🎧 دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه شانزدهم)
صوت کامل سخنرانی
1401/01/29
پست

🎧 دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه شانزدهم)

🔸انسان در نگاه غربی‌ها ؛ موجودی بی هدف و صرفا مشغول سرگرمی!

🔹انسان مؤمن به برکت «تقوا» و «ترک لغو» عقل و رفتارش پخته و روی قاعده میشود!

♦️مشغول شدن به لغو مخالف «طبع و فطرت» اولیه انسان

🔸هرچه تقرب به خدا بیشتر؛ نورانیت در وجود، عقل و قلب بیشتر

🔰فوائد اخلاص و پیامدهای ریاء در روایات

❓چرا محبّت برخی علماء و شهداء ناگهان در دل مردم خیلی بالا می‌رود؟ 

🔻خداوند عمل زیاد «ریاکار» را در نظر مردم «کم‌ارزش» جلوه میدهد!
  
♦️ریاء ؛ یکی از موانع اجابت دعا حتی در حال اضطرار

💎اخلاص ؛ مسأله مهم و فوت کوزه‌گری در عبادات!

🎧 دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه شانزدهم)

🎧 دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه شانزدهم)

🔸انسان در نگاه غربی‌ها ؛ موجودی بی هدف و صرفا مشغول سرگرمی!

🔹انسان مؤمن به برکت «تقوا» و «ترک لغو» عقل و رفتارش پخته و روی قاعده میشود!

♦️مشغول شدن به لغو مخالف «طبع و فطرت» اولیه انسان

🔸هرچه تقرب به خدا بیشتر؛ نورانیت در وجود، عقل و قلب بیشتر

🔰فوائد اخلاص و پیامدهای ریاء در روایات

❓چرا محبّت برخی علماء و شهداء ناگهان در دل مردم خیلی بالا می‌رود؟ 

🔻خداوند عمل زیاد «ریاکار» را در نظر مردم «کم‌ارزش» جلوه میدهد!
  
♦️ریاء ؛ یکی از موانع اجابت دعا حتی در حال اضطرار

💎اخلاص ؛ مسأله مهم و فوت کوزه‌گری در عبادات!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیّة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

دوری از بیهودگی؛ اولین گام بهره‌مندی از رمضان

در ادامه‌ی دعای امام سجاد (علیه‌السلام) در استفاده‌ی بیشتر از ماه مبارک رمضان، رسیدیم به اینجا که فرمودند — ابتدا اشاره کردند به اعضا و جوارح که: «خدایا! به ما توفیق بده در این ماه اعضا و جوارح‌مان را از گناه و معصیت به‌دور بداریم» تا استفاده‌ی ما از روزه بیشتر بشود.

بعد فرمودند: «وَلَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا يُدْنِي مِنْ ثَوَابِكَ»؛ یعنی اگر در این ماه خودمان را نسبت به کاری به زحمت می‌اندازیم، کاری باشد که ثواب پشتش باشد برای انسان. کاری که بی‌فایده است، ثواب هم ندارد و فقط برای پر کردن وقت است، سرمان را گرم آن کارها نکنیم.

اون چیزی که خدای متعال می‌خواهد این است که انسان، یک انسانِ پخته، متین و درست‌حسابی باشد. یک جهتش این است که مشغولیتش به کارهایی که فایده، ثواب و ارزشی ندارد، از بین برود؛ کم‌کم و یواش‌یواش این‌ها را هم بگذارد کنار.

آسیب‌شناسی فرهنگ سرگرمی و شهرت‌طلبی غربی

یک سری کارها هست در زندگی که کلاً آدم‌ها سرشان را به آن گرم می‌کنند و خودشان را به آن مشغول می‌سازند، ولی هیچ فایده‌ای هم ندارد. ثوابی ندارد، ارزشی ندارد و فقط سرگرمی است؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که غرب با انسان انجام می‌دهد و آن بلایی که غربی‌ها سر انسان‌ها می‌آورند. یعنی انسان‌ها را از یک انسانِ هدف‌دار — که در اخلاقش، رفتارش و کارهایش هدف دارد، پخته است، هر کاری را انجام نمی‌دهد و هر حرفی را نمی‌زند — می‌کِشند به سمت یک انسانی که فقط و فقط به فکر سرگرمی و گذراندن وقت است به هر شکلی که شد. فقط سرش گرم باشد، مهم نیست به چه چیزی گرم است.

لذا همه‌ی چیزهایی که غرب می‌آورد برای ما و ما گرفتارشان می‌شویم، آدم می‌بیند آن چیزی که حاکم برِش است، صرفاً سرگرمی است. حالا گاهی می‌آید اینجا، رنگ و لعابِ خاصی می‌گیرد یا توجیه‌اش می‌کنند. بعضی از این برنامه‌هایی که مثلاً تلویزیون نشان می‌دهد هم همین است. خیلی هم جذاب درست می‌کنند؛ این‌ها صرفاً آن چیزی که پشتش هست سرگرمی است. حالا اسمش را می‌گذارند مثلاً «کشف استعداد».

خیلی کارها و استعدادها که این‌ها کشف می‌کنند، به هیچ دردی نمی‌خورد؛ هیچی. هیچ جای زندگی به درد نمی‌خورد. این بناست کجای یک زندگی را مثلاً درست کند؟ این فرد — که حالا زن است یا مرد و مشغول به این کار است — بناست چه بشود؟ فقط بناست مشهور بشود؟ لذا آن چیزی که غرب دنبالش است همین است: سرگرمی و شهرت؛ سرگرمی و شهرت. دیگر هیچ چیز دیگری مهم نیست. همان چیزها می‌آید اینجا، رنگ و لعابِ کشف استعداد می‌گیرد؛ آدم‌ها سرشان گرم می‌شود که می‌خواهند استعداد کشف کنند و وقت و عمرشان را، سرمایه‌های مملکت را و همه چیز را به باد می‌دهند که می‌خواهند کشف استعداد کنند. مسائل دیگری هم هست که از آنجا می‌آید و ما درگیرش می‌شویم؛ مثلاً خودِ اصلِ فضای مجازی. اصل و اساسش، یکی از پایه‌هایش همین است؛ صرفِ یک سرگرمی است. حالا به هر نحوی که گذشت، هر کسی هر جوری دلش خواست.

ویژگی‌های کار مفید و پخته در نگاه مؤمنانه

اما ایشان به ما یاد می‌دهند و می‌گویند شما از آن آدم‌ها نباشید که هدف زندگی‌شان فقط همین است. لااقل در این ماه مبارک، کاری را انجام بدهید و خودتان را مشغول به کاری بکنید که واقعاً فایده‌ای برای زندگی دارد، ارزش دارد، لغو و به‌دردنخور و بی‌فایده نباشد و لااقل ثوابی پشتش باشد. حالا یا فایده‌ای برای زندگی دنیایی‌تان داشته باشد، یا ثواب آخرتی داشته باشد؛ کارهای این‌جوری.

وقتی مؤمن کارش پخته می‌شود، وقتی عقلش پخته می‌شود، وقتی بنایش روی این است که وقتی کارهایی انجام می‌دهد کاری باشد که یا به درد دنیاش بخورد یا به درد آخرتش، خودبه‌خود کارهای بد، غلط، حرام و قبیح حذف می‌شود؛ کارهای بی‌فایده حذف می‌شود و به‌جایش کار مفید می‌آید. آن‌وقت این مؤمن می‌شود یک مؤمنِ متین و باوقار، که هم عقلش، هم اخلاقش و هم عملش، همه‌اش به‌جا و باقاعده می‌شود.

پس راهش این است؛ یکی‌اش همین است که ما اشتغال‌مان را، سرگرمی‌مان را صرفاً به چیزهایی که فایده‌ای ندارد، سپری نکنیم. ببریم روی مسائلی که فایده دارد. به تدریج آدم عادت می‌کند.

الگوهای عملی؛ حکایتی از یک زندگی منظم و با برکت

ما کسانی را دیدیم و می‌دیدیم [سرفه speaker] قبلاً — حالا هم هستند، همیشه هم هستند — که این‌ها سرجمع زندگی‌شان را که نگاه می‌کنی، بالاخره مشغولند به یک کارهای مفید. حالا این کارِ خانه‌داری مفید است و کارهای مفید دیگر. به کارهایی که هیچ فایده‌ای ندارد، کارهایی که هیچ، نه به درد دنیای آدم می‌خورد و نه به درد آخرت آدم، سرشان را گرم نمی‌کنند؛ و این‌طوری کم‌کم خودشان را عادت داده‌اند و عادت می‌کند آدم.

اینکه آدم مشغول باشد به چیزهای بی‌خود، مخالف طبعِ اولیه‌ی انسان و فطرت انسانی است. اول، آن چیزی که خدا به آدم داد، یعنی فطرت انسان، این چیزها تویش نبود. بعد کم‌کم که رشد می‌کرد این چیزها را پیدا کرد؛ حالا بخواهد برگردد و اصلاحش کند یه مقدار مشکل است و سختش می‌آید. ولی اگر شروع کرد و به تدریج اصلاحش کرد، عادت می‌کند؛ خیلی هم راحت.

ما حتی زن‌هایی را دیدیم که این‌طوری بودند. یعنی آدم وقتی زندگی‌شان را مرور می‌کند می‌بیند این‌ها به کار بی‌خود، به‌دردنخور و بی‌فایده مشغول نمی‌شدند و انجام نمی‌دادند. یا مشغول کارهای زندگی‌شان بودند، خانه‌شان بودند، خانه‌داری و مسائل مربوطه و این‌ها بودند؛ یا مشغول عبادت بودند، یا مشغولِ یک کار مفید. حالا غیر از بحث خانه‌داری، کار مفید؛ فرض بگیر خیاطی می‌کردند، کارهای این‌صنفی، از این هنرهای مفید به حال آدم و زندگی‌اش. یعنی این‌ها این‌طوری بودند.

خدا رحمت کند، یک مادربزرگی ما داشتیم که او همین‌جوری بود. آدم الآن که من نگاه می‌کنم می‌بینم خب این زندگی‌اش این‌طوری بود؛ این یا مشغول کارهای زندگی‌اش بود، یا مشغول این کارهای هنرهای زنانه‌ی مفید — که عمده‌اش هم خیاطی بود — بود؛ یا مشغول عبادت و دعا بود. همه‌اش هم وقت برایش داشت و زیاد می‌گذاشت. هر وقت نگاه می‌کنیم، من هر چه تو ذهنم می‌آید، می‌بینم این به یکی از این سه تا مشغول بود؛ این بود و بالاخره اهل مسجد بود، اهل این مسائل بود.

بنده کنارش بودم و بیشتر وقتم باهاش بود، خب خیلی می‌دیدم این مسائل را. هم تقیدش نسبت به نماز، نماز جماعت، نماز اول وقت؛ هم مجالس مفید و خوب، هم کارهایش، رفتارهایش، این‌ها این‌طوری بود. سوادی هم به آن معنا نداشت ولی [سرفه speaker] اصلاً عادت کرده بود زندگی‌اش را روی این مسائل [بگذارند]. مسائل زندگی‌اش؛ خب یک‌تنه پسِ مسائلِ زندگی‌اش برمی‌آمد. شوهرش مریض بود، فلج بود. این بارِ فلج بودنِ او هم روی دوش ایشان بود. زندگی‌اش را هم داشت. بعضی امکاناتِ اولیه مثل یک ماشین لباس‌شویی هم نداشت؛ این‌طوری بود وضعش. ولی کارهای زندگی‌اش به‌جا، کارهای هنری مثل خیاطی انجام می‌داد. در محل وقتی مثلاً چادر می‌خواستند یا بعضی لباس‌هایی می‌خواستند بدوزند پیش ایشان می‌آمدند، این کارها را هم انجام می‌داد. به عبادتش هم می‌رسید؛ به عبادتش خیلی. اهل عبادت بود، تقید داشت به این عبادت‌ها، به قاعده و رسمش عمل می‌کرد. نماز شب می‌خواند، نماز جعفر طیار داشت، این عبادت‌ها را داشت، نماز اول ماه داشت، فلان.

خب این‌طوری بود. من یادم هست مثلاً مریض می‌شد یک کسی، یکی مثلاً از بچه‌هایش مریضی‌های سنگین می‌گرفت؛ ایشان یادم می‌آید یک وقتی — بله، والدِ ما مریضی سنگینی گرفته بودند — بعد ایشان مقید بود؛ در روایات هست که مثلاً اگر حاجتی دارید بروید زیر سقف، پشت‌بام، زیر آسمان و با یک آدابِ خاصی یک دعاهایی هست [که] می‌خواند. مقید بود و انجام می‌داد. به من می‌گفت: «بیا، بنشین کنار من. این دعاهایی که مربوط به سجده هست، من می‌روم سجده، تو برایم بخوان که من تکرار بکنم.» بقیه‌ی کارهایش را هم انجام می‌داد و من تا اینجا که یادم می‌آید، وقتی به یک همچین کارهایی دست می‌زد دعایش مستجاب می‌شد. خیلی عجیب بود. حالا که یادم می‌آید — چون آن وقت ما بچه بودیم خیلی ملتفت نبودیم — ولی حالا که فکرش را می‌کنیم می‌بینیم چقدر عجیب مسائلی داشت و خب ما متوجه نبودیم؛ و یکی‌اش همین است. عادت داده بود خودش را به کارهای مفید؛ حالا یا مفید به حال دنیا و زندگی‌اش، یا به حال آخرتش. بالاخره به حال یکی از این‌ها فایده داشت و مفید بود.

حقیقت اخلاص و آفت نیت‌های غیرخدایی

حالا ایشان می‌فرمایند: «خدایا! به ما توفیق بده در این ماه مبارک، این مدت تمرین کنیم. کاری که انجام می‌دهیم کارِ مفیدِ درستی باشد، کار لغوِ به‌دردنخور نباشد، کار حرام که هیچ، کار به‌دردنخور هم نه؛ یک کاری باشد که یا به درد دنیا بخورد یا آخرتی باشد، یک ثوابی، یک بهره‌ای، چیز آخرتی پشتش باشد.» «وَلَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا يُدْنِي مِنْ ثَوَابِكَ»؛ و خودم را به زحمت نیندازم به کارهای دیگر، مگر کارهایی که بالاخره به آن ثواب و آن چیزی که تو دوست داری نزدیک‌تر است. ثواب به من می‌دهد، بهره می‌دهد، به درد دنیایم می‌خورد یا به درد آخرتم. «وَلَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِي يَقِي مِنْ عِقَابِكَ»؛ کارهای، گناه و معصیت مواظب باشم در این ماه نکنم. آن چیزی که عقاب تو را شامل حال من می‌کند، باعث عذاب می‌شود، باعث خشم و غضب تو می‌شود، من به هیچ وجه در این [ماه] انجام ندهم، بلکه کارهایی بکنم که من را به بهشت نزدیک‌تر، بهشتی‌تر و از جهنم دورتر می‌کند.

بعد فرمودند: «ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِكَ كُلَّهُ مِنْ رِيَاءِ الْمُرَائِينَ، وَسُمْعَةِ الْمُسْمِعِينَ، لَا نُشْرِكُ فِيهِ أَحَداً دُونَكَ، وَلَا نَبْتَغِي فِيهِ مُرَاداً سِواكَ»؛ یعنی همه‌ی این کارهایی که انجام می‌دهم، با اخلاص باشد. توفیق به من بده کارم با اخلاص باشد.

اخلاص از مسائل خیلی مهم و عمده است. ما یک ایمان داریم؛ اگر کسی ایمان داشته باشد، خب یک قدم آمده جلو، کارهایش ارزش دارد. ایمان نداشته باشد، کافر باشد، پیش خدا کارش ارزش ندارد، اجر و مزد ندارد. اجر و مزدش همین تقدیر و تشکر مردم [است]. یک کافر ولی وقتی خوب آدمی هم باشد، حتی کارهای خوب هم بکند، چون ایمان و باور به خدا و چیزهای مهم و درست ندارد، او بهره‌ای نمی‌برد از این مسائلش. بهره‌اش خیلی کم است؛ ثواب که نمی‌برد، بهشت که نمی‌برد، فقط همین در دنیا ازش تقدیر کنند، تشکر کنند و خوشحال باشند و این‌ها، تجلیل می‌کنند؛ این بهره را می‌برد.

قدم اول ایمان است. قدم دوم عمل صالح است، که کارهای آدم کارهای درست باشد و تویش گناه نباشد. قدم سوم اخلاص است. حالا که آدم کار خوب انجام می‌دهد، عبادت می‌کند، هر کاری انجام می‌دهد، با اخلاص انجام بدهد. یعنی اینکه من این کار را انجام بدهم که بقیه ببینند، که خوش‌شان بیاید، از من تعریف بکنند، این در کار نباشد. این [ریا] از بین می‌برد.

خدا چه خواسته؟ خدای متعال می‌خواهد — هدفی که از خلقت داشته این است که — آدم‌ها در تمام این زندگی‌شان یک ارتباطِ خاصی با خدای متعال داشته باشند، کارهایشان جهت داشته باشد؛ جهتش هم، بالا رفتن ایمان و معرفت به خداست. اصلاً همه‌ی بساط عالم سر همین به پا شده. ما گوش به حرف خدا بدهیم، بندگی کنیم تا ایمان‌مان و باورمان به خدا بیشتر بشود. ایمان و باورمان به خدا که بیشتر شد، تقرب‌مان به خدا بیشتر می‌شود. خدای متعال منبع همه‌ی خیرات [است]؛ هر چه ما به آن کمال مطلق، هر چه به آن منبع نزدیک‌تر بشویم، خودمان بیشتر دارای کمالات و صفاتِ بالا و ایمان بالا و این مسائل می‌شویم، نورانیت در وجود و قلب و عقلمان بیشتر می‌شود. این را خدا خواسته. لذا همه را به سمت توحید و گوش به حرف خدا دادن و پذیرفتن خدا برد.

همین‌طور در دنیا آدم فقط بخورد، بخوابد، یک کارهایی هم انجام بدهد فایده ندارد، ولو آن کارهایشان خوب باشد. این کارها باید سمت‌وسوی خدایی داشته باشد. ایمان، یعنی خدا را قبول داشته باشد؛ بعد کارهای خوب که انجام می‌دهد با اخلاص، یعنی برای خودِ خدا. همان خدایی که قبولش داشتیم، برای او. نماز می‌خوانیم برای او، مسجد می‌رویم برای او، نه برای اینکه به بقیه نشان بدهیم من اهل مسجدم. جماعت می‌خوانیم برای او، قرآن می‌خوانیم برای خدا. عبادت، رکنِ مهمش اخلاص است؛ اخلاص، قربتاً الی الله. اینکه یاد دادند به ما اولِ نماز، روزه، صدقه، هر کار می‌خواهیم بکنیم اول بگوییم — یعنی اول با این باور و نیت انجام بدهیم که قربتاً الی الله — یعنی این؛ یعنی تقرب به خدا، نه به این و اون. این و اون هم که یک آدم مثل خودمانند. کار از دست‌شان برمی‌آمد فکری به حال خودشان می‌کردند؛ کار از دست‌شان برمی‌آمد! ارزش دارد آدم کار را بدهد به خدا. خدا خوب تلافی درمی‌آورد، خوب جبران می‌کند. ما بشر نه؛ بشر یا اصلاً نمی‌فهمد یا اگر بفهمد خیلی کاری از دستش برنمی‌آید، فوقش حالا خوشحال بشود، یک تعریفی بکند، این‌ها. این خیرِ کمی به ما برساند. اما خدا فرموده در قرآن کریم: «من چند برابر این به تو می‌دهم. شما بدهید به من، چند برابر بهتان می‌دم.» لذا خدا خواسته کارهای ما مال او باشد، کسی را هم درش دخیل نکنیم، شریک نکنیم. این خیلی مهم است.

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند که: «خدایا! تو این ماه به من توفیق بده، من همه‌ی کارهای خوبی که انجام می‌دهم، از روزه گرفته تا سایر این کارهای خوبی که شمردیم، همه‌اش مال خودت باشد و اخلاص داشته باشم در انجامش.» به باد ندهم. عمل، به اندازه‌ی سرِ سوزن اگر ناخالصی تویش بیاید، آدم بدهد به یکی دیگر و به خاطر کس دیگری انجام بدهد، خدا همه را می‌دهد به او. در روایت هست خدای متعال فرمود: «من خوب شریکی‌ام. هر کسی در کارها، در عبادت‌ها کسی را با من شریک بکند، من همه را می‌دهم به آن شریکم؛ می‌گویم مال تو، خودت یک چیزی بهش بده، من چیزی نمی‌دم.» آن چیز که مال خدا هست خالص [است]؛ کس دیگری و چیز دیگری نباید درش دخیل باشد، شریک باشد. ما در این باب روایات زیاد داریم، چون از مسائلِ مهم در دین هست؛ اخلاص.

بررسی احادیث پیرامون حرمت ریا و عواقب شراکت در بندگی

در روایت هست از امام صادق (علیه‌السلام و الصلاة) در کتاب کافی، که به عباد بن کثیر فرمودند که: «وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ!» مواظب باش، «إِيَّاكَ وَالرِّيَاءَ»؛ از ریا دوری کن. «فَإِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ»؛ اگر کسی کاری، عبادتی را برای غیر خدا کرد، «وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى مَنْ عَمِلَ لَهُ»؛ خدا به همان کسی که برایش کار را انجام می‌دهد واگذارش می‌کند. دیگر حالا او هر کار از دستش برآمد برات انجام بدهد. خدا وقتی آدم را به کسی مثل خودش واگذار کند، خب خودمان ببینیم چه داریم، چقدر کار از دست‌مان برمی‌آید بتوانیم برای هم انجام بدهیم. یک‌کم فکر کند آدم، خب متوجه می‌شود؛ چیزی نداریم، خیلی بتوانیم برای خودمان یک کاری بکنیم. اما وقتی بدهیم به خدا، خدا همه‌ی قدرت، همه‌ی مسائل مهم، کارها، ریشه‌ی کارها، همه چیز دست خداست، اسباب دست خداست، فراهم می‌کند، موانع را از بین می‌برد، می‌تواند کار ما را حل کند. لذا نمی‌ارزد آدم یک وقت در کارش خدای نکرده ریا بکند؛ بدهد به خدا، خدا خودش می‌داند چطور جبران کند. بله.

باز از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده: «كُلُّ رِيَاءٍ شِرْكٌ»؛ هر ریایی شرکِ به خداست، شرک؛ یعنی آدم این‌قدر خدا را برایش ارزش قائل نیست، پایین آورده، آورده، آورده، آن فرد و آن کسی که برایش کار را می‌کند اونو برده بالا. او بهتر از خداست، او کار ازش بیشتر برمی‌آید. خب شرک چیه؟ شرک همین است دیگر؛ آدم کنار خدا، هم‌عرض خدا، یکی را قرار می‌دهد دیگر، یکی را قرار می‌دهد، گاهی بالاتر از خدا، که بیشتر انگار ازش برمی‌آید. ما این‌طوری می‌کنیم اگر خدای نکرده اخلاص نداشته باشیم. لذا فرمودند: «كُلُّ رِيَاءٍ شِرْكٌ، إِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ»؛ اگر کسی کاری، عبادتی را برای مردم کرد، ثوابش هم برود از مردم بگیرد، از من نگیرد، من نمی‌دم چیزی. «وَمَنْ عَمِلَ لِلَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ»؛ اما اگر برای خدا بود ثوابش با خودم، خودم بلدم جبرانش بکنم، خودم درستش می‌کنم.

خودم چیکار می‌کنم؟ باز در روایت دیگر فرمودند که آیه‌ای هست، این‌جا می‌فرمایند خدای متعال در قرآن کریم: «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»؛ کسی که امید دارد در قیامت رحمت خدا شامل حالش بشود، برود بهشت، دو تا کار بکند: یک، عمل صالح انجام بدهد، گناه و معصیت نکند؛ دو، در این عبادتِ خدا کسی را شریک نکند. ایشان فرمودند این قسمت که کسی را شریک کردن و نکردن، این‌جا جایی است که آدم کاری را می‌کند، منظورش خدا نیست، برای خدا انجام نمی‌دهد آن کار را، برای بقیه [است]؛ «إِنَّمَا يَطْلُبُ تَزْكِيَةَ النَّاسِ». این فرد می‌خواهد مردم خوش‌شان بیاید، «يَشْتَهِي أَنْ يُسْمِعَ بِهِ النَّاسُ»؛ دوست می‌دارد به همه بفهماند که من این کار را کردم؛ ببینند یا بفهمند، بالاخره به گوش‌شان برساند، حالا یا ببینند یا به گوش‌شان برسد که من این کار را کردم، من. یک کاری کرده، این وقتی آدم می‌آید در ذهن و باورش که به بقیه بفهماند من کردم و خلاصه این‌ها بگویند عجب آدمی، این می‌شود خب همان ریا. می‌گوید خب برو مژدتو از اونا بگیر دیگر. می‌خوام ببینم برات چیکار می‌کنند، فداکاری کردند همه‌اش، فداکاری کردند. حالا ازت تقدیر کردند دست‌شان درد نکنه، تقدیر کردند؛ نکردند خب نکردند. چیزی بهت دادند، دادند؛ ندادند ندادند، دیگر با من کاری نداشته باش. «فَهَذَا الَّذِي أَشْرَکَ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ»؛ این در عبادت شریک برای خدا قائل شده.

برکت اخلاص و جلوه‌گری کارهای پنهان در سنت الهی

بعد ایشان فرمودند: «اگر عبدی، بنده‌ای یک کاری را بکند اما نه به خاطر مردم، اصلاً مخفی‌اش کند، نیاید بگوید من کردم، فَذَهَبَتِ الْأَيَّامُ»؛ بعد ایام بگذرد، روزگار بگذرد، بالاخره گذشتِ زمان. یک کاری کرد آدم، هیچ کسی هم نفهمید ما کردیم، برای خدا کردیم و رفتیم. از این موقعیت‌ها زیاد پیش می‌آید؛ آدم‌های با اخلاص که خدا بهشان توفیق‌های بزرگ می‌دهد، یکی از صفات‌شان همین است؛ خیلی کارهای خیر انجام می‌دهند، عمده‌اش را هم آدم‌ها نمی‌فهمند. نمی‌فهمند. این‌جا یک چیزی در دل آدم می‌آید هی به در و دیوار می‌زند که بگو، بفهمون تو کردی، همه بگن به به عجب آدمی، چه کارهایی می‌کند، چه چیزها. تهش همین بود دیگر. همه‌ی این کارهایی که می‌فهمند فوقش یک به به چه چه، عجب آدمی و خوشحال و خب همین، تموم شد رفت.

اما اگر کسی نه، گذاشت به حساب خدا، چه می‌شود؟ خدا برایش این را جبران می‌کند به یک نحوی که با یک ویژگی خوبی، با یک اتفاق خوبی، همان چیزی را که اگر می‌خواست به مردم نشان بدهد به دست می‌آورد، بهتر از آن را خدا بهش می‌دهد. یعنی همین محبتِ مردم را دلش می‌خواست، خدای یک کاری می‌کند — چون دل‌ها دست خداست، این را همیشه بدانید. دلِ آدم‌ها که به چه چیزی نرم بشود، به چه سمتی برود، به چه سمتی نرود، دست خداست. دست این و اون نیست. اگر این و اون هم موقتی بیایند به آن سمتی که ما می‌خواهیم، بعد یک کاری می‌کنیم خرابش می‌کنیم، برمی‌گردند. اما آن که مال خدا می‌دهد، هدیه می‌دهد به خدا، خدا یک کاری می‌کند جبران می‌کند؛ بیش از آنی که از این کار محبتش در دل مردم ایجاد می‌شد، بیش از آن خدا محبت را در دل‌شان، در دل مردم قرار می‌دهد.

لذا آن‌هایی که خیلی اخلاص داشتند از علما، از شهدا، آدم می‌بیند یک‌دفعه‌ای عالمی، یک‌دفعه‌ای شهیدی، یک جور خدا شرایط مهیا کرده خیلی رفت بالا، خیلی اعتبار پیدا کرد. اصلاً تا دیروز هیچ‌کسی نمی‌شناخت، امروز خیلی رفت بالا. این‌ها اثر اخلاص است. آن اخلاص که آدم یک عمر زحمت می‌کشد رویش، خدای متعال یک جایی خیلی جبران می‌کند، خیلی بیش از حد جبران می‌کند. یعنی آن آدم مؤمن، آن عالم، آن شهید اگر همان‌جا کار را برای مردم می‌کرد و به مردم می‌فهماند، خب حالا یک‌مقداری یک عده‌ای می‌گفتند چه آدم خوبی و خوشحال می‌شدند، تموم شد رفت. اما خدا یک کاری می‌کند که بیش از آن عده، عده‌ی کثیری از مردم خیلی عمیق‌تر و بیشتر محبت این در دل‌شان ایجاد می‌شود؛ کارِ خداست. کسانی بزرگی مثل مرحوم امام و علمایی مثل ایشان و شهدا و عده‌ی زیادی از شهدا که این‌جوری این توفیقاتِ خدا بهشان می‌داد، علتش یکی از علت‌هاش همین است.

پس اگر کار خوبی که کردیم نگران نباشیم، خدا حافظ خوبیه‌ای برای کارهای خیرمان است. به وقت و به‌جایش تلافی می‌کند. همه را نمی‌گذارد برای آخرت، همین‌جا هم می‌دهد.

ارزش والای کیفیت عمل و بی‌ثمری عبادت‌های ریایی

در روایت دیگر فرمود خدای متعال فرمود: «أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ»؛ من خیرِ شریکم، منِ خدا. «مَنْ أَشْرَكَ مَعِي غَيْرِي»؛ اگر شما در یک کاری من را با غیرِ خود من شریک کردی، «فِي عَمَلٍ عَمِلَهُ لَمْ أَقْبَلْهُ»؛ یعنی من نمی‌پذیرم؛ من شراکت نمی‌پذیرم. هر چه که مالِ خالص مالِ من بود می‌پذیرم، نبود می‌دم به آن شریکم؛ می‌گویم مال تو، خودت یک جور تلافیشو دربیار.

باز فرمودند: «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ»؛ اگر کسی کاری کرد برای خدا، «بِالْقَلِيلِ مِنْ عَمَلِهِ»؛ یعنی کار کمی، کار مختصری حتی؛ کیفیت مهمه در این مسائل، نه کمیت. نه خیلی زیاد عبادت کردن؛ عبادت ولو کم باشد اما با اخلاص باشد. فرمودند: «اگر کسی عبادتِ کمی انجام داد ولی برای خدا، أَظْهَرَهُ اللَّهُ لَهُ أَكْثَرَ مِمَّا أَرَادَ»؛ بیش از آنی که حقش هست و می‌خواست خدا بهش می‌دهد و برای مردم ظاهر می‌کند، به مردم نشان خواهد داد؛ بزرگ‌تر و بیشتر از آن. یعنی این حد این کار خوبش این‌قدرها نبود، کمتر از این بود ولی خدا خیلی بیش از آن جبرانش می‌کند.

ولی برعکس، «وَمَنْ أَرَادَ النَّاسَ بِالْكَثِيرِ مِنْ عَمَلِهِ»؛ اما یک کسی خیلی اهل عبادت هست، خودش را اهل عبادت نشان می‌دهد، مقید است، بله ما خدا توفیق می‌دهد داده همه‌اش می‌ریم مسجد همه‌اش نماز ماست چیکار می‌کنیم، همه‌اش فلان عمل را انجام می‌دیم، می‌خواهد وقت فلان عبادت و عمل عبادی بشود، یک جور به همه می‌فهماند منم دارم انجام می‌دم یا انجام دادم. ولو زیاد، خیلی عبادت می‌کند، اما کار به خدا ندارد، مالِ مردم است، مالِ این است که مردم بفهند این‌کاره است؛ «فِي تَعَبٍ مِنْ بَدَنِهِ»؛ این دارد خودشو زحمت می‌دهد، بدنِ خودتو داری اذیت می‌کنی. «وَسَهَرٍ مِنْ لَيْلِهِ»؛ چه‌بسا عبادتِ شب بکند، بیداریِ شب را تحمل بکند اما برای خدا نیست؛ «أَبَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَّا أَنْ يُقَلِّلَهُ فِي عَيْنِ مَنْ سَمِعَهُ». این کسی که ریا می‌کند خدای متعال جوری می‌کند که این عملِ زیادش در نظر مردم کم‌ارزش جلوه داده بشود.

دیدید گاهی، یک کسی در یک کارهای عبادی خیلی پیشرو است؛ به یک کارهایی خیلی مقید، پیشرو، اهل انجامش است؛ اما یک طوری است که آدم‌ها خیلی این کارهاش به دل‌شون نمی‌شینه، ارزشی قائل نیستند براش. یکی از علت‌هاش این است که آن کارها را برای خدا انجام نمیدهد، آن کارهای مال خدا نیست؛ لذا خدا این‌جوری فرموده: «اگر کار را برای من نکردید، من در چشم مردم اونو پایین میارم.» شما انتظار داشتی یک کاری کردی همه ببینند خیلی خوشحال شند، خیلی تشکر کنند، آدم می‌بیند یا اصلاً ندیدند، اصلاً متوجه نشدند، یا اگر شدند هم فوقش یک چهارتا گفتند: «اِ عجب، باریکلا!» بیش از آن انتظار داشت، خیلی بیش از آن؛ اما پایین‌تر مزد گرفت از خودِ مردم، این‌طوریه. کار دستِ خداست؛ اینکه دل من چه چیزی را بپذیرد از آدمی، چه چیزی را نپذیرد، دست خداست. دل همه‌ی انسان‌ها دست خداست. کار برای خدا کردیم می‌بره بالا، نکردیم رها می‌کنه، پایینش هم میاره.

عواقب شوم تظاهر و سلب توفیق استجابت

باز در روایت دیگر فرمودند: «یکی از چیزهایی که باعث می‌شود مردم در یک زمانی که خیلی اوضاع خراب می‌شود، دعاهاشون مستجاب نمیشه، همین مسئله است.» فرمودند: «یک زمانی میاد بر مردم که تَخْبُثُ فِيهِ سَرَائِرُهُمْ»؛ باطن مردم خیلی خراب است، «وَلَكِنْ تَحْسُنُ فِيهِ عَلَانِيَتُهُمْ»؛ یعنی ظاهرشون خوبه، ظاهرش خوش‌اخلاقه، ظاهرش اهل عبادته، ظاهرش مؤمنه، ظاهرش خوبه، اما تو خیلی خرابه، از درون و باطنش؛ اخلاقش اصلاً صفر، رفتارهاش، تصمیم‌هاش، کارهاش؛ اما ظاهر خوب حفظ کرده. چرا؟ «طَمَعاً فِي الدُّنْيَا»؛ چون طمعی در دنیا دارند دیگر، امید دارند این‌جوری در دل مردم جا باز کنند. «لَا يُرِيدُونَ بِهِ مَا عِنْدَ رَبِّهِمْ»؛ اون پیش خدا چیزی نمی‌خوان، «يَكُونُ دِينُهُمْ رِيَاءً»؛ دینداری‌شون همه‌اش ریاکاریه، «لَا يُخَالِطُهُمْ خَوْفٌ»؛ هیچ اصلاً نمی‌ترسند از اینکه خدا عذاب‌شون کنه، «يَعُمُّهُمُ اللَّهُ بِعِقَابٍ»؛ خدا عقاب‌شون می‌کنه، چیکار می‌کنه؟ «فَيَدْعُونَهُ دُعَاءَ الْغَرِيقِ فَلَا يَسْتَجِيبُ لَهُمْ»؛ این‌ها گاهی شرایط‌شون طوری می‌شود که مثل آدمی که داره غرق می‌شود در دریا، آدمی که داره غرق می‌شود در دریا، آدمی که در مشکلاتِ خیلی شدید و سنگین قرار گرفته، خیلی دعاش خاِلسه، خیلی توجه داره به خدا، دیدید که؟ یک مصیبتی مشکلی که براتون یا برای اطرافیان‌تون پیش میاد چطور همه مضطر می‌شند و دست به دعا و نیاز و صلوات و دعا و ثنا و این چیزها برمی‌دارند، چقدر به خدا توجه می‌کند، چقدر آن لحظه‌ای که دعا می‌کنه خدا این بچه‌اش رو، خدا این قوم و خویشش رو، خودش رو از این مشکل گرفتاری مریضی نجات بده، چقدر آدم به خدا توجه داره؛ این گفتن یکی از آن دعاهای مستجابه. اما فرمودند آدمی که ریاکاره، اون‌طوریه که گفتیم، همین حالت هم داشته باشه خدا دعاشو مستجاب نمی‌کنه. گرفتار میشه، در دعایش خیلی به خدا توجه داره، اما خدا محلش نمیده، اهمیتی براش نمی‌گذاره، دعاشو مستجاب نمی‌کنه.

فرجام سخن و دعای حسن عاقبت

پس مسئله‌ی مهمی که فوتِ کوزه‌گری هست در عبادات ما و خیلی مردم تفاوت‌شون در عبادات‌شون به همین برمی‌گرده که فرق دارند با هم، مسئله‌ی اخلاص هست. اگر آدم در عباداتش اخلاص داشته باشه درست میشه کار؛ عملش بالا می‌بره. اما اگر اخلاص نداشته باشه نه، ضعیف و بی‌بهره است، خدا رهاش می‌کنه، به خودش واگذار می‌کنه.

ان‌شاءالله خدا توفیق بده در این ماه تصمیم بگیریم، اگر یک کاری می‌کنیم، خونه جمع می‌کنیم، خونه تر و تمیز می‌کنیم، خونه کسی می‌ریم کاری انجام می‌دیم، خدمتی می‌کنیم، زحمتی می‌کشیم، دعا می‌خوانیم، دعای اول ماه می‌خوانیم، نماز آخر ماه می‌خوانیم، از این کارها می‌کنیم، هر عبادتی انجام می‌دیم، صدقه‌ای می‌دیم، هر چی، این‌ها را بذاریم به حساب خدا، خرجِ آدم‌های مثل خودمون نکنیم که واقعاً نمی‌ارزه. ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کنه. نثار ارواح طیبه‌ی خاتم انبیا و حضرات معصومین و همه‌ی علمای ربانی و شهدا و امام شهدا، سه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

گزیده

۱. دوری از مشغولیت‌های بی‌فایده در ماه رمضان

در دعای امام سجاد (علیه‌السلام) برای بهره‌مندی بیشتر از ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا! به ما توفیق بده در این ماه اعضا و جوارح‌مان را از گناه و معصیت به‌دور بداریم» تا استفاده‌ی ما از روزه بیشتر شود. سپس می‌فرمایند: «وَلَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا يُدْنِي مِنْ ثَوَابِكَ»؛ یعنی اگر در این ماه خود را به زحمت می‌اندازیم، کاری باشد که ثواب داشته باشد. کاری که بی‌فایده است و فقط برای پر کردن وقت است، نباید ما را به خود سرگرم کند. خواسته‌ی خدای متعال این است که انسان، پخته، متین و درست‌حسابی باشد. یک جهت آن این است که مشغولیت به کارهای بی‌ارزش و بی‌فایده کم‌کم از بین برود و انسان به تدریج آن‌ها را کنار بگذارد.

۲. آسیب فرهنگ سرگرمی و شهرت‌طلبی غربی

یک سری کارها در زندگی وجود دارد که آدم‌ها خود را به آن‌ها مشغول می‌کنند ولی هیچ فایده، ثواب و ارزشی ندارد و صرفاً سرگرمی است. این دقیقاً همان بلایی است که غربی‌ها سر انسان‌ها می‌آورند. آن‌ها انسان را از یک مسیر هدف‌دار — که در اخلاق، رفتار و کارهایش هدف دارد و هر کاری را انجام نمی‌دهد — به سمت انسانی می‌کِشند که فقط و فقط به فکر سرگرمی و گذراندن وقت به هر شکلی است. در همه‌ی پدیده‌هایی که از غرب می‌آید و ما گرفتار آن می‌شویم، می‌بینیم آن چیزی که حاکم است، صرفاً سرگرمی است. تمدن غربی به دنبال همین است: سرگرمی و شهرت؛ سرگرمی و شهرت. دیگر هیچ چیز دیگری برای آن‌ها مهم نیست.

۳. ملاک مؤمن برای پختگی عقل و عمل

امام سجاد (علیه‌السلام) به ما یاد می‌دهند که از آن آدم‌هایی نباشید که هدف زندگی‌شان فقط سرگرمی است. لااقل در این ماه مبارک، کاری را انجام دهید که واقعاً برای زندگی فایده و ارزش داشته باشد، لغو و بی‌فایده نباشد و ثوابی پشت آن باشد؛ حالا یا فایده‌ای برای زندگی دنیایی داشته باشد یا ثواب آخرتی. وقتی مؤمن کارش پخته می‌شود، وقتی عقلش رشد می‌کند و بنا را بر این می‌گذارد که کارهایش به درد دنیا یا آخرتش بخورد، خودبه‌خود کارهای بد، غلط، حرام و بی‌فایده حذف می‌شود و به‌جای آن کار مفید می‌آید. آن‌وقت این مؤمن می‌شود یک انسانِ متین و باوقار، که عقل، اخلاق و عملش، همه‌اش به‌جا و باقاعده است.

۴. فطرت انسانی و مخالفت آن با بیهودگی

مشغول بودن به چیزهای بی‌خود و بی‌فایده، مخالف طبعِ اولیه و فطرت انسانی است. در ابتدا آن چیزی که خدا به انسان داد، یعنی فطرت پاک، این مسائل بی‌ارزش در آن وجود نداشت. اما به تدریج و با بزرگ شدن، انسان دچار این مشغولیت‌ها شد. اکنون اگر کسی بخواهد برگردد و این وضعیت را اصلاح کند، ممکن است در ابتدا یک مقدار برایش مشکل و سخت باشد. ولی واقعیت این است که اگر انسان اراده کند، شروع نماید و به تدریج به اصلاح امور بپردازد، قطعاً عادت خواهد کرد؛ آن هم خیلی راحت. عادت داده‌شدن به کارهای مفید، چه برای دنیا و چه برای آخرت، مسیر اصلی حرکت فطری انسان است.

۵. مراتب سه گانه کمال در بندگی

در مسیر بندگی، سه قدم اساسی وجود دارد. قدم اول ایمان است؛ اگر کسی ایمان داشته باشد، یک قدم آمده جلو و کارهایش ارزش پیدا می‌کند. قدم دوم عمل صالح است؛ به این معنا که کارهای انسان، درست و باقاعده باشد و در آن گناه و معصیت نباشد. اما قدم سوم و بسیار مهم، اخلاص است. حالا که انسان کار خوب انجام می‌دهد، عبادت می‌کند و زحمت می‌کشد، باید آن را با اخلاصِ کامل انجام دهد. یعنی این نیت که «من این کار را انجام بدهم تا بقیه ببینند، خوش‌شان بیاید و از من تعریف بکنند»، نباید در کار باشد؛ چرا که این نگاه، ارزش عمل را از بین می‌برد.

۶. هدف خلقت و تقرب به کمال مطلق

هدف خدای متعال از خلقت این است که انسان‌ها در تمام زندگی خود، یک ارتباط خاص با پروردگار داشته باشند و کارهایشان جهت‌دار باشد. جهت اصلی این مسیر، بالا رفتن ایمان و معرفت به خداست؛ اصلاً همه‌ی بساط عالم سر همین به پا شده است. ما باید گوش به حرف خدا بدهیم و بندگی کنیم تا ایمان و باورمان به او بیشتر شود. وقتی ایمانمان بیشتر شد، تقربمان به پروردگار افزون می‌شود. خدای متعال منبع همه‌ی خیرات و کمال مطلق است؛ هر چقدر ما به این منبع نزدیک‌تر شویم، وجودمان بیشتر دارای کمالات، ایمان بالا و نورانیت در قلب و عقل می‌شود.

۷. ارزش کار برای خدا و بی‌ارزشی تعریف مردم

عبادت یک رکن مهم دارد و آن اخلاص است؛ یعنی «قربتاً الی الله». اینکه به ما یاد داده‌اند در اولِ نماز، روزه، صدقه و هر کار خیری نیت کنیم، یعنی با این باور انجام دهیم که هدف، تقرب به خداست، نه تقرب به این و آن. مردم هم که انسان‌هایی مثل خودمان هستند؛ اگر کاری از دست‌شان برمی‌آمد فکری به حال خودشان می‌کردند! ارزش دارد که انسان کارش را فقط به خدا واگذار کند؛ چون خدا خوب تلافی درمی‌آورد و جبران می‌کند. بشر یا نمی‌فهمد، یا اگر بفهمد کاری از دستش برنمی‌آید و فوقش تعریفی می‌کند. اما خدا در قرآن فرموده است: «شما کار را به من بدهید، من چند برابر به شما می‌دهم.»

۸. قانون الهی در مواجهه با ریاکاری

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خدایا! در این ماه به من توفیق بده، همه‌ی کارهای خوبی که انجام می‌دهم، از روزه گرفته تا سایر اعمال، همه‌اش مال خودت باشد و اخلاص داشته باشم.» اگر به اندازه‌ی سرِ سوزنی ناخالصی در عمل بیاید و انسان آن را به خاطر کس دیگری انجام دهد، خدا همه را به همان شخص واگذار می‌کند. در روایت هست که خدای متعال فرمود: «من بهترین شریکم. هر کس در کارهایش کسی را با من شریک کند، من همه‌ی آن عمل را به آن شریک واگذار می‌کنم و می‌گویم سهم من مال تو، خودت برو مزدش را بده؛ من چیزی نمی‌دهم.» عملِ مالِ خدا باید خالص باشد.

۹. کیفیت عمل پنهانی و پاداش شگفت‌انگیز آن

در روایت آمده است اگر بنده‌ای کار خیری انجام دهد اما نه به خاطر مردم، بلکه آن را کاملاً مخفی کند و روزگار بگذرد، خدا آن را به بهترین نحو جبران می‌کند. انسان‌های بااخلاص کارهای خیر زیادی انجام می‌دهند که عمده‌ی آن را کسی نمی‌فهمد. خدا به شکلی پاداش می‌دهد که همان محبت و اعتباری را که فرد می‌خواست با نشان دادن به مردم به دست آورد، بهتر از آن را خدا در دل‌ها ایجاد می‌کند؛ چون دل‌های انسان‌ها دست خداست. کسانی که خیلی اخلاص داشتند، مانند علما و شهدا، یک‌دفعه شرایط‌شان طوری مهیا شد که بسیار بالا رفتند و اعتبار یافتند. این‌ها همگی اثر اخلاصِ یک عمر زحمت است.

۱۰. اهمیت کیفیت بر کمیت در سنّت الهی

در سنت الهی، کیفیت عمل مهم است نه کمیت آن. لزومی به حجم بالای عبادت نیست؛ عمل ولو کم باشد، اما باید با اخلاص باشد. پروردگار می‌فرماید: «اگر کسی عبادتِ کمی انجام داد ولی برای خدا بود، من آن را بزرگ‌تر و بیشتر از آنچه بود، برای مردم ظاهر می‌کنم.» اما برعکس، اگر کسی اهل عبادتِ زیاد باشد، بیداریِ شب را تحمل کند ولی هدفش خدا نباشد و برای مردم کار کند، پروردگار می‌فرماید: «من ابا دارم از اینکه جز این کنم که عملِ زیاد او را در چشم شنوندگان و بینندگان، کوچک و کم‌ارزش جلوه دهم.» کار دستِ خداست؛ اوست که دل‌ها را هدایت می‌کند.

فهرست

1️⃣ دعای امام سجاد (ع) و مدیریت جوارح در رمضان

◽️ توفیق دوری از گناه و افزایش بهره‌وری از روزه

◽️ پرهیز از کار بی‌فایده و تلاش برای اعمال ثواب‌دار

2️⃣ تقابل نگاه هدف‌دار مؤمن با سرگرمی‌های غربی

◽️ تلاش غرب برای تبدیل انسان هدف‌دار به موجودی صرفاً سرگرم

◽️ نقد برنامه‌های تلویزیونی و فضای مجازی با محوریت «شهرت و سرگرمی»

3️⃣ برکات بلوغ عقل و مدیریت زمان در زندگی مؤمن

◽️ جایگزینی خودبه‌خودی کارهای باطل و لغو با اعمال مفید

◽️ آراستگی مؤمن به متانت، وقار و رفتارهای قاعده‌مند

4️⃣ الگوی عملی زندگی هدفمند و بازگشت به فطرت

◽️ سیره مادربزرگ؛ الگوی مدیریت هم‌زمان خانه، هنر خیاطی و عبادت سنگین

◽️ سهولت تغییر عادت‌های غلط و بازگشت به فطرت الهی با ممارست تدریجی

5️⃣ مراحل سه‌گانه صعود در مسیر بندگی

◽️ ایمان و عمل صالح؛ گام‌های اولیه ارزش‌گذاری اعمال

◽️ اخلاص؛ رکن اصلی خلقت و مایه تقرب به منبع کمالات

6️⃣ روایات معصومین (ع) در تبیین حقیقت اخلاص و ریا

◽️ هشدار امام صادق (ع) درباره واگذاری انسان ریاکار به مردم

◽️ تعریف ریا به عنوان شرک خفی و طلب تزکیه از غیر خدا

7️⃣ پاداش شگفت‌انگیز الهی برای اعمال خالصانه و پنهانی

◽️ سنت الهی در تبدیل صبر و عمل مخفیانه به عزت و محبوبیت اجتماعی

◽️ حدیث قدسی «أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ»؛ رد شراکت و پذیرش صِرفِ اعمال خالص

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه شانزدهم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی