🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه یازدهم) 3 خرداد 1404
صوت کامل سخنرانی
1404/03/03
پست

💥در ناخوشی‌ها و مشکلات زندگی به چه کسی پناه می‌بریم؟
⚠️ اگر می‌خواهیم کارهایمان به نتیجه مطلوب نرسد به غیرخدا دل‌ببندیم! 
🤲"خدا" نخواد، نمیشه! 
🍀باید پس‌انداز روز مبادامون خدا باشه!
💎سببیت اسباب از خداست! 
🇮🇷تبلور فکر توحیدی امام خمینی در مواجهه با آزادسازی خرمشهر
🛡اگر خودت حفظم نکنی باز هم گناه می‌کنم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۳ خردادماه ۱۴۰۴

امام خمینی (ره)
توحید
مشکلات زندگی

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه یازدهم) 3 خرداد 1404

💥در ناخوشی‌ها و مشکلات زندگی به چه کسی پناه می‌بریم؟
⚠️ اگر می‌خواهیم کارهایمان به نتیجه مطلوب نرسد به غیرخدا دل‌ببندیم! 
🤲"خدا" نخواد، نمیشه! 
🍀باید پس‌انداز روز مبادامون خدا باشه!
💎سببیت اسباب از خداست! 
🇮🇷تبلور فکر توحیدی امام خمینی در مواجهه با آزادسازی خرمشهر
🛡اگر خودت حفظم نکنی باز هم گناه می‌کنم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۳ خردادماه ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

اللهم انت عدتی ان حزنت و انت منتجعی ان حرمت و بک استغاثتی ان کرست و عندك مما فات خلف و لما فسد صلاح و فیما انکرت تغییر.

اهمیت توکل و امید به خدا در گرفتاری‌ها

عرض شد امام سجاد (علیه‌السلام) یک مسئله‌ی مهمی را به ما یاد می‌دهند و توجه می‌دهند؛ و آن اینکه در گرفتاری‌های زندگی و مسائلی که پیش می‌آید که انسان‌ها در اثر مشکلات زندگی محزون می‌شوند، به درهای بسته می‌خورند، از حقشان محروم می‌شوند یا مورد ظلم واقع می‌شوند — همه‌ی این چیزهایی که اتفاق می‌افتد و برای همه هم اتفاق می‌افتد و مختص عده‌ای نیست — این را به ما یاد می‌دهند که توجهمان و نقطه‌ی امیدمان را ببریم سمت خدا.

یعنی برای اینکه یک محک بزنیم ببینیم چقدر ایمان داریم و چقدر باور به خدا داریم، محکش همین هست؛ اینکه ببینیم در شرایطی که بهمان فشار می‌آید، مشکلی پیدا می‌کنیم، ناراحت می‌شویم، یا کسی اذیت کرده و اذیت می‌شویم، ظلم کرده به ما، حق ما را خورده و امثال ذلک — همه‌ی چیزهایی که به نحوی انسان را تحت فشار قرار می‌دهد و مضطر می‌کند — در این شرایط، یا روزی انسان کم می‌آید و مشکلات مالی پیدا می‌کند، اینجا برای اینکه محک بزند، باید ببیند توجهش به چه سمتی هست.

اگر من مشکلی پیدا کردم، یک مشکل مالی، ذهنم رفت سراغ فلان فرد، فلان آقا، فلان کس که: «این مثلاً الآن من یک تماس باهاش بگیرم، یک تلفن بزنم، یک سراغ بگیرم، این مشکل من را حل می‌کند؛ این روزی من را، این بدهی‌ای که دارم، این چیزی که هست، این را تامینش می‌کند و درستش می‌کند»؛ یا فلان مشکلم را دارم در فلان اداره: «این با یک تلفن حلش می‌کند؛ فلان مسئله برام پیش آمده، با یک تلفن حلش می‌کند، با یک امضا حلش می‌کند»؛ این‌ها خلاف این چیزی‌ست و مسیری‌ست که انسان باید بر اثر ایمان به آن مسیر رسیده باشد و به آن نقطه رسیده باشد. این توجهی که انسان دارد به غیر از خدا، به مخلوق خدا، این کار را خراب می‌کند.

تبیین فرازهایی از دعای امام سجاد (ع)

امام سجاد (علیه‌السلام) تعبیر را طوری می‌آورند که روی این مسئله تاکید می‌کنند. تعبیر این است: «اللهم انت عدتی ان حزنت». خدایا آن جاهایی که من ناراحت می‌شوم، غمگین می‌شوم، غم و غصه به من فشار می‌آورد، آن کسی که بهش پناه می‌برم، آن کسی که بهش امید دارم، آن کسی که می‌دانم او هست که می‌تواند این غم من را برطرف کند و این اندوه من را برطرف کند، تویی. «انت عدتی ان حزنت».

حالا کسانی که زبان عرب و ادبیات عرب می‌دانند، نکته‌های این جمله معلوم است. این جمله با «انت عدتی» شروع شده و به یک جمله‌ی شرطیه رسیده است: «ان حزنت». اینجا این شرط یک جوابی دارد، یعنی: «ان حزنت فانت عدتی». آن جواب حذف شده و یک چیزی که آن جواب شرط را بفهماند مقدم شده است. این تقدیم برای تاکید است و برای اختصاص؛ می‌خواهد اختصاصی بیان کند که: خدایا من این‌طوری‌ام که وقتی محزون می‌شوم و ناراحت می‌شوم، آن کسی که امید بهش دارم این غم و غصه‌ی من را برطرف کند تویی، آنکه اسباب غم و غصه‌ی من را از بین ببرد تویی.

مسبب‌الاسباب بودن حق‌تعالی

پول کم آوردم و ناراحت شدم؛ آن کسی که می‌تواند تامینم کند و هر کسی که بناست بیاید به من پول برساند، روزی را برساند و هر راهی که بناست به روی من باز بشود از هر طریقی، آن کسی که اصل و اساس است در این مسئله تویی. خدا بخواهد، به دل کسی می‌اندازد که به انسان بدهد؛ حتی کسی که آدم انتظارش را هم ندارد. خدا نخواد، حتی آن کسی که می‌تواند به آدم بدهد هم نمی‌دهد، به ذهنش حتی نمی‌آید. این خطور ذهنی افراد هم با خداست. گاهی خدا می‌خواهد به یکی روزی برساند از طریق این آقا، بدون هیچ‌گونه کاری و التماسی؛ این را به ذهنش می‌اندازد.

اینکه ما کلاً در همه چیز، آن کسی که به ذهن ما می‌اندازد این کارهای خیر را خداست، این را باید توجه کنیم. به ذهنمان می‌افتد پاشیم بریم نماز بخوانیم، پاشیم بریم مسجد؛ به ذهنمان می‌رسد یک کمکی به فلان فقیر بکنیم؛ به ذهنمان می‌رسد بریم بدهی‌ای که داریم را بدهیم؛ به ذهنمان می‌رسد... هر کاری که از خیر به ذهن ما می‌رسد، آن کسی که الهام می‌کند این مسئله را به ذهن انسان، خدای متعال است؛ حالا با هر سبب و وسیله‌ای، آن خداست.

حالا روزی من هم یکی از همان‌هاست. این مشکل من هم فلان جا حل بشود باز با خداست. به دل این فرد بیندازد که این تلاش کند این مشکل من را حل کند، این امضا را بکند، این تلفن را بزند؛ به ذهنش بیندازد، دلش باشد با این کار؛ این‌ها با خداست. از آن طرف هم نباشد، همین مسئله است؛ نیست.

می‌گوید پس امید را نبند به این و اون، ببند به خدا. «انت عدتی ان حزنت». قاعده‌اش این است؛ من این‌طوری‌ام که وقتی ناراحت می‌شوم و غمگین می‌شوم، تویی که ذخیره‌ی منی. «عده» یعنی ذخیره؛ یعنی آن چیزی که انسان بهش امید دارد. مثل پولی که آدم‌ها پس‌انداز می‌کنند، امید دارند بهش و می‌گویند: «هر وقت من کم آوردم، از این پوله برمی‌دارم»؛ این امیدش به آن پول است. امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: آن پس‌انداز من تویی. آن ذخیره‌ی من برای وقت‌های مبادا، برای روز مبادا، تویی. تو بخواهی، از زیر سنگ هم که شده روزی من را می‌رسانی. نخواهی، همان چیزی که من دارم و بهش امید بستم، نابود می‌شود چه‌بسا؛ از بین می‌رود، ارزشش از دست می‌رود، به باد می‌رود، راهش بسته می‌شود. این‌ها را در زندگی، خدای متعال پیش می‌آورد که ما تجربه می‌کنیم گاهی. به یک کسی خیلی امید بستیم که این دیگر مشکل را حل می‌کند، با تمام امید رفتیم سراغش؛ نشد، نبود؛ یا نیستش در آن لحظه‌ای که بهش احتیاج داری، یا اگر هستش به یک مشکلی خورده، به یک آیین‌نامه‌ای خورده، به یک بخشنامه‌ای خورده، به یک مسئله‌ای خورده، این می‌گوید: «ببخشید من این کار را نمی‌توانم بکنم، الآن این مشکل پیش آمده»؛ یا «ببخشید این پول را فلان جا ما دادیم، همین امروز، همین دیروز فلان جا رفت». تا خدا نخواد نمی‌شود.

«انت عدتی ان حزنت و انت منتجعی ان حرمت». منتجع یعنی کسی که باز در گرفتاری‌ها آدم‌ها بهش امید دارند؛ مثلاً کم آورده می‌گوید: «فلانی بهم می‌دهد، یک تلفن بزنم، بروم در خانه‌اش می‌دهد، این مشکلم را حل می‌کند؛ فلان کس را دارم در فلان اداره، این بروم سراغش، این می‌رود حل می‌کند این مشکل را». این‌ها منتجَع است؛ به این می‌گویند منتجع. حقی از آدم خورده شده، به جایی و چیزی امید می‌بندد که: «این حق من را این می‌تواند بهم برساند». امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: من آن وقتی که حقم خورده بشود، بهم ظلم بشود، باز اونی که بهش پناه می‌آورم تویی؛ آن کسی که بهش امید دارم او می‌تواند امضا کند و مشکلم حل بشود — و او اگر امضا کند ردخور ندارد — تویی.

حالا خدا، همین‌طور که نمی‌آید کاری را... خیلی مسائل این‌طوری است؛ خدا با همین وسائل و اسباب کارها را پیش می‌برد. عرض شد همین که این وسیله و سبب به کار بیفتد تا آن پول را به من برساند با خداست. به ذهن یک فرد یک‌وقت نمی‌افتد؛ یک کاری را باید برای آدم بکند، نمی‌افتد، اصلاً به ذهنش نمی‌آید. به ذهنش می‌آید، فلان گره در کار خودش پیش می‌آید، نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. خداست که سبب‌ساز است. همه‌ی اسباب را خدا آن حالت سببیت را بهش داده است. اگر آتش می‌سوزاند، چون خدا خواسته که بسوزاند؛ اگر یک کسی می‌تواند گره از کار آدم باز کند، چون خدا این توفیق را، این زمینه را، این شرایط را برای این فراهم کرده که این امضایش نافذ باشد، این قدمش مفید باشد، این سفارش‌اش تاثیرگذار باشد، این پول داشته باشد و بخواهد به من بدهد و بتواند بدهد؛ همه‌ی این‌ها با خداست. وقتی خدا در یکی از این‌ها قفلی ایجاد کند، نخواند نمی‌شود. «انت منتجعی»؛ تو کسی هستی که من بهش پناه می‌برم. اگر به من بگویند: «الآن این مشکل که پیدا کردی، تا همین فردا اگه حل شد شد، نشد گرفتار می‌شوی»، به کی امیدم بسته شده؟ به کی بسته شده؟ به آقای فلانی؟ به آن آقای فلانی؟ این آقای فلانی اگر من امیدم این‌طور بهش بسته باشد، چه‌بسا نشود فردا راهش. «حرمت»؛ یعنی محروم بشوم از حقم.

«و بک استغاثتی ان کرست». کَرَسَهُ الغَمّ، یعنی آن حالتی که خیلی آدم از غم و اندوه تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد؛ مثلاً یک ظلم عظیمی بهش شده، همه‌ی مثلاً مالش را از دست داده، یا یک بلای سنگینی سرش آمده، این در اثر این بلا بیش از حد تحت فشار است. این حالت را می‌گویند کَرَسَ یَکرِسُ یعنی این حالت؛ کَرَسَهُ الغَمّ. می‌گوید: خدایا آن وقت که در این حالت قرار بگیرم — که گاهی همه در این حالت قرار می‌گیریم؛ یعنی یک حالت غم و اندوه هست که پیش می‌آید در زندگی به طور طبیعی، یک چیزهای ناراحت‌کننده‌ی معمولی پیش می‌آید، یک چیزهای نامطلوبی پیش می‌آید، این شایع‌تر است؛ یک گاهی چیزهایی که پیش می‌آید خیلی سنگین است، مصیبت خیلی بزرگ است، فشارش خیلی سنگین است، این غمش نزدیک است آدم را از پا درآورده — حضرت می‌فرماید: در این حالت اونی که بهش استغاثه می‌کنم، اونی که ازش یاری می‌خواهم و بهش پناه می‌برم تویی. در اوج آن مصیبت هم امیدم به کس دیگری نیست، در اوج آن گرفتاری امیدم را به فلان کس نمی‌بندم، به تو می‌بندم. همه‌ی این‌ها هم حصر دارد توش. «و بک استغاثتی»؛ به تو پناه می‌آورم، لا بغیر تو؛ به غیر تو نمی‌آورم، به غیر تو نه.

«و عندك مما فات خلف». خدایا من یک چیزهایی را از دست دادم؛ حالا در اثر مصیبت یک چیزهایی را از دست دادم — انسان فرزندش را از دست می‌دهد، اموالی دارد از دست می‌دهد، مشکلاتی پیدا می‌کند، یا چیزهای دیگری، عمرش را از دست می‌دهد، فرصت‌هایی را از دست می‌دهد — حضرت می‌فرماید: خدایا اگر تو بخواهی می‌توانی این‌ها را جبران کنی؛ اگر تو بخواهی این‌ها جبران می‌شود، این‌ها عوض دارد، چیزی نیست که عوض نداشته باشد. حتی آن عمر انسان، آن فرصت‌هایی که انسان از دست داد، اگر پناهش به خدا پناه جدی‌ای باشد و خدا بخواهد و در اراده‌اش باشد و به این دعا و پناه انسان ترتیب [اثر] بدهد، می‌تواند این‌ها را جبران کند. «و عندك مما فات خلف». خدایا آن چیزهایی که من از دست دادم، رفت؛ اما عوضش پیش تو هست، دست تو بسته نیست، هر چه از دست دادم، می‌تواند جبران بشود، می‌تواند درست بشود.

«و لما فسد صلاح». خدایا خودم را که نگاه می‌کنم خیلی اوضاعم تعریفی ندارد؛ اخلاقم بیست نیست حالا، کارهایم، تصمیماتم، فکرهایم، اصلاً در مجموع که خودم را برآورد می‌کنم و بررسی می‌کنم خیلی تعریفی ندارد، اوضاع خوب نیست، خراب است، یک چیزهایی را به تدریج خراب کردم؛ به زن و بچه با اخلاق بدم آسیب زدم، به کسانی که باهاشون ارتباط داشتم با ندونم‌کاری، با کوتاهی آسیب زدم، خودم اوضاعم خوب نیست دستم خالی است، چیزهایی را خلاصه از دست دادم و از بین بردم؛ فساد یعنی آن چیزهایی که دیگر از بین رفت، از آن حالتی که بشود مفید باشد، درست باشد، سالم باشد رفت؛ اخلاقم، تندم، عجولم، عصبانی‌ام، زود از کوره در می‌روم، یک چیزها خراب کردم؛ اما «عندك لما فسد صلاح»؛ اما همه‌ی این‌ها اصلاحش و درست شدنش پیش توست. به تو امید دارم که بتوانم این‌ها را که خراب کردم اصلاحشان کنم، امید دارم به تو، چون تو بخواهی می‌شود؛ تو بخواهی می‌شود آن چیزی که من خرابش کردم را. قسمت قبل آن چیزهایی بود که از دست دادم، اینجا می‌فرماید یک چیزهایی را هم خراب کردم، نه فقط از دست دادم، خراب کردم؛ به گناه طی کردم، به چیزهای نامطلوبی گذراندم، خوب نبود، درست نبود، نباید آن کار را می‌کردم، نباید آن تصمیم را می‌گرفتم، آسیب زدم به خودم، آسیب زدم به کسانی، ولی خدایا همه‌اش صلاحش و اصلاحش پیش توست، تو بخواهی می‌توانی جبران کنی.

دیدگاه توحیدی امام خمینی (ره) و ماجرای خرمشهر

این دارد چه احساسی را در انسان زنده می‌کند؟ احساس توحید، با خدا بودن، به خدا بیش از اینی که تا حالا توجه داشتیم و باور داشتیم باور داشتن. این‌ها نفی وسائل نمی‌کند، اما دارد این نگاه توحیدی را تقویت می‌کند، این را به ما عرضه می‌کند، این را به ما نشان می‌دهد که هر چه از وسائل که در ذهنت هست، همه‌اش از سر تا تهش، از سیر تا پیازش همه‌اش هر چه هست، خدا نخواهد نمی‌شود. اگر او می‌تواند مشکل آدم را حل بکند، چون خدا بهش داده که می‌تواند؛ چرا به آن یکی نداده؟ خدا خواسته، به این داده، اسبابش اینجا فراهم شده. اما همین خدا اگر نخواهد نمی‌شود؛ وقتی ما به او امید ببندیم چه‌بسا نشود. روح الهی، دید توحیدی را در انسان زنده می‌کند.

همین چیزی که ما در زمان خودمان در امام راحل عظیم‌الشأن در یک چنین امروزی دیدیم، که وقتی جنگی بود و مسائل خرمشهر، این جمله‌ی توحیدی، این جمله‌ی الهی، این جمله که اوج ایمان یک انسان را نشان می‌دهد، در همین خط است، در همین است. می‌گوید خدایا تویی، آن کسی که مشکلم را حل کرد تویی، آن کسی که اصلاح کرد تویی، آن کسی که پناه داد تویی، آن کسی که درست کرد تویی.


شاهدیم وقتی یک اتفاقی می‌افتد، یک پیروزی‌ای به دست می‌آید، می‌نشینند همه می‌گویند عوامل موثر در پیروزی؛ یک: تدبیر، دو: فلان، سه: فلان، چهار: فلان؛ خیلی که خوب باشیم می‌گوییم لطف خدا هم شامل حالمان شد. ولی امام عظیم‌الشأن ما، این را کلاً دربست زد به حساب خدا: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». [صداى صلوات حاضرين] فکرتون نره این‌ور و اون‌ور. خب این رزمنده‌ها بوده‌اند جنگیده‌اند؛ خدا این‌ها را هدایت کرد، خدا این‌ها را حمایت کرد، خدا به این‌ها نفوذ داد، خدا به قدم‌هایشان تاثیر داد، خدا به نقشه‌هایشان اثر داد، خدا نقشه‌ی دشمن را بر آب کرد، خدا نیروی دشمن را با آن قدرتش ضعیف کرد، خدا این کارها را کرد؛ لذا همه‌اش می‌شود خدا. خدا آزاد کرد، خب نه یعنی شما رزمنده‌ها هیچ‌کاره بودید، بود و نبودتان آن فرقی نداشت؛ شما اسباب بودید، وسایل بودید، وسیله‌ی تحقق این پیروزی بودید. هر کسی دخیل بود بود، اما هر چه داشت با خدا بود و هر تاثیری داشت با خدا بود؛ «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی».

خدا چطور این نگاه توحیدی و الهی را تزریق می‌کند؟ می‌فرماید وقتی تیر می‌اندازی، تو تیر نینداختی؛ خب من که تیر انداختم، این‌که بدیهی است که من انداختم! ولی می‌گوید تو تیر نینداختی؛ «و ما رمیت اذ رمیت». تو نبودی؛ «و لکن الله رمی». تو انداختی، اما هر چه استفاده کردی تا این تیر را بیندازی خدا داده بود؛ همه‌اش مال خدا بود؛ تصمیمش، قدرتش، توانش، اصابتش به هدف با خداست؛ خدا نخواهد به هدف نمی‌خورد. لذا هر جا تکیه کنیم به خودمان منهای خدا، به جایی نمی‌رسیم. اما این تکیه کردیم به خودمان با خدا، به این دید، به این قوت — نه اینکه خدا هم ان‌شاءالله یک لطفی می‌کند، یک تزریقی، یک... نه — خودمان وسیله‌ایم که هر چه هست مال خداست. آن وقت امام فرمود این کار را خدا کرد، از همان اول نگاه‌ها را درست کند که کسی حرف دیگری نخواهد بزند. هر چه هم حرف می‌خواهند بزنند با خدا بگویند و خدا را و خدا... تاثیر خدا را و کاری که خدا کرد اینجا حفظ بشود.

مفهوم عصمت الهی و توفیق ترک گناه

«و فیما انکرت تغییر». خدایا یک چیزهایی هست من... تو خوش نداری، دوست نداری من دارم، یک چیزهایی هست تو بد می‌دانی؛ «فیما انکرت»، تو آن‌ها را منکر می‌دانی ولی من دارم، انجام می‌دهم. آن کسی که کمک می‌تواند بدهد که این‌ها را تغییر بدهم، عوضش کنم، اصلاحش کنم تویی. لذا هر کسی صد درصدِ همتش و تلاشش و این‌ها را به کار بگیرد که بخواهد کاری را انجام بدهد نمی‌تواند، تا خدا نخواهد نمی‌تواند، تا خدا آدم را حفظ نکند نمی‌تواند.

لذا در روایت هست که خدای متعال به داوود (علیه‌السلام) گفت: به دانیال بگو — دانیال یک دانیالی بوده، نه دانیال نبی — به دانیال بگو گناه کردی بخشیدمت، گناه کردی بخشیدمت، گناه کردی بخشیدمت، اگه این دفعه گناه کنی دیگر نمی‌بخشمت. بعد این دانیال این‌طوری گفت، گفت: به خدا بگو گناه کردم، باز گناه کردم، باز گناه کردم، دفعه‌ی چهارم گناه کردم، باز دفعه‌ی پنجم هم گناه می‌کنم، دفعه‌ی ششم هم می‌کنم، دفعه‌ی هفتم هم می‌کنم، مگر این‌که تو من را حفظ کنی، مگر این‌که تو من را... اگه تو من را حفظ نکنی، بخواهم خودم، به خودم، منهای تو تکیه کنم نمی‌توانم. یعنی چی؟ یعنی بسپاریم به خدا، خودمان را ول کنیم؟ نه. دگر فرمودند، شما باید همت کنی، اما اگه همت کنی اما خدا را به یاری نطلبی، به خدا یک چنین دید و نگاهی نداشته باشی نمی‌توانی. «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ نعبدش با ماست، نستعینش با توئه، اما فعل ماست، ما استعانت می‌خواهیم از تو، نباشه نمی‌شود. کسی بدون خدا... هیچ کسی هیچ کاری نمی‌تواند بکند.

فبعصمتک، اگر کسی بتواند [و] توانسته گناه نکند، عصمت الهی [است]، که از آثار عصمت الهی همت خود این فرد است، از شئون عصمت الهی همت خود این فرد است؛ بدون همت نتوانسته، اما همین همت را هم به عصمت الهی گرفته است. لذا عرض کردیم در سوره‌ی یوسف، حضرت یوسف وقتی می‌خواهد نفس را تعریف کند، می‌فرماید: «ان النفس لامارة بالسوء»؛ این نفس، نفس منِ یوسف باشد، نفس شما باشد، نفس هر کی می‌خواهد باشد، این امارة بالسوء است، «الا ما رحم ربی»؛ اگر نفسی هم گناه نکرده، معصوم شده، او به رحمت الهی است، خدا حفظش کرده است و از شئون حفظ الهی همت خود فرد است. «و لولا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ابدا». اگه فضل و رحمت خدا نبود، احدی از شما خلق، بدون استثنا، هیچ کسی نمی‌توانست تزکیه بشود و درست بشود؛ «احد ابدا». هیچ وقت هیچ کسی؛ هر کی، هر چی از عصمت بهره‌مند شده، از گناه نکردن بهره‌مند شده، به عصمت الهی است.

«و عندك فیما انکرت تغییر فامنن علی قبل البلاء بالعافیة». خدایا به من این نعمت را بده، قبل از اینکه مبتلا بشوم به گرفتاری‌ها، خودت درستش کن، مبتلا نشوم؛ خدا بخواهد زمینه را از بین می‌برد، اصلاً پیش نمی‌آید. «و قبل الطلب بالجدة». قبل اینکه بخواهم راه بیفتم کاسه‌ی گدایی و چه کنم چه کنم دستم بگیرم، به این و آن التماس کنم، منت‌شان را بکشم، خودم را پایین بیاورم، خدایا قبل از اینکه به این وضع برسم خودت بده، به اینجا نرسد کار. «و قبل الضلال بالرشاد». خدایا قبل از اینکه اتفاقی بیفتد، من تصمیم غلطی بگیرم، گمراه بشوم، راه غلطی، اشتباهی کنم، خودت کاری کن به آن، به آنجا نرسد، درست بشود؛ و تصمیمم قبلش مقدمه را فراهم کن من آن تصمیم درسته را بگیرم، تو بخواهی می‌شود؛ تو بخواهی می‌شود و الا پیش بیاید معلوم نیست بتوانم حفظ بشوم. «و اکفنی مؤونة معرة العباد». خدایا از اینکه آدم‌های بدی بخواهند به من کمک کنند، بخواهند گرفتاری من را برطرف کنند، خودت کفایت کن، من احتیاجم به آدم‌های بد نیفتد؛ گره‌ام به دست یک آدم بد نخواهد باز بشود، که اذیت کند، منت بگذارد، حرف بد بزند، توقع بخواهد به خرج بدهد، پررویی کند. «و هب لی امن یوم المعاد و امنحنی حسن الارشاد».

دعاهای پایانی سخنران

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌ی ما توفیق مرحمت کند؛ باور به خودش، ایمان به خودش، توجه به خودش، این‌قدر ما را بهره‌مند کند که همین چیزهایی که امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند و دارند به ما یاد می‌دهند، این‌ها در عمق قلب و جانمان ان‌شاءالله بنشیند و برای خدای متعال بیش از پیش ارزش و قدر و منزلت ان‌شاءالله قائل باشیم.

پروردگارا به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی خودت قرار بده، در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار، به هدفی که بر این صراط مستقیم قرار دادی ما را برسان. توفیق ایمان بالاتر، عمل صالح، عمل خالص، اعمال صالحه، خدمت به مردم، اخلاص در عمل به ما عنایت بفرما. مشکلات همه‌ی ما، مشکلات دنیوی، اخروی، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی همه را به لطفت برطرف بفرما. کسانی که به این مردم خدمت می‌کنند یاری کن. رهبر معظم انقلاب محافظت بفرما، ما را قدردان نعمت ایشون قرار بده. کسانی که خیانت می‌کنند کوتاهی می‌کنند شرشان به خودشان برگردان، شر دشمنان این مردم، شر دشمنان دینت به خودشان برگردان. امر فرج امام عصر (علیه‌السلام) تعجیل بفرما. عاقبت امر همه‌ی ما ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

1️⃣ توکل واقعی در دل گرفتاری‌ها 🌧️
💬 «امام سجاد علیه‌السلام این را به ما یاد می‌دهند که وقتی دچار ناراحتی و گرفتاری می‌شویم، آن‌کس که باید به او پناه ببریم، خداست. تعبیر حضرت این است: اللهم انت عدّتی؛ خدایا تویی ذخیره و پشتوانه من. وقتی غم و غصه به من فشار می‌آورد، تویی که به تو امید دارم. هر کسی هم که بناست به من کمکی کند، تویی که به دلش می‌اندازی. حتی اگر انتظار ندارم، اگر تو بخواهی، به من کمک می‌شود؛ اگر نخواهی، حتی کسی که می‌تواند، ذهنش هم سمت من نمی‌آید. ذهن دیگران را تو مدیریت می‌کنی؛ پس در گرفتاری، فقط به تو تکیه دارم.»


2️⃣ همه روزی‌ها به دست اوست 🍞
💬 «اگه من مشکل مالی پیدا کردم، ذهنم نباید سریع بره سراغ فلان شخص، فلان تلفن، فلان اداره. چون همه این‌ها وسیله‌اند و اصل، تویی. روزی مرا تو می‌رسانی. حتی اگر از زیر سنگ هم باشه، وقتی بخوای، می‌رسه. و اگر نخواهی، از جلو چشمم هم باشه، از دستم می‌ره. اون کسی که به ذهن افراد خطور می‌ده که به ما کمک کنن، تویی. خدا بخواد، یه فردی که اصلاً انتظارش نمی‌ره، مشکل رو حل می‌کنه. خدا نخواد، کسی که در ظاهر همه‌چیز داره هم نمی‌تونه کاری بکنه. همه‌چیز برمی‌گرده به خواست خدا؛ نه به وسیله و ظاهر ماجرا.»


3️⃣ امید مطلق در برابر ظلم و محرومیت ⚖️
💬 «امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند: و انت منتجعی ان حرمت؛ یعنی خدایا اگر محروم شدم، اگه حقم خورده شد، اگه مورد ظلم واقع شدم، باز هم تویی که پناهگاه منی. به هیچ‌کس دیگه‌ای امید نمی‌بندم که این حق را به من برگردونه. اگر تو بخوای، هر در بسته‌ای باز میشه، اگر نخواهی، در ظاهر هم که همه‌چیز آماده باشه، باز نمی‌شه. یه امضا می‌تونه همه‌چیزو حل کنه، اما این امضا هم با اراده تو موثره. تو اراده نکنی، همون امضا بی‌اثر میشه. این دید یعنی من هیچ‌وقت امیدم رو از تو قطع نمی‌کنم، حتی وقتی ظلم بهم شده.»


4️⃣ در اوج اندوه، فریاد به سمت خداست 😔
💬 «گاهی غم و اندوهی سراغ انسان میاد که معمولی نیست. حالت کرسه‌الغَم، یعنی اندوهی که انسان رو از پا درمیاره. مصیبتی سنگین، بلایی عظیم، ظلمی غیرقابل تحمل. حضرت در اینجا می‌فرمایند: و بکَ استغاثتی ان کرُست؛ خدایا، در همین لحظه که همه‌چیز منو در هم کوبیده، فریاد استغاثه‌ام به سمت توست. به هیچ‌کس دیگه‌ای رو نمی‌آورم، فقط تویی که می‌تونی دست منو بگیری. کسی رو ندارم. نه تلفنی، نه چهره‌ای، نه ارتباطی. فقط تویی. این نهایت توحید در عمله؛ در شدیدترین حالت اندوه، امید بستن به خدا و فقط خدا.»


5️⃣ آنچه از دست رفته، قابل جبران است 🕰️
💬 «حضرت می‌فرمایند: و عندکَ مما فات خلف؛ یعنی خدایا، آنچه از دست دادم، اگر تو بخوای جبران میشه. فرصت‌هایی که از بین رفت، عمر، سرمایه، رابطه، نعمت‌ها... اگر تو اراده کنی، جایگزین دارند، عوض دارند. حتی از دست‌رفته‌ها در منطق تو پایان نیستند. نگاه توحیدی یعنی حتی حسرت‌ها را هم می‌تونم با امید به تو درمان کنم. ممکنه چیزی رفته باشه، اما عوضش پیش توست. تو بخوای، دوباره از نو می‌سازی. ایمان واقعی یعنی همین: هیچ چیزی غیرقابل بازگشت نیست وقتی خدا بخواد.»


6️⃣ آنچه فاسد شده، اصلاح‌شدنی است 🔧
💬 «امام سجاد علیه‌السلام ادامه می‌دهند: و لما فسد صلاح؛ خدایا، هر چی رو که من در خودم خراب کردم، اصلاحش به دست توست. بداخلاقی‌هام، عجولی‌هام، زود از کوره دررفتن‌هام، رفتار بدم با خانواده، کوتاهی‌هام در کار و دین... خودم که نگاه می‌کنم، چیزی درم درست نیست. ولی تو بخوای، می‌تونی همه‌چی رو درست کنی. حتی چیزی که فاسد شده، که خراب شده، که پوسیده، به اراده تو قابل اصلاحه. وقتی امیدم به تو باشه، دیگه ناامید از خودم نمی‌مونم.»


7️⃣ نجات از بدی‌های پنهان و تصمیمات اشتباه 🧭
💬 «حضرت عرض می‌کنن: خدایا، یه چیزایی هست تو بد می‌دونی ولی من دارم. یه تصمیماتی هست که اشتباهه، ولی من دارم می‌گیرم. کاری کن اصلاً به اون نقطه نرسم. قبل از اینکه گمراه بشم، تو راه درست رو نشونم بده. و قبل الضلالة بالرَّشاد؛ پیش از اینکه گمراه بشم، رشادت رو عطا کن. این یعنی دعا برای پیشگیری، نه فقط درمان. خدایا، کمکم کن اصلاً به جایی نرسم که بخوام از پایین‌ترین نقطه دعا کنم. از همون اول خودت درستش کن. نذار اشتباه شکل بگیره.»


8️⃣ اصلاح قبل از بلا، عطا قبل از تضرع
💬 «امام سجاد علیه‌السلام در ادامه‌ی دعا می‌فرمایند: فعلی قبل البلاء بالعافیة، و قبل الطلب بالجُدَة؛ یعنی خدایا، پیش از اینکه دچار بلا بشم، خودت عافیت بده. پیش از اینکه نیازمند بشم، خودت عطا کن. قبل از اینکه دستم به گدایی دراز بشه، خودت روزیم رو برسون. این اوج لطف خداست که قبل از فریاد، اجابت کنه. نشه که من ناچار بشم پیش این و اون برم، التماس کنم، منت بکشم. خدایا، کار رو تا اونجا نرسون. پیش از نیاز، خودت کفایت کن.»


9️⃣ محروم از انسان‌های ناپاک نشوم 🧍‍♂️❌
💬 «حضرت عرضه می‌دارد: وکفنی مؤنة معونة العباد؛ خدایا، از اینکه آدم‌های ناپاک، با منت یا آزار، گره‌گشای من بشن، منو کفایت کن. منو نیازمند کسی نکن که بخواد تحقیر کنه، زبان بد داشته باشه، منت بذاره، توقع نابجا داشته باشه. خودت دستم رو بگیر. کار من به دست کسی نیفته که گره‌گشاش آزاردنده‌تر از خود گره باشه. خدایا، گره رو خودت باز کن، نه دست کسی که گره جدید درست کنه.»


🔟 همه‌چیز با خداست، نه با ما 🕊️
💬 «همه این نگاه‌ها، یعنی روح توحید. یعنی همون نگاهی که امام خمینی(ره) در اوج جنگ داشت. وقتی خرمشهر آزاد شد، همه دنبال تحلیل بودن: تدبیر فرماندهی، جان‌فشانی رزمنده‌ها... اما امام فقط یک جمله گفت: خرمشهر را خدا آزاد کرد. این یعنی خدا ذهن رزمنده‌ها را هدایت کرد، به قدم‌هاشون قدرت داد، نقشه دشمن را بر آب کرد، و خودش پیروزی را رقم زد. رزمنده‌ها فقط وسیله بودن. اثر، از خدا بود. و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی.»

-------------------------------------

۱. محک ایمان در طوفان گرفتاری‌ها

امام سجاد (علیه‌السلام) یک مسئله‌ی مهمی را به ما یاد می‌دهند؛ و آن اینکه در گرفتاری‌های زندگی و مسائلی که پیش می‌آید که انسان‌ها در اثر مشکلات زندگی محزون می‌شوند، به درهای بسته می‌خورند، از حقشان محروم می‌شوند یا مورد ظلم واقع می‌شوند — همه‌ی این چیزهایی که اتفاق می‌افتد و برای همه هم اتفاق می‌افتد — این را به ما یاد می‌دهند که توجهمان و نقطه‌ی امیدمان را ببریم سمت خدا. یعنی برای اینکه یک محک بزنیم ببینیم چقدر ایمان داریم و چقدر باور به خدا داریم، محکش همین هست؛ اینکه ببینیم در شرایطی که بهمان فشار می‌آید، مشکلی پیدا می‌کنیم، ناراحت می‌شویم، یا حق ما را خورده‌اند و ما را تحت فشار قرار می‌دهد و مضطر می‌کند، توجه و امید ما به چه سمتی هست.

۲. ریشه‌ی یأس؛ امید بستن به مخلوق

اگر من یک مشکل مالی پیدا کردم و ذهنم رفت سراغ فلان فرد یا فلان کس که: «این مثلاً الآن من یک تماس باهاش بگیرم یا یک تلفن بزنم، این مشکل من را حل می‌کند؛ این بدهی‌ای که دارم را تامینش می‌کند و درستش می‌کند»؛ یا فلان مشکلم را دارم در فلان اداره و فکر کنم: «این با یک تلفن یا با یک امضا حلش می‌کند»؛ این‌ها خلاف این چیزی‌ست و مسیری‌ست که انسان باید بر اثر ایمان به آن مسیر رسیده باشد. این توجهی که انسان دارد به غیر از خدا و به مخلوق خدا، کار را خراب می‌کند. امام سجاد (علیه‌السلام) تعبیر را طوری می‌آورند که روی این مسئله تاکید می‌کنند: «اللهم انت عدتی ان حزنت». خدایا آن جایی که غم و غصه به من فشار می‌آورد، آن کسی که به او پناه می‌برم تویی.

۳. خطورات ذهنی و اسباب خیر دست خداست

خدایا وقتی محزون می‌شوم، آن کسی که امید به او دارم این غم و غصه‌ی من را برطرف کند تویی. پول کم آوردم و ناراحت شدم؛ آن کسی که می‌تواند تامینم کند و هر راهی که بناست به روی من باز بشود از هر طریقی، آن کسی که اصل و اساس است تویی. خدا بخواهد، به دل کسی می‌اندازد که به انسان بدهد؛ حتی کسی که آدم انتظارش را هم ندارد. خدا نخواهد، حتی آن کسی که می‌تواند به آدم بدهد هم نمی‌دهد و به ذهنش حتی نمی‌آید. این خطور ذهنی افراد هم با خداست. گاهی خدا می‌خواهد به یکی روزی برساند از طریق این آقا، بدون هیچ‌گونه کاری و التماسی؛ این را به ذهنش می‌اندازد. اینکه ما کلاً در همه چیز، آن کسی که به ذهن ما می‌اندازد این کارهای خیر را خداست.

۴. خدا؛ ذخیره‌ی روز مبادای انسان

امید را نبند به این و آن، ببند به خدا. «انت عدتی ان حزنت». قاعده‌اش این است؛ من این‌طوری‌ام که وقتی ناراحت می‌شوم و غمگین می‌شوم، تویی که ذخیره‌ی منی. «عده» یعنی ذخیره؛ یعنی آن چیزی که انسان به او امید دارد. مثل پولی که آدم‌ها پس‌انداز می‌کنند و می‌گویند: «هر وقت من کم آوردم، از این پوله برمی‌دارم»؛ این امیدش به آن پول است. امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: آن پس‌انداز من تویی. آن ذخیره‌ی من برای وقت‌های مبادا، برای روز مبادا، تویی. تو بخواهی، از زیر سنگ هم که شده روزی من را می‌رسانی. نخواهی، همان چیزی که من دارم و به او امید بستم، نابود می‌شود چه‌بسا؛ از بین می‌رود، ارزشش از دست می‌رود، به باد می‌رود و راهش بسته می‌شود. این‌ها را در زندگی، خدای متعال پیش می‌آورد.

۵. وقتی که اسباب دنیا قفل می‌شوند

انسان گاهی در زندگی تجربه می‌کند؛ به یک کسی خیلی امید بسته که این دیگر مشکل را حل می‌کند، با تمام امید رفته سراغش؛ اما نشد، نبود؛ یا نیستش در آن لحظه‌ای که به او احتیاج داری، یا اگر هست به یک مشکلی خورده، به یک آیین‌نامه‌ای یا به یک مسئله‌ای خورده و می‌گوید: «ببخشید من این کار را نمی‌توانم بکنم، الآن این مشکل پیش آمده»؛ یا «ببخشید این پول را فلان جا ما دادیم، همین امروز یا همین دیروز فلان جا رفت». تا خدا نخواهد نمی‌شود. «انت عدتی ان حزنت و انت منتجعی ان حرمت». امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: من آن وقتی که حقم خورده بشود یا بهم ظلم بشود، باز آنکه به او پناه می‌آورم تویی؛ آن کسی که به او امید دارم او می‌تواند امضا کند و مشکلم حل بشود تویی.

۶. پناهگاهی در اوج سهمگین‌ترین مصائب

«و بک استغاثتی ان کرست». کَرَسَهُ الغَمّ، یعنی آن حالتی که خیلی آدم از غم و اندوه تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد؛ مثلاً یک ظلم عظیمی به او شده، همه‌ی مالش را از دست داده، یا یک بلای سنگینی سرش آمده و در اثر این بلا بیش از حد تحت فشار است. فشار این مصیبت خیلی بزرگ است و غمش نزدیک است آدم را از پا درآورد. حضرت می‌فرماید: در این حالت آنکه به او استغاثه می‌کنم، آنکه از او یاری می‌خواهم و به او پناه می‌برم تویی. در اوج آن مصیبت هم امیدم به کس دیگری نیست، در اوج آن گرفتاری امیدم را به فلان کس نمی‌بندم، به تو می‌بندم. همه‌ی این‌ها هم حصر دارد توش. «و بک استغاثتی»؛ به تو پناه می‌آورم، لا بغیر تو؛ به غیر تو نه.

۷. جبران گذشته و اصلاح خرابی‌های نفس

«و عندك مما فات خلف». خدایا من یک چیزهایی را از دست دادم — انسان فرزندش را از دست می‌دهد، اموالی دارد، یا عمر و فرصت‌هایی را از دست می‌دهد — خدایا اگر تو بخواهی می‌توانی این‌ها را جبران کنی؛ اگر تو بخواهی این‌ها جبران می‌شود، این‌ها عوض دارد. «و لما فسد صلاح». خدایا خودم را که نگاه می‌کنم خیلی اوضاعم تعریفی ندارد؛ کارهایم، تصمیماتم، فکرهایم، اصلاً در مجموع خیلی تعریفی ندارد، اوضاع خوب نیست و خراب است؛ یک چیزهایی را به تدریج خراب کردم؛ آسیب زدم به خودم، آسیب زدم به کسانی. اما «عندك لما فسد صلاح»؛ اما همه‌ی این‌ها اصلاحش و درست شدنش پیش توست. به تو امید دارم که بتوانی این‌ها را که خراب کردم اصلاحشان کنی، چون تو بخواهی می‌شود.

۸. نگاه توحیدی؛ خرمشهر را خدا آزاد کرد

این نگاه توحیدی به ما نشان می‌دهد که هر چه از وسائل که در ذهنت هست، همه‌اش از سر تا تهش، خدا نخواهد نمی‌شود. اگر کسی می‌تواند مشکل آدم را حل بکند، چون خدا به او داده که می‌تواند. روح الهی، دید توحیدی را در انسان زنده می‌کند. همین چیزی که ما در امام راحل عظیم‌الشأن دیدیم، که وقتی جنگ بود و مسائل خرمشهر، این جمله‌ی توحیدی و الهی را فرمود که اوج ایمان یک انسان را نشان می‌دهد: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». رزمنده‌ها بوده‌اند جنگیده‌اند؛ اما خدا این‌ها را هدایت کرد، خدا این‌ها را حمایت کرد، خدا نقشه‌ی دشمن را بر آب کرد؛ لذا همه‌اش می‌شود خدا. شما اسباب بودید، وسایل بودید، وسیله‌ی تحقق این پیروزی بودید، اما هر چه داشتید با خدا بود و هر تاثیری داشت با خدا بود.

۹. حقیقت تیراندازی در صراط بندگی

خدا چطور این نگاه توحیدی و الهی را تزریق می‌کند؟ می‌فرماید وقتی تیر می‌اندازی، تو تیر نینداختی؛ «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». تو انداختی، اما هر چه استفاده کردی تا این تیر را بیندازی خدا داده بود؛ همه‌اش مال خدا بود؛ تصمیمش، قدرتش، توانش، اصابتش به هدف با خداست؛ خدا نخواهد به هدف نمی‌خورد. لذا هر جا تکیه کنیم به خودمان منهای خدا، به جایی نمی‌رسیم. اما این تکیه کردن به خودمان با خدا، به این دید و به این قوت است؛ خودمان وسیله‌ایم که هر چه هست مال خداست. آن وقت امام فرمود این کار را خدا کرد، از همان اول نگاه‌ها را درست کند که کسی حرف دیگری نخواهد بزند. هر چه هم حرف می‌خواهند بزنند با خدا بگویند.

۱۰. عاقبت‌به‌خیری و رهایی از منّت خلق

«و عندك فیما انکرت تغییر فامنن علی قبل البلاء بالعافیة». خدایا به من این نعمت را بده، قبل از اینکه مبتلا بشوم به گرفتاری‌ها، خودت درستش کن؛ خدا بخواهد زمینه را از بین می‌برد. «و قبل الطلب بالجدة». قبل اینکه بخواهم راه بیفتم کاسه‌ی چه کنم چه کنم دستم بگیرم، به این و آن التماس کنم، منّت‌شان را بکشم، خودم را پایین بیاورم، خدایا قبل از اینکه به این وضع برسم خودت بده. «و اکفنی مؤونة معرة العباد». خدایا از اینکه آدم‌های بدی بخواهند به من کمک کنند یا بخواهند گرفتاری من را برطرف کنند، خودت کفایت کن، من احتیاجم به آدم‌های بد نیفتد؛ گره‌ام به دست یک آدم بد نخواهد باز بشود، که اذیت کند، منّت بگذارد یا توقع بخواهد به خرج بدهد. پروردگارا عاقبت امر همه‌ی ما ختم به خیر بفرما.

فهرست

1️⃣ توکل در گرفتاری‌ها
◽️ اللهم انت عدّتی: پناهگاه حقیقی هنگام اندوه خداست
◽️ ذهن سراغ خلق نرود؛ همه‌چیز به اراده خداست

2️⃣ امید بستن به خدا، نه اسباب
◽️ هر روزی و کمکی به اراده اوست
◽️ حتی تأثیر تلفن، امضا یا سفارش، از خدا نشأت می‌گیرد

3️⃣ مواجهه با محرومیت و ظلم
◽️ و انت منتجعی ان حرمت: تنها امید، خداست
◽️ اسباب اگر مؤثرند، خدا آن‌ها را مؤثر کرده است

4️⃣ فریاد استغاثه در شدت بلا
◽️ در کرسه‌الغَم، فقط به او پناه ببر
◽️ استغاثه فقط به سمت خدا باشد، نه غیر او

5️⃣ جبران از دست‌رفته‌ها با اراده الهی
◽️ و اندک ما فات خلف: آنچه رفته، نزد او جبران دارد
◽️ فرصت‌ها، نعمت‌ها و عمر، اگر او بخواهد بازمی‌گردد

6️⃣ اصلاح خرابی‌های درونی
◽️ و لما فسد صلاح: اصلاح اخلاق و اعمال با خداست
◽️ بداخلاقی، تندخویی و کوتاهی‌ها با توفیق او ترمیم می‌شود

7️⃣ درخواست پیشگیری نه فقط درمان
◽️ عافیت پیش از بلا، عطا پیش از نیاز
◽️ راه درست پیش از گمراهی، کفایت از نیاز به آدم‌های ناپاک

شرح صحیفه سجادیه - مسجد قدس

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه یازدهم) 3 خرداد 1404

موضوع: صوت کامل سخنرانی