🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه نهم)
صوت کامل سخنرانی
1401/01/22
پست

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه نهم)

🔸عدم برنامه‌ریزی برای معنویات در زندگی عامل غرق شدن در مادیّات!

🔹افراط در مادیات عامل ایجاد مشکلات در زندگی!

🔸چرا دین در ذائقهٔ بسیاری از انسانها شیرین نمی‌شود؟

🔹اسلام دینِ معتدل؛ هم مادّیات هم معنویّات ولی هر کدام به قاعده

🔸معنای اعتدال از نظر اسلام 

🔹زیر پا گذاشتن هر یک از دستورات دین یا نداشتن هر کدام از مکارم اخلاقی ← عامل ناقص شدن دین در خود و در نظر بقیه

🔸خطر عظیم در دینداری ناقص ← زمینهٔ کنار گذاشتن کامل دین

🔹یاد گرفتن واجبات و محرّمات اولین قدم برای ورود به صراط مستقیم و اعتدال در همهٔ شئون زندگی!

🔹لزوم توجّه ویژه به بُعد معنوی اعضاء خانواده در تمام طول سال

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه نهم)

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه نهم)

🔸عدم برنامه‌ریزی برای معنویات در زندگی عامل غرق شدن در مادیّات!

🔹افراط در مادیات عامل ایجاد مشکلات در زندگی!

🔸چرا دین در ذائقهٔ بسیاری از انسانها شیرین نمی‌شود؟

🔹اسلام دینِ معتدل؛ هم مادّیات هم معنویّات ولی هر کدام به قاعده

🔸معنای اعتدال از نظر اسلام 

🔹زیر پا گذاشتن هر یک از دستورات دین یا نداشتن هر کدام از مکارم اخلاقی ← عامل ناقص شدن دین در خود و در نظر بقیه

🔸خطر عظیم در دینداری ناقص ← زمینهٔ کنار گذاشتن کامل دین

🔹یاد گرفتن واجبات و محرّمات اولین قدم برای ورود به صراط مستقیم و اعتدال در همهٔ شئون زندگی!

🔹لزوم توجّه ویژه به بُعد معنوی اعضاء خانواده در تمام طول سال

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقيت الله في الارضین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

«ثم فضل ليلة واحدة من لياليه على ليالی الف شهر و سماها ليلة القدر تنزل الملائکة و الروح فيها باذن ربهم من کل امر سلام دائم البرکة الى طلوع الفجر على من يشاء من عباده بما احکم من قضائه.»

دعای امام سجاد (ع) و ضرورت شناخت ارزش ماه رمضان

امام سجاد (علیه السلام) به عنوان اولین دعا بعد از صلوات فرمودند: «خدایا! به ما توفیق بده که ارزش و فضیلت این ماه را بدانیم و آن وقتی که خدای نکرده، مشغول به کاری یا حرفی می‌شویم که منافات دارد با ارزش این ماه و این ظرف [زمان]، خودمان را دور کنیم و در آن دام گرفتار نشیم.»

حالا ارزش و فضیلت این ماه چیست؟ خود ایشان مقداری را اشاره فرمودند، تعداد زیادیش را هم پیغمبر اکرم در آن خطبه‌ی شعبانیه‌ فرمودند.

حقیقت شب قدر و پیوند آن با ولایت و امامت

به آخرین فضیلت این ماه که اشاره می‌کنند، رسیدیم به اینجا؛ به عنوان آخرین فضیلتی که ایشان اشاره می‌فرماید، مربوط به شب قدر است. شب قدر، شبی‌ست با شرافت و منزلت پیش خدای متعال و بهترین و مهم‌ترین شب سال است. در این شب، همه‌ی علم سال آینده، از آن شب تا یک سال بعد، علمش به امام (علیه السلام) [اعطا می‌شود]؛ امام عصر، آن امامی که در آن زمان هست، که حالا امام عصر ما (علیه الصلاة و السلام) هست. علم همه‌ی حوادث و اتفاقات یک سال آینده به ایشان اعطا می‌شود و داده می‌شود.

فضیلت شب قدر هم به خاطر همین است و این اتفاقی‌ست که برای امام معصوم (علیه السلام) می‌افتد. همه‌ی شرافت شب قدر همین است؛ اصلاً قدر، ليلة‌القدر یعنی شب با شرافت و منزلت. شرافت و منزلتش هم همین است که این اتفاق می‌افتد و علم امام در این شب افزوده می‌شود.

اهمیت عبادت و کسب طهارت در شب قدر

یکی از فضایل ماه مبارک رمضان همین است که خدا این شب به این مهمی را در این ماه قرار داده است. لذا ایشان می‌فرماید: «ثم فضل ليلة واحدة من لياليه على ليالی الف شهر.» خدای متعال، یک شبِ این ماه را بر شب‌های هزار ماه که در آن‌ها شب قدر نیست، فضیلت داده است؛ یعنی از هزار ماه ارزشش بیشتر است. چی ارزشش بیشتر است؟ عبادت در آن شب.

عبادت در شب قدر، ارزش و اهمیتش از عبادت هزار ماهی که شب قدر در آن نیست، بیشتر است. به خاطر همین رسم است که همه سعی می‌کنند احیا بگیرند، بیدار باشند و عبادت کنند. آن شب، شب کار دیگری نیست، فقط شب عبادته. لذا انسان باید طوری برنامه‌ی زندگیش را تنظیم کند که از آن شب، از جهت عبادت کردن، بیشترین استفاده را ببرد؛ چون بهره‌ی ما از شب قدر، همین عبادت است.

اتفاق مهم شب قدر و شرافت شب قدر، به خاطر آن اتفاقی است که برای امام عصر (علیه السلام) می‌افتد؛ شب قدر از این جهت مربوط به ایشان است. ولی برای اینکه ما هم بی‌بهره نباشیم، این را قرار دادند که آن شب، همه به احیا و عبادت بگذرانند تا ان‌شاءالله به طهارت نفس و روح نزدیک‌تر بشوند. لذا می‌فرماید: «یک شبش را خدا فضیلت داد و اسمش را شب قدر گذاشت؛ یعنی شب با شرافت و منزلت.»

نزول ملائکه و تقدیم مقدرات به محضر امام عصر (عج)

فضیلتش چیست؟ «تنزل الملائکة و الروح فيها باذن ربهم من کل امر سلام دائم البرکة الى طلوع الفجر على من يشاء من عباده.» ملائکه‌ی الهی می‌آیند و مقدرات آن شب را برای عرضه به امام (علیه السلام) و تقدیم به ایشان می‌آورند. ملائکه و روح، که بزرگ‌ترین فرشته و ملک خدای متعال است، همه در این برنامه حضور دارند؛ همه به عنوان اینکه به محضر امام عصر (علیه السلام) می‌رسند و در این افزایش علم و تقدیم مقدرات آن سال، این‌ها همه به عنوان خدم و حشم حضور دارند.

«على من يشاء من عباده»؛ بر آن بنده‌ی خدا که خدا خواسته است. آن بنده‌ی خدا کیست؟ کسی که در طهارت روح و پاکی نفس، بالاترین درجه را دارد. آن وقت که پیغمبر اکرم بودند، ایشان؛ بعد که امیرالمومنین بودند، ایشان؛ بعدش امام حسن (علیه السلام) تا [زمان] امام عصر (علیه السلام) که حدود هزار و دویست سال است [که امامت دارند]. این برنامه را هر سال دارند که تقدیراتِ مقدر شده برای سال آینده، علمش برای اجرا و مدیریتش به ایشان داده می‌شود، بله. این هم یکی از فضایل این ماه که خدا این شب با شرافت و مهم را در این ماه قرار داد.

سیره معصومین (ع) در ستایش و حمد الهی

بعد می‌فرمایند: «اللهم صل على محمد و آله.» تا اینجا، ایشان از فضایل این ماه فرمودند، منتها با بیانِ حمد خدا؛ یعنی همون حمد و ستایش را. همان روشی که ایشان داشتند و اشاره کردیم؛ روش ایشان این بود که هر وقت می‌خواستند دعا کنند، اول خیلی خدا را حمد و ستایش می‌کردند. در این دعا هم همین کار را کردند. همه‌ی آن‌چه که ما از اول این دعا تا اینجا خواندیم، همه‌اش در آن سیاق حمد خدا بود.

یعنی خدا را حمد کردند که: «خدایا شکرت که واجبات را بر ما واجب کردی، محرمات را بر ما حرام کردی، ما را قرار دادی در این راه‌ها. یکی از آن واجباتی که خدا را شکر کردند که قرار دادی، روزه‌ی ماه مبارک هست؛ که خدایا خیلی تو را سپاس می‌گوییم این روزه را بر ما واجب کردی، لازم کردی، ما را به حال خودمان رها نکردی، این لطف را کردی و این واجب را گردن ما انداختی.» باز خدا را حمد می‌کنند نسبت به این ماه و شروع می‌کنند فضایل این ماه را با همان زبان حمد بیان می‌کنند تا اینجا. تا اینجا همه‌اش حمد خدا بود که: «خدایا شکرت با این ماه رمضانت، با این واجباتت، با این شب قدرت، با این کارهایی که با ما داری می‌کنی که ما یک مقداری به طهارت نفس و صفا و نورانیت باطن نزدیک‌تر بشویم؛ از این لجن‌زار دنیا، تجملات، دنیاخواهی، چسبیدن به این چیزها و سرگرمی به این مسائل دور بشویم. این ماه را قرار دادی که یک مقداری با خواندن بیشتر قرآن، با دوری کردن بیشتر از گناه، با عبادت، با دعا و با این چیزها، نزدیک بشویم به این مسائل معنوی و الهی و از آن مسائل مادی فاصله بگیریم.»

ضرورت تعادل میان ابعاد مادی و معنوی انسان

این را در زندگی همیشه باید توجه داشته باشیم که اگر ما زندگیمان را تنظیم نکنیم؛ نسبت به چی؟ نسبت به مسائل مادی‌مان و تأمین حوائج مادی‌مان، و مسائل معنوی‌مان و تأمین احتیاجات روحی و معنوی‌مان؛ اگر ما تنظیمش نکنیم، خودبه‌خود تنظیم می‌شود به سمتِ مادی بودن، کلاً مادی شدن و کلاً غرق در دنیا شدن. این محسوس است؛ وقتی آدم‌ها یک مقداری در اثر شرایطی از چیزهای معنوی دور می‌شوند، به چیزهای مادی نزدیک‌تر می‌شوند و آن‌ها برجسته‌تر می‌شود. علاقه‌شان به دنیا و این چیزها، بیش از آنی که نیاز و ضروری است، می‌شود. نیاز هست مقداری، آن‌طوری نیست؛ اما بیشتر می‌شود.

انسان دو بُعد دارد؛ هم مادی و هم معنوی. اسلام دین کاملی است؛ هم به بُعد مادی انسان‌ها توجه کرده، هم به بُعد معنوی؛ برخلاف مسیحیت و یهودیت. یهودی‌ها خیلی آدم‌های ناجوری بودند، اصلاً اهل معنویات نبودند. لذا تورات و برنامه‌ی حضرت موسی (علیه السلام)، عمده‌اش مسائل مادی بود در آن. قرآن کریم هم بعضیش را اشاره می‌کند که اصلاً کلاً غرق در مادیات بودند. لذا تورات عمده‌اش مادی بود، مسائل مادی بود. بعد این خلاء را مسیحیت پر کرد، انجیل پر کرد. انجیل بیشتر چربید سمت مسائل معنوی؛ عمده‌ی انجیل، مسائل روحی و معنوی است.

مفهوم واقعی «صراط مستقیم» و اعتدال اسلامی

اما اسلام که آمد، آن دو تا را گذاشت کنار؛ «اهدنا الصراط المستقیم»؛ خدایا ما را به راه راست، به راه مستقیم و معتدل هدایت کن که حالا می‌گویند راه راست. راه راست، ترجمه‌اش و توضیحش کامل نیست. مستقیم در عربی یعنی معتدل؛ یعنی از افراط و تفریط به دور است. اسلام می‌گوید: «هرچه من براتون آوردم، عین اعتدال است و از افراط و تفریط به دور است.» یکی از جهاتش که از افراط و تفریط به دور است، همین است که در اسلام هم مسائل مادی مطرح شده، هم مسائل معنوی. در قرآن کریم، خدای متعال به هر دو جهت توجه کرده، در روایات هم هر دو جهت هست. یکی را فدای یکی دیگر نکردند، دو تا را حفظ کردند. اما جهت‌دهی کردند، تنظیم کردند؛ نگذاشتند انسان‌ها چه در بُعد مادی و چه در بُعد معنوی، دچار افراط یا تفریط بشوند.

هرجا در بُعد مادی بشر می‌خواهد دچار افراط بشود، هشدار دادند، تذکر دادند؛ که بیشتر هشدارها در این قسمت است چون بیشتر بشر به سمت مادی می‌رود، غرق می‌شود و وابسته می‌شود. هرجا تفریط نسبت به مسائل مادی بوده، تذکر دادند. بوده کسانی از اصحاب، این می‌رفت می‌چسبید به عبادت، دیگر نه کاری به زن و بچه و زندگی و این مسائل و امرار معاش و این‌ها داشت. حضرات دعواش می‌کردند، توبیخش می‌کردند و می‌گفتند: «این دین نیست. تفریط در مادیات و افراط در مادیات، غلط است.» در معنویات هم همین‌طور؛ افراط و تفریط، همه‌اش غلط است.

اسلام راه صحیحی ارائه می‌دهد. اگر همه‌ی دستورات اسلام را ما درست عمل کنیم، یک آدم معتدلی می‌شویم؛ هم در بُعد مادی معتدلیم، نه مثل بقیه غرق می‌شویم در دنیا و می‌چسبیم و رنگ و لعابش را زیاد می‌کنیم و ور برویم و خودمان را از بین ببریم، و حتی در مسائل معنوی دچار این مشکلات بشویم؛ یک آدم معتدل. لذا امیرالمومنین وقتی متقین را توصیف می‌کنند، همین را می‌فرمایند؛ می‌فرمایند: «این‌ها زندگی دنیاشان به طور معمول بد نیست، به طور معمول زندگی را می‌کنند و حد اعتدال دارند.» نمی‌گذارند دچار افراط بشوند، نمی‌گذارند دچار تفریط بشوند در هیچ جهتی.

حق معنویات را هم نباید ما ضایع کنیم. ما دو بُعد داریم؛ هم مادی و هم معنوی. هم جسممان احتیاج دارد، هم روحمان احتیاج دارد. منتها چون ما بیشتر آن چیزی که با آن سروکار داریم مادیات است، بیشتر به تأمین جسم و احتیاجات جسمی یا مادی‌مان توجه می‌کنیم؛ چه خوردنی‌ها باشد، چه لذت‌ها باشد، چه آن چیزهایی که علاقه داریم. بیشتر به آن‌ها توجه می‌کنیم، از مسائل معنوی غفلت می‌کنیم و رها می‌کنیم؛ آن وقت آسیب می‌بیند آدم. باید تنظیم کرد.

در طول سال نباید بگذارد آدم یک وقت همین‌طور از بُعد معنوی دور شده باشد و خلاءای ایجاد بشود. چون عرض کردیم دور بشویم، مادیات پرش می‌کند و علاقه و اشتیاق آدم به افراط در مسائل دنیایی زیاد می‌شود. یک حدی که درآمدی داشته باشد، به طور متوسطی زندگی بکند، دیگر به این قانع نیست. یک مشکل آدم‌ها همین است؛ به آن حد متوسط، صحیح و درست قانع نیستند، هی می‌خواهند زیادترش کنند، هی می‌خواهند زیادترش بکنند. آن وقت این منشأ مشکلاتی در زندگی‌هاشان حتی می‌شود، اشکال ایجاد می‌کند در زندگی. رابطه‌ی زن و شوهر، رابطه‌ی با بچه‌ها، همه را به هم می‌ریزد؛ این افراط. آدم می‌بیند کسانی که به نحوی دچار افراط در این مسائل می‌شوند، حتماً زندگیشان به هم می‌ریزد و سر از ناکجاآباد درمی‌آورد. لذا باید توجه کرد این مسائل را.

در طول سال هم همین‌طور؛ یک تعادلی برقرار باشد. مادیات هست، طوری نیست؛ «و لا تنس نصیبک من الدنیا.» آن بهره و حظت را از دنیا در حد معمول داشته باش. اتفاقاً اهل تقوا را آدم نگاه بکند، غیر از اینکه اهل عبادتند و اهل علمند، اهل تفریحات سالم هم هستند؛ اصلاً بیشتر از بقیه هم اهلش هستند، آن چیزی که آدم در تجربه می‌بیند. بیشتر اهمیت می‌دهند چون همین را دین یاد داد که تفریحات سالم، رسیدن به حوائج مادی در حد خودش و در حد نیازش، جزء برنامه‌ است؛ که اصلاً اگر نباشد، آن جهت‌های معنوی، ایمانی، علمی و این‌ها هم آسیب می‌بیند. باید همه‌اش با هم پیش برود؛ نه افراط، نه تفریط در هیچ جهتی.

منتها زمینه‌ی انسان‌ها به مادیات، مخصوصاً زن‌ها [بیشتر است]؛ زن‌ها زمینه‌شان نسبت به افراط در تجملات و زینت‌ها و این‌ها بیشتر است. یک زمینه‌ای هست در آن‌ها که به سمت این چیزها گرایش داشته باشند؛ برای اینکه در زندگی نیاز هست این، ولی تا یک حدی. از آن حد بخواهد بیشتر بشود، آدم برود غرق بشود و فکر و ذهنش مشغول این بشود که: «من حالا برای خودم می‌خواهم درآمد داشته باشم و برای خودم می‌خواهم آن‌چنانی درآمد داشته باشم، برای خودم می‌خواهم فلان باشم، زندگی را این‌جوری بچینم و زندگی را چکار بکنم و این‌ها.» یک حد افراطی که اگر آدم خودش جلو خودش را نگیرد دچارش می‌شود، آن خطرناک است. آن اگر آدم برود تویش، سر از آن مسائل ناجور و غلط درمی‌آورد.

باید همه چیز تعادل باشد، نکته‌ی مهمی است. اسلام دین اعتدال است؛ نه مادیات را فدای معنویات می‌کنند، نه معنویات را فدای مادیات می‌کنند؛ همه‌اش با هم، هر چیز به قاعده‌اش و درست باید پیش برود؛ و الا اگر راه را درست پیش نریم، خودمان اول کسی که آسیب می‌بیند خودمانیم، بعد هم اطرافیانمان؛ آن‌ها هم آسیب می‌بینند.

بندگی خدا؛ حقیقتِ صراط مستقیم

اسلام صراط مستقیم را مطرح کرده است. چرا نماز واجبه؟ یک جهتش این است که در نماز خدای متعال حمد را قرار داده است؛ این حمد هیچ جایگزینی هم ندارد. شما به جای سوره‌ی حمد نمی‌توانی سوره‌ی بقره بخوانی، هیچ سوره‌ی دیگری نمی‌توانی بخوانی، باید حمد بخوانی. چرا؟ چون یکی از مسائل مهمی که در سوره‌ی حمد هست، همین صراط مستقیم است. ما شبانه‌روز حداقل ده بار به خدا می‌گوییم: «خدایا من را در این راه معتدلی که قرار دادی قرار بده؛ کمک کن من آنجا باشم، نروم بیرون.» تمام آن وقت، صراط مستقیم چیست؟ اول خدا یهود و نصارا را زد کنار؛ «صراط الذین انعمت علیهم.» آن‌هایی که نعمت خاص بهشان دادی؛ «غیر المغضوب علیهم»؛ نه یهودی‌ها، «و لا الضالین»؛ نه مسیحی‌ها. این‌ها نه، این‌ها همه‌شان خراب شدند، از بین رفتند، راهشان راه مستقیم نیست. راه اسلام، راه معتدل است؛ هم مادی هست، هم معنوی در حد صحیح و درست.

حالا صراط مستقیم چیست؟ خود خدا تفسیر کرد: «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم.» صراط مستقیم [این است]، چپ و راست نروید، لازم به تفسیر هیچ‌کسی نیست؛ خود خدا تفسیرش کرده است. شما بنده‌ی من باشید، می‌شوید [و] می‌روید در صراط مستقیم؛ یعنی زندگیتان، همه چیزتان معتدل می‌شود. بندگی من چیست؟ بزرگ‌ترین مصداق بندگی خدا در واجبات و محرمات است؛ یعنی گوش به حرف خدا دادن، واجبات را مقید بودن، محرمات را انجام دادن؛ راه معتدل شدن. هرکسی اگر می‌خواهد به اعتدال برسد، اول باید به حرف خدا گوش بدهد. همه‌ی چیزهایی که واجب کرده خدا بگوید چشم، نه اینکه آخه چرا این سخته، سنگینه. واجبات خدا عین اعتدال است؛ عقل بشر نمی‌رسد، نمی‌فهمد. در فهم حکمت دستورات خدا، بشر نفهم است؛ عقلش ناقص است. بشر چی دارد؟ یک جو عقل دارد، می‌خواهد در کارهای خدا دخالت کند؛ در خدای حکیم، خدای علیم که علم و حکمتش حدّی ندارد؛ این با یک جو عقلش انگار جوری حرف می‌زند و رفتار می‌کند که بیشتر می‌فهمد. نخیر، نمی‌فهمی.

خدا می‌گوید راه مستقیم، راه گوش به حرف من دادنه؛ یعنی واجباتت. حالا یکی پیدا می‌شود می‌گوید آخه این چیز که خدا واجب کرده، سخته، اذیت می‌کند، مشکله، یک مقدار افراطیه؛ و السلام. حرام‌ها، ترکش می‌شود آدم معتدل. پیدا می‌شوند آدم‌ها می‌گویند آخه این سخته، افراطه یک مقدار. می‌گویی این چیز را باید مراعات کنی، دست حرف من نیست، حرف خداست، واجبه؛ می‌گوید: «آخه افراطه.» افراطش را شما تشخیص می‌دهید؟ شما متوجه نیستید افراط یعنی چی. به شما واگذار کنند، همه چیز را می‌روی از بین می‌بری به اسم اینکه آن افراط است و آن هم افراط؛ نه. هرچه ما تقیدمان به دستورات دین بیشتر بشود، معتدل‌تر می‌شویم; البته دین کاملش، نه ناقصش.

آسیب‌شناسی دین‌داری ناقص و کاریکاتوری

مشکل دین، دین‌دارهای ما هستند، نه خود دین. دین را مردم با دین‌دارها می‌شناسند؛ دین‌دارها عمدتاً، اکثریت، ناقصند، خرابند. از دین یک چیزیش را گرفتند، یک چیزیش را ول کردند. نمازش را گرفته، اخلاقش را ول کرده؛ اخلاق خوب و حسنه را رها کرده است. خیلی نمازخوان است، خیلی مقید به نماز است، اما اخلاق صفر؛ با یک من عسل نمی‌شود خوردش. این وقت، دین‌دارهای ما مثل یک آدمی می‌ماند که رفته پرورش اندام، فقط یکی دو سه تا اندامش را پرورش داده و مابقی را رها کرده است. مثلاً همه را رها [کرده] فقط دستش را پرورش داده، مابقی بدن رها شده است؛ این دست‌ها بزرگ و برجسته و تنومند، این بقیه بدنش ناقص و ضعیف و نحیف. دین‌دارهای ما این‌جوری هستند.

علتی که دین در ذائقه‌ی انسان‌ها شیرین نمی‌شود، علت اولش این است که خودشان عمل نمی‌کنند درست و کامل؛ کامل عمل نمی‌کنند، ناقص، یکی در میان، دو تا در میان، یک گاهی گناه می‌کند، یک گاهی نمی‌کند، یک گاهی واجب را انجام [می‌دهد]، یک گاهی انجام نمی‌دهد. یکیش این است، یکیش این است آن دین‌دارهایی را که می‌بیند، دین‌دار واقعی نیست، یک آدم‌های ناقصی‌اند؛ در یک جهت رشد کرده، در یک جهت ناقص مانده. طرف می‌بینیم که بعضی از متدینین خیلی نسبت به یک سری مسائلی مقیدند، اما نسبت به یک مسائل دیگری نه، اصلاً. نماز اول وقتش خوبه، صله‌رحمش می‌لنگد؛ بعد همه از دستش ناراضی‌اند. چرا؟ خب معلومه؛ بقیه نگاه به نماز صرف شما که نمی‌کنند، می‌گویند عجب آدمی نمازش خوبه؛ نه. آدم‌ها توجه می‌خواهند، محبت می‌خواهند؛ وقتی می‌بینند این صله‌رحم نمی‌کند، نماز هم بی‌ارزش می‌شود؛ که ایشان فقط نماز بلد است بخواند.

لذا باید حواسمان را جمع بکنیم؛ دین را کامل بفهمیم. اینکه این‌قدر توصیه می‌شود به اینکه واجباتش را آدم خوب یاد بگیرد، محرماتش را یاد بگیرد، رساله بخواند، اخلاق پسندیده و حسنه را یاد بگیرد و مقید باشد؛ برای این است. چون هرکدام از واجبات اگر انجام نشود، آدم ناقص می‌شود. هرکدام از محرمات اگر ترک نشود، آدم ناقص می‌شود؛ یک آدم ناقص‌الخلقه‌ای می‌شود. مکارم و اخلاق خوب همین‌طور. نماز می‌خواند، اما تهمت هم می‌زند؛ نماز می‌خواند، بددهنی هم می‌کند؛ یعنی دین را ناقص کردیم، ناقص گرفتیم. آن وقت هم چوبش را خودمون می‌خوریم. بعضی‌هایی که فکر می‌کنید از نماز و از این چیزهای دین برمی‌گردند، چرا برمی‌گردند؟ اولین مقصرش خودشانند؛ دین را ناقص گرفتند. نمازش را یا یک چیزیش را گرفته، ده تا چیزش را رها کرده است. ما اگر کنار نماز و روزه‌مان، اگر بر فرض به نماز و روزه مقیدیم، کنار نماز و روزه اخلاقمان ایراد دارد، دین را ناقص کردیم در خودمان و برای بقیه. زبانمان را هنوز نمی‌توانیم کنترل بکنیم، بد حرفیم، بد فکریم، بد دهنیم. خب دین را ناقص می‌کنی، بعد فردا از خود همین نماز هم خسته می‌شوی؛ چون بهره‌ای نمی‌برد آدم. نماز را هم می‌گذارد کنار. نمازخوان باشیم، حجابمان درست نباشد؛ حجاب داشته باشیم، یک چیز دیگرمان مشکل داشته باشد. این می‌شویم یک آدم‌های ناقص‌الخلقه؛ اینی که ما هستیم، دین نیست، باید خطش زد. این را بهش دین نمی‌گویند. یک چیزیه خودمان حالا از هر گوشه‌ای هرجایش را مثل یک غذاهامون که از هر گوشه‌اش یک تکه‌اش را کندند خوردند، تکه‌تکه‌اش کردند؛ به جای اینکه درست و کامل مصرفش کنند، هی گاز زدند یک گوشه‌اش را کندند، یک گوشه‌اش را رها کردند. ما هم قضیه‌مان این می‌شود.

لذا اولین کار این است که آدم واجبات و محرماتش را خوب یاد بگیرد، مقید بشود [و] عمل کند. وقتی خوب واجبات و محرمات را یاد گرفت و عمل کرد، وارد صراط مستقیم می‌شود؛ یعنی معتدل می‌شود. همه چیزش به قاعده می‌شود. دنیاش به قاعده‌ است، آخرتش هم به قاعده‌ است؛ چیزهای دنیاویش به قاعده می‌شود، چیزهای معنوی و عبادیش هم به قاعده می‌شود، اخلاقش هم تنظیم می‌شود. در یک اخلاق خوبی دچار افراط نمی‌شود، در یک اخلاق خوبی دچار تفریط [نمی‌شود]؛ نه. از همه‌ی اخلاقیات خوب بهره‌مند می‌شود در حد اعتدالش.

پس صراط مستقیم یعنی راه معتدل، نه راه راست. راه معتدل. «استقام يستقیم» یعنی «اعتدل یعتدل»؛ آدم می‌شود معتدل یعنی از افراط و تفریط به دور. خب، چطور از افراط و تفریط به دور بشویم؟ خودم تشخیص بدهم؟ نه. خودم یک آدم ناقص با عقل ناقص و تجربه‌ی ناقص، زندگیم می‌شود آزمون و خطا. نه، این عقل را ما نداریم. بنابراین خدا رها نکرد، به وسیله‌ی دین واجبات و محرمات را فرستاد به عنوان راه اعتدال؛ هرچه بیشتر به حرف خدا گوش بدهیم و کامل‌تر، به اعتدال نزدیک‌تر [و] از افراط و تفریط دور [می‌شویم]. چیا مصداق اعتدال است؟ همین چیزهایی که خدا دستور داده است. حجاب را در همان حدی که خدا دستور داده، عین اعتدال است؛ نه اینکه مثلاً اگر خدا دستور داده فلان قسمت‌های بدن باید پوشانده بشود، ما بگوییم این‌ها افراط است دیگر؛ نخیر، تو خودت تو افراطی، تو خودت تو تفریطی. کاملِ حجاب طبق اسلام، می‌شود اعتدال؛ کم و زیادش می‌شود افراط و تفریط. کاملِ مسائل دیگر همین‌طور. بخواهیم دست بهش بزنیم، این‌ور آن‌ورش بکنیم، می‌شود چی؟ افراط و تفریط; از آن‌ور می‌افتیم می‌آییم دوباره از آن‌ور پشت‌بوم می‌افتیم، دوباره از آن‌ور می‌افتیم. زندگی همین‌طور بین این افراط و تفریط‌ها سپری می‌شود. همه چیز باید طبق قاعده‌ی خدای متعال باشد، طبق آن چیزی که دین پسندیده و قرار داده تا درست بشود؛ هم دینمان درست بشود، هم دنیامون درست بشود، هم عقلمون کامل‌تر بشه، هم به تبع همه‌ی این‌ها آخرتمون اصلاح بشود ان‌شاءالله. ان‌شاءالله خدا کمک‌مان بکند که راه صحیح زندگی را درست تشخیص بدهیم و دچار افراط و تفریط نشویم.

بخش پایانی و دعا

نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی کسانی که در صراط مستقیم بودند و این صراط را به ما هم یاد دادند، مخصوصاً همه‌ی حضرات معصومین و همه‌ی علمای ربانی و همه‌ی شهدای خط تشیع و روح مطهر حضرت امام، سه صلوات بفرستید. 

گزیده

۱. حقیقت شب قدر؛ شب پیوند با امامت و ولایت

آخرین فضیلت این ماه مربوط به شب قدر است. شب قدر، شبی‌ست با شرافت و منزلت پیش خدای متعال و بهترین و مهم‌ترین شب سال است. در این شب، همه‌ی علم سال آینده، از آن شب تا یک سال بعد، علمش به امام (علیه‌السلام)؛ امام عصر، آن امامی که در آن زمان هست، که حالا امام عصر ما (علیه‌الصلاة و السلام) هست. علم همه‌ی حوادث و اتفاقات یک سال آینده به ایشان اعطا می‌شود و داده می‌شود. فضیلت شب قدر هم به خاطر همین است و این اتفاقی‌ست که برای امام معصوم (علیه‌السلام) می‌افتد. همه‌ی شرافت شب قدر همین است؛ اصلاً قدر، ليلة‌القدر یعنی شب با شرافت و منزلت. شرافت و منزلتش هم همین است که این اتفاق می‌افتد و علم امام در این شب افزوده می‌شود.

۲. ارزش عبادت در شب قدر؛ فراتر از هزار ماه

یکی از فضایل ماه مبارک رمضان همین است که خدا این شب به این مهمی را در این ماه قرار داده است. لذا ایشان می‌فرماید: «ثم فضل ليلة واحدة من لياليه على ليالی الف شهر.» خدای متعال، یک شبِ این ماه را بر شب‌های هزار ماه که در آن‌ها شب قدر نیست، فضیلت داده است؛ یعنی از هزار ماه ارزشش بیشتر است. چی ارزشش بیشتر است؟ عبادت در آن شب. عبادت در شب قدر، ارزش و اهمیتش از عبادت هزار ماهی که شب قدر در آن نیست، بیشتر است. به خاطر همین رسم است که همه سعی می‌کنند احیا بگیرند، بیدار باشند و عبادت کنند. آن شب، شب کار دیگری نیست، فقط شب عبادته. لذا انسان باید طوری برنامه‌ی زندگیش را تنظیم کند که از آن شب، بیشترین استفاده را ببرد.

۳. بندگی و طهارت نفس؛ بهره‌ی ما از شب قدر

بهره‌ی ما از شب قدر، همین عبادت است. اتفاق مهم شب قدر و شرافت شب قدر، به خاطر آن اتفاقی است که برای امام عصر (علیه‌السلام) می‌افتد؛ شب قدر از این جهت مربوط به ایشان است. ولی برای اینکه ما هم بی‌بهره نباشیم، این را قرار دادند که آن شب، همه به احیا و عبادت بگذرانند تا ان‌شاءالله به طهارت نفس و روح نزدیک‌تر بشوند. لذا می‌فرماید: «یک شبش را خدا فضیلت داد و اسمش را شب قدر گذاشت؛ یعنی شب با شرافت و منزلت.» فضیلت‌اش چیست؟ «تنزل الملائکة و الروح فيها باذن ربهم من کل امر.» ملائکه‌ی الهی می‌آیند و مقدرات آن شب را برای عرضه به امام (علیه‌السلام) و تقدیم به ایشان می‌آورند.

۴. ضرورت تعادل میان ابعاد مادی و معنوی زندگی

این را در زندگی همیشه باید توجه داشته باشیم که اگر ما زندگیمان را تنظیم نکنیم؛ نسبت به مسائل مادی‌مان و تأمین حوائج مادی‌مان، و مسائل معنوی‌مان و تأمین احتیاجات روحی و معنوی‌مان؛ اگر ما تنظیمش نکنیم، خودبه‌خود تنظیم می‌شود به سمتِ مادی بودن، کلاً مادی شدن و کلاً غرق در دنیا شدن. این محسوس است؛ وقتی آدم‌ها یک مقداری در اثر شرایطی از چیزهای معنوی دور می‌شوند، به چیزهای مادی نزدیک‌تر می‌شوند و آن‌ها برجسته‌تر می‌شود. علاقه‌شان به دنیا و این چیزها، بیش از آنی که نیاز و ضروری است، می‌شود. نیاز هست مقداری، آن‌طوری نیست؛ اما بیشتر می‌شود. انسان دو بُعد دارد؛ هم مادی و هم معنوی.

۵. صراط مستقیم؛ راه اعتدال و دوری از افراط و تفریط

«اهدنا الصراط المستقیم»؛ خدایا ما را به راه راست، به راه مستقیم و معتدل هدایت کن. مستقیم در عربی یعنی معتدل؛ یعنی از افراط و تفریط به دور است. اسلام می‌گوید: «هرچه من براتون آوردم، عین اعتدال است و از افراط و تفریط به دور است.» یکی از جهاتش که از افراط و تفریط به دور است، همین است که در اسلام هم مسائل مادی مطرح شده، هم مسائل معنوی. در قرآن کریم، خدای متعال به هر دو جهت توجه کرده، در روایات هم هر دو جهت هست. یکی را فدای یکی دیگر نکردند، دو تا را حفظ کردند. اما جهت‌دهی کردند، تنظیم کردند؛ نگذاشتند انسان‌ها دچار افراط یا تفریط بشوند.

۶. اعتدال مادی در مکتب امیرالمؤمنین (ع)

اسلام راه صحیحی ارائه می‌دهد. اگر همه‌ی دستورات اسلام را ما درست عمل کنیم، یک آدم معتدلی می‌شویم؛ هم در بُعد مادی معتدلیم، نه مثل بقیه غرق می‌شویم در دنیا و می‌چسبیم و رنگ و لعابش را زیاد می‌کنیم و خودمان را از بین ببریم. لذا امیرالمومنین وقتی متقین را توصیف می‌کنند، می‌فرمایند: «این‌ها زندگی دنیاشان به طور معمول بد نیست، به طور معمول زندگی را می‌کنند و حد اعتدال دارند.» نمی‌گذارند دچار افراط بشوند، نمی‌گذارند دچار تفریط بشوند در هیچ جهتی. حق معنویات را هم نباید ما ضایع کنیم. ما دو بُعد داریم؛ هم مادی و هم معنوی. هم جسممان احتیاج دارد، هم روحمان احتیاج دارد.

۷. بندگی خدا و تسلیم بودن در برابر واجبات الهی

حالا صراط مستقیم چیست؟ خود خدا تفسیر کرد: «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم.» صراط مستقیم [این است]، چپ و راست نروید، لازم به تفسیر هیچ‌کسی نیست؛ خود خدا تفسیرش کرده است. شما بنده‌ی من باشید، می‌شوید [و] می‌روید در صراط مستقیم؛ یعنی زندگیتان، همه چیزتان معتدل می‌شود. بندگی من چیست؟ بزرگ‌ترین مصداق بندگی خدا در واجبات و محرمات است؛ یعنی گوش به حرف خدا دادن، واجبات را مقید بودن، محرمات را انجام دادن؛ راه معتدل شدن. هرکسی اگر می‌خواهد به اعتدال برسد، اول باید به حرف خدا گوش بدهد. همه‌ی چیزهایی که واجب کرده خدا بگوید چشم. واجبات خدا عین اعتدال است.

۸. آسیب‌شناسی دین‌داری ناقص و کاریکاتوری

مشکل دین، دین‌دارهای ما هستند، نه خود دین. دین را مردم با دین‌دارها می‌شناسند؛ دین‌دارها عمدتاً، اکثریت، ناقصند، خرابند. از دین یک چیزیش را گرفتند، یک چیزیش را ول کردند. نمازش را گرفته، اخلاقش را ول کرده؛ اخلاق خوب و حسنه را رها کرده است. خیلی نمازخوان است، خیلی مقید به نماز است، اما اخلاق صفر؛ با یک من عسل نمی‌شود خوردش. این وقت، دین‌دارهای ما مثل یک آدمی می‌ماند که رفته پرورش اندام، فقط یکی دو سه تا اندامش را پرورش داده و مابقی را رها کرده است. علتی که دین در ذائقه‌ی انسان‌ها شیرین نمی‌شود، علت اولش این است که خودشان عمل نمی‌کنند درست و کامل.

۹. خطر دین‌داری سلیقه‌ای و اخلاق منهای نماز

نماز می‌خواند، اما تهمت هم می‌زند؛ نماز می‌خواند، بددهنی هم می‌کند؛ یعنی دین را ناقص کردیم، ناقص گرفتیم. ما اگر کنار نماز و روزه‌مان، اخلاقمان ایراد دارد، دین را ناقص کردیم در خودمان و برای بقیه. زبانمان را هنوز نمی‌توانیم کنترل بکنیم، بد حرفیم، بد فکریم، بد دهنیم. خب دین را ناقص می‌کنی، بعد فردا از خود همین نماز هم خسته می‌شوی؛ چون بهره‌ای نمی‌برد آدم. نماز را هم می‌گذارد کنار. نمازخوان باشیم، حجابمان درست نباشد؛ حجاب داشته باشیم، یک چیز دیگرمان مشکل داشته باشد. این می‌شود یک آدم‌های ناقص‌الخلقه؛ این را بهش دین نمی‌گویند.

۱۰. اهمیت انس با مسجد و حفظ پیوندهای معنوی

باید مراقب بود که از مسائل دینی و معنوی دور نشد و فاصله نگرفت؛ از هر چیزی که تأثیر خوب دارد در ایمان انسان دور نشد. خانواده‌ها باید برنامه داشته باشند؛ از کارهای مفید دینی و مذهبی، حالا جمعی یا خانوادگی، این‌ها مؤثر است. مسجد و تقید به مسجد داشتن، و رفتن به مساجد و برنامه‌های خوبی که در مساجد جاهای دیگر هست، بسیار مهم است. شرکت در این‌ها، تقید به این‌ها، بسیار مهم است. بنشیند گوشه‌ی خانه‌اش، از بین می‌رود همه‌شان. باید رفت دنبال این مسائل، نگذارد آدم بعدِ معنویش ضعیف و بعدِ مادیش قوی [شود].

فهرست

1️⃣ فضیلت ماه رمضان و دعای امام سجاد (ع)

◽️ درخواست توفیق برای شناخت ارزش و فضیلت ماه مبارک

◽️ دوری از محرمات و امور منافی با ارزش ظرف زمان

2️⃣ شب قدر؛ شب پیوند با امامت و ولایت

◽️ نزول مقدرات و اعطای علم سال آینده به محضر امام عصر (عج)

◽️ شرافت و عظمت شب قدر به واسطه افزایش علم امام معصوم (ع)

3️⃣ برکات عبادت و کسب طهارت در شب قدر

◽️ برتری فضیلت عبادت شب قدر بر هزار ماهِ بدون این شب

◽️ ضرورت برنامه‌ریزی برای احیا، بیدار ماندن و طهارت نفس

4️⃣ ضرورت تعادل میان ابعاد مادی و معنوی انسان

◽️ خطر غرق شدن در مادیات در صورت عدم تنظیم ابعاد زندگی

◽️ نگاهی به ابعاد مادی و معنوی در مکتب اسلام و ادیان گذشته

5️⃣ مفهوم صراط مستقیم و اعتدال اسلامی

◽️ تبیین صراط مستقیم به عنوان راه معتدل و دوری از افراط و تفریط

◽️ ویژگی متقین در حد اعتدالِ مادی و معنوی از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع)

6️⃣ بندگی خدا؛ حقیقتِ راه مستقیم

◽️ بندگی خدا و تقید به واجبات و محرمات به عنوان مصداق اعتدال

◽️ عجز عقل ناقص بشر از فهم حکمت دستورات و واجبات الهی

7️⃣ آسیب‌شناسی دین‌داری ناقص و کاریکاتوری

◽️ نقد دین‌داری سلیقه‌ای و پرورش اندام‌گونه (رشد یک‌بعدی در دین)

◽️ ضرورت انس با مساجد و برنامه‌های مذهبی برای تقویت بعد معنوی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه نهم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی