که اگر کسی ترک کرد، جهنم می‌رود ذلیلانه و با حقارت و پستی به سمت جهنم می‌برندش. این یک مسألۀ مهمی است نسبت به دعا؛ اصل دعا عبادت بزرگ هست، مسألۀ مهمی است تا جایی که شده از خط‌های قرمز خدا؛ یعنی ترک دعا می‌شود گناه کبیره.

تفاوت مبنایی «دعا خواندن» و «دعا کردن»

باز در کتاب کافی ما بابی داریم، بخشی داریم و ایشان قرار داده‌اند در این کتاب به نام «کتاب الدعا». در این بخش، روایاتی را که درباره دعا و شرایطش و ارزش و فضیلت و آثارش هست، ایشان آورده‌اند و روایات را، تعدادی‌اش را آورده‌اند. یک چند تایی‌اش را عرض می‌کنیم که اهمیت دعا کردن بیشتر برایمان معلوم بشه، بدانیم چقدر دعا کردن مهم است.

دعا هم قبلاً عرض شد دو حالت دارد؛ یک، آن چیزی که الان مرسوم است؛ یک دعا خواندن است که ما می‌نشینیم فلان دعا را، فلان دعا را از توی مفاتیح می‌خوانیم. این دعا خواندن است. دعا که این‌جا گفته می‌شود، دعا کردن است. در دعا خواندن ممکن است آدم هیچ توجهی نداشته باشد، غافل باشد؛ مثل آدم‌ها شب‌های جمعه دعای کمیل می‌خوانند، نصف بیشترش، همه‌اش، کمتر، بیشتر، اصلاً حواسشان نیست، فقط جملات دعا را ممکن است تکرار کنند و بخوانند، اما اصلاً ملتفت نیستند دارد چه می‌گوید به خدا. مثل یک عبارات عربی می‌خواند و حالا ممکن است توجهی بکند، نکند، گریه بکند، نکند. این، آن دعایی که الان داریم حرفش را می‌زنیم نیست. آن دعا که این‌جا گفته می‌شود و صحبت از آن است، دعایی است که انسان در حال توجه دارد.

آن کسی که گرفتاری‌ای دارد، وقتی دعا می‌کند چطور توجهی دارد به خدا؟ ما خودمان همه‌مان تجربه داریم یا پیدا خواهیم کرد بالاخره؛ یک شرایطی را که در آن شرایط دعا کردیم، از خدا چیزی خواستیم و همۀ توجهمان هم در آن شرایط به خدا بوده و واقعاً آن چیز را می‌خواستیم؛ آن را به آن می‌گویند دعا. دعا آن‌جایی است که قلب انسان و ذهن و روح انسان همراه است با آن چیزی که در زبان از خدا می‌خواهد؛ همراه باشد می‌شود دعا. این فضائلی که گفته می‌شود برای دعا، منظور همان است به عنوان یک کاری که با قصد و اراده و توجه انجام بشود. اما کاری که بدون توجه و قصد انجام می‌شود، آن هرچند به آن ثواب داده‌اند، اما آن مصداق این موارد به این شکل نیست؛ مگر هر جایش که در آن توجه باشد. آن همین قدر به آن ثواب می‌دهند، اما آن دعایی که این آثار مهم را برایش گفته‌اند نیست.

پس ما دو مسأله داریم؛ یک دعا خواندن، دعای کمیل را همین‌طور از رویش بخواند برود آدم؛ یکی دعا کردن، به زبان فارسی، عربی، هرچه می‌خواهد، آن حاجتش را از خدا می‌خواهد.

نقش قرآن و اهل‌بیت (ع) در تعالی افق خواسته‌های انسان

منتها چون ما مادی هستیم، اگر ما بودیم و خودمان، وقتی می‌خواستیم دعا کنیم همه‌اش دعایمان مادی بود، همه‌اش چیزهای پایین از خدا می‌خواستیم. لذا اهل‌بیت این لطف را به ما کردند و خود خدای متعال در قرآن کریم یک سری دعاهای خوبی را به ما یاد داد، از قول انبیا؛ که این پیغمبر این‌جا این را گفت، این پیغمبر این‌جا این را گفت. و خیلی خوب است ما درِ قرآن کریم را باز کنیم، توجه کنیم ببینیم انبیا چه دعاهایی می‌کردند. بهترین دعا، دعاهایی است که انبیا و اولیای خدا می‌کردند؛ همین دعاهایی که در قرآن است، خیلی هم جامع و پرمحتوا و مفید هست. حضرت ابراهیم خلیل‌الرحمان (علیه الصلاة و السلام) چه دعاهایی می‌کند؛ برای نسلش، ذریه‌اش، مؤمنین، نماز، همه چیز. همۀ آنچه را که از جوامع خیر می‌خواهیم، در این دعاها، دعاهای انبیا هست، در خود قرآن کریم.

بعدش هم اهل‌بیت لطف کرده‌اند دعاهای بیشتری یاد داده‌اند که در موارد بیشتری ما بدانیم چه دعاهایی، چه چیزی از خدا بخواهیم اصلاً. مثل یک کسی که می‌خواهد برود در دربار پادشاه، این می‌خواهد برود، آن‌جا آدم حواسش باشد به او می‌گوید: فلانی، کم چیزی نخواهی، یک چیز درست و حسابی بخواه. نروی آن‌جا یک چیزی که خودت هم می‌توانی جور کنی از او بخواهی؛ یک چیزی که نمی‌توانی را از او بخواه. این‌جا هم قضیه همین است؛ اهل‌بیت به ما یاد می‌دهند، خود خدا در قرآن یاد داده که وقتی از من چیزی می‌خواهید، این‌ها را بخواهید و الا خود آدم جهان‌بینی‌اش پایین است، فکرش، فهمش پایین است، همه‌اش همین چیزها را می‌خواهد. اشکال هم ندارد خواستن این چیزها؛ هیچ نباید مردم را دور کنیم از این‌که چیزهای پایین را از خدا بخواهند. حالا روایاتش را می‌خوانیم؛ پایین و بالا ندارد، کوچک و بزرگ ندارد، مهم و غیر مهم ندارد، همه چیز را باید از خدا خواست. همه‌اش را باید از خدا خواست، چه مادی چه معنوی.

منتها یک دستِ ما بود فقط می‌شد مادی؛ اما خدا این لطف را به ما کرد کم‌کم ما را برد به وسیلۀ دعا در وادی مسائل مهم‌تری، هم در زندگی مادی‌مان هم در زندگی معنوی‌مان. یک مسائلی در خود زندگی مادی به ما یاد داده‌اند دعا کنید این‌ها را از خدا بخواهید. مثلاً ذریۀ طیبه از خدا بخواهید؛ «ذُرِّيَّتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ»، مایۀ عزت و آبرو باشند برای شما. مادی است، دنیایی است، اما فکر را می‌برد این‌جوری درست می‌کند. یا خیلی دعاهایی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یاد داده‌اند به ما، خوانده می‌شود؛ این‌ها بعضی‌اش در مسائل مادی و دنیایی ذهن و فکر آدم را از این چیزهای پایین می‌برد بالا که ما اگر از خدا چیزی می‌خواهیم، هم آن پایین‌ها را بخواهیم هم آن بالاها را بخواهیم؛ اشکالی هم ندارد. این لطف را فقط به ما کرده‌اند، ذهن و فکر و اندیشۀ ما را برده‌اند بالاتر، همت ما را برده‌اند بالا که حالا که از خدا چیزی می‌خواهی، کم نخواه؛ کم نخواه، پایین، دستِ پایین نخواه، دستِ کم نگیر؛ بالا، برو بالا.

اوج بلندهمتی در کلام نورانی امیرالمؤمنین (ع)

«وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَحْسَنِ عَبِیدِکَ نَصِیباً عِنْدَکَ». خدایا، من یک جایی برسم که الانی که من دارم نفس می‌کشم روی کلۀ زمین، هیچ‌کسی از بنده‌هایت به اندازۀ من در پیشگاه تو قرب و مقام نداشته باشد؛ غیر از اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، آن‌ها بحثشان نیست، در بنده‌های معمولی، هیچ‌کسی حظ و بهره‌ای که من پیش تو دارم نداشته باشد. «وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْکَ، وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَیْکَ». من یک جایی برسم که جلوتر از من نباشد؛ این‌جور همت را می‌برند بالا که تا آن‌جا آدم سیر نشود، نگوید که حالا من خیلی چیزها را خواسته‌ام خدا به من داده، خدا را شکر، داریم همه چیز. بله، خدا را شکر؛ اما نباید قانع بشود آدم؛ چون هرچه قانع بشود عقب می‌افتد کم‌کم و باید برود جلوتر، که جایی که رودست نداشته باشد در بندگی خدا.

جمع‌بندی و دعا

حالا فرصت نیست ان‌شاءالله روایاتش هرچه‌اش فرصت شد، جلسۀ بعدی ان‌شاءالله. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند این عبادت بزرگ را انجام بدهیم و ارزش و اهمیت و آثارش بیشتر برایمان واضح بشود و در زندگی‌مان خودش را ان‌شاءالله نشان بدهد.

نثار ارواح طیبۀ همۀ کسانی که اهل دعا و ثنای الهی بودند، مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین و نثار ارواح طیبۀ علمای ربانی و شهدا و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. صحیفۀ سجادیه؛ رسانۀ شیعه در عصر خفقان تقیه

وجه بارز کتاب صحیفۀ سجادیۀ امام سجاد (علیه‌السلام)، دعا بودن آن است. در شرایطِ بعد از واقعۀ عاشورا، شیعه در معرض خطر جدی و نابودی قرار گرفت؛ چرا که حکومت از جانب شیعه و با قیام امام حسین (علیه‌السلام) آسیب دیده بود و حکومت‌ها تصمیم داشتند این کیان را کلاً از بین ببرند. در زمان ایشان، شرایطِ تامی برای تقیه حاکم شد و در هیچ برهه‌ای به این شدت نبود. ارتباط امام با شیعیان بسیار ضیق و تنگ بود؛ لذا ایشان از راه دعا آن ارتباط را با شیعیان حفظ کردند و مسائلی را که نیاز داشتند، یادشان دادند. کتابی به جامعیت صحیفه در این بُعد وجود ندارد. ایشان این فرصت را غنیمت شمردند و به این شکل، برای شیعیان وسیلۀ خیرات را فراهم کردند.

۲. خلاقیت اهل‌بیت (ع) در بن‌بست‌های سیاسی و اجتماعی

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) این‌جوری بودند؛ دست و پایشان هم که بسته می‌شد، یک راهی پیدا می‌کردند برای این‌که آن حرف‌هایی را که باید برسانند، به شیعیان برسانند. حالا ما ممکن است مقداری دست و پایمان بسته بشود یا امکاناتی نباشد، زود می‌گوییم امکاناتی نیست، شرایطی نیست، برویم بنشینیم گوشۀ خانه و کاری نکنیم؛ اما امام سجاد (علیه‌السلام) وقتی دیدند آن شرایطِ سخت و سنگین هست که نمی‌شود به آن شکلِ راحت و آزاد، آن چیزی که لازم است گفته بشود، این راه دعا را انتخاب کردند و از این راه فعالیتشان را انجام دادند. شرایط خیلی سخت بود؛ حتی به سمتی پیش رفت که شیعیان بسیاری از احکام و مسائل دینی‌شان را دیگر تقریباً بلد نبودند و چاره‌ای هم نبود، اما امام این راه را گشودند.

۳. دعا؛ بالاترینِ عبادت‌ها، نه صرفاً یک ابزار سیاسی

نباید به تحلیل بعضی‌ها بیایم و ائمه (علیهم‌السلام) را از آن بُعد عبادی و معنوی‌شان تنزل بدهیم یا آن‌ها را آدم‌های صرفاً سیاسی و با سیاست و نقشه معرفی کنیم. ما اگر خودمان هم سیاسی هستیم، زود اهل‌بیت را نیاریم در چارچوب فکر خودمان؛ بلکه آن چیزی را که شرایط ایجاب می‌کرد، انجام می‌دادند. دعا هم که این صحیفه غالباً دعا دارد، نه این‌که تصور کنیم ایشان با دعا نشسته و همان بُعد سیاسی را به وسیلۀ دعا صرفاً خواسته انجام بدهد، نه؛ دعا به عنوان بالاترین عبادت‌ها مطرح است و باید به آن توجه داشت. این شرایط ایجاب کرد که ایشان این دعا کردن و بهترین دعاها را به بهترین شکل به ما یاد بدهند؛ این دعا و از خدا خواستن را ایشان به ما یاد دادند.

۴. معیار سنجش ارزش انسان در پیشگاه الهی

دعا خودش بالاترین عبادت‌ها است. در خود قرآن کریم زیاد از دعا حرف زده شده؛ اما بعضی تعابیر در قرآن کریم خیلی تعابیر پرمغز و محتوایی هست نسبت به دعا و اهمیت آن؛ در یکی از آن آیات، خدای متعال می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». یعنی اگر اهل دعا نباشید و دعا نکنید، هیچ قدر و منزلت و شرف و ارزش و اعتباری پیش خدا ندارید. «مَا يَعْبَأُ» یعنی خدا به شما اعتنا نمی‌کند. اعتنا به چه کسی نمی‌کنند؟ به کسی که ارزشی ندارد؛ نه خودش، نه وجودش، نه حرفش، نه خواسته‌هایش، هیچ‌چیزش ارزشی ندارد. خدای متعال این‌طوری بیان می‌کند که اگر شما اهل دعا نباشید و دعا نکنید، خدا اعتنایی به شما نمی‌کند.

۵. عواقب تکبر در برابر خدا و ترک دعا

خدای متعال فرموده دعا کنید، از من چیزی بخواهید تا جوابتان را بدهم. خیلی درها هست که با دعا می‌توانید بازش کنید. بعد در ادامۀ آیه می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ». این‌هایی که تکبر دارند و دعا نمی‌کنند، متکبرند در دعا و این رابطه را با خدا ندارند، این‌ها اهل جهنمند و ذلیلانه وارد جهنم می‌شوند. خب این نشان می‌دهد که دعا کردن از واجبات شرعیه هست که وقتی ترک بشود، ترکش حرام است. یکی از چیزهایی که خدا در قرآن وعدۀ عذاب داده، ترک دعا است؛ لذا ترک دعا از گناهان کبیره هست. اگر آدم مطلقاً هیچ ارتباط دعایی با خدا نداشته باشد، مرتکب یک گناه کبیره‌ای می‌شود و خدای متعال وعده عذاب داده است.

۶. راز تمایز «دعا خواندن» با حقیقتِ «دعا کردن»

دعا دو حالت دارد؛ یک دعا خواندن است که ما می‌نشینیم فلان دعا را از توی مفاتیح می‌خوانیم. در دعا خواندن ممکن است آدم هیچ توجهی نداشته باشد و غافل باشد. فقط جملات دعا را تکرار کند، اما اصلاً ملتفت نیست دارد چه می‌گوید به خدا. این، آن دعایی که آثار مهم دارد نیست؛ دعا آن‌جایی است که انسان در حال توجه دارد. آن کسی که گرفتاری‌ای دارد، وقتی دعا می‌کند، قلب انسان و ذهن و روح انسان همراه است با آن چیزی که در زبان از خدا می‌خواهد؛ همراه باشد می‌شود دعا. دعا به عنوان یک کاری است که با قصد و اراده و توجه انجام بشود، نه کاری که بدون توجه و قصد انجام می‌شود.

۷. اوج بلندهمتی و طمعِ مثبت در بندگی خدا

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ذهن و فکر و اندیشۀ ما را برده‌اند بالاتر و همت ما را برده‌اند بالا که حالا که از خدا چیزی می‌خواهی، کم نخواه و دستِ کم نگیر؛ بالا بخواه. مانند این فراز که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یاد داده‌اند: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَحْسَنِ عَبِیدِکَ نَصِیباً عِنْدَکَ، وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْکَ، وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَیْکَ». خدایا، من یک جایی برسم که در بنده‌های معمولی، هیچ‌کسی حظ و بهره‌ای که من پیش تو دارم نداشته باشد و جلوتر از من نباشد؛ این‌جور همت را می‌برند بالا که تا آن‌جا آدم سیر نشود و در بندگی خدا قانع نباشد؛ چون هرچه قانع بشود عقب می‌افتد کم‌کم و باید برود جلوتر، که رودست نداشته باشد در بندگی خدا.

فهرست

1️⃣ صحیفۀ سجادیه؛ رسانۀ شیعه در عصر خفقان

◽️ وجه بارز کتاب صحیفه و بستر تاریخی واقعۀ عاشورا

◽️ تهدید کیان شیعه و انسداد راه‌های ارتباطی توسط حکومت

2️⃣ ابتکار عمل امام سجاد (ع) در شرایط تامِّ تقیه

◽️ حاکمیت شدیدترین دورۀ تقیه و ضیق بودن ارتباطات

◽️ انتخاب راه دعا برای آموزش احکام و حفظ کیان شیعه

3️⃣ تبیین حقیقت دعا و رد تحلیل‌های صرفاً سیاسی

◽️ پرهیز از تنزل دادن ابعاد عبادی-معنوی ائمه (ع)

◽️ اصالت دعا به عنوان بالاترینِ عبادت‌ها در پیشگاه الهی

4️⃣ جایگاه و برکات دعا در آیات قرآن کریم

◽️ معیار ارزش و اعتبارسنجی بندگان (مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي)

◽️ گشایش درهای بسته و وعدۀ تخلف‌ناپذیر اجابت الهی

5️⃣ مذمت استکبار در برابر خدا و حرمت ترک دعا

◽️ ترک دعا به عنوان مصداق تکبر و از گناهان کبیره

◽️ عواقب ذلیلانۀ تارکین دعا و ورود به آتش جهنم

6️⃣ تمایز مبنایی میان «دعا خواندن» و «دعا کردن»

◽️ آسیب‌شناسی دعا خوندنِ صوری و غفلت از مفاهیم

◽️ حقیقت دعا کردن با حضور قلب، قصد، اراده و توجه

7️⃣ تعالی همت بشری در مکتب دعایی اهل‌بیت (ع)

◽️ نقش ادعیۀ مأثوره در ارتقای جهان‌بینی و خواسته‌های مادی و معنوی

◽️ بلندهمتی در بندگی و طمعِ مثبت برای کسب بالاترین درجات قرب

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح صحیفه سجادیه (جلسه دوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی