🔰دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه چهارم)
صوت کامل سخنرانی
1401/01/17
پست

🔰(جلسه چهارم رمضان) دعای ورود به ماه مبارک رمضان 

🔸حمد و شکر خدا از همه چیز مهمتر!

🔹حمد؛ اولین کلام بهشتیان بعد از ملاحظه نعمت های الهی

🔸اداء حق نمک سفرهٔ خدا با مقدّم کردن حمد خدا بر دعاهایمان 

🔹هر خوبی و زیبایی که هست، اصلش مال خداست

🔸پایه‌های شکر  ← زبانی، قلبی، عملی.
🔻حمد؛ شکر زبانی!

🔹 عدالت در تشکر از نعمت ها و احسان ها ← مقدّم کردن حمد خداوند بربقیّه

ماه مبارک رمضان

🔰دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه چهارم)

🔰(جلسه چهارم رمضان) دعای ورود به ماه مبارک رمضان 

🔸حمد و شکر خدا از همه چیز مهمتر!

🔹حمد؛ اولین کلام بهشتیان بعد از ملاحظه نعمت های الهی

🔸اداء حق نمک سفرهٔ خدا با مقدّم کردن حمد خدا بر دعاهایمان 

🔹هر خوبی و زیبایی که هست، اصلش مال خداست

🔸پایه‌های شکر  ← زبانی، قلبی، عملی.
🔻حمد؛ شکر زبانی!

🔹 عدالت در تشکر از نعمت ها و احسان ها ← مقدّم کردن حمد خداوند بربقیّه

متن

نیایش امام سجاد (ع) در استقبال از ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله الذی هدانا لحمده و جعلنا من أهله لنکون لإحسانه من الشاکرین و لیجزینا علی ذلک جزاء المحسنین.

امام سجاد (علیه‌السلام) در ورود به ماه مبارک رمضان دعایی را انشاء فرمودند و در این دعا مطالب مهمی را ایراد کرده و به ما یاد دادند. اولین مطلبی که در این دعا به چشم می‌خورد، این است که ایشان زبان به حمد خدا باز می‌کنند، به تأسی از خود خدای متعال. خود خدای متعال در قرآن کریم اولین مسئله‌ای را که به ما یاد می‌دهد، مسئله حمد و شکر خداست. حمد و شکر خدا از همه چیز مهم‌تر است.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره»؛ خدا را حمد می‌کنیم که همین ستایش و حمدِ خودش را شروع کتابش و قرآن کریم قرار داد. اولین سوره‌ای که با آن مواجه می‌شویم، سوره حمد است. خود این سوره هم به نام حمد نام‌گذاری شده؛ چون اولین آیه‌ای که بعد از بسم‌الله با آن مواجه می‌شویم، حمد است: «الحمد لله رب العالمین». این اولین مسئله‌ای است که خدای متعال در قرآن به بشر یاد می‌دهد و از همه چیز هم مهم‌تر است.

حقیقت حمد و جایگاه آن در سلوک بندگی

حمد یعنی بیان صفات خوب خدا؛ یعنی تشکر و سپاسگزاری از خدای متعال. به این‌ها می‌گویند حمد؛ همان سپاسگزاری خودمان، تشکر کردن. این از همه چیز مهم‌تر است. در خود قرآن کریم، خدای متعال خیلی از سوره‌ها را با حمد شروع می‌کند. خدا درباره بهشتی‌ها می‌فرماید وقتی وارد بهشت می‌شوند و می‌بینند خدای متعال به وعده‌هایش عمل کرده، اولین چیزی را که به زبان می‌آورند، حمد خداست؛ خدا را ستایش می‌کنند.

در دعاها هم زیاد می‌بینیم که اول با حمد شروع می‌کنند، نه اینکه همان اول شروع کنند به دعا کردن. یکی از آداب دعا همین است که آدم اول حمد خدا را بگوید. امام سجاد (علیه‌السلام) هم همین را به ما یاد می‌دهند. اینجا که می‌خواهند در ورود به ماه مبارک رمضان دعا کنند، دعا را با حمد شروع می‌کنند، نه اینکه مستقیم خواسته‌ و چیزی از خدا بخواهند.

ما وقتی چیزی از خدا می‌خواهیم، صاف می‌گوییم: «خدایا این را بده»؛ همین‌جور مستقیم اول خواسته را می‌گوییم. جزو آداب دعا گفتند [که] نه، اول خدا را ستایش کنید، اول نعمت‌های خدا را بشمارید، اول لطفی را که خدا به آدم کرده و نعمت‌هایی را که به آدم داده، انسان بشمارد؛ خلاصه حق این نمک را ادا بکند. این نمکی که سر سفره خدا داریم استفاده می‌کنیم، [حقش] ادا بشود؛ بعد حالا هر گله و شکایت و دعایی که داریم، مطرح بشود. اول، سپاسگزاری.

تأثیر قدردانی در هدایت دل‌ها و روابط انسانی

در بین آدم‌ها هم همین‌طور است. گاهی آدم می‌خواهد چیزی را به کسی بگوید، وقتی بیشتر اثر دارد که ابتدا یک مقداری از او سپاسگزاری کند، تشکر کند؛ اگر کار خوبی کرده، کاری برای انسان انجام داده، این را یاد کند و به زبان بیاورد، بعد اگر حرفی هم دارد بزند. این هم یک قاعده است؛ خود انسان‌ها هم این‌طوری بیشتر تأثیر می‌پذیرند.

بازگشت تمام ستایش‌ها به ساحت الهی

ایشان شروع می‌کنند و حمد را با این بیان‌ها به ما یاد می‌دهند که حمد مخصوص خداست. عرض کردیم حمد، سپاسگزاری است؛ از طرفی هر صفت خوبی که ما از کسی می‌گوییم، داریم آن کس را حمد می‌کنیم، در عربی به این می‌گویند حمد. مثلاً می‌گوییم: «این چه آدم خوبی است»؛ [در این حالت] ما می‌شویم حامد، آن فرد می‌شود محمود و این کار ما هم می‌شود حمد. تعریف و تمجید از کسی یا از چیزی، می‌شود حمدِ آن.

نعمت‌های خدا را [ببینید]؛ یک گلی را می‌بینیم خیلی زیباست، می‌گوییم چقدر قشنگ است؛ داریم حمدش می‌کنیم. همین تعریف و تمجیدی که از این شیء یا از این شخص می‌کنیم، این را می‌گویند حمد؛ [یعنی] حمدِ آن شیء یا شخص.

اولین مسئله‌ای که خدا در قرآن کریم به ما یاد می‌دهد این است که همه این تعریف‌هایی که شما دارید از اشیاء و اشخاص می‌کنید، همه‌اش اصل و اساسش مال خداست. اونی که در حقیقت مالِ اوست، خداست: «الحمد لله». تنها کسی که مستحق حمد است و همه چیز مال اوست، خداست. چرا؟ چون این گل، قشنگی‌اش را از کی گرفته؟ خودش که به خودش نداده، قطعاً خودش نداده و نمی‌توانسته بدهد؛ اختیارش با خودش نبوده، این قشنگی را خدا بهش داده. این شخص، این صفت خوب را، اخلاق خوب را، کی بهش داده؟ دست خودمان که نیست، و الا خب خودمان هر طوری می‌خواستیم تقسیمش می‌کردیم؛ خدا بهش داده. خدا اسبابش را براش مهیا کرده، لطف کرده، توفیقش داده [که] این صفت خوب را دارد، این ویژگی خوب را دارد.

لذا خدا اولین مسئله‌ای که در قرآن به ما یاد می‌دهد این است که حمد مال منه؛ هر چه تعریف و تمجید از اشخاص و از اشیاء و موجودات می‌کنید، بدانید اساسش و آن کسی که واقعاً لایق این تعریف و تمجید است، منِ خدا هستم؛ چون من دادم به بقیه.

لذا این را زیاد به ما یاد می‌دهند که ما خدا را گم نکنیم در ارتباطمان با مخلوقات خدا. خب ما بقیه چیزها را می‌بینیم، چیزهای دیدنی را، با همین‌ها هم سر و کار داریم، اشخاص و اشیاء را؛ از یک چیزی خوشمان می‌آید تعریف می‌کنیم، از یک چیزی بدمان می‌آید ناراحتی می‌کنیم. اینجا در این تعریف‌ها و در این تمجیدها، خدا این‌جوری خواسته که کسی گم نکند و مستقلاً نگاه نکند به اینکه این [شخص] همه چیزش مال خودشه، این صفت خوبش هم مال خودشه؛ نه، «الحمدلله» می‌گوید این مال منه، مال خداست. من بهش دادم، من کمکش کردم، اسبابش را براش فراهم کردم، این شده اینی که شما داری می‌بینی و حالا از دستش خوشحالی. «الحمد لله» یا «لله الحمد»؛ یعنی تنها کسی که مستحق است و استحقاق حمد را دارد، لایق حمد است و لاغیر، خداست. غیر از خدا هیچ‌کس اصالتاً هیچ‌چیز از خودش ندارد، خودش را هم خودش ندارد، خودش را هم خدا بهش داده؛ ما وجودمان را خدا بهمان داده، چیزهایی را هم که داریم از نعمت‌ها، همه را خدا بهمان داده است.

پیوند بندگی و مفهوم «اهل حمد» بودن

این را خدا در قرآن کریم به ما یاد داده است. ایشان اولین چیزی را که در این دعا ذکر می‌کنند همین است؛ می‌گوید: خدایا، تو را حمد می‌کنیم چون این حمد را به ما یاد دادی تا ما از تو دور نباشیم و غرق نباشیم در این مخلوقات که همه چیز را از خود این‌ها ببینیم. اولین چیزی که یاد دادی این است که این مال خودش نیست، مال منه؛ ما را متصل کردی به خودت و یک راهی باز کردی از این چیزهای خوبی که می‌بینیم به سمت خودت: «الحمد لله الذی هدانا لحمده»؛ حمد می‌کنم خدایی را که به ما حمدش را یاد داد، که ما او را حمد کنیم و ستایش کنیم؛ «و جعلنا من أهله»؛ ما را لایق این دانست که ما او را حمد بکنیم و این حمد را به ما یاد داد، ما را اهل حمد قرار داد.

ما مسلمان‌ها، مؤمن‌ها، کسانی که خدا را قبول دارند، اهل یک‌سری کارها می‌شوند؛ مثلاً اهل نماز می‌شوند، چون خدا واجب کرده نماز بخوانند، می‌شوند اهل نماز؛ اهل روزه می‌شوند، اهل حجاب می‌شوند. یکی از چیزهایی که ما با پذیرفتن تعالیم خدا اهلش می‌شویم، همین است که اهل حمد می‌شویم؛ یعنی ستایشگر خدا می‌شویم. خدا یادمان می‌دهد به تدریج و یواش‌یواش، از توی نماز گرفته تا بیرون نماز، زیاد حمد کنیم خدا را. لذا یکی از اذکاری که خیلی به ما توصیه کردند زیاد به زبان بیاورید، حمد است؛ سپاس است، شکر خداست.

با همین غذا خوردن شروع شده، با همین کارهایی که انجام می‌دهیم؛ که وقتی تمام شد، حمد خدا را به جا بیاورید. به زبان بیاورید حمد خدا را، نه توی دل؛ به زبان بیاورید.

تفاوت‌های بنیادین «حمد» و «شکر» در کلام عربی

در کلام عربی، آن‌هایی که عربی بلدند می‌دانند، ما یک حمد داریم، یک شکر داریم. این دو تا معنایشان تقریباً یک چیز است، یعنی همان سپاسگزاری است؛ اما از یک جهت با هم فرق دارند.

شکر سه پایه دارد؛ اگر هر کدام از این سه پایه نباشد، شکر معنی ندارد و می‌ریزد:

۱. یکی‌اش زبانی است؛ یعنی با زبان، آدم اظهار بکند و تشکر بکند از خدا یا از طرف مقابل که براش کاری کرده؛ حالا ما بحثمان درباره خداست. اول به زبان بیاورد.

۲. دومین پایه‌اش این است که قلباً هم این را مال خدا بداند، نه مال این و آن. یعنی اگر فلانی برای من این کار را کرده، این فلانی را هم خدا کمکش کرده، خدا اسبابش را براش فراهم کرده که توانست به من کمک کند. یعنی قلباً ما بدانیم همه این نعمت‌هایی که به ما می‌رسد—چه آن‌هایی که مستقیم از جانب خدا می‌دانیم، چه آن‌هایی که بشر واسطه است و کسی یک لطفی و کاری برای ما کرده—این‌ها همه را از جانب خدا بدانیم. این پایه دوم شکر که قلبی است، جایش در باور انسان است؛ من این باور را داشته باشم که هر چه هست مال خداست، از این چیزهای خوب، هر کس هر چه دارد خدا داده؛ این پایه دوم.

۳. پایه سوم چیست؟ عملی است. خب، حالا خدا به ما چشم داده، شکر عملی چشم به چیست؟ به این است که آن نعمتی را که خدا داده، در همان راهی که خدا خواسته خرجش بکند. شما لطفی می‌کنید به یک کسی، چیزی می‌دهید، هدیه‌ای می‌دهید بهش؛ بعد این هدیه را بیاید کاملاً خلاف جهتی که شما مد نظرتون بود عمل کند و به کار بگیرد، کاملاً خلافش؛ حالا یا علیه شما به کار بگیرد، یا در یک راهی خرج بکند که شما اصلاً نمی‌خواستید در آن راه خرج بشود؛ این هم خلاف شکر است.

نعمت‌های خدا [هم همین‌طور است]؛ یکی از پایه‌های شکر خدا نسبت به آن نعمت‌ها همین است که آن‌ها را در همان راهی که خدا خواسته خرج کند. چشم را وقتی می‌گویند با اعضا و جوارح گناه نکنید، چون این گناه نکردن بالاترین مصداق شکر است دیگر؛ چون چشم را، گوش را، زبان را، دست و پا را، خدا به ما داده ولی راضی نیست هر جایی از آن استفاده کنیم. وقتی آنجایی که خدا خواسته استفاده کنیم می‌شود شکر، وقتی جاهای دیگر خرجش بکنیم که نمی‌خواهد خدا و راضی نیست، می‌شود کفران نعمت.

پس شکر سه پایه دارد؛ این سه پایه که باشد، می‌شود شکر. اما حمد، فقط زبانی است؛ یعنی آن شکر وقتی به زبان می‌آید، یک اسم دیگرش حمد است. توی دلتون شما شکر کسی را می‌کنید و باور دارید این مال خداست، این را بهش حمد نمی‌گویند. عملاً هم که گناه نمی‌کنید، به این حمد نمی‌گویند. کجا بهش می‌گویند حمد؟ آن وقتی که به زبان می‌آوری و تشکر می‌کنی. پس حمد نسبت به شکر از این جهت خاص شد. اینکه در دعاها یا در آیات، گاهی کلمه حمد می‌آید و گاهی کلمه شکر می‌آید، از لحاظ معنایی یکی است، حمد همان شکر است؛ اما از لحاظ کاربرد، حمد همان شکرِ زبانی است فقط. شکر قلبی و شکر عملی را بهش حمد نمی‌گویند؛ حمد زبانی است. شما هر وقت با زبان از کسی تشکر کردید، هم شکر است، هم حمد است؛ هر دو تایش است.

لزوم رعایت حق تقدم و عدالت در سپاسگزاری

این حمد را خدا یاد داده، اولین چیزی که یاد داده این است که بدانید این حمدهای زبانی، این شکرهای زبانی، همه این‌هایی که می‌کنید، این مال منه، اساسش مال منه و باید هم داشته باشید در کارتون. دستور دادند در کارهاتون، هر کاری انجام می‌دهید و موفق می‌شوید به انجامش، بعدش حمد خدا را بکنید؛ لقمه می‌خورید، غذا می‌خورید، بعدش «الحمدلله» بگویید، بعدش از بقیه تشکر کنید.

ما متأسفانه زبانمان به تشکر از بقیه—آن خوب‌هایمان که زبان تشکرشان خوب کار می‌کند و زبان تشکرشان از بقیه خوب به کار است—اما از خدا نه؛ یک مقدار عدالت را رعایت نمی‌کنیم. خب این سفره‌ای که پهن بود و استفاده شد، خدا داده؛ اول به جاست حمد خدا را بکنید، بعد به صاحب مجلس بگویید: «تشکر، دست شما درد نکند». یک مقدار عدالت در این چیزها هم باید رعایت بشود.

این حمد را به ما یاد دادند به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل، و امام سجاد (علیه‌السلام) هم اولین مسئله‌ای که در این دعای ماه مبارک مطرح می‌کنند، همین است که خدا را حمد می‌کنند که خودِ این حمد و شکر را به ما یاد داد.

حالا این بحث‌های دیگری هم دارد که إن‌شاءالله جلسات آینده [مطرح می‌شود]. نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهم‌السلام) و همه علمای ربانی و همه شهدای خط تشیع و امام شهدا، سه صلوات.

گزیده

۱. حمد؛ نخستین درس قرآن کریم در بندگی

خود خدای متعال در قرآن کریم اولین مسئله‌ای را که به ما یاد می‌دهد، مسئله حمد و شکر خداست. حمد و شکر خدا از همه چیز مهم‌تر است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره»؛ خدا را حمد می‌کنیم که همین ستایش و حمدِ خودش را شروع کتابش و قرآن کریم قرار داد. اولین سوره‌ای که با آن مواجه می‌شویم، سوره حمد است. خود این سوره هم به نام حمد نام‌گذاری شده؛ چون اولین آیه‌ای که بعد از بسم‌الله با آن مواجه می‌شویم، حمد است: «الحمد لله رب العالمین». این اولین مسئله‌ای است که خدای متعال در قرآن به بشر یاد می‌دهد و از همه چیز هم مهم‌تر است.

۲. حقیقت حمد و جایگاه اولیه آن در ادعیه

حمد یعنی بیان صفات خوب خدا؛ یعنی تشکر و سپاسگزاری از خدای متعال. به این‌ها می‌گویند حمد؛ همان سپاسگزاری خودمان، تشکر کردن. این از همه چیز مهم‌تر است. در خود قرآن کریم، خدای متعال خیلی از سوره‌ها را با حمد شروع می‌کند. خدا درباره بهشتی‌ها می‌فرماید وقتی وارد بهشت می‌شوند و می‌بینند خدای متعال به وعده‌هایش عمل کرده، اولین چیزی را که به زبان می‌آورند، حمد خداست؛ خدا را ستایش می‌کنند. در دعاها هم زیاد می‌بینیم که اول با حمد شروع می‌کنند، نه اینکه همان اول شروع کنند به دعا کردن. یکی از آداب دعا همین است که آدم اول حمد خدا را بگوید.

۳. سیره امام سجاد (ع) در رعایت آداب دعا

امام سجاد (علیه‌السلام) در ورود به ماه مبارک رمضان دعا را با حمد شروع می‌کنند، نه اینکه مستقیم خواسته‌ و چیزی از خدا بخواهند. ما وقتی چیزی از خدا می‌خواهیم، صاف می‌گوییم: «خدایا این را بده»؛ همین‌جور مستقیم اول خواسته را می‌گوییم. جزو آداب دعا گفتند که نه، اول خدا را ستایش کنید، اول نعمت‌های خدا را بشمارید، اول لطفی را که خدا به آدم کرده و نعمت‌هایی را که به آدم داده، انسان بشمارد؛ خلاصه حق این نمک را ادا بکند. این نمکی که سر سفره خدا داریم استفاده می‌کنیم، حقش ادا بشود؛ بعد حالا هر گله و شکایت و دعایی که داریم، مطرح بشود. اول، سپاسگزاری.

۴. قاعده روان‌شناختی قدردانی در روابط انسانی

در بین آدم‌ها هم همین‌طور است. گاهی آدم می‌خواهد چیزی را به کسی بگوید، وقتی بیشتر اثر دارد که ابتدا یک مقداری از او سپاسگزاری کند، تشکر کند؛ اگر کار خوبی کرده، کاری برای انسان انجام داده، این را یاد کند و به زبان بیاورد، بعد اگر حرفی هم دارد بزند. این هم یک قاعده است؛ خود انسان‌ها هم این‌طوری بیشتر تأثیر می‌پذیرند. ایشان شروع می‌کنند و حمد را با این بیان‌ها به ما یاد می‌دهند که حمد مخصوص خداست. عرض کردیم حمد، سپاسگزاری است؛ از طرفی هر صفت خوبی که ما از کسی می‌گوییم، داریم آن کس را حمد می‌کنیم، در عربی به این می‌گویند حمد.

۵. بازگشت تمام ستایش‌های هستی به ساحت الهی

اولین مسئله‌ای که خدا در قرآن کریم به ما یاد می‌دهد این است که همه این تعریف‌هایی که شما دارید از اشیاء و اشخاص می‌کنید، همه‌اش اصل و اساسش مال خداست. اونی که در حقیقت مالِ اوست، خداست: «الحمد لله». تنها کسی که مستحق حمد است و همه چیز مال اوست، خداست. چرا؟ چون این گل، قشنگی‌اش را از کی گرفته؟ خودش که به خودش نداده، قطعاً خودش نداده و نمی‌توانسته بدهد؛ اختیارش با خودش نبوده، این قشنگی را خدا بهش داده. این شخص، این صفت خوب را، اخلاق خوب را، کی بهش داده؟ دست خودمان که نیست؛ خدا به او داده است.

۶. اسباب توفیق و نعمت‌ها از جانب اوست

خدا اسباب صفات خوب را برای انسان مهیا کرده، لطف کرده، توفیقش داده که این صفت خوب را دارد، این ویژگی خوب را دارد. لذا خدا اولین مسئله‌ای که در قرآن به ما یاد می‌دهد این است که حمد مال منه؛ هر چه تعریف و تمجید از اشخاص و از اشیاء و موجودات می‌کنید، بدانید اساسش و آن کسی که واقعاً لایق این تعریف و تمجید است، منِ خدا هستم؛ چون من دادم به بقیه. لذا این را زیاد به ما یاد می‌دهند که ما خدا را گم نکنیم در ارتباطمان با مخلوقات خدا. ما بقیه چیزها را می‌بینیم، از یک چیزی خوشمان می‌آید تعریف می‌کنیم.

۷. توحید در ستایش؛ رهایی از غفلتِ مخلوق‌پرستی

در این تعریف‌ها و در این تمجیدها، خدا این‌جوری خواسته که کسی گم نکند و مستقلاً نگاه نکند به اینکه این شخص همه چیزش مال خودشه، این صفت خوبش هم مال خودشه؛ نه، «الحمدلله» می‌گوید این مال منه، مال خداست. من به او دادم، من کمکش کردم، اسبابش را براش فراهم کردم، این شده اینی که شما داری می‌بینی و حالا از دستش خوشحالی. «الحمد لله» یا «لله الحمد»؛ یعنی تنها کسی که مستحق است و استحقاق حمد را دارد، لایق حمد است و لاغیر، خداست. غیر از خدا هیچ‌کس اصالتاً هیچ‌چیز از خودش ندارد و خدا به او داده است.

۸. فلسفه نیایش و حقیقت «اهل حمد» بودن

ایشان اولین چیزی را که در این دعا ذکر می‌کنند همین است؛ می‌گوید: خدایا، تو را حمد می‌کنیم چون این حمد را به ما یاد دادی تا ما از تو دور نباشیم و غرق نباشیم در این مخلوقات که همه چیز را از خود این‌ها ببینیم. ما را متصل کردی به خودت و یک راهی باز کردی از این چیزهای خوبی که می‌بینیم به سمت خودت: «الحمد لله الذی هدانا لحمده»؛ حمد می‌کنم خدایی را که به ما حمدش را یاد داد، که ما او را حمد کنیم و ستایش کنیم؛ «و جعلنا من أهله»؛ ما را لایق این دانست و ما را اهل حمد قرار داد.

۹. تفاوت بنیادین ارکان حمد و شکر در کلام عرب

در کلام عربی ما یک حمد داریم، یک شکر داریم. این دو تا معنایشان تقریباً یک چیز و همان سپاسگزاری است؛ اما از یک جهت با هم فرق دارند. شکر سه پایه دارد؛ اگر هر کدام از این سه پایه نباشد، شکر معنی ندارد و می‌ریزد: یکی‌اش زبانی است؛ یعنی با زبان، آدم تشکر بکند از خدا. دومین پایه‌اش این است که قلباً هم این را مال خدا بداند، نه مال این و اون. یعنی قلباً ما بدانیم همه این نعمت‌هایی که به ما می‌رسد را از جانب خدا بدانیم؛ جایش در باور انسان است. پایه سوم چیست؟ عملی است؛ یعنی نعمتی را که خدا داده، در همان راهی که خدا خواسته خرجش بکند.

۱۰. لزوم رعایت عدالت و حق تقدم در سپاسگزاری

این حمد را خدا یاد داده و دستور دادند در کارهاتون، هر کاری انجام می‌دهید و موفق می‌شوید به انجامش، بعدش حمد خدا را بکنید؛ لقمه می‌خورید، غذا می‌خورید، بعدش «الحمدلله» بگویید، بعدش از بقیه تشکر کنید. ما متأسفانه زبانمان به تشکر از بقیه—آن‌هایی که زبان تشکرشان از بقیه خوب به کار است—اما از خدا نه؛ یک مقدار عدالت را رعایت نمی‌کنیم. خب این سفره‌ای که پهن بود و استفاده شد، خدا داده؛ اول به جاست حمد خدا را بکنید، بعد به صاحب مجلس بگویید: «تشکر، دست شما درد نکند». یک مقدار عدالت در این چیزها هم باید رعایت بشود.

فهرست

در ادامه، فهرست مطالب منسجم، خلاصه‌شده و ساختاریافته از متن سخنرانی، مناسب برای استفاده در طراحی گرافیک و شبکه‌های اجتماعی تقدیم می‌شود:

1️⃣ فضیلت حمد در طلیعه نیایش امام سجاد (ع)

◽️ دعای استقبال از رمضان و سیره امام در افتتاح کلام با ستایش الهی

◽️ حمد؛ نخستین مسئله آموزشی قرآن و کلید گشایش ذکر در کلام امیرالمؤمنین (ع)

2️⃣ حقیقت مفهوم حمد و جایگاه آن در بهشت و دعا

◽️ معنای حمد؛ بیان صفات نیکوی الهی و سپاسگزاری سر سفره پروردگار

◽️ حمد به عنوان نخستین کلام بهشتیان و برترین ادبِ تقدم بر حاجت

3️⃣ قاعده روان‌شناختی تقدیر در روابط انسانی

◽️ تأثیرگذاری کلام در سایه تقدیر و تشکر اولیه از مخاطب

◽️ بررسی تعاریف اصطلاحی «حامد» و «محمود» در ابراز قدردانی

4️⃣ توحید در ستایش و بازگشت نعمت‌ها به ساحت الهی

◽️ انتساب اصیل تمام زیبایی‌ها، صفات نیکو و تجلیات آفرینش به ذات خدا

◽️ لزوم هوشیاری بنده در گم نکردن نقش مستقل پروردگار در واسطه‌های دنیوی

5️⃣ پیوند بندگی و حقیقت «اهل حمد» شدن

◽️ اتصال بنده به خدا از مسیر شهود زیبایی‌ها و نعمت‌های جهان

◽️ مراتب تسلیم و قرار گرفتن در زمره نمازگزاران، روزه‌داران و ستایشگران

6️⃣ ارکان سه‌گانه شکر در کلام عرب

◽️ اقرار زبانی، باور قلبی به مبدئیت خدا و شکر عملی در به‌کارگیری اعضا

◽️ مرزبانی از جوارح و عدم ابتلای نعمت‌های الهی به گناه و کفران

7️⃣ تمایز کاربردی حمد و شکر و لزوم رعایت عدالت

◽️ تجلی شکر زبانی در افق حمد و تفاوت آن با شکر قلبی و عملی

◽️ لزوم رعایت حق تقدم خدا بر خلق و حفظ عدالت در سپاسگزاری مادی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🔰دعای ورود به ماه مبارک رمضان (جلسه چهارم)

موضوع: صوت کامل سخنرانی