🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه دوازدهم) ۱۰ خرداد ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
پست

✨نگاه توحیدی #امام_خمینی(ره) به آزادسازی خرمشهر
✅اسباب، سببیتشان را از خدا دارند
🔥آتشی که برای ابراهیم گلستان نشد!
💠حقّ پیروزی را به‌جا بیاوریم! 
❓چرا دست خدا را در کارها نمی‌بینیم؟! 
⚠️"توجه به خدا" گاهی ساختگی است.
🤲در کارهای ریز و درشت باید دعا کنیم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۱۰ خردادماه ۱۴۰۴

توحید

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه دوازدهم) ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

✨نگاه توحیدی #امام_خمینی(ره) به آزادسازی خرمشهر
✅اسباب، سببیتشان را از خدا دارند
🔥آتشی که برای ابراهیم گلستان نشد!
💠حقّ پیروزی را به‌جا بیاوریم! 
❓چرا دست خدا را در کارها نمی‌بینیم؟! 
⚠️"توجه به خدا" گاهی ساختگی است.
🤲در کارهای ریز و درشت باید دعا کنیم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۱۰ خردادماه ۱۴۰۴

متن

شرح دعای مکارم‌الاخلاق؛ مأمن انسان در مواجهه با بداخلاقی‌های جامعه

شرّ و منّت بعضی از انسان‌ها

بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

در ادامه خطبه دعای شریف مکارم‌الاخلاق، عبارت امام سجاد (علیه‌السلام) به این رسید: «وَ اكْفِنِی مَئُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبَادِ، وَ هَبْ لِی أَمْنَ یَوْمِ الْمَعَادِ، وَ امْنَحْنِی حُسْنَ الْإِرْشَادِ» [صداى صلوات حاضرين]

یکی از مسائلی که اینجا اشاره می‌فرمایند این است که: خدایا به من کمک کن که در اثر ارتباطی که با انسان‌ها دارم [دچار آسیب نشوم]؛ انسان‌ها متفاوتند. بعضی‌ها وقتی کاری برای انسان انجام می‌دهند و مثلاً مشکلی را برای انسان حل می‌کنند، یک گرفتاری گریبان‌گیر آدم می‌شود. مثلاً مشکلی را حل کرده، حالا از این به بعد منتش به سر آدم است؛ توقعی دارد از آدم که مثلاً چون من این کار را انجام دادم، در ازایش انسان هم فلان کار را حتماً انجام بدهد، یا فلان چیزی که از دستش برمی‌آید انجام بدهد.

به هر حال، گاهی از جانب بعضی انسان‌ها، انسان در امان نیست؛ از زبانشان، از حرفشان، از رفتارشان. شرایطی پیش می‌آید که انسان مبتلا می‌شود به چنین انسان‌هایی. در جامعه هم این مسائل هست. انسان همین‌طور که دارد زندگی می‌کند و ارتباط دارد با مردم، این ارتباط آبستن مشکلاتی است، آبستن مسائلی است. چیزهایی پیش می‌آید، اتفاقاتی می‌افتد، ناراحتی پیش می‌آید؛ یک کسی برمی‌گردد یک رفتار بدی را نسبت به انسان انجام می‌دهد، یک حرف بدی را به انسان می‌زند، یک قضاوت بدی را می‌کند. از این چیزها معمولاً برای همه پیش می‌آید. حالا خدا نکند خودمان هم جزء همین‌ها باشیم.

در جامعه این [مسئله] زیاد هست، در ارتباطی که آدم با بقیه می‌گیرد این مسئله پیش می‌آید. یک کسی، توی موقعیتی انسان قرار دارد، بد برداشت می‌کند، قضاوت بد نسبت به انسان می‌کند، تهمتی به انسان می‌زند، سوءظنی فکرش و ذهنش را می‌گیرد و به آن ترتیب اثر می‌دهد. حسادت، ذهن و فکرش را می‌گیرد نسبت به انسان، بعد مشغول می‌شود. این حسادت یک مشکل قلبی انسان است و خودش را در عمل نشان می‌دهد. وقتی کسی نسبت به کسی حسادت دارد، این در دلش مخفی نمی‌ماند؛ یک حرفی می‌زند از سر حسادت که مثلاً این طرف را پایین بیاورد. این [طرف] حالا یک نعمتی خدا بهش داده، یک موقعیتی خدا بهش داده، این چشم دیدنش را ندارد، طاقت نمی‌آورد. یک حرفی برمی‌گردد می‌زند که حالا یا این نعمت را پایین بیاورد، یا این فرد را تحقیر کند، یا امثال ذلک بالاخره.

این‌ها چیزهایی است که از انسان‌ها به آدم می‌رسد. در همین مسیر خیابان‌ها وقتی انسان دارد رانندگی می‌کند، همین‌طور زمینه هست برای مسائلی، یک درگیری‌هایی، یک مشکلاتی. همین‌طور که انسان خرید و فروش می‌کند، همین‌طور که انسان به ادارات مراجعه می‌کند، زمینه هست مسائل ناراحت‌کننده‌ای پیش بیاید، دعوایی پیش بیاید، اختلافی پیش بیاید، مشکلی پیش بیاید، بدزبانی پیش بیاید؛ همه این‌ها.

تحلیل حوادث و توحید افعالی

در ادامه دعایی که امام سجاد (علیه‌السلام) داشتند، جملات قبل ما را توجه ویژه‌ای دادند به خدای متعال؛ یعنی بیش از این چیزی که ما برای خدا اهمیت قائلیم، بیش از این چیزی که به خدای متعال توجه می‌کنیم.

عرض شد وقتی امام راحل عظیم‌الشأن این جمله را فرمودند که «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، وقتی انسان در عمق این جمله و امثال این جمله‌ها که از امثال چنین مردان الهی صادر می‌شود می‌رود، خیلی چیزها می‌فهمد. ببینید یک اتفاقی می‌افتد، می‌نشینند انسان‌ها تحلیل می‌کنند که مثلاً این اتفاق علتش چیا بوده است. مثلاً همین فتح خرمشهر، می‌نشینیم تحلیل می‌کنیم که چه چیزهایی باعث این شد. می‌آییم مثلاً می‌گوییم یک نقش انسانی در این مسئله بود؛ رزمندگانی جهاد کردند، از جانشان گذشتند، فرماندهانی تدبیر کردند، مردمی همراهی کردند. شروع می‌کنیم به عوامل مختلفی که در یک اتفاقی تأثیر داشته می‌پردازیم؛ عوامل تأثیرگذار و مؤثر در این اتفاق، در این حادثه. این همیشه هم هست؛ حوادثی پیش می‌آید، عواملی بررسی می‌شوند، این عواملِ حوادثِ خوبش [است]، حالا بدش یک مسئله دیگری است. این‌ها تحلیل می‌شود، بررسی می‌شود.

امام راحل اینجا آن مسئله‌ای را که رویش دست گذاشتند و توجه دادند به آن، این مسئله توجه به خدا بود؛ یعنی همان مسئله‌ای که نوعاً ما وقتی می‌خواهیم یک حادثه خوبی را تحلیل کنیم، یا بهش نمی‌پردازیم، یا به یک شکل تزیینی، به یک شکل حاشیه‌ای مثلاً می‌گوییم خب بله این‌ها عواملی بود که این اتفاق افتاد، حالا لطف خدا هم بود، خدا لطف کرد، خدا فراهم کرد. خیلی که موفق باشیم این است که در عوامل مؤثر، خدای متعال را هم بیاوریم، یک اشاره‌ای هم بکنیم که خدا لطف کرد، خدا رحم کرد، خدا چیکار کرد. اما ایشان همه را خلاصه کرد در یک مسئله، و آن که «خدا» این کار را کرد؛ خدا خرمشهر را آزاد کرد.

خب رزمنده‌ها نبودند؟ فرماندهان نبودند؟ عوامل دیگر دخیل نبود؟ ایشان این چیزها را توجه نداشتند؟ ایشان می‌خواستند این چیزها را بی‌ارزش کنند؟ از نقشش بکاهند؟ آیا این چیزها مطرح بود؟ یا نه، برمی‌گردد به آن دید الهی این مرد، آن ایمان قوی‌ای که خدا به این مرد داده بود.

ایمان درجات دارد، باور انسان به خدا درجات دارد. یک وقت هیچ باوری به خدا نیست، یک وقت باور در حدی است که تزیینی [و] نمایشی، انسان به خدا اشاره‌ای می‌کند. یک وقت این باور این‌قدر قوی است، این‌قدر پررنگ است، که نگاه می‌کند می‌بیند همه آن‌چه که اتفاق افتاد از عوامل و علت‌ها و چیزهایی که تأثیر داشت، این‌ها همه‌اش برمی‌گردد به اراده الهی، همه‌اش برمی‌گردد به آن تأثیر و نفوذی که خدا در این ایجاد کرد. اگر رزمندگان جهاد کردند، از جانشان گذشتند، از همه چیزشان گذشتند، این انگیزه را، این نیت را، این ایمان را، این استقامت را، این شجاعت را، این‌ها را کی بهشان داد؟ این‌ها را خدا داد. اگر فرماندهان تدبیر کردند، این تدبیر را، این عقلِ تدبیر را، عقلِ هدایت‌گری را، نقشه تأثیرگذار را، کی کمک کرد، کی هدایت کرد ذهن‌ها را؟ خدا کمک کرد. اگر هر عامل دیگری مؤثر بود، کی ایجاد کرد؟ خدا ایجاد کرد.

سببیت اسباب در عالم و اراده الهی

هر سبب و علتی در عالم هست سببیتش به خداست. اگر آتش می‌سوزاند، این سوزاندن آتش به اراده خداست. لذا خدا اگر یک جایی نخواهد، این آتش هست ولی نمی‌سوزاند. آتش هست، ولی آن سببیت را خدا ازش می‌گیرد، آن سوزاندن را ازش می‌گیرد. داستان حضرت ابراهیم: «قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ». خاصیت آتش چیست؟ حرارت [و] گرما. خاصیت آتش چیست؟ می‌سوزاند، نابود می‌کند، از بین می‌برد. این دو تا خاصیت و سببیت را خدا به آتش داده است. اگر یک جایی خدا بخواهد، آتش هست ولی این‌ها را ازش می‌گیرد؛ مثل اینجا. اینجا آتش گلستان نشد، آتش بود، منتها «بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ» بود. این آتشی که حرارت دارد، گرم است، می‌سوزاند، می‌شود برداً؛ برد، سرد می‌شود. این آتشی که از بین می‌برد، نابود می‌کند، می‌شود سلاماً؛ آسیب نمی‌زند به ابراهیم. آتش هست، سببیت را خدا ازش می‌گیرد. این‌که از اراده الهی خارج نیست، و سایر مسائل.

خدا در قرآن می‌فرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ». آن تیری که انداختی، تو نینداختی، خدا انداخت. خب یعنی واقعاً ما نینداختیم؟ یعنی واقعاً آن تیرانداز، آن کسی که تیر زد، تیر نینداخت؟ مجبور بود؟ اراده‌ای نداشت؟ اختیاری نداشت؟ این‌ها که همه‌اش بود؛ چیزی که انسان درک می‌کند، وجداناً این‌ها که هست. پس چرا خدا پای خودش را این وسط می‌کشد و توجه می‌دهد به خودش: «وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»؟ این دارد تزریق می‌شود، دید الهی و توحیدی در ما. این واقعیتی که ازش غافلیم دارد تزریق می‌شود در ذهن ما، در باور ما، در اعتقاد ما، که بله ما مختاریم، ما اراده داریم، ما اختیار داریم، اما نفوذ اراده ما، اصل اراده ما، همه‌اش با خداست. خدا بخواهد، ما نخواهیم، می‌شود؛ خدا نخواهد، ما بخواهیم، نمی‌شود. اگر این تیر به هدف خورد، همه چیزش وابسته به خداست. اراده‌ای هم که و قدرتی هم که و تأثیری هم که تیرانداز در این مسئله دارد، که دارد، خدا بهش داده، خدا بهش داده؛ اراده داده، اختیار داده، تأثیر داده. این‌ها همه دست به دست هم می‌دهد تا تیر به هدف بخورد. اگر تیر به هدف خورد، یک مقدار این‌ور نرفت آن‌ور نرفت، اراده خدا بود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ».

خرمشهر را خدا آزاد کرد. چرا این را فرمودند؟ چون مردان الهی در موقعیت‌های خاص هم همه تلاششان این است که غیر از این‌که خودشان توجه دارند به مسبب‌الاسباب، توجه دارند به آن علت حقیقی، توجه دارند به آن عامل اصلی، بقیه را هم به آن سمت بکشانند. آدم پیروز می‌شود، صحنه جنگ است، پیروز می‌شوند همه، صحنه یک امتحانی است، پیروز می‌شوند. اینجا همه خوشحالند، همه از عوامل مؤثره بررسی می‌کنند؛ یکی‌ش این، یکی‌ش آن، یکی‌ش آن. اما مردان الهی اول می‌گویند خدا، چون هر چه این وسط هست به تأثیر و اراده الهی است. اختیاری هم که خدا به ما داده، نفوذی هم که خدا به ما داده، این‌ها همه‌اش به اراده الهی است؛ لذا توجه می‌دهند. خود خدای متعال در قرآن کریم وقتی اشاره می‌کند که بناست فتح مکه اتفاق بیفته، اینجا چیکار کنیم؟ وقتی فتح حاصل شد، بسم الله الرحمن الرحیم «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ»، وقتی پیروز شدید و یاری خدا آمد، «وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»، خوشحال شدید، دیدید همه دارند می‌آیند می‌آیند سمت دین، همه دارند هدایت می‌شوند، «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ»، آنجا خدا حاکم است، آنجا توجه باید به خدا باشد، به تسبیح و ستایش خدا، ستایش الهی.

اگر کاری خطا پیش رفته، بد پیش رفته، درست نبوده، به قصور و تقصیر ماست، خدا منزه است. اگر کار خوب پیش رفته، به اراده الهی است که اراده ما نافذ شده و تأثیرگذار بوده است؛ تسبیح بکن، حمد کن خدا را وقتی پیروز می‌شوید. در طول تاریخ اسلام، در طول تاریخ انقلاب هم همین بوده است. وقتی هر جا ما موفق شدیم، پیروز شدیم، اگر دچار آفت‌های پیروزی شدیم، مشکل خوردیم. گاهی جبهه حق در میدان‌های حق که شکست می‌خورد، علتش گاهی برمی‌گردد به این‌که آنجایی که پیروز شدند، ندانستند، توجه نشد، غفلت شد از این‌که حق این پیروزی چطور باید ادا بشود؛ حق این پیروزی چطور باید ادا بشود. زبان شاکر باید داشته باشیم. شکر یکی از ارکانش و پایه‌هایش این است که آدم آن‌چه که نعمت بهش می‌رسد، آن‌چه که خیر می‌رسد، این را قلباً باورش این باشد که خدا علت نهایی بود، خدا علت اصلی بود، خدا سبب‌ساز اصلی بود، بقیه واسطه‌اند، بقیه وسیله‌اند، بقیه هم تأثیر دارند اما تأثیرش را خدا داده، اختیار دارند اختیار، تأثیر اختیارش را خدا داده است.

انقطاع الی الله و تکیه بر او در گرفتاری‌ها

این‌طوری امام سجاد (علیه‌السلام) دارند این دید الهی‌ای که نیاز هست گفته بشود و پرداخته بشود [را تبیین می‌کنند]؛ نه این‌که بگوییم خب بله، آن‌که مسلمه خدا کمک کرد. این «بله آن‌که مسلمه»، مشکل ماست. مشکلم اینجاست که همه‌اش این‌طور چیزها مسلم شده، ولی واقعیتش این است که غافلیم ازش. غافلیم ازش؛ تزیینی است گاهی، تصنعی است، تکلفی است اگر اشاره‌ای به خدا هست. اما یواش‌یواش دارد این را به ما یاد می‌دهد امام سجاد: «أَنْتَ اللَّهُمَّ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْتُ»، وقت[ی] من‌که مگر گرفتار می‌شوم تویی، تویی آن سرمایه و ذخیره من. «وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِی إِنْ حُرِمْتُ»، اگر جایی حق من خورده شد، تو بخواهی می‌توانی بهترش را به من برگردانی. «وَ بِکَ اسْتِغَاثَتِی إِنْ کُرِثْتُ»، اگر ظلم به من شد، اگر غم و اندوه شدید منو گرفت، آن کسی که می‌تواند و لایق این است که من دست دراز کنم سمتش و التماس کنم و بهش پناه ببرم تویی. «وَ عِنْدَکَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ»، پیش توست فقط جبران چیزهایی که از دست دادم، هر چه از دست دادم. تو بخواهی راه جبرانش فراهم می‌شود. این باید فراهم باشد، نه این‌که فقط به خداست و ما هیچ؛ این‌ها هیچ‌وقت مفهومش این مسائل نیست، بلکه دارد دید و بینش و فکر و معرفت ما را درست می‌کند؛ جایگاه خدای متعال را از آن پایین‌پایین‌ها دارد می‌آورد بالا، توجه به خدا را دارد می‌آورد بالا. امام راحل محصول این تربیت بود، که بدون هیچ تعارفی، بدون هیچ برو برگردی این را نسبت می‌داد به خدا. ایمان وقتی به خدا بالا باشد، می‌بیند دست خدا را در کارها، می‌بیند اراده الهی را در کارها.

حالا همین امام به نقش مردم هم واقف بود، حق مردم را هم ادا می‌کرد، اما آنجایی که ذهن‌ها همه جا می‌رود [ولی] درست طرف نقطه اصلی نمی‌رود، هدایت می‌کرد؛ هدایت مردان الهی است، رهبری مردان الهی است. آن نقطه‌ای که حواس‌ها می‌خواهد پرت بشود این‌ور و آن‌ور و از آن هدف اصلی، از آن علت اصلی، توجه کم می‌شود، هدایت می‌کند به آن سمت؛ و الا این‌که این علت‌ها هم تأثیر داشتند که کسی توش شکی ندارد، کسی توش تردیدی ندارد. این‌ها را همه جا می‌گویند، بایدم بگویند؛ اما آن چیزی که نباید حقش ضایع بشود، حقش باید ادا بشود، آن حق خداست.

«وَ عِنْدَکَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ»؛ این تعابیر، تعابیر حصری است، حصر می‌کند، اختصاصی است. «عِنْدَکَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ»، «عِنْدَکَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ». هر چی من زدم خراب کردم، خدایا تویی که می‌توانی کمکم کنی اصلاح کنم. من نگاه خودت که می‌کنم [می‌بینم] خراب کردم، خراب کردم، خراب‌کاریم کم نبوده است؛ اما رها بشوم درست نمی‌شود، باید پناه ببرد انسان به خدا. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» یک قدمش با ماست، ما باید همت کنیم بندگی کنیم؛ «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» اما خدایا من این وسط تنها نمی‌شود که، تو باید دستمو بگیری، تو باید کمک کنی، تو باید نجاتم بدهی.

«فَامْنُنْ عَلَیَّ قَبْلَ الْبَلَاءِ بِالْعَافِیَةِ»؛ خدایا این لطف را در حق من بکن، این منت را بر سر من بذار، این نعمت را به من بده، که قبل از این‌که امتحانی پیش بیاید، قبل از این‌که مصیبتی پیش بیاید، گرفتاری‌ای پیش بیاید که بناست زمین بخورم، خودت کمک کن زمین نخورم، حفظ بشوم؛ یا آن بلا پیش نیاید، یا اگر آن بلا پیش آمد به عافیت از آن بلا گذر کنم.

«وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدَةِ»؛ خدایا قبل از این‌که دستمو به سمت این و اون دراز کنم، قبل از این بدانم که دستِ دهنده این و اون به دست توست، به اراده توست. تو بخواهی می‌دهد، به ذهنش می‌افتد، حرکت می‌کند، می‌دهد؛ اما تو نخواهی داشته باشد هم نمی‌دهد، گره در کارش می‌افتد نمی‌دهد. این‌ها چیزهایی [است] که گاهی برای خودمان تجربه‌اش پیش آمده است. مشکلی پیش آمده همه امیدمان را بسته‌ایم به یک جایی، به یک کسی، اتفاقاً همان‌جا ناامیدکننده‌ترین جایی بود که می‌شد آدم برود مشکلش را بخواهد حل کند. ذهنش می‌رود سراغ یک جایی، خدا نیست این وسط؛ مشکل اینجاست. و الا این‌ها نفی نمی‌کند، انسان با همین وسایل و اسبابی که خدا قرار داده می‌رود مشکلاتش را حل می‌کند، اما امید، نقطه اصلی امید و توجه انسان باید به خدا برود، این باید اصلاح بشود. لذا در روایات داریم، در کتاب شریف کافی در همین بحث، که [برای] طرف مشکلی پیش آمد، حضرت فرمودند کی مشکلتو حل می‌کند؟ اشاره کرد فلانی. [حضرت فرمودند:] پس حل نمی‌شود. تو این‌قدر همه امید را بسته‌ای به فلانی، می‌روی می‌بینی او خودش هم می‌گوید تا صبح بود این پول، دادم یک کسی رفت، نشد، الآن نمی‌شود، فلان مشکل پیش آمده امروز نمی‌شود، کلاً نمی‌شود؛ یک گره‌ای می‌خورد در کار آدم. البته گاهی‌ها، خدا همیشه درها را نمی‌بندد. امور مردم، امور خلق‌الله، مختل بنا نیست بشود، ولی گاهی خدای متعال این‌ها را می‌آورد که یک توجهی هم آدم بکند، بفهمد همه‌کاره بقیه نیستند، وسیله‌اند، اما همه‌کاره نیستند.

«وَ قَبْلَ الضَّلَالِ بِالرَّشَادِ»؛ خدایا اگر بناست راهی پیش بیاید، اتفاقی بیفتد که من در اثر آن اتفاق، در اثر آن راه، آن چیزی که جلوی پام گذاشته شد گمراه بشوم [و] راه را گم کنم، خدایا خودت کمکم کن. «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ». هدایت به راه درست چه در خودمان، چه در بقیه، باز به اراده الهی است؛ ما تلاش می‌کنیم اما خدا بخواهد، خدا کمک کند، خدا دلِ نرم بدهد، خدا زبانِ نافذ بدهد، این همه‌اش به خداست.

«وَ اكْفِنِی مَئُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبَادِ»؛ خدایا این وسط شر کسانی که بناست ازشان شری به من برسد، خودت کفایت کن. اصلاً نیازم به این نشود، به این آدمی که مشکل دارد، اذیت می‌کند. اگر نیازم پیدا می‌شود به کسانی، به بنده‌های خوبت، از طریق بنده‌های خوبت، از طریق بنده‌های سالمت نیازم برطرف بشود. کارم نیفتد به شرار خلق، به آدم‌های بد، که یک گره‌ای بناست به دست او باز بشه، این‌قدر منت می‌گذارد، این‌قدر اذیت می‌کند، این‌قدر این اتاق اون اتاق می‌کند، این‌قدر این‌ور اون‌ور آدم را می‌گرداند، این‌قدر اذیت می‌کند تا یک کار را انجام بدهد. به ما یاد داده‌اند دعا کنید که سر و کارتان با این‌ها نیفتد. این هم دعاست، این هم دعا می‌خواهد؛ ما در همه چیز محتاج خداییم. در این‌که امروز می‌روم اداره، کارم به یک آدم بد گره نخورد، محتاج خداییم. گره من را یک آدم درست‌حسابی باز کند، یک آدمی که اذیت نکند. این‌ها را دعا یاد می‌دهد، می‌گوید همه چیزها را باید دعا کرد و از خدا خواست، چون دعا توجه، این نیاز انسان به خدا را به رخمان می‌کشد، که ما در همه چیز محتاج خداییم؛ هیچ چیزش با من نیست که بگویم خودم می‌روم درستش می‌کنم. خودِ خودم هم و هر چی خودم دارم، خدا داده است. من باید حرکت کنم، باید همت کنم، اما همه چیزش نفوذش، تأثیرش و به هدف رسیدنش، با خدای متعال [است]. ان‌شاءالله خدای متعال به همه ما این معرفت را، این ایمان را عنایت کند که بیش از پیش توجه کنیم به آن نقشی و به آن جایگاهی که خدای متعال دارد در همه امور، در همه مسائل، و بتوانیم ان‌شاءالله رابطه‌مان را با خدای متعال اصلاح کنیم، هم در عمل هم در اعتقاد.

دعای پایانی و طلب توفیق

پروردگارا به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده، ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار، ما را به هدف صراط مستقیم برسان. توفیق عبادت و بندگی و عمل صالح و خالص، خدمت به مردم خالصانه، هر کاری خالصانه [انجام دادن را] به ما عنایت بفرمای. مشکلات همه ما، ملت ما، مشکلات مسلمان‌ها، مشکلات شیعیان در همه نقاط عالم برطرف بفرمای. کسانی که خدمت می‌کنند به مردم ما، به دین ما، به مملکت ما، همه‌شان را یاری کن. کسانی که خیانت می‌کنند، کوتاهی می‌کنند، شرّشان را به خودشان برگردان. مقام معظم رهبری محافظت بفرمای، ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده. اموات ما، گذشته‌گان ما، حق‌داران ما، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدا، روح مطهر حضرت امام غریق رحمت بفرمای. سلام و تحیت ما به محضر امام عصرمان برسان. امر فرج ایشان تعجیل بفرمای. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرمای. بالنبی و آله.

گزیده


1️⃣ 🎯 دعا برای کفایت از شرّ بندگان آزاردهنده

📿 وکفنی معونت معرت العباد... یکی از مسائلی که اینجا اشاره می‌فرماید، این است که خدایا به من کمک کن که در اثر ارتباطی که با انسان‌ها دارم، در امان باشم. بعضی انسان‌ها وقتی کاری برای انسان انجام می‌دهند، بعدش توقعی دارند، منت می‌گذارند، زبان‌شان آزار می‌دهد، تهمت می‌زنند، سوءظن دارند. گاهی حسادت دارند و از روی حسادت حرفی می‌زنند برای تحقیر یا پایین آوردن انسان. این‌ها چیزهایی است که در جامعه و زندگی روزمره پیش می‌آید. در مسیر، در خرید، در اداره، در معاشرت با مردم، زمینه ناراحتی و دعوا و اختلاف هست.


2️⃣ 🔥 آتش ابراهیم و نفی استقلال اسباب

🔥 آتش هست، اما خدا خاصیتش را می‌گیرد. اگر خدا نخواد، آتش نمی‌سوزونه. داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام: «قُلْنا یا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ». آتش بود، ولی سوزانندگی و حرارتش را خدا ازش گرفت. این یعنی اسباب در ظاهر تأثیر دارند ولی تأثیر واقعی‌شان به اراده خداست. برف سرد می‌کند، آتش گرم است، ولی همه این تأثیرها، تحت تدبیر الهی است. اگر خدا نخواهد، همین آتش که می‌سوزاند، می‌شود گلستان.


3️⃣ 🎯 خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ نه تحلیل‌گران

🕊 امام راحل جمله‌ای گفتند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». این جمله از یک نگاه توحیدی عمیق حکایت دارد. مردم و تحلیل‌گران از فداکاری‌ها، تدبیرها، مشارکت‌ها می‌گویند، اما مردان الهی مثل ایشان، اول به خدا توجه می‌دهند. چون می‌فهمند که حتی آن انگیزه، ایمان، تدبیر، شجاعت و فداکاری را هم خدا داده. هیچ عاملی در عالم مستقل از خدا اثر ندارد. آنچه تأثیر دارد، به اراده خدا اثر دارد.


4️⃣ 🎯 وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ

🏹 قرآن می‌فرماید: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى». یعنی تیر را تو انداختی، ولی در حقیقت خدا انداخت. انسان اختیار دارد، تیرانداز هست، اما نفوذ تیر، اصابت به هدف، همه در ید قدرت خداست. این یعنی باور توحیدی، باور به اینکه حتی در انتخاب‌ها و تلاش‌های ما، نهایتاً خداست که اراده‌اش نافذ است.


5️⃣ 🤲 ما مختاریم، اما زیر سلطه اراده خدا

🧠 ما اراده داریم، تصمیم می‌گیریم، تلاش می‌کنیم. اما نفوذ اراده ما، اصل اثرگذاری ما، وابسته به خواست خداست. خدا بخواهد، ما نخواهیم می‌شود. ما بخواهیم، او نخواهد نمی‌شود. تمام اسباب در اختیار اوست. اگر تیر به هدف خورد، نه فقط به‌خاطر مهارت تیرانداز، بلکه چون خدا خواست. این عمق نگاه توحیدی است که امام سجاد علیه‌السلام در دعاها تزریق می‌کند.


6️⃣ 🛐 دعا؛ راه اصلاح رابطه با خدا

🙏 امام سجاد علیه‌السلام در دعایشان فرمودند: «أنت عدّتی»، تویی پناه من. اگر حقم ضایع شد، تویی که می‌تونی جبرانش کنی. اگر در گرفتاری‌ام، تویی که می‌تونی کمک کنی. اگه چیزی از دست دادم، جبرانش فقط دست توئه. نگاه توحیدی یعنی همین. یعنی اینکه در دل بلا و قبل از اینکه دست‌مون به سمت این و آن دراز بشه، بدونیم که فقط خداست که اگر بخواهد، بقیه هم کار می‌افتند.


7️⃣ 🔍 پیروزی بدون شکر، آفت دارد

🏆 گاهی در میدان حق، جبهه شکست می‌خورد، چون پیروزی قبلی درست شکرگزاری نشده. چون توجه به علت اصلی یعنی خدا نشده. خدا می‌فرماید: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ... فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ». وقتی فتح شد، بجای غرور، ستایش کن. اگر پیروزی از آنِ ما شد، حمد و تسبیح خدا واجب است. چرا؟ چون اگر تأثیری بود، از خدا بود.


8️⃣ 🧎‍♂️ رابطه درست با اسباب و وسایل

💼 گاهی آدم می‌ره پیش کسی که فکر می‌کنه کمکش می‌کنه، اما همان فرد مأیوسش می‌کنه. چون امیدش به خدا نبود. گاهی هم برعکس، امید به خداست، و خدا دل اون شخص رو نرم می‌کنه، مسیر رو باز می‌کنه. ما از اسباب استفاده می‌کنیم، اما نباید به اسباب تکیه کنیم. امید، باید به خدا باشه. وسیله باید باشه، اما علت اصلی فقط خداست.


9️⃣ 🧨 از شرّ انسان‌های بد دعا بخواهیم

🚷 در زندگی ممکنه کاری گره بخوره به دست انسانی بد. از خدا بخواهیم که نیازمون به شرار خلق نیفته. امام سجاد علیه‌السلام در دعاشون از خدا خواستن که اگر قراره کار ما به کسی بیفته، بندگان خوب و صالح خدا باشن، نه کسانی که اذیت می‌کنن، منت می‌گذارن، انسان رو می‌چرخونن. حتی برای اینکه به چنین افراد دچار نشویم هم باید دعا کرد.


🔟 🧠 ایمانِ بالا، نگاهِ دقیق‌تر به خدا

🌌 امام خمینی با اینکه به نقش مردم و اسباب واقف بود، اما آن ایمان قوی‌اش، باعث می‌شد در تمام مسائل، دست خدا را ببیند. آن نگاه توحیدی، محصول تربیت الهی بود. اینکه در موقعیت‌های خاص، هم خود انسان نگاهش به خدا باشد، و هم بقیه را به سمت خدا هدایت کند. مردان الهی، دل‌ها را از حواشی جدا و به علت حقیقی پیوند می‌زنند.

--------------

۱. منّت و توقع؛ آفت گره‌گشایی‌های اجتماعی

یکی از مسائلی که امام سجاد (علیه‌السلام) اشاره می‌فرمایند این است که: خدایا به من کمک کن که در اثر ارتباطی که با انسان‌ها دارم دچار آسیب نشوم؛ انسان‌ها متفاوتند. بعضی‌ها وقتی کاری برای انسان انجام می‌دهند و مثلاً مشکلی را برای انسان حل می‌کنند، یک گرفتاری گریبان‌گیر آدم می‌شود. مثلاً مشکلی را حل کرده، حالا از این به بعد منتش به سر آدم است؛ توقعی دارد از آدم که مثلاً چون من این کار را انجام دادم، در ازایش انسان هم فلان کار را حتماً انجام بدهد، یا فلان چیزی که از دستش برمی‌آید انجام بدهد. به هر حال، گاهی از جانب بعضی انسان‌ها، انسان در امان نیست؛ از زبانشان، از حرفشان، از رفتارشان. شرایطی پیش می‌آید که انسان مبتلا می‌شود به چنین انسان‌هایی.

۲. آسیب‌های پنهان حسادت در جامعه

حسادت یک مشکل قلبی انسان است و خودش را در عمل نشان می‌دهد. وقتی کسی نسبت به کسی حسادت دارد، این در دلش مخفی نمی‌ماند؛ یک حرفی می‌زند از سر حسادت که مثلاً این طرف را پایین بیاورد. این طرف حالا یک نعمتی خدا بهش داده، یک موقعیتی خدا بهش داده، او چشم دیدنش را ندارد و طاقت نمی‌آورد. یک حرفی برمی‌گردد می‌زند که حالا یا این نعمت را پایین بیاورد، یا این فرد را تحقیر کند، یا امثال ذلک بالاخره. این‌ها چیزهایی است که از انسان‌ها به آدم می‌رسد. در جامعه هم این مسائل هست؛ انسان همین‌طور که دارد زندگی می‌کند و ارتباط دارد با مردم، این ارتباط آبستن مشکلاتی است و آبستن مسائلی است.

۳. ریشه‌شناسی یک جمله تاریخی؛ خرمشهر را خدا آزاد کرد

وقتی امام راحل عظیم‌الشأن این جمله را فرمودند که «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، وقتی انسان در عمق این جمله و امثال این جمله‌ها که از امثال چنین مردان الهی صادر می‌شود می‌رود، خیلی چیزها می‌فهمد. ببینید یک اتفاقی می‌افتد، می‌نشینند انسان‌ها تحلیل می‌کنند که مثلاً این اتفاق علتش چیا بوده است. مثلاً فتح خرمشهر، می‌نشینیم تحلیل می‌کنیم؛ می‌گوییم یک نقش انسانی در این مسئله بود؛ رزمندگانی جهاد کردند، فرماندهانی تدبیر کردند، مردمی همراهی کردند. شروع می‌کنیم به عوامل مختلفی که در یک اتفاقی تأثیر داشته می‌پردازیم؛ عوامل تأثیرگذار و مؤثر در این حادثه. این همیشه هم هست؛ عواملی بررسی می‌شوند، اما امام راحل اینجا روی مسئله توجه به خدا دست گذاشتند.

۴. مرز میان نگاه تزیینی و نگاه توحیدی به لطف الهی

نوعاً ما وقتی می‌خواهیم یک حادثه خوبی را تحلیل کنیم، یا بهش نمی‌پردازیم، یا به یک شکل تزیینی و به یک شکل حاشیه‌ای مثلاً می‌گوییم خب بله این‌ها عواملی بود که این اتفاق افتاد، حالا لطف خدا هم بود، خدا لطف کرد، خدا فراهم کرد. خیلی که موفق باشیم این است که در عوامل مؤثر، خدای متعال را هم بیاوریم و یک اشاره‌ای بکنیم؛ اما امام راحل همه را خلاصه کرد در یک مسئله، و آن که «خدا» این کار را کرد؛ خدا خرمشهر را آزاد کرد. ایمان درجات دارد و باور انسان به خدا درجات دارد. یک وقت این باور این‌قدر قوی است و این‌قدر پررنگ است که نگاه می‌کند می‌بیند همه‌اش برمی‌گردد به اراده الهی.

۵. اراده و تدبیر انسان، هدیه تفضل خداست

اگر رزمندگان جهاد کردند، از جانشان گذشتند، از همه چیزشان گذشتند، این انگیزه را، این نیت را، این ایمان را، این استقامت را، این شجاعت را، این‌ها را کی بهشان داد؟ این‌ها را خدا داد. اگر فرماندهان تدبیر کردند، این تدبیر را، این عقلِ تدبیر را، عقلِ هدایت‌گری را، نقشه تأثیرگذار را، کی کمک کرد، کی هدایت کرد ذهن‌ها را؟ خدا کمک کرد. اگر هر عامل دیگری مؤثر بود، کی ایجاد کرد؟ خدا ایجاد کرد. هر سبب و علتی در عالم هست سببیتش به خداست. این باور این‌قدر قوی است که نگاه می‌کند می‌بیند همه آن‌چه که اتفاق افتاد، همه‌اش برمی‌گردد به اراده الهی و به آن تأثیر و نفوذی که خدا ایجاد کرد.

۶. توحید افعالی و فلسفه هدایت تیر به هدف

خدا در قرآن می‌فرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ». آن تیری که انداختی، تو نینداختی، خدا انداخت. چیزی که انسان درک می‌کند، وجداناً این‌ها که هست؛ پس چرا خدا پای خودش را این وسط می‌کشد و توجه می‌دهد به خودش؟ این دارد تزریق می‌شود، دید الهی و توحیدی در ما. این واقعیتی که ازش غافلیم دارد تزریق می‌شود در ذهن ما، در باور ما، در اعتقاد ما، که بله ما مختاریم، ما اراده داریم، ما اختیار داریم، اما نفوذ اراده ما، اصل اراده ما، همه‌اش با خداست. خدا بخواهد، ما نخواهیم، می‌شود؛ خدا نخواهد، ما بخواهیم، نمی‌شود. اگر این تیر به هدف خورد و یک مقدار این‌ور نرفت آن‌ور نرفت، اراده خدا بود.

۷. آفت غفلت از حقّ پیروزی در میدان‌ها

تسبیح بکن، حمد کن خدا را وقتی پیروز می‌شوید. در طول تاریخ اسلام، در طول تاریخ انقلاب هم همین بوده است. وقتی هر جا ما موفق شدیم، پیروز شدیم، اگر دچار آفت‌های پیروزی شدیم، مشکل خوردیم. گاهی جبهه حق در میدان‌های حق که شکست می‌خورد، علتش گاهی برمی‌گردد به این‌که آنجایی که پیروز شدند، ندانستند، توجه نشد، غفلت شد از این‌که حق این پیروزی چطور باید ادا بشود. زبان شاکر باید داشته باشیم. شکر یکی از ارکانش و پایه‌هایش این است که آدم آن‌چه که نعمت بهش می‌رسد، آن‌چه که خیر می‌رسد، این را قلباً باورش این باشد که خدا علت نهایی بود، خدا علت اصلی بود، خدا سبب‌ساز اصلی بود.

۸. حقیقت شکر و پناه بردن به اصلاح الهی

هر چی من زدم خراب کردم، خدایا تویی که می‌توانی کمکم کنی اصلاح کنم. من نگاه خودت که می‌کنم می‌بینم خراب کردم، خراب‌کاریم کم نبوده است؛ اما رها بشوم درست نمی‌شود، باید پناه ببرد انسان به خدا. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» یک قدمش با ماست، ما باید همت کنیم بندگی کنیم؛ «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» اما خدایا من این وسط تنها نمی‌شود که، تو باید دستمو بگیری، تو باید کمک کنی، تو باید نجاتم بدهی. پیش توست فقط جبران چیزهایی که از دست دادم، هر چه از دست دادم. تو بخواهی راه جبرانش فراهم می‌شود. این‌ها هیچ‌وقت مفهومش این مسائل نیست، بلکه دارد دید و بینش و فکر و معرفت ما را درست می‌کند.

۹. وابستگی تمام اسباب عالم به اذن و اراده پروردگار

ذهنش می‌رود سراغ یک جایی، خدا نیست این وسط؛ مشکل اینجاست. و الا این‌ها نفی نمی‌کند، انسان با همین وسایل و اسبابی که خدا قرار داده می‌رود مشکلاتش را حل می‌کند، اما امید، نقطه اصلی امید و توجه انسان باید به خدا برود، این باید اصلاح بشود. تو نخواهی داشته باشد هم نمی‌دهد، گره در کارش می‌افتد نمی‌دهد. هدایت به راه درست چه در خودمون، چه در بقیه، باز به اراده الهی است؛ ما تلاش می‌کنیم اما خدا بخواهد، خدا کمک کند، خدا دلِ نرم بدهد، خدا زبانِ نافذ بدهد، این همه‌ش به خداست. بفهمد همه‌کاره بقیه نیستند، وسیله‌اند، اما همه‌کاره نیستند.

۱۰. تکیه بر لطف خدا در مواجهه با شرار خلق

به ما یاد داده‌اند دعا کنید که سر و کارتان با این‌ها نیفتد. این هم دعاست، این هم دعا می‌خواهد؛ ما در همه چیز محتاج خداییم. کارم نیفتد به شرار خلق، به آدم‌های بد، که یک گره‌ای بناست به دست او باز بشه، این‌قدر منت می‌گذارد، این‌قدر اذیت می‌کند، این‌قدر این اتاق اون اتاق می‌کند، این‌قدر این‌ور اون‌ور آدم را می‌گرداند، این‌قدر اذیت می‌کند تا یک کار را انجام بدهد. دعا یاد می‌دهد، می‌گوید همه چیزها را باید دعا کرد و از خدا خواست، چون دعا توجه، این نیاز انسان به خدا را به رخمان می‌کشد، که ما در همه چیز محتاج خداییم؛ هیچ چیزش با من نیست.

فهرست

  1. شرح دعای امام سجاد علیه‌السلام از مکارم‌الاخلاق

    • «و کفنی معونت معرت العباد»

    • درخواست کفایت شرّ بندگان آزاردهنده

    • مسئله توقع، منت، بدرفتاری و سوءظن در روابط انسانی

  2. مشکلات ناشی از تعاملات اجتماعی روزمره

    • درگیری‌ها، قضاوت‌های ناعادلانه، حسادت‌ها

    • آزارهای زبانی و رفتاری در کوچه، اداره، بازار و جامعه

  3. تحلیل دید توحیدی در رخدادهای بزرگ

    • مثال: فتح خرمشهر

    • نگاه معمول مردم به عوامل انسانی

    • نگاه مردان الهی به اراده خدا به‌عنوان علت اصلی

  4. توحید در نظام اسباب و علل طبیعی

    • مثال: آتش حضرت ابراهیم

    • آتش می‌سوزاند، اما سوزاندن به اراده خداست

    • سلب خاصیت از اسباب توسط خداوند

  5. آیه "و ما رمیت اذ رمیت..." و تفسیر آن

    • نقش انسان و خدا در افعال

    • اراده و اختیار انسان، تحت نفوذ اراده الهی

  6. نقش ایمان و معرفت توحیدی در تحلیل امور

    • درجات ایمان به خدا

    • از نگاه نمایشی تا باور قلبی به ربوبیت الهی

  7. نقش دعا در جلب هدایت و کفایت بلاها

    • دعا برای محفوظ ماندن از ابتلا

    • دعا برای جبران خسارت‌ها و نجات از گرفتاری‌ها

  8. امتحان‌های الهی و آفات پیروزی

    • اشاره به غفلت پس از پیروزی

    • مسئولیت شکر واقعی در قبال نعمت‌ها

  9. نقش امام خمینی (ره) به‌عنوان نمونه‌ای از تربیت توحیدی

    • نسبت دادن پیروزی‌ها به خدا

    • هدایت مردم به علت اصلی یعنی اراده خدا

  10. جمع‌بندی نهایی: رابطه‌ انسان با خدا در همه ابعاد زندگی

    • بندگی و تلاش انسان همراه با استعانت از خدا

    • لزوم اصلاح نگاه، باور و رفتار توحیدی در زندگی فردی و اجتماعی

شرح صحیفه سجادیه - مسجد قدس

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه دوازدهم) ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی