🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه بیستم) ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/31
پست

🔰"دنیای‌مذموم" و "دنیای‌ممدوح" 
☘️ما اهل بیت هم دنیا رو دوست داریم اما...
✨پیامبر اکرم(ص) "دنیای‌مذموم" رو تحقیر کرد
✅متقین از قافله‌ی "دنیای‌مذموم" عقب‌ هستند
⌛️یه عمری خودمون رو خرج چی کردیم؟
⛔️کرکره نگاهمون رو بیاریم پایین!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد میزان‌ الاعمال امام علی (علیه‌السلام)
🗓 ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

دنیا

🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه بیستم) ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

🔰"دنیای‌مذموم" و "دنیای‌ممدوح" 
☘️ما اهل بیت هم دنیا رو دوست داریم اما...
✨پیامبر اکرم(ص) "دنیای‌مذموم" رو تحقیر کرد
✅متقین از قافله‌ی "دنیای‌مذموم" عقب‌ هستند
⌛️یه عمری خودمون رو خرج چی کردیم؟
⛔️کرکره نگاهمون رو بیاریم پایین!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد میزان‌ الاعمال امام علی (علیه‌السلام)
🗓 ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. «و اغننی و اوسع علیّ فی رزقک، و لا تفتنی بالنظر»

تبیین دعا و درخواست وسعت رزق

در این قسمت از دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) مسئله‌ای را که مطرح می‌فرمایند، مسئله‌ی وسعت رزق انسان هست؛ که خدای متعال این دعا را در حق انسان مستجاب کند که روزی گسترده و وسیع و با برکت به انسان عنایت فرماید.

این نعمتی‌ست، عرض شد نعمتی‌ست که انسان داشته باشد که در این دنیا روزی و ثروتش به اندازه‌ی کفافش باشد و محتاج بقیه نباشد؛ مشغولیت ذهنی و عملی زیادی نسبت به تأمین روزی و این‌طور مسائل نداشته باشد و از آفت‌های فقر و تنگی روزی در امان باشد؛ که این یک نعمت بزرگ خداست و کسانی که این نعمت را دارند، باید قدرش را بدانند.

آفات نعمت‌ها و دگرگونی روزی

منتها مشکل انسان این هست که نعمت‌هایی که دارد، هر کدام دچار آفت‌هایی می‌شود که آن نعمت به نقمت و وسیله‌ی عذاب تبدیل می‌گردد. در مثل این دعا، در چنین قسمتی، امام سجاد (علیه‌السلام) بعضی از این نعمت‌ها را می‌شمرند، بعضی از این نعمت‌های بزرگ را، و آن آفتش را هم ذکر می‌کنند که خدایا، به من این نعمت بزرگ را بده، ولی [به] این آفت مبتلا نشوم. این نعمت بزرگ هم همین وسعت روزی است که انسان از بعد مادی و مالی تأمین باشد، مشکلی نداشته باشد، از انسان‌ها بی‌نیاز باشد، وسعت رزق و روزی داشته باشد و برکت در روزیش باشد.

که روایاتش خوانده شده بود. دنیا برای تأمین آخرت و برای رفع احتیاج به بقیه و اینکه انسان زیر بار دین بقیه و منت بقیه و اذیت و آزار بقیه قرار نگیرد، و با دنیا بتواند کارهای خیر انجام بدهد و آخرت را به دست بیاورد، این دنیا، دنیای پسندیده‌ای‌ست. که امام صادق (علیه‌الصلاة و السلام) در روایت فرمودند، آن‌طور که نقل شده از ایشان، فرمودند: «انا و الله لنطلب الدنیا و نحب ان نؤتاها» ما اهل بیت هم دنیا را دوست داریم و دوست داریم از دنیا بهره‌مند باشیم.

بعد راوی می‌گوید: به چه بهره‌ای؟ چه فایده‌ای؟ شما می‌خواهید چه‌کار بکنید؟ حضرت می‌فرماید: اول اینکه احتیاج خودم و اهل و عیالم را از مردم باز بدارم و این احتیاج را برطرف کنم؛ [چرا که] احتیاج آفت‌هایی دارد و مشکلاتی برای انسان ایجاد می‌کند. اولش این است. بعد هم بتوانم با این مال دنیا کارهای خیر انجام بدهم؛ صله‌ی رحم کنم، صدقه بدهم، حج بروم، عمره بروم و این کارها را انجام بدهم. بعد در انتها فرمودند: این طلب دنیا نیست، این در حقیقت طلب آخرت است؛ من با تأمین دنیا و با استفاده‌ی از دنیا می‌خواهم آخرتم را آبادتر بکنم. این دنیا، دنیای پسندیده‌ای‌ست؛ این دنیا مذمت نشده، این دنیا ستایش شده و این دنیا نعمتی است که انسان داشته باشد.

اما چون اکثراً انسان‌ها از دنیا استفاده‌ی بد می‌برند و اکثراً گرفتار آن آفت‌ها و آسیب‌ها می‌شوند، ما بیشتر می‌بینیم مذمت دنیا می‌شود. مذمتش مال همین است که انسان دنیا را به اعتبار خودش [بنگرد] و مقصد و هدفش را دنیا قرار بدهد، نه آخرت. آخرت باشد، دنیا می‌شود وسیله؛ هدف نیست. اما جهت مذموم و بدش آن وقتی است که دنیا بشود هدف؛ پول درآوردن و افزایش ثروت و سرمایه بشه هدف و انسان از آن هدف مهمی که خدا برایش قرار داده، از آن دور و غافل بشود. این می‌شود دنیای مذموم، و آن می‌شود دنیای ممدوح.

بررسی نسخه‌های حدیث و آفت طغیان ثروت

بعد فرمودند: خدایا، این دنیا را که به من می‌دهی، این مال زیاد و وسیع و گسترده را که به من می‌دهی، ولی من گرفتار... حالا اینجا نسخه، بعضی نسخه‌ها هست: «لا تفتنی بالنظر»، بعضی‌ها هست «لا تفتنی بالبطر». چون خط قدیم، حالا هر خطی، و به خصوص خط کوفی که خط شایع و رایجی شده بود در یک زمانی، نقطه نداشت، دندانه نداشت، لذا گاهی اختلاف پیش می‌آمد در روایات. مثل شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ ۷۵ روز بعد از رحلت رسول خدا یا ۹۵ روز. این منشأش همین است که آن خط نه دندانه داشت و نه نقطه داشت. ۷۵ می‌شود «سبعین»، ۹۵ می‌شود «تسعین»؛ دندانه نباشد، نقطه هم نباشد مثل هم است و فرقی ندارد. لذا این منشأ شد که روایاتی که این کلمه در آن به کار رفته، بعدها اشکال پیش بیاید که مثلاً ۷۵ است یا ۹۵؛ که این هم مایه‌ی خیر شد و باعث شد دو بار برای ایشان عزاداری بشود. اینجا هم همین‌طور است، اینجا هم «بطر» یا «نظر».

بطر یعنی طغیان. توضیحش در جلسه‌ی قبل عرض شد، که یک مشکل پولداری این است که پولدار جماعت اگر حواسش را جمع نکند، به آن حدی که دارد قانع نیست، که تا اینجا همه مشترکند. اما او چون پول دارد، امکان و وسیله‌ی اینکه بتواند از حدش تجاوز کند و حد و حق دیگران را بخورد برایش زیاد است؛ پول است، می‌دهد، رشوه می‌گیرد، رشوه می‌دهد، دخالت می‌کند در سیاست‌ها، دخالت می‌کند در تصمیم‌گیری‌ها با پول. لذا یکی از منشأهای فساد در عالم، و در خود مملکت ما، این قشرند که حتی نفوذ زیادی دارند در دولت‌ها، در سیاست‌ها؛ سیاست‌هایی که خرد است، نه کلان، که دولت‌ها در آن دخیلند. این‌ها هستند، کسانی که اصحاب ثروتند. این اصحاب ثروت یواش‌یواش قدرت را تصاحب می‌کنند، نفوذ می‌کنند در قدرت، و آن چیزی را که صلاح می‌دانند پیاده می‌کنند. ما خیلی از سیاست‌های دولت‌ها وقتی می‌آیند جلو، کم نیست از سیاست‌هایشان که منشأش برمی‌گردد به اصحاب ثروت. یعنی آن‌ها یک نفوذی دارند که نمی‌گذارند دولت فلان کار درست را انجام بدهد به نفع قشر فقیر جامعه، یا برعکسش. پول بیچاره می‌کند آدم را. پول که خوب چیزی بود، نعمت بود، اما این مشکل را دارد و این مشکل را ایجاد می‌کند برای انسان. سیری هم ندارد، سیر نمی‌شود انسان، هر چه دارد بیشتر می‌کند. این بطر است، که توضیح داده شد.

آفت چشم‌دوختن به مظاهر اشرافی‌گری

حالت دیگر این است که خوانده بشود: «و لا تفتنی بالنظر». خدایا، من طوری باشم در این دنیا که با نگاه مبتلا نشوم به امتحانات سخت، به گرفتاری‌ها؛ با نگاه کردن با همین چشم‌ها. حالا نگاه با چشم، یک وقت نگاه به حرام و نامحرم و این‌هاست، یک وقت نگاه به غیر از این‌هاست؛ نگاه به مظاهر ثروت ثروتمندان است. این هم در اسلام مذموم است. مظاهر اشرافیت، جلوه‌های اشرافیت و اشرافی‌گری و ثروت ثروتمندان. مظاهرش چیست؟ مثلاً خانه‌هایشان. مظاهرش چیست؟ ماشینشان. مظاهرش چیست؟ سایر چیزهایی که در چشم مردم است؛ و اصلاً یکی از هدف آن‌ها، انسان‌های بدشان، برای اینکه این‌ها را این‌طور می‌سازند، چشم‌گیر بودنش هست. چشم انسان‌ها را بگیرد، توجه انسان‌ها را جلب کند به خودش.

لذا رنگ و لعاب زیاد می‌دهند به سرمایه‌هایشان که در چشم انسان‌هاست. این در قرآن کریم هست، خدای متعال نهی شدید می‌کند رسول گرامی الهی را از اینکه نگاه نکن به این‌ها: «لا تمدّنّ عینیک الی ما متّعنا به ازواجاً منهم زهرة الحیاة الدنیا لنفتنهم فیه» چشم ندوز به هیچ وجه. این نهی‌اش هم محکم و شدید است. این دو چشمت را ندوز به مظاهر ثروت این‌ها، به این چیزی که از ثروت ما به این‌ها دادیم، برای اینکه چهار روزِ زندگی دنیا بالاخره بگذرانند و خوش باشند؛ که آن‌ور طلبی هم از ما خیلی نداشته باشند، برای امتحان. آن ثروت مایه‌ی امتحان این‌هاست. از روزی که ثروت می‌آید در دست این‌ها، امتحان سختشان شروع می‌شود. امتحانات سخت است، باید بدهند؛ باید خمس بدهند، باید زکات بدهند، باید به فقرا کمک کنند، باید این کارها را انجام بدهند. یک بخشیش را باید بدهند، این امتحان سختی است. از آن‌ور یک جاهایی هم نباید بدهند، نباید خرج کنند، این هم امتحان سختی است. منتها ما به این‌ها دادیم که امتحانشان کنیم. بعد خدا می‌فرماید: نگاه نکن. این ساختمانی که این‌قدر مجلل مثلاً ساخته، این ماشین لوکسی که زیر پایش هست و با آن مانور اشرافی‌گری و تجمل برگزار می‌کنند در کوچه خیابان و در چشم‌ها قرار می‌دهند که انسان‌ها ببینند، نگاه نکن.

نگاه نکن. این نگاه است؛ نگاه وقتی انسان می‌اندازد، نتیجه‌اش این می‌شود که... تا اینجا که تمام نمی‌شود کار. وقتی می‌بیند انسان، می‌خواهد. هیچ‌کسی هم نمی‌تواند بگوید من این‌طوری نیستم. این انسان است؛ طبیعت انسان است. هر وقت چیزی را ببیند در دست یک کسی و ندارد خودش، و آن چیز یک مقداری برایش جذاب باشد، جالب باشد، چشم‌نواز باشد، می‌خواهد. لذا اولی که مثلاً یک وسیله‌ای می‌آید، یک چیزی می‌آید تازه در دست مردم، انسان‌ها زیاد می‌بینند، زیاد سراغش را می‌گیرند، تا اینجام که تمام نمی‌شود که؛ بعد می‌افتند دنبالش که حتماً هر جوری هست تهیه‌اش کنند، بخرند. بعد مجبور می‌شود گاهی دارد، ندارد، فکر و ذهنش مشغول می‌شود؛ گاهی ندارد، باید برود وام بگیرد، وام می‌گیرد، فشاری به زندگیش می‌آید، بعد خیلی آفات دیگر دارد.

لذا متقین یکی از ویژگی‌هایشان این است؛ عقبند در دنیا. یعنی نمی‌دوند، جلوی قافله نیستند که یک چیزی آمد بدوند. چشم نمی‌دوزند. چشم نمی‌دوزند همین‌طور با یک حسرتی، با یک آهی، اندوهی، با یک لذتی از آن وسیله و حسرت از اینکه ندارد؛ نگاه کند این مظاهر تجمل را. وقتی انسان می‌بیند، می‌خواهد. وقتی خواست، می‌افتد به چیزهای بد. فکر و ذهنش اول پر می‌شود، مشغول می‌شود. این لذت دنیا که می‌آید، انسان را می‌کشاند دنبال خودش. لذا خدای متعال نهی می‌کند. یکی از نگاه‌های ممنوعه همین هست؛ انسان نگاه نکند به این‌ها.

آثار نگاه نکردن و لزوم بی‌اعتنایی به دنیاپرستان

یک اثرش برای خود انسان هست، یک اثرش برای خود آن‌هاست. اثرش برای انسان همین است که از آفات این نگاه کردن و این توجه، که وقتی نگاه می‌کند دلش دنبالش می‌رود و دلش مشغول می‌شود و دلش می‌خواهد و می‌افتد گوشه‌ی ذهنش مثل ویروسی تا این را تهیه کند؛ حتماً این را بالاخره برود بخرد هر جوری هست، دلش می‌خواهد دیگر. این مثل ویروس افتاده گوشه‌ی ذهن، می‌کشاند تا ببرد به آن‌ور که برسد به آن، حالا از هر راهی. این آفت برای انسان است.

یک آفت هست برای خود همان افرادی که این‌طورند؛ یعنی ثروتمندند و ثروتشان را مزین می‌کنند و در چشم مردم، جلو چشم مردم قرار می‌دهند، دوست دارند انسان‌ها ببینند. حکمت دومش این است که این‌ها در این خواسته‌شان تأمین نشوند. او تشنه‌ی توجه و نگاه و حسرت انسان‌هاست. تشنه‌ست، دوست دارد همه ببینند. این خانه را که این‌طور می‌سازد گاهی این‌طور هست که دلش می‌خواهد خب همه ببینند. این ماشینی که برمی‌دارد با آن قیمت و شکل و شمایل می‌آورد در خیابان می‌رود و می‌آید، این چون تشنه‌ی نگاه است، محتاج نگاه انسان‌هاست. در این هم نباید تأمینش کرد. ما با نگاه نباید آدم‌هایی که تشنه‌ی نگاهند را تأمین کنیم به چیز بد.

یکی از جهاتی که نگاه حرام به انسان‌ها، به مثلاً زنانی که جلوه‌آرایی می‌کنند ممنوع است، باز یکیش همین هست. حالا غیر از آثارش برای خود ما، نباید خود او با نگاه کردن ما تقویت بشود، به آن خواسته‌ی دلش برسد. او دلش می‌خواهد وقتی اینجا ایستاده همه ببینندش؛ و هر چه همه ببینندش لذت می‌برد. تشنه‌ی نگاه است، مثلاً تمام تشنگی‌اش به همین است که بقیه نگاهش کنند مثلاً. از این نگاه لذت می‌برد. یعنی نگاه به حرام در این چیزها، این کسانی که کنار خیابانند یا هر جایی هستند جلوه‌آرایی می‌کنند، این‌ها فقط بحث خود ما نیست که ما نگاه نکنیم به گناه نیفتیم، یکیش خود ماست؛ یکیش هم خود اوست که تقویت نشود. وقتی با بی‌اعتناییِ آدم‌ها روبرو بشوند فرق می‌کند، تا اینکه نگاه کند ببیند هر چه انجام می‌دهد همه نگاهش می‌کنند. در مال دنیا هم همین‌طور است.

من را امتحان نکن خدایا با نگاه به مظاهر ثروت، چون اگر دیدم آفت پیش می‌آید؛ هم برای خودم، می‌خواهم. می‌خواهم، به آنی که دارم راضی نیستم. خیلی‌ها ماشین ندارد، به پایین‌ترین حد و مدلی که به دستش برسد راضی است. خداخدا می‌کند همین را بهش بدهند، می‌گوید من همین فلان ماشین را که خیلی سطحش و مدلش پایین است داشته باشم، بسم است. بعد این را که انسان پیدا می‌کند، انسان است دیگر؛ سیر نمی‌شود، انسان است. یک چهار صباحی که می‌گذرد به چشمش نمی‌آید، خیلی عادی می‌شود برایش، دنبال بالاترش است، دنبال بهترش است. کم‌کم خود این را خیلی ارزشی هم برایش قائل نیست، مذمتش هم می‌کند. می‌گوید: وسیله داری یا نه؟ می‌گوید: آره، یک مثلاً یک چیزی، اصلاً تعبیر به مثلاً گاهی هست به لگن می‌کنند، می‌گوید: یک لگنی؛ تعبیر این‌جوری. که این ناشکری است. هر مذمتی از نعمت خدا ناشکری است، هر بدگویی از نعمت خدا ناشکری است؛ هر چه می‌خواهد باشد. ناشکری.

بدهد، خانه‌مان را بگوییم، بدگویی کردن که هیچ قصد و غرضی نیست جز فقط بدش را بگوید. یک وقت انسان عیب خانه را می‌رود پیش کسی می‌گوید که مشکلش را حل کند، آن یک حرف دیگر است؛ عیب چیزی را کسی را می‌گوید که مشکلش را حل کند، آن که بحثی تویش نیست. اما یک وقت صرفاً بدگویی می‌کند؛ از خانه‌اش، از ماشینش، از همسرش، از بچه‌اش، از همه‌ی چیزهایی که خدا به او داده بدگویی می‌کند. یک عیب و ننگی رویش می‌گذارد، حالا یا هست یا نیست، فقط هم به قصد بدگویی است؛ یعنی فقط می‌خواهد بدش را بگوید، ناراحت است، که قصدش اصلاح و راه حلی پیدا کردن نیست. این‌ها خیلی‌هایش می‌شود ناشکری. وقتی به این قالب و حالت درمی‌آید می‌شود ناشکری، انسان را به اینجا می‌کشاند. لذا می‌گوید: خب خیلی چیزها نرو دنبالش، نگاه نکن: «و رزق ربک خیر و ابقی» آن چیزی که خدا روزی انسان می‌کند همان بهتر است، و آن چیزی که در آخرت خدا عوض چیزهایی که در دنیا به ما نداده بدهد بهتر است، و باقی می‌ماند آن. این چیزها از بین می‌رود، تمام می‌شود. آن چیز که خدا آن‌ور بدهد باقی می‌ماند، این‌ها تمام می‌شود می‌رود.

لذا فرمود نگاه نکنید؛ از این مسئله است: «و لا تفتنی بالنظر» خدایا، من را با نگاه کردن به ثروت ثروتمندان و مظاهر ثروتشان گرفتار نکن، گرفتار نشوم. وقتی این دعا را می‌کنیم، یعنی خودم نکنم؛ خدا هم کمک کند ما نداشته باشیم. این می‌شود این مسئله. از آن‌طرف، او هم به خواسته‌اش نرسد؛ او هم وقتی می‌سازد و این‌جوری می‌کند که بقیه ببینند و در چشم بقیه بیاید، می‌گوید شما نگاه نکن که او به این خواسته‌اش نرسد، با بی‌اعتنایی مواجه بشود.

لذا بزرگان اهل معرفت ما، تقوای ما، و هر کسی خلاصه در این وادی هست، یکی از چیزهایی که دارند همین است؛ به ثروت ثروتمندان و مظاهرش که می‌رسند، این چشم نمی‌دوزد، برانداز بکند، پایین و بالایش بکند، لذتش را ببرد و حسرتش را ببرد؛ با بی‌اعتنایی رد می‌شوند، با چشمی پایین انداخته رد می‌شوند. این در قرآن کریم است؛ این چیزی است که خدا مطرح فرمود؛ که هم ما گرفتار نشویم چون می‌شویم؛ ببینیم، می‌خواهیم. هم او به خواسته‌اش که دیدن ماست، نرسد؛ و خیلی از آفت‌های دیگر که اینجا هست از انسان دور می‌شود.

سیره‌ی پیامبر اکرم (ص) در زهد و دوری از دنیا

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره‌ی رسول گرامی الهی، خاتم انبیاء، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد] یک چنین تعبیرات خاصی دارند در این جهت؛ فرمود: «لقد حقّرت الدنیا و صغّرها» دنیا را پیغمبر اکرم تحقیر کرد، کوچکش کرد با بی‌اعتنایی. بعد جملات خیلی خاص و کوبنده‌ای دارند؛ رسول خدا چه جوری بودند. تا یک جایش می‌رسد می‌فرماید: رسید دید «و یکون الستر علی باب بیته» حالا رسول خدا در اوج این قله است، قرار دارد آنجا، که پرده‌ای بر در خانه آویزان بود «فتکون فیه التصاویر» این پرده خیلی مزین بود و قشنگ بود و این‌ها، که این را شنیده‌ایم؛ که این را معمولاً هم نسبت می‌دهند به حضرت زهرا (سلام الله علیها) که مثلاً ایشان خریده بودند یا تهیه کرده بودند آویزان کرده بودند؛ که عرض کردیم قبلاً که این این‌طور نیست.

«فیقول یا فلانه» حضرت یکی از همسرهایشان را صدا کردند، که در بعضی نسخه‌ها اسم برده شده که کی بود؛ همون همسر خاص ایشان بود که منشأ فتنه‌هایی بود در عالم اسلام. «یا فلانه غیّبیه عنّی» این را از جلو چشم من بردار «فانّی اذا نظرتُ الیه ذکرتُ الدنیا و زخارفها» من وقتی نگاه می‌کنم، چشم[م به آن می‌افتد]، یاد دنیا می‌افتم و زینت‌هایش. این را از جلو چشم من بردار، من این‌قدر ذهنم مشغول نشود، نرود در عمقش. این اوج قله است. حالا به ما حرام نکردند، به ما سخت نگرفتند؛ آن دارد قله را نشان می‌دهد که آن بود.

بعد امیرالمؤمنین فرمود: «فأعرض عن الدنیا بقلبه» با دلش از این مظاهر دنیا دوری کرد، اعراض کرد «و امات ذکرها من نفسه و احب ان تغیب زینتها عن عینه» دوست می‌داشت زینت دنیا در چشمش آرایش و جلوه‌آرایی خلاصه نکند؛ ببیند می‌خواهد: «لکیلا یتخذ منها ریاشاً» که با دیدن این‌ها نخواهد برود دنبالش؛ می‌بیند، می‌خواهد. «و لا یعتقدها قراراً» فکر نکند بناست اینجا بمانم؛ اینجا موقتی است. ما داریم خودمان را خرج چی می‌کنیم؟ این سرمایه‌ی عظیممان؛ چشممان، گوشمان، ذهنمان مشغول چی دارد می‌شود؟ داریم خرج چی می‌کنیم؟ «او یرجو فیها مقاماً» یا امید داشته باشد که خدا به او عمر بدهد، بیشتر در این دنیا بماند که به این برسد؛ به این نقطه که چنین خانه‌ای را مثلاً بتواند تهیه کند. به این نقطه که چنان چیزی را و وسیله‌ای را بتواند تهیه بکند؛ و این‌قدر به ماندن در دنیا وابسته بشود و علاقه‌مند بشود. طول عمر یک نعمت بزرگ خداست، در حالی که و در جایی که در سایه‌ی بندگی خرج بشود. اما یک وقت نه، آدم مسیرش دارد کج می‌شود؛ ذهن و فکرش که مشغول شد به دنیا، کم‌کم راه می‌افتد، کم‌کم راهش کج می‌شود به آن سمت می‌رود. از همین ابتدا جلویش را می‌گیرند، چون بعدش دیگر نمی‌شود جلویش را گرفت؛ بعد که دل آدم رفت، دیگر نمی‌شود جلویش را گرفت و ممنوع کرد. این یک مسئله‌ی مهمی هست.

پس «اغننی و اوسع علیّ فی رزقک» خدایا، وسعت رزق به من بده، اما این‌قدر چشمم دنبال این چیزها ندود. نخواهم از حد خودم فراتر بروم. چشم را ببندیم: «لا تمدّنّ عینیک» خود چشم را ببند؛ این از مراقبت‌های چشم انسان است که این چیزها را هم توجه نکند، دنبالش نرود؛ جز آنجایی که خب نیازیش هست، لازمه‌اش هست، باید برود مثلاً به علتی تهیه بکند؛ و الا این قاعده‌ست. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که از دنیا به بهترین وجه بهره‌مند باشیم، از ثروت دنیا، از مال دنیا، از نعمت‌های بزرگ دنیا بهره‌مند باشیم؛ اما این دنیا آفتی در دل ما و در مسیر ایمان ما و رشد ایمان ما و توجه به خدا و توجه به هر چه خدا راضی است، آفتی در این جهت قرار نگیرد.

دعاهای پایانی و طلب عاقبت‌به‌خیری

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی خودت قرار بده. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. محبت دنیا را در جهت صحیحش در دل ما قرار بده. محبت عبادت و بندگی خودت را در دل ما قرار بده. راه استفاده‌ی صحیح از دنیا را به ما بیاموز. اموات ما، گذشته‌گان ما، حق‌داران ما، ارواح طیبه‌ی علمای ربانی، شهدا، روح مطهر و ملکوتی امام راحل عظیم‌الشأن، غریق رحمت بفرما. کسانی که به این مردم خدمت می‌کنند یاری کن. مقام معظم رهبری، مراجع معظم تقلید، علمای اعلام، همه‌شان را محافظت بفرما. بر طول عمرشان بیفزا. در راه یاری دین، آن‌ها را یاری کن. مشکلات مسلمونا، مشکلات این مردم را برطرف بفرما. امر فرج امام عصر تعجیل بفرما. سلام ما به محضر مبارکشان برسان. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

1️⃣ وسعت روزی؛ نعمتی با آفتی پنهان 💰
خدایا به من روزی وسیع و با برکت عطا کن، اما نگذار که این نعمت به آفت تبدیل شود. انسان اگر وسعت رزق داشته باشد و نیازش به دیگران کم شود، می‌تواند آسوده‌تر زندگی کند و به کارهای خیر بپردازد. اما همین نعمت، اگر با آفت‌هایی مثل طغیان یا فریبندگی دنیا همراه شود، می‌تواند انسان را از مسیر اصلی منحرف سازد. امام سجاد علیه‌السلام این نکته را در دعایش آورده‌اند؛ یعنی درخواست نعمت همراه با پناه بردن از آفت‌هایش.


2️⃣ طلب دنیا یا طلب آخرت؟ 🕊
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: ما هم دنیا را دوست داریم. راوی می‌پرسد برای چه؟ حضرت می‌فرمایند: برای اینکه نیاز خود و خانواده‌ام را از مردم قطع کنم و بتوانم با این مال، کارهای نیک انجام دهم؛ صله رحم کنم، صدقه بدهم، حج و عمره بروم. این طلب دنیا نیست، این طلب آخرت است. یعنی اگر انسان مال دنیا را برای رضای خدا بخواهد، نه تنها مذموم نیست بلکه ستایش‌شده است.


3️⃣ دنیا وسیله است، نه مقصد 🛤
دنیا وقتی مطلوب و پسندیده است که وسیله‌ای باشد برای آخرت. مشکل زمانی پدید می‌آید که دنیا به هدف تبدیل شود. اگر ثروت و سرمایه، مقصد اصلی انسان شد و او را از هدفی که خدا برایش قرار داده دور کرد، آن‌وقت این دنیا مذموم است. وقتی پول درآوردن، رشوه دادن، نفوذ در سیاست و تصمیم‌گیری‌ها، هدف اصلی شد، دنیا دیگر نعمت نیست، بلکه آفت است. انسان نباید فریب ظاهر دنیا را بخورد.


4️⃣ مبتلا نشدن با نگاه کردن 👁️
در دعای امام سجاد علیه‌السلام آمده: «لا تفتنی بالنظر»؛ خدایا مرا با نگاه کردن مبتلا نکن. گاهی نگاه انسان به مال دیگران، ماشین‌ها، خانه‌ها و مظاهر ثروت، ریشه آفات زیادی می‌شود. این نگاه، نگاه حرام نیست ولی زمینه‌ساز حرص، حسرت و نارضایتی از آنچه داریم می‌شود. انسان چیزی را که ببیند و نداشته باشد، دلش می‌خواهد. اگر حواسش نباشد، نگاه، او را به دام می‌کشاند.


5️⃣ تشنه‌ی نگاه دیگران 🔍
برخی ثروتمندان، مظاهر ثروتشان را آگاهانه در معرض دید مردم می‌گذارند؛ خانه‌های مجلل، ماشین‌های لوکس و تجملات دیگر. هدفشان فقط استفاده شخصی نیست، بلکه دوست دارند مردم ببینند. خدا می‌فرماید: نگاه نکن. چون نگاه ما، آن‌ها را در خواسته‌شان تأمین می‌کند. چشم دوختن به زینت‌های دنیا، هم دل انسان را مشغول می‌کند، هم اشرافیت و خودنمایی را در جامعه تقویت می‌سازد.


6️⃣ چشم‌دوختن؛ آغاز لغزش دل 💔
وقتی انسان با حسرت به مظاهر دنیا نگاه می‌کند، کم‌کم در ذهنش جا باز می‌کنند. ابتدا فقط نگاه است، اما بعد به خواستن می‌رسد، سپس به برنامه‌ریزی برای داشتنش. ممکن است به وام گرفتن، بدهکاری، یا حتی گناه کشیده شود. نگاه، ویروسی است که اگر وارد ذهن شد، کنترل آن دشوار می‌شود. یکی از ویژگی‌های متقین این است که چشمشان به مظاهر دنیا نمی‌افتد، بی‌اعتنا عبور می‌کنند.


7️⃣ مظاهر دنیا را کوچک بشمار 🏡
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله حتی به پرده‌ای که جلوه دنیا داشت، اعتنا نمی‌کردند. می‌فرمودند: این را از جلوی چشمم بردارید، زیرا ذهنم را به دنیا مشغول می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز فرمودند: پیامبر دنیا را کوچک شمرد و دوست نداشت زینت آن در چشمش جلوه کند. این الگو برای ماست؛ باید تمرین کنیم که با نگاه نکردن، دلمان را از دلبستگی به دنیا حفظ کنیم.


8️⃣ نگاه، تقویت گناه است 🚫
نگاه به مظاهر دنیا فقط برای انسان آفت نیست، بلکه موجب تقویت خواسته نادرست صاحبان ثروت نیز هست. آن‌ها تشنه توجه‌اند و از نگاه دیگران لذت می‌برند. نگاه ما، آن‌ها را در مسیر خودخواهی و فخرفروشی‌شان تأیید می‌کند. این موضوع شبیه نگاه به زنان جلوه‌گر در خیابان است؛ نگاه ما آن‌ها را به ادامه این رفتار دلگرم می‌کند. پس نگاه، فقط یک واکنش نیست؛ نوعی مشارکت در ساختن فرهنگ است.


9️⃣ ناشکری با زبان، سقوط دل 🗣️
وقتی انسان به داشته‌های خود عادت می‌کند، کم‌کم آن‌ها را بی‌ارزش می‌بیند. ماشینی را که روزی آرزو داشت، امروز لگن می‌نامد. خانه‌اش، همسرش، فرزندش را فقط از زاویه ضعف‌ها می‌بیند و زبان به بدگویی می‌گشاید. این، ناشکری است. حتی اگر نعمت، کامل هم نباشد، بدگویی بدون قصد اصلاح، ناسپاسی است. دل ناشکر، هرگز آرام نمی‌شود، چون همیشه به بیرون از خود چشم دارد.


🔟 نگاه را ببند، رزق را بسپار 🔒
خدایا وسعت رزق را به من عطا فرما، اما دلم را از چشم‌وهم‌چشمی، طمع و زیاده‌خواهی حفظ کن. نگذار با نگاه کردن به مظاهر اشرافیت، از نعمت‌هایی که به من داده‌ای دل‌سرد شوم. چشمم را ببند و نگاهم را حفظ کن. خدایا کاری کن که از دنیا بهره‌مند شوم، بدون آن‌که دنیا در دل و دینم رخنه کند. رزقی بده که ایمانم را نسوزاند و نگاهم را به نگاه‌پرستی آلوده نکند.

--------------------------------

۱. حقیقت وسعت رزق و برکت در زندگی

در این قسمت از دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) مسئله وسعت رزق انسان را مطرح می‌فرمایند؛ اینکه خدای متعال این دعا را در حق انسان مستجاب کند و روزی گسترده، وسیع و با برکت به او عنایت فرماید. این نعمتی است که انسان در این دنیا روزی و ثروتش به اندازه کفافش باشد، محتاج بقیه نباشد و مشغولیت ذهنی و عملی زیادی نسبت به تأمین روزی نداشته باشد. انسان باید از آفت‌های فقر و تنگی روزی در امان باشد؛ چرا که این یک نعمت بزرگ خداست و کسانی که این نعمت را دارند، باید قدرش را بدانند.

۲. آفت دگرگونی نعمت‌ها به وسیله عذاب

مشکل انسان این هست که نعمت‌های او دچار آفت‌هایی می‌شود که آن نعمت را به نقمت و وسیله عذاب تبدیل می‌سازد. در این قسمت از دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) بعضی از این نعمت‌های بزرگ را می‌شمرند و آفت آن را هم ذکر می‌کنند. ایشان از خدا می‌خواهند که: «خدایا، به من این نعمت بزرگ را بده، ولی به این آفت مبتلا نشوم.» این نعمت بزرگ همین وسعت روزی است که انسان از بعد مادی و مالی تأمین باشد، مشکلی نداشته باشد، از دیگران بی‌نیاز باشد و برکت در روزی‌اش جریان داشته باشد.

۳. فلسفه دنیا از نگاه اهل‌بیت (ع)

دنیا برای تأمین آخرت و برای رفع احتیاج به بقیه است؛ برای اینکه انسان زیر بار دین، منت، اذیت و آزار دیگران قرار نگیرد و با دنیا بتواند کارهای خیر انجام داده و آخرت را به دست بیاورد. با این نگاه، دنیا دنیای پسندیده‌ای است. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی فرموده‌اند: «ما اهل‌بیت هم دنیا را دوست داریم و دوست داریم از دنیا بهره‌مند باشیم.» ایشان در تبیین این دوستی می‌فرمایند اول اینکه احتیاج خودم و اهل و عیالم را از مردم باز بدارم و برطرف کنم؛ چرا که احتیاج آفت‌هایی دارد و مشکلاتی برای انسان ایجاد می‌کند.

۴. تأمین دنیا برای آبادانی آخرت

انسان باید بتواند با مال دنیا کارهای خیر انجام بدهد؛ صله رحم کند، صدقه بدهد، به حج و عمره برود و این کارها را انجام بدهد. این طلب دنیا نیست، بلکه در حقیقت طلب آخرت است. انسان با تأمین دنیا و با استفاده از آن می‌خواهد آخرتش را آبادتر کند. این دنیا، دنیای پسندیده‌ای است که مذمت نشده، بلکه ستایش شده است. اما چون اکثراً انسان‌ها از دنیا استفاده بد می‌برند و گرفتار آفت‌ها و آسیب‌ها می‌شوند، بیشتر می‌بینیم که مذمت دنیا می‌شود. مذمت دنیا مال همین است که انسان آن را مقصد و هدف خود قرار دهد.

۵. مرز میان دنیای ممدوح و دنیای مذموم

جهت مذموم و بد دنیا آن وقتی است که دنیا بشود هدف؛ یعنی پول درآوردن، افزایش ثروت و سرمایه هدف اصلی شود و انسان از آن هدف مهمی که خدا برایش قرار داده، دور و غافل بشود. این می‌شود دنیای مذموم و آن دیگری می‌شود دنیای ممدوح. امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خدایا، این دنیا و این مال زیاد و گسترده را که به من می‌دهی، من را گرفتار آفت‌های آن نکن.» خطرات پولداری این است که ثروتمند اگر حواستان را جمع نکند، به آن حدی که دارد قانع نخواهد بود و طغیان می‌کند.

۶. ثروت و خطر نفوذ در ارکان جامعه

انسان پولدار چون ثروت دارد، امکان و وسیله اینکه بتواند از حدش تجاوز کند و حق دیگران را ضایع کند برایش زیاد است. با پول خود رشوه می‌دهد، رشوه می‌گیرد و در سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها دخالت می‌کند. یکی از منشأهای فساد در عالم، همین قشر هستند که نفوذ زیادی در دولت‌ها و سیاست‌های خرد دارند. این اصحاب ثروت یواش‌یواش قدرت را تصاحب کرده، در آن نفوذ می‌کنند و آن چیزی را که خود صلاح می‌دانند پیاده می‌کنند. آن‌ها یک نفوذی دارند که نمی‌گذارند دولت کارهای درست را به نفع قشر فقیر جامعه انجام دهد.

۷. هشدار قرآن؛ چشم ندوختن به جلوه‌های اشرافی‌گری

نگاه به مظاهر ثروت ثروتمندان و اشرافی‌گری در اسلام مذموم است؛ مظاهری مانند خانه‌ها، ماشین‌ها و سایر چیزهایی که در چشم مردم است. اصلاً یکی از هدف‌های انسان‌های بد برای اینکه این‌ها را این‌طور می‌سازند، چشم‌گیر بودن آن است تا توجه انسان‌ها را جلب کند. خدای متعال نهی شدید می‌کند رسول گرامی الهی را که به این‌ها نگاه نکن: «چشم ندوز به هیچ وجه به این چیزی که از ثروت دنیا به این‌ها دادیم تا امتحانشان کنیم.» این ساختمان‌های مجلل و ماشین‌های لوکس که با آن مانور تجمل برگزار می‌کنند، نباید مورد توجه قرار گیرد.

۸. روانشناسی طمع و اسارت در زنجیره دنیا

نگاه وقتی انسان می‌اندازد، کار تمام نمی‌شود؛ وقتی انسان می‌بیند، می‌خواهد. این طبیعت انسان است؛ هر وقت چیزی را ببیند در دست کسی و خودش ندارد، اگر آن چیز یک مقداری برایش جذاب و چشم‌نواز باشد، آن را می‌خواهد. وقتی انسان آن را خواست، می‌افتد به چیزهای بد و فکر و ذهنش مشغول می‌شود. مجبور می‌شود وام بگیرد، فشاری به زندگی‌اش می‌آید و آفات دیگر دارد. لذا متقین عقب می‌ایستند و جلوی قافله تجمل نیستند؛ آن‌ها با یک حسرت و آه به این مظاهر نگاه نمی‌کنند.

۹. ریشه ناشکری و بدگویی از نعمت‌های الهی

انسان وقتی نعمتی را پیدا می‌کند، چون سیر نمی‌شود، بعد از مدتی آن نعمت دیگر به چشمش نمی‌آید و برایش عادی می‌شود؛ آن وقت دنبال بالاتر و بهتر از آن می‌رود و کم‌کم خود این نعمت را خیلی ارزش برایش قائل نیست و مذمتش هم می‌کند. صرفاً بدگویی می‌کند از خانه‌اش، ماشینش، همسرش و فرزندش. یک عیب و ننگی رویش می‌گذارد که فقط به قصد بدگویی است، نه به قصد اصلاح و پیدا کردن راه حل. این خیلی وقت‌ها می‌شود ناشکری. هر بدگویی از نعمت خدا ناشکری است، هر چه می‌خواهد باشد.

۱۰. نگاه بی‌اعتنا؛ سیره متعالی پیامبر اکرم (ص)

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره رسول گرامی الهی می‌فرمایند: «دنیا را پیغمبر اکرم تحقیر کرد و با بی‌اعتنایی کوچکش نمود.» پرده‌ای بر در خانه آویزان بود که مزین و قشنگ بود؛ حضرت فرمودند: «این را از جلو چشم من بردار. من وقتی نگاه می‌کنم، یاد دنیا و زینت‌هایش می‌افتم. این را بردار تا ذهنم مشغول نشود و در عمقش نرود.» پیامبر با دلش از این مظاهر دنیا دوری کرد و دوست می‌داشت زینت دنیا در چشمش جلوه‌آرایی نکند؛ چرا که می‌دانست اگر ببیند، دل انسان متمایل می‌شود.

فهرست

1️⃣ وسعت رزق؛ نعمت و آفت
◽️ دعا برای روزی وسیع و با برکت، همراه با بی‌نیازی از خلق
◽️ هشدار امام سجاد علیه‌السلام نسبت به آفت‌های این نعمت


2️⃣ دنیا؛ ابزار آبادانی آخرت
◽️ نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام به دنیا به‌عنوان وسیله‌ای برای خدمت
◽️ تمایز بین دنیای مطلوب و دنیای مذموم در کلام امام صادق علیه‌السلام


3️⃣ نگاه؛ سرچشمه ابتلا
◽️ «لا تفتنی بالنظر»؛ دعای رهایی از آفت چشم‌دوختن به مظاهر ثروت
◽️ تأکید قرآن بر نهی نگاه به زینت‌های دنیا و اشرافیت


4️⃣ اشرافی‌گری و تشنگی توجه
◽️ ثروتمندان نمایشگر، نیازمند نگاه دیگران هستند
◽️ نگاه ما، خواسته آن‌ها را تقویت می‌کند و خودمان را مبتلا می‌سازد


5️⃣ اثر روانی نگاه و حسرت
◽️ نگاه، ذهن و دل را مشغول می‌کند و انسان را وادار به خواستن می‌سازد
◽️ آغاز چشم‌وهم‌چشمی و فشارهای مالی، از یک نگاه ساده


6️⃣ ناشکری؛ آفت زبان و دل
◽️ عادت به نعمت‌ها، انسان را به بی‌ارزشی و بدگویی می‌کشاند
◽️ بدگویی از نعمت، مصداق ناشکری است و دل را تیره می‌سازد


7️⃣ سیره پیامبر در مواجهه با دنیا
◽️ بی‌اعتنایی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به زینت‌های دنیوی
◽️ امیرالمؤمنین علیه‌السلام: پیامبر دنیا را کوچک شمرد و از جلوه‌هایش روی گرداند

شرح صحیفه سجادیه - مسجد میزان الاعمال

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه بیستم) ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی