
🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دهم)

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دهم)
🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه دهم)
السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره
السلام و الصلوة علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللهم صلّ علی محمد و آل و الهمنا معرفة فضله و اجلال حرمته و التحفظ مما حظرت فیه و اعنا علی صیامه بکف جوارحنا عن معاصیک.
عرض شد که امام سجاد (علیهالسلام) در ابتدای دعا، خدا را ستایش کردند و نعمتهای بزرگی از سوی خدا را برشمردند و رسیدند به این نعمت بزرگ، یعنی ماه مبارک رمضان؛ که خدا را سپاسگزاری کردند از اینکه این ماه را قرار داد و روزه این ماه را هم واجب کرد تا ما از فوایدش بهرهمند شویم. اینجا هم خدا را به عنوان یک نعمت بزرگ ستایش کردند؛ یعنی نعمتِ واجب شدن روزه ماه مبارک رمضان.
فضائل این ماه را، برخیاش را اشاره فرمودند و شروع کردند به دعا کردن. ابتدا خدا را ستایش کردند و بعد شروع کردند به دعا کردن. اولین دعا این است: «اللهم صلّ علی محمد و آله»؛ که صلوات بر پیامبر و آل پیامبر، بالاترین، مهمترین و بهترینِ دعاهاست. چون خدای متعال مقصود و مقصدش این هست که انسانها در خط بندگی قرار بگیرند؛ در راهی که خدا ترسیم کرده و مشخص کرده، قرار بگیرند. در این راه، عدهای راهزن هستند؛ عدهای مردم را گرفتار میکنند، از هدایت خدا دور میکنند و سدّ راه خدا میشوند.
لذا خدای متعال اولاً یک عدهای را برگزید و آماده کرد برای اینکه آنها مقتدای این هدایت بشوند. همه آنچه از کمالات احتیاج داشتند برای اینکه بتوانند مردم را هدایت کنند، خدا بهشان داد. اعتقاد ما نسبت به چهارده معصوم باید این باشد که همه اینها، همه آن کمالاتی که احتیاج داشتند برای اینکه بتوانند مردم را هدایت کنند، همهشان به طور مساوی دارند. چهارده معصوم ما از نظر مقامات معنوی و کمالات، همه در یک رتبهاند؛ با لطف اولین معصوم تا لطف چهاردهمین معصوم و بقیه، وسطیها از لحاظ مقامات معنوی یکی است و از لحاظ کمالات، «کلهم نور واحد».
هرچه کمال خدا به پیغمبر اکرم داد، به امیرالمؤمنین داد، به حضرت زهرا داد، به همه امامها داد تا آخر. همه این کمالات و فضائل معنویشان در یک رتبه هست و همچنان هم در حال افزایش و رشد است. منتهی پیغمبر اکرم منصب نبوت را داشتند؛ از این جهت خود حضرات معصومین (علیهمالسلام)، ائمه معصومین احترام خاصی برای پیغمبر اکرم قائل بودند؛ به خاطر این منصب مهم نبوت که ایشان پیغمبر بودند و کار رسالت و نبوت را به عهده گرفته بودند، و الا از لحاظ مسائل معنوی، همه در یک رتبهاند. یعنی هرآنچه که امام حسین (علیهالسلام) دارد، امام جواد (علیهالسلام) هم دارد، امام هادی هم دارد. همه کاری که امام حسین (علیهالسلام) میتواند انجام بدهد، امام هادی هم همانطور و به همان مقدار میتواند انجام بدهد؛ همه در یک رتبه هستند.
ما در باور و اعتقادمان نباید نسبت به اهلبیت از جهت کمالات معنوی فرقی قائل بشویم؛ همه یکجا و در یک رتبهاند. منتهی شرایط زمانی هرکدام با آن یکی فرق داشته است. بسته به آن شرایط و اتفاقهایی که در زمان هرکدام از اهلبیت میافتاد، آنها کارهایی را انجام میدادند، تصمیمهایی میگرفتند و مسئولیتهایی را انجام میدادند؛ و الا این نیست که مثلاً یک امامی یکطور خاصی بوده و فرق داشته با یک امام دیگر، چون مزاجشان، روحیهشان یا ایمانشان با هم فرق داشته؛ نخیر، همه امامها از این جهات همه یکسانند. هرکدام از اهلبیت جای آن یکی هم بود، همه کاری میکرد که آن یکی انجام داد. یعنی اگر امام هادی (علیهالسلام) روز عاشورا بودند، همان برنامه و کاری که امام حسین (علیهالسلام) کردند، ایشان هم انجام میدادند. هرکدام جای آن یکی بودند هم همان کار را انجام میدادند، به طور مساوی.
از این جهت باز همه یک رتبه و مقام دارند، اما بعضی اهلبیت به خاطر شرایط خاصی که داشتند، خودِ سایر اهلبیت برای آنها احترام و ویژگی خاصی قائل شدند. مثلاً امام حسین؛ این برنامهای که برای امام حسین (علیهالسلام) اتفاق افتاد، در زمان ایشان و برای ایشان اتفاق افتاد، لذا ایشان مظلومیت مضاعف خیلی بیشتری کشیدند و با خونشان و با این برنامهای که پیاده کردند، ضامن حفظ شیعه شدند. یعنی شیعه تا مادامی که امام حسین را حفظ کند، حفظ میشود؛ و به مقداری که به روضه امام حسین و برنامه امام حسین (علیهالسلام) کماهمیتی کند یا خدای نکرده ضعیف بشود، به همان مقدار شیعه آسیب میبیند. لذا اهلبیت به طور خاصی نسبت به امام حسین (علیهالسلام) و زیارت امام حسین و رفتن به آنجا تأکید کردند، چون آن خون و آن برنامه، ضامن حفظ تشیع است تا امام عصر (علیهالسلام) ظهور کنند.
پس از جهت کمالات معنوی و مراتب ایمانی، چهارده معصوم ما در یک رتبه هستند و با هم دارند پیش میروند. هرچه خدا به هرکدام داده، به آن یکی هم داده، اما ظهور و بروزشان فرق داشته در دنیا. یک کسی زمان امیرالمؤمنین بود آنطوری بود، یکی زمان امام حسن (علیهالسلام) بود صلح کرد، یکی زمان امام حسین بود که خودشان بودند [و] درگیر [شدند] و به شهادت رسیدند، و سایر ائمه؛ هرکدام از اینها جای آن یکی بود هم همان کار را انجام میداد، چون اینها بنده خدا بودند، نه بنده نفسشان، نه بنده خودشان؛ بنده خدا بودند. تصمیمگیریشان مثل ما مزاجی و اینجور سلیقهای نبود؛ آنها بر اساس آن چارچوب و وظایفی که خدای متعال تعیین کرده بود، حرکت میکردند. در بندگی خدا، رتبه اول را داشتند؛ هیچ گله، ناراحتی، شکایت، جر و بحث، خلاصه چیزی با خدا نداشتند، و «فی محض» [بودند]. هر برنامهای خدا برای هرکدام خواست، کامل پیاده کردند.
لذا امام سجاد (علیهالسلام) وقتی به دعاهایشان نگاه کنیم در صحیفه، میبینید که حمد خدا را زیاد میبینی؛ در این حد که آن کسی که صحیفه را روایت کرده میگوید هر وقت ایشان دعا میکرد، دأبشان و روششان این بود که اول خدا را ستایش میکردند.
ثانیاً در دعاهای ایشان صلوات زیاد میبینیم. این صلوات شعبانیه که ظهرهای ماه شعبان خوانده میشد را میدیدیم؛ آن موارد مفصل، زیاد صلوات [دارد]، در این حد در صحیفه سجادیه خیلی زیاد صلوات [آمده]؛ برای اینکه مردم را متوجه کنند به رتبه و مقام اینها و مرتب یادآوری کنند که یادتان نرود اینها راه هدایتشان است. هرچه میتوانید برای اینها صلوات بفرستید؛ هرچه میتوانید با صلوات فرستادن بیشتر، محبت انسان به اینها بیشتر میشود. محبت آدم به اینها که بیشتر بشود، بیشتر به حرفشان گوش میدهد؛ بیشتر که به حرفشان گوش داد، بیشتر در خط بندگی خدا حرکت میکند و میشود عبد خدا. اینها خودشان عبد خدا بودند و همه همتشان و زندگیشان را اینطور تنظیم کرده بودند که همه افراد و بشر را عبد خدا کنند. خودشان از خودشان و همه چیزشان گذشتند برای خدا.
لذا ما اگر بخواهیم خیلی به آنها ادای حق بکنیم و آن زحمتی که آنها کشیدند، رنج و مظلومیتی که آنها کشیدند در راه هدایت ما، کمیاش را بتوانیم ادا کنیم، این است که خوب به حرف خدا گوش بدهیم. آنها از این، از همه چیز بیشتر خوشحال میشوند. یک کسی گوشه خانهاش باشد اما خوب، گناه نکنَد، تقوا را رعایت کند، اینها بیشتر ازش راضیاند تا یک کسی که ولو کارهای خیلی زیادی میکند، زیارت میرود، این کارها را میکند، ولی گاهی هم گناه قاطیاش میکند؛ آن رضایتشان کم است، پایین است، راضی نیستند، ناراحتند. اما این [یکی]، بیشتر، خیلی ازش راضیاند، چون آن چیزی که مد نظر هرکدام از این چهارده معصوم بود و خودشان در آن راه بودند، بندگی خدا بود.
اینها آمدند برای اینکه این راه را به ما نشان بدهند که مردم این را بدانید که باید بنده خدا باشید، به حرف خدا گوش بدهید. منتهی توی بندگی، ما برای اینکه بفهمیم چطور بندگی بکنیم، یکی قرآن کریم [است]، یکی خود اهلبیت و بیاناتشان؛ که پیغمبر اکرم فرمود این دوتا راه شما را تأیید میکنند، سومی در کار نیست. ما یک چیزی بخواهیم از کسی، جایی، کتابی یاد بگیریم که نه در قرآن هست، نه در حدیث، لابد که گفته خودِ خودش باشد؛ آنوقت میشود سومی. پیغمبر اکرم فرمودند: «کتاب الله و عترتی». هرچه میخواهید از هدایت، در قرآن هست و اهلبیت من؛ سومی ما نداریم. که در جامعه گاهی افرادی پیدا میشوند که تحت عنوان اینکه چیزهایی بلدند، دستورالعمل بلدند، نسخه بلدند، ذکر بلدند، چی بلدند؛ و آن چیزها گاهی نه در قرآن پیدا میشود نه در اهلبیت. این دیگر نمیشود اعتماد کرد، درست نیست. پیغمبر فرمودند مادامی که به این دوتا بچسبید هدایت میشوید. چیزی نمانده که اینها نگفته باشند؛ همه آن چیزی را که برای هدایت و برای زندگی بهتر در دنیا و آخرت احتیاج داریم، همهاش را گفتند، چیزی را فروگذار نکردند. لذا چیز بیشتری غیر از آنی که اینها گفتند، ما احتیاج نداریم و باید خیلی این مغازهها و اینها که باز شده و چیزهای دیگری میآیند ترویج میدهند در جامعه، بسته بشود، جلویشان گرفته بشود. هرچه هست یا در قرآن است یا در روایات ما که از اهلبیت آمده است.
«اللهم صلّ علی محمد و آله»؛ خدایا بر این خاندان درود بفرست، سلام و صلوات خدا، خودت را شامل حالشان کن. صلوات تنها دعایی است که مستجاب است از زبان همه؛ هر کسی، هر جایی صلوات بفرستد، این دعایش قطعاً مستجاب است. دعاهای دیگری ما نه، گاهی موانعی دارد، مشکلاتی دارد، مستجاب نمیشود، اما صلوات مستجاب میشود. و در صلوات هم ما از خدا میخواهیم که خدایا خودت درود و سلامت را بر اینها بفرست.
ما کارمان، عباداتمان، سلام و صلواتمان مثل خودمان، ناقص و لنگ و عاجز است. لذا در صلوات ما مستقیم صلوات را برای خود پیغمبر و آل پیغمبر از جانب خودمان نمیفرستیم؛ به خدا میگوییم «اللهم» یعنی ای خدا، تو درود بفرست بر اینها، تو این کار را انجام بده، تو صلوات و رحمت خاص خودت را شامل حال اینها کن؛ و ثوابش هم ما بهرهمند میشویم. لذا اینها انقدر مقامشان بالاست، رتبهشان بالاست که خدا در قرآن کریم میفرماید من خودم و همه ملائکه بر پیغمبر اکرم درود میفرستیم، شما هم درود بفرستید. بعد ما که میخواهیم درود بفرستیم، خود خدا این ذکر را مشخص کرده که باز شما که میخواهید درود بفرستید به من بگویید که من بفرستم؛ میگویید «اللهم» ای خدا، «صلّ» تو درود بفرست بر آنها. چون عرض شد ما خودمان و هدیههایمان ناقص و دستوپا شکسته است، اهلبیت انقدر مقامشان بالاست که هدیه دادن به آنها را خود خدای متعال عهدهدار شده است که بهشان بدهد؛ این نکتهای بود که در صلوات هست.
بعد ایشان فرمودند: «الهمنا معرفة فضله»؛ خدایا در دل ما الهام کن به ما، که فضیلت این ماه را و آثار خوب این ماه را بشناسیم که یک وقت خدای نکرده تو این ماه هستیم، تو این ظرف پاک و تمیز و مطهر هستیم، آلودهاش نکنیم. خدای نکرده با معصیت، با تصمیم غلط، با حرف غلط، با گناه آلودهاش نکنیم. آن وقتی که خدای نکرده میخواهیم گناهی بکنیم، بفهمیم که اینجا ماه رمضان استها، فرق دارد با ماههای دیگر. یک ظرف تمیزی خدا داده، در اختیار ماست؛ ارزشش بالاست، حیف است ما به نجاست از بینش ببریم. اولین دعا این است که خدایا فضیلت این ماه را به دل ما الهام کن در آنجایی که خدای نکرده میخواهیم خلاف این ماه و آن چیزی که تو خواستی، عمل کنیم.
پس باید مراقبت کرد که حرمت این ماه حفظ بشود: «و اجلال حرمته». کاری که حرمت این ماه را میشکند نباید انجام داد؛ آن کار عبارت است از معصیت. معصیت حرمت این ماه را میشکند چون این ماه شرافت دارد پیش خدا؛ آدم مثل مهمانی میماند که نمک را میخورد و نمکدان را میشکند. نباید، خیلی باید مراقبت کنیم که لااقل در این ماه هرچه میتوانیم بیشتر مراقبت کنیم گناه نکنیم.
وقتی پیغمبر اکرم در خطبه شعبانیه فضائل این ماه را شمردند که زیاد شنیدید: مردم این ماه دارد با خیر و برکت میآید، نفس میکشید ثواب تسبیح دارد، خوابتان میبرد، خسته میشوید و به خواب میروید، این خوابتان عبادت است، ناراحت نشوید بگویید چرا من خوابم برد؛ خوابتان عبادت است، نفستان تسبیح است، اعمالتان مقبوله. قرآن هر آیهاش ثواب کل قرآن را در سایر ماهها دارد، و ایتام و فقرا بهشان کمک کنید، مراقبت کنید، اخلاقتان را نیکو کنید. چیزهای متعدد و زیادی پیغمبر اکرم در این خطبه فرمودند که انشالله حالا فرصت شد اشاره میکنیم، سابق هم اشاره شده بود. همه اینها را که فرمودند، خیلی بود؛ خیلی از دستورالعملها را پیغمبر اکرم یاد دادند که در این ماه چکار کنید، از بین نبرید این ماه را.
بعد امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سؤال کردند که یا رسول الله، در بین همه این اعمالی که شما شمردید، دعا را، قرآن را، اطعام را، افطاری دادن را، قرآن خواندن را، همه این کارها خیلی کارهای زیادی شمردید، اینها همهاش، در بین اینها کدام از همه بهتر و مهمتر است که ما اگر احیاناً نتوانستیم این کارها را انجام بدهیم، لااقل آن بهتره را انجام بدهیم؟ عقل آدم هم همین را تصدیق میکند که حالا در یک شرایطی اگر آدم نمیتواند از همه خیرات آن شرایط استفاده کند، آن بهتره را انجام بدهد. مثلاً آدم میخواهد برود مشهد زیارت، برود کربلا زیارت، ممکن است برایش یک سؤال پیش بیاید که من الان آنجا میروم بهترین کار چیست؟ من الان مشرف میشوم حج، بهترین کار چیست؟ من الان ماه رمضان، بهترین کار چیست؟ من الان شب قدر، بهترین کار چیست؟ من بناست هفته دیگر بروم زیارت، بروم مشهد، بروم کربلا، بهترین کار چیست؟ چکار کنم؟
متأسفانه در جامعه ما و اهل تبلیغ ما که رسالت تبلیغ و منبر دارند، متأسفانه عده زیادی این نکات را توجه نمیکنند؛ ساده از کنارش رد میشوند. چه ازشان بپرسید چه بگویند، چه بسا از خودمان بپرسند و بگوییم، ذهنمان تنظیم نشده که آقا بهترین عمل در هر شرایطی که شما میخواهید حساب بکنید، ترک معصیت است، گناه نکردن است؛ گناه نکن.
ما میخواهیم برویم زیارت یا مشهدیم، حرمیم، مشرف میشویم حرم؛ بهترین عمل اینجا چیست؟ بهترین عمل همانجا که تو مشهدی، ترک معصیت است، گناه نکن. اولاً از اینجا که تصمیم میگیرد راه بیفتد برود مشهد، راه بیفتد برود کربلا، تا برمیگردد یک دونه گناه نکرده باشد؛ اینطوری خدا از هر کسی و اهلبیت و امام رضا از هر کس دیگری، از دست این بیشتر راضی است، ولو آنجا که رفت برود گوشه حرم بخوابد. ولو آنجا که رفت، بخوابد؛ این خوابش را هم قبول میکنند. چرا؟ چون همت کرد، تلاش کرد، آن چیزی که آنها میخواستند را به طور کامل انجام داد؛ یک شاگرد نمونه که موفق شده نمره بیست بگیرد تو این امتحان. از همین جا که میخواهید بروید زیارت، تا میروید آنجا هستید تا برمیگردید، آدم باید مراقبت کند معصیت نکند، بد اخلاقی نکند، داد نزند، حرف بد نزند، واجبی ازش ترک نشود، حرامی را مرتکب نشود، گناه نکن؛ این بهترین استفاده را میبرد آنجا.
بهترین عمل تو ماه رمضان؛ پیغمبر اکرم وقتی امیرالمؤمنین پرسیدند بهترین عمل چیست، فرمودند: «افضل الاعمال فی هذا الشهر الورع عن محارم الله». بهترین عمل که هیچ عملی به گرد پای آن هم نمیرسد، این است که آدم گناه نکند. روزها و شبها بیاید سپری بشود، این خاطرش و خیالش جمع بشود که من یک دونه گناه نکردم؛ این مسئله اصلی است. این را نباید ساده گرفت، این را نباید راحت از روش رد شد، این را نباید بگوییم بله ما که بلدیم، خودمان بلدیم. نه، خودت بلدم اگر هستی ولی عملاً انجام ندادی؛ چون اگر انجام داده بودی اینجا نمیگفتی خودم بلدم، بلکه خیلی هم پذیرایی میکردی.
باید توجه داشت فکر خودمان را تنظیم کنیم؛ همه عبادات خیلی مفیدند، خیلی آثار خوب دارند. دعا خواندن خیلی مهم است، دعا کردن خیلی مهم است، این دعاهایی که تو کتابهای دعا نوشتند خیلی مهم است، این نمازها، این عبادات؛ همهشان خیلی مهم [است] و انسان خوب است کنار کارش داشته باشد، اما باید مواظب باشد آن خط اصلی و کار اصلی، ترک گناه است. پیغمبر اکرم، استاد کل بشر، بالاترین بنده خدا، فرمودند بهترین عمل تو این ماه، معصیت نکردن است. همه خداییها و همه آنهایی که شاگرد خوب اهلبیت هم بودند و هستند، آنها هم همین را میگویند؛ چون میدانند همه چیزِ خوب زیر سایه گناه نکردن است و همه بدبختیهای بشر به خاطر گناه کردن است، نه به خاطر اینکه این مستحبات را انجام نمیدهند، به خاطر این است که گناه میکنند.
آنی که گناه میکند ظرف دلش را و زندگیاش را آلوده میکند، آنوقت هرچه میخواهد از این مستحبات بریزد، استفاده زیادی نمیبرد. مثل این خانه میماند؛ این خانه در و دیوارش کثیف، ریخته و نمور، شلوغ، درهمبرهم، خراب؛ حالا ما همینطور تو این شلوغی و کثیفی بیاییم به در و دیوارش گل بزنیم، گلدان بگذاریم یک گوشه کنار، قاب عکس بگذاریم، چیزهای زینتی آویزان کنیم؛ اینجا چکار کردیم؟ فقط شلوغش کردیم، قشنگی ندارد خیلی، ندارد. اصلاً آن چیزهای زینت و قشنگ، قشنگیاش را نمیتواند نشان بدهد، نمیتواند نشان بدهد، به چشم نمیآید. گناه و معصیت هم اینجوری است؛ دل ما را خراب کرده و خراب میکند، آلوده میکند. حالا تو این آلودگی هرچه آدم هی از این کارها، از این چیزها بریزد، آن بیشتر شلوغش کرده، بیشتر این گل و این چیزهای زینتی را از بین برده و ضایع کرده است؛ قضیه امام هم همین است.
لذا انسان زیرک، مؤمن زیرک، مؤمنی است که اول از همه تصمیمش را میگذارد رو گناه نکردن؛ که شب و روز این ماه سپری بشود و من اگر احیاناً توفیق پیدا نکردم قرآن ختم کنم، اگر احیاناً توفیق پیدا نکردم کارهای خیلی دیگر انجام بدهم یا کم بود، لااقل این توفیق را پیدا کردم و خدا کمکم کرد که بالاترین عمل را انجام بدهم؛ از همه آن عبادات بالاتر بود، آن هم گناه نکردن بود، آن هم تقواست، آن هم ترک معصیت است. لذا امام سجاد میفرماید خدایا به من کمک کن از چیزهایی که تو حرام کردی و ممنوع کردی در این ماه دوری کنم؛ اولین دعاهای ایشان است، دور بشوم: «و التحفظ مما حظرت فیه»؛ کارهایی که به عنوان معصیت حساب کردی، من آنها را مبادا مرتکب بشوم.
این را انشالله بتوانیم باور کنیم و بتوانیم هرچه بهتر تو زندگی پیاده کنیم که از منافعش بیشتر بهرهمند بشویم. گرفتاریهای بشر، آدمها، انسانها، خودشان، زندگیشان، اطرافیانشان، اینها عمدهاش ریشهاش میرسد به گناه و معصیت. اگر این حذف بشود، خیلی از اینها حذف میشود و از بین میرود. منتهی انسان تا میآید این را باور کند، عمرش تمام میشود متأسفانه. وقتی میرسد به مرگ و دارد میمیرد، آنجا متوجه میشود که گناه نکردن و تقوا چقدر مهم بود و به درد میخورد؛ اموات بیشتر از ما میفهمند که تقوا چقدر به درد میخورد.
مبادا از آنهایی باشیم که تا مردن نفهمیدند این مسئله را. و حالا که خدا به ما توفیق داده به برکت اهلبیت بفهمیم و فهمیدیم که این مسئله انقدر مهم است، مراقبت بیشتر میکنیم که این ماه مواظب باشیم گرفتار نشویم، اذیت و آزار نکنیم، حرف بد نزنیم، دعوا نکنیم، غیبت نکنیم، حرف ناپسند نزنیم، کار غلط انجام ندهیم. نسأل الله ان یوفقنا و ایاکم و یجعلنا من المتقین، انشالله. به مصداق ارواح طیبه همه کسانی که عمرشان را با تقوا و بندگی خدا سپری کردند، مخصوصاً همه حضرات معصومین (علیهمالسلام) و همه علمای ربانی و شهدای گرانقدر و امام شهدا، صلوات.
اللهم صلّ علی محمد و آله؛ صلوات بر پیامبر و آل پیامبر، بالاترین، مهمترین و بهترینِ دعاهاست. چون خدای متعال مقصود و مقصدش این هست که انسانها در خط بندگی قرار بگیرند؛ در راهی که خدا ترسیم کرده و مشخص کرده، قرار بگیرند. در این راه، عدهای راهزن هستند؛ عدهای مردم را گرفتار میکنند، از هدایت خدا دور میکنند و سدّ راه خدا میشوند. لذا خدای متعال اولاً یک عدهای را برگزید و آماده کرد برای اینکه آنها مقتدای این هدایت بشوند. همه آنچه از کمالات احتیاج داشتند برای اینکه بتوانند مردم را هدایت کنند، خدا بهشان داد. اعتقاد ما نسبت به چهارده معصوم باید این باشد که همهشان این کمالات را به طور مساوی دارند.
چهارده معصوم ما از نظر مقامات معنوی و کمالات، همه در یک رتبهاند؛ مقامات معنوی و کمالاتِ کلهم نور واحد است. هرچه کمال خدا به پیغمبر اکرم داد، به امیرالمؤمنین داد، به حضرت زهرا داد، به همه امامها داد تا آخر. همه این کمالات و فضائل معنویشان در یک رتبه هست و همچنان هم در حال افزایش و رشد است. منتهی پیغمبر اکرم منصب نبوت را داشتند؛ از این جهت ائمه معصومین احترام خاصی برای ایشان قائل بودند. و الا از لحاظ مسائل معنوی، همه در یک رتبهاند. یعنی هرآنچه که امام حسین (علیهالسلام) دارد، امام جواد (علیهالسلام) هم دارد، امام هادی هم دارد و به همان مقدار میتواند انجام بدهد.
ما در باور و اعتقادمان نباید نسبت به اهلبیت از جهت کمالات معنوی فرقی قائل بشویم؛ همه یکجا و در یک رتبهاند. شرایط زمانی هرکدام با آن یکی فرق داشته و بسته به آن شرایط، مسئولیتهایی را انجام میدادند؛ و الا این نیست که مثلاً یک امامی فرق داشته با یک امام دیگر، چون مزاجشان، روحیهشان یا ایمانشان با هم فرق داشته؛ نخیر، همه امامها یکسانند. هرکدام جای آن یکی بود، همه کاری میکرد که آن یکی انجام داد. اینها بنده خدا بودند، نه بنده نفسشان؛ تصمیمگیریشان مثل ما مزاجی و سلیقهای نبود؛ آنها بر اساس چارچوب و وظایفی که خدای متعال تعیین کرده بود، حرکت میکردند.
امام حسین (علیهالسلام) با خونشان و با این برنامهای که پیاده کردند، ضامن حفظ شیعه شدند. یعنی شیعه تا مادامی که امام حسین را حفظ کند، حفظ میشود؛ و به مقداری که به روضه امام حسین و برنامه امام حسین (علیهالسلام) کماهمیتی کند یا خدای نکرده ضعیف بشود، به همان مقدار شیعه آسیب میبیند. لذا اهلبیت به طور خاصی نسبت به امام حسین (علیهالسلام) و زیارت امام حسین و رفتن به آنجا تأکید کردند، چون آن خون و آن برنامه، ضامن حفظ تشیع است تا امام عصر (علیهالسلام) ظهور کنند. از جهت کمالات معنوی و مراتب ایمانی، چهارده معصوم ما در یک رتبه هستند، اما ظهور و بروزشان فرق داشته است.
ما اگر بخواهیم خیلی به اهلبیت ادای حق بکنیم و آن زحمتی که آنها کشیدند، رنج و مظلومیتی که در راه هدایت ما کشیدند را کمیاش را بتوانیم ادا کنیم، این است که خوب به حرف خدا گوش بدهیم. آنها از این، از همه چیز بیشتر خوشحال میشوند. یک کسی گوشه خانهاش باشد اما خوب، گناه نکنَد، تقوا را رعایت کند، اینها بیشتر ازش راضیاند تا یک کسی که ولو کارهای خیلی زیادی میکند، زیارت میرود، ولی گاهی هم گناه قاطیاش میکند؛ آن رضایتشان کم است، راضی نیستند، ناراحتند. اما از کسی که تقوا را رعایت کند خیلی راضیاند، چون مد نظر چهارده معصوم، بندگی خدا بود.
توی بندگی، ما برای اینکه بفهمیم چطور بندگی بکنیم، یکی قرآن کریم است و یکی خود اهلبیت و بیاناتشان؛ پیغمبر اکرم فرمودند: «کتاب الله و عترتی». هرچه میخواهید از هدایت، در قرآن هست و اهلبیت من؛ سومی ما نداریم. در جامعه گاهی افرادی پیدا میشوند که تحت عنوان اینکه دستورالعمل، نسخه یا ذکر بلدند، چیزهایی میگویند که نه در قرآن پیدا میشود نه در اهلبیت؛ این دیگر درست نیست و نمیشود اعتماد کرد. پیغمبر فرمودند مادامی که به این دوتا بچسبید هدایت میشوید. همه آن چیزی را که برای هدایت و برای زندگی بهتر در دنیا و آخرت احتیاج داریم، همهاش را گفتند و چیزی را فروگذار نکردند.
ما کارمان، عباداتمان، سلام و صلواتمان مثل خودمان، ناقص و لنگ و عاجز است. لذا در صلوات ما مستقیم صلوات را برای خود پیغمبر و آل پیغمبر از جانب خودمان نمیفرستیم؛ به خدا میگوییم «اللهم» یعنی ای خدا، تو درود بفرست بر اینها، تو صلوات و رحمت خاص خودت را شامل حال اینها کن؛ و ثوابش هم به ما میرسد. لذا اینها انقدر مقامشان بالاست که خدا در قرآن میفرماید من خودم و همه ملائکه بر پیغمبر اکرم درود میفرستیم، شما هم درود بفرستید. بعد ما که میخواهیم درود بفرستیم، خود خدا مشخص کرده که بگویید «اللهم صلّ» تو درود بفرست بر آنها؛ اهلبیت انقدر مقامشان بالاست که هدیه دادن به آنها را خود خدای متعال عهدهدار شده است.
«الهمنا معرفة فضله»؛ خدایا در دل ما الهام کن که فضیلت این ماه و آثار خوب آن را بشناسیم که یک وقت خدای نکرده تو این ظرف پاک و تمیز و مطهر، آلودهاش نکنیم. خدای نکرده با معصیت، با تصمیم غلط، با حرف غلط، با گناه آلودهاش نکنیم. آن وقتی که میخواهیم گناهی بکنیم، بفهمیم که اینجا ماه رمضان است و فرق دارد با ماههای دیگر. یک ظرف تمیزی خدا داده که ارزشش بالاست. پس باید مراقبت کرد که حرمت این ماه حفظ بشود: «و اجلال حرمته». کاری که حرمت این ماه را میشکند نباید انجام داد؛ معصیت حرمت این ماه را میشکند چون این ماه شرافت دارد پیش خدا؛ آدم مثل مهمانی میماند که نمکدان را میشکند.
افضل الاعمال در ماه مبارک رمضان چیست؟ پیغمبر اکرم وقتی امیرالمؤمنین پرسیدند بهترین عمل چیست، فرمودند: «افضل الاعمال فی هذا شهر الورع عن محارم الله». بهترین عمل که هیچ عملی به گرد پای آن هم نمیرسد، این است که آدم گناه نکند. روزها و شبها بیاید سپری بشود، این خاطرش و خیالش جمع بشود که من یک دونه گناه نکردم؛ این مسئله اصلی است. این را نباید ساده گرفت و راحت از روش رد شد. پیغمبر اکرم، استاد کل بشر، بالاترین بنده خدا، فرمودند بهترین عمل تو این ماه، معصیت نکردن است. همه خداییها هم همین را میگویند؛ چون میدانند همه چیزِ خوب زیر سایه گناه نکردن است.
مؤمن زیرک، مؤمنی است که اول از همه تصمیمش را میگذارد رو گناه نکردن؛ که اگر احیاناً توفیق پیدا نکردم قرآن ختم کنم یا کارهای دیگر انجام بدهم، لااقل این توفیق را پیدا کردم که بالاترین عمل را انجام بدهم؛ آن هم گناه نکردن بود، آن هم تقواست، آن هم ترک معصیت است. گرفتاریهای بشر، آدمها، انسانها، خودشان، زندگیشان، اطرافیانشان، اینها عمدهاش ریشهاش میرسد به گناه و معصیت. اگر این حذف بشود، خیلی از اینها از بین میرود. منتهی انسان تا میآید این را باور کند، عمرش تمام میشود متأسفانه. وقتی میرسد به مرگ و دارد میمیرد، آنجا متوجه میشود که گناه نکردن و تقوا چقدر مهم بود و به درد میخورد.
1️⃣ ستایش الهی و حقیقت ماه مبارک رمضان
◽️ شکرگزاری امام سجاد (ع) برای نعمت واجب شدن روزه
◽️ ورود به خط بندگی و عبور از راهزنان هدایت
2️⃣ مقام معنوی و تساوی کمالات چهارده معصوم (ع)
◽️ اتحاد نورانی ائمه اطهار (ع) در کمالات و مقامات معنوی
◽️ تفاوت در شرایط زمانی و تساوی در بندگی و وظیفهشناسی
3️⃣ جایگاه ویژه امام حسین (ع) در حفظ تشیع
◽️ شهادت، مظلومیت مضاعف و ضمانت حفظ شیعه
◽️ تأکید بر زیارت عاشورا و برنامههای حسینی
4️⃣ حقیقت بندگی و انحصار راه هدایت
◽️ ادای حق اهلبیت (ع) در گرو تقوا و طاعت الهی
◽️ مرجعیت مطلق قرآن کریم و عترت طاهره («کتاب الله و عترتی»)
5️⃣ حقیقت صلوات و عجز انسان در هدایای معنوی
◽️ صلوات؛ دعای مستجاب و نیابت الهی در درود بر پیامبر (ص)
◽️ عجز طاعات انسان و عظمت صلوات فرستادن خدا و ملائکه
6️⃣ شناخت فضیلت، طهارت و حفظ حرمت ماه رمضان
◽️ الهام معرفتِ فضیلت ماه و مراقبت از ظرف پاک رمضان
◽️ حرمتشکنی معصیت و تمثیل مهمانِ نمکدانشکن
7️⃣ ترک معصیت؛ بالاترینِ اعمال و ریشه نجات انسان
◽️ «افضل الاعمال»؛ گناه نکردن و ورع از محارم الهی
◽️ حقیقت تقوا، پاکسازی دل و هوشیاری انسان پیش از مرگ
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی