🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه دوم)
صوت کامل سخنرانی
1401/02/31
پست

🔰در قرآن کریم دو دسته از صفات راجع به قرآن مطرح شده:
1️⃣ صفاتی که به آثار و اهدافِ قرآن مربوط است (در ضمنِ این دسته، موضوع قرآن هم طرح شده است.)

2️⃣ صفاتی که در مورد ویژگیِ خود قرآن از لحاظ «ساختار»، «معنی و مفهوم» و «مخاطب عامّ و یا خاصّ» سخن گفته.

🔶بررسی دستهٔ دوم؛
⁉️آیا فهم قرآن کریم نیاز به مقدّماتی دارد؟
✅ تنها مقدّمهٔ فهم قرآن، یادگرفتنِ زبانِ عربی است؛ (البته زبان عربیِ زمانِ نزولِ قرآن!)
❌هیچ مقدّمهٔ دیگری ندارد، بلکه معنی و مقصودش واضح و روشن است!
🔻 دلیلش تعابیری است که در شش دسته از آیات قرآن مطرح شده:
 ▫️ ۱- آیاتی که در آنها واژهٔ «مبین»، «بیّنات»، «مبیّنات» و «بیّنة» و امثال اینها آمده 
 ▫️ ۲-  آیاتی که در آنها واژهٔ «تفصیل» و مانند آن آمده مثل «نفصّل الآیات»
🔰  در علم لُغت تعابیر «بیان» و «تفصیل»، در مقابل «اجمال» و «ابهام» بیان شده؛ 
🔸لذا در قرآن برای کسی که زبان عربی را می داند، الفاظِ «مبهم» و «پیچیده» وجود ندارد! 
✅ قرآن کریم در بیان مفاهیمش، «واضح» و «آشکار» است.

▫️  ۳- آیاتی که در آنها از واژهٔ «تَیسیر» استفاده شده، مثل «لقد یسّرنا القرآن للذّکر»
✅فهمِ معانی قرآن آسان است؛ یعنی نیاز به علمِ خاصی مثل فلسفه و عرفان و... ندارد؛ بی‌نیاز از این نوع علوم است!

▫️  ۴- آیاتی که در آن تعبیر «بلِسَانِک» آمده، مثل « فانما یسّرناه بلسانک» هچنانکه نسبت به همهٔ مرسَلین چنین آمده: و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه لیبیّن لهم

▫️  ۵- تعبیر عربی بودن قرآن مثل «بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»
🔻مقصود از عربی بودن قرآن در این آیه،‌این نیست که به مردم گفته شود که قرآن عربی است! این مطلب که گفتن ندارد؛ هر کسی قرآن را باز کند می‌فهمد!
💎بلکه مانند اینست که به فرد فارسی‌‌زبانی که به سخن‌مان توجّه ندارد می‌گوئیم : دارم با شما فارسی صحبت می‌کنم...! یعنی به زبان خودت -که آنرا متوجّه می‌شوی- با تو سخن می گویم نه زبان دیگری!
🔹لذا تمام تعابیر «عربی بودن قرآن»، اشاره به «همه‌فهم بودن» و «ساده بودنِ» فهم قرآن دارد. (البته برای کسانی که به زبان عربی آشنایی دارند!)
▫️  ۶- امثال تعبیر « هدی للناس» و خطاب «یا ایها الناس» که عمومی بودن مخاطبین قرآن و درنتیجه « همه فهم بودن» آن را می فهماند.

🔰 طبق فرمایش امیر المؤمنین (ع) باید قرآن را حاکم کنیم بر خودمان (۱) و زمام فکری و عقیده‌ای‌مان را به قرآن بدهیم، قرآن می‌گوید فهمِ من، سهل و آسان است!

💬پاسخ به یک شُبهه!
⁉️اگر الفاظ قرآن واضح و روشن است چرا برخی از اصحاب، نسبت به فهم برخی آیات قرآن از حضرت (ع) سؤال می‌پرسیدند؟! 
🔻دلیلش این نبود که قرآن در «هنگام نزول» مبهم و مجمل نازل شده! 
▫️بلکه دلیلش این بود که زبان عربیِ زمان نزول قرآن،تقریباً تا زمان امام سجاد (ع) بدون تغییر باقی مانده بود ولی به تدریج و در طول زمان بخاطر فاصله‌ای که از زمانِ نازل شدن قرآن گذشته بود، تا حدّی دچار تغییراتی شد. مانند سایر زبان ها که در طول زمان،‌ تغییراتی در آنها رخ می دهد.
📖مؤیّدِ این مطلب هم روایاتی است که در آنها، امام صادق(ع)، اصحاب خود را تشویق به فراگیریِ زبانِ عربی می‌کردند! (۲)
⁉️خب چرا این کار را می‌کردند؟! آنها که زبانشان عربی بود!!
✅جهتش همین تغییر زبان بود که در طول زمان برای هر زبانی اتفاق می‌افتد!

❇️لذا برای فهم قرآن تنها مقدّمه: «یادگرفتنِ زبان عربیِ هنگام نزولِ قرآن» است!

▫️ادامه در جلسه آینده إن شاء‌ الله

---------

📖(۱)« قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ‏ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ‏ وَ يَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُه‏.» نهج البلاغة، خطبه ۸۷، ص۱۱۹
📖(۲)عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي كَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ (وَ نَطَقَ بِهِ لِلْمَاضِينَ)... وسایل الشیعه ج۶ ص۲۲۰

🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه دوم)

🔰در قرآن کریم دو دسته از صفات راجع به قرآن مطرح شده:
1️⃣ صفاتی که به آثار و اهدافِ قرآن مربوط است (در ضمنِ این دسته، موضوع قرآن هم طرح شده است.)

2️⃣ صفاتی که در مورد ویژگیِ خود قرآن از لحاظ «ساختار»، «معنی و مفهوم» و «مخاطب عامّ و یا خاصّ» سخن گفته.

🔶بررسی دستهٔ دوم؛
⁉️آیا فهم قرآن کریم نیاز به مقدّماتی دارد؟
✅ تنها مقدّمهٔ فهم قرآن، یادگرفتنِ زبانِ عربی است؛ (البته زبان عربیِ زمانِ نزولِ قرآن!)
❌هیچ مقدّمهٔ دیگری ندارد، بلکه معنی و مقصودش واضح و روشن است!
🔻 دلیلش تعابیری است که در شش دسته از آیات قرآن مطرح شده:
 ▫️ ۱- آیاتی که در آنها واژهٔ «مبین»، «بیّنات»، «مبیّنات» و «بیّنة» و امثال اینها آمده 
 ▫️ ۲-  آیاتی که در آنها واژهٔ «تفصیل» و مانند آن آمده مثل «نفصّل الآیات»
🔰  در علم لُغت تعابیر «بیان» و «تفصیل»، در مقابل «اجمال» و «ابهام» بیان شده؛ 
🔸لذا در قرآن برای کسی که زبان عربی را می داند، الفاظِ «مبهم» و «پیچیده» وجود ندارد! 
✅ قرآن کریم در بیان مفاهیمش، «واضح» و «آشکار» است.

▫️  ۳- آیاتی که در آنها از واژهٔ «تَیسیر» استفاده شده، مثل «لقد یسّرنا القرآن للذّکر»
✅فهمِ معانی قرآن آسان است؛ یعنی نیاز به علمِ خاصی مثل فلسفه و عرفان و... ندارد؛ بی‌نیاز از این نوع علوم است!

▫️  ۴- آیاتی که در آن تعبیر «بلِسَانِک» آمده، مثل « فانما یسّرناه بلسانک» هچنانکه نسبت به همهٔ مرسَلین چنین آمده: و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه لیبیّن لهم

▫️  ۵- تعبیر عربی بودن قرآن مثل «بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»
🔻مقصود از عربی بودن قرآن در این آیه،‌این نیست که به مردم گفته شود که قرآن عربی است! این مطلب که گفتن ندارد؛ هر کسی قرآن را باز کند می‌فهمد!
💎بلکه مانند اینست که به فرد فارسی‌‌زبانی که به سخن‌مان توجّه ندارد می‌گوئیم : دارم با شما فارسی صحبت می‌کنم...! یعنی به زبان خودت -که آنرا متوجّه می‌شوی- با تو سخن می گویم نه زبان دیگری!
🔹لذا تمام تعابیر «عربی بودن قرآن»، اشاره به «همه‌فهم بودن» و «ساده بودنِ» فهم قرآن دارد. (البته برای کسانی که به زبان عربی آشنایی دارند!)
▫️  ۶- امثال تعبیر « هدی للناس» و خطاب «یا ایها الناس» که عمومی بودن مخاطبین قرآن و درنتیجه « همه فهم بودن» آن را می فهماند.

🔰 طبق فرمایش امیر المؤمنین (ع) باید قرآن را حاکم کنیم بر خودمان (۱) و زمام فکری و عقیده‌ای‌مان را به قرآن بدهیم، قرآن می‌گوید فهمِ من، سهل و آسان است!

💬پاسخ به یک شُبهه!
⁉️اگر الفاظ قرآن واضح و روشن است چرا برخی از اصحاب، نسبت به فهم برخی آیات قرآن از حضرت (ع) سؤال می‌پرسیدند؟! 
🔻دلیلش این نبود که قرآن در «هنگام نزول» مبهم و مجمل نازل شده! 
▫️بلکه دلیلش این بود که زبان عربیِ زمان نزول قرآن،تقریباً تا زمان امام سجاد (ع) بدون تغییر باقی مانده بود ولی به تدریج و در طول زمان بخاطر فاصله‌ای که از زمانِ نازل شدن قرآن گذشته بود، تا حدّی دچار تغییراتی شد. مانند سایر زبان ها که در طول زمان،‌ تغییراتی در آنها رخ می دهد.
📖مؤیّدِ این مطلب هم روایاتی است که در آنها، امام صادق(ع)، اصحاب خود را تشویق به فراگیریِ زبانِ عربی می‌کردند! (۲)
⁉️خب چرا این کار را می‌کردند؟! آنها که زبانشان عربی بود!!
✅جهتش همین تغییر زبان بود که در طول زمان برای هر زبانی اتفاق می‌افتد!

❇️لذا برای فهم قرآن تنها مقدّمه: «یادگرفتنِ زبان عربیِ هنگام نزولِ قرآن» است!

▫️ادامه در جلسه آینده إن شاء‌ الله

---------

📖(۱)« قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ‏ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ‏ وَ يَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُه‏.» نهج البلاغة، خطبه ۸۷، ص۱۱۹
📖(۲)عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي كَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ (وَ نَطَقَ بِهِ لِلْمَاضِينَ)... وسایل الشیعه ج۶ ص۲۲۰

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ابی‌القاسم محمد. [اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

دو دسته تعابیر قرآن درباره خود

نسبت به قرآن کریم، وقتی به خود قرآن کریم مراجعه می‌کنیم، در قرآن مواجه هستیم با دو دسته از تعابیر درباره قرآن. ما وقتی به خود قرآن کریم مراجعه می‌کنیم — که باید مراجعه بکنیم تا ببینیم این چه کتابی هست و چه ویژگی‌هایی داره — مجموعه ویژگی‌هایی که قرآن کریم داره در دو دسته جمع میشه.

یه دسته از این صفات و ویژگی‌هایی که برای قرآن کریم خدای متعال بیان کرده، مربوط به آثار و اهداف قرآن است؛ یعنی هدف از نزول قرآن چیه؟ بیانی داره خدای متعال که قرآن کریم چه آثاری داره، چه ویژگی‌هایی داره و چه فوایدی برای بشر داره. اون‌ها را هم خدا بیان کرده و به تعدادی‌ش اشاره کرده.

دسته دومی که مواجه هستیم از صفات و بیاناتی که خدای متعال درباره قرآن داره، مربوط به ویژگیِ خودِ ساختار قرآن کریم هست از حیث کلامی و از حیث معنا. از حیث معنا و مفهوم و فهم عموم یا خصوص، چه ویژگی داره قرآن کریم؟ آیا یک کتابی‌ست مغلق و پیچیده و ناظر به علوم خاصی، یا به عنوان مقدمه احتیاج داره به علوم خاصی، یا نه؟ آیا کتابی‌ست برای همه؟ کتابی‌ست عمومی یا خصوصی؟ برای دسته خاصی و عده خاصی؟

پرسش‌های اساسی در مواجهه با قرآن

این‌ها یه سری سوالاتی هست که هر کسی مواجه میشه با هر کتابی، طبیعتاً سوالاتی براش پیش میاد. این کتاب چیه؟ موضوعش چیه؟ زبانش چیه؟ مقدماتش چه چیز هست؟ این سوالات درباره خود قرآن کریم هم هست. این چه کتابیه؟ چه ویژگی‌هایی داره؟ چه موضوعی داره؟ چه موضوعاتی داره؟ چه ویژگی‌های خودش داره؟ چه مقدماتی داره برای اینکه ازش بتونیم استفاده بکنیم؟ آیا یک کتابی‌ست تخصصی در حیطه یک علم خاصی؟ به عنوان مقدمه احتیاج به علوم خاصی داره که بشه از این کتاب استفاده کرد؟ آیا منحصر به عده خاصی هست یا نه، استفاده‌اش عمومیه؟ آیا مربوط به زمان خاصیه یا در همه زمان‌ها قابل استفاده است؟ آیا احتیاج به تبیین و توضیح و تفهیم داره یا نداره؟

این‌ها خیلی‌هاش سوالاتیه که درباره هر کتابی ممکنه به ذهن بیاد و قاعدتاً [به ذهن] انسان عاقل این‌ها میاد. همه این سوالات رو خود قرآن کریم واضح بیان کرده و جواب داده. یعنی ما برای اینکه بفهمیم جواب سوالات رو، احتیاجی نداریم از جای دیگه بخواهیم کمک بگیریم یا از عقل و فهم خودمون بخواهیم استفاده کنیم؛ نه، خود خدا [جواب داده].

ویژگی اتمام حجت و وضوح قرآن

خود خدا، چون این کتاب، کتاب قانون ما هست — قانون اساسی مسلمان‌ها هست و بلکه انسان‌ها الی یوم القیامة — خود خدا ویژگی‌های این کتاب رو بیان کرده؛ واضح، که حجتی برای کسی بر خدا باقی نمونه و کسی در قیامت عذر و بهانه‌ای نداشته باشه که من از این کتاب نتونستم استفاده کنم چون خودش، خود این کتاب ایراد داشت. نه، خدای متعال جوری تنظیم کرده که هیچ ایرادی از این جهت متوجه خود قرآن کریم نشه و کسی از این جهت معذور نباشه. یکی از کارهایی که کرده همینه؛ جواب این سوالات رو خود خدا در قرآن کریم داده و موکول نکرده به اینکه کسان دیگری بخوان جواب این سوالات رو از جاهای دیگری پیدا کنند و بگن. خودش جواب داده.

پس دو دسته شد این مسائلی که راجع به قرآن کریم، در خود قرآن کریم خدا بیان کرده: یه دسته مربوط به اهداف و آثارش هست، یه دسته مربوط به ویژگی ساختار خود این کلام قرآن هست از جهت الفاظ و عبارات و ترکیبات و جملاتش، و از جهت معنا و مفهومش. این دو دسته بیان شده. در ضمنِ دسته اول هم به موضوع قرآن کریم اشاره شده که ما بدانیم این قرآن کریم و آیاتش پیرامون چه موضوعی بیان شده و بیان میکنه برای ما.

بررسی ساختار کلامی و نفی ابهام

ابتدا اون دسته‌ای از آیات که مربوط به خود ساختار قرآن هست، باید بهش بپردازیم. چون اگر قرآن کریم کتابی باشه که احتیاج داشته باشه به مقدماتی، خب ما برای اینکه بریم بفهمیم این قرآن چه فوایدی داره، چه آثاری داره، هدفش چیه، موضوعش چیه و از خودش بتونیم استفاده کنیم، باید اون مقدمات رو فراهم کنیم. لذا قدم اول اینه که ما ببینیم خود قرآن کریم خودش را از جهت اینکه آیا احتیاج داره به مقدماتی یا نه، چطور معرفی می‌کنه. زبان قرآن، لسان قرآن چطور لسانی هست؟ علوم خاصی رو احتیاج داره؟ اصطلاحات خاصی در خودش جا داده؟ یا نه؟

چون اختیار با مؤلف کتابه. مؤلف کتاب وقتی یه کتابی رو تألیف می‌کنه می‌تونه این کتاب رو تخصصی تألیف کنه؛ می‌تونه با مقدمات خاصی این کتاب رو تألیف کنه. مثلاً بگه اگر فلسفه بلد باشید این کتاب من رو می‌تونید بفهمید و چنانچه فلسفه ندونید قابل استفاده نیست. یعنی همین جا مخاطب، مخاطب خاص میشه با مقدمات خاص. خب این را هر مؤلفی حقش رو داره. قرآن کریم هم باید ببینیم آیا از این جهت چه مقدماتی نیاز داره؟ داره از این جهت مقدماتی یا نه، عمومی هست یا نه؟

واژگان قرآنی دالّ بر روشنی کلام

وقتی نگاه به خود قرآن کریم می‌کنیم تعابیری می‌بینیم نسبت به این مسئله. یکی از اون تعابیر، واژه «مبین» هست. واژه «بینات» هست. واژه «مبینات» هست. واژه «بینة» هست. این تعابیر که همه ریشه‌اش «ب» و «ی» و «ن» هست؛ ریشه‌شون اینه و همه حول و حوش یک معنا می‌چرخند. معنای همه‌اش رو هم که دقت کنیم و استفاده کنیم از لغت، در همه‌اش این مسئله هست که یعنی اجمال و ابهام و چیز مغلق و پیچیده‌ای در قرآن کریم وجود نداره. مبین هست، بینات هست، مبینات هست، بینة هست. همه این اصطلاحات و تعبیرات، همه‌اش در مقابل اهمال و اجمال [است]. یعنی [اینطور نیست که] متکلم و مؤلف، کتاب رو طوری تنظیم کرده باشه که جاهاش مجمله، جاهاش مبهمه، همه فهم نیست، ساده فهم نیست، سخته، احتیاج داره ما چیزهایی از قبل بدونیم تا متوجهش بشیم. این تعبیر رو باهاش مواجه می‌شیم، این مشکل را حل می‌کند.

باز تعبیر دیگه‌ای که باهاش مواجه می‌شیم ماده «فصل» هست؛ «ف» و «ص» و «ل». «تفصیل»، «آیات مفصلات»، «نفصل الآیات»؛ اینطور تعبیری داره در قرآن کریم. تفصیل رو هم وقتی مراجعه می‌کنیم به لغت، باز در مقابل اجمال و ابهام هست. خدای متعال وقتی معرفی می‌کنه قرآن رو، یکی از ویژگی‌هایی که می‌گه اینه که ما این آیات رو تفصیل دادیم؛ آیاتش از این جهت و از جهت معناش هیچ ابهام و اجمالی دریشون نیست.

یه تعبیر دیگه‌ای که مواجه می‌شیم باهاش، تعبیر ماده تفعیل هست از «ی» و «س» و «ر»، «یسر»، [به معنای] آسون و ساده و راحت: «یسّرنا القرآن للذکر»؛ «تیسیر»، یعنی ساده و سهل کردن. قرآن، باز خدای متعال اشاره می‌کنه که خیلی ساده و سهله. چیش ساده و سهله؟ فهم معناش. وقتی می‌گیم این کلام ساده و سهله یعنی فهمیدنش؛ احتیاج به هیچ مقدمه‌ای نیست، احتیاج به هیچ علم خاصی نداره و از این جهت بی‌نیاز از هر چیز دیگری است. این‌ها یه سری تعابیری هست که در خود قرآن هست.

فلسفه بعثت انبیاء با لسان قوم

یا تعبیر «بلسانک» اومده. لسان، تعبیر لسان هست که این تعبیر لسان رو خدا نسبت به همه انبیاء می‌فرماید که: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم». اصلاً هیچ رسولی رو ما نفرستادیم مگر اینکه هم‌زبان با قومش بود و به زبان قابل فهم با قومش باهاشون حرف زد، «لیبین لهم»، تا بتونه همه اون چیزهایی که ما خواستیم ازش به مردم برسونه رو خوب برسونه و بیان کنه. این ویژگی در این آیه برای همه انبیاء هست، رسولان الهی هست. برای خود قرآن کریم هم ذکر شده که این به لسانِ پیغمبر اکرم که همون لسان عربی هست نازل شده.

یکی از تعابیر دیگری که می‌بینیم همین «عربی» بودنه، که قرآن کریم اشاره می‌کنه عربی هست؛ «بلسان عربی»، «لسانا عربیا». این عربی که اینجا اشاره میشه مربوط به این نیست که کسی نمیدونه زبان قرآن چیه، حالا تازه بناست بفهمیم ببینیم خدا می‌گه زبان من چیه، عربیه، فارسیه، انگلیسیه؛ نه، خب هر کسی درِ قرآن رو باز کنه می‌فهمه زبانش عربیه.

اینکه تعبیر می‌کنه در قرآن کریم زبان عربی، مربوط به جاییه که شما یه وقت داری با کسی صحبت می‌کنی، این گوش نمیده، متوجه نمی‌خواد بشه، توجه نمی‌کنه به کلام شما. شما ممکنه برگردی بگی من دارم با شما فارسی حرف می‌زنم، عربی که حرف نمی‌زنم که! وقتی این تعبیر رو می‌کنه یعنی چی؟ یعنی به زبون خودت که قابل فهم هست و واضحه دارم باهات حرف می‌زنم. من با زبون دیگه که نمیگم که شما متوجه نشی.

تعبیر عربی هم که در قرآن کریم اومده نسبت به خودش، برای بیان این نیست که تازه می‌خواد به یه آدمی که هیچ اطلاعاتی از زبان این قرآن نداره آشنا کنه که این کتاب عربیه، فارسی نیست؛ «لسانا عربیا»، «جعلناه قرآنا عربیا». این عربی بودن از این جهت نیست؛ این عربی بودن از جهت همون تعبیر دیگریه برای قابل فهم بودن برای همه اون‌هایی که زبانشون عربیه. کما اینکه اونجا که می‌گیم من دارم فارسی با شما حرف می‌زنم یعنی شما که زبونت فارسیه و فارسی می‌فهمی منم به همون زبانِ قابل فهم برای شما دارم حرف می‌زنم.

لذا تمام تعبیراتی که در قرآن کریم اومده می‌گن من عربی هستم، خدا می‌فرماید ما اینو به زبان عربی نازل کردیم، همین معنا دریش هست. یعنی تعبیر دیگری از همه فهم بودن و ساده فهم بودن قرآن کریمه، البته برای کسانی که عربی بلدند، زبانشون عربیه. اگر این عربی بودن مهیا بشه در کسی، یعنی زبان عربی رو یاد بگیره، دیگه عین زبان خودشه که وقتی یاد گرفت راحت می‌تونه بفهمه، اینجا هم همین جوره.

عام بودن مخاطبان قرآن

لذا تعبیرات متعدده در قرآن کریم. از مجموع این تعبیراتی که اشاره کردیم خیلی واضح در میاد که قرآن کریم اولاً از جهت فهم معنا هیچ ابهام و اجمالی دریش نیست؛ از جهت فهمیدن مقاصد و معانی و مفاهیمش هیچ چیزی [مبهم] نیست. همه این‌هایی که عرض کردیم هر کدوم به نحوی و با بیان خودش و با عنوان و عبارت خودش این مسئله رو می‌فهمونه که بشر، ای مردم اینو بدونید که قرآن از این جهت مشکلی نداره. کار ما راحته. قرآن یسیره یعنی سهله، مبینه یعنی واضحه، مفصله یعنی باز واضحه؛ مجمل نیست، اجمال نداریم توش، تفصیله، مفصله. به لسان پیغمبر اکرم که قابل فهم بود برای همه اومده، عربی هست.

از جهت مخاطب هم شمولیتش عامه، «للناس» هست؛ همون جایی که می‌فرماید «للناس»، «هدی للناس»، هم اونجایی که خدای متعال در آیاتی مخاطب را خودِ ناس قرار میده: «یا ایها الناس قد جاءکم» که از جانب خدای متعال نور اومده، موعظه اومده، شفا اومده، این چیزها. مخاطب هم هست. و از جهت اینکه مخاطبش، شمولِ مخاطبین قرآن کریم در چه حده، از این جهت هم خودِ خدا واضح کرده که شمولش هم عامه. مختص یک دسته خاصی از مردم با مقدمات خاصی نیست.

لزوم تسلیم فکری در برابر قرآن

پس ما تا اینجا — حالا ان‌شاءالله آیاتش رو یکی‌یکی می‌خونیم، توضیح می‌دیم ولی به طور مختصر که عرض کنیم — همین بود که از مجموعه آیات زیادی از قرآن کریم، نه یکی نه دو تا، نه با یک عنوان و تعبیر، [بلکه] با عناوین مختلفی خدای متعال از این جهت کار رو راحت کرده برامون. راه برای کسی نذاشته که کسی بخواد ادعا بکنه قرآن کریم کتاب خاصیه یا کتابیه با مقدمات خاص یا با اصطلاحات خاص، یا از جهت معنا و مفهوم سخت باشه، سنگین باشه، مجمل باشه. نه سخت و سنگینه نه مجمله. یسیره یعنی سهل و آسون، مبینه یعنی واضح و روشن در بیان مقاصدش و معانیش.

تا اینجا این مشکلات متعددی که ممکنه کسانی با قرآن کریم پیدا کنند رو خدای متعال حل می‌کنه، به شرطی که ما همون‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «قد امکن الکتاب من زمامه»، ما قرآن کریم رو حاکم بر خودمون کنیم و زمام فکری و عقیدتی و عملی و رفتاری‌مون رو بدیم به قرآن کریم. یکی از مصادیق اینکه زمام فکری‌مون و عقیده‌ای‌مون رو بدیم به قرآن همین مسائلیه که عرض شد. اینجا خدا جایی نذاشته برای اینکه کسی بخواد به زحمت بندازه خودش رو و بقیه رو و چیزهای دیگه‌ای بخواد بگه غیر از این مطالبی که عرض شد؛ چون این مطالب همه‌اش بر اساس خودِ آیات قرآنه، همه‌اش واضحه، روشن مشخصه. اگر کسی بیاد طوری حرف بزنه نسبت به قرآن که این سهل‌الفهم بودنش رو، آسون فهم بودنش رو زیر سوال ببره یا بذاره کنار، از کلامش این فهمیده بشه، این غلطه. قرآن، آسون فهمه.

تحول تدریجی زبان عربی و نیاز به آموختن آن

فقط تنها چیزی که هست چون زبانش عربیه، احتیاج هست ما زبان عربی یاد بگیریم. کدام عربی؟ همون عربی که در اون زمان خدای متعال این آیات رو به اون‌ها نازل می‌کرد و این‌ها می‌فهمیدند و مخاطب بودند. همون رو که ما یاد بگیریم همه این‌ها حاکم میشه. یعنی تنها مقدمه‌ای [است که نیاز داریم]؛ برای خود اون اعراب که هیچ مقدمه‌ای احتیاج نداشت چون عربی هم بلد بودند، فقط سایر کسانی که اون عربی را بلد نیستند باید یاد بگیرند.

حالا خود اون عربی در طول زمان و به مرور، تا زمان امام باقر و امام صادق (علیهما الصلاة و السلام) دیگه کم‌کم تو این برهه و مرحله دچار تغییر و تبدلی شده بود؛ لذا روایاتی که ما داریم ناظر به اینه که فهم معنا گاهی مشکله، از این جهته. تا زمان امام سجاد علیه‌السلام اون عربی تقریباً باقی بود، لذا کلام خود امام سجاد علیه‌السلام و قبلی‌ها قابل تمسک هست برای فهم قواعد اون زبان عربی. اما دیگه بعد امام صادق علیه‌السلام نه؛ اهل بیت به زبان مردم حرف می‌زدند، زبان مردم هم کم‌کم مثل هر زبانی که تغییر می‌کنه تغییر کرده بود.

زبان فارسی ما، ۵۰ سال پیشش الان برامون سخت و سنگینه. این ترجمه‌های قرآن که مال ۳۰ سال پیش، مال ۵۰ سال پیشه الان سخته؛ کتاب‌هایی که ۵۰ سال پیش نوشتن، ولو به فارسی ساده، الان یه مقداری مشکل شده. این علتش اینه که زبان به تدریج در معرض تغییر و تبدله، عوض میشه تغییر می‌کنه. عربی هم همین جور بوده؛ عربی زمان نزول قرآن با عربیِ چندین سال بعدش تغییر کرده. حالا ما نه عربیم، نه اون عربی رو باهاش مواجه بودیم، لذا اگه بخواهیم از قرآن استفاده کنیم تنها مقدمه‌ای که احتیاج داریم زبان عربی است.

تاکید روایات بر آموختن زبان قرآن

نسبت به این، روایات هم داریم: «تعلموا العربی»، برید کلام عربی رو یاد بگیرید، «فانها کلام الله الذی یکلم به خلقه». تنها چیزی که نیاز هست همین عربی بلد بودنِ زبان قرآن [است]، زبان زمان صدر اسلام. اونو باید یاد بگیریم، اونو دستور دادند ازش فاصله نگیرید، یاد بگیرید.

حالا وقتی همین روایت اومده که دستور داده حضرت برید یاد بگیرید، خب خود حضرت و اصحابش زبانشون عربی بود، اما عربی اون‌ها با عربی قبل مختلف بود؛ لذا دستور دادند برید عربی یاد بگیرید، یعنی همون عربی لسان قرآن کریم رو برید یاد بگیرید. لذا گاهی اصحاب از همون عربی می‌پرسیدند از اهل بیت از لحاظ معنا و مفهوم. بعضی این روایات ناظر به این جهت هست.

ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه جلسات بعدی آیاتی که در مورد هر کدوم از این عناوین هست رو هم اشاره می‌کنیم که جای ابهام و اجمال برای کسی نمونه. نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و علمای ربانی و شهدا و امام شهدا سه صلوات بفرستید. [اللهم صل علی محمد و آل محمد]

گزیده

برای انتشار در توییتر یا طراحی پوستر، بخش‌های مهم و کاربردی متن اصلی با گزینش دقیق، حفظ ساختار کلمات گوینده و اعمال لحن مطلوب (۸۰ درصد رسمی با اصلاح افعال مکسور به افعال معیار) به شرح زیر آماده شده است. هر بخش به عنوان یک واحد مستقل و منسجم عمل می‌کند:

۱. قرآن؛ کتاب قانون بدون ابهام

وقتی به خود قرآن کریم مراجعه می‌کنیم، مواجه هستیم با دو دسته از تعابیر درباره قرآن؛ مجموعه ویژگی‌هایی که قرآن کریم دارد در دو دسته جمع می‌شود. یک دسته از این صفات و ویژگی‌هایی که برای قرآن کریم خدای متعال بیان کرده، مربوط به آثار و اهداف قرآن است؛ یعنی هدف از نزول قرآن چیست؟ خدای متعال بیانی دارد که قرآن کریم چه آثاری دارد، چه ویژگی‌هایی دارد و چه فوایدی برای بشر دارد. دسته دوم مربوط به ویژگیِ خودِ ساختار قرآن کریم است از حیث کلامی و از حیث معنا؛ که از حیث معنا و مفهوم و فهم عموم یا خصوص، چه ویژگی دارد؟ آیا یک کتابی‌ست مغلق و پیچیده و ناظر به علوم خاصی، یا به عنوان مقدمه احتیاج به علوم خاصی دارد یا خیر؟

۲. اتمام حجت الهی با وضوح قرآن

همه این سوالات را خود قرآن کریم واضح بیان کرده و جواب داده است. یعنی ما برای اینکه جواب سوالات را بفهمیم، احتیاجی نداریم از جای دیگری کمک بگیریم یا از عقل و فهم خودمان بخواهیم استفاده کنیم؛ خود خدا جواب داده است. خود خدا، چون این کتاب، کتاب قانون ما است — قانون اساسی مسلمان‌ها و بلکه انسان‌ها تا روز قیامت است — ویژگی‌های این کتاب را واضح بیان کرده است، تا حجتی برای کسی بر خدا باقی نماند و کسی در قیامت عذر و بهانه‌ای نداشته باشد که من از این کتاب نتوانستم استفاده کنم چون خود این کتاب ایراد داشت. خدای متعال جوری تنظیم کرده که هیچ ایرادی از این جهت متوجه خود قرآن کریم نشود.

۳. پاسخ‌های قرآن به پرسش‌های انسان

خدای متعال جواب این سوالات را در قرآن کریم داده و موکول نکرده به اینکه کسان دیگری بخواهند جواب این سوالات را از جاهای دیگری پیدا کنند و بگویند؛ خودش جواب داده است. مسائلی که راجع به قرآن کریم، در خود قرآن کریم خدا بیان کرده دو دسته است: یک دسته مربوط به اهداف و آثارش است، یک دسته مربوط به ویژگی ساختار خود این کلام قرآن است از جهت الفاظ، عبارات، ترکیبات و جملاتش، و از جهت معنا و مفهومش. در ضمنِ دسته اول هم به موضوع قرآن کریم اشاره شده است که ما بدانیم این قرآن کریم و آیاتش پیرامون چه موضوعی بیان شده است و برای ما چه چیزی را بیان می‌کند.

۴. ویژگی‌های ساختاری کلام وحی

اگر قرآن کریم کتابی باشد که احتیاج به مقدماتی داشته باشد، ما برای اینکه برویم بفهمیم این قرآن چه فوایدی دارد، چه آثاری دارد، هدفش چیست، موضوعش چیست و بتوانیم از خودش استفاده کنیم، باید آن مقدمات را فراهم کنیم. لذا قدم اول این است که ما ببینیم خود قرآن کریم، خودش را از جهت اینکه آیا احتیاج به مقدماتی دارد یا خیر، چطور معرفی می‌کند؟ زبان قرآن و لسان قرآن چطور لسانی است؟ آیا علوم خاصی را احتیاج دارد؟ آیا اصطلاحات خاصی در خودش جا داده است یا خیر؟ اختیار با مؤلف کتاب است. مؤلف کتاب وقتی کتابی را تألیف می‌کند می‌تواند آن کتاب را تخصصی تألیف کند یا با مقدمات خاصی تألیف نماید.

۵. واژگان قرآنی؛ نفی پیچیدگی و ابهام

وقتی نگاه به خود قرآن کریم می‌کنیم، تعابیری نسبت به این مسئله می‌بینیم؛ یکی از آن تعابیر، واژه «مبین» است. واژه «بینات»، واژه «مبینات» و واژه «بینة» است. این تعابیر که همه ریشه‌اش «ب» و «ی» و «ن» است، همه حول و حوش یک معنا می‌چرخند. معنای همه‌اش را هم که دقت کنیم و از لغت استفاده کنیم، در همه‌اش این مسئله هست که یعنی اجمال، ابهام و چیز مغلق و پیچیده‌ای در قرآن کریم وجود ندارد. مبین است، بینات است، مبینات است، بینة است. همه این اصطلاحات و تعبیرات، همه‌اش در مقابل اهمال و اجمال است. یعنی اینطور نیست که کتاب را طوری تنظیم کرده باشد که جاهایی از آن مجمل یا مبهم باشد و همه فهم نباشد.

۶. قرآن؛ تفصیلی روشن و هدایتی آسان

تعبیر دیگری که با آن مواجه می‌شویم ماده «فصل» است؛ «تفصیل»، «آیات مفصلات» و «نفصل الآیات»؛ اینطور تعبیری در قرآن کریم دارد. تفصیل هم وقتی به لغت مراجعه می‌کنیم، باز در مقابل اجمال و ابهام است. خدای متعال وقتی قرآن را معرفی می‌کند، یکی از ویژگی‌هایی که می‌گوید این است که ما این آیات را تفصیل دادیم؛ آیاتش از این جهت و از جهت معنایش هیچ ابهام و اجمالی در خود ندارد. تعبیر دیگری که مواجه می‌شویم، تعبیر ماده تفعیل است از «یسر»، به معنای آسان و ساده و راحت: «یسّرنا القرآن للذکر»؛ یعنی ساده و سهل کردن. قرآن، باز خدای متعال اشاره می‌کند که خیلی ساده و سهل است؛ یعنی فهم معنایش آسان است.

۷. فلسفه لسان قوم و زبان عربی

تعبیر «بلسانک» آمده است؛ تعبیر لسان است که این تعبیر لسان را خدا نسبت به همه انبیاء می‌فرماید: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم». اصلاً هیچ رسولی را ما نفرستادیم مگر اینکه هم‌زبان با قومش بود و به زبان قابل فهم با قومش با آن‌ها حرف زد تا بتواند همه آن چیزهایی را که ما خواسته‌ایم به مردم برساند، خوب برساند و بیان کند. این ویژگی در این آیه برای همه انبیاء و رسولان الهی است. برای خود قرآن کریم هم ذکر شده که این به لسانِ پیغمبر اکرم که همان لسان عربی است نازل شده است. تعبیری که در قرآن کریم درباره زبان عربی آمده، برای بیان قابل فهم بودن است.

۸. شمولیت عام مخاطبان قرآن کریم

قرآن کریم اولاً از جهت فهم معنا هیچ ابهام و اجمالی در خود ندارد؛ از جهت فهمیدن مقاصد، معانی و مفاهیمش هیچ چیزی مبهم نیست. همه این تعابیر هر کدام به نحوی و با بیان خودش، این مسئله را می‌فهماند که بشر، ای مردم این را بدانید که قرآن از این جهت مشکلی ندارد. کار ما راحت است. قرآن یسیر یعنی سهل است، مبین یعنی واضح است، مفصل یعنی باز واضح است؛ مجمل نیست و اجمال نداریم در آن. از جهت مخاطب هم شمولیتش عام است، «للناس» است؛ همان جایی که می‌فرماید «هدی للناس»، و مخاطب را خودِ ناس قرار می‌دهد: «یا ایها الناس قد جاءکم». شمول مخاطبین قرآن کریم عام است و مختص دسته خاصی نیست.

۹. تسلیم فکری و زمامداری قرآن

خدای متعال با عناوین مختلف کار را برای ما راحت کرده است؛ راه برای کسی نگذاشته که بخواهد ادعا بکند قرآن کریم کتاب خاصی است، یا کتابی با مقدمات خاص، یا با اصطلاحات خاص، یا از جهت معنا و مفهوم سخت، سنگین و مجمل است. خیر، نه سخت و سنگین است نه مجمل. یسیر یعنی سهل و آسان، مبین یعنی واضح و روشن در بیان مقاصد و معانی‌اش. خدای متعال این مشکلات را حل می‌کند، به شرطی که ما همان‌طور که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: «قد امکن الکتاب من زمامه»، قرآن کریم را حاکم بر خودمان کنیم و زمام فکری، عقیدتی، عملی و رفتاری‌مان را به قرآن کریم بسپاریم.

۱۰. اهمیت آموختن زبان اصیل قرآن

قرآن، آسان‌فهم است؛ فقط تنها چیزی که هست چون زبانش عربی است، احتیاج است ما زبان عربی یاد بگیریم. کدام عربی؟ همان عربی که در آن زمان خدای متعال این آیات را نازل می‌کرد و آن‌ها می‌فهمیدند. همان را که ما یاد بگیریم همه این‌ها حاکم می‌شود. نسبت به این، روایات هم داریم: «تعلموا العربی»، بروید کلام عربی را یاد بگیرید، «فانها کلام الله الذی یکلم به خلقه». تنها چیزی که نیاز داریم همین عربی بلد بودنِ زبان قرآن، زبان زمان صدر اسلام است. آن را باید یاد بگیریم، آن را دستور داده‌اند از آن فاصله نگیرید و یاد بگیرید. بروید همان عربیِ لسان قرآن کریم را یاد بگیرید.

فهرست

1️⃣ دسته‌بندی ویژگی‌های قرآن کریم

◽️ اهداف، آثار و فواید نزول قرآن برای بشر

◽️ ویژگی‌های ساختار کلامی و معنایی آیات

2️⃣ پاسخ قرآن به پرسش‌های اساسی انسان

◽️ اتمام حجت الهی و بی‌نیازی از منابع بیگانه

◽️ تبیین خودکفا و روشنِ قانون اساسی مسلمانان

3️⃣ بررسی ساختار کلامی و نفی ابهام

◽️ تفاوت قرآن با کتاب‌های تخصصی و دشوار

◽️ واژگان دالّ بر روشنی کلام؛ مبین، بینات و مبینات

4️⃣ حکمت نزول قرآن به زبان عربی

◽️ فلسفه بعثت انبیاء با لسانِ قابل فهمِ قوم

◽️ عربی بودن؛ تعبیری دیگر از ساده‌فهمی و وضوح

5️⃣ شمولیت مخاطبان و لزوم تسلیم فکری

◽️ عام بودن مخاطبان قرآن و نفی انحصارطلبی

◽️ حاکم کردن قرآن بر زمام فکری و عقیدتی انسان

6️⃣ آموزش زبان اصیل قرآن و کلام صدر اسلام

◽️ ضرورت آموختن زبان اصیل لسان قرآن

◽️ تغییر تدریجی زبان عربی در طول زمان و نیاز به آموزش آن

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تفسیر قرآن کریم (جلسه دوم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی