صوت کامل سخنرانی

🔰شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه ششم)

۲ بازدید
پست

🔰(جلسه ششم) شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان 

🤲 آداب دعا و راهکار استجابت آن

🔹فوائد حمد و تمجید خداوند و توجّه به نعمتها

⁉️چرا برخی از دعاها به اجابت نمیرسند، مگر در قرآن نیامده : «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؟! 

💠 راهکار استجابت دعا در کلام امام صادق (ع):
1️⃣گوش دادن به دستورات خداوند
2️⃣رعایت آداب دعا

🔶 آداب دعا در کلام امام صادق (ع)

♦️دعای چه کسانی حتما اجابت می‌شود؟!

🔰شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه ششم)

🔰(جلسه ششم) شرح دعای ورود به ماه مبارک رمضان 

🤲 آداب دعا و راهکار استجابت آن

🔹فوائد حمد و تمجید خداوند و توجّه به نعمتها

⁉️چرا برخی از دعاها به اجابت نمیرسند، مگر در قرآن نیامده : «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؟! 

💠 راهکار استجابت دعا در کلام امام صادق (ع):
1️⃣گوش دادن به دستورات خداوند
2️⃣رعایت آداب دعا

🔶 آداب دعا در کلام امام صادق (ع)

♦️دعای چه کسانی حتما اجابت می‌شود؟!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله ربّ العالمین. و الصلاة و السلام علی سیّدنا و نبیّنا أبي القاسم المصطفی محمّد و علی أهل بیته الطیّبین الطاهرین المعصومین سیّما بقیة الله في الأرضین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله الّذي هدانا لحمده و جعلنا من أهله لِنکون لإحسانه من الشّاکرین و لِیجزینا علی ذلک جزاء المحسنین.

آداب دعا و سنّت امام سجاد (علیه‌السلام)

یکی از آدابی که در دعا هست و امام سجاد (علیه‌السلام) این را عملاً به ما نشان می‌دهند، این است که قبل از دعا کردن و قبل از درخواست از خدای متعال، انسان خدای متعال را حمد و سپاس و ثنا کند ؛ شکرگزاری کند نسبت به نعمت‌های خدا. این ادب را به جا بیاورد و بعد دعایش را بخواند.

دعا کردن هم از عبادات بزرگ است؛ منتها هر چیزی راه و رسمی دارد و دعا هم یکی از همان‌هاست. وقتی انسان دعا می‌کند، یک عبادت بزرگی است و کار مهمی دارد انجام می‌دهد. این اگر بخواهد به اجابت برسد، باید در [آن] یک جهاتی مراعات بشود. اگر این جهات مراعات بشود، به اجابت نزدیک‌تر می‌شود؛ اگر نشود، از اجابت دور می‌شود، مشکل می‌شود و از اجابت فاصله می‌گیرد.

مثال ملموس: نحوه درخواست از دیگران

در قالب ملموسش، مثل کسی می‌ماند که می‌آید [و] از ما چیزی می‌خواهد، کاری می‌خواهد که ما برایش انجام بدهیم، خلاصه [یک] چیزی را می‌خواهد. این چند حالت دارد؛ یک وقت صاف می‌آید می‌گوید: «این را داری؟ بده به من.» خب، این یک حالتش است؛ همین‌طور فلان چیز را می‌خواهد و ابراز می‌کند: «این را می‌خواهم‌!» حالا شما ممکنه بدهید، ممکنه ندهید.

امّا یک کسی می‌آید و زبانش را طوری می‌چرخاند و حرف می‌زند که دل انسان را نرم می‌کند؛ یک تعریف و تمجیدی، تشکری، یا یک چیز خوبی بیان می‌کند که مقدمه می‌شود برای اینکه آن چیزی را که می‌خواهد، از انسان بگیرد. اینجا خود انسان این‌طوری است؛ بیشتر بها می‌دهد و به اجابت نزدیک‌تر می‌شود. دلش وقتی نرم‌تر می‌شود، بیشتر و بهتر گوش می‌دهد.

مثلاً بچه‌ها وقتی از بزرگترها چیزی می‌خواهند؛ این بچه وقتی می‌آید و با پرخاش و تندی می‌خواهد، بزرگترها بیشتر گارد می‌گیرند، اما وقتی بیاید و با یک لطافت و ظرافت خاصی، که گاهی بعضی بچه‌ها به خرج می‌دهند، چیزی را بخواهد، اینجا دل پدر و مادر بیشتر به رحم می‌آید و به اجابت نزدیک‌تر می‌شود.

بی‌نیازی خدا و اثر تربیتی آداب دعا

حالا خدای متعال، آن حالت‌های ضعف که در ما هست، در خدا نیست. خدا این چیزها را ندارد که دلش به رحم بیاید؛ دل و این حرف‌ها در خدا نیست. خدای متعال بر اساس علم و حکمت و مصلحتش کاری انجام می‌دهد. اما آداب و شروطی گذاشته در دعا که این آداب و شروط را وقتی ما انجام بدهیم، اثر تربیتی‌اش روی خود ما انجام می‌شود.

یعنی خود خدا وقتی اینجا دستور می‌دهد، از طریق اهل‌بیت یا قرآن کریم، که مثلاً وقتی دعا می‌کنی اول حمد و سپاس خدا را انجام بده، این آثار و فوایدی برای خود انسان دارد، نه برای خدا. برای خدا هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، چون هیچ احتیاجی ندارد به حمد و ثنای ما، به اطاعت ما، به گوش به حرف دادن ما. ما مخلوقش هستیم و همه چیز را خودش به ما داده است؛ احتیاجی ندارد به کاری که ما برایش بکنیم. به حمدمان هم احتیاج ندارد، به شکرمان هم احتیاج ندارد. [اگر] همه هم ناشکری بکنند، همه هم گناه بکنند، خلاصه‌اش هیچ خَمی به اَبرویش نمی‌آید. همه این دستوراتی که می‌دهد برای تربیت خود انسان‌هاست.

چه آثاری دارد؟ آثارش را آن کسی که انجام می‌دهد، می‌فهمد. آن [شخص] برایش ملموس می‌شود، [او] تصدیق می‌کند و باور می‌کند که این آثار و فایده‌ها را دارد که آدم این کار را بکند. آن کسی که انجام ندهد، حالا هر چه هم به او بگویی، خیلی برایش فرقی نمی‌کند.  تا آدم خودش تصمیم نگیرد، معلوم نیست کاری را انجام بدهد؛ صرفاً گفتنِ آثار، خیلی بی‌فایده نیست اما اثر زیادی هم ندارد.

فواید توجه به داشته‌ها و نعمت‌ها در سختی‌ها

اجمالاً یکی از فوایدش این است که حداقل به آدم یاد می‌دهد این قدرشناسی و شکرگزاری را؛ که انسان توجه کند به نعمت‌هایی که خدا به انسان داده و چیزهایی که خدا به آدم داده و آدم دارد.

آدم گاهی مشکلات زندگی چنان به او فشار می‌آورد که احساس می‌کند هیچ چیزی ندارد؛ همه‌اش سختی و تلخی و مشکل و فشار است. این خیلی کم می‌آورد در زندگی؛ صبر و طاقت و تحملش خیلی کم می‌شود. اما یک وقت آدم توجه می‌کند به نعمت‌هایی که خدا به او داده و آن چیزهایی که دارد؛ به داشته‌هایش توجه می‌کند. آن‌ نعمت‌ها را وقتی آدم بیشتر به آنها توجه می‌کند، تو آن فشار مشکلات، تحمل و صبرش بیشتر می‌شود، ظرفیتش بیشتر می‌شود و نشاط روحی‌اش مقداری بیشتر می‌شود.

لذا در روایات هم هست گاهی بعضی می‌آمدند گله و شکایت می‌کردند از مشکلات پیش حضرات [علیهم السلام]؛ آن‌ها همین‌جور ابراز می‌کردند، می‌فرمودند: «این نعمت را داری یا نداری؟» می‌گفت: «دارم.» «این را داری یا نداری؟» می‌گفت: «دارم.» «این را داری یا نداری؟» می‌گفت: «دارم.» بعد [می‌فرمودند]: «تو که این همه چیز مهم و درجه یک را داری، چرا این‌قدر می‌نالی، گله و شکایت می‌کنی؟ آن مهم‌ترها را که داری.» نباید آدم بی‌توجهی بکند به آن چیزهایی که خدا به او داده. قدرشناسی را خدا با این کار به ما یاد می‌دهد؛ توجه به نعمت‌ها و جهات مثبت و خوب در زندگی را به ما یاد می‌دهد.

در مواجهه با بقیه هم همین‌جور است؛ آدم قدرشناسی یاد می‌گیرد که حتی نه فقط خدای متعال، [بلکه] در مقابل بقیه هم همین‌طور [باشد]. آدم میانه‌اش با بقیه بهتر می‌شود، قدرشناسی‌اش بیشتر می‌شود و سپاسگزاری‌اش بیشتر می‌شود. این‌ها خیلی آثار دارد، حرف‌هایی که خدا به ما دستور داده است.

آداب دعا در روایات امام صادق (علیه‌السلام)

پس یکی [از آنها] این است که وقتی آدم دعا می‌کند، اول شکرگزاری بکند؛ اول حمد و سپاس خدا را بگوید. در کتاب کافی یک بخشی اصلاً به همین مسئله اختصاص داده شده است؛  این کتاب ابواب دارد و بخش‌هایی دارد، یکی [از آن بخش ها] مربوط به همین قضیه است که ادب دعا را در این شرایط و حالت یاد می‌دهد.

حالا یک چندتایی از روایاتش را می‌خوانیم؛ از امام صادق (علیه ‌الصلاة و السلام) روایت شده: «إِیَّاکُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَیْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّی یَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَی النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُ اللَّهَ حَوَائِجَهُ.» فرمودند: «مبادا وقتی چیزی می‌خواهید از خدا، حالا حاجت دنیایی باشد یا آخرتی؛ فرق نمی‌کند مادی باشد، معنوی باشد، هر چه از خدا می‌خواهید، مبادا صاف همان را بخواهید؛ مگر اینکه اول شروع کنید مدح و ثنای خدا را بگویید؛ خدایا، تو آنی که این را به من دادی، آن را به من دادی، این لطف را کردی، این نعمت‌ها را به من دادی.»

مثل بعضی دعاها؛ مثل دعای عرفه. امام حسین (علیه‌السلام) آنجا یاد داده به ما، که مثلاً می‌شمارد، می‌فرماید: «أنْتَ الَّذِی...» فلان؛ «تو آن کسی هستی که این را به من دادی، آن را به من دادی، این کار را برایم کردی، آن کار را برایم کردی.» آنجای دعای عرفه که می‌رسید، همین کار است؛ حضرت عملاً دارند انجام می‌دهند. می‌شمارند تو کی هستی، تو چه چیزهایی به من دادی. این خودش ایمان آدم را به خدا، محبت و علاقه انسان را به خدا بیشتر می‌کند؛ در بیشتر گوش دادن به حرف خدا، آدم را کمک می‌کند و قدرشناسی آدم را بیشتر می‌کند.

پس وقتی یک چیزی از خدا می‌خواهید، اوّل حمد کنید خدا را. دوّم، صلوات بر پیغمبر و آل پیغمبر بفرستید؛ دوّم باید توجه کرد به آن‌ها. ما هر چه از برکات داریم، به واسطه آن‌ها به ما می‌رسد؛ هر چه از نعمت‌ها خدا به انسان‌ها می‌دهد، به واسطه آن‌ها به انسان می‌رسد. راه هدایت را آن‌ها به ما نشان داده‌اند. «ثم یَسئَلُ اللهَ»؛ بعد هم هر چه می‌خواهی از خدا بخواه.

نمونه تمجید الهی از کتاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

باز از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که فرمودند: «إنّ في کتاب أمیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)»؛ در کتاب امیرالمؤمنین این‌طوری آمده: «إنّ المِدحَة قَبل المسألة»؛ اوّل شکرگزاری کن، مدح و ثنا کن خدا را، بعد چیزی بخواه. «إذا دعوت الله فمَجّده»؛ وقتی دعا می‌کنی و از خدا چیزی می‌خواهی، خدا را تمجید کن.

بعد اینجا راوی به ایشان می‌گوید که: «چطوری تمجید کنم خدا را؟» ایشان عباراتی را می‌آورند به عنوان نمونه، به عنوان مثال. یک سری از صفات خدا را ایشان می‌شمارند: «تقول یا من هو أقرب إلیّ من حبل الورید، یا فعالا لما یرید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الأعلی، یا من هو لیس کمثله شیء.» این‌ها یک سری عباراتی است که امام صادق (علیه‌السلام) یاد می‌دهند از کتاب امیرالمؤمنین، که این‌ها را بگو.

چقدر وقتی آدم به مضامین این عبارات و این صفات خوب خدا توجه می‌کند، آرامش انسان و ایمان انسان بالا می‌رود. این حاکم می‌شود بر انسان؛ «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» همینه. این چیزها را که آدم می‌گوید و توجه می‌کند به معنایش، حال آدم خیلی جا می‌آید، ایمانش خیلی بالا می‌رود. اصلاً گاهی وقت‌ها آدم ، یادش می‌رود که مشکلش چه چیزی بود. آن‌ها ما را متصل می‌کنند بالا، که دور خودمان نچرخیم؛ تو این باتلاق‌ها و مرداب‌هایی که دور خودمان درست کردیم، دست و پا نزنیم. بیا بالا؛ این‌قدر با یک مشکل خودت را نشکن، این‌قدر خودت را نابود نکن، این‌قدر جزع و فزع نکن، فکر نکن همه مشکلات دنیا روی سرت خراب شده؛ نه. بیا توجه کن به خدا، بارت سبک می‌شود، آن سنگینی بار مشکلات سبک می‌شود.

مقایسه درخواست از پادشاهان با پیشگاه الهی

باز امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «إذا طلب أحدکم الحاجة فلیُثنِ علی ربّه»؛ وقتی دعایی دارید، حاجتی، گرفتاری دارید، خدا را تعریف کن، تمجید کن «و لیَمدَحه.» بعد [می‌فرمایند]: «فإنّ الرجل إذا طلب الحاجة من السلطان»؛ آدم‌ها وقتی می‌رفتند پیش یک سلطانی، پادشاهی، چیزی احتیاج داشتند و ازش می‌خواستند، «هیّأ له من الکلام أحسنَ ما یقدر علیه»؛ می‌گشت ببیند من چه چیزی به این پادشاه بگویم که این دلش بیشتر نرم بشود، به من بدهد این چیزی را که من می‌خواهم. شعر آماده می‌کردند، شعر می‌گفتند در مدح سلاطین؛ حرف‌های زیبا و قشنگ می‌زدند که دیگه آن وقت شاید [هنوز] نگفته [بود]، آن سلطان هر چه می‌خواست به او می‌داد. حالا می‌گویند شما آنجاها این‌جور [رفتار] می‌کنید، خب خدا که بالاتر از این حرف‌هاست؛ نسبت به خدای متعال این ادب را مراعات کنید.

«فإذا طلبتم الحاجة فمجّدوا الله العزیزَ الجبّارَ»؛ وقتی نیازی دارید، خدای عزیز و جبّار را تمجید کنید «و امدَحوه و اثنوا علیه»؛ ثنا کنید خدا را. باز ایشان دوباره تو این روایت یک سری از این عبارات را می‌آورند: «یا أجودَ من أعطی، و یا خیرَ من سُئِل، یا أرحَمَ من استُرحِم، یا أحدُ یا صمدُ، یا مَن لَم یَلِد و لَم یولَد و لَم یَکُن له کفواً أحد، یا مَن لَم یتَّخِذ صاحبةً و لا ولداً، یا مَن یَفعَلُ ما یشاء و یحکُمُ ما یُرید و یَقضي ما أحَبّ، یا مَن یَحولُ بَینَ المَرءِ و قَلبِه، یا مَن هو بالمَنظَرِ الأعلی، یا مَن لیس کمثله شیء»؛ همین‌طور ادامه می‌دهد ایشان. بعد می‌فرماید: «و أکثر مِن أسماء الله عزّ وجلّ»؛ زیاد بگو، زیاد این‌ها را بگو؛ «فإنّ أسماءَ الله کثیرة»؛ زیاد است.

این‌ها را ایشان می‌فرمایند و یاد می‌دهند. خب آدم وقتی با خدا این‌طور قشنگ و مؤدب حرف می‌زند، صفات خدا را می‌شمارد، مشکلاتش خیلی سبک می‌شود. «و صلّ علی محمّد و آله»؛ بعد درود بفرست بر این خاندان، بعد چه می‌خواهی؟ هر چه می‌خواهی بگو. این‌جوری ادبش را به جا بیاور.

داستان دو نمازگزار در محضر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

بعد می‌فرماید: «إنّ رجلاً دَخَلَ المسجدَ»؛ یک مردی رفت مسجد، «فصلّی رکعتین»؛ دو رکعت نماز خواند، «ثمّ سأل الله عزّ وجلّ»؛ بعد دعا داشت، از خدا چیزی خواست. «فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله)»؛ پیغمبر اکرم دیدند این آمد دو رکعت نماز خواند و بعد دعایش را هم کرد. خب، تا اینجا ادبش را به جا آورد، چون ادب مسجد این است که آدم وقتی می‌رود تویش، دو رکعت نماز تحیّت بخواند. یکی از مستحبات، این است آدم وقتی وارد مسجدی می‌شود، همین‌جور نرود صاف بنشیند نگاه [به] در و دیوار کند؛ دو رکعت نماز به عنوان تحیّت و احترام به مسجد، به عنوان خانه خدا بخواند، این مستحب است. واجب نیست، ولی خب حالا کسی می‌خواهد حالش، ایمانش، باورش بیشتر بشه، انجام بدهد. این آمد این کار را کرد، رفت مسجد نماز هم خواند. بعد خب روایت هست خب نماز می‌خوانید، پشت سرش دعا کنید، از خدا دعا کنید چیزی بخواهید، این این را هم انجام داد؛ ولی این مدح و ثنا و این‌ها را انجام نداد. پیغمبر اکرم فرمودند: «عجله کرد.» یک مقدار عجله کرد. یک کارهای دیگری باید می‌کرد که نکرد؛ تا یک جایی آمد، [اما] کاملش نکرد.

بعد یک مرد دیگری آمد؛ «جاء آخر فصلّی رکعتین»؛ او آمد دو رکعت نماز خواند، «ثمّ أثنی علی الله عزّ وجلّ»؛ بعد شروع کرد تعریف و تمجید خدا کردن، بعد هم «و صلّی علی النبیّ و آله»؛ صلوات هم بر پیغمبر و آل فرستاد. «فقال رسول الله»؛ این کار را کرد، نماز تحیّتش را خواند و مدح و ثنای خدا را هم کرد و صلوات هم فرستاد و... بعد پیغمبر اکرم به او فرمودند: «بخواه، هر چه از خدا می‌خواهی بخواه به تو می‌دهد؛ سَلّ تُعطَ»؛ بخواه. یعنی همه را آماده کردی، همه مقدمات دعا را فراهم کردی؛ الآن دیگه دمِ درِ اجابت است، بخواه به تو می‌دهد. آن قبلی تا یک جایی آمد، یک جایی را مراعات نکرد؛ این حالا گفتند یک مقدار عجله داشت انگار، یک ذره صبر می‌کرد آدابش بیشتر به جا می‌آمد، بهتر بود. این بعدی آمد، این را هم انجام داد، فرمودند: «بخواه هر چه می‌خواهی از خدا، انشاالله به تو می‌دهد.»

چرا با وجود وعده الهی، دعا مستجاب نمی‌شود؟

باز در روایت بعدی هست؛ امام صادق (علیه‌السلام) [به] یکی از اصحاب [که] می‌گوید: «دو تا آیه در قرآن کریم هست، من این دو تا را انجام دادم امّا نتیجه‌ای که گفته را نگرفتم.» حالا گاهی آدم‌ها این سؤال برایشان پیش می‌آید. حضرت فرمودند: «چه چیزی هستند آن دو آیه؟» گفتم: «یکی از آنها این است، قول الله عز وجل: أدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ خدای متعال تو این آیه فرموده شما دعا کنید، از من بخواهید من می‌دهم، اجابت می‌کنم. این می‌گوید: «فندعوه»؛ ما دعا می‌کنیم، «و لا نری إجابة»؛ ولی اجابتی نمی‌بینیم. این سؤال خیلی‌ها هست؛ خدا آنجا گفته، شرط و جواب شرط، «اُدعونی» دعا کنید، اگر دعا کنید من به شمامی‌دهم ، «أَستجب لکم»؛ می‌گوید: «من هم کردم، من دعا کردم؛ پس چرا نمی‌دهد؟»

بعد حضرت به او فرمودند: «أ فتری الله عزّ وجلّ أخلف وَعدَه»؛ آیا واقعاً فکر می‌کنی خدا خلف وعده می‌کند؟ یعنی العیاذ بالله این خلف وعده است؟ یک وعده‌ای داده یادش رفته؟ یک وعده‌ای داده زیرش زده؟ خدا که این‌جوری نیست مثل ما؛ هر وعده‌ای خدا بدهد، محکم و تا آخر، پایش هست؛ لا یخلف المیعاد. هیچ وعده‌ای را خدا خلف وعده نمی کند، هر چه وعده بدهد پایش هست. بعد می‌گوید که: «پرسیدم پس چرا این‌جور شده است؟»

حضرت فرمودند: «لکنّی أُخبِرُک»؛ من بهت می‌گویم مشکلت چیست که می‌گویی دعا می‌کنم [امّا] مستجاب نمی‌شود؛ ایرادی تو کارت هست: «من أطاع الله عزّ وجلّ فیما أمَرَه ثمّ دَعاه من جهة الدعاء أجابَه»؛ دو تا شرط دارد. یک، اوّل آن کسی منتظر باید باشد که هر چه خواست خدا به او بدهد، که گوش به حرف خدا هم خوب می‌دهد. «من أطاع الله فیما أمَرَه»؛ هر چه خدا دستور داده می‌گوید چشم. بی‌انصافی است آخر که خدا یک چیزهایی از ما می‌خواهد، واجباتی داده گاهی مراعات نمی‌کنیم، محرماتی گذاشته گاهی انجام می‌دهیم؛ ولی توقّعمان هم بالاست! او چیزهایی می‌خواهد ما انجام ندهیم، هر وقت دلمان خواست انجام بدهیم، امّا ما تا یک چیزی می‌خواهیم بگوییم خدا بده، آن هم سریع بدهد؛ نمی‌دهد ناراحتم می‌شویم از دستش! بی‌انصافی هم حدّی دارد. گوش به حرف خدا دادی یا نه، که حالا انتظار داری تا گفتی خدا لبّیک بگوید؟ «من أطاع الله فیما أمَرَه»؛ کسی که گوش به حرف خدا بدهد تو آن چیزهایی که خدا به او دستور داده، یک؛ دو، «ثم دعاه من جهة الدعاء»؛ دوم اینکه از آن جهت صحیحش دعا بکند، از آن راه صحیحش دعا بکند؛ خدا به او می‌دهد، «أجابَه.»

شروط اجابت: اطاعت و جهت صحیح دعا

این راوی می‌پرسد: «خب، قسمت اوّلش را فهمیدم، گوش به حرف خدا دادن را فهمیدم؛ امّا قسمت دوم را نفهمیدم، آن از راه صحیحش دعا بکند چیست؟» فرمود: «تَبدَأُ»؛ شروع می‌کنی، «فتَحمَدُ الله»؛ اوّل حمد خدا را می‌کنی، «و تُذَکِّرُ نِعَمَه عندک»؛ یادآوری کن نعمت‌هایی را که خدا به تو داده، بشمار؛ اینقدر نسبت به نعمت‌های خدا، کفران نعمت نکن. آدم وقتی نعمت‌هایی را که از خدا به او داده نمی‌گوید، به زبان نمی‌آورد، شکرش را به جا نمی‌آورد و اظهار نمی‌کند، این می‌شود کفران. خب ما چقدر زبانمان ناطق به آن نعمت‌های خداست؟ چقدر این‌ها را گفتیم؟ چقدر بقیّه را و حتی خودمان را، ارتباطمان را با خدا، حتی تو حرف زدن‌هایمان و گفتن‌هایمان بیشتر کردیم؟

مبادا مبادا کسی جوری باشد که وقتی آدم‌ها با او حرف می‌زنند، همه‌اش از زمین و زمان گله و شکایت دارد، همه‌اش دلخوری دارد، همه‌اش ناراحتی دارد، همه‌اش ناراحت است. بابا، یک ذره بیا این‌طرف؛ یک ذره بیا این چیزهای خوب را نگاه کن، یک ذره آن نعمت‌هایی که خدا بهت داده را بشمار، بنشین و فکر کن این خدا چه چیزی داده؟ خب به آن‌هایی که نداده، [آنها را ] هم گذاشته بغلت؛ همین بدن ما، چقدر اعضاء و جوارح خدا داده که گاهی یک آدم پیدا می‌شود می‌بینی یکی از این‌ها را ندارد؛ چه گرفتاری‌هایی دارد، چه مشکلاتی دارد. یک نفس کشیدن رو به این مفتی و مجانی و راحتی، این دو سال خدا نشان داد چطور با یک ویروس می‌تواند چنان به هم بریزد که فقط آدم حاضره همه دنیا را بدهد، بتواند یک کم نفس بکشد؛ آنهایی که دچار آن مشکلات و تنگی نفس‌ها شدند [می دانند]. خب بشمارد آدم این نعمت‌ها را، بشیند ببیند و توجه کند؛ عرض کردیم همه نفعش و حالش و صفایش تو جیب خودمان می‌رود.

«یاد کن نعمت‌های خدا را» «ثمّ تَشکُرُه»؛ بعد تشکر کن از خدا که خدایا، شکرت این‌ها را به من دادی. «ثمّ تُصَلّي علی النبیّ»؛ بعد صلوات بفرست بر پیغمبر اکرم، «ثمّ تَذکُرُ ذنوبَک»؛ بعد هم یک مقدار آن کوتاهی‌ها و تقصیرها و غلط‌های خودت [را] هم بشمار، همه‌اش حق به جانب نرو پیش خدا. این‌جوری نباش؛ بشمار ببین چقدر کوتاهی‌هایی کردی، چه گناه‌هایی کردی.

اعتراف به گناه در پیشگاه الهی

همین کاری که امام حسین (علیه‌السلام) [کردند و] تو دعای عرفه باز هم هست؛ اول حمد خدا، بیان صفات خدا، «أنْتَ الَّذِی أَعْطَیْتَ، أنْتَ الَّذِی بَارَکْتَ، أنْتَ الَّذِی هَدَیْتَ...» تو این‌جوری کردی، تو این‌جوری کردی؛ بعد خودش [را می فرماید]: «أَنَا الَّذِی جَهِلْتُ، أَنَا الَّذِی عَصَیْتُ، أَنَا الَّذِی ...» بیا بشمار این‌ها را، یک مقداری آمدی دعا کنی، ببین با کی طرف هستی و خودت چه چیزی هستی، حالا دعا کن. بشمار، به یاد بیاور گناهانت را، اقرار کن به گناه؛ اقرار کن به گناه، مثل آدم‌های زمخت و خشن نباش که نمی‌پذیرند کوتاهی‌هاشان را؛ بعضی‌ها ایراد دارند، مشکل دارند، تو پذیرش غلط و اشتباه سخت هستند، سختشان است؛ اقرار به اشتباه و خطا نمی‌کنند. حالا چه تو ارتباطشان با بقیه، چه مخصوصاً تو ارتباط با خدا؛ اقرار کن، که تو دعاها هست: «مُقِرّاً بالذُنوب»؛ اقرار به گناه هست، اقرار یعنی اعتراف کن، نه [اینکه] فقط تو دلت قبول داشته باشی گناهکار هستی، نه بگو، به زبان بیاور، که خدایا من درسته آمدم از تو الآن یک چیزی می‌خواهم، ولی من یک کارهای ناجوری خب دارم و کردم دیگه، این‌ها را منکر نیستم؛ من این کوتاهی‌ها را کردم. خب این‌ها را بگو، آن خطاها را که آدم بگوید لااقل اگر فردا خدا به او نداد، پررویی نمی‌کند پیش خدا؛ می‌گوید خب بله، من هم بالاخره یک کارهایی کردیم ما. عرض کردیم این دستورها که به ما می‌دهند، همه‌اش نفعش برای خودمان است؛ وقتی این کار را می‌کند آدم، فردا خدا به او نداد، این‌قدر پررو نمیشود که بگوید ما کردیم، گفتیم، خواستیم، نمیدهد به ما، خدا با ما لج دارد، خدا با ما... خدا با کی لج دارد؟ خودت خراب می‌کنی. خب وقتی آدم اعتراف به گناه‌هایش می‌کند، گاهی وقت‌ها خجالت می‌کشد.

نتیجه‌گیری و دعای پایانی

اعتراف کن، «ثمّ تَستَعیذ منها»؛ پناه ببر به خدا، «فهذا جهة الدعاء»؛ این آن شرط دوم است. «أدعونی أستجب لکم»، دو تا شرط دارد؛ این دو تا شرط را اگر داشتی، بدان و مطمئن باش [اگر] دعا کردی [و] دست به درگاه خدا بردی، خدا اجابت می‌کند. لذا آدم‌هایی که به حرف خدا خوب گوش می‌دهند، با تقوا [هستند] و این مسائل را مراعات می‌کنند، آن‌ها یک وقت دست به درگاه خدا بردارند، خدا رد نمی‌کند؛ چون تا به حال همه‌اش گفته است چشم. هر چی خدا به او گفته، گفته است چشم؛ هر چی خدا به او واجب کرده، گفته چشم [و] انجام میدهد، گناه کرده، گفته چشم و ترکش می کند. حالا یک جا هم از خدا یک چیزی می‌خواهد، خدا هم می‌گوید: لبّیک؛ بگو چی می‌خواهی؟ می‌دهد. ولی ما مفتی می‌خواهیم. خیلی‌هایش هم خدا مفتی هم میدهد؛ حالا این قواعدی که می‌چینند و به ما یاد می‌دهند، دیگه این آدمیزادِ این‌جوری را خلاصه‌اش می‌خواهند به راهش بیاورند، و الّا خود خدای متعال این‌قدرها هم سخت‌گیر نیست، بعضی‌ [مواقع] این‌ها [آداب دعا] هم نیست [ولی]گاهی میدهد ؛ این‌ها هم نیست میدهد. اما به هر حال گفتند بابا این کارها را بکنید [و] استفاده ببرید، خودتان بیایید بالا، ارتباطتتان با خدا بهتر بشود، آن وقت حالتان تو مشکلات و سختی‌ها بهتر می‌شود. «فهذا جهة الدعاء»؛ [اگر] این دو جهت را داشته باشی، یک، گوش به حرف خدا بده، گناه نکن، واجبات را انجام بده، محرمات [را] ترک بکن؛ دو، تو دعا، ادب دعا را، این مسائل را مراعات کن، آن وقت «فأجابَه»، آن وقت خدا میدهد؛ میدهد. دعای عباد صالحش را خدا رد نمی‌کند.

ما اگر می‌خواهیم و دوست داریم که فردایی خدای نکرده، امروزی یا فردایی اگر مشکلی داریم یا داشتیم، پیدا کردیم، از خدا می‌خواهیم برطرف کند، خدا هم زود بگوید چشم، زودتر ما باید بگوییم چشم؛ ما باید ادبش را فراهم کنیم تا ان‌شاءالله خدا هم اجابت کند دعاها را. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند به برکت این ماه مبارک، این آداب و اسباب دعا را بتوانیم بهتر و بیشتر فراهم کنیم، ان شاء الله.

 

گزیده

۱. ادبِ تقدم حمد بر درخواست

یکی از آدابی که در دعا هست و امام سجاد (علیه‌السلام) این را عملاً به ما نشان می‌دهند، این است که قبل از دعا کردن و قبل از درخواست از خدای متعال، انسان حمد و سپاس و ثنا کند خدای متعال را و شکرگزاری کند نسبت به نعمت‌های خدا. این ادب را به جا بیاورد، بعد دعایش را بخواند. دعا کردن هم از عبادات بزرگ است؛ منتها هر چیزی راه و رسمی دارد و دعا هم یکی از همان‌هاست. وقتی انسان دعا می‌کند، کار مهمی دارد انجام می‌دهد. این اگر بخواهد به اجابت برسد، باید در یک جهاتی مراعات بشود. اگر این جهات مراعات بشود، به اجابت نزدیک‌تر می‌شود؛ اگر نشود، از اجابت دور می‌شود و فاصله می‌گیرد.

۲. راز تشریع آداب دعا

خدای متعال بر اساس علم و حکمت و مصلحتش کاری انجام می‌دهد. اما آداب و شروطی گذاشته در دعا که این آداب و شروط را وقتی ما انجام بدهیم، اثر تربیتی‌اش روی خود ما انجام می‌شود. یعنی خود خدا وقتی دستور می‌دهد اول حمد و سپاس خدا را انجام بده، این آثار و فوایدی برای خود انسان دارد، نه برای خود خدا. برای خدا هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، چون هیچ احتیاجی ندارد به حمد و ثنا یا به اطاعت ما؛ هیچ احتیاجی ندارد. ما مخلوقش هستیم و همه چیز را خودش به ما داده است. به حمدمان هم احتیاج ندارد، به شکرمان هم احتیاج ندارد؛ همه دستوراتی که می‌دهد برای تربیت خود انسان‌هاست. آثارش را آن کسی که انجام می‌دهد، می‌فهمد.

۳. معجزه توجه به داشته‌ها در اوج مشکلات

اجمالاً یکی از فواید حمد، این است که به آدم یاد می‌دهد قدرشناسی و شکرگزاری را؛ که انسان توجه کند به نعمت‌هایی که خدا به او داده و چیزهایی که دارد. آدم گاهی مشکلات زندگی چنان به او فشار می‌آورد که احساس می‌کند هیچی ندارد و همه‌اش سختی و تلخی و مشکل و فشار است؛ این خیلی کم می‌آورد تو زندگی و صبر و طاقتش خیلی کم می‌شود. اما یک وقت آدم توجه می‌کند به نعمت‌هایی که خدا به او داده و به داشته‌هایش توجه می‌کند. آن‌ نعمت‌ها را وقتی آدم بیشتر بهشان توجه می‌کند، تو آن فشار مشکلات، تحمل و صبرش بیشتر می‌شود، ظرفیتش بیشتر می‌شود و نشاط روحی‌اش مقداری بیشتر می‌شود.

۴. فرمان امام صادق (ع) برای شروع دعا

از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است: مبادا وقتی چیزی می‌خواهید از خدا، حالا حاجت دنیایی باشد یا آخرتی؛ مادی باشد یا معنوی، هر چه از خدا می‌خواهید، مبادا صاف همان را بخواهید؛ مگر اینکه اول شروع کنید مدح و ثنای خدا را بگویید که: خدایا، تو آنی که این را به من دادی، آن را به من دادی، این لطف را کردی، این نعمت‌ها را به من دادی. مثل دعای عرفه که امام حسین (علیه‌السلام) آنجا یاد داده به ما، که حضرت عملاً دارند انجام می‌دهند و می‌شمارند تو کی هستی و تو چیا به من دادی. این خودش ایمان آدم به خدا و محبت انسان را به خدا بیشتر می‌کند.

۵. دو شرط اصلی اجابت دعا

ایرادی تو کارمان هست؛ چرا که امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند دو تا شرط دارد: اول آن کسی منتظر باید باشد که هر چه خواست خدا به او بدهد، که گوش به حرف خدا هم خوب می‌دهد؛ یعنی هر چه خدا دستور داده می‌گوید چشم. دِ بی‌انصافی است آخه که خدا واجباتی داده گاهی مراعات نمی‌کنیم، محرماتی گذاشته گاهی انجام می‌دهیم؛ ولی توقعمان هم بالاست! او چیزهایی می‌خواهد ما انجام ندهیم، اما ما تا یک چیزی می‌خواهیم بگوییم خدا بده، آن هم سریع بدهد؛ نمی‌دهد ناراحتم می‌شویم! گوش به حرف خدا دادی یا نه؟ شرط دوم این است که از آن جهت صحیحش و از آن راه صحیحش دعا بکند.

۶. کفران نعمت یا یادآوری آن؟

جهت صحیح دعا این است: شروع می‌کنی، اول حمد خدا را می‌کنی و یادآوری می‌کنی نعمت‌هایی را که خدا بهت داده است و می‌شماری؛ این‌قدر نسبت به نعمت‌های خدا مثل کفران نعمت نکن. آدم وقتی نعمت‌هایی را که از خدا به او داده نمی‌گوید، به زبان نمی‌آورد، شکرش را به جا نمی‌آورد و اظهار نمی‌کند، این می‌شود کفران. مبادا مبادا کسی جوری باشد که وقتی با او حرف می‌زنند، همه‌اش از زمین و زمان گله و شکایت دارد، همه‌اش دلخوری دارد، همه‌اش ناراحتی دارد و همه‌اش ناراحت است. بابا، یک ذره بیا این‌طرف؛ یک ذره بیا این چیزهای خوب را نگاه کن، یک ذره آن نعمت‌هایی که خدا بهت داده را بشمار.

۷. اقرار به گناه، کلید قفل دعا

در جهت صحیح دعا، اول حمد خدا را می‌کنی، بعد تشکر می‌کنی از خدا، بعد صلوات می‌فرستی بر پیغمبر اکرم، بعد هم یک مقدار آن کوتاهی‌ها و تقصیرها و غلط‌های خودت هم بشمار؛ همه‌اش حق به جانب نرو پیش خدا. بشمار، به یاد بیاور گناهانت را، اقرار کن به گناه؛ مثل آدم‌های زمخت و خشن نباش که نمی‌پذیرند کوتاهی‌هاشون را. اقرار یعنی اعتراف کن، به زبان بیاور که خدایا من درسته آمدم ازت الان یک چیزی می‌خوام، ولی من یک کارهای ناجوری خب دارم کردم دیگه، این‌ها را منکر نیستم؛ من این کوتاهی‌ها را کردم. وقتی آدم اعتراف به گناه‌هاش می‌کند، پناه ببر به خدا، این آن جهتِ صحیحِ دعا است.

فهرست

1️⃣ ادبِ حمد پیش از درخواست

◽️ سنت عملی امام سجاد (علیه‌السلام) در آغاز دعا

◽️ تناسب رعایت آداب دعا با تقرب به اجابت

2️⃣ فلسفه و آثار تربیتی آداب دعا

◽️ بی‌نیازی مطلق خدای متعال از حمد و طاعت بندگان

◽️ بازگشت فواید و آثار تربیتی آداب به خود انسان

3️⃣ برکات شکرگزاری در اوج مشکلات

◽️ نقش یادآوری نعمت‌ها در افزایش ظرفیت و صبر روح

◽️ کفران نعمت؛ ریشه ناامیدی و گله‌مندی‌های مداوم

4️⃣ دستورالعمل امام صادق (ع) در ترتیب دعا

◽️ نهی از درخواست ناگهانی و بدون مقدمه حاجت

◽️ درس‌آموزی از شیوه اباعبدالله (ع) در دعای عرفه

5️⃣ دو شرط اساسی برای اجابت الهی

◽️ مطابقت زندگی با طاعت و فرامین واجب پروردگار

◽️ ورود به محضر الهی از جهت و راه صحیح دعا

6️⃣ حقیقتِ جهتِ صحیح دعا (راهِ بندگی)

◽️ حمد الهی، یادآوری نعمت‌ها و صلوات بر پیامبر (ص)

◽️ اقرار خاشعانه به کوتاهی‌ها و اعتراف به گناهان