صوت کامل سخنرانی

شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه هشتم)

۲ بازدید
پست

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه هشتم)

🌙فضائل این ماه

🔸نقش محوری میزان شناخت و باور، در افزایش محبّت و عمل صالح!

⚠️اثر منفیِ گله و بدگویی والدین از روزه و رمضان، در ذهن و باور فرزندان!

🔹احتیاج انسان به روزه به قدری ضروری است که امام سجاد (ع) بخاطر «واجب» شدنش خدا را حمد می‌کنند!

🌕مناقب ماه مبارک رمضان :

1️⃣ ماه زنده شدنِ اسلام 
2️⃣ ماه پاک شدن 
3️⃣ ماه خالص شدن از صفات و کارهای بد
4️⃣ ماه زنده شدن نمازهای مستحبی مثل نماز شب 
5️⃣ تنها ماهی که درباره فضیلت آن قرآن نازل شده 
6️⃣ ماهی که بُعد حیوانی در آن کم رنگ شده!
▫️و...

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه هشتم)

🎧شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه هشتم)

🌙فضائل این ماه

🔸نقش محوری میزان شناخت و باور، در افزایش محبّت و عمل صالح!

⚠️اثر منفیِ گله و بدگویی والدین از روزه و رمضان، در ذهن و باور فرزندان!

🔹احتیاج انسان به روزه به قدری ضروری است که امام سجاد (ع) بخاطر «واجب» شدنش خدا را حمد می‌کنند!

🌕مناقب ماه مبارک رمضان :

1️⃣ ماه زنده شدنِ اسلام 
2️⃣ ماه پاک شدن 
3️⃣ ماه خالص شدن از صفات و کارهای بد
4️⃣ ماه زنده شدن نمازهای مستحبی مثل نماز شب 
5️⃣ تنها ماهی که درباره فضیلت آن قرآن نازل شده 
6️⃣ ماهی که بُعد حیوانی در آن کم رنگ شده!
▫️و...

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم المصطفی محمّد و علی أهل بیته الطیّبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله في الأرضین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

ساختار کلی دعای امام سجاد (ع) در ورود به ماه رمضان

صحبت در دعایی بود که امام سجاد (علیه‌السلام) در ورود به ماه مبارک رمضان فرمودند. در این دعا وقتی انسان نگاه می‌کند، دو بخش هست؛ بخش اول فضائل و مناقب این ماه است که ایشان اشاره می‌فرمایند و خدا را حمد و ستایش می‌کنند به خاطر این ماه. بخش دوم، وظایفی است که ما به عهده داریم و یا کارهای خوبی که ما باید انجام بدهیم و در این ماه برایمان مفید هست؛ آن‌ها را اشاره می‌کنند که در این ماه چه کارهایی را بیشتر همت کنیم و انجام بدهیم. بعضی کارها واجبه، بعضی‌ش هم واجب نیست؛ اما برای استفاده‌ی بهتر از این ماه سفارش کردند.

اهمیت شناخت و معرفت پیش از عمل

در ابتدای قسمت دوم ایشان می‌فرمایند:

«اللهمّ صلّ علی محمد و آله و ألهِمنا معرفةَ فَضلِه و إجلالَ حُرمَتِه»

خدایا بر پیغمبر و آل پیغمبر (علیهم‌ الصّلوة و السّلام) درود بفرست و شناخت فضائل این ماه را به ما عنایت کن؛ که ما اول از همه نسبت به فضیلت این ماه، ارزش این ماه، آن چیزهایی که در این ماه لازم و مهم هست و آن اتفاقاتی که می‌افتد، آگاه باشیم. چون معرفت و شناخت، قبل از هر کاری و مقدم بر هر کاری است. خدا را اول انسان‌ها می‌شناسند که خدایی هست، باور می‌کنند هست، در مرحله‌ی بعد باید گوش به حرفش بدهند؛ چون عقل می‌گوید: حالا که به دلایلی پذیرفتی خدا هست، از حالا به بعد باید گوش به حرفش هم داد.

شناخت مسئله‌ی مهمی است. وقتی انسان‌ها شناخت نداشته باشند نسبت به کسی، چیزی، زمانی یا مکانی، نمی‌توانند از آن استفاده کنند. مثلاً اگر یک کافر را ما به او اطلاع بدهیم الآن ماه رمضان است، خب، فرقی برایش نمی‌کند. یک کافر را شما ببرید مسجدالحرام بگید این‌جا مسجدالحرامه، فرقی براش نمی‌کنه. یک کافر را ببرید پیش بهترین بنده‌ی خدا، فرقی برایش نمی‌کند؛ این هم مثل بقیه‌ست و استفاده‌ای برایش ندارد. بین این شخص و اشخاص دیگه، بین این جا و جاهای دیگه، بین این زمان و زمان‌های دیگه فرقی برایش نیست.

کما اینکه در زمان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هم همین‌جور بوده؛ افراد بسته به اعتقادشان و باورشان به آن‌ها، از آنها استفاده می‌کردند. آن‌هایی هم که اعتقاد نداشتند، آن‌ها را یه فرد عادی و معمولی می‌دیدند؛ هیچ استفاده‌ای هم نمی‌کردند، نگاه هم می‌کردند معمولی، اتفاقی نمی‌افتاد و زندگی به طور معمول پیش می‌رفت. اما آن کسی که یک باوری دارد که این فرد، فرد بزرگی است، پیش خدا اعتبار دارد، مقام دارد، هر چی این اعتقاد آدم بیشتر میشود، استفاده‌ی آدم، توجه آدم، محبت آدم و احترام آدم بیشتر میشود.

تأثیر اعتقاد بر میزان تلاش و بهره‌مندی انسان

نسبت به سایر مسائل هم همین‌طور است؛ همان مثال‌هایی که زدیم همه‌ش همین‌طور است. یعنی افراد به میزان قوت و ضعف اعتقادشان در عمل موفق هستند، در محبت موفق هستند. آن کسی که علاقه دارد به رفتن به اماکن زیارتی، این علاقه از کجا ایجاد شده؟ یک پایه‌ی مهمش شناخت است؛ معرفت پیدا کرده است، مطالعه کرده است، یاد گرفته است، شنیده است که رفتن [به] کربلا مثلاً این‌قدر فضائل دارد، رفتن [به] مشهد این‌قدر فضائل دارد، این‌قدر جای خوبی است. خب این [شخص] همت می‌کند، سختی‌ها را تحمل می‌کند، پا میشود میرود آن‌جا و به مقدار این اعتقادش استفاده می‌کند.

اما خیلی‌ها را هم می‌بینید که رفتنِ مثلاً مشهد برایشان یک چیزِ معمولی است و دغدغه‌ای ندارند؛ [می‌گویند:] حالا برویم مشهد، یک سال است [که] نرفتیم، شش ماه است [که] نرفتیم، دو سال است [که] نرفتیم یا ده سال است [که]نرفته است، حالا چیزی‌ش هم نیست، می‌گوید ما قبلاً رفتیم. شاید بعضاً مواجه بشیم با افرادی که زیاد هم هستند، شاید عمرشان اصلاً نرفتند، حالا چیزی‌شان هم نیست. فرق آدم‌ها پس به چیست؟ به آن اعتقاد. آن اعتقاد است که آدم را به حرکت وا می‌دارد یا از حرکت باز می‌دارد. آن اعتقاد است که محبت در دل آدمی ایجاد می‌کند یا نمی‌کند؛ وقتی نیست، اعتقاد نیست، محبت ایجاد نمی‌شود.

لذا ایشان می‌فرمایند خدایا اولین چیزی که در این ماه مبارک به دل ما الهام کن، به ما یاد بده، به ما بفهمان و توجه ما را به او جلب کن، این است که ما بفهمیم ارزش این ماه را، فایده‌ی این ماه را، فضیلت این ماه را، مقام و رتبه‌ی این ماه را. چون [اگر] بفهمیم، هم زمینه در ما ایجاد میشود که بیشتر استفاده کنیم، هم علاقه‌ی ما به آمدنش زیاد میشود، هم ناراحتی ما از رفتنش زیادتر میشود.

تفاوت برخورد مؤمنان و افراد ضعیف‌الایمان با ماه رمضان

اما این‌ها [اگر] نباشد، نخیر. خیلی آدم‌ها را می‌بینید که ماه رمضان که می‌خواهد بیاید، ناراحتند؛ [می‌گویند:] دوباره ماه رمضان شد و باید روزه بگیریم و... عرض کردیم قبلاً، بنده‌های خوب خدا خوشحالند، خدا را شکر می‌کنند که ماه رمضان شد، خدا را شکر می‌کنند که باید روزه بگیریم، باید نماز بخوانیم؛ [می گویند] خدایا شکرت به ما این‌ها را یاد دادی. اما آدم‌هایی که اعتقادشان ضعیف است و گرفتارِ گرفتاری‌ها و گناهانی هستند، آن‌ها نه؛ آن‌ها می‌گویند: دوباره ماه رمضان دارد میاید و... [وقتی] می‌گذرد، چشم می‌زنند که آن آخرش هم برسد [و] زود تمام شود. آن اواخرش هم خیلی برایشان سخت است و بعد هم که میرود، یه نفس راحتی می‌کشند که مثلاً رفت و راحت شدیم. چیزهای دیگه هم همین‌طور.

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) ابتدا اشاره دارند به فضائل این ماه. اول فضائل را یاد می‌دهند. دعا می‌کنند: «ألهمنا معرفةَ فَضلِه» خدایا بشناسیم، بفهمیم فضیلت این ماه را «و إجلالَ حرمتِه» و حرمتش را نگه داریم، حرمتش را نشکنیم؛ کاری نکنیم که از استفاده‌ی از این ماه دور بشویم، آدم روزه‌خواری نکند، حرمت این ماه را نشکند.

ضرورت مراقبت از رفتار و گفتار در حضور فرزندان

در حرف‌زدنش طوری حرف نزند که این ماه در نظر بقیه هم ارزشش پایین بیاید. پدر و مادرها باید حواس‌شان [را] جمع کنند؛ وقتی یک مقدار روزه به شما فشار می آورد، یا طولانی‌شدن ماه رمضان فشار می آورد، یا حالا به هر دلیلی یک فشاری آمده به آدم،  جلوی بچه‌ها [اگر] گله کند از ماه رمضان، از روزه، این خیلی روی بچه اثر می‌گذارد. شما کافی است یک کلامی به زبان‌تان بیاید که اظهار خستگی یا ناراحتی کنید نسبت به روزه یا ماه رمضان، بچه خوب می‌گیرد، در ذهنش حک میشود، آنوقت ماه رمضان‌ها که می آید، آن هم ناخودآگاه خوشش نمی آید. از کجا خوشش نمی آید؟ خودش هم شاید نمی‌داند از کجا خوشم نمی آید، ولی خب خوشم نمی آید. یکی از زمینه‌هایش همان مسائل است، همان حرفی است که پدر و مادر ناآگاهانه، بدون دقت و معرفت، همین‌طور آن حرف را زده‌اند. حالا منظوری هم به آن معنا نداشته‌اند، یک مقدار فشار به آنها آمده یک حرفی زده‌اند، ولی خب زده‌اند دیگه [و تاثیرش را گذاشته است].

این حرف‌های ما روی بچه‌ها اثر می‌گذارد، باید حواسمان جمع باشد. عرض شد قبلاً، در مورد خدا، در مورد همه‌ی چیزهای خوب، آدم اگر یک وقت هم از جهتی ناراحت است یا خسته‌ است یا به او فشار آمده، نباید حرفی به زبان بیاورد که این بچه هم بشنود؛ چون بچه‌ها اعتقادشان با حرف‌های پدر و مادر شکل می‌گیرد. هر چیزی [که] پدر و مادر می‌گویند، تو سنین پایین‌تر این را درست می‌داند، و آن را اصلاً واقع می‌داند، آن را چیزی می‌داند که باید همان‌طوری که آن‌ها می‌گویند باشد و فکر کند. لذا می‌فرمایند ما بشناسیم فضیلت این ماه را و حرمتش را نگه داریم.

فلسفه و برکت واجبات الهی

فضائل این ماه چیست؟ قبلش حمد کردند خدا را؛ خدایا تو را حمد و ستایش می‌کنیم که واجباتی را برای ما قرار دادی. عرض کردیم ایشان خدا را ستایش می‌کند که این چیزها را برای ما واجب کردی، حتی مستحب نکردی؛ چون اگر مستحب بود نمی‌کردیم. قطعاً و یقیناً اگه نماز مستحب بود، خیلی معدود افرادی بودند که بخوانند، مابقی نمی‌خواندند، همه محروم می‌شدیم. اگه روزه مستحب بود، معدودی موفق بودند، مابقی نمی‌گرفتند. هر کدوم از این واجبات اگه واجب نبود، کسی انجام نمی‌داد.

ولی خدا چون می‌دانست این خیلی لازم است، خیلی ضروری است؛ مثل آن چیز لازم و ضروری که شما برای بچه‌تان تشخیص می‌دهید، لازم است برایش، می‌فهمید اگه این کار را انجام ندهد، این چیز را نخورد، این مریضی که دارد اگه این دارو را نخورد، این مریضی‌ش بدتر میشود. این دارو هر چند خیلی تلخ و بدمزه‌ست، به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوید که این دارو را بخورد؛ [اگر] نشد، آخرین بار به زور دهنش را می‌گیرید می‌ریزید توش. چاره‌ای نیست. چرا؟ چرا باید این‌قدر بچه را اذیت کرد؟ به او فشار آورد، کامش را تلخ کرد؟ چرا باید این کارها را کرد؟ یکی شما را ببینه می‌گه خب چرا بچه را این‌قدر اذیت می‌کنی؟ چه جوابی به اومی‌دید؟ همانه. خدا هم تک‌تک این چیزها که واجب کرده، همان قضیه‌ست.

بچه نمی‌فهمد، مثل ما که نمی‌فهمیم. بچه نمی‌فهمد که حالا این دارو مهم است، لازم است، در آن حد درک ندارد؛ ما هم همین‌جوری‌ هستیم، ما هم دقیقاً نمی‌فهمیم که این چیزهایی که خدا لازم کرده است  چه فایده‌ای برایمان دارد، نمی‌فهمیم. لذا برایمان مشکل است، سخت است، زیر بار نمی‌رویم. مثل همان بچه، بعضی‌ها مقاومت می‌کنند، لجاجت نشان می‌دهند. حالا خدا ضرر نمی‌کند، پدر و مادر ممکن است ضرر کنند اما خدا که ضرر نمی‌کند؛ حالا روزه نگیرید، طوری نمیشود.

[امام سجاد (علیه السلام)] خدا را شکر می‌کند که خدایا شکرت این‌ها را واجب کردی «سبَّلنا في سُبُلِ إحسانه» ما را اصلاً انداختی در این راه، نگفتی دلت خواست برو، نخواستی هم نرو. مجبور کردی، واجب کردی گفتی باید بروی؛ نرفتن نیست که، نرفتی باید کفاره بدهی، [به] جایش ۶۰ روز روزه بگیری. چرا خوردی؟ باید ۶۰ روز بدهی [به] جایش تا تلافی‌ اش را در بیاوری؛ یک روز خورده است، ۶۰ روز باید برود بگیرد. تاوان و هزینه‌ اش را خدا سنگین قرار داده است و ایشان می‌گوید: خدایا شکرت این کارها را کردی برایمان، سختش کردی، واجب کردی این دارو را، ما نمی‌فهمیم چقدر فایده دارد.

رابطه دوطرفه رضایت میان خدا و بندگان خاص

چه کسی می‌فهمد؟ آن کسی که عمل می‌کند، آن کسی که انجام میدهد می‌فهمد. لذا بنده‌های خوب خدا چون [به] حرف خدا، خوب گوش داده‌اند و فایده‌ی حرف‌های خدا را فهمیدند، خیلی از خدا راضی‌اند. «رضی الله عنهم و رضوا عنه» هم خدا از این‌ها راضی است [و] هم این‌ها از خدا راضی‌اند. در قرآن کریم جالب است خدا بعضی جاها اشاره می‌کند می‌گوید این‌ها هم از خدا راضی‌اند. حالا این‌ها مگر کی‌ هستند که از خدا راضی باشند؟ حالا راضی نباشند. چرا خدا این را ذکر می‌کند که این‌ها هم از خدا راضی‌اند؟ برای همین؛ که بگوید این‌ها به حرف خدا گوش دادند، فایده‌ اش را بردند، استفاده‌ اش را دیدند، فوایدش را بهره‌مند شدند، خیلی هم زیاد دیدند، لذا خیلی خوشحالند، شاکرند نسبت به خدا؛ خدایا شکرت این‌ها را دادی، واجب کردی، ما نمی‌فهمیدیم، دست خودمان بود طرفش نمی‌رفتیم.

اوصاف و نام‌های ماه مبارک رمضان در کلام امام سجاد (ع)

«و الحمد لله الذی جعل من تلک السُّبل» خدایا شکرت که یکی از آن واجبات را و از آن راه‌هایی که ما را انداختی توش و جلوی پای ما گذاشتی، خدایا شکرت که یکی از آن راه‌ها چیست؟ «شهره»، ماه خودت، ماه رمضان، «شهرَ رمضان، شهرَ الصّیام و شهر الإسلام و شهر الطَّهور و شهر التَّمحیص» خدایا این ماه رمضان آمده است، ماه روزه‌ است، توفیق داریم روزه می‌گیریم، به نفع خودمان است، شهر اسلام است؛ تو این ماه اسلام زنده میشود، یک مقدار مردم بیشتر قرآن می‌خوانند، بیشتر نماز می‌خوانند، بیشتر دست و پایشان را جمع می‌کنند. شهر طهوره، آدم‌ها با روزه‌گرفتن پاک می‌شوند، با فاصله از گناه. «شهرَ التَّمحیص»، آدم‌ها خالص می‌شوند، آن ناخالصی‌های وجودشان، آن چیزهای بدی که وجودشان را [فرا]گرفته است، آن‌ها کم‌کم  از او خالص می‌شوند، صفات بد، کارهای بد.

«شهر القیام» در این ماه عده‌ی بیشتری توفیق پیدا می‌کنند نماز شب بخوانند. چون سحر پا می‌شوند [و] سحری می‌خورند، حالا خیلی‌ها دیگر کلاً سحرشان به سحری‌خوردن سپری میشود، به هر حال، حالا همین‌قدر که سحر بیدارند خوب است، بیدارند؛ چون خوابش خیلی بد است، بیداریش خیلی خوب است، خوابش هم از لحاظ جسمی و مادی بد است، هم از لحاظ روحی و همه جهت، بیداریش خیلی خوب است. حالا خدا را شکر سحری می‌خورند [و] بیدارند، یه عده‌ای هم توفیق پیدا می‌کنند چون سحری می‌خواهد بخورد، حالا قبلش یا بعدش نماز شب هم می‌خواند. پس این ماه ماه نماز شب است، نماز شب و نمازهای مستحبی بیشتر خوانده میشود، این‌ها زنده میشود .

شرافت ماه رمضان به واسطه نزول قرآن

«الّذي أنزل فیه القرآن» ماهی است که این‌قدر پیش خدا شرافت دارد که خدا درباره‌ش آیه‌ی قرآن نازل کرده است؛ درباره‌ی هیچ‌کدام از ماه‌های دیگر، قرآن و آیه‌ی قرآن نازل نشده است، اما درباره‌ی این ماه نازل شده است: «شهر رمضان الّذي أنزل فیه القرآن هدی للناس و بیّنات من الهدی و الفرقان» این ماه این‌قدر شرافت دارد که به طور خاص، خدا درباره‌ی فضیلتش آیه و قرآن نازل کرده است. «هدی للناس و بیّنات من الهدی» قرآنی که باعث هدایت ما شد، ما را هدایت کرد، قرآن از آن بی‌بندوبار بودن نجاتمان داد. بنده‌های خوب خدا که تحت تعلیم قرآن قرار می‌گیرند چقدر آدم‌وار میشوند. آدم‌های جلف و سبک و معصیت‌کار که از قرآن دورند چقدر سبک‌اند، چقدر حرف‌زدن‌هایشان بد، رفتارهایشان غلط، عقلشان ناپخته، تصمیم‌هایشان مشکل‌دار [است]. خب چه چیزی آدم را این‌جوری می‌سازد؟ قرآن است.

تفاوت احکام ماه رمضان با دیگر ماه‌ها به عنوان مایه عظمت آن

«فأبان فضیلته علی سائر الشهور» خدا فضیلت این ماه را نسبت به سایر ماه‌ها خیلی واضح نشان داده است؛ یکی‌ از آنها همین [است] که درباره‌ اش قرآن نازل کرد ، یکی «بما جعل له من الحرمات الموفورة» خدا تو این ماه بالخصوص یک چیزهایی را که ماه‌های قبل حلال بود، حرام کرد؛ فضیلت این ماه را این‌جوری نشان داد. حریم قائل شده است برای این ماه. می‌گوید تا روز آخر شعبان، آزادی، می‌خواهی بخوری بخور، بخور [و] بخواب، آزاد باش؛ دیگر بالأخره هر چه می‌خواهی بخور و بخواب، آن بعد حیوانی‌ اش را آدم آزاد است، می‌تواند هر چه خواست تقویت کند، اما اول ماه رمضان که میشود، می‌گوید دیگر ممنوع است؛ دیگر خیلی نمی‌خواهد با زیاد خوردن و این‌ها حیوان بشوی، یک مقدار فاصله بگیر. چیزهایی که در ماه‌های دیگر حلال بود، این‌جا حرام کرد و با این، فضیلت این ماه را نشان داد که عجب ماهی است که خدا ممنوع کرده است خوردن را، بر خلاف ما که مهمانی‌هایمان قوامش و بهترین قسمتش سفره‌ است، سفره‌ی رنگی هر چه رنگین تر بهتر، دقیقاً خدای متعال قضیه‌ اش برعکس است.

مهمانی خدا [است]می‌گوید نخور، سفره [را] جمع کن. این فرقِ ما [که] مادی [هستیم] با خدای متعال است [که] یک جهتِش است. مهمانی‌های ما آن است، قوامش اصلاً خوردن است؛ مهمان می‌خواهد بیاید، می‌گوییم چه چیزی به او بدهیم بخورد، اصلاً نگرانی‌مان روی خوردنش است، آن‌قدر نگرانی دیگری نداریم، شام به او چه چیزی بدهیم، میوه به او چه چیزی بدهیم. خدا می‌گوید: مهمانی می‌خواهید، تشریف بیاورید، به مهمانیِ این ماه، من هم میزبان [هستم]، دَم در دیگر هیچ چیزی نباید بخوری، همه‌ی خوردن و آشامیدن‌ها را تحویل می‌دهی می آیی تو. این‌جا چیزی به شما نمی‌دهند بخوری، این‌جا چیزهای معنوی به شما می‌دهند.

«و الفضائل المشهورة» چقدر فضیلت برای این ماه گفتند، در آن خطبه‌ی شعبانیه‌ی پیغمبر اکرم [صلوات الله علیه و آله] خیلی از فضائل این ماه گفتند، که زیاد شنیدید. «فحرَّم فیه ما أحلّ في غیره إعظاماً» یه چیزهایی را که در ماه‌های قبل حلال بود، برای تعظیم این ماه و احترام به این ماه، خدا حرام کرد. خوردن و آشامیدن در ماه‌های قبل حلال بود، خب آن‌ها پیش خدا شرافت نداشتند، آزاد بود؛ اما این ماه چون پیش خدا شرافت دارد، گفتند نه، خوردن و آشامیدن نه، ممنوع. انگار از یه چیز بدی آدم را دور کردند. از این‌ها آدم می‌فهمه پرخوری و زیادخوری چقدر بده، به هم‌ور کردنی که ما در خوردن‌هایمان داریم، چقدر این‌ها بد است و ضرر دارد که خدا برای تعظیم این ماه، برای این‌که این ماه را ببرد بالا گفته است این ماه که می آید چیزی نباید بخورید. بخورید کفاره دارد، چوب دارد، تنبیه دارد. مگر خوردن چیست؟

دایره ممنوعیات و محرمات ویژه روزه‌داری

«فحرَّم فیه ما أحلّ في غیره إعظاماً و حَجَرَ فیه المَطاعِم و المَشارِب إکراماً» خوردن و آشامیدن، غذا، آب، این چیزها ممنوع است. یک چیزهای دیگری هم خب از مبطلات روزه هست دیگر، فقط خوردن و آشامیدن نیست، آن‌ها هم، [در] ماه‌های دیگر حالا بعضی‌ اش که کلاً حرام است، مثل دروغ‌بستن به خدا و پیغمبر و اهل‌بیت و این‌ها، آن‌ها که کلاً حرام است، ولی بعضی از این چیزهایی که روزه را باطل می‌کند و انجامش حرام است، خب [در] ماه‌های دیگر حلال است، اما خدا این‌جا ممنوع کرده است. یک ایرادی دارند، به هر حال خدا برای تعظیم این ماه ممنوع کرده است.

«و جعل له وقتاً بیِّناً لا یُجیز» این‌قدر مهم است که خدا یک وقت مشخص و ثابتی برایش گذاشته است، این وقت، غیر از این وقت قبول نمی‌کند. این وقت روزه را آوردی، من می‌پذیرم، نه [اینکه] آزاد باشید، بگوید آقا تو سال یک ماه باید روزه بگیرید، حالا دیگر به اختیار خودتان، هر وقت دلتان خواست. این‌جوری هیچ ماهی شرافت پیدا نمی‌کرد. مشخص کرده است، اول ماه رمضان که شد، یقین کردی ماه رمضان شد، واجب است [روزه گرفتن]؛ روز آخر شعبان شک داری ماه رمضان شده است یا نه، حق نداری به نیت ماه رمضان روزه بگیری، [روزه] مستحب بگیر، ماه رمضان نمی‌شود. ماه رمضان باید یقین کنی این ماه خدا رسید، حالا روزه بگیری؛ این شرافت مال روزهای دیگر نیست و تا وقتی یقین داری ماه رمضان هست نمی‌توانی بخوری. روز آخر ماه رمضان هم [که] یوم‌الشک [است] نمیشود، باید تا وقتی که آدم مطمئن نشده است [که] عید شده، باید چیزی نخورد.

«لا یجیز أن یقدّم قبله» خدا نه اجازه داده است روزه‌ی این ماه را زودتر از این ماه شروع کنیم، نه قبول دارد و می‌پذیرد که بعدش انجام بدهیم. می‌گوید فقط این موقع، این‌ها را باید انجام بدهید، این روزه را برای من بیاورید، وقت دیگری من قبول ندارم، این وقت است [که] من قبولش دارم، این وقت، خیلی وقت خوبی است، این وقت وقت خاص و بابرکتی است، این‌جا من روزه را به عنوان روزه‌ی واجب از شما می‌پذیرم، وقت دیگری بیاورید، نمی‌پذیرم.

دعا و جمع‌بندی پایانی

این‌ها یک تعدادی از فضائل این ماه بود که ایشان اول از همه از خدا خواستند که خدایا به ما بفهمان و بشناسان که فضائل و ارزش این ماه را بهتر بفهمیم، [تا] روزه برایمان سنگین نباشد، آمدن این ماه برایمان سنگین نباشد، خیلی هم خوشحال شویم. ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند که فضائل این ماه را در دلمان الهام کند که یادمان نرود.

نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی حضرات معصومین (علیهم‌ الصلاة‌ و السلام) و همه‌ی علمای ربانی و شهدای خط تشیع و روح مطهر امام شهدا سه صلوات. 

گزیده

۱. ضرورت شناخت فضایل، پیش از ورود به ماه مبارک

در ابتدای دعای ماه رمضان، امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اللهم صل علی محمد و آله و الهمنا معرفة فضله و اجلال حرمته». خدایا شناخت فضائل این ماه را به ما عنایت کن تا اول از همه نسبت به فضیلت این ماه، ارزش این ماه و اتفاقاتی که در آن می‌افتد، آگاه باشیم. چون معرفت و شناخت، قبل از هر کاری و مقدم بر هر کاری است. انسان‌ها ابتدا خدا را می‌شناسند، باور می‌کنند که هست و در مرحله‌ی بعد گوش به حرفش می‌دهند؛ چون عقل می‌گوید حالا که به دلایلی پذیرفتی خدا هست، از این به بعد باید گوش به حرفش هم داد. وقتی انسان‌ها شناخت نداشته باشند نسبت به کسی، چیزی یا زمانی، نمی‌توانند از آن استفاده کنند.

۲. اعتقاد؛ موتور محرکه انسان در مسیر بندگی

افراد بسته به اعتقاد و باورشان از زمان‌ها، مکان‌ها و اشخاص الهی استفاده می‌کنند. آن‌هایی که اعتقاد ندارند، همه چیز را عادی و معمولی می‌بینند، استفاده‌ای هم نمی‌کنند و زندگی‌شان به طور معمول پیش می‌رفت. اما آن کسی که باور دارد یک حقیقت پیش خدا اعتبار و مقام دارد، هر چقدر این اعتقادش بیشتر شود، استفاده، توجه، محبت و احترامش بیشتر می‌شود. افراد به میزان قوت و ضعف اعتقادشان در عمل و محبت موفق هستند. اگر کسی علاقه دارد به رفتن به اماکن زیارتی، یک پایه‌ی مهمش شناخت است؛ معرفت پیدا کرده، شنیده و یاد گرفته، لذا همت می‌کند، سختی‌ها را تحمل می‌کند و به مقدار این اعتقادش بهره‌مند می‌شود. این اعتقاد است که آدم را به حرکت وا می‌دارد.

۳. تفاوت شوق مؤمنان و دل‌زدگی غافلان از آمدن ماه رمضان

اگر شناخت و معرفت نباشد، خیلی از آدم‌ها را می‌بینید که وقتی ماه رمضان می‌خواهد بیاید، ناراحتند که دوباره ماه رمضان شد و باید روزه بگیریم! اما بنده‌های خوب خدا خوشحالند و خدا را شکر می‌کنند که ماه رمضان شد و باید روزه بگیرند و نماز بخوانند؛ می‌گویند خدایا شکرت که به ما این‌ها را یاد دادی. اما آدم‌هایی که اعتقادشان ضعیف است و گرفتار گناه‌اند، می‌گویند چشم می‌زند که آن آخرش برسد و زود تمام شود. آن اواخرش هم خیلی براشون سخت است و بعد هم که می‌رود، یک نفس راحتی می‌کشند که راحت شدیم. امام سجاد (علیه‌السلام) ابتدا اشاره دارند به فضائل این ماه تا حرمتش را نگه داریم و کاری نکنیم که از استفاده‌ی آن دور شویم.

۴. اثرات تربیتی رفتار پدر و مادر بر دین‌داری فرزندان

پدر و مادرها باید حواس‌شان جمع باشد؛ جلو بچه‌ها وقتی یک مقدار روزه به شما فشار می‌آورد یا طولانی شدن ماه رمضان فشار می‌آورد، گله نکنید. اگر به هر دلیلی فشاری آمده، آدم گله کند از ماه رمضان و از روزه، این خیلی اثرِ [منفی] می‌گذارد رو بچه. کافی است یک کلامی به زبان‌تان بیاید که اظهار خستگی یا ناراحتی کنید، بچه خوب می‌گیرد و حک می‌شود تو ذهنش؛ آن‌وقت ناخودآگاه از ماه رمضان خوشش نمی‌آید. خودش هم شاید نمی‌داند از کجا، ولی خوشش نمی‌آید. این زمینه‌اش حرفی است که پدر و مادر ناآگاهانه و بدون دقت زده‌اند. بچه‌ها اعتقادشان با حرف‌های پدر و مادر شکل می‌گیرد؛ هر چه پدر و مادر می‌گویند، در سنین پایین‌تر درست می‌دانند.

۵. وجوب احکام الهی؛ داروی تلخ اما حیات‌بخش خدا برای انسان

خدا را ستایش می‌کنیم که واجباتی را برای ما قرار داد و آن‌ها را واجب کرد، حتی مستحب نکرد؛ چون اگر مستحب بود انجام نمی‌دادیم. قطعاً اگر نماز یا روزه مستحب بود، خیلی معدود افرادی بودند که بخوانند و مابقی همه محروم می‌شدیم. ولی خدا چون می‌دانست این خیلی لازم و ضروری است، واجبش کرد. مثل آن چیز لازم و ضروری که شما برای بچه‌تان تشخیص می‌دهید؛ می‌فهمید اگر این دارو را نخورد، مریضی‌ش بدتر می‌شود. این دارو هر چند تلخ و بدمزه است، به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوید که آن را بخورد؛ نشد، به زور دهنش را می‌گیرید و می‌ریزید توش. چاره‌ای نیست. خدا هم تک‌تک این چیزها که واجب کرده، همین قضیه است.

۶. تسلیم در برابر حکمت الهی؛ درمان ناآگاهی ما

ما دقیقاً نمی‌فهمیم که این چیزهایی که خدا لازم کرده چه فایده‌ای دارد، لذا برامون مشکل و سخت است و زیر بار نمی‌رویم؛ مثل بچه‌ای که مقاومت می‌کند و لجاجت نشان می‌دهد. خدا که ضرر نمی‌کند، اگر روزه نگیرید، نگرفتید. اما خدا را شکر که این‌ها را واجب کرد و ما را اصلاً انداخت تو این راه؛ نگفت دلت خواست برو نخواستی نرو. مجبور و واجب کرد و فرمود باید بروی. نرفتن نیست؛ اگر نرفتی باید کفاره بدهی و جایش ۶۰ روز روزه بگیری. تاوان و هزینه‌اش را خدا سنگین قرار داده است. خدا را شکر که سختش کردی و واجب کردی این دارو را، چون ما نمی‌فهمیم چقدر فایده دارد. اونی که عمل می‌کند می‌فهمد.

۷. برکات پنج‌گانه ماه رمضان در کلام امام سجاد (ع)

خدا را شکر که یکی از آن راه‌هایی که جلوی پای ما گذاشت، ماه رمضان است؛ «شهر رمضان، شهر الصیام و شهر الاسلام و شهر الطهور و شهر التمحیص». تو این ماه اسلام زنده می‌شود؛ مردم بیشتر قرآن و نماز می‌خوانند و بیشتر دست و پاشون رو جمع می‌کنند. شهر طهور است؛ آدم‌ها با روزه‌گرفتن و با فاصله از گناه پاک می‌شوند. شهر تمحیص است؛ آدم‌ها خالص می‌شوند و آن ناخالصی‌های وجودشان و صفات و کارهای بد، کم‌کم از بین می‌رود. شهر القیام است؛ تو این ماه عده‌ی بیشتری توفیق پیدا می‌کنند نماز شب بخوانند. چون سحر بیدارند و بیداری سحر هم از لحاظ جسمی و مادی و هم از لحاظ روحی خیلی خوب است.

۸. ماه رمضان؛ میهمانی متمایز الهی با چاشنی معنویت

ماه رمضان پیش خدا شرافت دارد و خدا درباره‌اش آیه نازل کرده است: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس...». خدا فضیلت این ماه را نسبت به سایر ماه‌ها واضح نشان داده و در آن چیزهایی را که ماه‌های قبل حلال بود، حرام کرده است. حریم قائل شده برای این ماه. بر خلاف مهمانی‌های ما که قوامش سفره‌ی رنگی است، مهمانی خدا می‌گوید نخور و سفره جمع کن. این فرقِ ما با خدای متعال است. مهمانی‌های ما قوامش اصلاً خوردن است؛ اما خدا می‌گوید به مهمانی این ماه که تشریف می‌آورید، دم در دیگر هیچی نباید بخوری و همه‌ی خوردن‌ها را تحویل می‌دهی. این‌جا چیزهای معنوی به شما می‌دهند.

۹. حکمت روزه؛ فرار از عادت‌های حیوانی و پرخوری

خدا یک چیزهایی را که تو ماه‌های قبل حلال بود، برای تعظیم و احترام به این ماه، حرام کرد. خوردن و آشامیدن تو ماه‌های قبل آزاد بود؛ اما این ماه چون پیش خدا شرافت دارد، فرمودند ممنوع. انگار آدم را از یک چیز بدی دور کرده‌اند. از این‌ها آدم می‌فهمد پرخوری، زیادخوری و به هم‌ور کردنی که ما تو خوردن‌هامون داریم، چقدر بد و ضرر دارد که خدا برای تعظیم این ماه و برای این‌که این ماه را ببرد بالا، گفته است چیزی نباید بخورید. اگر بخورید، کفاره، چوب و تنبیه دارد. مگه چی هست خوردن؟ خدا روزه را مایه تعظیم و برتری این ماه قرار داد.

۱۰. انضباط و وقت‌شناسی دقیق در بندگی خدا

احکام این ماه آن‌قدر مهم است که خدا یک وقت مشخص و ثابتی براش گذاشته و غیر از این وقت قبول نمی‌کند. مشخص کرده اول ماه رمضان که شد و یقین کردیم، واجبه. روز آخر شعبان اگر شک داری، حق نداری به نیت ماه رمضان روزه بگیری. ماه رمضان باید یقین کنی این ماه خدا رسید، حالا روزه بگیری. تا وقتی یقین داری ماه رمضان هست نمی‌توانی بخوری. روز آخر ماه رمضان هم تا مطمئن نشده‌ای عید شده، باید چیزی نخوری. خدا نه اجازه داده زودتر از این ماه شروع کنیم و نه می‌پذیرد که بعدش انجام بدهیم. می‌فرماید فقط این موقع باید روزه را برای من بیاورید؛ این وقت را من قبول دارم.

فهرست

1️⃣ معرفت؛ دروازه ورود به بندگی

◽️ اهمیت شناخت فضایل ماه مبارک رمضان پیش از عمل

◽️ نقش اعتقاد و باور در میزان بهره‌مندی انسان از فرصت‌ها

2️⃣ روان‌شناسی تربیتی در مواجهه با ماه رمضان

◽️ تفاوت برخورد مؤمنان شاکر با افراد ضعیف‌الایمان

◽️ تأثیر گله‌مندی یا خستگی پدر و مادر بر دین‌داری فرزندان

3️⃣ فلسفه و برکات احکام و واجبات الهی

◽️ احکام واجبه؛ داروی حیات‌بخش و ضروری خدا برای انسان

◽️ رابطه دوطرفه رضایت میان پروردگار و بندگان خاص

4️⃣ اوصاف پنج‌گانه ماه رمضان و فضیلت قرآن

◽️ نام‌های ماه رمضان: صیام، اسلام، طهور، تمحیص و قیام

◽️ شرافت و عظمت انحصاری ماه رمضان به واسطه نزول قرآن

5️⃣ حکمت روزه و تفاوت مهمانی خدا با انسان

◽️ تفاوت ماهیت مهمانی معنوی خدا با مهمانی‌های مادی ما

◽️ حریم ماه رمضان؛ فرار از عادات حیوانی و زیان‌های پرخوری

6️⃣ قانون‌مندی و انضباط در وقت‌شناسی عبادی

◽️ تعیین وقت مشخص و انحصاری برای پذیرش روزه واجب

◽️ احکام دقیق یوم‌الشک در آغاز و پایان ماه مبارک