🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه 23)
صوت کامل سخنرانی
1401/02/04
پست

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه 23)


💎مهمترین عمل در شبهای قدر؛ تثبیت تصمیم به توبه و ترک گناه!

🔰فرق است بین صحّت عمل و قبول شدن آن

❓چرا بعد از سال‌های متمادی روزه و نماز، ایمان‌مان رشد نمی‌کند؟! گاهی ایمان کمتر هم می‌شود!
📖در قرآن کریم آمده : «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»(۱) : خداوند فقط اعمال متّقین را قبول می‌کند!
🔻لذا اگر حتی گاهی مرتکب گناهیم بدانیم قطعا اعمال‌مان مورد قبول پروردگار نیست!

⏳زاد و توشهٔ زندگی ابدی آخرت را در این دنیای موقت زودگذر باید فراهم کرد!
⌛️وقت کم است نمی‌ارزد این مهلت کم را خرج گناه کنیم!

⁉️وقتی خودمان به فکر خودمان نیستیم چطور انتظار داریم ورثه به فکرمان باشند؟! 
▫️الان که در دنیاییم، وقت انجام دادن اعمال صالح است؛ دریابیم فرصت را!
▪️بعد از مرگ منزلگاه‌ها بسیار مخوف است و مجبوریم در آن شرایط وحشتناک و درد آور بمانیم.
▪️در روایت هست که اگر جوان سختی و هراس آن شرایط را ببیند، پیر می شود.

⚰️مرگ حواسش به شماست؛ امروز یک قدم به مرگ نزدیکتر از دیروز شدیم، فردا هم یک قدم نزدیکتر؛ هم ما به مرگ نزدیک میشویم و هم او به ما نزدیک می‌شود.

❗️طوری به دنیا مشغول شدیم که گویی اینجا منزلگاه دائمی است.

🔗علقه‌های دنیا را از خودمان باز کنیم، در حدّ ضرورت به دنیا بپردازیم، بیش از آن نمی‌ارزد.
💸ذهن، فکر و چشم‌مان را خرج تجمّلات دنیا نکنیم!
💎«فکر» در اثر عبادت و بندگی خدا مثل پرنده‌ای در ملکوت پرواز میکند! حیف است که این نعمت خدا را خرج دنیای زودگذر و پَست کنیم.

🔰بهترین زاد و توشه اینست که یک عمر از انسان بگذرد و او مرتکب حتی یک گناه هم نشود.

📚در روایت هست : «لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ» (۲) عمل با تقوا کم نیست چون خداوند آنرا می‌پذیرد!

❓چرا امیرالمؤمنین (ع) زیاد از تقوی سخن می‌گفتند؟ ← دلیلش را خودشان فرمودند :
1️⃣تقوا حق خداست به گردن ما « ...فَإِنَّهَا حَقُّ اللّهِ عَلَیْکُمْ» (۳)
2️⃣خداوند لطف کرده و در عوض اداء حقّش و انجام  وظیفه‌مان، اجر و پاداش گذاشته! «...وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللّهِ حَقَّکُمْ» (۴)
🔻ما اینگونه‌ایم که اگر کسی حقّمان را بدهد میگوییم: «وظیفه‌اش بود» ولی خداوند وقتی تقوا -که حق اوست- را انجام دهیم به ما مزد و پاداش هم می‌دهد!
✅همهٔ وعده‌های خداوند در قرآن کریم به متّقین از همین سنخ است!
3️⃣ «...فإنَّ التّقوَی فِي الیَومِ الحِرزُ و الجُنَّة» (۵) تقوا همین امروز، در این دنیا هم به درد شما می خورد،‌نه اینکه فقط نفع اخروی داشته باشد، بلکه محافظ انسان است در همین دنیا از «آسیب دیدن» و «آسیب زدن»!
✅تقوا حفظ کنندهٔ انسان از گرفتاریها و نگهدار او در خطراتِ مربوط به روابط اجتماعی است!
4⃣ «وَ في غَدٍ الطریقُ إلَی الجَنَّة» (۶) راه بهشت از مسیر تقوا می‌گذرد!

💎نظر دین در روابط اجتماعی و مقابله با اشتباه دیگران: 
✅بهترین رفتار در مقابل اشتباه و رفتار غلط دیگران مراعات تقواست؛ شما رفتار غلط را انجام نده.
🔻اگر کسی یک ضربه زد تو ده تا نزن، بلکه اگر او ده تا زد تو یکی هم نزن!
«تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ»
🔻اگر کسی ده تا حرف بد زد تو حتی یک حرف بد هم در جواب نگو!

📖«... وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلهِ‌ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللهُ‌ غَنِيًّا حَميداً»(۷)
تقوا یا بی‌تقوایی ما، هیچ سود یا ضرری برای خداوند ندارد.
🔻این مائیم که با گناه کردن، خود و اطرافیان را بیچاره می‌کنیم!

🔹افرادی که در تقوا موفق شدند، دو کار باعث موفقیت آنها شد:
1️⃣ همّت خودشان.
2️⃣ کمک و یاری گرفتن از خداوند.

🎁بهشت مال متقین است، متقین را با تشریفات خاص به بهشت میبرند! 

♦️وسوسهٔ شیطان! 
❗️مگر تمام محرّمات الهی چندتاست؟ مگر چقدر سخت است؟ شیطان و اعوان و انصارش سخت جلوه می‌دهند!
✅ در همین جامعهٔ امروزی کسانی هستند که در شرایط سخت ، تقوا را رعایت میکنند؛ اینها در قیامت برای ما حجّتند!

🕋یک بار خدا را امتحان کنیم! 
📿این همه گناه کردیم، یک بار هم خداوند را امتحان کنیم؛ به حرفش گوش دهیم تا ببینیم که سر وعده‌اش هست! 

⭕️ «إِنَّ الإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ  إِلاَّ ...»(۸) سرمایه‌های ما؛ جوانی و عمرمان دارد می‌رود، متقین عوضش چیزهای خوبی می‌گیرند ولی بقیه هیچ نمی‌گیرند لذا در ضرر و خُسرانند!

🕋خداوند بهترین نگهدارنده اعمال صالح است، به وقتش پاداش را می‌دهد.

🗝 علاوه بر گذشت از خطای دیگران،‌ سعی بر اصلاح آنها داشته باشیم،‌ مثل صبر و تدبیر حضرت یوسف (ع) در مواجه با برادرانشان ‌که باعث شد آنها توبه کنند.

📖 ۱) مائده - آیه ۲۷
📖 ۲)تا ۶) نهج البلاغه
📖 ۷) نساء - آیه ۱۳۱
📖 ۸) عصر - آیه ۱

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه 23)

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه 23)


💎مهمترین عمل در شبهای قدر؛ تثبیت تصمیم به توبه و ترک گناه!

🔰فرق است بین صحّت عمل و قبول شدن آن

❓چرا بعد از سال‌های متمادی روزه و نماز، ایمان‌مان رشد نمی‌کند؟! گاهی ایمان کمتر هم می‌شود!
📖در قرآن کریم آمده : «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»(۱) : خداوند فقط اعمال متّقین را قبول می‌کند!
🔻لذا اگر حتی گاهی مرتکب گناهیم بدانیم قطعا اعمال‌مان مورد قبول پروردگار نیست!

⏳زاد و توشهٔ زندگی ابدی آخرت را در این دنیای موقت زودگذر باید فراهم کرد!
⌛️وقت کم است نمی‌ارزد این مهلت کم را خرج گناه کنیم!

⁉️وقتی خودمان به فکر خودمان نیستیم چطور انتظار داریم ورثه به فکرمان باشند؟! 
▫️الان که در دنیاییم، وقت انجام دادن اعمال صالح است؛ دریابیم فرصت را!
▪️بعد از مرگ منزلگاه‌ها بسیار مخوف است و مجبوریم در آن شرایط وحشتناک و درد آور بمانیم.
▪️در روایت هست که اگر جوان سختی و هراس آن شرایط را ببیند، پیر می شود.

⚰️مرگ حواسش به شماست؛ امروز یک قدم به مرگ نزدیکتر از دیروز شدیم، فردا هم یک قدم نزدیکتر؛ هم ما به مرگ نزدیک میشویم و هم او به ما نزدیک می‌شود.

❗️طوری به دنیا مشغول شدیم که گویی اینجا منزلگاه دائمی است.

🔗علقه‌های دنیا را از خودمان باز کنیم، در حدّ ضرورت به دنیا بپردازیم، بیش از آن نمی‌ارزد.
💸ذهن، فکر و چشم‌مان را خرج تجمّلات دنیا نکنیم!
💎«فکر» در اثر عبادت و بندگی خدا مثل پرنده‌ای در ملکوت پرواز میکند! حیف است که این نعمت خدا را خرج دنیای زودگذر و پَست کنیم.

🔰بهترین زاد و توشه اینست که یک عمر از انسان بگذرد و او مرتکب حتی یک گناه هم نشود.

📚در روایت هست : «لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ» (۲) عمل با تقوا کم نیست چون خداوند آنرا می‌پذیرد!

❓چرا امیرالمؤمنین (ع) زیاد از تقوی سخن می‌گفتند؟ ← دلیلش را خودشان فرمودند :
1️⃣تقوا حق خداست به گردن ما « ...فَإِنَّهَا حَقُّ اللّهِ عَلَیْکُمْ» (۳)
2️⃣خداوند لطف کرده و در عوض اداء حقّش و انجام  وظیفه‌مان، اجر و پاداش گذاشته! «...وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللّهِ حَقَّکُمْ» (۴)
🔻ما اینگونه‌ایم که اگر کسی حقّمان را بدهد میگوییم: «وظیفه‌اش بود» ولی خداوند وقتی تقوا -که حق اوست- را انجام دهیم به ما مزد و پاداش هم می‌دهد!
✅همهٔ وعده‌های خداوند در قرآن کریم به متّقین از همین سنخ است!
3️⃣ «...فإنَّ التّقوَی فِي الیَومِ الحِرزُ و الجُنَّة» (۵) تقوا همین امروز، در این دنیا هم به درد شما می خورد،‌نه اینکه فقط نفع اخروی داشته باشد، بلکه محافظ انسان است در همین دنیا از «آسیب دیدن» و «آسیب زدن»!
✅تقوا حفظ کنندهٔ انسان از گرفتاریها و نگهدار او در خطراتِ مربوط به روابط اجتماعی است!
4⃣ «وَ في غَدٍ الطریقُ إلَی الجَنَّة» (۶) راه بهشت از مسیر تقوا می‌گذرد!

💎نظر دین در روابط اجتماعی و مقابله با اشتباه دیگران: 
✅بهترین رفتار در مقابل اشتباه و رفتار غلط دیگران مراعات تقواست؛ شما رفتار غلط را انجام نده.
🔻اگر کسی یک ضربه زد تو ده تا نزن، بلکه اگر او ده تا زد تو یکی هم نزن!
«تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ»
🔻اگر کسی ده تا حرف بد زد تو حتی یک حرف بد هم در جواب نگو!

📖«... وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلهِ‌ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللهُ‌ غَنِيًّا حَميداً»(۷)
تقوا یا بی‌تقوایی ما، هیچ سود یا ضرری برای خداوند ندارد.
🔻این مائیم که با گناه کردن، خود و اطرافیان را بیچاره می‌کنیم!

🔹افرادی که در تقوا موفق شدند، دو کار باعث موفقیت آنها شد:
1️⃣ همّت خودشان.
2️⃣ کمک و یاری گرفتن از خداوند.

🎁بهشت مال متقین است، متقین را با تشریفات خاص به بهشت میبرند! 

♦️وسوسهٔ شیطان! 
❗️مگر تمام محرّمات الهی چندتاست؟ مگر چقدر سخت است؟ شیطان و اعوان و انصارش سخت جلوه می‌دهند!
✅ در همین جامعهٔ امروزی کسانی هستند که در شرایط سخت ، تقوا را رعایت میکنند؛ اینها در قیامت برای ما حجّتند!

🕋یک بار خدا را امتحان کنیم! 
📿این همه گناه کردیم، یک بار هم خداوند را امتحان کنیم؛ به حرفش گوش دهیم تا ببینیم که سر وعده‌اش هست! 

⭕️ «إِنَّ الإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ  إِلاَّ ...»(۸) سرمایه‌های ما؛ جوانی و عمرمان دارد می‌رود، متقین عوضش چیزهای خوبی می‌گیرند ولی بقیه هیچ نمی‌گیرند لذا در ضرر و خُسرانند!

🕋خداوند بهترین نگهدارنده اعمال صالح است، به وقتش پاداش را می‌دهد.

🗝 علاوه بر گذشت از خطای دیگران،‌ سعی بر اصلاح آنها داشته باشیم،‌ مثل صبر و تدبیر حضرت یوسف (ع) در مواجه با برادرانشان ‌که باعث شد آنها توبه کنند.

📖 ۱) مائده - آیه ۲۷
📖 ۲)تا ۶) نهج البلاغه
📖 ۷) نساء - آیه ۱۳۱
📖 ۸) عصر - آیه ۱

متن

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد [صلوات حاضرین: اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

تثبیت حالت ترک گناه در شب‌های قدر

عرض شد مهم‌ترین عمل در این شب‌ها که خدا توفیق داده مدت زیادی انسان روزه گرفته و بعد معنوی انسان در اثر روزه گرفتن و ترک گناه تقویت شده، این است که این حالت ترک گناه و معصیت را در این شب‌ها تثبیت و محکم کند؛ یعنی تصمیم بگیرد حالا که خدا توفیق داد و تا اینجا این‌قدر زحمت کشیدیم و زمینه مهیا شد برای اینکه به سمت تقوا و ترک معصیتِ بیشتر حرکت کنیم، مخصوصاً در این شب‌ها و به‌ویژه مثل امشب، تصمیم بگیریم و از خدا کمک بخواهیم که مقدر ما در طول این سال آینده — که امشب قطعی می‌شود ان‌شاءالله — این باشد؛ به عنوان بهترین مقدر انسان که یک سال بگذرد و انسان دور معصیت و گناه نچرخد و مرتکب [آن] نشود.

ما انسان‌ها زحمت می‌کشیم، عبادت می‌کنیم، این شب‌ها بیدار می‌مانیم و رنج و زحمت عبادت را تحمل می‌کنیم. این را باید همیشه داشته باشیم که وقتی عبادت می‌کنیم و رنج و زحمت آن را می‌پذیریم، کاری بکنیم که پیش خدا حفظ شود و خدا آن را بپذیرد و قبول کند. مهم، قبول عمل است وگرنه انجام اعمال، انجام داده می‌شود. خیلی‌ها توفیق پیدا می‌کنند در این شب‌ها اعمال خوب، دعا، عبادت، قرآن و نماز انجام دهند، اما بین این همه انسان، عده کمی هستند که خدا عملشان را قبول می‌کند.

تفاوت عمل صحیح و عمل مقبول

دو مسئله داریم؛ یکی اینکه عمل انسان صحیح باشد، یکی هم مسئله قبول عمل است. صحیح یعنی اینکه نماز خوانده شده مطابق با آنچه در رساله توضیح‌المسائل ذکر شده، همه‌اش درست انجام داده شده و صحیحه و از گردن انسان ساقط شده است؛ اما این نماز صحیح ممکنه مقبول درگاه خدا واقع نشود و خدا آن را نپذیرد. از گردن انسان این وظیفه ساقط شد و دیگر احتیاج ندارد قضا به جا بیاورد، اما پیش خدا قبول هم نشده است. اینکه عده زیادی از آدم‌ها ۲۰ سال، ۳۰ سال، ۴۰ سال، ۵۰ سال عمرشان نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند و عبادت می‌کنند ولی بعد از این همه عمر، همانی هستند که ۵۰ سال پیش بودند — اگر بدتر نشده باشند — علتش این است که این اعمال قبول نشده است.

خدای متعال در قرآن کریم آیه‌ای فرستاد و ملاک و معیار قبول را به مسئله تقوا ربط داد؛ یعنی انسان تا مادامی که تقوا دارد خدا عملش را قبول می‌کند، اما وقتی تقوا نباشد و انسان مرتکب معصیت شود، خدا قبول نمی‌کند. «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا فقط از اهل تقوا اعمال را قبول می‌کند. زیارت، دعا و نماز و این زحمت‌ها مال همه قبول نیست قطعاً؛ مال عده‌ای قبول است. آن‌ها به چه ملاک و معیاری عملشان قبول است؟ به معیار تقوا. اگر مرتکب معصیت و گناه نمی‌شوند، واجباتشان را انجام می‌دهند و محرمات را ترک می‌کنند، این‌ها قطعاً عملشان قبول است و ردخور ندارد؛ اما اگر گاهی گناه می‌کنند و گاهی واجبی را ترک می‌کنند، قطعاً عملشان قبول نیست.

لذا مهم‌ترین مسئله‌ای که باید در این شب‌ها توجه کنیم، این مسئله است. در طول ماه مبارک هم باید به این توجه کنیم کاری بکنیم حالا که خدا توفیق داده روزه می‌گیریم، تقوا را هم در خودمان تقویت کنیم. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ»؛ این بساط روزه و واجبِ بزرگ روزه گرفتن را خدا بر ما و بر همه پیشینیان ما واجب کرده است، چرا؟ «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ برای اینکه شما در این ماه، تقوا را تمرین کنید تا برای طول سال ذخیره داشته باشید و به آن عادت کرده و ادامه دهید تا جزو اهل تقوا شوید.

استماع مواعظ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در کتاب شریف نهج‌البلاغه

شب‌ها، شب‌های شهادت و مصیبت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هم هست. عرض شد یکی از ویژگی‌های ایشان این بود که بسیاری از شب‌ها بعد از نماز عشا پا می‌شدند و مردم را با بیاناتی موعظه می‌کردند. یکی از آن بیانات که در کتاب شریف نهج‌البلاغه ذکر شده است را می‌خوانیم ان‌شاءالله، تا ببینیم ایشان بیشتر شب‌ها چه چیزی به مردم می‌گفتند و موعظه‌شان چه بود تا ما هم الان توجه کنیم به آنچه این بنده خوب خدا مهم می‌دانسته و هر شب یا غالب شب‌ها برای مردم بیان می‌کرده است.

در کتاب شریف نهج‌البلاغه آمده است که: «كَانَ كَثِيرًا مَا يُنَادِي بِهِ أَصْحَابَهُ»؛ این جملاتی که خوانده می‌شود را ایشان خیلی زیاد به اصحابشان می‌گفتند. بعضی نقل کرده‌اند بعد از نماز عشا، عمده شب‌ها این مطالب را می‌فرمودند. می‌فرمودند: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ»؛ چمدان‌ها را ببندید، باروبنه را ببندید و جمعش کنید که می‌خواهیم برویم. خدا رحمتت‌تان کند، توجه کنید به این مطالبی که من می‌گویم. خودتان را معطل نکنید و خودتان را برای دنیا خیلی خرج نکنید؛ آن مقداری که نیاز و لازم است، بس است. بیش از آن خودتان را از بین نبرید.

«فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ»؛ ندای الرحیل و کوچ کردن بین شما سر داده شده است؛ گفتند باید بروید و ماندنی نیستید. هر روز می‌بینید عده زیادی جوان و پیر دارند از این دنیا می‌روند، می‌میرند و به هر دلیلی و از هر راهی می‌روند. این‌ها همه دارند می‌روند و این مردن ممکنه دیر یا زود نوبت خود ما شود. اینجا ماندنی نیستیم. عرض شد ما اینجا مثل آن استراحتگاه‌های بین‌راهی هستیم؛ واقعیت مسئله این است. زندگی ابدی و دائمی آن طرف است. این دائمی چقدر است؟ ۱,۰۰۰ سال، ۱۰,۰۰۰ سال، ۱۰۰,۰۰۰ سال؟ تا کجاست؟ تا کجا ندارد، دیگر ادامه دارد. سرمایه‌اش را کجا باید فراهم کنیم؟ حدود ۵۰، ۶۰، ۷۰ سال زندگی دنیا به روال طبیعی‌اش که خدا عمر به ما بدهد. با این ۵۰، ۶۰، ۷۰ سال و با این مقدار کم نسبت به آن مقدار زیاد، ما می‌خواهیم در این مقدار وقتِ کم برای آن ابد توشه جمع بکنیم. چقدر آدم می‌تواند توشه جمع کند؟ وقت کمه، فرصت کمه و نمی‌ارزد آدم این چند سال را خدای نکرده به گناه و معصیتی سپری کند. گناه می‌آید همه چیز را خراب می‌کند.

اینجا یک استراحتگاه است. آدم‌ها وقتی بین راه تا می‌خواهند به مشهد یا مقصدشان بروند به استراحتگاه می‌روند، آنجا شروع نمی‌کنند بساط بنایی و رنگ‌آمیزی و رنگ کردن در و دیوار به پا کنند و به آنجا ور بروند تا آبادش کنند؛ موقت یک جایی استراحت می‌کنند و بعد پا می‌شوند می‌روند. فرمودند دنیایی که الان دارید در آن زندگی می‌کنید هم همین‌طور است؛ منتها اینجا جای استراحت خیلی نیست، اینجا باید از اعمال صالحه جمع کنید، چون زود ندا می‌دهند جمع کن که می‌خواهیم برویم. عزرائیل می‌آید و می‌گوید یالله بده که می‌خواهیم برویم. «فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ»؛ این ندای الرحیل هر روز به گوش شما می‌رسد؛ آن مرد، آن یکی مرد، آن یکی مرد... یک روز هم ندا می‌دهند فلانی هم مرد، من هم که اینجا نشسته‌ام مُردم؛ همه این‌ها یکی‌یکی یک روز هم اسمشان می‌رود در آن اعلامیه‌ها.

اهمیت فرصت دنیا و تکلیف انسان

«وَ أَقِلُّوا الْعَرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا»؛ ماندن در دنیا را کم به حساب بیاورید. نگویید حالا وقت هست و حالا وقت داریم که جبران کنیم، نه. هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم قسم بخوریم که من حتماً خدا یک ۱۰ سال یا ۲۰ سال دیگر به من عمر می‌دهد؛ هیچ‌کس نمی‌تواند چنین قسمی بخورد. ماندن در دنیا را کم به حساب بیاورید، چون واقعاً کم است و تضمینی نیست چقدر می‌مانیم؛ فرصت کم است. نماز قضا شده دارید؟ شروع کنید و انجامش دهید. بماند بگذاریم برای ورثه؟ وقتی خود آدم به داد خودش نمی‌رسد، ورثه به طریق اولی به فکر آدم نخواهند بود. ما هر چه هم بیایم وصیت کنیم که این‌قدر نماز قضا دارم، این‌قدر روزه قضا دارم، این‌قدر چه دارم، وقتی خودمان دلمان به حال خودمان نسوخته و این‌ها را انجام نداده‌ایم، می‌خواهیم ورثه برایمان انجام دهند؟ خب نمی‌دهند. کما اینکه داریم می‌بینیم چقدر افرادی هر روز می‌میرند و چه حقوقی گردنشان هست و این‌ها از بین رفت. این هنوز آب غسل بدنش خشک نشده، ورثه دعوا دارند که اموالش را چطور تقسیم کنند و کاری هم ندارند نمازش مونده، روزه‌اش مونده، خمسش مونده، حجش مونده یا حقوق مالی‌اش مونده؛ فقط ورثه خرما می‌آورند سر قبرش خیرات می‌کنند که این هم نهایت خدمتی است که ورثه بتوانند به ما بکنند؛ یک حلوا و خرما می‌دهند و خداحافظ شما! خود آدم باید فکر بکند؛ نماز مونده قضا کند، روزه مونده شروع کند. بعد از ماه مبارک زمینه خوبی هست؛ روزه‌های قضایی دارد، گاهی ماهی یکی، دو تا، سه تا بگیرد. این فرصت‌ها همین‌طور می‌آید و می‌رود. خمس بدهکار است؟ برود بنشیند و اموالش را درست کند. خمس یک‌پنجم مال است که مال ما نیست و ملک صاحبش کس دیگری است؛ مخلوط نباشد مالمان به این مسائل و به این گرفتاری‌ها. حقوقی داریم، به کسی بدهی داریم — خدا روی حق‌الناس خیلی حساس است — این‌ها را بدهیم و ادا کنیم، تا ماه مبارک هست زمینه‌اش وجود دارد. شما ماندن در دنیا را کم به حساب بیاورید و فکر کنید زود بناست جمع کنید و بروید.

«وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ»؛ همین الان می‌توانید زاد و توشه آن‌ور را جمع کنید، الان فرصت داری. کار عمل صالح، کار نیک، عبادت و خدمت به مردم و تقوا، این‌ها همه‌جایش همین الان است؛ همین‌جا دارد فرصت‌هایش پیش می‌آید و تمام می‌شود و می‌رود. همین‌جا مهیا کنید آنچه را که آن‌ور نیاز دارید.

«فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً»؛ چون بعد از اینکه از دنیا می‌روید، از لحظه مرگ تا آن‌ور — تازه برسیم بعداً قیامت به پا شود — یک گردنه‌های بسیار سخت و صعب‌العبور و خطرناک هست. اینجا دیگر حالا فرصت نیست ما بگیم از لحظه مردن چه بساطی و چه برنامه‌ای برای انسان شروع می‌شود و چه چیزهای سخت و خطرناکی پیش می‌آید.

«وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً»؛ جلوی شما و پیش روی شما منزلگاه‌هایی هست بسیار خوف‌انگیز، بسیار ترسناک و بسیار هولناک. آنجا منزلگاه است؛ یک جاهایی شما را می‌برند که خوف و ترس و هول همه‌جایش را گرفته و همه وجود انسان را می‌گیرد. «لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ آنجاها نمیشه بگی ما نمی‌رویم؛ همه‌مان باید برویم و آنجا معطل می‌مانیم، در همان شرایط وحشتناک و دردآور. که در روایت هست اگر دنیایی‌ها آن اوضاع را می‌دیدند، جوان‌ها از سنگینی و سختی و هراس‌انگیزی آن شرایطی که آنجا هست، پیر می‌شدند.

غفلت از مرگ و هشدارهای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَلَاحِظَ الْمَنِيَّةِ نَحْوَكُمْ دَائِبَةٌ»؛ بدانید و توجه داشته باشید که شما ممکنه از مرگ غافل باشید، اما مرگ چشمش خوب به شما دوخته شده، حواصش خوب جمع است و قدم‌به‌قدم دارد به سمتتان حرکت می‌کند. ما غافلیم، ما غرق می‌شویم در دنیا، ما چنان چشممان را خرج تجملات دنیا می‌کنیم، ذهنمان را به تبعش خرج می‌کنیم، زبانمان را، فکر و ذهن و زندگی و همه چیزمان را خرج می‌کنیم، اصلاً انگار نه‌انگار یک چیزی دارد ما را می‌پاید، مواظب ماست و دارد قدم‌به‌قدم نزدیک می‌شود. بدانید مرگ چشمش سمت شماست و روزبه‌روز دارد نزدیک‌تر می‌شود. امروز نزدیک‌تر شدید به مرگ از دیروز، و فردا از امروز نزدیک‌تر. هم شما دارید به سمت موت و مرگ می‌روید، هم او دارد به سمت شما می‌آید.

«وَ كَأَنَّكُمْ بِمَخَالِبِهَا وَ قَدْ نَشِبَتْ فِيكُمْ»؛ حیوان درنده وقتی شکارش را صید می‌کند، آن لحظه‌ای که بتواند چنگالش را در بدن آن شکار فرو کند، دیگر امکان فرار کردن آن شکار تقریباً صفر می‌شود و محکم در چنگال آن شکارچی می‌افتد. ایشان می‌فرماید: گویی مرگ نسبت به شما این‌طوری است؛ چنان چنگال‌هایش را در شما فرو کرده که ناگزیرید از مردن. کسی نمی‌تواند از مرگ فرار بکند، کسی نمی‌تواند آن را جلو و عقب بیندازد، دست خود ما نیست، می‌آید؛ ممکن هم هست بغتتاً و ناگهانی کار دست آدم بدهد.

«وَ قَدْ دَهَمَتْكُمْ فِيهَا مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ وَ مُعْضِلَاتُ الْمَحْذُورِ»؛ اما چکار کنیم؟ چه شده؟ گناهانتان و کارهای بدتان طوری کرده شما را که غافل شدید از مرگ. گویی اینجا ته خط زندگی ماست و السلام! گویی اینجا که گذرگاه موقت است، گذرگاه دائمی ماست و ما دیگر تهش اینجاست؛ نه، این تهش نیست، این موقت است، جمع کنیم و برویم. چیزی نیست، فرصت کمه، اصلاً نمی‌ارزد آدم [عمرش را] به گناه سپری کند، نمی‌ارزد؛ چون هر چه گناه می‌آید، دارد آن‌ور را خالی می‌کند، دست ما خالی می‌شود، آسیب می‌بینیم و آسیب می‌زنیم.

دلبستگی‌های دنیا و حقیقت تقوا

«فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْيَا»؛ این علایق دنیا را از خودتان باز کنید و این‌قدر غرق آن نشوید. اسلام یک حدی از دنیا را اجازه داده است؛ «وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا»؛ ای پیغمبر، آن حظ و بهره‌ای که لازم هست از دنیا ببری را داشته باش. اسلام دینی نبوده که دنیا را کلاً پس بزند، اما در این حد که در این منزلگاه موقت، زندگی‌ات بگذرد، زنده بمانی، تلاش تو بکنی، عبادت کنی، خدمت کنی و کار تو انجام دهی؛ نه این‌طور که ما چنان به دنیا می‌چسبییم و چنان ذهن و فکرمان را خرجش می‌کنیم. ذهنمان، فکرمان و چشممان خرج تجملات دنیا می‌شود و همین‌طور در ذهنمان از این چیزها قرار داده‌ایم؛ چیزهایی که نداریم را دلمان می‌خواهد؛ ماشین بهتر می‌خواهیم، خانه آن‌چنانی می‌خواهیم، درآمد آن‌چنانی می‌خواهیم، موقعیت و شغل آن‌چنانی می‌خواهیم، چه و چه آن‌چنانی، همه‌اش آن‌چنانی و همه‌اش ذهن و فکرمان هم خرج آن است. حالا هر کس به فراخور خودش؛ یکی شهرت می‌خواهد، یکی مقام می‌خواهد، اعتبار می‌خواهد، پول می‌خواهد و بیشتر و بیشتر می‌خواهد؛ حدی هم که ندارد، حدی ندارد، به این حد هم به آدم بدهند، حد بالاترش را می‌خواهد و دنیا سیری ندارد.

لذا ببرید و قطع کنید؛ این‌قدر خودتان و این فکرتان را خرج دنیا نکنید و زود ردش کنید. استفاده‌تان را در آن حدِ لازم ببرید، اما بیش از آن نمی‌ارزد که آدم خودش را خرج کند. این ذهن و فکر ما هم نعمت خداست. در اثر تقوا و بندگی و یاد خدا، این فکر خودش مثل پرنده‌ای پرواز می‌کند و می‌رود در ملکوت و آنجا سر درمی‌آورد. حیف است آدم این ذهن را در لجنزار دنیا غرقش کند و به این چیزهای پایین و پست بچسبد. حیف است این ذهن و فکرمان را خرج فکرهای بد بکنیم؛ بدبینی و بددلی و بدخلقی و بدگویی و این‌ها. این فکر را باید یک مقدار کمک کنیم بهش و آزادش کنیم از این چیزهای بد و از این حالت‌های بد. چقدر بددلی، چقدر بدفکری، چقدر بدبینی؛ این چیزها چقدر به ما سود رسانده؟ ولی آن‌هایی که خوش‌قلبند، در اثر ایمان به خدا خوش‌قلبند، زود از کوره در نمی‌روند، صبر و حوصله و تحملشان بالاست، آن‌ها قلبشان آرام‌تر است و اوضاعشان بهتر است. «فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْيَا».

«وَ اسْتَظْهِرُوا بِزَادِ التَّقْوَى»؛ علاقه‌های دنیا را قطع کنید، این یک. دوم، بچسبید به تقوا. زاد و توشه‌ای که اینجا می‌توانید جمع کنید و خیلی به دردتان می‌خورد، تقواست. «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ»؛ اینجا زاد و توشه زیاد هست، انواع و اقسامش هم هست، اما بهترینش این است که آدم معصیت خدا را نکند. یک عمر بر انسان بگذرد و گناهی [برایش] نوشته نشده باشد؛ این اگر هیچ عبادت دیگری هم نکند، خدا ازش می‌پذیرد. «لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى»؛ یک آدم توفیق پیدا کرده و خدا به او این توفیق را داده که گناه نمی‌کند، واجبات خدا را خوب تحویل می‌دهد و از محرمات الهی هم خوب فرار می‌کند، این دیگر همه چیزش درست است و این دیگر کم نیست و کارش کم‌ارزش و پایین نیست. «لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ»؛ چه چیزی که خدا قبولش می‌کند کم است؟ خدا قبول کرده و پذیرفته آن را.

لذا این دو مسئله را آدم در سراسر صحبت‌های ایشان زیاد می‌بیند؛ یکی بریدن علقه انسان از دنیا، دوم دعوت انسان به تقوا. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرصت داشتند چند سالی در سایه حکومت خطبه بخوانند؛ حاکم بودند، خودشان نماز جمعه می‌خواندند، خطابه داشتند و صحبت می‌کردند و به عنوان امام المسلمین این فرصت بود. عمده خطبه‌ها را که می‌بینیم، پر است از این مواعظ و محور عمده‌اش همین است: دنیا و تقوا. در دنیا غرق نشوید و به آن نچسبید؛ تقوا را رها نکنید. شد امام‌المتقین. این یکی از آن حرف‌ها بود و ایشان خیلی این حرف‌ها را می‌زد. برخلاف ما که شاید خیلی [زمان] بیاید و بگذرد و کمتر حرفی از بندگی و تقوا بزنیم و اهمیت بدهیم، کسی که بنده خوب خداست مثل ایشان می‌فهمید این مسئله چقدر پیش خدا ارزش دارد و مهم است. لذا زیاد سفارش می‌کرد به تقوا و معروف شدند به امام‌المتقین.

جایگاه تقوا و تکالیف متقابل الهی

در یکی دیگر از خطبه‌ها، ایشان علتش را فرمودند که چرا من این‌قدر شما را سفارش به تقوا می‌کنم و بیش از آنچه از من حرف‌های دیگر بشنوید، حرف از این می‌شنوید. چرا؟ در جایی می‌فرمایند: «عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ بنده‌های خدا، من شما را مستمراً سفارش می‌کنم به تقوا و حرف از این می‌زنم، چرا؟ «فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ اول از همه، گوش به حرف خدا دادن حق خداست بر شما. خدا کم نعمت نداده به آدم؛ هر نعمتی حقی را برقرار می‌کند. خدا چند تا نعمت داده؟ نمیشه شمرد. به عدد آن نعمت‌ها حق دارد و بیشتر. خب حق خدا چیست؟ حق خدا این است که به حرفش گوش بدهیم دیگر. این حق را خدا بر گردن ما قرار داده و از ما خواسته است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»؛ کسانی که من را قبول کرده‌اید، گوش به حرفم بدهید. «اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»؛ من که شما را خلق کردم و نعمت بزرگ خلقت را به شما دادم، نعمت ایمان را دادم، نعمت دین را دادم و نعمت‌های دیگر دادم، خب گوش به حرف خدا بدهید. منِ علی چرا این‌قدر به شما می‌گویم تقوا؟ چون حق خداست، چیز دیگری نیست.

«وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ»؛ شما وقتی تقوا را مراعات بکنید، خدای متعال لطف کرده و این‌طوری قرار داده که هر کس حق خدا را ادا کرد، خدا هم یک حقی گردن خودش قرار داده برای آن کس. ما آدم‌ها که این‌جوری نیستیم؛ ما آدم‌ها اگر حقی داشته باشیم گردن هم، یک کسی خیلی هنر کند آن حق را ادا کند، می‌گوییم وظیفه‌اش بود دیگر، ادا کرد. دیگر پشت ادای حق، ما نمی‌گوییم چون حق من را ادا کردی، تازه یک حقی گردن من پیدا کردی که حق من را به من دادی! این‌طوری نیست، ولی خدا این‌طوری کرده است. امیرالمؤمنین می‌فرماید تقوا این است؛ وقتی آدمِ باتقوا تقوا را مراعات می‌کند، این باعث می‌شود حقوقی گردن خدا پیدا می‌کند، خدا این‌طوری قرار داده است. این حقوق چیست؟ همان چیزهایی است که خدا در قرآن کریم وعده داده، همان‌ها. خدا وعده داده بنده‌های خدا، اگر تقوا را مراعات کنید، «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»؛ اگر تقوا داشته باشید، من نجاتتان می‌دهم، من درِ بسته را به رویتان باز می‌کنم، بن‌بست را باز می‌کنم و گره از مشکلتان باز می‌کنم و برمی‌دارم. مگر تقوا حق خدا نبود؟ بنا نیست که دیگر وقتی حق یکی را ادا می‌کنیم و بهش می‌دهیم، چیز دیگری به ما بدهد؛ اما خدا گفته بنده‌های خدا، شما وقتی تقوا داشته باشید و حق من را ادا کنید، من تازه می‌آیم به شما «يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» [عطا می‌کنم] و در مشکلات نجاتتان می‌دهم. «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ روزی دوست داری؟ روزیِ بیشتر دوست داری؟ روزیِ فراوان‌تر دوست داری؟ گوش به حرف من بده، این حق من را ادا کن، من می‌دهم و روزی‌ات بزرگ می‌شود. «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا» و این همه خدا در قرآن کریم از تقوا و آثارش و نعمت‌هایی که در سایه تقوا می‌خواهد به آدم بدهد حرف زده است.

این‌ها را خدا موظف نبوده به ما بدهد؛ تقوا حق خدا بوده که ما ادا کنیم و تمام شد و رفت. اما خدا که احتیاج نداشته است، تازه این تقوا را گذاشته برای همین بوده که به درد خود ما می‌خورده است. خود خدا در قرآن کریم فرمود: «وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ»؛ من هم شما را و هم امت‌های قبلی را همه را سفارش به تقوا کردم، منِ خدا. «وَإِن تَكْفُرُوا»؛ اما اگر زیر بار نروید من طوری نمی‌شوم، «فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»؛ همه چیز در آسمان‌ها و زمین مال خداست و احتیاجی ندارد به تقوای شما. شما تقوا نداشته باشید و همه مردم زمین کافر و فاسق باشند، اصلاً خدا گردی به قبای کبرایی‌اش نمی‌نشیند و چیزی‌اش نیست. بعضی فکر می‌کنند وقتی واجبی انجام بدهند کأنّ خدا نیاز دارد و کأنّ منتی گردن خدا می‌گذارند، یا حرامی را ترک می‌کنند و منت می‌خواهند گردن خدا بگذارند. «وَإِن تَكْفُرُوا»؛ شما اصلاً همه کفران کنید و همه بروید در خط کفر و تقوا را زیر پا بگذارید، «فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»؛ من چیزی احتیاج ندارم و همه چیز دارم، «وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا»؛ من بی‌نیازم و احتیاجی ندارم به شما. این تقوا هم که این‌قدر می‌گویم و گناه و فلان، چون خودتان احتیاج دارید. خودت بداخلاق می‌شوی، زبان باز می‌کنی به فحاشی، دست بلند می‌کنی و پدر خودت، بچه‌ات، زنت و دوروبری‌هایت را درمی‌آوری. خب تقوا آمده می‌گوید نکن این کارها را، مراعات کن، دروغ نگو، آبروی بقیه را نریز. مگر این‌ها به درد خدا می‌خورد که ما دروغ بگوییم؟ خدا چیزی‌اش نمی‌شود. ما آبروی بقیه را بریزیم، خدا که چیزی‌اش نمی‌شود. ما دست بلند کنیم، ما کار زشت بکنیم، ما نگاه حرام بکنیم، خدا که چیزی‌ش نمی‌شود؛ می‌گوید خودت بدبخت می‌شوی، خودت نجات پیدا کن، گوش به حرف من بده تا درست شود.

استعانت از پروردگار در مسیر تقوا

«وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ»؛ پس امیرالمؤمنین فرمود من چرا این‌قدر به شما می‌گویم تقوا؟ چون این‌طوری است؛ تقواست که این چیزها را برای انسان درست می‌کند. «وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ»؛ از تقوا کمک بگیرید برای ادای حق الهی. شما اگر می‌خواهید حق خدا را ادا کنید و حق اهل‌بیت را ادا بکنید، هیچ راهی جز تقوا و گوش به حرف خدا دادن ندارید. هم خدا این را فرمود و هم خود اهل‌بیت فرمودند. و حق آن‌ها [این است]؛ آن‌ها همه این رنج‌ها و مظلومیت‌ها و مصیبت‌ها را برای چه چشیدند؟ برای همین که این راه خدا را، این صراط مستقیم را زنده نگه دارند، این را به ما نشان بدهند و سر پا نگهش دارند. این صراط مستقیم و راه خدا چیست؟ همین عبودیت و تقواست که ما برویم در این راه. آن‌ها رنجش را بردند و مصیبتش را کشیدند و ما مفت و مجانی رسیده بهمان، الحمد لله رب العالمین. ما فقط باید گناه نکنیم، ما کار دیگری نداریم، همین است فقط.

«فَإِنَّ التَّقْوَى»؛ باز دوباره از مسائل تقوا می‌فرمودند. چرا من این‌قدر سفارش می‌کنم شما را به تقوا؟ «فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ»؛ تقوا امروز که در دنیا هستید هم به دردتان می‌خورد، فقط مال فردا نیست در قیامت که متقین فقط بناست بروند بهشت. نه، همین‌جا در دنیا به دردتان می‌خورد. به درد چه می‌خورد؟ نگهدار شماست و شما را حفظ می‌کند از اینکه آسیب ببینید و آسیب بزنید. از این گرفتاری‌هایی که بشر در اثر گناه و معصیت دچارش هست، تقوا شما را حفظ می‌کند؛ اخلاق آدم اصلاح می‌شود، رفتار آدم اصلاح می‌شود، زندگی آدم اصلاح می‌شود و ارتباطش با همسر، با فرزندان و با اقوام اصلاح می‌شود. انسان در ارتباطش با جامعه و افراد جامعه و همه کسانی که با آن‌ها ارتباط دارد، زمینه گناهانی هست و زمینه گرفتاری‌هایی هست؛ آن چیزی که آدم را حفظ می‌کند که در این گرفتاری‌ها ما از بین نریم و آسیب نبینیم و آسیب نزنیم، گوش به حرف خدا دادن است.

یکی با ما قهر کرده، به ما اجازه نداده خدا که ما با او قهر کنیم. یکی با ما قطع رحم کرده و قطع ارتباط کرده، ما را اجازه نداده خدا که قطع رابطه کنیم. یکی به ما ظلم کرده، ما اجازه نداریم ظلم کنیم. حق ما را از ما گرفته‌اند و محروممان کرده‌اند، ما اجازه نداریم همان کار و همان اشتباه و غلطی که او انجام داد را ما در دامش بیفتیم. ما از راه دیگری باید برویم؛ نه به خاطر او، به خاطر اینکه خدا این‌طور خواسته است. به خاطر اینکه خدا می‌دانسته اصلاح بشر و زندگی‌ها این‌هاست، این کارهاست؛ نه اینکه هر کس کاری کرد تلافی‌اش را سرش درآوریم و بدترش هم بکنیم، این راهش نیست. یکی زد، ۱۰ تا نزنیم؛ ۱۰ تا زد، یکی نزنیم؛ این‌طوری. یکی حرف بد زد، ما ۱۰ تا جوابش را ندیم و خراب نکنیم این‌قدر؛ ۱۰ تا حرف بد زد، یکی هم جوابش را ندیم. فرمودند بهترین برخوردی که می‌توانی در مقابل رفتار بد و غلط بقیه داشته باشی این است که تقوا را مراعات کنی. شما در دام او نیفت؛ او بددهان است، شما بددهان نشو و کنترل کن. او حرف بد می‌زند، او رفتارش بد است، او قطع رابطه می‌کند، او ظلم می‌کند و اذیت می‌کند، خب شما دیگر یک بد به بدها اضافه نکن؛ شما این راه را نرو، خدا درست می‌کند.

یکی آمد پیش پیغمبر اکرم گفت یا رسول‌الله، من اقوامم ولم کرده‌اند، همه با من دشمنند، همه به من اهانت می‌کنند و حق من را هم خورده‌اند؛ من می‌توانم با آن‌ها ترک رابطه بکنم و رهایشان کنم؟ ایشان فرمودند اگر این کار را کردی خدا همه شما را رها می‌کند؛ هم تو را و هم آن‌ها را، به حال خودتان می‌گذارد تا بروید درستش کنید دیگر. و آدم‌ها خودشان وقتی بخواهند درست کنند چکار می‌کنند؟ بدترش می‌کنند. خودشان به خودشان که می‌افتد در آن اوضاع بد، خب بدترش می‌کنند، خراب‌ترش می‌کنند و بهترش که نمی‌کنند. فرمودند اگر تو هم مثل آن‌ها شدی خدا همه‌تان را رها می‌کند به حال خودتان. بعد گفت من چکار کنم؟ فرمود: «تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ»؛ تو بین همه ارحام، هر کس با تو قطع رابطه کرده تو برو وصل کن. «وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ»؛ کسی بهت ظلم کرده تو بگذر و دنبالش را نگیر. «وَ تُعْطِي مَنْ حَرَمَكَ»؛ محروم کرده تو را از حقت، کارش یک زمانی به تو احتیاج پیدا کرد و کارش گیر افتاد، شما می‌توانی این گره را باز کنی، نگو یادت هست آن روز چکار با من کردی، حالا این تلافی‌اش! تو بده، تو مثل او این‌قدر پایین نیا و برو بالا، خودت را مثل او نکن و بالا برو.

تقوا امروز به درد می‌خورد، خیلی، در دنیا به درد می‌خورد. «وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ»؛ بهشت مال متقین است. فردا صراط مستقیمِ [قیامت]، ادامه همان صراط مستقیمی است که در دنیا هست. آنجا با سلامت و امنیت رد می‌شوند متقین. آیاتش را امشب در این سوره دخان خواندند؛ که چقدر خدای متعال در قرآن می‌فرماید متقین در امن و امانند و از آن هول و هراس قیامت این‌ها در امن و سلامتند و این گرفتاری‌ها را ندارند؛ وقتی محشور می‌شوند، بسم‌الله یک راهی برایشان باز می‌کنند و با تشریفات می‌برندشان بهشت. این معطلی‌ها و این بدبختی‌ها و گرفتاری‌های قیامت را ندارند و با تشریفات [می‌روند]، «لَهُمُ الْأَمْنُ»؛ در امن و امانند آن وقت. راه بهشت، «مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكُهَا رَابِحٌ»؛ آن‌هایی که در خط تقوایند، این‌ها دارند سود می‌برند. در همین منزلگاه دنیا همه دارند ضرر می‌کنند، «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ»؛ این‌جوری است، همه دارند ضرر [می‌کنند]، چرا؟ چون دارد الان همین‌جور جوانی‌مان می‌رود دیگر. سرمایه جوانی که دارد می‌رود، سلامتی‌مان کم‌کم کم می‌شود، سروکله مریضی‌ها کم‌کم پیدا می‌شود و این ترکِ در و دیوار کم‌کم شروع می‌شود. مشکلات شروع می‌کند پیش بیاید؛ خب سرمایه‌های آدم دارد می‌رود، عوضش دارد پیش خدا چه می‌گیرد؟ یکی با گناه طی می‌کند و هیچ چیز ندارد پیش خدا، هیچ چیز ندارد و فقط دارد ضرر می‌دهد؛ مثل آن قالب یخ در هوای گرم تابستان که فقط دارد آب می‌شود و از بین می‌رود.

اما متقین چون به حرف خدا گوش می‌دهند و گناه نمی‌کنند، خدا این‌طور برایشان قرار می‌دهد؛ درست است سرمایه‌هایش می‌رود، جوانی‌اش می‌رود، سلامتی‌اش می‌رود و این‌ها را از دست می‌دهد، این‌ها می‌رود اما عوضش پیش خدا تقوا را دارد و خدا برایش نگه می‌دارد و ضرری نمی‌کند؛ چون هر چه داده، عوضش چیزهای خوب پیش خدا ذخیره کرده و آن‌ها را نگه داشته است. «وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ آن [خدایی] که تقوا را وقتی شما مراعات بکنید [نگه می‌دارد]، نترسید و نگویید آخه من حالا اینجا این کار را بکنم چه می‌شود؟ کسی نمی‌بیند؛ نبیند، خدا که می‌بیند، خدا حافظ است و نگه می‌دارد و به جایش بهت می‌دهد، به جایش و چند برابر به آدم خواهد داد. نترسیم، وقتی تقوا داشته باشیم، خدا نگه می‌دارد و خدا حفظ می‌کند این زحمتی که ما می‌کشیم. برای این و آن کشیدیم، ببینیم بهمان چه می‌دهند؛ اما اگر برای خدا دادیم و گوش به حرف خدا دادیم، ذخیره می‌کند و به وقتش و به جایش، به نحو احسن می‌دهد به انسان، هم در این دنیا و هم در آن دنیا.

اسوه تقوا و صبوری در سیره انبیا (علیهم‌السلام)

یوسف نبی (علی نبینا و آله و علیه‌الصلاة والسلام) وقتی این همه سختی و رنج را در زندگی‌اش تحمل کرد، صبر کرد و تقوا را مراعات کرد، امتحانات سخت را پشت سر گذاشت و تهِ خطش هم رسید به قضیه برادرها؛ و به این شکل حکیمانه و پخته و با صبر و حلم و متانت این قضیه را هم جمع کرد و این‌ها را هم به توبه واداشت و کار تمام شد، ته خطش این را فرمود: «إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»؛ اگر کسی تقوا داشته باشد و برای تقوا صبر داشته باشد [اجرش ضایع نمی‌شود]. همین الان من گناه نکنم و منتظر باشم یک اتفاق خوبی بیفتد و فلان شود که نیست، باید صبر داشته باشد؛ صبر می‌خواهد، حوصله می‌خواهد و تحمل می‌خواهد. صبر داشته باشد؛ منِ یوسف تقوا را مراعات کردم و کنارش صبر هم کردم.

ایشان وقتی از برادرها گذشت، چطور گذشت؟ همان آنی که دید و آن‌ها را شناخت، همان آن می‌توانست آن‌ها را مجازات کند، اما چقدر صبر و تحمل داشت و چقدر این ظرف وسیع بود که این‌ها را دید ولی هیچ به رو نیاورد و رفت در فکری که چطور می‌توانم این‌ها را اصلاحشان کنم. چه توفیقاتی انبیا دارند؛ برای دشمنشان این‌طوری فکر دارند که این را چطور میشه اصلاحش کرد، این‌که به من ظلم کرده بود. همان‌جا مچشان را نگرفت، پذیرایی کرد، استقبال کرد، نعمت تام بهشان داد، کامل داد، باروبنه‌شان را هم پر کرد و همه کارها را کرد، اما طوری تدبیر کرد که درست است بخشید آن‌ها را و تلافی درنیاورد، اما جوری هم کار را پیش برد که این‌ها توبه کنند. حالا اینکه ما گفتیم در اسلام می‌گوید بگذر و بگذر و بگذر، بله باید بگذری یعنی آن کارهای بد را آدم نکند، اما یک راهی هم اگر می‌تواند برای اصلاحش پیدا بکند. ایشان همین کار را عملاً نشان داد؛ گذشت، اما رهایشان هم نکرد و یک راهی را تدبیر کرد و این‌ها را به توبه و اصلاح واداشت، این‌طوری.

دعا و نجوا به درگاه الهی

بنابراین، ما اگر بخواهیم بفهمیم بهترین کار و بهترین سرمایه و بهترین چیزی که می‌توانیم داشته باشیم برای هم این دنیایمان و هم آن دنیا، این را واضح به ما یاد داده‌اند که ما همتمان را روی چه صرف کنیم، دعایمان را روی چه ببریم و عملمان را مطابق با چه تنظیم بکنیم. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند که ما بهترین مقدرمان را در این شب‌ها بندگی خدا و اطاعت فرمان خدا در این سال آینده قرار بدهد. ان‌شاءالله که مشکلاتمان را هم برطرف کند پروردگار؛ به محمد و آل محمد بهترین مقدر ما را در این سال آینده بندگی و اطاعت فرمانت قرار بده. ما را در این راه یاری کن، دست ما را بگیر و ما را رها مکن. اموات، گذشتگان، حق‌داران، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدا و روح حضرت امام را مشمول رحمت بفرما، خدمت‌گزاران به اسلام، نظام اسلامی، مخصوصاً رهبر معظم را محافظت بفرما.  

گزیده

۱. بهترین مقدر انسان در شب‌های قدر

مهم‌ترین عمل در این شب‌ها که خدا توفیق داده مدت زیادی انسان روزه گرفته و بعد معنوی او در اثر روزه گرفتن و ترک گناه تقویت شده، این است که این حالت ترک گناه و معصیت را تثبیت و محکم کند. یعنی تصمیم بگیرد حالا که خدا توفیق داد و تا اینجا این‌قدر زحمت کشیدیم و زمینه مهیا شد برای اینکه به سمت تقوا و ترک معصیتِ بیشتر حرکت کنیم، مخصوصاً در این شب‌ها تصمیم بگیریم و از خدا کمک بخواهیم که مقدر ما در طول این سال آینده — که امشب قطعی می‌شود ان‌شاءالله — این باشد؛ به عنوان بهترین مقدر انسان که یک سال بگذرد و انسان دور معصیت و گناه نچرخد و مرتکب آن نشود.

۲. تفاوت عبادات صحیح و اعمال مقبول

دو مسئله داریم؛ یکی اینکه عمل انسان صحیح باشد، یکی هم مسئله قبول عمل است. صحیح یعنی اینکه نماز خوانده شده مطابق با آنچه در رساله توضیح‌المسائل ذکر شده، همه‌اش درست انجام داده شده و از گردن انسان ساقط شده است؛ اما این نماز صحیح ممکن است مقبول درگاه خدا واقع نشود و خدا آن را نپذیرد. از گردن انسان این وظیفه ساقط شد و دیگر احتیاج ندارد قضا به جا بیاورد، اما پیش خدا قبول هم نشده است. اینکه عده زیادی از آدم‌ها ۲۰، ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ سال عمرشان نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند، ولی بعد از این همه عمر، همانی هستند که سال‌ها پیش بودند، علتش این است که این اعمال قبول نشده است.

۳. تقوا؛ ملاک و معیار قبولی اعمال

خدای متعال در قرآن کریم ملاک و معیار قبول را به مسئله تقوا ربط داده است؛ یعنی انسان تا مادامی که تقوا دارد خدا عملش را قبول می‌کند، اما وقتی تقوا نباشد و انسان مرتکب معصیت شود، خدا قبول نمی‌کند. «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا فقط از اهل تقوا اعمال را قبول می‌کند. زیارت، دعا و نماز، این زحمت‌ها مال همه قبول نیست قطعاً؛ مال عده‌ای قبول است. آن‌ها به چه ملاک و معیاری عملشان قبول است؟ به معیار تقوا. اگر مرتکب معصیت و گناه نمی‌شوند، واجباتشان را انجام می‌دهند و محرمات را ترک می‌کنند، این‌ها قطعاً عملشان قبول است و ردخور ندارد.

۴. دنیا؛ استراحتگاه موقت باروبنه ابدیت

«فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ»؛ ندای کوچ کردن بین شما سر داده شده است؛ گفتند باید بروید و ماندنی نیستید. هر روز می‌بینید عده زیادی جوان و پیر دارند از این دنیا می‌روند و می‌میرند. ما اینجا مثل آن استراحتگاه‌های بین‌راهی هستیم؛ واقعیت مسئله این است. زندگی ابدی و دائمی آن طرف است. با این ۵۰، ۶۰، ۷۰ سال زندگی دنیا و با این مقدار کم نسبت به آن مقدار زیاد، ما می‌خواهیم در این مقدار وقتِ کم برای آن ابد توشه جمع بکنیم. وقت کم است، فرصت کم است و نمی‌ارزد آدم این چند سال را خدای نکرده به گناه و معصیتی سپری کند. گناه می‌آید همه چیز را خراب می‌کند.

۵. خودت به داد خودت برس!

ماندن در دنیا را کم به حساب بیاورید. نگویید حالا وقت هست و حالا وقت داریم که جبران کنیم، نه. هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم قسم بخوریم که خدا یک ۱۰ سال یا ۲۰ سال دیگر به ما عمر می‌دهد. نماز قضا شده دارید؟ شروع کنید و انجامش دهید. بماند بگذاریم برای ورثه؟ وقتی خود آدم به داد خودش نمی‌رسد، ورثه به طریق اولی به فکر آدم نخواهند بود. وقتی خودمان دلمان به حال خودمان نسوخته و این‌ها را انجام نداده‌ایم، می‌خواهیم ورثه برایمان انجام دهند؟ خب نمی‌دهند. این هنوز آب غسل بدنش خشک نشده، ورثه دعوا دارند که اموالش را چطور تقسیم کنند؛ خود آدم باید فکر بکند.

۶. بیداری از غفلت؛ مرگ در کمین است

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَلَاحِظَ الْمَنِيَّةِ نَحْوَكُمْ دَائِبَةٌ»؛ بدانید و توجه داشته باشید که شما ممکن است از مرگ غافل باشید، اما مرگ چشمش خوب به شما دوخته شده، حواسش خوب جمع است و قدم‌به‌قدم دارد به سمتتان حرکت می‌کند. ما غافلیم، ما غرق می‌شویم در دنیا، ما چنان چشممان را خرج تجملات دنیا می‌کنیم، ذهنمان را به تبعش خرج می‌کنیم، زبانمان را، فکر و ذهن و زندگی و همه چیزمان را خرج می‌کنیم، اصلاً انگار نه‌انگار یک چیزی دارد ما را می‌پاید، مواظب ماست و دارد قدم‌به‌قدم نزدیک می‌شود. بدانید مرگ چشمش سمت شماست و روزبه‌روز دارد نزدیک‌تر می‌شود. امروز نزدیک‌تر شدید به مرگ از دیروز، و فردا از امروز نزدیک‌تر.

۷. حیف است این ذهن غرق لجنزار دنیا شود

اسلام یک حدی از دنیا را اجازه داده است؛ «وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا». استفاده‌تان را در آن حدِ لازم ببرید، اما بیش از آن نمی‌ارزد که آدم خودش را خرج کند. این ذهن و فکر ما هم نعمت خداست. در اثر تقوا و بندگی و یاد خدا، این فکر خودش مثل پرنده‌ای پرواز می‌کند و می‌رود در ملکوت و آنجا سر درمی‌آورد. حیف است آدم این ذهن را در لجنزار دنیا غرقش کند و به این چیزهای پایین و پست بچسبد. حیف است این ذهن و فکرمان را خرج فکرهای بد بکنیم؛ بدبینی و بددلی و بدخلقی و بدگویی و این‌ها. این فکر را باید یک مقدار کمک کنیم و آزادش کنیم از این حالت‌های بد.

۸. حقوق متقابل؛ وقتی بنده حق خدا را ادا می‌کند

«عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ بنده‌های خدا، من شما را مستمراً سفارش می‌کنم به تقوا، چرا؟ «فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ اول از همه، گوش به حرف خدا دادن حق خداست بر شما. خدا کم نعمت نداده به آدم؛ حق خدا این است که به حرفش گوش بدهیم دیگر. شما وقتی تقوا را مراعات بکنید، خدای متعال لطف کرده و این‌طوری قرار داده که هر کس حق خدا را ادا کرد، خدا هم یک حقی گردن خودش قرار داده برای آن کس. این حقوق همان چیزهایی است که خدا در قرآن کریم وعده داده؛ خدا وعده داده بنده‌های خدا، اگر تقوا را مراعات کنید، «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا».

۹. بی‌نیازی خدا و احتیاج ما به تقوا

«إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»؛ همه چیز در آسمان‌ها و زمین مال خداست و احتیاجی ندارد به تقوای شما. شما تقوا نداشته باشید و همه مردم زمین کافر و فاسق باشند، اصلاً خدا گردی به قبای کبرایی‌اش نمی‌نشیند. «وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا»؛ من بی‌نیازم و احتیاجی ندارم به شما. این تقوا هم که این‌قدر می‌گویم، چون خودتان احتیاج دارید. خودت بداخلاق می‌شوی، زبان باز می‌کنی به فحاشی، دست بلند می‌کنی و پدر خودت و دوروبری‌هایت را درمی‌آوری. خب تقوا آمده می‌گوید نکن این کارها را، مراعات کن، دروغ نگو، آبروی بقیه را نریز. می‌گوید خودت بدبخت می‌شوی، خودت نجات پیدا کن.

۱۰. در دام رفتار بدِ دیگران نیفتید

فرمودند بهترین برخوردی که می‌توانی در مقابل رفتار بد و غلط بقیه داشته باشی این است که تقوا را مراعات کنی. شما در دام او نیفت؛ او بددهان است، شما بددهان نشو و کنترل کن. او حرف بد می‌زند، او رفتارش بد است، او قطع رابطه می‌کند، او ظلم می‌کند و اذیت می‌کند، خب شما دیگر یک بد به بدها اضافه نکن؛ شما این راه را نرو، خدا درست می‌کند. کسی به پیغمبر اکرم گفت اقوامم به من اهانت می‌کنند و حق من را خورده‌اند؛ من می‌توانم رهایشان کنم؟ ایشان فرمودند: «تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ»؛ هر کس با تو قطع رابطه کرده تو برو وصل کن. «وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ»؛ کسی بهت ظلم کرده تو بگذر.

فهرست

1️⃣ تثبیت ترک معصیت در شب‌های قدر

◽️ تمرین تقوا در ماه مبارک برای ذخیره طول سال

◽️ ضرورت عزم جدی برای دوری یک‌ساله از گناه

2️⃣ ملاک قبولی اعمال در پیشگاه الهی

◽️ تفاوت اساسی میان عمل «صحیح» و عمل «مقبول»

◽️ تقوا به عنوان تنها معیار پذیرش عبادات

3️⃣ هشدارهای امیرالمؤمنین (ع) درباره غفلت از مرگ

◽️ ضرورت بستن باروبنه برای سفر ابدی

◽️ موقتی بودن دنیا و استراحتگاه‌های بین‌راهی

4️⃣ ضرورت توشه‌اندوزی و ادای حقوق

◽️ اهمیت فرصت کوتاه عمر و بی‌اعتمادی به بقای دنیا

◽️ پیش‌قدم شدن در ادای خمس، قضا و حق‌الناس

5️⃣ حقیقت تقوا و بی‌نیازی پروردگار

◽️ تقوا به عنوان حق الهی و مایه نجات انسان

◽️ بی‌نیازی مطلق خدا از کفر و طاعت بندگان

6️⃣ تقوا؛ سپر محافظتی در زندگی دنیا و آخرت

◽️ نقش تقوا در اصلاح اخلاق، رفتار و روابط اجتماعی

◽️ ایمنی از هول و هراس قیامت و گشودن راه‌های بهشت

7️⃣ اسوه تقوا و صبوری در سیره انبیا (ع)

◽️ درس صبر، حلم و متانت در ماجرای حضرت یوسف (ع)

◽️ تدبیر حکیمانه برای گذشت و اصلاح خطاکاران

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه 23)

موضوع: صوت کامل سخنرانی