🎧 تقوا در کلام امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)
صوت کامل سخنرانی
1401/02/03
پست

🎧 تقوا در کلام امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)

🔰 امیرالمومنین (ع) در فرصت حکومتی که برای ایشان پیش آمد، زیاد خطبه خواندند؛
🔹 مطالب ایشان بیشتر حول دو محور بود:
1️⃣تقوا وبندگی خدا
2️⃣دوری از دنیا؛ غرق در دنیا و دلبسته به آن نشویم!
🔻 انسان چون مادی است، در دنیا غرق می‌شود. حتی گاهی در سختیها و مشکلات هم آخرت را فراموش می‌کند!
🔻معمولا انسان سرمایه و فکرش را خرج چیزهای پایین میکند لذا به چیزهای بالاتر و مهمتر نمی‌رسد.

🔰تقوا حقی است از خدا بر گردن ما.
🔸درمقابل دستورات خداوند مطیع باشیم.
🔸این حق هیچ سودی برای خدای متعال ندارد! ما محتاجیم.
🔻اگر حرف خدا را گوش ندهیم خودمان از بین می‌رویم؛ به جاهای مهم نمی‌رسیم.

⁉️چرا اینقدر حضرت امیر (ع) از تقوا سخن گفته‌اند؟!
چون:
1️⃣اوّلا حق خداست.
2️⃣ثانیاً اگر ما حقّ خدا را ادا کنیم متقابلاً حقّی به گردن خدا پیدا می‌کنیم؛
🔸همه آنچه خداوند در قرآن کریم برای متقّین وعده داده، همان حقوق ماست بر گردن خدا! 

🤲 برای رعایت تقوا باید از خدا کمک بخواهیم؛ 
🔹یاری و کمک خداست که انسان را موفّق می‌کند بیشتر به حرف خدا گوش دهد!
🔹افرادی موفّق می‌شوند تقوا را رعایت کنند که زیاد از خدا کمک می‌خواهند.

🔶 هم از خدا کمک بگیریم برای رعایت تقوا و هم از تقوا کمک بگیریم برای اداء حق خداوند!

❓تقوا چه فایده ای دارد؟!
❇️ در همین دنیا فایده دارد! چرا؟ 
چون محافظ شماست از :
▫️شرّ شیطان
▫️نفس اماره
▫️مشکلات و مسائل ناخوشایند زندگی
❇️فردا هم راه بهشت، تقواست.

💎کسیکه در مسیر تقواست، از سرمایهٔ عمر و جوانی‌اش سود می‌برد؛
✳️آدم با تقوا چون به حرف خدا گوش می‌دهد :
▫️کل عمرش عبادت است
▫️کارش عبادت است
▫️نماز و روزه اش عبادت است
▫️خوردن، خوابیدن و حرف زدنش عبادت است! 

✅اگر تقوا را رعایت کنید، خداوند حافظ و نگهدار عمل شماست و به جایش چند برابر جبران می‌کند.
🔺همه برکتها و نعمتها زیر «سایه تقوا» است! 
🔻همه بدبختی ها زیر «چتر گناه» است! 

❓برای رعایت تقوا چه کنیم؟
🔹واجبات و محرمات را یاد بگیریم.
🔸خواندن رساله واجب است.

🎧 تقوا در کلام امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)

🎧 تقوا در کلام امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)

🔰 امیرالمومنین (ع) در فرصت حکومتی که برای ایشان پیش آمد، زیاد خطبه خواندند؛
🔹 مطالب ایشان بیشتر حول دو محور بود:
1️⃣تقوا وبندگی خدا
2️⃣دوری از دنیا؛ غرق در دنیا و دلبسته به آن نشویم!
🔻 انسان چون مادی است، در دنیا غرق می‌شود. حتی گاهی در سختیها و مشکلات هم آخرت را فراموش می‌کند!
🔻معمولا انسان سرمایه و فکرش را خرج چیزهای پایین میکند لذا به چیزهای بالاتر و مهمتر نمی‌رسد.

🔰تقوا حقی است از خدا بر گردن ما.
🔸درمقابل دستورات خداوند مطیع باشیم.
🔸این حق هیچ سودی برای خدای متعال ندارد! ما محتاجیم.
🔻اگر حرف خدا را گوش ندهیم خودمان از بین می‌رویم؛ به جاهای مهم نمی‌رسیم.

⁉️چرا اینقدر حضرت امیر (ع) از تقوا سخن گفته‌اند؟!
چون:
1️⃣اوّلا حق خداست.
2️⃣ثانیاً اگر ما حقّ خدا را ادا کنیم متقابلاً حقّی به گردن خدا پیدا می‌کنیم؛
🔸همه آنچه خداوند در قرآن کریم برای متقّین وعده داده، همان حقوق ماست بر گردن خدا! 

🤲 برای رعایت تقوا باید از خدا کمک بخواهیم؛ 
🔹یاری و کمک خداست که انسان را موفّق می‌کند بیشتر به حرف خدا گوش دهد!
🔹افرادی موفّق می‌شوند تقوا را رعایت کنند که زیاد از خدا کمک می‌خواهند.

🔶 هم از خدا کمک بگیریم برای رعایت تقوا و هم از تقوا کمک بگیریم برای اداء حق خداوند!

❓تقوا چه فایده ای دارد؟!
❇️ در همین دنیا فایده دارد! چرا؟ 
چون محافظ شماست از :
▫️شرّ شیطان
▫️نفس اماره
▫️مشکلات و مسائل ناخوشایند زندگی
❇️فردا هم راه بهشت، تقواست.

💎کسیکه در مسیر تقواست، از سرمایهٔ عمر و جوانی‌اش سود می‌برد؛
✳️آدم با تقوا چون به حرف خدا گوش می‌دهد :
▫️کل عمرش عبادت است
▫️کارش عبادت است
▫️نماز و روزه اش عبادت است
▫️خوردن، خوابیدن و حرف زدنش عبادت است! 

✅اگر تقوا را رعایت کنید، خداوند حافظ و نگهدار عمل شماست و به جایش چند برابر جبران می‌کند.
🔺همه برکتها و نعمتها زیر «سایه تقوا» است! 
🔻همه بدبختی ها زیر «چتر گناه» است! 

❓برای رعایت تقوا چه کنیم؟
🔹واجبات و محرمات را یاد بگیریم.
🔸خواندن رساله واجب است.

متن

خطبه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در باب تقوا و حق پروردگار

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و فرصت بی‌نظیر خطبه‌خوانی

چون روز شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاة و السلام) هست، ادامه بحث رو واگذار می‌کنیم به فردا ان‌شاءالله و امروز چند کلمه‌ای از سفره سخنان ایشون ان‌شاءالله استفاده می‌کنیم.

سابقاً عرض کردیم که یکی از ویژگی‌های مهم ایشون این بود که چون حکومت در اختیار ایشون قرار گرفت در مدت این حدود پنج سال اواخر عمرشون، امامت جمعه و خوندن خطبه و امامت جماعت و این‌ها هم به عهده ایشون بود. این برنامه رو داشتند و زیاد برای مردم خطبه می‌خوندند؛ چون به عنوان امام مسلمین و حاکم جامعه اسلامی شناخته شده بودند. این فرصتی بود که دیگه بعد از ایشون، تقریباً برای هیچ‌کدوم از ائمه (علیهم‌السلام) پیش نیامد و سایر ائمه خانه‌نشین شدند.

ایشون در اواخر عمرشون حکومت داشتند؛ بعد هم یه مقدار کمی امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) [به حکومت رسیدند] که اون هم همه‌اش به جنگ با معاویه طی شد و به صلح انجامید و نهایتاً [حکومت رو] واگذار کردند. دیگه هیچ‌کدوم از ائمه ما حکومت نداشتند و مثل سایر افراد عادی در جامعه زندگی می‌کردند. ائمه جماعات رو اون‌ها [حاکمان وقت] مشخص می‌کردند، امام جمعه اون‌ها بودند و خطبه‌های جمعه رو اون‌ها می‌خوندند. عملاً بشر محروم شد از [حاکمیت] اهل بیت و این روند تا حالا ادامه پیدا کرده و تا زمانی که امام عصر (علیه‌الصلاة و السلام) تشریف بیارن، ادامه داره.

لذا امیرالمؤمنین در این فرصتِ حکومت‌شون زیاد خطبه خوندند، زیاد سخنرانی کردند و مطالب مهمی می‌فرمودند.

غفلت انسان از آخرت و محوریت تقوا در کلام مولا

بیشتر مطالبی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند، حول محور تقوا و بندگی خدا و دوری از دنیا، غرق شدن در دنیا، دلبستگی به دنیا و این مسائل هست. در نهج‌البلاغه که بخشی از سخنان ایشون نقل شده، این دو مسئله رو زیاد می‌بینیم؛ خیلی مذمت از دنیا، وابستگی به دنیا، غرق شدن در دنیا و گول خوردن از دنیا مطرح شده است. همه این مسائل زیاد هست.

مسئله دیگه هم دعوت به بندگی خدا، حساب‌رسی اعمال، مراقبت و این مسائلی هست که نوعاً افراد ازش غافل می‌شند. چون آدم مادیه، غرق می‌شه تو زندگی دنیا؛ حتی در مشکلات و در سختی‌هاش، این‌قدر فکر و ذهنش مشغول این‌ها می‌شه که فراموش می‌کنه آخرتی هم داره و باید برای اون آخرت، فکر و ذهنش رو بیشتر مشغول کنه و بیشتر به داد آخرتش برسه.

اما بیشترِ اوقات این‌طور نیست؛ ذهنش و فکرش به همین چیزی که از دنیا می‌بینه و متوجه می‌شه و به همین مشکلات مشغوله. لذا ما معمولاً سرمایه‌هامون، ذهن و فکرمون رو خرج چیزهای پایینی می‌کنیم و به سمت اون چیزهای بالاتر و مهم‌تری که خدا خواسته، متأسفانه خیلی نمی‌ریم.

تقوا؛ حق بزرگ خداوند بر گردن بندگان

حالا که روز شهادت ایشون هست، یه مقداری از سخنان ایشون که مفید به حالمون هست ان‌شاءالله، بخشی‌اش رو می‌خونیم. در یکی از خطبه‌ها ایشون می‌فرمایند: «عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ بنده‌های خدا، من مستمراً و مرتب شما رو سفارش به تقوا می‌کنم. زیاد از این حرف‌ها می‌زنم و زیاد شما رو توصیه می‌کنم به این مسئله.

چرا؟ «فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ تقوا حقی‌ست از خدا بر گردن شما. خدایی که نعمت خلقت، هدایت و همه نعمت‌هایی که می‌بینید بهتون داده [بر شما حق داره]. اقلش اینه که اگه کسی یه دونه نعمت به آدم میده، حقی گردن آدم پیدا می‌کنه؛ یه دونه نعمت، یک کاری برای آدم می‌کنه، یه چیزی به آدم میده، حقی گردن انسان پیدا می‌کنه. حالا نعمت‌های خدا رو که نمیشه شمرد و نمیشه حساب کرد؛ خب اون حق خیلی بیشتر و سنگین‌تر گردن ما میاد.

تنها حقی هم که خدای متعال برای خودش بر ما قائل شده، همین حق بندگی هست که ما در مقابل دستورات خدا اطاعت کنیم و بگیم چشم. چیز دیگه‌ای خدا از ما نخواسته؛ گفته هرچی من می‌گم بگید چشم. خودتون رو از اینکه مبادا با گناه‌ها از دستورات من مخالفت کنید، دور کنید؛ از گناه دور کنید، از ترک واجبات دور کنید و مواظب باشید.

قبلاً هم به کرات عرض شد، تازه این حقی که خدا برای خودش نسبت به ما قائل شده، هیچ سود و منفعتی برای خود خدای متعال ندارد؛ «غنیٌ عن العالمین» است. خدا هیچ احتیاجی نداره، چون اصلاً خودش همه چیز رو خلق کرده. هرچی که هرکسی و هر چیزی داره، خود خدا بهش داده؛ خودش که محتاج خلقش نیست. خودش هرچی بخواد داره، ما محتاجیم.

خدا هم می‌دونست ما محتاجیم و زندگی‌مون همین‌طوری درست نمیشه، لذا گفت این حق منه بر شما که به اون چیزهایی که من به شما می‌گم گوش بدید. چون اگه گوش ندید، خودتون از بین می‌رید و اون نیت و هدفی که خدای متعال از خلقت ما داشت، از بین میره و ضایع میشه. چون خدا می‌خواست ما بندگی کنیم و در سایه بندگی به جاهای بالایی برسیم. اما وقتی به حرف خدا گوش ندیم، راهش همینه که به جاهای مهم نمی‌رسیم. مثل بقیه حیوانات آدم زندگی می‌کنه؛ یعنی ته خطش انگار دنیاست و همین مادیات و مسائلش.

لذا ایشون می‌فرماید چرا من این‌قدر می‌گم تقوا؟ چون اولاً حق خداست بر شما، ثانیاً «وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّکُمْ»؛ خدای متعال این‌طوری قرار داده که ما اگر این حق خدا رو ادا کنیم، تازه خدا بر خودش هم حقی قائل شده گردن خودش. گفته شما تقوا رو داشته باشید به عنوان حق من بر شما؛ اگه کسی تقوا رو مراعات کرد، اون یه حقی گردن منِ خدا پیدا می‌کنه. این‌طوری خدا قرار داده.

هیچ‌کسی نمیاد تازه حقی که گردن بقیه داره، اگه اون حق رو ادا کردند بگه خب چون حق من رو ادا کردید، تازه حق گردن من پیدا می‌کنید و من باید یه کاری براتون بکنم؛ هیچ‌کی این کارو نمی‌کنه، می‌گه خب وظیفه‌اش بود و باید می‌کرد. اما خدا با ما بنده‌ها این‌طوری برخورد نکرد. خدا گفته این تقوا حق من بر شماست، گوش بدید، این حقیه که گردن شما داره. بعد پشتش گفته اگه گوش دادید و این حق رو ادا کردید، شما یه حقی گردن من پیدا می‌کنید.

چه حقی؟ همه این حقوق، تازه یه دونه حق هم نیست، خیلی حقوقه؛ همه این چیزهایی که خدا تو قرآن برای متقین وعده داده. وقتی قرآن می‌خونید، توجه کنید که خدای متعال در قرآن کریم برای متقین چه وعده‌هایی داده و برای تقوا چه وعده‌هایی داده. این وعده‌ها همون حقوق ماست گردن خدا. خدا این‌طوری خودش خواسته و خودش قرار داده؛ گفته گوش به حرف من بدید و حق من رو ادا کنید، تازه من این کارها رو براتون می‌کنم: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»؛ من نجات‌تون میدم، من گره از مشکلات‌تون باز می‌کنم و درهای بسته رو باز می‌کنم. این‌ها همه حقوقی هست که خدا زیاد قرار داده گردن خودش.

لذا ایشون می‌فرماید این تقوا که من این‌قدر می‌گم مراعات کنید، به نفع خودتونه. خدا حقی برای شما گردن خودش قرار داده؛ خب وقتی تقوا رو مراعات کنید، اون حقوق گردن خدا میاد و خدا ادا می‌کنه. اون چیزهایی هم که ادا می‌کنه به نفع شماست و خیلی سود می‌برید.

استعانت از پروردگار و تاثیر متقابل تقوا و بندگی

«وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ»؛ برای رعایت تقوا، باید از خدا کمک بخواهید. آدم باید زیاد دست به دعا بردارد و از خدا کمک بخواد. چون اگر خدا کمک نکنه، هیچ بشری، حتی انبیاء، نمی‌توانند اون چیزی که خدا می‌خواد باشند و عمل کنند. اون یاری و کمک خداست که آدم رو موفق می‌کنه بیشتر به حرف خدا گوش بده.

لذا ما می‌گیم «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ خدایا، ما گوش به حرف تو می‌دیم و از خودت هم کمک می‌خواهیم در این گوش به حرف دادنِ به تو. کمک کن ما رو در این مسئله. لذا اون‌هایی موفق می‌شند تقوا رو مراعات کنند که این ویژگی رو دارند: زیاد از خدا کمک می‌گیرند، زیاد پناه می‌برند به خدا، زیاد دعا می‌کنند و از خدا می‌خوان نجات‌شون بده و کمک‌شون کنه.

«وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ»؛ از خدا کمک می‌گیرید بر رعایت تقوا، و از تقوا کمک می‌گیرید برای ادای حق خدا. این‌طوریه؛ ما از خود خدا کمک می‌خواهیم و یاری می‌طلبیم که در انجام تقوا ما رو کمک کنه، و با تقوا کمک می‌گیریم که حق خدا رو ادا بکنیم. این یک امر دوطرفه است.

تقوا؛ سپر محافظ دنیا و مسیر بهشت آخرت

خب، حالا این تقوا چه فایده‌ای داره؟ «فَإِنَّ التَّقْوَى فِی الْیوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ»؛ امروز که تو دنیایید، نه فقط تقوا به درد آخرت می‌خوره، تقوا به درد امروز دنیاتون هم می‌خوره. چرا؟ تقوا امروز برای شما محافظ هست؛ محافظه، یک حصن حصین و محکم، یک دژ محکم، یک سد نفوذناپذیریه که خدا قرار داده و حفظ می‌کنه شما رو.

از چی حفظ می‌کنه؟ از شر شیطون حفظ می‌کنه، از شر نفس اماره حفظ می‌کنه، از مشکلات زندگی‌تون هم حفظ می‌کنه. از مسائلی هم که باهاش مواجه می‌شید و ناخوشایندتون هست، از اون‌ها هم تقوا شما رو حفظ می‌کنه. نجات میده؛ همون که می‌گه نجات‌تون میدم از مشکلات و گرفتاری‌ها، همینه. تقوا نمی‌ذاره آدم تو یه چهاردیواری گیر بیفته و به بن‌بست برسد و کارش تموم بشه، یا با گرهی تو کارش، زندگی‌اش از بین بره؛ نجات میده آدم رو. لذا می‌فرماید تقوا همین امروز به دردتون می‌خوره، همین امروز نجات‌تون میده و کمک‌تون می‌کنه.

«وَ فِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّةِ»؛ فردا هم راه بهشت، تقواست. «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّتُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ بهشت مال متقینه؛ بله، اصلاً خدا بهشت رو مال این‌ها ساخته. برای این‌ها تهیه کرده و درست کرده و آماده‌اش می‌کنه. اون‌ها که اهل تقوایند، راحت تقوا رو پیش خدا عرضه می‌کنند و می‌رند بهشت؛ این بدبختی‌ها و گرفتاری‌های قیامت رو هم ندارند. پس شما اگه می‌خواهید فردا برید بهشت، راهی غیر از اطاعت فرمان خدا ندارید.

وضوح مسیر تقوا و جایگاه رساله توضیح‌المسائل

حالا می‌خواهیم تقوا رو مراعات کنیم، چیکار کنیم؟ «مَسْلَکُهَا وَاضِحٌ»؛ خیلی واضح [هست]. دستورات خدا واضحه؛ چه چیزهایی واجبه، چه چیزهایی حرامه، این‌ها رو برید یاد بگیرید و انجام بدید. همه‌اش تو رساله اومده؛ رساله توضیح‌المسائل کتابی‌ست که خوندنش واجبه و آدم باید تا مادامی که مسائل شرعی‌اش رو — اون‌هایی که به دردش می‌خوره و گرفتارش شده و مبتلا بهش هست — بلد نیست، واجبه رساله بخونه؛ که مبادا یه وقت جایی از عملش کار خراب بشه و لنگ بشه. در اثر ندونستن مسئله، خدای نکرده نمازش، روزه‌اش، حجش، صدقه‌اش و کارهای مستحبی‌اش خراب نشه و از بین نره. یه وقت اون‌ور نگاه می‌کنه می‌بینه نمازی نیست؛ چی شده؟ همه‌اش خراب بوده.

پس کسی بخواد تقوا رو مراعات کنه، راهش راحت و واضحه و مشخصه باید چیکار بکنه؛ چیز سنگینی نیست، مبهم نیست. تقوا چیزهای مشتبه و شبهه‌ناک نیست و ربطی به اون‌ها نداره؛ یه چیزی نیست که آدم نمی‌دونه و فقط بناست گرفتارش کنه، نه، معلومه. این گناهه، نباید بکنی؛ این واجبه، باید بکنی. این شبهه‌ست؟ شبهه‌ست، شبهه باشه؛ ما مشتبه و شبهه و «نمی‌دانم حلاله یا حرامه» و به هم ریخته و مجمل و «حالا شاید خراب باشه» نداریم. خدا مسیرش واضح و روشنه. متقین هم آدم‌های راسخ و محکم هستند و هیچ دچار این تردیدهایی که غیر اهل تقوا با این حرف‌ها برای خودشون درست می‌کنند، نیستند؛ همه چیز براشون واضح و روشنه که چه کاری رو انجام بدند درست، و چه کاری رو انجام ندند.

تجارت پرسود سالکان طریق تقوا

پس «مَسْلَکُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِکُهَا رَابِحٌ»؛ اون کسی که میره تو خط تقوا، سود می‌بره؛ از زندگی‌اش، از سرمایه‌هاش، از جوونی‌اش، از سلامتی‌اش و از نعمت‌هایی که خدا بهش داده، این‌ها سود می‌برند. چون هرچی این سرمایه‌های آدم داره طی می‌شه — آدم‌های با تقوا عمرشون داره می‌گذره، اون‌ها هم مثل همه ما عمرشون داره سپری می‌سه، جوونی‌شون سپری می‌شه، سلامتی‌شون سپری می‌شه — اما عوض این مسائلی که طی می‌کنند، از خدا بهشت رو می‌گیرند و از خدا درجات بالای ایمان رو می‌گیرند. یعنی این عمر که داره می‌ره، جاش جایگزین داره براش.

اما غیر اهل تقوا نه؛ همین‌جور عمر داره می‌ره، همین‌جور می‌ره، چیزی نداره و تموم شد. لذا خدا فرموده همه‌تون دارید ضرر می‌دید.

پس «سَالِکُهَا رَابِحٌ»؛ اونی که بره تو خط تقوا و بندگی خدا، اینه که سود می‌بره از همه زندگی‌اش؛ لحظه به لحظه زندگی‌اش و هر آنی که از زندگی و سلامتی و جوونی و این نعمت‌هایی که خدا داده بهش، داره از بین می‌ره و کم می‌شه و رو به نقصان داره می‌ره، ولی عوضش داره عبادت می‌کنه. با عبادت، عمرش رو داره سپری می‌کنه.

کدوم عبادت؟ همین عبادت تقوا، همین گوش به حرف خدا دادن. چون داره گوش به حرف خدا میده، عمرش عبادته، کاراش عبادته، نمازش عبادته، روزه‌اش [عبادته]، خوردن و خوابیدنشم عبادته، حرف زدنشم عبادته؛ همه‌اش می‌شه عبادت. لذا همه‌اش داره سود می‌بره.

تقوا؛ امانتی محفوظ و بی‌کاستی نزد خداوند

«و مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ هرکی هم تقوا رو مراعات کرد، پیش خدا محفوظ می‌مونه. خدا ذره‌ای کم نمی‌ذاره، بلکه بیشتر میده. مثل بقیه نیست که اگه یه کار خوب براشون کردی، یادشون بره یا نمک‌نشناسی کنند و از بین ببرند؛ نه. او کسی که شما تقوای اونو مراعات می‌کنید و حق اونو مراعات می‌کنید، اون حافظ و نگهدار این عمل شماست.

شما یه کار خوبی کردید به حساب خدا، کسی هم نمی‌دونه؛ اینو بدونید که خدا نگهش می‌داره و به جاش چند برابر به آدم خواهد داد. برعکس آدم‌ها که یادشون میره، خدا یادش نمیره و این مسائل پیش خدای متعال ثبت شده.

لذا این‌ها رو امیرالمؤمنین زیاد مطرح می‌کردند؛ امام‌المتقین بودند و زیاد از این حرف‌ها زدند و زیاد موعظه می‌کردند. می‌دونستند و می‌فهمیدند گوش به حرف خدا دادن چیه و چه اکسیر اعظمیه. همه چیز از خوبی‌ها، برکات و نعمت‌ها زیر سایه تقواست؛ همه بدبختی‌ها و فلاکت‌ها زیر چتر گناهه و ریشه و منشأش گناهه. لذا زیاد این رو به ما فرمودند.

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کنه که موفق بشیم بیشتر به حرف ایشون، به حرف خدا و انبیاء گوش بدیم و زحمت‌هایی که اون‌ها برای ما کشیدند رو با معصیت ضایع نکنیم.

نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهم‌السلام)، مخصوصاً روح مطهر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و همه علمای ربانی و شهدای تشیع و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. حکومت امیرالمؤمنین (ع)؛ فرصتی بی‌نظیر برای هدایت جامعه

چون روز شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است، شایسته است از سفره سخنان ایشان استفاده کنیم. یکی از ویژگی‌های مهم حضرت این بود که چون حکومت در اواخر عمرشان در اختیار ایشان قرار گرفت، امامت جمعه، خواندن خطبه و امامت جماعت را بر عهده داشتند. ایشان بسیار برای مردم خطبه می‌خواندند، چون به عنوان حاکم جامعه اسلامی شناخته شده بودند. این فرصتی بود که بعد از ایشان، تقریباً برای هیچ‌کدام از ائمه (علیهم‌السلام) پیش نیامد و سایر ائمه خانه‌نشین شدند و مثل سایر افراد عادی در جامعه زندگی می‌کردند. عملاً بشر از حاکمیت اهل بیت (ع) محروم شد و این روند تا زمان ظهور امام عصر (عج) ادامه دارد. لذا امیرالمؤمنین در این فرصتِ حکومت، زیاد خطبه خواندند و مطالب مهمی می‌فرمودند.

۲. ریشه غفلت انسان؛ غرق شدن در مشکلات دنیا

بیشتر مطالبی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند، حول محور تقوا، بندگی خدا و دوری از دلبستگی به دنیا است. در نهج‌البلاغه که بخشی از سخنان ایشان نقل شده، این مسائل بسیار دیده می‌شود و مذمتِ غرق شدن و گول خوردن از دنیا مطرح شده است. مسئله دیگر، دعوت به حساب‌رسی اعمال و مراقبت است که نوعاً افراد از آن غافل می‌شوند. انسان مادی، غرق در زندگی دنیا می‌شود؛ حتی در مشکلات و سختی‌ها، آن‌قدر فکر و ذهنش مشغول این مسائل می‌گردد که فراموش می‌کند آخرتی هم دارد و باید برای آن آخرت، فکر و ذهنش را بیشتر مشغول کند. متأسفانه ما معمولاً سرمایه‌ها، ذهن و فکرمون رو خرج چیزهای پایینی می‌کنیم و به سمت آن چیزهای بالاتر که خدا خواسته، نمی‌رویم.

۳. تقوا؛ حق بزرگ پروردگار بر گردن بندگان

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در خطبه‌های خود می‌فرمایند: «عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ بندگان خدا، من مستمراً شما را سفارش به تقوا می‌کنم. چرا؟ «فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ تقوا حقی است از خدا بر گردن شما. خدایی که نعمت خلقت، هدایت و همه نعمت‌ها را به شما داده، بر گردنتان حق دارد. اقلش این است که اگر کسی یک دانه نعمت به آدم بدهد، حقی گردن انسان پیدا می‌کند. اکنون که نعمت‌های خدا را نمی‌شود شمرد و حساب کرد، آن حق خیلی بیشتر و سنگین‌تر بر گردن ما می‌آید. تنها حقی هم که خدای متعال بر ما قائل شده، همین حق بندگی است که در مقابل دستورات خدا اطاعت کنیم و بگوییم چشم. خدا چیز دیگری از ما نخواسته است.

۴. بندگی خدا؛ تنها مسیر رسیدن به جایگاه‌های بالا

خداوند فرموده است هرچه من می‌گویم بگویید چشم و خودتان را از اینکه مبادا با گناه‌ها از دستورات من مخالفت کنید، دور کنید؛ از گناه و از ترک واجبات دور کنید و مواظب باشید. تازه این حقی که خدا برای خودش قائل شده، هیچ سود و منفعتی برای خود خدای متعال ندارد و او «غنیٌ عن العالمین» است. خدا احتیاجی ندارد، چون خودش همه چیز را خلق کرده است. هرچه که هرکسی دارد، خدا به او داده و خودش محتاج خلقش نیست. خدا می‌دانست ما محتاجیم و زندگی‌مان همین‌طوری درست نمیشود، لذا فرمود به چیزهایی که می‌گویم گوش بدهید. اگر گوش ندهید، خودتان از بین می‌روید. خدا می‌خواست ما بندگی کنیم و در سایه بندگی به جاهای بالایی برسیم.

۵. وعده‌های شگفت‌انگیز خداوند برای اهل تقوا

خدای متعال این‌طوری قرار داده که ما اگر حق خدا را ادا کنیم، تازه خدا بر خودش هم حقی قائل می‌شود. فرموده است اگر کسی تقوا را مراعات کرد، او حقی گردن منِ خدا پیدا می‌کند. هیچ‌کسی نمی‌آید وقتی بقیه حقش را ادا کردند، بگوید حالا شما حق گردن من پیدا کردید و من باید کاری براتون بکنم؛ می‌گوید وظیفه‌اش بود. اما خدا با بنده‌ها این‌طوری برخورد نکرد. فرمود اگر گوش دادید و این حق را ادا کردید، شما حقی گردن من پیدا می‌کنید. آن حق، تمام وعده‌هایی است که خدا در قرآن برای متقین قرار داده است: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»؛ من نجات‌تان می‌دهم، گره از مشکلات‌تان باز می‌کنم و درهای بسته را می‌گشایم. این‌ها حقوقی است که خدا برای ما قرار داده است.

۶. یاری خدا؛ شرط اساسی موفقیت در رعایت تقوا

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ»؛ برای رعایت تقوا، باید از خدا کمک بخواهید. انسان باید زیاد دست به دعا بردارد و از خدا کمک بخواهد. چون اگر خدا کمک نکند، هیچ بشری، حتی انبیاء، نمی‌توانند آن چیزی که خدا می‌خواهد باشند و عمل کنند. آن یاری و کمک خدا است که آدم را موفق می‌کند بیشتر به حرف خدا گوش بدهد. لذا ما در نماز می‌گوییم «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ خدایا، ما گوش به حرف تو می‌دهیم و از خودت هم کمک می‌خواهیم در این بندگی. کمک کن ما را در این مسئله. کسانی موفق می‌شوند تقوا را مراعات کنند که این ویژگی را دارند: زیاد از خدا کمک می‌گیرند، زیاد پناه می‌برند به خدا و زیاد دعا می‌کنند.

۷. تقوا؛ سپر محافظ انسان در برابر مشکلات دنیا

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ»؛ از خدا کمک می‌گیرید بر رعایت تقوا، و از تقوا کمک می‌گیرید برای ادای حق خدا. این یک امر دوطرفه است. حالا این تقوا چه فایده‌ای دارد؟ «فَإِنَّ التَّقْوَى فِی الْیوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ»؛ تقوا به درد امروز دنیایتان هم می‌خورد. تقوا امروز برای شما محافظ و یک دژ محکم و سد نفوذناپذیری است که خدا قرار داده و شما را حفظ می‌کند؛ از شر شیطان، از شر نفس اماره و از مشکلات زندگی حفظ می‌کند. تقوا نجات می‌دهد آدم را و نمی‌گذارد انسان تو یک چهاردیواری گیر بیفتد، به بن‌بست برسد و زندگی‌اش از بین برود. تقوا همین امروز نجات‌تان می‌دهد و کمک‌تان می‌کند.

۸. تقوا؛ راه روشنِ بهشت و رهایی از گرفتاری‌های قیامت

امیرالمؤمنین (ع) در ادامه فواید بندگی می‌فرمایند: «وَ فِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّةِ»؛ فردا در قیامت هم راه بهشت، تقوا است. «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّتُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ بهشت مال متقین است و اصلاً خدا بهشت را برای این‌ها ساخته و آماده‌اش می‌کند. کسانی که اهل تقوایند، راحت تقوا را پیش خدا عرضه می‌کنند و می‌روند بهشت؛ این‌ها بدبختی‌ها و گرفتاری‌های قیامت را هم ندارند. پس شما اگر می‌خواهید فردا به بهشت بروید، راهی غیر از اطاعت فرمان خدا ندارید. اگر بخواهیم تقوا را مراعات کنیم، راهش چیست؟ «مَسْلَکُهَا وَاضِحٌ»؛ خیلی واضح است. دستورات خدا واضح است؛ چه چیزهایی واجب است و چه چیزهایی حرام، این‌ها را باید یاد بگیریم و انجام بدهیم.

۹. وضوح مسیر بندگی و ضرورت شناخت احکام شرعی

تمام دستورات خدا در رساله توضیح‌المسائل آمده است؛ کتابی که خواندنش واجب است تا مادامی که انسان مسائل شرعی مبتلابه خود را بلد نیست، باید آن را بخواند تا مبادا جایی از عملش کار خراب بشه و لنگ بشود. در اثر ندانستن مسئله، خدای نکرده نماز، روزه و کارهای مستحبی انسان خراب نمی‌شود و از بین نمی‌رود. پس کسی که بخواهد تقوا را مراعات کند، راهش راحت، واضح و مشخص است؛ چیز سنگینی نیست و مبهم نیست. تقوا چیزهای مشتبه و شبهه‌ناک نیست. خدا مسیرش واضح و روشن است. متقین آدم‌های راسخ و محکمی هستند و دچار تردیدهایی که غیر اهل تقوا برای خودشان درست می‌کنند، نمی‌شوند. همه چیز برایشان واضح و روشن است.

۱۰. تجارت پرسود متقین؛ تبدیل عمر به بندگی و ثواب

«مَسْلَکُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِکُهَا رَابِحٌ»؛ آن کسی که در خط تقوا برود، سود می‌برد؛ از زندگی، سرمایه‌ها، جوانی و سلامتی‌اش سود می‌برد. آدم‌های با تقوا عمرشان مثل همه ما سپری می‌شود، اما عوض این سرمایه‌ها، از خدا بهشت و درجات بالای ایمان را می‌گیرند؛ یعنی این عمر که دارد می‌رود، جایش جایگزین دارد. اما غیر اهل تقوا، همین‌جور عمرشان می‌رود و تموم می‌شود. سالک مسیر تقوا، لحظه به لحظه زندگی‌اش را با عبادت سپری می‌کند. چون گوش به حرف خدا می‌دهد، عمرش، کارهایش، نمازش، روزه‌اش، حتی خوردن و خوابیدن و حرف زدنش هم عبادت می‌شود. «وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ»؛ هرکس تقوا را مراعات کرد، پیش خدا محفوظ می‌ماند و خدا جایش چند برابر به آدم خواهد داد.

فهرست

1️⃣ امامت و حاکمیت امیرالمؤمنین (ع)

◽️ پنج سال حکومت اواخر عمر و فرصت خطبه‌خوانی

◽️ محرومیت بشر از حاکمیت اهل بیت (ع) پس از حضرت

2️⃣ ریشه‌یابی غفلت انسان از آخرت

◽️ دلبستگی، غرق شدن و گول خوردن از دنیا

◽️ انحراف ذهن و مادی‌گرایی در مواجهه با مشکلات

3️⃣ تقوا؛ حق پروردگار بر بندگان

◽️ بندگی خدا؛ تنها حق الهی بر گردن انسان

◽️ بی‌نیازی مطلق خداوند (غنیٌ عن العالمین) از طاعت ما

4️⃣ وعده‌های قرآنی و حقوق متقین

◽️ تعهد پروردگار به گشودن درهای بسته (مخرجاً)

◽️ استعانت از خدا برای رعایت تقوا (ایاک نستعین)

5️⃣ برکات دوگانه تقوا در دنیا و آخرت

◽️ تقوا؛ سپر محافظ (حرز و جنه) در برابر مشکلات دنیا

◽️ تقوا؛ راه روشن (طریق الی الجنه) در قیامت

6️⃣ وضوح مسیر بندگی و شناخت احکام

◽️ ضرورت شناخت واجبات و محرمات از طریق رساله عملیه

◽️ ثبات قدم متقین و دوری از تردیدها و شبهات

7️⃣ تجارت پرسود و جاویدان سالکان تقوا

◽️ تبدیل تمام لحظات زندگی و عمر به عبادت

◽️ ثبات و پاداش بی‌کاستی اعمال نزد پروردگار (مستودعها حافظ)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تقوا در کلام امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)

موضوع: صوت کامل سخنرانی