🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)
صوت کامل سخنرانی
1401/01/25
پست

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)

🔹 فوت کوزه‌گری؛ راه استفادهٔ بیشتر از روزه ماه مبارک چیست؟!

🔸اعضاء و جوارح ما «امانت‌»های الهی هستند! گناه «خیانت» در امانت!

🔹اینکه گناهکار را خداوند به خودش واگذار می‌کند یعنی...

🔸خداوند همراه متقین است یعنی در همه چیز کمک‌شان میکند!

🔹لزوم کنترل چشم از حرام و از نگاه بیش از حدّ به تجمّلات و پیامدهای آن!

🔸تک تک قدم‌های رفتن به برخی عروسی‌ها و «هر لحظه بودن» در آنها «حرام» است هر چند در گناه آنها شرکت نکنیم!!

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)

🔹 فوت کوزه‌گری؛ راه استفادهٔ بیشتر از روزه ماه مبارک چیست؟!

🔸اعضاء و جوارح ما «امانت‌»های الهی هستند! گناه «خیانت» در امانت!

🔹اینکه گناهکار را خداوند به خودش واگذار می‌کند یعنی...

🔸خداوند همراه متقین است یعنی در همه چیز کمک‌شان میکند!

🔹لزوم کنترل چشم از حرام و از نگاه بیش از حدّ به تجمّلات و پیامدهای آن!

🔸تک تک قدم‌های رفتن به برخی عروسی‌ها و «هر لحظه بودن» در آنها «حرام» است هر چند در گناه آنها شرکت نکنیم!!

متن

شرح دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه: آداب باطنی روزه‌داری

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ RABBI الْعَالَمِينَ. وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ، وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.

فوت کوزه‌گری در کیفیّت عبادات

در ادامه دعای امام سجاد (علیه‌السلام) در ورود به ماه مبارک رمضان، رسیدیم به این قسمت‌ها که به ما یاد می‌دهند در روزه این ماه و با روزه گرفتن، چه مسائلی باید توجه و مراعات بشود تا آدم از روزه و از این ماه، استفاده بیشتری ببرد.

این چیزهایی که به ما یاد می‌دهند، فایده‌اش این است که کیفیت کار ما را بهتر و بیشتر می‌کند؛ و این باعث می‌شود که استفاده انسان از آن عبادت افزون‌تر بشود. هر مقدار به این مسائل که فرموده‌اند بیشتر توجه بشود، انسان بهره بیشتری می‌برد؛ هرچند خب آدم‌ها با هم متفاوتند.

این مسائل هم مثل همان فوت کوزه‌گری می‌ماند. کوزه‌گر شاید در کارش یک جاهایی قِلِقی داشته باشد که آن را همه کس بلد نیست؛ و اگر دیگران بخواهند آن کار را انجام بدهند، چون آن قلق را بلد نیستند، نتیجه خوب حاصل نمی‌شود. اما در مسائل دینی این‌طور نیست؛ ائمه (علیهم‌السلام) این‌ها را کاملاً به ما یاد داده‌اند. امام سجاد (علیه‌السلام) هم این چیزها را که به ما یاد می‌دهند، در واقع همان قلق‌هاست؛ می‌خواهند که کیفیت این روزه و این ماه مبارک بهتر بشود.

تلاش برای حفظ روزه و محروم نشدن از برکات آن

رسیدیم به این فراز از دعا: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ وَ اسْتِعْمَالِهَا فِيهِ بِمَا يُرْضِيكَ».

خدایا! اول از همه به من توفیق بده که این ماه را بتوانم روزه بگیرم و خودم را از روزه این ماه محروم نکنم؛ یعنی آدم طوری زندگی و برنامه‌هایش را بچیند که تا می‌شود روزه این ماه را از دست ندهد. مثلاً اگر بناست مسافرت برود، بگذارد برای بعد؛ یا اگر کار خاصی هست که ممکن است با انجام آن، روزه آدم از دست برود، آن کار را بگذارد برای بعد؛ یا قبل از ماه مبارک انجام بدهد یا بعد از آن.

اینجا هر یک روزی که روزه‌اش توسط خود آدم [و بدون عذر] از دست برود، به همان مقدار از آثار همه این ماه محروم می‌شود. چون بعضی از این آثار ماه مبارک در صورتی حاصل می‌شود یا بیشتر می‌شود که آدم بتواند عمده روزه‌های این ماه را بگیرد؛ یعنی آن مقداری که دست خودش هست و مقدور است و عذری ندارد، روزه را بگیرد. اگر آن مقدار را تلاش کرد و روزه را گرفت، بیشتر از فواید روزه و این ماه استفاده می‌کند.

پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم در آن خطبه شعبانیه همین را فرمودند. فرمودند در این ماه دو تا چیز را از خدا بخواهید؛ یکیش اینکه توفیق بدهد به شما که روزه این ماه را بگیرید؛ یعنی خودتان مراقبت کنید که بی‌جهت آن را از دست ندهید. دومیش هم تلاوت قرآن کریم بود؛ فرمودند از خدا بخواهید که در این ماه بیشتر قرآن تلاوت کنید.

روزه حقیقی: روزه تمام اعضا و جوارح

اینجا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ»؛ خدایا به ما توفیق بده روزه بگیریم، اما کنار این روزه، غیر از اینکه فقط شکم ما روزه است، تمام اعضا و جوارح هم روزه باشد و از محرمات خدا دور بماند: «بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ».

مهم‌ترین فوت کوزه‌گریِ عبادات و مخصوصاً روزه، همین است که آدم خودداری بکند و اعضا و جوارحش را نگه دارد از اینکه خدای نکرده دچار گناه و معصیت بشود. این ماه که می‌رسد، آدم بیشتر باید مراقبت کند؛ چشمش را، گوشش را، زبانش را، دست و پایش را. پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم آنجا همین را فرمودند و امام سجاد (علیه‌السلام) هم همین را می‌فرماید. می‌فرماید خدایا! روزه این ماه را بگیرم، اما این را همراه کنم با ترک معصیت و با گناه نکردن.

«وَ اسْتِعْمَالِهَا فِيهِ بِمَا يُرْضِيكَ»؛ از این نعمت‌هایی که به ما دادی، از این گوش و چشم و زبان که به صورت امانت به ما سپردی، در همان راهی که خودت راضی هستی استفاده کنیم، نه اینکه احیاناً در کاری که مورد رضایت تو نیست مصرفش کنیم.

همه چیزهایی که خدا به ما داده، پیش ما امانت است و مال خودمان نیست. ما نه چشممان، نه گوشمان و نه دست و پامون، اصل و اساسش مال خودمان نیست، مال خداست؛ می‌توانست به ما ندهد؛ مثل آن کسانی که هستند و بعضی از این عضوهای بدن را ندارند، یا ناقص دارند. می‌توانست خدای متعال این‌ها را به ما ندهد، یا ناقص و مشکل‌دار بدهد. اما خیلی از آن‌ها را سالم به ما داده است. این‌ها امانت هستند دست ما؛ چشم امانتی است برای یک مدتی، گوش و دست و پا هم همین‌طور؛ تمام اعضا و جوارح.

ما حق نداریم در امانت خیانت کنیم، از جمله در همین اعضا و جوارح. آن جایی که خدا راضی نیست، اگر از این اعضا استفاده کردیم، می‌شود خیانت در امانت. چشم اگر چیزی را که نباید ببیند، در آن راه استفاده بشود، خیانت کرده است؛ گوش هم همین‌جور، دست و پا هم همین‌جور. لذا می‌فرماید مواظبت باید کرد که در این ماه، این اعضا و جوارح دچار گناه نشوند؛ استفاده‌ای که از آن‌ها می‌بریم، در جهت رضایت خدای متعال باشد. آن‌وقت است که به نفع خودمان هست، روزه‌مان بهتر می‌شود و استفاده ما از این روزه و از این ماه بیشتر خواهد شد.

مراقبت از گوش در برابر لغویات و محرمات

«حَتَّى لَا نُصْغِيَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ»؛ گوش را مثال می‌زنند؛ با گوشمان به چیزهای غلط و حرام و لغو، گوش ندهیم. این گوش، نعمت خداست و خدا به ما داده است؛ در آن جهتی که خدا راضی نیست، نباید مصرف بشود. آن کسی که گوش می‌دهد به موسیقی حرام، آن کسی که گوش می‌دهد به غیبت مردم، آن کسی که گوش می‌دهد به توهین به مردم، یا به هر چیز غلط دیگری گوش می‌دهد، دارد در این نعمتی که خدا سالم به او داده، خیانت می‌کند.

خدا گوش را سالم داده است تا آدم با آن بشنود و زندگیش را بگذراند؛ راضی نیست که گوش بدهیم به توهین به بقیه، گوش بدهیم به غیبت بقیه، یا گوش بدهیم به موسیقی حرام. خدا به این‌ها راضی نیست.

بلا و عاقبت واگذاری انسان به حال خود

وقتی خدا راضی نباشد، در زندگی ما را به حال خودمان رها می‌کند. گوش را داده، ما لایق نبودیم و در نعمتی که خدا داده خیانت کردیم؛ خدای متعال هم البته عجله ندارد، حلم و صبرش خیلی زیاد است. مثل ما نیست که اگر از دست کسی ناراحت شدیم، یا چیزی بهش دادیم، برویم زود پس بگیریم و منت سرش بگذاریم؛ نه، خدا به این زودی نمی‌گیرد، منت هم نمی‌گذارد و کاری ندارد، ولی بدترین بلا سر خود آدم می‌آید؛ و آن این است که آدم به خودش واگذار می‌شود.

این یعنی چه؟ یعنی آدم‌های جامعه دو دسته‌اند؛ اکثریت، مجبورند برای زندگی و تمام کارهایشان، خودشان فکر کنند که چه کار باید بکنند و خودشان تصمیم بگیرند. معمولاً هم مشکلاتشان زیاد است، چون مجبورند فقط خودشان تصمیم بگیرند و اصلاحش کنند؛ از طرفی خودشان هم عقل و تجربه‌شان ناقص است و مشکلات کمتری را می‌توانند از خودشان حل کنند. آن [آدم] به هر حال خودش است و خودش؛ برود هر کاری می‌تواند بکند، مشکلاتش را حل بکند و کارهایش را انجام بدهد.

تقوا و عهده‌داری امور انسان توسط خداوند

اما یک دسته کمتری از افراد هستند که چون به حرف خدا گوش داده‌اند، خدای متعال همه زندگی این‌ها را به خودشان واگذار نمی‌کند. خودش هم، خودِ خدا هم عهده‌دار بعضی کارهای انسان می‌شود. بعضی مشکلات را قبل از اینکه آن بنده بخواهد قدمی بردارد، خدا برایش حل می‌کند، یا راه حلش را جلویش می‌گذارد و از یک راهی بهش می‌رساند.

در مشکلات، سختی‌ها، مسائل زندگی و تصمیم‌گیری‌ها... جاهایی از زندگی که احتیاج دارد آدم تصمیم مهمی بگیرد، آنجا خدا در ذهن و فکرش آن تصمیم مهم را قرار می‌دهد، آن تصمیم درست را می‌اندازد. فکری که به ذهن ما می‌آید، دست خداست. در یک مسئله‌ای که پیش می‌آید، شما نمی‌دانی این کار را انجام بدهی یا آن کار را؛ حالا آدم فکر می‌کند و یک کاری را ترجیح می‌دهد. اینجا خدا وقتی بخواهد کمک کند و راه حل به آدم نشان بدهد، یک‌دفعه‌ای به ذهن آدم یک مسئله‌ای می‌آید که با توجه به آن مسئله، این کار را انجام نمی‌دهد یا می‌دهد؛ این مسئله خیلی مهم است.

آن‌هایی را که خدا کمکشان می‌کند، این‌طوری کمکشان می‌کند؛ بعضی مشکلات را مستقیم برایشان حل می‌کند، بعضی‌ها را هم راه حلش را جلویشان می‌گذارد. این‌ها کیانند؟ این‌ها کسانی هستند که در استفاده از این اعضا و جوارح و این نعمت‌های خدا، خودشان را آزاد نگذاشته‌اند؛ آن راهی را که خدا راضی نبوده، نرفته‌اند؛ گوششان را به حرام نداده‌اند، چشمشان را به حرام ندادند و دست و پا را خرج حرام نکرده‌اند. این‌ها را خدا کمکشان می‌کند: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا».

اگر کسی تقوا را مراعات کند، خدا بن‌بست‌ها را برایش باز می‌کند. محال است یک آدمی با تقوا باشد، اما در زندگیش جایی به بن‌بست بخورد؛ امکان ندارد. اگر هم به بن‌بست خورد، خدا زود آن را برایش باز می‌کند: «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». شما گناه نکن؛ گناه بکنی، منِ [خدا] خیلی کاری باهات الان ندارم؛ گاهی یک گوشمالی‌ای می‌دم، مشکلی، مسئله‌ای؛ اما خدا زیاد کاری ندارد، آخرت عذاب می‌کند. در همین دنیا هم گاهی گوشمالی می‌دهد آدم را، ولی رها می‌کند آدم را به حال خودش که دیگر خودش برود کارهایش را انجام بدهد، اگر توانست.

اما آن که با تقواست و به حرف خدا گوش داد، منِ خدا «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»، بن‌بست را برایش باز می‌کنم و راه بسته جلویش نمی‌ماند. «...وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ از آن راهی که فکرش را هم نمی‌کند، رزق و روزی‌اش را فراهم می‌کنم. باورش نمی‌شود که به این زودی مشکلش حل بشود، ولی می‌شود؛ باورش نمی‌شد که اینجا که کم آورده، کسی بتواند کمکش کند، ولی پیدا می‌شود کسی که کمکش کند و نجاتش بدهد. لذا اینکه این‌قدر نسبت به تقوا و گناه نکردن توصیه می‌کنند، برای خودمان است؛ برای اینکه در زندگیمان به حال خودمان واگذاشته نشویم و خدا که همه چیز دارد، پشت ما باشد.

خدا می‌فرماید: «...إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»؛ خدا با متقین است، با این‌هاست. این یعنی چه؟ یعنی هر جا آدمِ با تقوا کم آورد، من پشتش هستم. پول کم آوردی؟ من هستم. علم کم آوردی؟ من هستم. تصمیم صحیح نمی‌توانی بگیری؟ من هستم. راه حل مشکلت را نمی‌توانی پیدا کنی؟ من هستم. خدا می‌گوید من با آدم‌های با تقوام. به یک کسی می‌گویی برو من باهاتم، یا به بچه می‌گویی راه برو من مواظبتم؛ این هم همان است. خدا می‌گوید در بین همه شماها، آن‌هایی که اهل تقوایند من با آن‌ها هستم و کمکشان می‌کنم. آن‌هایی که گناه می‌کنند نه، با خودشان تنهایند؛ خودش برود کارهایش را انجام بدهد، اگر توانست. اما آن که با تقواست، من را دارد؛ من باشم می‌دانم چه کار کنم، کمک می‌کنم.

پس خدایا به ما توفیق بده در این ماه روزه بگیریم، گوشمان هم روزه باشد؛ در این ماه دیگر حرام گوش نددیم. نمی‌ارزد در این چهار صباح دنیا، آدم یک لذت مختصر و زودگذر را ترجیح بدهد بر این‌همه برکاتی که خدا گذاشته برای تقوا، هم در این دنیا و هم در آن دنیا.

چشم و دوری از تجمل‌گرایی افراطی

«وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ»؛ چشمم را به گناه باز نکنم، چشمم را به آن چیزی که من را از خدا دور می‌کند باز نکنم و ببندم؛ نگاه حرام نکنم و خیانت نکنم در این نعمت چشم که امانت خداست. نمی‌ارزه آدم گناه کند. هم گناه نکنم با آن و به صحنه‌ها و چیزهای حرام نگاه نکنم، هم اینکه یک مقداری نسبت به دنیا، زیاد چشمم را غرق نکنم.

مثلاً خانم‌ها این زمینه را دارند —همه این زمینه را دارند، خانم‌ها یک مقدار بیشتر— آن جاذبه شدیدتری دارد برایشان تجملات و دنیا. یک حدی از این جاذبه و تجمل برای زندگی نیاز هست، برای شوهر نیاز هست و باید تأمین بشود؛ این حدش اشکال ندارد. اما وقتی حدش برود بالا و بیش از اندازه آدم چشمش را بدوزد به این تجملات دنیا، خب خاصیت آدم این است؛ هر چه یک چیزی را که خیلی برایش جذاب است بیشتر می‌بیند، بعدِ دیدن، فکر و ذهنش مشغول می‌شود. مشغول چه می‌شود؟ مشغول داشتنش می‌شود، مشغول به دست آوردنش می‌شود که من از چه راهی می‌توانم این را به دست بیاورم.

خب حالا همیشه هم شرایط مهیا نیست، راحت نیست و نمی‌شود زود آدم هر چیزی را به دست بیاورد؛ دلش می‌خواهد و ندارد، کم‌کم شروع می‌کند غر می‌زند به شوهرش که این را نداری، آن یکی کهنه شده، آن ناقص شده و فلان... و باب اختلاف و دعوا و ناراحتی و فشار باز می‌شود. این یکی از مشکلاتش است که پیدا می‌شود؛ ذهن و فکر آدم مشغول می‌شود، آدم خودش اصلاً اذیت می‌شود؛ چون ندارد و می‌خواهد داشته باشد، تا ندارد هم این ذهن درگیر است و اذیتی می‌کشد.

لذا فرموده‌اند شما یک حدی از تجملات را داشته باشید، نگاه کنید، بپسندید، انتخاب کنید و اگر ندارید داشته باشید؛ آن حدی که لازم هست برای زندگیتان. ولی بیش از آن را کنترل کنید; بیش از آن مشکل‌ساز است براتون. یکی از آن ابزارها و چیزهایی که این مشکل را برای آدم درست می‌کند، خود چشم است. این چشم که عادت دارد خیلی غرق بشود در این چیزها، پشت سرش دل آدم را غرق می‌کند و مشغول می‌سازد، و آن‌وقت کم‌کم پشت سرش گرفتاری‌هایش پیش می‌آید. لذا این را باید یک مقداری مراقبت کرد که آدم زیاد غرق نشود در این تجملات؛ همان حدی که حد معمول هست، حد لازم زندگی هست، همان حد؛ بیش از آن، نه.

طهارت دست و پرهیز از محرمات

«...وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَيْدِيَنَا إِلَى مَحْظُورٍ»؛ دستمان را به گرفتن و دادنِ بد و گناه باز نکنیم. رشوه به کسی ندهد، نگیرد برای اینکه کار آدم راه بیفتد، نرود رشوه بدهد. دستش را به زدن بلند نکند، بچه‌اش را نزند؛ خب بعضی از این زدن‌ها گناه است، بعضی‌اش، نه حالا همه‌اش. این دست را هم کنترل کنم در این ماه یک مقداری؛ زبانم را هم کنترل کنم که به نفع خودم هست و به نفع بچه‌هایم است.

مراقبت از قدم‌ها و دوری از مجالس معصیت

«وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ»؛ قدم در راه گناه و معصیت برندارم. مجلسی، جایی هست که من بروم آنجا و آنجا مجلس گناه است، مجلس معصیت است؛ نروم. این می‌شود قدم حرام. مجلس معصیت، یعنی مثلاً مجلسی که کلاً دیگر شده معصیت خدا؛ مثل بعضی از این عروسی‌ها که دیگر عملاً غیر از اینکه عروسی است، مجلس گناه هم هست و کارهایی تویش می‌کنند که نباید بکنند. بعضی‌هاش این‌طوری شده؛ خب رفتنش هم جایز نیست. خود این پاها وقتی دارد قدم برمی‌داره، قدم‌به‌قدم می‌رود، این جایز نیست. نباید برود جایی که آدم دین و ایمانش را از دست می‌دهد، ضعیف می‌شود، دچار گناه می‌شود و گرفتاری‌های بعدش هم پیدا می‌شود؛ آن‌جاها را نباید آدم برود. این رفتن، راه رفتنش جایز نیست، ماندنِ در آن مجلس هم جایز نیست؛ باید زود بلند بشود بیاید بیرون.

چون آن کسی که می‌رود و می‌ماند، اگر می‌دانسته که این مجلس، این مشکلات و گناهان تویش هست، رفتنش هم جایز نبوده؛ یا اگر نمی‌دانسته و رفته آنجا، دیده این اوضاع و بساط به پا شده، اگر مانده، هر لحظه که می‌ماند برایش گناه می‌نویسند. نباید بگوید من گوش نمی‌دهم، من نگاه نمی‌کنم؛ نه، اصلاً بودنت در آن مجلس درست نیست. بعضی‌ها فکر می‌کنند همین‌قدر که حالا ما هستیم، ما می‌نشینیم یک گوشه، خودمان که پا نمی‌شویم تکان بخوریم، خودمان که گوش نمی‌دهیم که، حالا ما هستیم یک گوشه؛ خب همین بودنت شما در یک گوشه درست نیست. در مجلس گناه نباید تویش باشد آدم؛ بودنت در آنجا هم جایز [نیست]، ولو آدم گناه را نکند؛ باید از آن فضا و شرایط، هر چه زودتر خودش را دور کند.

پس خدایا توفیق بده در این ماه مبادا قدم بگذاریم به جایی که تو راضی نیستی.

لقمه حلال و عواقب سنگین مال حرام

«وَ حَتَّى لَا تَعِيَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ»؛ حواسم باشد لقمه حرام سر سفره‌ام نیاید، در زندگیم نیاید. لقمه حرام، پدر آدم را درمی‌آورد و نسل آدم را هم خراب می‌کند؛ خیلی عجیب اثرش سنگین است. یعنی یک لقمه حرام کفایت می‌کند برای اینکه آدم دیگر تا مدت‌ها نتواند سر پا بشود از چیزهای دینی؛ و چه بسا تا نسلش، تا مدتی ادامه پیدا کند. باید مراقبت کرد لقمه حرام نیاید، از راه حرام پول به دست نیامده باشد. مالی داریم خمسش را بدهیم، خدای نکرده از مال خمس‌نداده در زندگیمان نباشد؛ خب مال حرام یکیش مال خمس‌ندادن است، یکیش مال زکات‌ندادن است، این‌ها نباشد یک وقت؛ این می‌شود لقمه حرام. این‌ها را هم مواظبت کنیم که مبادا لقمه حرام در دلمان برود.

زبان و گناهان کبیره باطل‌کننده روزه

«وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ»؛ زبانمان به چیزهایی که تو اجازه دادی و تو گفتی باز بشود؛ چیزهایی که تو راضی نیستی، زبان نچرخانیم. بدترین عضو بدن که نعمت بزرگ خداست ولی استفاده‌اش خیلی برای آدم متأسفانه بد هست و راه‌های بدش زیاد است، این زبان است. از این زبان خیلی گناه درمی‌آد.

در این ماه تصمیم بگیریم یک مقداری زبانمان را کنترل کنیم، یک مقداری نگهش داریم؛ دروغ نگوییم، غیبت نکنیم، به آدم‌ها تهمت نزنیم، حرف بد پشت سرشان نزنیم، عیب‌جویی نکنیم، عیبشان را به رخشون نکشیم، سرزنششان نکنیم؛ این‌ها همه با زبان است. زبان را ببندیم، یک نفس راحتی هم خودش بکشد، هم بقیه؛ هم بقیه آدم‌ها از دست آدم نفس راحت بکشند. کنترلش کنیم؛ راه استفاده درست [را پیش بگیریم]. گناه اگر دور بشود از آن، بهترین استفاده را آدم می‌برد ان‌شاءالله.

ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند که در این ماه موفق بشویم اعضا و جوارحمان را از گناه و معصیت دور بداریم.

نثار ارواح طیبه همه اهل تقوا، مخصوصاً خاتم‌انبیاء و همه حضرات معصومین و علمای ربانی و شهدای خط تشیع و امام شهدا، صلوات بفرستید.

گزیده

۱. قلق‌های معنوی؛ فوت کوزه‌گری در عبادات

در دعای امام سجاد (علیه‌السلام) در ورود به ماه مبارک، مسائلی مطرح می‌شود که توجه به آن‌ها کیفیت عبادات را بهتر و بیشتر می‌کند و باعث می‌شود استفاده انسان از عبادات افزون‌تر بشود. هر مقدار به این مسائل بیشتر توجه بشود، انسان بهره بیشتری می‌برد؛ هرچند آدم‌ها با هم متفاوتند. این مسائل مثل همان فوت کوزه‌گری می‌ماند. کوزه‌گر شاید در کارش یک جاهایی قِلِقی داشته باشد که آن را همه کس بلد نیست و اگر دیگران بخواهند آن کار را انجام بدهند، نتیجه خوب حاصل نمی‌شود. اما در مسائل دینی، ائمه (علیهم‌السلام) این‌ها را کاملاً به ما یاد داده‌اند. امام سجاد (علیه‌السلام) هم این چیزها را که به ما یاد می‌دهند، در واقع همان قلق‌هاست و می‌خواهند که کیفیت روزه و این ماه مبارک بهتر بشود.

۲. توفیق روزه‌داری؛ برنامه‌ریزی برای محروم نشدن از برکات

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ...». خدایا! اول از همه به من توفیق بده که این ماه را بتوانم روزه بگیرم و خودم را از روزه این ماه محروم نکنم؛ یعنی آدم طوری زندگی و برنامه‌هایش را بچیند که تا می‌شود روزه این ماه را از دست ندهد. مثلاً اگر بناست مسافرت برود، بگذارد برای بعد؛ یا اگر کار خاصی هست که ممکن است با انجام آن، روزه آدم از دست برود، آن کار را بگذارد برای بعد؛ یا قبل از ماه مبارک انجام بدهد یا بعد از آن. اینجا هر یک روزی که روزه‌اش توسط خود آدم از دست برود، به همان مقدار از آثار همه این ماه محروم می‌شود. اگر آدم تلاش کرد و روزه را گرفت، بیشتر از فواید روزه و این ماه استفاده می‌کند.

۳. روزه حقیقی؛ همراهی تمام اعضا و جوارح با روزه شکم

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيكَ...»؛ خدایا به ما توفیق بده روزه بگیریم، اما کنار این روزه، غیر از اینکه فقط شکم ما روزه است، تمام اعضا و جوارح هم روزه باشد و از محرمات خدا دور بماند. مهم‌ترین فوت کوزه‌گریِ عبادات و مخصوصاً روزه، همین است که آدم خودداری بکند و اعضا و جوارحش را نگه دارد از اینکه خدای نکرده دچار گناه و معصیت بشود. این ماه که می‌رسد، آدم بیشتر باید مراقبت کند؛ چشمش را، گوشش را، زبانش را، دست و پایش را. پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم همین را فرمودند و امام سجاد (علیه‌السلام) هم همین را می‌فرماید که روزه این ماه را همراه کنیم با ترک معصیت و با گناه نکردن.

۴. امانت الهی؛ پرهیز از خیانت در اعضا و جوارح

«وَ اسْتِعْمَالِهَا فِيهِ بِمَا يُرْضِيكَ»؛ از این نعمت‌هایی که به ما دادی، از این گوش و چشم و زبان که به صورت امانت به ما سپردی، در همان راهی که خودت راضی هستی استفاده کنیم. همه چیزهایی که خدا به ما داده، پیش ما امانت است و مال خودمان نیست. اصل و اساس اعضا و جوارح مال خداست؛ می‌توانست به ما ندهد؛ مثل آن کسانی که بعضی از این عضوهای بدن را ندارند، یا ناقص دارند. اما خیلی از آن‌ها را سالم به ما داده است. ما حق نداریم در امانت خیانت کنیم. آن جایی که خدا راضی نیست، اگر از این اعضا استفاده کردیم، می‌شود خیانت در امانت. چشم اگر چیزی را که نباید ببیند، در آن راه استفاده بشود، خیانت کرده است؛ گوش و دست و پا هم همین‌جور.

۵. طهارت گوش؛ نعمت شنوایی و اجتناب از لغویات

«حَتَّى لَا نُصْغِيَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ»؛ گوش را مثال می‌زنند؛ با گوشمان به چیزهای غلط و حرام و لغو، گوش ندهیم. این گوش، نعمت خداست و خدا به ما داده است؛ در آن جهتی که خدا راضی نیست، نباید مصرف بشود. آن کسی که گوش می‌دهد به موسیقی حرام، غیبت مردم، توهین به مردم، یا به هر چیز غلط دیگری، دارد در این نعمتی که خدا سالم به او داده، خیانت می‌کند. خدا گوش را سالم داده است تا آدم با آن بشنود و زندگیش را بگذراند؛ راضی نیست که گوش بدهیم به توهین به بقیه، گوش بدهیم به غیبت بقیه، یا گوش بدهیم به موسیقی حرام. وقتی خدا راضی نباشد، در زندگی ما را به حال خودمان رها می‌کند.

۶. واگذاری به خود؛ بدترین بلای بی‌توجهی به رضایت خدا

اگر در نعمتی که خدا داده خیانت کردیم، خدای متعال هم البته عجله ندارد، حلم و صبرش خیلی زیاد است؛ مثل ما نیست که زود پس بگیریم و منت سرش بگذاریم؛ نه، خدا نمی‌گیرد، منت هم نمی‌گذارد و کاری ندارد، ولی بدترین بلا سر خود آدم می‌آید؛ و آن این است که آدم به خودش واگذار می‌شود. اکثریت جامعه، مجبورند برای زندگی و تمام کارهایشان، خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند. معمولاً هم مشکلاتشان زیاد است، چون مجبورند فقط خودشان تصمیم بگیرند و اصلاحش کنند؛ از طرفی خودشان هم عقل و تجربه‌شان ناقص است و مشکلات کمتری را می‌توانند حل کنند. آن آدم به هر حال خودش است و خودش؛ برود هر کاری می‌تواند بکند و کارهایش را انجام بدهد.

۷. عهده‌داری امور؛ پاداش الهی به اهل طاعت و تقوا

یک دسته کمتری از افراد هستند که چون به حرف خدا گوش داده‌اند، خدای متعال همه زندگی این‌ها را به خودشان واگذار نمی‌کند. خودِ خدا هم عهده‌دار بعضی کارهای انسان می‌شود. بعضی مشکلات را قبل از اینکه آن بنده بخواهد قدمی بردارد، خدا برایش حل می‌کند، یا راه حلش را جلویش می‌گذارد و از یک راهی بهش می‌رساند. جاهایی از زندگی که احتیاج دارد آدم تصمیم مهمی بگیرد، آنجا خدا در ذهن و فکرش آن تصمیم درست را می‌اندازد. فکری که به ذهن ما می‌آید، دست خداست. این‌ها کسانی هستند که در استفاده از نعمت‌های خدا، خودشان را آزاد نگذاشته‌اند؛ گوش، چشم و دست و پا را خرج حرام نکرده‌اند و خدا کمکشان می‌کند.

۸. بن‌بست‌شکنی تقوا؛ گشایش الهی و روزی بی‌حساب

«مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا». اگر کسی تقوا را مراعات کند، خدا بن‌بست‌ها را برایش باز می‌کند. محال است یک آدمی با تقوا باشد، اما در زندگیش جایی به بن‌بست بخورد. اگر هم به بن‌بست خورد، خدا زود آن را برایش باز می‌کند. شما گناه نکن؛ گناه بکنی، خدا زیاد کاری ندارد و رها می‌کند آدم را به حال خودش؛ اما آن که با تقواست و به حرف خدا گوش داد، خدا بن‌بست را برایش باز می‌کند و راه بسته جلویش نمی‌ماند. «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ از آن راهی که فکرش را هم نمی‌کند، رزقش را فراهم می‌کند؛ باورش نمی‌شد که اینجا کسی بتواند کمکش کند، ولی پیدا می‌شود کسی که کمکش کند و نجاتش بدهد تا پشتش به خدا گرم باشد.

۹. چشم و تجمل‌گرایی؛ ریشه درگیری‌های ذهنی و خانوادگی

«وَ لَا نُسْرِعَ بِأَسْمَاعِنَا... وَ لَا نُسْرِعَ بِأَسْمَاعِنَا... وَ لَا نُسْرِعَ بِأَسْمَاعِنَا...» [حَتَّى لَا نُصْغِيَ بِأَسْمَاعِنَا...] «وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ»؛ چشمم را به گناه باز نکنم و نگاه حرام نکنم. یک حدی از تجمل برای زندگی و برای شوهر نیاز هست و اشکال ندارد. اما وقتی حدش برود بالا و بیش از اندازه آدم چشمش را بدوزد به تجملات دنیا، خاصیت آدم این است؛ هر چه یک چیزی را که جذاب است بیشتر می‌بیند، بعدِ دیدن، فکر و ذهنش مشغول داشتنش می‌شود که از چه راهی آن را به دست بیاورد. وقتی شرایط مهیا نیست، دلش می‌خواهد و ندارد، کم‌کم شروع می‌کند غر می‌زند به شوهرش و باب اختلاف و دعوا و ناراحتی و فشار باز می‌شود. این چشم که عادت دارد غرق بشود در این چیزها، پشت سرش دل آدم را غرق و مشغول می‌سازد و گرفتاری‌ها پیش می‌آید.

۱۰. لقمه حلال و پاکی زبان؛ ارکان حفظ دین و نسل انسان

«وَ حَتَّى لَا تَعِيَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ»؛ حواسم باشد لقمه حرام سر سفره‌ام نیاید، در زندگیم نیاید. لقمه حرام، پدر آدم را درمی‌آورد و نسل آدم را هم خراب می‌کند؛ خیلی عجیب اثرش سنگین است. یعنی یک لقمه حرام کفایت می‌کند برای اینکه آدم دیگر تا مدت‌ها نتواند سر پا بشود از چیزهای دینی. باید مراقبت کرد مال خمس‌نداده یا زکات‌نداده در زندگیمان نباشد. «وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ»؛ زبانمان به چیزهایی که تو اجازه دادی باز بشود و در چیزهایی که تو راضی نیستی، زبان نچرخانیم. بدترین عضو بدن که نعمت بزرگ خداست ولی راه‌های بدش زیاد است، این زبان است. در این ماه تصمیم بگیریم یک مقداری زبانمان را کنترل کنیم، دروغ نگوییم، غیبت نکنیم و به آدم‌ها تهمت نزنیم.

فهرست

1️⃣ کیفیت عبادات و قلق‌های معنوی

◽️ مفهوم «فوت کوزه‌گری» در کلام امام سجاد (علیه‌السلام)

◽️ ارتقای کیفیت روزه‌داری با یادگیری مهارت‌های باطنی

2️⃣ توفیق روزه‌داری و برنامه‌ریزی عملی

◽️ اولویت حفظ روزه و پرهیز از سفرهای بی‌موقع

◽️ محرومیت از آثار ماه مبارک با از دست دادن روزه‌ها

3️⃣ حقیقت روزه و مهار اعضای بدن

◽️ عبور از روزه شکم و دستیابی به روزه اعضا و جوارح

◽️ مراقبت ویژه از چشم، گوش، زبان و دست و پا در ماه مبارک

4️⃣ امانت‌داری اعضا و جوارح و گناه گوش

◽️ اعضای بدن؛ امانت‌های الهی و پرهیز از خیانت در امانت

◽️ طهارت گوش از لغویات، موسیقی حرام و غیبت

5️⃣ آثار تقوا و عاقبت واگذاری انسان به خود

◽️ رها شدن انسان به حال خود؛ بدترین بلای بی‌توجهی به محرمات

◽️ عهده‌داری امور بنده توسط خداوند به پاداش طاعت

6️⃣ بن‌بست‌شکنی تقوا و روزی بی‌حساب

◽️ گشایش بن‌بست‌های زندگی به برکت تقوا

◽️ هدایت ذهن به سمت تصمیم‌های درست و روزی از جای گمان‌نرفته

7️⃣ کنترل چشم، مهار زبان و لقمه حلال

◽️ تجمل‌گرایی افراطی چشم؛ ریشه درگیری‌های ذهنی و خانوادگی

◽️ لقمه حلال و کنترل زبان؛ ارکان حفظ دین و پاکی نسل انسان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی