🎧شرح نهج البلاغه (جلسه ششم)‌ مسجد بنی الزهرا سلام‌الله‌علیها ۹ خرداد ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/03/09
پست

🎧 شرح نهج البلاغة (خطبۀ ۲۴ از کتاب تمام نهج‌البلاغة)

💎 دلسوز خودمان باشیم!
🛑 عمر، سرمایه‌ای تکرارنشدنی.
⌛️"توبه‌کردن"، فوری‌ترین کار! 
⚠️ برای "توبه‌کردن" دنبال فرصت‌ مناسب نباشيم!
🗓 فردایی که هیچ وقت نمی‌آید!
❌ شیطان نمیگه "توبه نکن"! 
🔥 شیطان، "توبه" را برای انسان تبدیل به "آرزو" می‌کند.
⚰️ مرگ انسان‌ها در اوج غفلت و بدون‌توبه، بزرگترین هدف شیطان!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد بنی‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۹ خرداد ۱۴۰۴

شیطان
غفلت
توبه
مرگ
آرزو

🎧شرح نهج البلاغه (جلسه ششم)‌ مسجد بنی الزهرا سلام‌الله‌علیها ۹ خرداد ۱۴۰۴

🎧 شرح نهج البلاغة (خطبۀ ۲۴ از کتاب تمام نهج‌البلاغة)

💎 دلسوز خودمان باشیم!
🛑 عمر، سرمایه‌ای تکرارنشدنی.
⌛️"توبه‌کردن"، فوری‌ترین کار! 
⚠️ برای "توبه‌کردن" دنبال فرصت‌ مناسب نباشيم!
🗓 فردایی که هیچ وقت نمی‌آید!
❌ شیطان نمیگه "توبه نکن"! 
🔥 شیطان، "توبه" را برای انسان تبدیل به "آرزو" می‌کند.
⚰️ مرگ انسان‌ها در اوج غفلت و بدون‌توبه، بزرگترین هدف شیطان!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد بنی‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۹ خرداد ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

آثار اطاعت از فرمان خدا و تقوا در کلام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

در ادامه خطبه مبارکه‌ای که از امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) قسمت‌هایی از آن خوانده شد، بعد از اینکه ایشان مقدمه‌ای را چیدند، به عنوان یکی از آثار اطاعت فرمان خدا و تقوا، یکی از آثار مهمش را این فرمودند که انسان با تقوا، در اثر تقوا یکی از ویژگی‌هایی که پیدا می‌کند این است که عبرت‌ها در زندگی‌اش برجسته است و عبرت گرفتن یک کاری است در کل زندگی‌اش. یعنی نمی‌گذارد آن جاهایی که احیاناً گرفتار شد و مشکلی برایش پیش آمد و قابل عبرت گرفتن هست، قابل جلوگیری هست، اجازه نمی‌دهد که دوباره آن‌ها، آن مقداری‌اش که دست خود انسان هست، تکرار بشه؛ از تجربه‌ها و عبرت‌ها عبرت‌گیر است.

عاقبت‌به‌خیری اعمال مبتنی بر تقوا

بعد هم فرمودند یکی دیگر از آثار تقوا اینه که کاری که بر اساس و پایه تقوا بنیان‌گذاری بشه و چیده بشه، این کار به ثمر می‌رسه و ناقص و ابتر نمی‌مونه.

بعد در ادامه، نتیجه‌ای گرفتند. وقتی انسان این آثار خوب را در تقوا می‌بینه، این آثار و سایر آثار را در تقوا می‌بینه، طبیعتاً عقل انسان به انسان می‌گه این کار می‌ارزه که انسان انجام بده. وقتی این همه فایده داره، حتی در زندگی مادی ما، حتی در مسائل دنیایی ما این‌قدر فایده داره و مفید هست، ارزش داره انسان تن بده به گوش به حرف خدا دادن و تقوا را بتونه خوب مراعات کنه.

غنیمت شمردن سرمایه تجدیدناپذیر عمر

لذا فرمودند: «فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ» بنابراین انسان باید تصمیم بگیره تقوا را مراعات کنه. «نَصَحَ نَفْسَهُ» باید انسان دلسوز خودش باشه، دلش به حال خودش بسوزه. سرمایه‌هایی که خدا بهش داده این‌ها دیگه برنمی‌گرده. مهم‌ترین سرمایه انسان عمر انسانه و این عمر تجدیدناپذیره. تجربه دیگه نمیشه کرد که دوباره انسان برگرده یک بار دیگه از تجربه یک عمرش استفاده کنه، دوباره برگرده و اصلاح کنه؛ همین یک باره. یک بار این عمر را خدا به انسان میده، یک چند سالی توی این دنیا هست، بعد هم تموم شد و رفت. حالا خیلی چیزهای دیگه انسان زمینه تجربه‌اش چند باره هست‌ها، اما مهم‌ترین سرمایه آدم که عمر انسانه، این زمینه تجربه چند باره درش دیگه نیست؛ یک باره، میاد و می‌گذره. دیگه بعدش هم باید بره حساب‌کتاب.

لذا اینکه این همه دارند تلاش می‌کنند انبیاء و اولیاء خدا که انسان‌ها را بکشند سمت خدا، این همه دلسوزی می‌کنند، این همه رنج بردند، این همه به زحمت انداختند خودشون را، مصیبت دیدند، یک جهتش همینه. چون این عمر تجدیدناپذیره، تکرارنشدنیه، تجربه‌اش دیگه برگشت نداره، دیگه تکرار نمیشه؛ همین یک باره. این لحظات و سال‌های عمر که داره از ما سپری میشه، گذشت؛ دیگه این سن بیست سالگی دوباره تکرار نخواهد شد، رفت به عدم پیوست، تمام شد و رفت. «نَصَحَ نَفْسَهُ» دل انسان باید به حال خودش بسوزه، باید پندپذیر باشه، باید خودش را پند بده، موعظه کنه، توجه بده به اون چیزهایی که مهمه، صلاح کارشه.

ضرورت شتاب در توبه و اصلاح اخلاق

«وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ‌» یکی از کارهایی که باید انجام بده از قدم‌های اول، و به عبارتی قدم اول، اینه که توبه را زود انجام بده. «قَدَّمَ» توبه را بر هر کاری مقدم کن. یک مشکل انسان اینه که توبه را در تصورش و ذهنش طوری قرار میده که بگذاره در یک موقعیت خاصی که یک شرایط خاصی براش مهیا هست، اون وقت توبه کنه. حالا این هم نمیاد؛ این فکر از بیخ و بن غلطه. کاری را که انسان می‌خواد بعد بگذاره، مثل کار به این مهمی را بخواد بگذاره بعد انجام بده، اون «بعد» نمیاد. لذا در همه ماها اگر چنین چیزی را تجربه کرده باشیم، تصدیق می‌کنیم که اون وقتی که ما فهمیدیم باید توبه کنیم، اگر عقبش انداختیم و گفتیم حالا ان‌شاءالله یه مقدار اوضاع که آروم شد، یه مقدار این مشکل هم رد شد، برطرف شد، اون گرفتاری حل شد، اون زمینه ایجاد شد، این مشغولیته هم کم شد، ان‌شاءالله می‌چسبم کارم را درست کنم، این نمیاد؛ چون غلطه. همین الان، همه انسان‌ها با هر شرایطی که دارند، خدا می‌دونسته که هر انسانی هر وقت چه شرایطی داره؛ با اینکه می‌دونسته هر وقت هر کسی چه شرایطی داره، گفته همون آنی که ملتفت میشی، متوجه میشی، باید توبه کنی. نمیشه بگذاره بعد تا اوضاع مساعد بشه، نمیشه. این گول شیطانه.

لذا اولین کار که باید بکنه توبه کنه؛ یعنی تصمیم بگیره اون کارهای بدش را اصلاح کنه. کارهای بد یک روزی آدم را ممکنه عاقبت‌به‌شر کنه. اون اخلاق بد، یک روزی، چون ما را رها نمی‌کنند، وقتی یک صفت بدی در ما هست، زمینه زیاده که یک امتحاناتی پیش بیاد که بدتر بشه اوضاع؛ ولمون نمی‌کنند که. مثلاً این صفت در ما مخفی بمونه. ابلیس شش هزار سال عبادت کرد، اما یک صفتی در وجودش بود به نام تکبر؛ بالاخره بعد شش هزار سال امتحان سنگین پیش آمد و تکبری که در درونش پنهان شده بود و اصلاح نشده بود، خودش را نشون داد. لذا ما اگر یه عیب، عیب و اشکال اخلاقی داریم، باید بترسیم، خیلی باید بترسیم؛ چون بعداً ممکنه یه زمینه امتحان سنگینی پیش بیاد، اون عیب و اشکال اخلاقی آدم، ضربه سنگینی به آدم بزنه. الان داریم طی می‌کنیم، حالا با هر اخلاق و اعمالی که داریم داریم می‌گذرونیم روزگار را، مشکلاتش هم می‌بینیم، اما مشکل سنگینی گاهی پیش نمیاد؛ اما بعید نیست که امتحان سنگینی پیش بیاد که اون مشکل، آدم را از پا دربیاره، بزنه زمین، از یک صراط مستقیمی، از یک راه درستی که داره طی میکنه برگرده، از یک عقاید صحیحی برگرده، از یک کارهای صحیحی که تا حالا کرده برگرده؛ این خطر در کمین همه هست. از این خیلی آدم باید بترسه.

«وَ غَلَبَ شَهْوَتَهُ‌» باید توجه کنه شهواتش، هوای نفس حرامش، اون را به ورطه گناه و معصیت نندازه. رها کنه خودش را، به زمین می‌خوره؛ تو خوردنش، تو خوابیدنش، تو سایر نیازهای مادی‌اش؛ اگر یه حدی را نگه نداره، اگر یه توقفی ایجاد نکنه، به زمین می‌زندش، حتی حلالش. حتی حرام که بماند، حلالش هم وقتی از یه حدی تجاوز کرد، گذشت، این آدم را به زمین می‌زنه. یه حدی باید برای هر چیزی نگه داره؛ خوردن حدی داره، خوابیدن حدی داره، سایر مسائلی که انسان بهش احتیاج داره از جهت مادی‌اش حدی داره. این‌ها را باید درست کنه، این‌ها به زمینش می‌زنه.

ناگهانی بودن مرگ و بی‌اعتباری آرزوهای طولانی

«فَإِنَّ أَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ‌» شما اگر توبه را عقب می‌اندازی، از کجا می‌دونید کی بناست بمیرید؟ مرگ که به کسی خبر نداده کی میاد؛ معلوم نیست، معلوم نیست. مثلاً تو این جمع که ما نشستیم، قرعه اول به نام کی می‌افته؟ اول به نام کی بناست بیافته؟ کی؟ هیچ تضمینی هم نیست که پیر باشه، جوان باشه، بچه باشه، بزرگ باشه؛ به نام کی بناست بیافته؟ دومی کیه؟ آخری کیه؟ چه تضمینی هست که فلان قاعده را داره؟ که مثلاً حتماً کم‌سن‌ترها یا حتماً پرسن‌ترها، مسن‌ترها، اون‌ها مثلاً؛ یا اونی که بیمارتره، اون زودتر؛ نه، هیچی معلوم نیست. «فَإِنَّ أَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ‌» شما که مرگ براتون مخفیه، نمی‌دونید کی میاد، چطور توبه را عقب می‌اندازی؟ چه تضمینی گرفته‌اید که می‌دونی تا اون وقتی که بناست شرایطت سبک بشه، زنده‌ای و شرایطت سبک خواهد شد، مشکلاتت سبک خواهد شد، شرایطت فراهم خواهد شد، توبه هم خواهی کرد؟ چه تضمینی هست؟

«وَ أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ» آرزوها آدم را گول می‌زنه. چرا آدم توبه را عقب می‌اندازه؟ چون همش یه آرزوهایی داره؛ مثلاً در این مثال‌ها که زدیم، که مثلاً می‌گه فلان وقت که شرایطم حل شد، بارم سبک‌تر شد، این یه آرزوئه؛ معلوم نیست، شاید بشه، شاید نشه. لذا ازت می‌فرماد این آرزویی‌ست، گولت نزنه؛ فکر نکن بناست تضمیناً یه شرایطی فراهم بشه که یک زمانی شما توبه کنی، نه؛ اینطور چیزی نیست، هیچ تضمینی توش نیست. ولی وقتی آدم به خودش دلداری میده که حالا ان‌شاءالله بعداً که چیز شد من توبه می‌کنم، اون «بعداً» از کجا می‌دونه میاد؟ بناست بیاد؟ اینه که گاهی مشکلات، مسائل، پشت سر هم هست، خیلی فرصت امتحان، فرصت استراحت به آدم نمیدن؛ قاعده‌اش نیست. «دار بالبلاء محفوفة» این دنیا قاعده‌اش اینه با سختی عجینه، با بلا عجینه. این واقعیتی است باید بپذیریم. اون زمان که بخواد بیاد، ان‌شاءالله که بیاد؛ از اون طرف فرمودند منتظر فرج باشید، منتظر گشایش تو کار باشید. انسان ضمن اینکه نباید تضمین بده که حتماً بناست شرایطی که تو ذهنشه بیاد، اما در عین حال هم باید امیدوار باشه که بیاد؛ بین این دو تا باید جمع کنه. اما این‌ها حسابش کنار، چون معلوم نیست بیاد، چون معلوم نیست مرگ آدم کی هست، از این دنیا رفتن آدم کی هست، نمی‌تونه توبه را عقب بندازه.

لذا خدا توبه را واجب فوری گذاشته. وقتی انسان یه گناهی میکنه، پشتش یه واجب هم گردنش میاد و اون هم همین توبه‌ست که باید توبه کنه. یعنی گناه که کرده، واجبی را که ترک کرده، کار خطایی کرده و پشتش یه واجب افتاد، می‌افته گردن آدم، اون هم توبه‌ست. بعد این واجب هم خودش واجب فوریه؛ یعنی خود فوریتش هم یک مسئله‌ست که وقتی ترک بشه، عقاب داره. یعنی وقتی انسان گناه کرد، توبه هم نمیکنه، همین‌طور داره تو گناه‌های بیشتری دست و پنجه، خلاصه‌اش غوطه می‌خوره، غرق میشه؛ اون گناه چیه؟ توبه‌ای که نمیکنه، فوریت توبه‌ست که بهش بی‌اعتناست، داره همین‌طور عقب می‌اندازه. خدا گفته وقتی انسان گناه کرد، خدای نکرده، یا واجبی از دستش رفت، زود باید توبه کنه، زود؛ «قَدَّمَ تَوْبَتَهُ‌» باید توبه‌اش را زود انجام بده.

هشداری درباره تسویف و فریب شیاطین

«أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ» آرزوست که آدم را گول می‌زنه؛ می‌گه بناست بهتر بشه، ان‌شاءالله از اول تابستون من شروع می‌کنم یه مقدار اوضام را جور کنم، ان‌شاءالله از اول فلان وقت، ان‌شاءالله بعد اینکه این مشکلم حل شد، یه مقدار مشغولیتهام کم شد، به این می‌پردازم. «أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ» گول می‌زنه. «وَ الشَّيْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ» شیطان چسبیده به شما، اون چون بنا داره نذاره انسان اصلاح بشه، اینجوری ذهن انسان را تنظیم میکنه؛ تنظیمش با اونه. می‌گه حالا فعلاً صبر بکن، بعد یه مقدار شرایط فراهم شد. شیطان چسبیده به انسان. «يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْکَبَهَا» یک کاری که میکنه این است که گناه را در ذهن و جلو چشم انسان شیرین میکنه؛ فعلاً حالا با گناه سپری میکنه، مشکلی نداره، احساس مشکل خاصی نمیکنه، راحته.

«وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ» این شیطان کاری می‌کنه، «يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا» توبه را تو آرزوی شما قرار میده. یکی از آرزوهای خوب آدم، مثلاً آدم خوبی هم که باشه، اینه که ان‌شاءالله توبه کنه. «يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ» این همون عقب انداختن توبه به خاطر چیه؟ حضرت می‌فرماد چون شیطون این کار را می‌کنه با شما؛ می‌گه فعلاً همینی که هستی باش، توبه ان‌شاءالله خدا توفیق بده بعداً. «یمنیه» یعنی در آرزوی انسان قرار میده توبه کردن را؛ یکی از آرزوهاش هست، دوست داره یه زمانی جمع کنه خودش را. این هم کار شیطونه. این خیلی مهمه؛ یعنی شیطون وای‌نمیسته که مثلاً به ما بگه توبه نکن، می‌گه نه اشکال نداره توبه کن، اما حالا نه؛ حالا این ذره شرایط جور نیست، بعداً، بعداً؛ بگذار یه وقتی زمینه‌اش که پیش اومد، اوضاع جور بود، اصلاح کنی مسئله را؛ فعلاً نمیشه. این هم کار شیطونه. خیلی عبارت‌ها مهمه. پس خود شیطان اینه که هر جا انسان تو تصمیمی که باید بگیره در اینکه خدای نکرده گناهی را ترک بکنه، گناهی را مرتکب نشه، می‌خواد تصمیم بگیره، این به هر دلیلی عقب می‌افته، این همون شیطانه عقب می‌اندازه، به هر توجیهی. «يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا» برای اینکه بعداً انجام بده؛ که بعداً، حالا نه.

خلع سلاح تدریجی انسان توسط شیطان

تا کی شیطان زورش می‌رسه؟ تا مرگ، تا وقتی که مرگ انسان سراغ انسان میاد. اینه که می‌گیم اون‌هایی که عقب می‌اندازند هیچ وقت هم موفق نمیشند، همینه؛ این خودش تو دام شیطانه. این دام اینجا پهن شده، ادامه‌دار هم هست؛ تو آرزوی انسان هی یکی از آرزوهای خوبش اینه که ان‌شاءالله یه روز توبه کنه، ولی خب نمیکنه؛ اون هم نمی‌ذاره تا کی؟ «حَتَّى تَهْجُمَ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ أَقْفَلَ مَا يَکُونُ عَنْهُ» ان‌قدر عقب می‌اندازه، می‌اندازه که بشه انسان به نقطه‌ای برسه که از مرگ و آماده شدن برای مرگ، از هر چیز دیگری غافل‌تر باشه، از هر چیز دیگری دورتر باشه؛ هیچ آمادگی نداشته باشه برای مردن، برسونه انسان را به اینجا.

یه وقت مثلاً یک کسی نماز قضا داره، روزه قضا داره، بدهی‌هایی داره، چیزهایی گردنش هست، این شروع میکنه بعضی‌ها را انجام میده؛ هر کدوم از این‌ها را که انجام میده، داره یک قدم خودش را برای آمادگی برای مرگ آماده میکنه. وقتی داره نمازاش را قضا میکنه، یعنی می‌خوام درست شه که اون‌ور دیگه حساب این‌ها نباشه؛ روزه را وقتی داره قضا میکنه، می‌خواد درست شه که دیگه اون طرف نخواهد جواب پس بده. می‌گه شیطان ان‌قدر توبه را در شما عقب می‌اندازه که یکی‌یکی این‌ها را از شما بگیره؛ یعنی یک کاری کنه که کم‌کم نماز هم اگه قضا شده و مونده نخونی، روزه هم اگه قضا شده و مونده نخونی، خمسی هم اگه بدهکاری ندی، همه را از آدم بگیره که هیچ آمادگی برای مردن نداشته باشه؛ این قصد شیطون از اینکه توبه را در انسان به عقب می‌اندازه، این نقطه‌ست، مقصدش اینجاست، مقصدش اینجاست.

لذا اون کسی که تصمیم می‌گیره همین الان، من معلوم نیست بگذارم به حساب اینکه مثلاً سه‌شنبه برم فلانی را پیداش کنم بدهی دارم، وقتش رسیده، گذشته، باید بهش بدم، کوتاهی کردم ندادم، خمسی بدهکارم ندادم، نماز قضا دارم نمی‌کنم، ول کردم؛ می‌گه همین الان وقتشه. وقتی عقب می‌اندازیم میره تا مثلاً آخر هفته، میره یه ماه دیگه، میره تو اون هفته، کار شیطونه برای اینکه نذاره تو این کار را بکنی؛ یک، دو، بقیه اون کارهای بد را هم، کارهای خیر را هم که می‌خوای انجام بدی یا داری انجام میدی، ازت بگیره؛ همه را ازت بگیره. «يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا» در آرزوی انسان قرار میده توبه کردن را، نه در عمل؛ کمک نمیکنه در عمل که بتونیم انجام بدیم، چون نمیخواد. ولی چون میدونه ما بچه مسجدی، بچه هیئتی، بچه متدین، انسان متدین، یکی از چیزهایی که تو ذهنش خوب هست توبه‌ست، اصلاً دوست داره توبه کنه، این نمیاد که بهش بگه توبه نکن، می‌گه حالا بگذار پس‌فردا، بگذار بعداً.

خطر بزرگ مرگ در حال معصیت

«حَتَّى تَهْجُمَ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ» تا یه دفعه‌ای مرگ میاد سراغ انسان؛ در چه حالی؟ خیلی عبارت‌ها مهمه. «أَغْفَلَ مَا يَکُونُ عَنْهَا» نه در یک حالت عادی که یه مقداری از کارهاش را انسان انجام داده باشه، نداده، یه سری‌اش هم مونده، نه؛ تلاش شیطان اینه که اون وقتی که بناست مرگ انسان برسه، در بدترین حالت باشه انسان، در بدترین حالت معنوی و روحی‌اش باشه، مثلاً بتونه تلاش کنه در حال معصیت انسان بمیره. ممکنه کسی داره معصیتی انجام میده، این تلاشش این هست که حتی شده این وقتی بناست مرگش برسه، در حال معصیت باشه؛ مثلاً به این حال از دنیا بره. آدم باید بترسه؛ اون وقتی که داره نگاه حرام را میکنه، ممکنه رگ حیاتش قطع بشه؛ در این حال مردن، خیلی بدحالیه.

برای بعضی‌ها هم خدا پیش میاره که آدم ببینه؛ مثلاً فرض بگیر طرف شب عروسی‌اش بوده، در بزن و برقص و بکوب و این‌ها، وسط یه دفعه‌ای تمام کرده، یه دفعه‌ای تصادف کرده؛ تو همون حال مستی و ناخوشی و اون حال بدش از دنیا رفته؛ خیلی حال بدیه، خیلی خطرناکه. همه چیز را تلاش میکنه از آدم بگیره تا جایی که یک دفعه‌ای مرگ سراغ انسان بیاد و در حال معصیت بیاد؛ یعنی بتونه تلاشش را به این نقطه برسونه، میکنه؛ که من مبادا مثلاً در یک وضعیت خوبی، در یک جای خوبی، در یک حالت خوبی از دنیا برم. این نهایت مقصدشِ که آدم را عاقبت به شر کنه و حتی شده در جا و حالی که جای معصیته، حال معصیته، مرگ انسان برسه؛ چون اون نمیدونه انسان کی بناست بمیره، شیطان نمیدونه ما کی بناست بمیریم، اما دوست داره مرگ ما در حال معصیت باشه؛ اینجوری از دنیا بریم.

لذا می‌فرماید زود جلوش را بگیرید، زود اون مشکلاتی که دارید حل کنید؛ والا یه وقت تو اوج عصبانیت که داره فحش میده، سکته میکنه می‌میره. بعضی‌ها تو این حالت‌ها می‌میرند؛ این مشکله، این مشکلش را حل نکرده. و خدا نکنه تو همین حال بمیره؛ سخته اونی که تو همین وضعیت از دنیا می‌ره. این مشکله را حل نکرده و خدا نکنه تو همین حال بمیره؛ سخته اونی که تو همین وضعیت از دنیا می‌ره.

دعا و مناجات پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مون این لطف را بکنه و این توفیق را مرحمت کنه و این عنایت را بکنه که ما هر چه زودتر ان‌شاءالله خدا ما را بیدار کنه، ما را در راه بندگی‌اش قرار بده، در راه توبه، توبه نصوح، توبه سریع، توبه فوری، توبه واقعی، توفیق به ما مرحمت کنه که مبادا در دام شیطان از این دنیا بریم.

پروردگارا به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.

ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

ما را در صراط مستقیم بمیران. 

ما را با اهل صراط مستقیم محشور گردان. 

مشکلات ما، مشکلات اخلاقی ما، مشکلات اعمال ما، مشکلات مادی ما، مشکلات فرهنگی ما، دینی ما، همه را برطرف بفرما. 

به ما توفیق توبه عنایت بفرمای. 

به ما توفیق عمل صالح و خالص عنایت بفرمای.

توبه نصوح به ما عنایت بفرمای. 

اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، کسانی که ذره‌ای به گردن ما حق دارند، ارواح طیبه حضرات معصومین، ارواح طیبه علمای ربانی، شهدا همه را متناسب با شرایطشون غریق رحمت بفرما. 

کسانی که خدمت می‌کنند به این مردم، به دین مردم، به دنیای مردم، آن‌ها را یاری کن.

کسانی که خیانت می‌کنند، شرشون را به خودشون برگردان.

مقام معظم رهبری محافظت بفرمای. 

علما و مراجع معظم تقلید محافظت بفرمای. 

اموات ما، روح مطهر حضرت امام غریق رحمت بفرما.

عاقبت امر ما ختم به خیر بفرمای. 

امر فرج امام عصر (عجل الله له الفرج) تعجیل بفرمای. 

گزیده

۱. ویژگی انسان با تقوا و برجستگی عبرت در زندگی

انسان با تقوا در اثر تقوا یکی از ویژگی‌هایی که پیدا می‌کند این است که عبرت‌ها در زندگی‌اش برجسته است و عبرت گرفتن یک کاری است در کل زندگی‌اش. یعنی نمی‌گذارد آن جاهایی که احیاناً گرفتار شد و مشکلی برایش پیش آمد و قابل عبرت گرفتن هست، قابل جلوگیری هست، اجازه نمی‌دهد که دوباره آن‌ها، آن مقداری‌اش که دست خود انسان هست، تکرار بشود؛ از تجربه‌ها و عبرت‌ها عبرت‌گیر است. بعد هم فرمودند یکی دیگر از آثار تقوا این است که کاری که بر اساس و پایه تقوا بنیان‌گذاری بشود و چیده بشود، این کار به ثمر می‌رسد و ناقص و ابتر نمی‌ماند. وقتی انسان این آثار خوب را در تقوا می‌بیند، طبیعتاً عقل انسان به او می‌گوید این کار می‌ارزد که انسان انجام بدهد.

۲. ارزش تقوا و دلسوزی برای سرمایه تجدیدناپذیر عمر

«فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ» بنابراین انسان باید تصمیم بگیرد تقوا را مراعات کند. «نَصَحَ نَفْسَهُ» باید انسان دلسوز خودش باشد، دلش به حال خودش بسوزد. سرمایه‌هایی که خدا به او داده این‌ها دیگر برنمی‌گردد. مهم‌ترین سرمایه انسان عمر انسان است و این عمر تجدیدناپذیر است. تجربه دیگر نمی‌شود کرد که دوباره انسان برگردد یک بار دیگر از تجربه یک عمرش استفاده کند، دوباره برگردد و اصلاح کند؛ همین یک بار است. یک بار این عمر را خدا به انسان می‌دهد، یک چند سالی توی این دنیا هست، بعد هم تمام شد و رفت. اما مهم‌ترین سرمایه آدم که عمر انسان است، این زمینه تجربه چند باره در آن دیگر نیست؛ یک بار است، می‌آید و می‌گذرد.

۳. تلاش انبیاء و اولیاء خدا برای نجات عمر انسان‌ها

اینکه این همه دارند تلاش می‌کنند انبیاء و اولیاء خدا که انسان‌ها را بکشند سمت خدا، این همه دلسوزی می‌کنند، این همه رنج بردند، این همه به زحمت انداختند خودشان را، مصیبت دیدند، یک جهتش همین است. چون این عمر تجدیدناپذیر است، تکرارنشدنی است، تجربه‌اش دیگر برگشت ندارد، دیگر تکرار نمی‌شود؛ همین یک بار است. این لحظات و سال‌های عمر که دارد از ما سپری می‌شود، گذشت؛ دیگر این سن بیست سالگی دوباره تکرار نخواهد شد، رفت به عدم پیوست، تمام شد و رفت. دل انسان باید به حال خودش بسوزد، باید پندپذیر باشد، باید خودش را پند بدهد، موعظه کند، توجه بدهد به آن چیزهایی که مهم است و صلاح کار اوست.

۴. ضرورت شتاب در توبه و فریب آینده را نخوردن

«وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ‌» یکی از کارهایی که باید انجام بدهد از قدم‌های اول، این است که توبه را زود انجام بدهد. توبه را بر هر کاری مقدم کن. یک مشکل انسان این است که توبه را در تصورش و ذهنش طوری قرار می‌دهد که بگذارد در یک موقعیت خاصی که یک شرایط خاصی برایش مهیا هست، آن وقت توبه کند. حالا این هم نمی‌آید؛ این فکر از بیخ و بن غلط است. کاری را که انسان می‌خواهد بعد بگذارد، مثل کار به این مهمی را بخواهد بگذاره بعد انجام بدهد، آن «بعد» نمی‌آید. لذا در همه ماها اگر چنین چیزی را تجربه کرده باشیم، تصدیق می‌کنیم که آن وقتی که ما فهمیدیم باید توبه کنیم، اگر عقبش انداختیم، آن نمی‌آید.

۵. فریب شیطان و به تعویق انداختن توبه به بهانه‌های واهی

همین الان، همه انسان‌ها با هر شرایطی که دارند، خدا می‌دانسته که هر انسانی هر وقت چه شرایطی دارد؛ با اینکه می‌دانسته هر وقت هر کسی چه شرایطی دارد، گفته همان آنی که ملتفت می‌شوی، متوجه می‌شوی، باید توبه کنی. نمی‌شود بگذارد بعد تا اوضاع مساعد بشود، نمی‌شود؛ این گول شیطان است. لذا اولین کار که باید بکند توبه کند؛ یعنی تصمیم بگیرد آن کارهای بدش را اصلاح کند. کارهای بد یک روزی آدم را ممکنه عاقبت‌به‌شر کند. آن اخلاق بد، یک روزی، چون ما را رها نمی‌کنند، وقتی یک صفت بدی در ما هست، زمینه زیاد است که یک امتحاناتی پیش بیاید که بدتر بشود اوضاع؛ ما را رها نمی‌کنند که این صفت در ما مخفی بماند.

۶. خطر عیوب اخلاقی پنهان و عبرت از سقوط ابلیس

ابلیس شش هزار سال عبادت کرد، اما یک صفتی در وجودش بود به نام تکبر؛ بالاخره بعد شش هزار سال امتحان سنگین پیش آمد و تکبری که در درونش پنهان شده بود و اصلاح نشده بود، خودش را نشان داد. لذا ما اگر یک عیب و اشکال اخلاقی داریم، باید بترسیم، خیلی باید بترسیم؛ چون بعداً ممکن است یک زمینه امتحان سنگینی پیش بیاید، آن عیب و اشکال اخلاقی آدم، ضربه سنگینی به آدم بزند. الان داریم طی می‌کنیم، مشکلاتش را هم می‌بینیم، اما مشکل سنگینی گاهی پیش نمی‌آید؛ اما بعید نیست که امتحان سنگینی پیش بیاید که آدم را از پا دربیاورد و از یک صراط مستقیمی برگرداند.

۷. شهوات مادی و ضرورت حفظ حدود در حلال و حرام

«وَ غَلَبَ شَهْوَتَهُ‌» باید توجه کند شهواتش، هوای نفس حرامش، او را به ورطه گناه و معصیت نیندازد. رها کند خودش را، به زمین می‌خورد؛ تو خوردنش، تو خوابیدنش، تو سایر نیازهای مادی‌اش؛ اگر یک حدی را نگه ندارد، اگر یک توقفی ایجاد نکند، به زمین می‌زندش، حتی حلالش. حتی حرام که بماند، حلالش هم وقتی از یک حدی تجاوز کرد، گذشت، این آدم را به زمین می‌زند. یک حدی باید برای هر چیزی نگه دارد؛ خوردن حدی دارد، خوابیدن حدی دارد، سایر مسائلی که انسان به آن احتیاج دارد از جهت مادی‌اش حدی دارد. این‌ها را باید درست کند، این‌ها به زمینش می‌زند.

۸. ناگهانی بودن مرگ و بی‌اعتباری تضمین‌های دنیایی

«فَإِنَّ أَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ‌» شما که مرگ براتون مخفی است، نمی‌دانید کی می‌آید، چطور توبه را عقب می‌اندازی؟ چه تضمینی گرفته‌اید که می‌دانی تا آن وقتی که بناست شرایطت سبک بشود، زنده‌ای؟ «وَ أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ» آرزوها آدم را گول می‌زند. چرا آدم توبه را عقب می‌اندازد؟ چون همش یک آرزوهایی دارد؛ فکر نکن بناست تضمیناً یک شرایطی فراهم بشود که یک زمانی شما توبه کنی، نه؛ اینطور چیزی نیست، هیچ تضمینی تویش نیست. «دار بالبلاء محفوفة» این دنیا قاعده‌اش این است با سختی عجین است، با بلا عجین است؛ این واقعیتی است باید بپذیریم. انسان نمی‌تواند توبه را عقب بیندازد.

۹. توبه، واجب فوری و فریب شیطان در قرار دادن آن در آرزوها

خدا توبه را واجب فوری گذاشته است. وقتی انسان یک گناهی می‌کند، پشت سرش یک واجب هم گردنش می‌آید و آن هم همین توبه است. «وَ الشَّيْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ» شیطان چسبیده به انسان، او گناه را در ذهن و جلو چشم انسان شیرین می‌کند. «وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا» توبه را تو آرزوی شما قرار می‌دهد. می‌گوید فعلاً همینی که هستی باش، توبه ان‌شاءالله بعداً. «یمنیه» یعنی در آرزوی انسان قرار می‌دهد توبه کردن را؛ دوست دارد یک زمانی جمع کند خودش را، این هم کار شیطان است. نمی‌آید که بگوید توبه نکن، می‌گوید حالا نه، بگذار بعداً؛ بگذار یک وقتی که اوضاع جور بود اصلاح کنی.

۱۰. خلع سلاح تدریجی انسان توسط شیطان و خطر مرگ در حال معصیت

شیطان ان‌قدر توبه را در شما عقب می‌اندازد که یکی‌یکی کارهای خیر را از شما بگیرد؛ یعنی یک کاری کند که کم‌کم هیچ آمادگی برای مردن نداشته باشی. مقصدش این است. تلاش شیطان این است که آن وقتی که بناست مرگ انسان برسد، در بدترین حالت باشد، مثلاً بتواند تلاش کند در حال معصیت انسان بمیرد. نهایت مقصدش این است که آدم را عاقبت به شر کند و حتی شده در جا و حالی که جای معصیت است، مرگ انسان برسد. چون او دوست دارد مرگ ما در حال معصیت باشد؛ اینجوری از دنیا برویم. لذا می‌فرماید زود جلویش را بگیرید، زود آن مشکلاتی که دارید حل کنید.

فهرست

1️⃣ آثار اطاعت و حقیقت تقوا در کلام امیرالمؤمنین (ع)

◽️ برجستگی عبرت‌گیری و پندپذیری در تمام شئون زندگی

◽️ به ثمر رسیدن اعمال و پایداری بنیان‌های مبتنی بر تقوا

2️⃣ ارزش تقوا و دلسوزی برای سرمایه بی‌بازگشت عمر

◽️ عمر؛ سرمایه‌ای تجدیدناپذیر و تکرارنشدنی

◽️ تلاش بی‌وقفه انبیاء و اولیای الهی برای نجات عمر انسان‌ها

3️⃣ ضرورت شتاب در توبه و فریب آینده را نخوردن

◽️ توبه؛ قدم اول بندگی و واجبی فوری پس از هر خطاء

◽️ بطلان تفکر به تأخیر انداختن توبه تا زمان مساعد شدن اوضاع

4️⃣ خطر عیوب اخلاقی پنهان و سقوط ناگهانی انسان

◽️ رها نکردن عیوب اخلاقی و عبرت از سقوط شش هزار ساله ابلیس

◽️ خطر امتحانات سنگین دنیوی و انحراف از صراط مستقیم

5️⃣ شهوات مادی و ضرورت حفظ حدود در زندگی

◽️ هوای نفس و خطر سقوط انسان به ورطه گناه و معصیت

◽️ لزوم رعایت مرزها و حد توقف، حتی در امور حلال و مباح

6️⃣ ناگهانی بودن اجل و بی‌اعتباری آرزوهای طولانی

◽️ مستور بودن زمان مرگ و بی‌مبنا بودن تضمین‌های دنیایی

◽️ ماهیت دنیا؛ سراسر عجین‌شده با سختی‌ها و بلاها

7️⃣ حیله‌های شیطان و خطر بزرگ مرگ در حال معصیت

◽️ تسویف و فریب شیطان در قرار دادن توبه در حد یک آرزو

◽️ تلاش ابلیس برای سلب آمادگی مرگ و خطر عاقبت‌به‌شری

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهراء‌(س)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح نهج البلاغه (جلسه ششم)‌ مسجد بنی الزهرا سلام‌الله‌علیها ۹ خرداد ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی