🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی‌الزهرا سلام‌الله‌علیها (جلسه پانزدهم) ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/29
پست

🛡 امنیت، نعمتی که بسترساز عبادت‌های فردی و اجتماعی است.
💫 حاکمیت فردی‌ ممتاز در رأس حکومت، یک نعمت بزرگ اجتماعی
💎 تصوّر نبود نعمت‌ها، راهی برای دانستن قدر آنهاست
👁 ”چشم و دل سیر شدن انسان” دروغی بیش نیست!
🍁 نارضایتی، نتیجۀ تحقیر کردن نعمت‌هاست
☘️ امام صادق علیه السلام: بخدا قسم ما هم طالب دنیا هستیم!
⚠️ با نگاهمان، هدف کسانی را که دنبال دیده‌شدن هستند تأمین نکنیم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

عبادت
امنیت
حکومت اسلامی

🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی‌الزهرا سلام‌الله‌علیها (جلسه پانزدهم) ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

🛡 امنیت، نعمتی که بسترساز عبادت‌های فردی و اجتماعی است.
💫 حاکمیت فردی‌ ممتاز در رأس حکومت، یک نعمت بزرگ اجتماعی
💎 تصوّر نبود نعمت‌ها، راهی برای دانستن قدر آنهاست
👁 ”چشم و دل سیر شدن انسان” دروغی بیش نیست!
🍁 نارضایتی، نتیجۀ تحقیر کردن نعمت‌هاست
☘️ امام صادق علیه السلام: بخدا قسم ما هم طالب دنیا هستیم!
⚠️ با نگاهمان، هدف کسانی را که دنبال دیده‌شدن هستند تأمین نکنیم!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد. و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین. سیما بقیة الله فی الارضین. و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

بررسی فرازی از دعای مکارم الاخلاق

«وَ اغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ»

اولین دعایی که امام سجاد (علیه‌السلام) به طور خاص مطرح فرمودند، دعا برای وسعت رزق و روزی بود؛ گستردگی مال، فراوانی نعمت، بی‌نیازی از مردم، و وسعت و برکت در روزی.

اختلاف نسخه‌ها در متن دعا

عرض شد در نسخه‌های صحیفه سجادیه، بعضی جاها در این فراز تعبیر به «بَطَر» هست و بعضی جاها تعبیر به «نَظَر» آمده است؛ یعنی به خاطر مسئله نقطه‌گذاری که اشاره شد، این کلمه به هر دو حالت خوانده شده و هر دو حالت هم صحیح است و با قرآن کریم نیز مطابقت دارد.

اهمیت شناخت شیوه مواجهه با نعمت‌ها

اشاره می‌فرمایند که: خدایا! روزی من را زیاد کن؛ اما این روزی که می‌خواهد زیاد بشود، خودش نعمتی از جانب خداست. یکی از اشکالات انسان این است که قدر نعمت‌ها را نمی‌داند و خیلی وقت‌ها توجه ندارد که چطور باید از این نعمت‌هایی که هست، استفاده بکند. لذا خیلی وقت‌ها نعمت، به خاطر اینکه در جهت صحیح و رضایت‌بخش الهی استفاده نمی‌شود، تبدیل به نقمت و مایه عذاب می‌گردد.

خیلی از نعمت‌ها این‌طوری هستند؛ یعنی وقتی ناسپاسی بشود و از آن‌ها استفاده درست نشود، فردای قیامت خدا سؤال می‌کند: «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ». یکی از چیزهایی که شما باید جوابش را بدهید، همین نعمت‌هاست؛ اینکه مثلاً این نعمت‌های مختلف بزرگی که خدا به شما داد، چطور استفاده شد؟ نعمت‌ها آن‌قدر زیاد است که آدم نمی‌تواند آن‌ها را بشمارد؛ اما به هر حال باید تلاش کند مبادا نعمتی به خاطر این مسئله، تبدیل به نقمت و مایه عذاب بشود.

انواع نعمت‌ها: فردی و اجتماعی

یک سری نعمت‌ها، نعمت‌های فردی است؛ یعنی خدا به شخص من داده است. مثلاً این عمر را به من داده و فعلاً زنده‌ام؛ خود عمر، زنده بودن و حیات، نعمت الهی است. فردا می‌پرسند. یا الان من جوان هستم؛ این جوانی نعمت خداست و فردا می‌پرسند که جوانی را در چه راهی خرج کردی؟ من الان سالمم؛ فردا مریض می‌شوم، چون بالاخره انسان‌ها به مریض شدن و از کار افتادن می‌رسند. خب، این سلامت را من چه‌جوری طی کردم؟ خیلی از نعمت‌ها فردی است.

یک سری از نعمت‌ها هم جمعی است؛ یعنی جامعه از آن نعمت بهره‌مند است، در حالی که ممکنه جوامعی این نعمت را نداشته باشند؛ مثل همین نعمت بزرگی که همیشه گفته می‌شود و باز هم باید همیشه گفته و به آن اشاره بشود: نعمت امنیت. به هر حال ما همیشه جلو چشممان کشورها و مناطقی را داریم که شرایط خیلی بدتری دارند و امنیت در آن‌ها حاکم نیست. ما به عنوان یک شیعه امنیت داریم؛ راحت می‌آییم مسجدمان، نمازمان را می‌خوانیم و معارف شیعه را می‌گوییم و می‌شنویم. فردا عید غدیر می‌شود، جشن می‌گیریم؛ پس‌فردا محرم می‌شود، عزا می‌گیریم. اما در خیلی از کشورهای اسلامی و خیلی جاهای دیگر که شیعیان هستند، این امنیت را ندارند و گرفتارند؛ حتی یک عزاداری ساده نمی‌توانند بکنند. همین‌جا قبل از انقلاب، زمان رضاخان ملعون، عزاداری به این راحتی نبود و مشکل داشت؛ اونا که بودند نقل کردند و چیزی نیست که بخواهیم اثباتش کنیم.

این‌ها نعمت‌های بزرگی است که ما الان داریم؛ ولی تضمینی هم نیست که باقی بماند. همون‌طور که جاهایی را دیدیم نعمت داشتند و حکومت سالم‌تر و بهتری داشتند، ولی آن را از دست دادند. شیعیان الان مثلاً در مناطقی مثل سوریه، واقعاً در عذاب و گرفتارند؛ یعنی ورق برگشت. وقتی این ورق برگشت، دیگر چه امنیتی هست؟ چه آینده‌ای برایشان هست؟ چه اتفاقی بعداً بناست برایشان بیفتد که همین الان دارد می‌افتد؟ ما نعمت‌های جمعی داریم، نعمت امنیت داریم؛ و از آن مهم‌تر، نعمت حکومت اسلامی داریم.

ما نعمت حاکمیت یک انسان ممتاز را داریم؛ فردی که فقیه و عادل است، دنبال هوا و هوس نیست، دنبال پر کردن جیبش نبود و دنبال منافع شخصی، خانوادگی و این‌ها نرفت. سی و خورده‌ای سال در رأس حکومت قرار گرفت؛ قبل از آن هم در رأس قوه مجریه بود. هیچ نقطه سیاهی، هیچ نقطه مبهمی در زندگی‌اش قرار نگرفت؛ حتی یک نقطه مبهم یا دوپهلو، یا نقطه‌ای که بشود از آن سوءاستفاده کرد، در زندگی‌اش باقی نگذاشت. یک انسان برجسته، عالم، فهیم و دلسوز، با ویژگی‌های خیلی ممتاز. یک چنین کسی در رأس این حکومت قرار دارد. شما بگردید در دنیا ببینید چند تا حکومت پیدا می‌کنید که یک چنین انسانی، با چنین ویژگی‌هایی که می‌توانی بشماری—و خیلی از آن‌ها را هم شاید توجه نداریم و ملتفتش نیستیم—در رأس آن قرار گرفته باشد؟ خب این خیلی نعمت بزرگی است.

این نعمت اگر فردایی خدای نکرده از ما گرفته بشود، جایگزینش، بدلی‌اش و جانشینش، خودش مسائلی است؛ گاهی باید نبودِ نعمت را تصور کرد تا انسان بیشتر قدرش را بداند. ما تصور کنیم نبودِ امنیت را، نبودِ حکومت اسلامیِ شیعی را؛ اصلاً یک حکومت غیر‌اسلامی یا غیر‌شیعی بیاد. حکومتی که کسانی که در رأس آن قرار می‌گیرند [مانند] این‌ها که الان گاهی در وزرا، وکلا و نماینده‌ها می‌بینیم که یک مقدار پایین‌ترند و هنوز چهار صباحی نشده به مسئولیت رسیده‌اند، منافع خودشان، جیبشان، مسائل شخصی‌شان و تفریحاتشان را تأمین می‌کنند.

اما یک نفر در رأس یک حکومت قرار دارد، سی و خورده‌ای سال در رأس؛ این چهل سال همه امکانات و همه چیز در اختیارش بوده، ولی ذره‌ای خودش و اطرافیانش استفاده شخصی نکردند؛ این‌ها نعمت است. جایگزین کردن این‌ها مشکل و سخت است و معلوم نیست چه اتفاقی می‌خواست بیفتد. وقتی نبودِ آن نعمت و گرفته شدنش را تصور کنیم، دل انسان تکان می‌خورد و به فکر فرو می‌رود که این نعمت‌ها برایمان عادی شده است؛ مثلاً هر روز داریم می‌بینیم و می‌شنویم. فردا این رفت، چه چیزی می‌خواهد بیاید؟ چه می‌شود؟ البته خدا هست، خدای متعال هست؛ ولی به هر حال غرض اینکه این نعمت‌های بزرگی هست که اگر شاکر خوبی نباشیم، تبدیل به نقمت می‌شود.

ضرورت شکرگزاری و پرهیز از کوچک‌شمردن نعمت

خیلی‌ها این چیزها را چشمشان نمی‌بیند و چشمشان را می‌بندند؛ ناشکری می‌کنند، ناسپاسی می‌کنند، اهانت می‌کنند و طلب‌کارند؛ این می‌شود نقمت. یعنی به جای اینکه قدر این نعمت را بدانی—کسی که نهایت تلاشش را دارد می‌کند و نهایت ظرفیتی که دارد را برای این تلاش استفاده می‌کند—همین‌طور ناشکری کنی؛ این می‌شود نقمت. ناشکری نعمت، بد گفتن از نعمت، کم شمردن نعمت و سبک شمردن نعمت، این‌ها همه می‌شود ناشکری نعمت.

نعمت‌ها را نباید کم شمرد، هر نعمتی را؛ هر چه هست خیلی خوب است که خدا داده، بیشترش را هم خدا بدهد. اما کم دانستن آن خوب نیست. یکی از چیزهایی که ما را از آن نهی کرده‌اند این است که با نعمت‌ها، حتی در گفتارتان، آن‌ها را کم حساب نکنید. نگویید مثلاً یک چیزی را می‌برد به یک کسی بدهد، می‌گوید: «ببخشید، کمه». این تعبیرها را ما داریم؛ از این تعبیرها نهی شده است. «ببخشید کمه» چیست؟ چه اشکالی دارد؟ نعمت خداست. نعمت را کم حساب نکن. حالا آدم توجیه می‌کند و می‌گوید: «نه، یعنی من می‌خواهم بگویم شما بهتر و بیشتر از این [شایسته‌اید]». نعمت را نباید پایین آورد. نهی فرموده‌اند از اینکه نعمت را سبک کنیم، پایین بیاوریم، کم بدانیم، کم به حساب بیاوریم و کم به زبان بیاوریم؛ این‌ها اثر دارد و در انسان اثر بد می‌گذارد. خدا هم گاهی آن را کم می‌کند و از انسان می‌گیرد. لزومی هم ندارد [که این‌طور بگوییم].

ما بزرگانی را دیدیم که اگر یک وقتی کسی چیزی برایشان می‌آورد... خدا رحمت کند مرحوم آقای خوش‌وقت را؛ یک وقت اگر کسی به ایشان می‌گفت چیزی [برای هدیه] بردم و بعد گفتم—حالا با همین بیان خودمان—مثلاً «ببخشید کمه»؛ ایشان نهی‌ام کرد و دعوام کرد که هیچ‌وقت نعمت خدا را کم حساب نکن، کم به زبان نیار و نگو کمه. حالا شما نمی‌خواستی که کم بگذاری؛ این قدر بوده از روزی و این را خدا رسانده است. بگو: «خدایا شکرت، الحمدلله». هر چه باشد الحمدلله. ولی پیش بقیه حسابِ کم بودن را روی نعمت می‌گذاری؛ این‌ها درست نیست. انسان شاکر اصلاً به زبانش نمی‌آید هیچ‌وقت این حرف‌ها که به خاطر اینکه حالا جلو یک کسی بخواهد یک ملاحظاتی بکند، نعمت خدا را پایین بیاورد که این کم است. این چیز غلطی است.

نعمت‌ها را، هر چقدر هم که ما کم ببینیم، باید خیلی حساب کنیم. همین هم خیلی جاها نیست؛ همین مقدار کم و کمتر از این هم به دست بعضی‌ها نمی‌رسد. اگر خدا راهش را ببندد، همین نصف و کمتر از نصفش هم به ما نمی‌رسد و تموم می‌شود. لذا باید نسبت به نعمت‌ها به این مسائل توجه کرد.

آفت ثروت و فزون‌خواهی انسان

مشکل انسان این است که در مواجهه با نعمت‌ها خوب نمی‌تواند استفاده کند؛ قلقش را بلد نیست. یا نمی‌خواهد یاد بگیرد، یا اگر هم بلده، خیلی حال و عنایت ندارد و توجه نمی‌کند که بداند چه‌کار باید کرد و چه‌جوری از نعمت استفاده کرد. یکی از نعمت‌ها، رزق و روزی انسان است؛ مثلاً فرضاً خدا به انسان روزی خوبی بدهد، یک‌دفعه پولی بیاید، سرمایه‌ای بیاید، یا کلاً در زندگی‌اش سرمایه‌اش خوب باشد. یکی از نعمت‌ها این است؛ اما این هم یک مشکلی پیدا می‌کند و خیلی‌ها با آن مشکل پیدا می‌کنند.

مشکلش را امام سجاد (علیه‌السلام) اشاره فرموده‌اند. فرمودند: «خدایا! به من وسعت روزی بده، اما یک وقت من به خاطر این وسعت روزی به طغیان‌گری نیفتم، به تجاوز از حد نیفتم و به فکر توسعه‌ای که مستلزم کارهای غلط یا مستلزم ظلمی است، یا مستلزم رفتن تو راه‌های غلط است، نیفتم». چون خیلی وقت‌ها ثروتمندها این‌جوری هستند؛ به آن چیزی که دارند راضی نمی‌شوند. انسان این‌طوری است؛ انسان این‌طور نیست که هر چه بهش بدهی سیر بشود. اصلاً تعبیر چشم‌و‌دل‌سیری در هر چیزی نسبت به انسان، غلط است. حالا در گناه هم خیلی‌ها همین را تجویز می‌کنند؛ می‌گویند بگذار اصلاً برود در عمقش تا چشم‌و‌دلش سیر بشود؛ مگه سیر می‌شود؟

در غرب چه بلایی سرِ مثلاً زن‌ها آوردند؟ چه‌جور امنیت زن‌ها را گرفتند؟ بعضی کسانی که از نزدیک دیده‌اند می‌گویند در بعضی از وسایل عمومی‌شان، این زن‌ها برای اینکه آسیب نبینند و اذیت نشوند، یک چیزهایی مثل حفاظ دستشان گرفته‌اند، یک چیزی مثل سپر. یک حالت خاص، یا یک جاهایی را اصلاً تعبیه کرده و درست کرده‌اند که مثلاً زن‌ها در امنیت باشند. آن‌ها که همه چیزشان آزاده، چشم‌و‌دلشان که باید سیر شده باشد! امنیت ناموسی که باید آنجا خیلی بالا باشد، چون همه چشم‌و‌دل‌سیرند دیگر! این هم یکی از آن چیزهاست؛ این‌ها حرف‌های غلطی است که خدای متعال این حرف را رد کرده است.

انسان این‌طوری است؛ وقتی سرمایه‌ای پیدا می‌کند، تازه می‌خواهد گسترشش بدهد. وقتی چیزی عایدش می‌شود، تازه می‌خواهد بیشترش کند. نمی‌گوید: «خب خدایا! من قبلاً این را نداشتم، حالا دارم و دیگر بس است. دیگر نیازی نیست، هیچ کاری هم نیاز نیست؛ بگذار من بروم دنبال یک کار دیگرم». مثل انسان‌ها می‌ماند؛ آن کسی که یک وسیله ندارد، می‌گوید: «خدایا! چه می‌شود یک مدل پایینش را هم به من بدهی، کافیه». پایینش را می‌دهد، یواش‌یواش بالایش را می‌خواهد، یواش‌یواش بالاترش را می‌خواهد، یواش‌یواش نوع دیگری را می‌خواهد، چیز دیگری را می‌خواهد. بعد این چیزی که قبلاً آرزویش را داشت، بی‌ارزش می‌شود؛ می‌گوید این یک لگن زیر پای ماست. تعبیر مثلاً حالا یک وسیله‌ای دارد، خیلی دیگر برایش ارزشش از بین رفته است؛ در حالی که همین را یک عده ندارند و دیگر توجه ندارد. خودت یک روز همین را نداشتی و محتاج این بودی، دیگر یادش رفته است؛ حالا این نعمت خدا شده لگن. چه‌جور تحقیر می‌کنیم همه چیز را؟

پیامد تحقیر نعمت: نارضایتی همیشگی

وقتی انسان تحقیر می‌کند، همیشه ناراضی می‌شود. یکی از آثار بد تحقیر نعمت‌ها این است که آدم‌هایی که نعمت‌های خدا را سبک می‌کنند و در چشمشان نمی‌آید، همیشه ناراضی هستند. اولین اثرش نارضایتی است؛ یعنی طبیعتاً ملازم هم هستند. این انسانِ ناراضی، هر چه هم بهش بدهی باز به همین وضع می‌افتد؛ یعنی این را ازش بگیر و یک چیز بهتر بده، فردا دوباره به همین وضع می‌افتد. فردا همین که بهش دادی، از چشمش می‌افتد و بعدی می‌شود لگن، و بدتر می‌شود؛ همین‌طور می‌گذرد. چون انسان این‌طوری است، انسانِ صِرف این‌طوری است: «قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ». خدا می‌گوید‌: «مرگ بر این انسان که این وصف و این صفت را دارد که چقدر ناسپاسه؛ چقدر ناسپاسه». این صفت در نوع مردم هست، در نوع ما هست؛ یک چنین حالتی.

نعمت‌ها را زود بی‌ارزش می‌بینیم و زود ارزشش از بین می‌رود؛ نداشتنشان را نگاه نمی‌کنیم. نگاه به بالاتر که می‌کنیم، از این چیزی که داریم ناراضی می‌شویم. اما هر چه خدا داد راضی باشیم، اولین اثرش این است که انسان قانع و راضی می‌شود. قانع و راضی می‌شود؛ رضایت، آرامش در پی‌ دارد. آن کسی که راضی است به آن چیزی که خدا بهش داده، آرام است و زود به هم نمی‌ریزد. ولی آن که ناراضی است همه‌اش عصبانی است، با کمترین جرقه‌ای منفجر می‌شود، با کمترین زمینه‌ای دهانش به حرف‌های بد باز می‌شود و کم‌کم همه چیز را کم می‌بیند، پایین می‌بیند و بی‌ارزش می‌بیند؛ این ویژگی انسان است.

تبیین نگاه صحیح به مال و دنیا در روایات

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) اینجا نعمت‌هایی را می‌شمارند، بعد آفتش را بیان می‌کنند. خدایا روزی به من بده، فقر خوب چیزی نیست. گستردگی ثروت و مال به من بده، اما مثل ثروتمندها من نشوم و به تجاوزگری نیفتم. به حد و حق خودم قانع باشم و یک حدی نگه دارم. این هدف خلقت ما نیست که هی سرمایه روی سرمایه تلمبار کنیم. حالا اینکه انسان امکان تولید را برای عده‌ای، کسانی که مثلاً بیکارند و مشکل دارند بتو‌اند فراهم کند، آن یک چیز دیگری است؛ آن یک عبادتی است. اما سرمایه روی سرمایه همین‌طور تلمبار بشود و کسانی که ثروتمندند باز دنبال بیشترش بروند؛ همه ذکر و فکر و ذهنش روی این باشد که این سرمایه‌هایش بیشتر بشود. اصلاً برای این خدا ما را خلق نکرده بود؛ یعنی ارزش ما انسان که این‌قدر خدا بهمان ارزش داده، در این شده که خرج بشویم برای اینکه سرمایه جمع بشود؟ خدا گفته: «من همه چیز را برای تو آفریدم؛ نه تو را برای یک چیز دیگری که این چیزها باشد. تو ارزشت بیش از این چیزهاست».

یک قدری ثروت داشته باش که گرفتار نباشی، محتاج نباشی، دستت به روی بقیه دراز نباشه، و فکرت و ذهنت مشغول نشود. آره، این‌ها خوبه. وسعت پیدا کند روزی انسان حتی بتو‌اند به کسانی خدمت کند، بتو‌اند دست کسانی را بگیرد، بتو‌اند کارهای خیر با آن انجام بدهد؛ اما این‌ها هدف از خلقت نبود که ما خرج بشویم برای اینکه همین‌طور پول روی پول جمع کنیم و سرمایه روی سرمایه جمع کنیم؛ ما خرج بشویم در این راه. هدف این نبود؛ هدف بندگی بود که یک آفت پولداری هی آدم نداشته باشد. خب، می‌تواند بیفتد در آن خط؛ یعنی از پول و سرمایه‌اش بهترین استفاده را ببرد.

چنان‌که حضرت فرمود: «انّا و الله لَنَطلُبُ الدّنیا». در کتاب شریف کافی هست؛ امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «انّا و الله لَنَطلُبُ الدّنیا؛ ما هم طالب دنیاییم». «و نُحِبُّ أنْ نُؤتَاها؛ ما هم دوست داریم به ما بدهند؛ داده بشود به ما، به ما هم برسد دنیا». بعد راوی می‌گوید: «خب حالا به شما بدهند چه‌کارش کنید؟» حضرت فرمود: «اول نیازم را و نیاز زن و بچه‌ام را از انسان‌ها قطع کنم؛ دستشان به روی کسی دراز نباشد، این یک. دو، خیرم به بقیه برسد؛ به ارحام، به در و همسایه. یک وقت کسی گرفتار است، محتاج است، بتوانم من کمکش کنم. صدقه بدهم، صله رحم به جا بیاورم؛ صله رحم یکی‌اش کمک کردن است. آدم یک خیر مالی مثلاً برساند به ارحام. حج بروم، عمره بروم؛ این چیزها مثلاً».

بعد حضرت فرمود: «اصلاً این‌ها طلب دنیا نیست؛ این‌ها طلب آخرته». اول فرمود: «انّا و الله لَنَطلُبُ الدّنیا؛ ما هم طالب دنیاییم». بعد توضیح دادند و درستش کردند؛ گفتند این دنیا دنیایی است که دارد خرج آخرت می‌شود. صله رحم با آن می‌کنم، آخرتی است؛ صدقه می‌دهم، آخرتی است؛ حج و عمره می‌روم، آخرتی است؛ به داد مردم فقیر برسم، آخرتی است. دنیا خرج آخرت [می‌شود]؛ این دنیایی که خرج می‌شود برای آخرت، این ارزش دارد. ارزش دارد و این باید جزو دعاهای ما باشد. خدایا بده! «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً»؛ فرمودند حسنه در دنیا یعنی یک زندگی خوب با عافیت و وسعت رزق، در سایه تقوا؛ این حسنه است در دنیا. هم مادی‌اش تأمین باشد، هم معنوی‌اش، ایمانی‌اش؛ «وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»؛ آن‌جا هم بهشت و رضوان الهی، که در روایات فرموده‌اند؛ این حسنه است. این‌ها دعاست: «أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالْبَطَرِ»؛ من مثل پولدارها نشوم، در دامی که پولدارها افتاده‌اند—خیلی از پولدارها افتاده‌اند—من نیفتم؛ این گرفتاری برای من دیگر پیش نیاید.

فردا نگی ما تا دیروز مسجد می‌آمدیم، تا دیروز نماز می‌خواندیم، تا دیروز مجلس می‌رفتیم و اهل این چیزها بودیم؛ الان این‌قدر سرم به کار شلوغ شده و این‌قدر مثلاً توسعه پیدا کرده کارم، دیگر فرصت این چیزها را ندارم. هستند! یک بنده خدایی آمده بود پیش بنده مثلاً می‌گفت، می‌گفت من قبلاً کارگاهم یک حد محدودی بود؛ خوب بود. مسجدمان هم می‌آمدیم و نمازمان را هم می‌خواندیم؛ کم‌کم خدا داد و این خیلی وسعت پیدا کرد. تبدیل شد به یک کارخانه حسابی با کلی کارگر؛ ولی تهش این شد که من از این چیزها افتادم؛ این خطره. به این نقطه اگر برسد، خطرناک است. اینکه از آن چیزهای مهمی که باید خرج آن‌ها بشود، دیگر فاصله بگیرد و خرج این طرف بشود، فقط در این راه [باشد]، باید طوری تدبیر کند که هر دو تا را داشته باشد؛ هر دو تا را. حد نگه دارد، عدالت را در همه چیز باید نگه داشت؛ یعنی هر چیزی را حقش را و حدش را مراعات کند. حد دنیا و توسعه دنیا یک حدی است؛ نباید آسیب بزند به کارهای آخرتی. حد آخرت هم یک حدی است؛ نباید آسیب بزند به دنیا. از آن‌ور هم آن‌هایی که دنیا را فدای آخرت می‌کنند به آن شکل غلطش، آن‌ها مذموم‌اند و در روایات مذمت می‌شوند. اما خب بیشتر انسان‌ها آخرت را فدای دنیا می‌کنند.

قرآن و هشدار درباره فریفته‌شدن به جلوه‌های مادی کفار

«وَ لَا تَفْتِنِّی بِالْبَطَرِ» یعنی طغیان نکنم؛ «وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ»؛ نظر یعنی نگاه کردن. خدای متعال در قرآن فرموده، یکی از چیزهایی که خدا دستور داده اینه که وقتی مواجه می‌شوی با مظاهر ثروت ثروتمندان، مواجه می‌شوی با ماشینِ اون‌چنان سیستمی، اون‌چنان نو ماشینی، مدلی؛ اینجا چشمت را ببند، نگاه نکن. مواجه می‌شوی با ساختمان اون‌چنانی، مجلل و اون‌چنان خرجی روش کردن؛ نگاه نکن. «وَلَا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ إِلَیٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیرٌ وَأَبْقَیٰ».

حالا اینجا در خصوص بحث کفار هست که خب گاهی وقت‌ها آدم کفار را می‌بیند مثلاً یک جا ثروتشان خوب است، خدا می‌فرماید خب من این‌ها را دادم امتحان، امتحانه؛ مایه عذابه واقعیتش. مثلاً مزدشان را خواستم در این دنیا بدهم؛ چون کفار هم گاهی کار خیری کرده‌اند ولی آن‌ور دیگر طلبی از خدا ندارند، این‌ور خدا بهشان می‌دهد. دیگر آن طرف چیزی از خدا نخواهد. خدای متعال قاعده‌اش اینه کار خیری کسی کرد، مزدش را می‌دهد؛ حتی کافر باشد. مزدش را می‌دهد، حالا کفار را بنا دارد اینجا بدهد. بنا هم هست اینجا صاف بشود درست بشود، چیزی به آن‌ور نمونه.

خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید اگر شما مسلمون‌ها نمی‌رفتید کافر بشوید، این‌قدر به این کفار من می‌دادم؛ بله. «وَلَوْلَا أَنْ یکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً»؛ خدا بنا ندارد که همه یکدست بشوند کافر، از آن طرفی. «لَجَعَلْنَا لِمَنْ یکْفُرُ بِالرَّحْمَٰنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیهَا یظْهَرُونَ»؛ اگر نبود که شما مسلمون‌ها می‌رفتید کافر می‌شدید، همه یکدست می‌شدید امت واحده کافر، خب این دیگه بنا نبوده این‌طور بشود تا این حد پیش بنا نیست برود؛ چه‌کار می‌کردیم؟ برای کفار، برای خونه‌هاشون این‌قدر یعنی بهشون می‌دادیم که سقف خونه‌هاشون از نقره باشد. این‌قدر مرتفع باشد و با‌عظمت باشد که بروند از آن پله‌ها و طبقاتش بالا؛ این آسمون‌خراش‌های بزرگ می‌سازند که لذتش اینه که بری اون بالا وایسی یک احاطه‌ای به کل شهر و منطقه داشته باشی. خدا می‌فرماید اگه شما مسلمون‌ها این‌جوری نمی‌شدید، به کفار همه را ما همین کار می‌کردیم؛ این‌قدر بهشون می‌دادیم. «وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیهَا یتَّکِئُونَ»؛ این‌قدر به خونه‌هاشون بزرگ می‌شد که نه یک در و دو در، در چند تا در داشته باشد. این‌قدر زیبا و قشنگ و پر‌رونق باشه تخت‌ها، جابه‌جای خونه گذاشتند و بهش تکیه دادند؛ این‌طوری بشوند.

بعد خدا می‌فرماید: «وَإِنْ کُلُّ ذَٰلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا». این‌ها متاع زندگی دنیاست; زندگی پست‌تر. «الحیاة الدنیا»، دنیا صفت حیاته؛ یعنی حالا یا نزدیک‌تر، یعنی نسبت به آخرت ما الان به دنیا، در متن دنیاییم؛ آخرت از ما دوره. یا معناش اینه، یا از آن دنی و پست بودن می‌آید؛ یعنی آن حیاتی که پسته، پایینه، خیلی هم پسته. این‌ها متاع این حیاته. «...وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ»؛ متقین، آخرت باهاشون حساب می‌کنیم؛ آن‌ها خودشان راضی می‌شوند آخرت، می‌گویند خدایا کاش این چیزهایی که الان در دنیا به ما دادی نمی‌دادی، در آخرت به ما می‌دادی. در آخرت برای ما می‌دادی. کفار را خدا در دنیا خیلی‌شون را جبران می‌کنه براشون میده.

فلسفه کنترل چشم در برابر جلوه‌های مادی

از آن‌طرف فرمودند نگاه نکنید؛ چون نگاه که می‌کنید دلتون می‌ره، می‌خواهید. جذبش می‌شوید؛ می‌ری در فکرش که این ماشینه کجا هست، چقدر قیمته؟ چطور می‌تونم بخرم؟ از کجا پول جمع کنم؟ پولم که نیست، می‌فته آدم به وام بگیرد و قرض بگیرد و گرفتاری‌های قسط و قرض می‌افته و به راه‌های حرام گاهی کشیده می‌شد و این‌ها که پولش را جور کنه این سرمایه را بگیره. لذا خدا فرمود، تأکید کرد نگاه نکن؛ نگاه نکن. این واقعاً رو چشمه و «...لَا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ...». وقتی از کنار ثروت ثروتمندان رد می‌شوی، نگاه نکن؛ سرت بنداز پایین، چشمتو بنداز پایین. اذیت نشی، ذهن و فکرت مشغول نشود؛ یک.

دو، آن‌ها اصلاً می‌خواهند ما نگاه کنیم؛ آن‌ها هم نباید در این زمینه تقویت بشوند. یک جهت دیگری که این قضیه دارد اینه. آن‌ها خیلی وقت‌ها می‌خواهند در خیابان نشون بدهند خودشون را؛ چشم‌ها به این‌ها خیره بشود. این‌قدر این‌ها را تأمین نکن، با چشمت خواست این‌ها را تأمین نکن؛ این‌ها با این ماشین می‌آید خونه را این‌جوری می‌سازه، یک جهتش اینه هست که همه ببینند، بگن عجب ماشینی عجب خونه‌ای؛ نگاه نکن. وقتی نگاه می‌کنی، آدم‌ها دوست دارند؛ اون کسی که تو اون ماشین نشسته دوست دارن همه ببینند و همه نگاهش کنن و همه بیان بگن عجب چیزیه این‌ها. ولی یک کسی با بی‌اعتنایی رد بشود؛ این تو ذوقش می‌خوره، باید بخوره. همه بهش بی‌اعتنا باشند؛ این‌هایی که تو کوچه خیابان خیلی سر خیلی چیزها هست خودشون را می‌خواهند عرضه کنند، نشون بدهند. اونجایی که کسی می‌خواهد خودش را نشون بدهد، ما نباید نگاه کنیم؛ ما نگاهش نکنیم که در این خواسته بدش تأمینش نکنیم؛ این مسئله مهمی‌ه.

پس «وَ لَا تَفْتِنِّی بِالْبَطَرِ» یعنی طغیان نکنم؛ «وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ»؛ با نگاه گرفتار نشم. چشمم را از این‌ها ببندم.

دعا و جمع‌بندی پایانی

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کنه که هم از این طرف سرمایه‌مون، سرمایه مالی‌مون، مادی‌مون، دنیایی‌مون خوب باشه، تأمین باشه، وسعت داشته باشه، برکت داشته باشه و هم از آن آفاتی که داره، در امان و مصون باشیم ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء، حضرات معصومین (علیهم‌ الصلوة و السلام)، ارواح طیبه علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام صلواتی عنایت بفرمایید. 

گزیده

۱. تفاوت نعمت و نقمت؛ ریشه در سپاس‌گزاری انسان دارد

یکی از اشکالات انسان این است که قدر نعمت‌ها را نمی‌داند و خیلی وقت‌ها توجه ندارد که چطور باید از این نعمت‌هایی که هست، استفاده بکند. لذا خیلی وقت‌ها نعمت، به خاطر اینکه در جهت صحیح و رضایت‌بخش الهی استفاده نمی‌شود، تبدیل به نقمت و مایه عذاب می‌گردد. خیلی از نعمت‌ها این‌طوری هستند؛ یعنی وقتی ناسپاسی بشود و از آن‌ها استفاده درست نشود، فردای قیامت خدا سؤال می‌کند. یکی از چیزهایی که شما باید جوابش را بدهید، همین نعمت‌هاست؛ اینکه مثلاً این نعمت‌های مختلف بزرگی که خدا به شما داد، چطور استفاده شد؟ نعمت‌ها آن‌قدر زیاد است که آدم نمی‌تواند آن‌ها را بشمارد؛ اما به هر حال باید تلاش کند مبادا نعمتی تبدیل به نقمت و مایه عذاب بشود.

۲. حیات و جوانی؛ نعمت‌های فردی که درباره‌شان سؤال می‌شود

یک سری نعمت‌ها، نعمت‌های فردی است؛ یعنی خدا به شخص من داده است. مثلاً این عمر را به من داده و فعلاً زنده‌ام؛ خود عمر، زنده بودن و حیات، نعمت الهی است و فردا درباره آن می‌پرسند. یا الان من جوان هستم؛ این جوانی نعمت خداست و فردا می‌پرسند که جوانی را در چه راهی خرج کردی؟ من الان سالمم؛ فردا مریض می‌شوم، چون بالاخره انسان‌ها به مریض شدن و از کار افتادن می‌رسند. خب، این سلامت را من چه‌جوری طی کردم؟ خیلی از نعمت‌ها فردی است و باید بدانیم که فردا روزی از ما درباره نحوه گذران این نعمت‌ها و مواهب فردی سؤال خواهد شد.

۳. امنیت؛ نعمتی جمعی که همیشه جلو چشم ما نیست

یک سری از نعمت‌ها هم جمعی است؛ یعنی جامعه از آن نعمت بهره‌مند است، در حالی که ممکنه جوامعی این نعمت را نداشته باشند؛ مثل همین نعمت بزرگی که همیشه گفته می‌شود و باز هم باید همیشه گفته و به آن اشاره بشود: نعمت امنیت. به هر حال ما همیشه جلو چشممان کشورها و مناطقی را داریم که شرایط خیلی بدتری دارند و امنیت در آن‌ها حاکم نیست. ما به عنوان یک شیعه امنیت داریم؛ راحت می‌آییم مسجدمان، نمازمان را می‌خوانیم و معارف شیعه را می‌گوییم و می‌شنویم. فردا عید غدیر می‌شود، جشن می‌گیریم؛ پس‌فردا محرم می‌شود، عزا می‌گیریم. اما در خیلی از کشورهای اسلامی این امنیت را ندارند و گرفتارند.

۴. ویژگی‌های حاکم عادل؛ پاک‌دستی و دلسوزی برای مردم

ما نعمت حاکمیت یک انسان ممتاز را داریم؛ فردی که فقیه و عادل است، دنبال هوا و هوس نیست، دنبال پر کردن جیبش نبود و دنبال منافع شخصی، خانوادگی و این‌ها نرفت. سی و خورده‌ای سال در رأس حکومت قرار گرفت؛ قبل از آن هم در رأس قوه مجریه بود. هیچ نقطه سیاهی، هیچ نقطه مبهمی در زندگی‌اش قرار نگرفت؛ حتی یک نقطه مبهم یا دوپهلو، یا نقطه‌ای که بشود از آن سوءاستفاده کرد، در زندگی‌اش باقی نگذاشت. یک انسان برجسته، عالم، فهیم و دلسوز، با ویژگی‌های خیلی ممتاز. یک چنین کسی در رأس این حکومت قرار دارد و این حاکمیت واقعاً نعمت بزرگی است.

۵. ضرورت تصورِ نبودِ نعمت‌ها برای درک ارزش واقعی آن‌ها

نعمت‌های بزرگی است که ما الان داریم؛ ولی تضمینی هم نیست که باقی بماند. همون‌طور که جاهایی را دیدیم نعمت داشتند، ولی آن را از دست دادند. گاهی باید نبودِ نعمت را تصور کرد تا انسان بیشتر قدرش را بداند. ما تصور کنیم نبودِ امنیت را، نبودِ حکومت اسلامیِ شیعی را؛ اصلاً یک حکومت غیر‌اسلامی یا غیر‌شیعی بیاد. وقتی نبودِ آن نعمت و گرفته شدنش را تصور کنیم، دل انسان تکان می‌خورد و به فکر فرو می‌رود که این نعمت‌ها برایمان عادی شده است؛ مثلاً هر روز داریم می‌بینیم و می‌شنویم. فردا این رفت، چه چیزی می‌خواهد بیاید؟ اگر شاکر خوبی نباشیم، تبدیل به نقمت می‌شود.

۶. نهی از کوچک‌شمردن مواهب الهی حتی در گفتار روزمره

نعمت‌ها را نباید کم شمرد، هر نعمتی را؛ هر چه هست خیلی خوب است که خدا داده، بیشترش را هم خدا بدهد. اما کم دانستن آن خوب نیست. یکی از چیزهایی که ما را از آن نهی کرده‌اند این است که با نعمت‌ها، حتی در گفتارتان، آن‌ها را کم حساب نکنید. نگویید مثلاً یک چیزی را می‌برد به یک کسی بدهد، می‌گوید: «ببخشید، کمه». این تعبیرها را ما داریم؛ از این تعبیرها نهی شده است. «ببخشید کمه» چیست؟ چه اشکالی دارد؟ نعمت خداست. نعمت را کم حساب نکن. نهی فرموده‌اند از اینکه نعمت را سبک کنیم، پایین بیاوریم، کم بدانیم، کم به حساب بیاوریم و کم به زبان بیاوریم.

۷. طغیان مادی؛ آفت بزرگی که انسان را به راه‌های غلط می‌کشاند

مشکل انسان این است که در مواجهه با نعمت‌ها خوب نمی‌تواند استفاده کند؛ قلقش را بلد نیست. یا نمی‌خواهد یاد بگیرد، یا اگر هم بلده، توجه نمی‌کند که چه‌جوری از نعمت استفاده کرد. امام سجاد (علیه‌السلام) اشاره فرموده‌اند: «خدایا! به من وسعت روزی بده، اما یک وقت من به خاطر این وسعت روزی به طغیان‌گری نیفتم، به تجاوز از حد نیفتم و به فکر توسعه‌ای که مستلزم کارهای غلط یا مستلزم ظلمی است، یا مستلزم رفتن تو راه‌های غلط است، نیفتم». چون خیلی وقت‌ها ثروتمندها این‌جوری هستند؛ به آن چیزی که دارند راضی نمی‌شوند و این فزون‌خواهی مادی انسان را به سمت راه‌های غلط می‌کشاند.

۸. تحقیر نعمت و پیامد تلخ آن؛ غرق شدن در نارضایتی همیشگی

وقتی انسان تحقیر می‌کند، همیشه ناراضی می‌شود. یکی از آثار بد تحقیر نعمت‌ها این است که آدم‌هایی که نعمت‌های خدا را سبک می‌کنند و در چشمشان نمی‌آید، همیشه ناراضی هستند. اولین اثرش نارضایتی است؛ یعنی طبیعی است این انسانِ ناراضی، هر چه هم بهش بدهی باز به همین وضع می‌افتد؛ یعنی این را ازش بگیر و یک چیز بهتر بده، فردا دوباره به همین وضع می‌افتد. فردا همین که بهش دادی، از چشمش می‌افتد و بدتر می‌شود؛ چون انسان صِرف این‌طوری است. نعمت‌ها را زود بی‌ارزش می‌بینیم و زود ارزشش از بین می‌رود و نگاه به بالاتر که می‌کنیم، از داشته‌هایمان ناراضی می‌شویم.

۹. دنیا برای آخرت؛ نگاه درست روایات به مادیات و ثروت

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «ما هم طالب دنیاییم و دوست داریم دنیا به ما داده بشود». راوی می‌گوید: «به شما بدهند چه‌کارش کنید؟» حضرت فرمود: «اول نیازم را و نیاز زن و بچه‌ام را از انسان‌ها قطع کنم؛ دستشان به روی کسی دراز نباشد. دو، خیرم به بقیه برسد؛ به ارحام، به در و همسایه. بتوانم من کمکش کنم. صله رحم به جا بیاورم؛ حج بروم، عمره بروم». حضرت فرمود: «اصلاً این‌ها طلب دنیا نیست؛ این‌ها طلب آخرته». این دنیا دنیایی است که دارد خرج آخرت می‌شود. صله رحم با آن می‌کنم، آخرتی است؛ صدقه می‌دهم، آخرتی است؛ دنیا خرج آخرت می‌شود و این دنیایی که خرج می‌شود برای آخرت، ارزش دارد.

۱۰. فلسفه کنترل چشم؛ تماشا نکردن مانور تجمل ثروتمندان

نظر یعنی نگاه کردن؛ خدای متعال در قرآن فرموده و یکی از چیزهایی که خدا دستور داده اینه که وقتی مواجه می‌شوی با مظاهر ثروت ثروتمندان، با ماشین یا ساختمان اون‌چنانی، مجلل و اون‌چنان خرجی روش کردن؛ نگاه نکن. تأکید کرد نگاه نکن؛ چون نگاه که می‌کنی دلت می‌ره، می‌خواهی و جذبش می‌شوی. می‌ری در فکرش که چطور می‌تونم بخرم؟ پولش را جور کنی و این سرمایه را بگیری. لذا خدا فرمود نگاه نکن. از طرفی اونا خیلی وقت‌ها می‌خواهند در خیابان نشون بدهند خودشون را؛ چشم‌ها به این‌ها خیره بشود. این‌قدر این‌ها را تأمین نکن، با چشمت خواست این‌ها را تأمین نکن و تماشایشان نکن.

فهرست

1️⃣ مفهوم نعمت و چگونگی مواجهه با آن

◽️ رزق و روزی؛ نعمتی الهی برای وسعت زندگی

◽️ مرز ظریف نعمت و نقمت؛ پیامد ناسپاسی و استفاده نادرست

2️⃣ تقسیم‌بندی نعمت‌ها: فردی و جمعی

◽️ حیات، جوانی و سلامت؛ مواهب فردی و مسئولیت پاسخگویی

◽️ امنیت و حاکمیت اسلامی؛ مواهب جمعی و اجتماعی

3️⃣ نعمت حاکمیت عادل و شکرگزاری آن

◽️ پاک‌دستی، دلسوزی و تقوای حاکم جامعه

◽️ ضرورت تصورِ نبودِ نعمت‌ها برای درک ارزش واقعی آن‌ها

4️⃣ آداب گفتاری و پرهیز از کوچک‌شمردن مواهب

◽️ نهی از کم‌ارزش دانستن نعمت‌ها در کلام و رفتار روزمره

◽️ رضایت و قناعت؛ کلید دست‌یابی به آرامش درونی

5️⃣ آفت فزون‌خواهی و طغیان مادی

◽️ فزون‌خواهی انسان و خطر انحراف به سمت ظلم و راه‌های غلط

◽️ پیامد تلخ تحقیر نعمت؛ غرق شدن در نارضایتی همیشگی

6️⃣ نگاه روایات به مادیات: دنیا برای آخرت

◽️ استقلال مالی و دستگیری از دیگران؛ هدف اصلی کسب مال

◽️ صله رحم، صدقه و حج؛ نمونه‌های خرج کردن دنیا برای آخرت

7️⃣ فلسفه کنترل چشم و پرهیز از دنیازدگی

◽️ «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ»؛ دستور قرآن به چشم‌پوشی از جلوه‌های مادی

◽️ تماشا نکردن مانور تجمل ثروتمندان و عدم تأیید رفتار آنان

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهراء‌(س)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی‌الزهرا سلام‌الله‌علیها (جلسه پانزدهم) ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی