🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه بیست و هشتم )
صوت کامل سخنرانی
1401/02/10
پست

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه بیست و هشتم )

💠 مطالبی که امام سجاد( ع) از خدای متعال طلب کردند :
1️⃣ در مورد نمازهای پنجگانه
2️⃣ صلهٔ رحم
3️⃣ در ارتباط با همسایه ها
4️⃣ در مورد اموال، حقوق واجب و غیر واجب را ادا کنیم.
5️⃣ با کسانی‌که قهر کرده‌ایم، در این ماه آشتی کنیم.
6️⃣ نسبت به کسانی‌که به ما ظلم کردند، با انصاف برخورد کنیم؛
⭕️ اگر مظلوم در مقابل ظالم بی‌انصافی کند، خداوند دیگر پشتیبان او نیست؛ او را رها می‌کند!
⚠️طرف مقابل گرچه ظالم باشد ولی هر حرف و هر برخوردی را نمی‌توان در مقابلش داشت!
🔸مظلوم به اندازه حقّش می تواند بخواهد نه بیشتر.
♦️یکی از دلائلی که خیلی از مظلومها به این زودی تقاصشان از ظالم گرفته نمی‌شود اینست که مظلوم خودش دچار ظلم می‌شود؛ بی انصافی می‌کند!
✅ امیرالمؤمنین (ع) در بستر بیماری حواسشان به این بود که با قاتلشان بی‌انصافی نشود؛ نقل شده که فرمودند: او یک ضربه زد، شما هم یک ضربه بزنید نه بیشتر!

7️⃣ اگر کسی با ما دشمنی می‌کند، ما در دام او نیفتیم و مثل او نشویم!
🔸راهی برای حل مشکل پیدا کنید؛ راهش دشمنی‌کردن نیست!
🔹 اهل بیت (ع) در مقابل اهانت افراد رفتار و گفتارشون خاصّ بود؛ چیزی نمی‌گفتند.
🔸 خیلی از افراد با این رفتار اهل بیت (ع) اصلاح می‌شدند.
🔹 گاهی مشکلات با رفتار مناسب؛ آشتی کردن و... برطرف می‌شود.

🔶در این ماه مبارک و ماههای بعد تلاش کنیم :
▫️اگر کسی ارتباطش را با ما قطع کرده، وصل کنیم. 
▫️اگر قهر کرده آشتی کنیم
▫️اگر ظلم کرده انصاف داشته باشیم 
▫️اگر او قبلا مشکل ما را حل نکرده، الان شما مشکل او را حل کنید.

🔻دو نوع دشمن داریم:
     ۱. مؤمنین، که اگر دشمنی کردند باید با آنها آشتی کنیم.
     ۲. دشمن دین، مذهب و مملکت؛ 
⛔️با اینها نمی شود آشتی کرد، هیچ وقت همدل و همراه نمی‌شویم.
▪️ امام سجاد (ع) می‌فرمایند با دشمن دین، هرگز آشتی نمی‌کنم. 

⌛️ مخصوصا در ماه مبارک سعی کنیم ریاضت بکشیم و این کارها را انجام بدهیم تا یک مومن نمونه و خوب شویم!

🔻 این شیطان است که کار را سخت می کند.
🔹 اکثر افراد در مقابل محبت، دلشان نرم می شود.
🔹 اوایل کمی سخت است انجام این رفتارها ولی اگر انجام دهیم، به تدریج درست می‌شود.

🕋 زودتر باید به حرف خدا گوش دهیم و از اخلاق بد درمقابل دیگران دوری کنیم تا خداوند کمک‌مان کند.

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه بیست و هشتم )

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه بیست و هشتم )

💠 مطالبی که امام سجاد( ع) از خدای متعال طلب کردند :
1️⃣ در مورد نمازهای پنجگانه
2️⃣ صلهٔ رحم
3️⃣ در ارتباط با همسایه ها
4️⃣ در مورد اموال، حقوق واجب و غیر واجب را ادا کنیم.
5️⃣ با کسانی‌که قهر کرده‌ایم، در این ماه آشتی کنیم.
6️⃣ نسبت به کسانی‌که به ما ظلم کردند، با انصاف برخورد کنیم؛
⭕️ اگر مظلوم در مقابل ظالم بی‌انصافی کند، خداوند دیگر پشتیبان او نیست؛ او را رها می‌کند!
⚠️طرف مقابل گرچه ظالم باشد ولی هر حرف و هر برخوردی را نمی‌توان در مقابلش داشت!
🔸مظلوم به اندازه حقّش می تواند بخواهد نه بیشتر.
♦️یکی از دلائلی که خیلی از مظلومها به این زودی تقاصشان از ظالم گرفته نمی‌شود اینست که مظلوم خودش دچار ظلم می‌شود؛ بی انصافی می‌کند!
✅ امیرالمؤمنین (ع) در بستر بیماری حواسشان به این بود که با قاتلشان بی‌انصافی نشود؛ نقل شده که فرمودند: او یک ضربه زد، شما هم یک ضربه بزنید نه بیشتر!

7️⃣ اگر کسی با ما دشمنی می‌کند، ما در دام او نیفتیم و مثل او نشویم!
🔸راهی برای حل مشکل پیدا کنید؛ راهش دشمنی‌کردن نیست!
🔹 اهل بیت (ع) در مقابل اهانت افراد رفتار و گفتارشون خاصّ بود؛ چیزی نمی‌گفتند.
🔸 خیلی از افراد با این رفتار اهل بیت (ع) اصلاح می‌شدند.
🔹 گاهی مشکلات با رفتار مناسب؛ آشتی کردن و... برطرف می‌شود.

🔶در این ماه مبارک و ماههای بعد تلاش کنیم :
▫️اگر کسی ارتباطش را با ما قطع کرده، وصل کنیم. 
▫️اگر قهر کرده آشتی کنیم
▫️اگر ظلم کرده انصاف داشته باشیم 
▫️اگر او قبلا مشکل ما را حل نکرده، الان شما مشکل او را حل کنید.

🔻دو نوع دشمن داریم:
     ۱. مؤمنین، که اگر دشمنی کردند باید با آنها آشتی کنیم.
     ۲. دشمن دین، مذهب و مملکت؛ 
⛔️با اینها نمی شود آشتی کرد، هیچ وقت همدل و همراه نمی‌شویم.
▪️ امام سجاد (ع) می‌فرمایند با دشمن دین، هرگز آشتی نمی‌کنم. 

⌛️ مخصوصا در ماه مبارک سعی کنیم ریاضت بکشیم و این کارها را انجام بدهیم تا یک مومن نمونه و خوب شویم!

🔻 این شیطان است که کار را سخت می کند.
🔹 اکثر افراد در مقابل محبت، دلشان نرم می شود.
🔹 اوایل کمی سخت است انجام این رفتارها ولی اگر انجام دهیم، به تدریج درست می‌شود.

🕋 زودتر باید به حرف خدا گوش دهیم و از اخلاق بد درمقابل دیگران دوری کنیم تا خداوند کمک‌مان کند.

متن

اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

اصول اخلاقی و توصیه‌های امام سجاد (ع) در ماه مبارک رمضان

مطالبی که امام سجاد (علیه‌السلام) از خدای متعال طلب کردند و خواستند، اولین مسئله نماز بود؛ نمازهای پنج‌گانه. مسئله دوم در ارتباط با ارحام بود که در این ماه خدا توفیق مرحمت کند و اگر خدای نکرده ارتباطی قطع شده، مجدداً ارتباط برقرار بشود با ارحام. سومین مطلب همسایگان بود که نسبت به همسایگان توصیه داشتند. چهارمین مطلب مربوط به اموال بود که از حقوقی که به آن اموال تعلق گرفته، حقوق واجب و بعضاً غیر واجب، این‌ها را ادا کنیم.

بحث بعدی که پیش آمد و ایشان فرمودند، باز برمی‌گشت به ارتباط با افراد؛ با کسانی که احیاناً آدم با آن‌ها قهر کرده است که فرمودند: «خدایا تا ماه مبارک تمام نشده توفیق بده ما برویم آشتی کنیم و این مسئله قهر را تمامش کنیم.» که خدای نکرده گرفتار گناه و عذاب نشویم؛ چون عرض شد بیش از سه روز قهر کردن جایز نیست. اگر سه روز گذشت و کسانی به قهرشان ادامه دادند، خدا هم ظالم را عذاب می‌کند و لعنت می‌کند، هم مظلوم را؛ و هیچ‌کدام را دیگر نمی‌پذیرد.

حالا مظلوم نمی‌تواند بگوید او به من ظلم کرد و در حق من تجاوز و تعدی کرد. خب، تعدی کرد درست، کار بدی کرد، ولی مظلوم هم باید در حد خودش سعی می‌کرد کار را به صلح و آشتی تمام بکند.

مفهوم انصاف در برابر ظالم و حدود تقاص

مطلب بعدی نسبت به کسانی است که احیاناً به ما ظلم کرده‌اند؛ «وَ أَنْ أُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا». خدایا در این ماه به ما توفیق بده که تصمیم بگیریم اگر در این ماه یا سایر ایام سال کسی به ما ظلم کرده، حقی از ما خورده، تجاوزی به حقوق ما کرده است، ما از در انصاف با او رفتار بکنیم. چون انسان وقتی کسی ظلم در حقش می‌کند، دیگر خیلی به او فشار می‌آید؛ از انصاف معمولاً آدم‌ها خارج می‌شوند. درسته این ظلم کرده، حقی را از من خورده، ولی دیگر مستحق این مقدار از اذیت و فشار و مشکلات که نیست! یک حدی را باید آدم نگه دارد.

اینکه چون حق من را خورده، انگار بدترین کار عالم را انجام داده و دیگر مستحق همه‌جور اهانت و تحقیر و اذیت و فشاری هست، این غلط است. لذا فرمودند: «خدایا به من توفیق بده، یک حالتی در من ایجاد بشود که اگر حالا یا در آینده کسی از جهتی به ما ظلم کرد، حقی از من را خورد، من از انصاف در مقابل او خارج نشوم، بی‌انصاف نشوم.»

یک‌وقت معلوم است آدم دیگر دارد از حد می‌گذراند؛ این بی‌انصافی است. کار به بی‌انصافی بکشد، خدا رها می‌کند؛ یعنی تا حالا ما مظلوم بودیم و او ظالم، خدا را پشت و پناهمان داشتیم. خدای متعال بالاخره دیر یا زود یک راهی برای نجاتمان فراهم می‌کرد، یک راهی برای سبک شدن مشکل فراهم می‌کرد؛ اما اگر خدا ببیند ما داریم بی‌انصافی می‌کنیم، این‌جا دیگر [عنایتش] کار نمی‌کند، رها می‌کند آدم را.

لذا خیلی‌هایی که مظلومند ولی تقاصشان از ظالم به این راحتی و به این زودی گرفته نمی‌شود و پس‌گردنی نمی‌خورد آن ظالم به این زودی، یک علتش همین است؛ چون خود آن مظلوم دارد از حد می‌گذراند و بی‌انصافی می‌کند. این بی‌انصافی راه را می‌بندد، کار را مشکل می‌کند. خدای متعال نسبت به ظلم خیلی حساس است؛ از تعابیر سنگینی است که ما در قرآن کریم و روایات داریم؛ گرفتاری‌ها و عذاب‌هایی که برایش هست، احکامی که برایش هست. ولی این‌جا، درسته طرف ظالم است، ولی خدا اجازه نداده که ظالم‌ها بشوند دو تا؛ یک طرف ظالم، یک طرف مظلوم. این مظلوم نباید خودش دچار ظلم بشود نسبت به ظالم، از حد بگذرد و بی‌انصافی کند.

الگوبرداری از سیره امیرالمؤمنین (ع) در بستر شهادت

پس «خدایا به ما توفیق بده این را یاد بگیریم که اگر کسی حقی از ما خورد و ظلمی به ما کرد، ما بی‌انصافی نکنیم. اگر هم بناست حق را از او بگیریم، به اندازه همان حق.» مظلوم حق تقاص دارد یک جاهایی، می‌تواند حقش را بگیرد، اما به همان اندازه، نه بیش از آن.

ببینید چطور امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نسبت به قاتل خودشان، ابن‌ملجم، وصیت و سفارش داشتند. یعنی این قاتل، هم قاتل امیرالمؤمنین بود، هم خوارج بود و از دین خارج شده بود، از اطاعت امام مسلمین درآمده بود، در جنگ نهروان بود، حقش اعدام بود، حقش همین بود که خلاصه پدرش را درآورند؛ اما با این ضربتی هم که به امیرالمؤمنین زد و این کاری که کرد، شما ببینید امیرالمؤمنین در بستر بیماری، حواسشان به ایشان، به این بنده ظالم خدا بود که: یک‌وقت مواظب باشید این الان اسیر شماست، از حق و از حد تجاوز نکنید نسبت به او. درسته خیلی کار بدی کرده، اما حدی دارد، نباید از آن بگذرید. این اسیر را باید با او مراقبت و مدارا کنید. بعد هم فرمودند: «اگر من خودم زنده ماندم می‌دانم چکارش کنم، ولی اگر از دنیا رفتم، او یک ضربه زد، شما هم به یک ضربه کار را تمام کنید.» با یک ضربه نشد، دومی نداریم. خیلی مهمه این مسائل. «وَ أَنْ أُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا»؛ اگر کسی به ما ظلم کرده، دیگر مظلوم‌تر از امیرالمؤمنین؟ می‌گوید انصاف را من رعایت کنم.

این‌ها خیلی مهم است که ما حواسمان باشد در ارتباطاتی که با افراد داریم و مسائلی که هست بین ما و افراد؛ دچار ظلم نسبت به ما می‌شوند، خودمان هم خدای نکرده ممکن است دچار ظلم بشویم. اما گاهی هم ممکن است مظلوم باشیم. اگر مظلوم شدیم، در استیفای حق و گرفتن حقمون از حد و انصاف خارج نشویم، بی‌انصافی نکنیم. دیگر حالا هر چیزی نمی‌شود به او چسباند، هر کاری نمی‌شود کرد، هر حرفی را نمی‌شود راجع به او زد، هر طوری نمی‌شود راجع به او برخورد کرد؛ به همان اندازه‌ای که مشخص شده است.

سیره ائمه اطهار در هدایت و مواجهه با دشمنان شخصی

این هم مسئله بعدی. مسئله بعدی که اشاره می‌فرمایند: «وَ أُنْصِحَ مَنْ غَشَّنَا»؛ کسانی با ما دشمنی می‌کنند، دشمنی می‌کنند؛ یعنی نه فقط با ما قهر کرده یا قطع ارتباط کرده، دشمنی از این‌ها بیشتر است. گاهی کسانی با هم قهر می‌کنند، اما فقط قهرند دیگر، کاری به هم ندارند، ارتباط با هم ندارند، قطع ارتباط کرده‌اند و کاری به هم ندارند. اما گاهی بعضی‌ها اصلاً دشمنی می‌کنند؛ یعنی حرف‌هایی می‌زنند، کارهایی می‌کنند که همه‌اش دشمنی است. پشت سر آدم، از چیزهایی که می‌دانند، از چیزایی که نباید بگویند می‌گویند و همه کارهایشان آدم می‌بیند مصداق دشمنی با ماست. یک آدم دوست یا یک آدم معمولی با آدم این کارها را نمی‌کند که این دارد این‌قدر با کارهایش انجام می‌دهد. این را چکار کنیم؟ این هم باز مثل قبلی است؛ «وَ أُنْصِحَ مَنْ غَشَّنَا». کسی با ما دشمنی می‌کند، ما دوباره قاعده همان قاعده قبل، در دام او نیفتیم، ما به دشمنی کردن با او نیفتیم. او چه کارهایی دارد انجام می‌دهد دارد انجام می‌دهد، ما دیگر آن کارها را نکنیم. ما دیگر مثل او نشویم. او بد است، دارد حرف‌های بد می‌زند، کارهای بد می‌کند در حق ما، ما این کارها را نکنیم؛ این‌ها ممنوع.

یک راه درست پیدا کنیم. قبلاً عرض شد همه این چیزایی که می‌فرمایند به معنای این نیست که آدم بنشیند یک گوشه بگیرد بخوابد؛ نه، نسبت به کسی که ظلم به آدم می‌کند، نسبت به کسی که حق آدم را می‌گیرد، دشمنی می‌کند، یک راه عاقلانه‌ای درسته هست، باید هم برود دنبالش پیدا بکند که این مشکل را حل بکند. همه این حرف‌ها سر این است که بیشتر افراد جامعه این مشکل را دارند؛ وقتی مواجهند با دشمنی کسی، با ظلم و بی‌انصافی کسی، خودشان هم دچار ظلم و بی‌انصافی می‌شوند، خودشان هم دچار دشمنی می‌شوند. فرمودند شما این‌طوری نشوید، شما بروید راه صحیح را پیدا کنید اما شما دیگر این‌طور نشوید، دیگر مثل او [نباشید]. او هر چه از دهنش درآمد گفت، شما حق ندارید چیزی بگویید. او یک چیز بگوید ما ده تا جوابش را می‌دهیم؟ نه. یک چیز می‌گوید یک چیز هم جوابش را بدهیم؟ نه. ده تا چیز بگوید یک چیز هم جوابش را نمی‌دهیم؛ این‌طوری، این‌طوری.

اما باید راهی پیدا کنیم برای حل مشکل. پیدا کنیم. این‌جا وسط معرکه و دعوا، جای این نیست. شما ببینید اهل‌بیت ما، از این نقلیات زیاد داریم که خیلی به این‌ها جسارت می‌شد. این‌ها خب این‌قدر حاکمان زمانشان روی فکر مردم کار کرده بودند، مردم خیلی با این‌ها دشمن بودند. اصلاً این‌ها را دشمن می‌دانستند. لذا گاه و بی‌گاه شروع می‌کردند بد و بیراه به این‌ها، در کوچه، خیابان، سر مزرعه، این‌ور، آن‌ور، هر جا، شروع می‌کردند بد و بیراه بگویند. اهانت کنند، جسارت کنند؛ به خود اهل‌بیت، به پدرانشان، به این‌ها شروع می‌کردند جسارت کنند. این رفتارهای این‌ها چطوری بود؟ کدام اهل‌بیت را ما سراغ داریم که وقتی کسانی شروع کردند به آن‌ها جسارت و اهانت کنند، ایشان هم شروع کند جوابش را بدهد و همان جسارت‌ها را به او برگرداند و یک دو تا هم بگذارد رویش؟ نه. هر چه نقل شده، از بسیاری از ائمه هم نقل شده این مسئله، هر چه نقل شده می‌بینی برخورد عجب برخورد خاصی است؛ رفتار، گفتار.

آن طرف هر چه از دهنش درآمده گفته به خود آن امام، به پدر آن امام، به جد امام، امیرالمؤمنین؛ به همه این‌ها هر چه اهانت و جسارت داشت کرد، اما حضرت چیزی نمی‌گفتند. می‌گذاشتند حرف‌هایش را زد، بعد می‌گفتند: «خب، بگو ببینم اسمت چیه؟» یک‌دفعه جا می‌خورد؛ حالا من این‌همه به او فحش دادم، می‌گوید اسمت چیه؟ اسمش را می‌گفت. بعد می‌گفت: «خب، از کجا آمدی؟» مثلاً می‌گفت: «از شام آمدم.» می‌گفت: «خب، در راه اذیت شدی؟ گرسنه‌ای؟ تشنه‌ای؟ چیزی کم داری بهت بدهم؟» این اصلاً وا می‌رفت، وا می‌رفت؛ و خیلی همین‌ها اصلاحشان می‌کرد. خیلی‌شان هم خوانده‌اید در تاریخ، می‌دانید، که همان‌جا اعتراف می‌کردند که خدا می‌دانسته کی را امام کند، حق با شماست؛ همان‌جا هدایت می‌شدند، همان‌جا.

خب آدم بیایند به خودش فحش بدهند، اهانت کنند، به پدرش اهانت کنند، به جدش ــ این هم یک کسی مثل امیرالمؤمنین ــ اهانت کنند جلو خود آدم؛ و این، هیچی، شروع کند بگوید اسمت چیه، کجا بودی، چطوره، مشکلت چیه، اگر کاری داری بیا من برات انجام می‌دهم، گرسنه‌ای بیا بهت غذا می‌دهم، پول نداری بهت می‌دهم، کارت را راه می‌اندازم، بیا برویم اصلاً. طرف گریه‌اش می‌افتاد، طرف منقلب می‌شد، عوض می‌شد. این‌هاست، این‌ها را اسلام دارد یاد می‌دهد. و آن‌وقت گاهی مشکلات ما با همین کارها حل می‌شود؛ یعنی احتیاج نیست ما بعداً یک راهی پیدا کنیم برای حلش، با همین حل می‌شود، با همین صله رحم حل می‌شود. کدورت بینمان هست، شما قطع شده ارتباط، با همین آشتی که می‌کنید، با همین پا پیش می‌گذارید و اظهار ندامت می‌کنید، اظهار پشیمانی می‌کنید، تلفن می‌زنید احوالش را می‌پرسید، به او محبت می‌کنید، توجه می‌کنید، سراغ می‌گیرید، انصاف را رعایت می‌کنید، همین خودش گاهی خیلی مشکلات را حل می‌کند. حالا گاهی بعضی‌اش می‌ماند، خب آدم می‌رود یک راهی پیدا کند، یک راه درست، صحیح، عاقلانه‌ای که مشکل را بتواند حل کند.

پس ببینید دستورهای اسلام، ما تا حالا هر چه این مدت خواندیم، همه‌اش این‌طوری بود؛ با ارحام، کسی ارتباطش را با ما قطع کرده، ما وصل کنیم. اصلاً شرایط این‌طوری است، خیلی مهم است. نمی‌گوید با آدم‌ها ما رفیق باشیم، با آدم‌ها مهربان باشیم، خوش‌اخلاق باشیم؛ اصلاً بحث آدم‌ها نیست که با آن‌ها مهربان باشید، اینکه باشید [مسئله دیگری است]، اصلاً حرف این‌ها نیست. حرف در بین آن آدم‌ها راجع به آدم‌هایی است که این به ما ظلم می‌کند، این حق ما را خورده، این قطع کرده ارتباطش را با ما، این قهر کرده با ما، این از حد گذرانده نسبت به ما. حرف روی این‌هاست، که این‌ها را شما خیلی مردی تلاش کن در این ماه مبارک و بقیه سال، این‌طوری با آن‌ها رفتار بکنی. قطع کرده؟ وصل کن. قهر کرده؟ آشتی کن. ظلم کرده؟ انصاف داشته باش. حقت را خورده؟ شما بده. نگذشته از شما؟ شما بگذر. گره از کار شما می‌توانسته باز کند، مشکل شما را حل کند، نکرده؟ امروز نوبت شماست، حل کنید برایش. همین عوضش می‌کند، همین ممکنه اصلاح کند مشکل را. اینه، این‌ها دستورهای اسلام.

مرزبندی میان دشمنان شخصی و دشمنان دین

خدایا به ما توفیق بده پس در این ماه با کسی اگر قهریم آشتی کنیم، با کسی اگر ظلم کرده به ما انصاف را رعایت کنیم، با کسی که دشمنی می‌کند با ما، با او برویم آشتی کنیم ما دشمنی نکنیم. «حَاشَا مَنْ عُودِیَ فِیکَ وَ لَکَ»؛ البته دشمنان دو جورند؛ یک دشمن همین کسانی از مؤمنینی مثل خودمان، کدورت، ناراحتی پیش می‌آید دشمنی می‌کند، این باید بروی آشتی کنی، تمام، هیچ حرف دیگری هم توش نیست. اما یک وقت دشمن، دشمنی است که دشمن دینه، دشمن مذهبه، دشمن مملكته، مثل دشمنان بزرگ ما، دشمنان مسلمانان؛ آن‌ها می‌فرمایند حاشا، نه آن، آن نه. این راجع به آن نیست که بروی با او آشتی کنی. با دشمن نمی‌شود آشتی کرد، با دشمن نمی‌شود آشتی کرد؛ «حَاشَا مَنْ عُودِیَ فِیکَ وَ لَکَ»؛ مگر کسانی که ما، تو دستور دادی با آن‌ها دشمن باشیم و به دشمنی‌مان ادامه می‌دهیم. «فَإِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذِی لَا نُوَالِیهِ»؛ آن‌طور دشمن را ما هیچ‌وقت با او رفیق نمی‌شویم. «وَ الْحِزْبُ الَّذِی لَا نُصَافِیهِ»؛ آن‌ها دسته و گروهی‌اند که هیچ‌وقت ما با آن‌ها همدل و همراه نمی‌شویم و دلمان را با آن‌ها صاف نمی‌کنیم. مثل دشمنان بزرگ ما، این‌ها دستور اسلام است.

با دشمن آن طوری نمی‌شود هی رفت لبخند زد و نشست بده بستان کرد و این کارها را کرد و باهاشون آشتی کنیم و این‌ها، نمی‌شود؛ یا ما باید برویم تو خط آن‌ها، یا آن‌ها باید بیایند تو خط ما. آن‌ها که نمی‌آیند تو خط ما، معمولاً تو این‌ها ما رفتیم تو خط آن‌ها، مثل این سال‌هایی که می‌آمدند با دشمنان ما مذاکره می‌کردند، هر چه ما دادیم، ما پس دادیم، ما از حقمون گذشتیم؛ آن‌ها که نمی‌گذرند که، آن‌ها خیلی محکمند نسبت به حقوقشان، نسبت به آن چیزهایی که آن‌ها حق خودشون می‌دانند. ما مسلمان‌ها ضعیفیم و همه‌اش کم داریم و کم می‌آوریم و ابراز می‌کنیم. امام سجاد می‌فرمایند: «خدایا آن دشمنان را ما هیچ‌وقت باهاشون آشتی نمی‌کنم، چون آن‌ها دشمن این راه مان، دشمن دین مان، دشمن دنیا و آخرت مان [هستند]؛ چی باهاشون آشتی کنیم؟ آشتی می‌کنیم یعنی همه چیزمان را بدهیم برود تا بتوانیم با آن‌ها آشتی بکنیم.»

این تا این‌جا. پس تا این‌جا امام سجاد (علیه‌السلام) خیلی اصول مهمی به ما یاد دادند، مخصوصاً در ماه مبارک که ان‌شاءالله ما سعی بکنیم این‌قدر ریاضت بکشیم، این‌قدر تحمل کنیم و صبر کنیم و ان‌شاءالله این کارها را انجام بدهیم، بشویم یک مؤمن نمونه و خوب که نسبت به افراد جامعه، موضعش و رفتارش همین‌هایی باشد که امام سجاد به ما یاد داد. یک مقدار اوایل سخت است آدم این‌طور رفتارها را بخواهد انجام بدهد، یک بار، دو بار که انجام داد درست می‌شود. آن‌هایی که الان رفتند صله رحم کردند همین مدت، تصدیق می‌کنند که قبلش بیخودی ما این‌قدر سختش کرده بودیم؛ رفتیم تماس گرفتیم، سراغ گرفتیم، اکثراً خوشحال هم شدند، اکثراً خیلی هم ابراز خوشحالی کردند. این‌قدر که ما سخت کرده بودیم کار را، سخت نبود واقعاً.

این کیه که سخت می‌کند کار را؟ این شیطونه. می‌گوید یک‌وقت نروی زنگ بزنی‌ها! زنگ می‌زنی شروع می‌کند ناراحتی کنه، اذیتت کنه. بعد زنگ می‌زنی می‌بینی نه، بنده خدا خیلی هم خوشحال شد. آخه کیه که... کمتر کسی پیدا می‌شود وقتی به او محبت بکنید شما، توجه کنید، او هم دلش نرم نشود. حالا ولو کدورت و دلخوری دارد، اما دلش نرم می‌شود، همین را قدر می‌داند در همین حد. لذا ما باید زودتر به حرف خدا گوش بدهیم و از آن اخلاق بد در مقابل بقیه دوری کنیم ان‌شاءالله، تا خدا کمک‌مان کند و بتوانیم این ماه مبارک را به خوبی و با کار درست سپری کنیم ان‌شاءالله، ذخیره‌ای باشد برای سایر ایام سال.

نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهم‌السلام)، روح مطهر امام سجاد (علیه‌السلام) و ارواح طیبه علمای ربانی و شهدا و امام شهدا، سه صلوات.

گزیده

۱. عاقبت قهر و قطع ارتباط در کلام امام سجاد (ع)

یکی از خواسته‌های امام سجاد (ع) در ارتباط با ارحام است که در این ماه خدا توفیق مرحمت کند و اگر ارتباطی قطع شده، مجدداً برقرار بشود. مسئله دیگر مربوط به کسانی است که احیاناً آدم با آن‌ها قهر کرده است؛ ایشان فرمودند: «خدایا تا ماه مبارک تمام نشده توفیق بده ما برویم آشتی کنیم و این مسئله قهر را تمامش کنیم» تا خدای نکرده گرفتار گناه و عذاب نشویم؛ چون بیش از سه روز قهر کردن جایز نیست. اگر سه روز گذشت و کسانی به قهرشان ادامه دادند، خداوند هم ظالم را عذاب و لعنت می‌کند و هم مظلوم را؛ و هیچ‌کدام را دیگر نمی‌پذیرد. حالا مظلوم نمی‌تواند بگوید او به من ظلم و تعدی کرد. درست است که تعدی کرد و کار بدی انجام داد، ولی مظلوم هم باید در حد خودش سعی می‌کرد کار را به صلح و آشتی تمام کند.

۲. ضرورت حفظ انصاف در اوج مظلومیت و فشار

مطلب بعدی نسبت به کسانی است که احیاناً به ما ظلم کرده‌اند. خدایا در این ماه به ما توفیق بده که تصمیم بگیریم اگر کسی به ما ظلم کرده، حقی از ما خورده یا تجاوزی به حقوق ما روا داشته است، ما از در انصاف با او رفتار بکنیم. چون انسان وقتی کسی در حقش ظلم می‌کند، دیگر خیلی به او فشار می‌آید و معمولاً آدم‌ها در این شرایط از انصاف خارج می‌شوند. درست است که او ظلم کرده و حقی را از من خورده، ولی دیگر مستحق این مقدار از اذیت و فشار و مشکلاتِ متقابل که نیست! انسان باید یک حدی را نگه دارد. این تفکر که چون حق من را خورده، دیگر مستحق همه‌جور اهانت، تحقیر، اذیت و فشاری هست، غلط است. خدایا توفیق بده که اگر کسی به ما ظلم کرد، ما از انصاف خارج نشویم.

۳. بی‌انصافی مظلوم؛ مانع یاری و عنایت خداوند

اگر انسان در برابر ظالم از حد بگذراند، این بی‌انصافی است؛ و کار که به بی‌انصافی بکشد، خداوند انسان را رها می‌کند. یعنی تا وقتی که ما مظلوم بودیم و او ظالم، خدا را پشت و پناهمان داشتیم و خدای متعال بالاخره دیر یا زود یک راهی برای نجات و سبک شدن مشکل فراهم می‌کرد؛ اما اگر خدا ببیند ما داریم بی‌انصافی می‌کنیم، این‌جا دیگر عنایتش کار نمی‌کند و آدم را رها می‌سازد. لذا خیلی از مظلومان که تقاصشان از ظالم به این راحتی و به این زودی گرفته نمی‌شود و آن ظالم پس‌گردنی نمی‌خورد، یک علتش همین است؛ چون خود آن مظلوم دارد از حد می‌گذراند و بی‌انصافی می‌کند. این بی‌انصافی راه را می‌بندد و کار را مشکل می‌کند. نباید خودمان دچار ظلم نسبت به ظالم بشویم.

۴. استیفای حق؛ دقیقاً به اندازه حق و نه بیشتر

خدایا به ما توفیق بده این را یاد بگیریم که اگر کسی حقی از ما خورد و ظلمی به ما کرد، ما بی‌انصافی نکنیم و اگر هم بناست حق را از او بگیریم، دقیقاً به اندازه همان حق باشد. مظلوم در جاهایی حق تقاص دارد و می‌تواند حقش را بگیرد، اما به همان اندازه، نه بیش از آن. ببینید چطور امیرالمؤمنین (ع) نسبت به قاتل خودشان، ابن‌ملجم، وصیت و سفارش داشتند. با اینکه او قاتل امیرالمؤمنین و از خوارج بود و حقش اعدام بود، اما با این ضربتی که زد، شما ببینید امیرالمؤمنین در بستر بیماری حواسشان به این بنده ظالم بود و فرمودند: «او الان اسیر شماست، از حد تجاوز نکنید و مدارا کنید. اگر از دنیا رفتم، او یک ضربه زد، شما هم به یک ضربه کار را تمام کنید.»

۵. مرزهای اخلاقی در مواجهه با ظلم و تحقیر دیگران

این‌ها خیلی مهم است که ما حواسمان به ارتباطاتمان با افراد باشد؛ گاهی دچار ظلم نسبت به ما می‌شوند و خودمان هم خدای نکرده ممکن است دچار ظلم بشویم. اما اگر مظلوم شدیم، نباید در استیفای حق و گرفتن حقمون از حد و انصاف خارج شویم و بی‌انصافی کنیم. دیگر هر چیزی را نمی‌شود به او چسباند، هر کاری را نمی‌شود کرد، هر حرفی را نمی‌شود راجع به او زد و هر طوری نمی‌شود برخورد کرد؛ بلکه باید به همان اندازه‌ای که مشخص شده است رفتار کنیم. مسئله بعدی درباره کسانی است که با ما دشمنی می‌کنند؛ یعنی حرف‌هایی می‌زنند و کارهایی می‌کنند که همه‌اش دشمنی است، پشت سر آدم غیبت می‌کنند و کارهایشان مصداق دشمنی است. در مواجهه با این‌ها، نباید در دامشان بیفتیم و به دشمنی کردن متقابل رو بیاوریم.

۶. پاسخ ندادن به کلام زشت؛ راه صحیح برخورد با دشمن خانگی

او بد است و دارد حرف‌های بد می‌زند و کارهای بد می‌کند در حق ما، اما ما نباید این کارها را بکنیم؛ این‌ها ممنوع است. ما باید یک راه درست پیدا کنیم. البته این به معنای آن نیست که آدم بنشیند یک گوشه بگیرد بخوابد؛ نه، نسبت به کسی که ظلم می‌کند یا دشمنی می‌ورزد، یک راه عاقلانه‌ای هست که باید به دنبال آن رفت تا مشکل را حل کرد. وقتی افراد با دشمنی و بی‌انصافی کسی مواجه می‌شوند، خودشان هم دچار ظلم و دشمنی می‌شوند؛ در حالی که فرموده‌اند شما این‌طوری نشوید و راه صحیح را پیدا کنید. او هر چه از دهنش درآمد گفت، شما حق ندارید چیزی بگویید. او یک چیز بگوید ما ده تا جوابش را نمی‌دهیم؛ حتی اگر ده تا چیز بگوید، یک چیز هم جوابش را نمی‌دهیم.

۷. سیره عفو و کرامت اهل‌بیت (ع) در برابر دشنام‌دهندگان

ما از این نقلیات زیاد داریم که به اهل‌بیت (ع) جسارت می‌شد؛ چون حاکمان زمان روی فکر مردم کار کرده بودند و مردم با آن‌ها دشمنی داشتند. لذا گاه و بی‌گاه در کوچه و خیابان شروع می‌کردند به خود اهل‌بیت دشنام و بد و بیراه می‌گفتند و اهانت می‌کردند. کدام اهل‌بیت را سراغ داریم که وقتی به آن‌ها جسارت شد، ایشان هم شروع کند جوابش را بدهد و همان جسارت‌ها را برگرداند؟ نه، برخورد آن‌ها عجب برخورد خاصی بود. آن طرف هر چه اهانت داشت کرد، اما حضرت چیزی نمی‌گفتند. می‌گذاشتند حرف‌هایش را بزند، بعد با مهربانی می‌فرمودند: «بگو ببینم اسمت چیه؟ از کجا آمدی؟ در راه اذیت شدی؟ گرسنه‌ای؟ چیزی کم داری بهت بدهم؟» این اصلاً طرف را وا می‌داشت و همان‌جا هدایت می‌شدند.

۸. معجزه محبت و گشایش گره‌ها در روابط انسانی

گاهی مشکلات ما با همین محبت‌ها حل می‌شود و احتیاج نیست ما بعداً یک راهی پیدا کنیم؛ با همین صله رحم و آشتی حل می‌شود. با همین که پا پیش می‌گذارید و اظهار ندامت و پشیمانی می‌کنید، تلفن می‌زنید و احوالش را می‌پرسید، محبت و توجه می‌کنید، انصاف را رعایت می‌کنید، همین خودش خیلی از مشکلات را حل می‌کند. قطع کرده؟ وصل کن. قهر کرده؟ آشتی کن. ظلم کرده؟ انصاف داشته باش. حقت را خورده؟ شما بده. نگذشته از شما؟ شما بگذر. گره از کار شما می‌توانسته باز کند و نکرده؟ امروز نوبت شماست، حل کنید برایش؛ همین رفتار مشکل را اصلاح می‌کند. کمتر کسی پیدا می‌شود که وقتی به او محبت و توجه بکنید، دلش نرم نشود. شیطون است که کار را سخت جلوه می‌دهد.

فهرست

1️⃣ اصول اخلاقی و توصیه‌های رمضانی امام سجاد (ع)

◽️ جایگاه نمازهای پنج‌گانه و ادای حقوق اموال

◽️ ضرورت صله رحم، پیوند با همسایگان و پایان قهر

2️⃣ مفهوم انصاف در برابر ظالم و حدود تقاص

◽️ نهی از بی‌انصافی و خروج از حد در مواجهه با ظلم

◽️ مرزبندی میان ظلم ظالم و لزوم حفظ انصاف مظلوم

3️⃣ بی‌انصافی مظلوم؛ مانع یاری و عنایت خداوند

◽️ سلب پشت‌وپناهی و عنایت الهی در صورت بی‌انصافی مظلوم

◽️ نقش زیاده‌روی مظلوم در تأخیر عقوبت ظالم

4️⃣ الگوبرداری از سیره امیرالمؤمنین (ع) در بستر شهادت

◽️ توصیه به مدارا با ابن‌ملجم و نهی از تجاوز از حد

◽️ استیفای حق و قصاص؛ دقیقاً به اندازه حق و نه بیشتر

5️⃣ سیره ائمه اطهار (ع) در مواجهه با دشنام‌دهندگان

◽️ پاسخ به اهانت و جسارت با سیره عفو، کرامت و رفق

◽️ دگرگونی و هدایت دشمنان شخصی در پرتو رفتار کریمانه

6️⃣ معجزه محبت و گشایش گره‌ها در روابط انسانی

◽️ حل ریشه‌ای کدورت‌ها با پیش‌قدمی در آشتی و صله رحم

◽️ نقش وسوسه‌های شیطان در سخت جلوه دادن مسیر تفاهم

7️⃣ مرزبندی میان دشمنان شخصی و دشمنان دین

◽️ لزوم آشتی با مؤمنان و نفی قهر در روابط اجتماعی

◽️ عدم سازش، مذاکره و مداهنه با دشمنان عقیده و مکتب

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه بیست و هشتم )

موضوع: صوت کامل سخنرانی