🎧شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) مسجد امام رضا علیه السلام ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/26
پست

🔥 مسجدی که به دستور پیامبر، تبدیل زباله‌دانی شد!
💎 دنبال رضایت خدا باشیم نه دیده‌شدن!
💠 حفظ اصل خط شیعه رو خداوند متعال گردن گرفته است!
✨ تقوا، نابودکننده همه آفت‌ها
🥣 با روزه‌ فقط گرسنگی نخوریم! 
⚠️ کارهایمان را خرج این‌ و آن نکنیم!
💡مرحوم امام، "مَن" نداشت!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد امام رضا (علیه‌السلام)
🗓 ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

امام خمینی (ره)
شرح نهج البلاغه
اخلاص

🎧شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) مسجد امام رضا علیه السلام ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

🔥 مسجدی که به دستور پیامبر، تبدیل زباله‌دانی شد!
💎 دنبال رضایت خدا باشیم نه دیده‌شدن!
💠 حفظ اصل خط شیعه رو خداوند متعال گردن گرفته است!
✨ تقوا، نابودکننده همه آفت‌ها
🥣 با روزه‌ فقط گرسنگی نخوریم! 
⚠️ کارهایمان را خرج این‌ و آن نکنیم!
💡مرحوم امام، "مَن" نداشت!

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد امام رضا (علیه‌السلام)
🗓 ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد.

و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

تمثیل درخت در زمین تقوا

صحبت در ادامه خطبه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه بود. در ادامه، باز یک مطلب مهمی را ایشان می‌فرمایند که در همه‌جای زندگی به درد ما می‌خورد. می‌فرمایند: «و لا یهلک علی التقوی سنخ اصل، و لا یظمأ علیها زرع قوم».

ایشان [کلام را] تشبیه می‌کنند به یک زمین زراعت و درختی، یا گیاهانی که در این زمین هست. این درخت ریشه دارد، ساقه دارد، میوه دارد و همه این چیزها را دارد. چیزهایی هم احتیاج دارد برای اینکه سر پا بمونه؛ که اگر این شرایط برای این درختان، این باغ و این زمین فراهم نشود، از بین می‌رود.

یکی از مهم‌ترین شرایطش این است که آب مناسب داشته باشد و از لحاظ آب تأمین باشد. شرایط دیگری هم هست، اما مایه اصلی و حیاتی، آب است. مسئله اصلی آب است که باید تأمین بشود.

ایشان می‌فرمایند درختی که در زمین تقوا کاشته بشود و به آب تقوا سیراب بگردد، و به چشمه تقوا متصل باشد، هیچ‌وقت تشنه نخواهد ماند. هیچ‌وقت از بین نخواهد رفت و هیچ‌وقت تشنه نخواهد بود. هلاک نمی‌شود، تشنه هم نخواهد ماند.

این کلام را ایشان در همین قالب مطرح می‌فرمایند. یک مثالی است که دیگر خود انسان باید از دل این مثال و این مطلب، همه آن‌چه را که باید بفهمد، بفهمد.

داستان مسجد ضرار و افشای نیت‌ها

در قرآن کریم هم آیاتی داریم درباره کسانی که آمدند مسجدی ساختند به یک نیت بد. وقتی مسجد قبا ساخته شد، اهالی آمدند به پیغمبر اکرم صلوات‌الله و سلام‌علیه و آله عرض کردند که: «این مسجد ساخته شده، شما تشریف بیاورید اینجا نماز بخوانید و افتتاحش کنید؛ که خدا به برکت شما، برکت بدهد به این مسجد». ایشان هم تشریف بردند، نماز خواندند و کار آن مسجد راه افتاد.

بعد در مقابلش یک قبیله‌ای بودند؛ این‌ها وقتی این را دیدند، به نیت‌های دیگری [اقدام کردند]، که خدای متعال صریح در قرآن این‌ها را افشا کرد. نیتشان چیزهای دیگری بود. آمدند مسجدی را ساختند، بعد دوباره آمدند به پیغمبر اکرم گفتند: «تشریف بیاورید نماز بخوانید در این مسجد که ان‌شاءالله این مسجد راه بیفتد.» ایشان عازم یکی از جنگ‌ها بودند، فرمودند: «من بروم جنگ، برگشتم ان‌شاءالله می‌آیم اینجا نماز می‌خوانم.»

آیه نازل شد؛ مجموعه آیاتی نازل شد و خدا این‌ها را رسوا کرد. و پیغمبر اکرم را نهی کرد که مبادا بروی در این مسجد نماز بخوانی. «والذین اتخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً» تا آخر آیه. این‌هایی که این مسجد را ساختند، این قصد و نیت را داشتند. «لا تقم فیه ابداً»، ابداً در این مسجد حق نداری نماز بخوانی. لذا وقتی این آیات نازل شد، پیغمبر اکرم دستور دادند این مسجد را خراب کردند و زباله‌دانی‌اش کردند. آشغال‌های اهل مدینه را دیگر می‌بردند و آنجا می‌ریختند که از ریشه و بنیان، این مکان را از قابلیتی که بتوند دوباره برگردد، برگردانند؛ به این افتضاحی. برخورد خیلی محکم بود.

معیار ارزیابی اعمال: تقوا یا سقوط؟

بعد خدای متعال اینجا آیاتی می‌فرستد، مطالبی را می‌گوید درباره اینکه نیت و قصد انسان‌ها در کارها چی هست. آن کسی که بنیان کاری را بر تقوا بگذارد، آره، او سزاوار است که انسان بهش بها بدهد. اما کسانی که کارهایی انجام می‌دهند، برنامه‌هایی دارند، اما بر تقوا استوار نشده، نه. آدم نباید به این‌ها بها بدهد؛ باید اول ببیند قصد و نیتشان چی هست. هم خود انسان، این مسئله در موردش صادق است، هم بقیه.

«أفمن أسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر أم من أسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم». آن کسی که بنیان همه برنامه‌هایش را بر تقوا چیده، بر رضایت الهی چیده، همین دو تا. این مسلماً برتر است، بالاتر است، کارش به انجام می‌رسد، تا آن کسی که نه، این دو تا نیت [در کارش] نیست؛ او در جهنم است. فانهار به فی نار جهنم.

او مثل کسی می‌ماند که آمده در مسیر رودخانه و سیلاب، خانه ساخته است. می‌گویند در مسیر سیلاب خانه نسازید، چون هم در معرض تهدید سیل است، هم از بنیان گاهی محکم نیست؛ چون آنجاها خیلی وقت‌ها خاکش سست است، نرم است. آن کسی که آنجا بیاید خانه بسازد، معلوم نیست استحکامی داشته باشد. «شفا جرف هار»، یعنی جایی که این‌طور حالتی دارد، که زیرش پوک است، سست است؛ بسازی، می‌ریزد.

خدا می‌فرماید، خدای تبارک و تعالی، هر کاری که انجام بدهید، اگر قصدتان، نیت‌تان، بنیان کارتان بر تقوا استوار نباشد، مثل کسی می‌مانید که چنین کاری را کرده است. به جایی هم نمی‌رسد؛ فانهار به فی نار جهنم. تهش هم جهنم است و سقوط.

حالا این مطلب، مطابق با این چیزی است که امیرالمؤمنین می‌فرماید؛ مطابق با همین آیات است. «لا یهلک علی التقوی سنخ اصل». ریشه درختی اگر بر تقوا استوار شده باشد، هیچ‌وقت هلاک نمی‌شود. آن درخت هیچ‌وقت نابود نمی‌شود؛ هیچ‌وقت خشکسالی آن را نخواهد گرفت، هیچ‌وقت تشنه و هلاک نخواهد شد. «و لا یظمأ علیها زرع قوم». زراعت کسانی که بر تقوا استوار شده، بر این اساس کاری را انجام می‌دهند، می‌خواهند به محصولی و نتیجه‌ای برسند، این تشنه نخواهد ماند؛ تأمین می‌شود.

آفت‌شناسی کارهای بی‌ریشه و خودنمایی

این در همه زندگی هست. یک مثال خدا زده، کشت و زرع و درخت و ریشه‌اش؛ امیرالمؤمنین این مثال را زده به این چیزها، که ای انسان‌ها، شما ببینید، درس می‌خوانید، نیت و قصدتان چیست؟ بر چه چیز استوار کرده‌اید این درس خواندنتان را؟ کار تبلیغی انجام می‌دهید، چه قصد و انگیزه و هدفی دارید؟ رضایت الهی است یا یک کاری بکنیم دیده بشود؟ یک کاری بکنیم باز، دید و بازدید، حالا هر چه، خیلی ازش بشود؟ ببینند؟ در چشم بیاید؟ تمام این نیت‌هایی که در کار می‌آید، همه‌اش. حالا این را بخواهیم ماست‌مالی کنیم، می‌شود ماست‌مالی کرد؛ ولی نمی‌شود ماست‌مالی کرد. نباید کرد.

رضایت خدا مطرح است، مثل مسئله اخلاص. اخلاص یعنی برای خدا، چون خدا گفته است. حالا هر چه دیگر بیاییم بگوییم، یک جوری بخواهیم ربطش بدهیم، ربط پیدا نمی‌کند. با خودمان از این تعارف‌ها می‌کنیم، یک عمری است ایمان ضعیف مانده است. هر وقت هم می‌گویند نیت را درست کن، می‌گویم: «من نیتم این است، چیز بدی نیست که.» اشکال ندارد، چیز بدی نیست؛ اما آن هم که خدا می‌خواسته نیست، به آن نتیجه‌ای هم که خدا می‌خواسته نمی‌رسد. رشد هم نمی‌کند آدم.

خیلی مطلب مهمی است. خیلی کارها افراد در جامعه می‌کنند؛ فردی، جمعی، گروهی، کار دینی، کار تبلیغی، کارهای مختلفی. اما قصدها، انگیزه‌ها، آن لُبِش چیست؟ من دنبال این می‌گردم می‌خواهم یک کاری بکنم کارستان که خیلی دیده بشود؟ یک کاری بکنم کارستان که خیلی سر و صدا کند؟ مشهور بشوم؟ این مشهور بشود؟ این چه بشود؟ این‌ها همه اشکال ندارد، نیت‌های بدی گاهی بعضی‌اش نیست، بعضی‌اش هم هست. مثلاً شهرت باشد، نیت خراب، کلاً غلط است، باطل است. مثل یک چیزهاییش هست حالا تهش هم یک ربطی پیدا می‌کند، یک چیز. ولی این دیگر ممکنه وسط کار تعطیل بشود، می‌ماند. ریشه آب نمی‌رسد بهش؛ به نتیجه و انجام نمی‌رسد.

سنت‌های الهی و بی‌برکتی در اعمال مفسدین

گاهی هم می‌رسد و، یعنی این نیست که مثلاً خدا، عرض کردیم شب گذشته در مسجد، مثل خیلی چیزهاست، خدا راه را به روی بندگانش، کل بندگانش در عالم تنگ نکرده که بگوید: «اگر به حرف من گوش دادید بهت روزی می‌دهم، به حرف من گوش ندادید اصلاً بهت روزی نمی‌دهم، از گرسنگی بمیرید.» نه. خدا راه‌ها را تنگ نکرده، ولی یک راهی را قرار داده در این زندگی دنیا که آن تضمینی است.

شما کاری را شروع می‌کنید، ممکنه به نتیجه، با همین نیت‌ها که گفتم ضعیف است، ناقص است، ممکنه هم به نتیجه‌ای برسد. راه را کلاً نمی‌بندد خدا. اما اینجا امیرالمؤمنین می‌فرماید اگر کاری، برنامه‌ای، مجموعه‌ای، هر چه، این تشبیه و این چیزی که ایشون بیان فرمودند، ما باید همه‌اش مصادیقش را بگردیم پیدا کنیم. در زندگی خودمان، در تصمیماتی که در زندگی خودمان می‌گیریم، کارهایی که انجام می‌دهیم.

از اول من اصلاً چرا آمدم رفتم درس بخوانم؟ چرا رفتم فلان کار؟ نیت و قصدها چه بود؟ نیت و قصدها چه بود؟ می‌فرماید آن‌هایی که آن نیت و قصدهای آن دارند که این‌طوری است، با تقوا منافاتی ندارد، با رضایت الهی منافاتی ندارد، این چطور است؟ این هلاک نمی‌شود؛ از بین نمی‌رود، نابود نمی‌شود، سر پا می‌ماند.

اما آن کسانی که خلاف این [هستند]، ولو ته کار، کار خوبی هم از آب در بیاید؛ این نه، خدا تضمینی نمی‌دهد که این کار به انجام برسد. به نتیجه برسد؛ ممکنه نتایجی هم می‌بینند، اما ماندگار هم نیست. «کل شیء هالک الا وجهه»، هر چیز خدا و خدایی باشد ماندگار است؛ مابقی‌اش همه‌اش از بین می‌روند.

در آیه دیگری خدای متعال می‌فرماید: «ان الله لا یصلح عمل المفسدین». خدا، این هم عبارت دیگری از همین مطلب است؛ خدا آدم‌های فاسد را کارشان را به انجام نمی‌رساند، لا یصلح، یعنی در کار کمکشان نمی‌کند، رهاشان می‌کند به حال خودشان. بروند، دیگر حالا با خودشان؛ زور بزنند، تلاششان را بکنند، ببینند به نتیجه‌ای می‌توانند برسانند، برسانند. آن نتیجه‌ای هم که می‌رسانند، معلوم نیست آن نتیجه درست‌حسابی‌ای باشد. خدا به انجام نمی‌رساند، نمی‌گذارد به نتیجه برسد عمل و تلاش انسان‌های مفسد.

سرانجام کارهای پر سر و صدا و بی‌محتوا

اینکه در کل عالم، حالا این دیگر مسلمه. سال‌هاست همه تلاش می‌کنند خط شیعه را نابود کنند، خط شیعه را به طور کلی. نابود کنند، خب، این تلاش‌ها اگر در مقابل شاید یک‌دهمش، یک‌صدمش، هر چه، در مقابل هر خط دیگری بود، تا حالا نابودش کرده بود، با این گرفتاری‌ها و اقلیت و حالتی که حاکم بر آنهاست.

اما چرا به نتیجه نمی‌رسد؟ چرا دشمنان ما، تا مادامی که ما در راه درست باشیم، هر چه تلاش می‌کنند نقشه‌هاشان یک طوری می‌شود، به هم می‌ریزد، آن‌جور که فکر می‌کنند یا نقشه می‌کشند خیلی‌هاش به انجام نمی‌رسد؟ آن‌هایی‌اش هم که به انجام می‌رسد، بعدها یک جور برعکس می‌شود، این هم باید توجه داشت. در یک جاهایی دشمنان خط شیعه یک جاهایی هم به یک نتایجی می‌رسند، اما خدا از دل آن نتایج، در گذر زمان چیزهایی در می‌آورد علیه خودشان.

این هست؛ ما نباید یک جاهایی بگوییم خب اینجا نه، این‌ها به نتیجه رسیدند. این‌ها به نتیجه رسیدند، صبر کن. زمان بگذرد برمی‌گردد، چون اصل خط شیعه این مسئله توش هست. اصل خط شیعه، نه ماها و دسته‌های ما و چیزایی که ماها داریم. آن‌ها نه، این‌ها خیلی‌ش از بین می‌رود.

لذا می‌بینیم خیلی‌ها خیلی کارها را شروع می‌کنند، اما به نتیجه نمی‌رسد. با یک سر و صدا و برو بیایی و رعد و برقی، یک کاری شروع می‌کنند، اما یک دفعه‌ای فروکش می‌کند. در گذر زمان به انقدری نمی‌کشد، می‌بینی فقط تابلوها مانده؛ توش هیچ خبری دیگر نیست. مثل خیلی جاها؛ الان خیلی از این مراکز فرهنگی، دینی، مؤسسات، این‌ها این‌طوری است شروعش، خیلی‌هاش. معدودی‌ش هست که این ویژگی‌ها را ندارد؛ خیلی‌ش این‌طوری است.

نیت‌ها و قصدها خیلی قصدهای سالمی نبوده؛ می‌شده به زور بچسبانی‌اش به یک نیت درست، اما خیلی هم قصد سالمی نبوده. چه هزینه‌هایی شده و می‌شود برای خیلی این‌ها، می‌شده و می‌شود برای خیلی این‌ها ولی چیزی از توش در نمی‌آید.

از کجا آمده، چطور آمده، چه کسانی دخیل بوده‌اند، به چه راه‌هایی رفته، چه نیت‌هایی پشت این کار بوده؛ و خدا، خدا برکت نمی‌دهد. ساختمان را می‌دهد ها، برکت نمی‌دهد. امکانات را می‌دهد ها، برکت نمی‌دهد؛ بودجه را می‌دهد، ممکنه برسانند، اما برکت نمی‌دهد.

لذا ساختمان زدن و تابلو زدن و اینکه هر کسی ادعای «انا الحق»ی داشته باشد بیاید وسط، به هر چیزی که می‌داند شاید شرایطش نیست به آن معنای درستش، ولی خب این کارها هست دیگر؛ ما داریم جلو چشممان می‌بینیم. هیچ تعارفی هم که نداریم.

چرا خیلی‌ها از توش چیز در نمی‌آید؟ خیلی آن چیزی که آن‌ها فکر می‌کردند و می‌خواستند، با سر و صداش شروع می‌شود، اما زود افول می‌کند. «لقد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل»، رعد و برق می‌کنند بعضی‌ها، یعنی با یک سر و صدا و اول تابلو را خوب می‌زنند، اول ساختمان را تزیین می‌کنند، اول همه این کارها را کردند «و مع هذین الامرین الفشل». وقتی این‌جور سر و صدا راه انداختی، به فشل می‌افتی؛ کارتان فشل می‌شود، به نتیجه‌ای که می‌خواستی نمی‌رسی؛ چهار صباح دیگر می‌بینی این‌ها خالی مانده، کسی نیست، چیزی از توش در نمی‌آید. همین‌جا جلو چشممانه دیگر، اینجا داریم می‌بینیم همه این چیزها را.

تقوا، آفت‌گیر اعمال انسان

این‌ها همینه‌. «لا یهلک علی التقوی سنخ اصل». اگر پایه بر اساس تقوا بود، نابود نمی‌شد، از بین نمی‌رفت، به نتیجه می‌رسید. ریشه، ریشه این تنه تنومند اگر بر تقوا استوار باشد، هیچ‌وقت از بین نمی‌رود؛ هیچ آفتی نمی‌تواند از بین ببردش. تقوا، آفت‌گیر است. یک نسخه‌ای خدا داده، همه آفات را دور می‌کند، همه آفات دور می‌شود، آفات را نابود می‌کند.

این نباشد، هر جایی‌اش احتمال دارد یک آفتی بگیرد؛ هر روزی، هر شرایطی یک آفتی پیش می‌آید، مشکل می‌خورند. محتاج می‌شویم به بودجه‌های دولت، به بودجه‌های این‌ور اون‌ور، تشنه این‌ها می‌شویم. «و لا یظمأ علیها زرع قوم». اگر از اول نیت خوب بود، و به راه درست رفته بودید، و حاضر نمی‌شدید پیش خیلی‌ها رو بزنید که نباید می‌زدید، و بودجه را جور کردید، و کار را شروع کردید، و نیت‌هایی داشتید، اگر این‌ها نبود در کار، تشنه نمی‌ماندید الان.

چرا تشنه ماندید؟ چون از اول به کارهایی دست زدیم، به کارهایی پرداختیم، کارهایی کردیم که خب چیزهای درستی نبوده؛ نباید می‌کردیم. کاری نمی‌کردیم که این به پا نمی‌شد؛ خب نشود، به چه قیمتی؟ شما به پایش کن، شما مزینش کن، مجللش کن، بزرگش کن، سر و صدا کن؛ خدا وقتی باهات نباشد، این را به عکس نتیجه می‌دهد. یک چیزی می‌شود در بین مردم اصلاً قبیح می‌شود. خیلی‌ها فکر اینجایش را نمی‌کردند، که یک زمانی مثلاً خیلی این چیزهایی که ساخته شد، یک فکری و فرهنگی بیاید حداقل در ذهن و فکر مردم، که در مواجهه با این ولخرجی‌ها، اولین سؤالشان همین باشد که این‌ها از کجا آوردند؟ چرا این‌قدر خرج کردند؟ چرا این‌جوری شده است؟ آه، فکر اینجایش آدم نمی‌کند.

ممکنه فضای زمانی این چیزها توش نبوده، هر چه ابهت ظاهری پیدا می‌کرده، در چشم‌ها بیشتر دیده می‌شده، نمایان؛ اما خب این نمی‌ماند. خدا برمی‌گرداند؛ وقتی خدا نباشد در کار، هیچی درست نمی‌شود، هیچی به انجام نمی‌رسد. یک چهار صباحی خوشِ فرد و افراد؛ اما این ادامه‌دار نیست، چه بسا به تلخی تموم می‌شود، تلخ می‌شود کام. بعد دیگر نمی‌شود درستش کرد، دیگر نمی‌شود جمع و جورش کرد.

حقیقت اخلاص و تفاوت هدیه با صدقه

حالا این، مثال‌های عمومی‌اش [است]، در فردی‌ش هم همین‌طور. ما هر چیزی که فردی داشته باشیم، بر همین اساس است. درس می‌خواهیم بخوانیم، آدم موجهی بشویم؟ همین. درس حوزه بخوانیم، مجتهد بشویم، مرجع بشویم؟ همین. هر چه داریم که از این چیزها توش هست، جور در نمی‌آید.

این‌ها آن چیزی که خدا می‌خواهد با اخلاص جور است، فقط چون خدا خواسته و خدا راضی است؛ یعنی یکی باید این وسط باشد و آن هم خدا، خودِ خودِ خودِ خدا. خودِ خودِ خودِ خدا و رضایتش، نه به زور بچسبونیم به خدا، اگر یکی ازمان پرسید با توجیه و تکلف بچسبونیمش به خدا. خدا خودش باید باشد، این باشد.

تقوای الهی، رضوان الهی، اله. اخلاص که قوام عبادات است چیست؟ می‌گویند اخلاص قوام عبادات است؛ وقتی نباشد، عبادت باطل است، باطل است آن عبادت. به چیست؟ می‌گویند فقط چون خدا گفته، انجام بده. روزه می‌گیری، چون خدا گفته و السلام. اگر روزه را می‌خواهی بگیری که لاغر بشوی، دیگر گرسنگی خوردی صبح تا شب؛ نیت اینه، باطل است. جور در نمی‌آید، اخلاص نیست که. و سایر مسائل.

یعنی وقتی پای خدا و رضایت خدا مطرح نباشد، شریکش کنیم با یک چیزهای دیگری؛ بگوییم حالا خدا راضی باشد من هم لاغر شوم، این هم، خدا می‌گوید: «من شریکم را نمی‌خواهم، خالص برای خدا.» خب، خدا نیازی دارد؟ نیاز هم که ندارد، ما بهش محتاجیم؛ او احتیاجی به ما ندارد. خب، همه خیرش در همین است. خیری که به انسان بخواهد برسد، در همین است که همه را بگذارد برای خدا.

وقتی همه‌اش شد مال خود خدا، حالا این انسان یواش‌یواش می‌آید بالا، یواش‌یواش از آن پایین‌ماندن، از اینکه یک چیزی بدهد، انتظار تشکر داشته باشد، توقع سپاس داشته باشد، منت بگذارد، ناراحت بشود در کوتاه مدت یا دراز مدت، که من این همه کار را کردم، هیچ به رو نیاوردن، هیچ تشکر نکردن، هیچ کاری در ازایش نکردن، فردا اگر کار من بهش گیر کرد باید حتماً کار من را انجام بدهد چرا نداد؟ من که براش آن کار را کردم چرا این نداد؟ این‌ها دیگر همه‌اش از بین می‌رود. چون انسان اصلاً طرف حسابش این و آن نبودند که. اگر یک چیز هم آمده بهش به آن هدیه داده، چون خدا دوست دارد داده؛ طرف حسابش هم خداست. داده به او، چون خدا دوست دارد، طرف حسابش خداست؛ خدا هم نگه می‌دارد، سر وقتش خوب بهش می‌دهد، چند برابر هم بهش می‌دهد.

پس این مسئله، مسئله مهمی است؛ همه این مسائلی که به قصدها و انگیزه‌ها و مسئله نیت‌ها برمی‌گردد، مسائل جدی‌ای درش هست که اکثریت انسان‌ها به توجیه، خودشان را پایین و عقب نگه می‌دارند و رشد نمی‌کند انسان، جلو نمیره. میونه‌ش با خدا درست نمی‌شه؛ این‌جوری کار درست پیش نمی‌ره.

پس «لا یهلک علی التقوی سنخ اصل». هیچ ریشه‌ای بر اساس تقوا نابود نخواهد شد؛ دچار هیچ آفتی نخواهد شد؛ این تقوا آفت‌هاش را می‌گیرد، آنجا که نیت‌ها دارد خراب می‌شود جلویش را می‌گیرد.

اخلاص امام خمینی (ره) رمز ماندگاری عمل

مرحوم امام رضوان خدا بر او، که کارش را توانست به انجام برساند در اوج آن چیزها، با دلی آرام و قلبی مطمئن رهسپار دیار باقی بشود چرا؟ چون نیتش فقط خدا بود و خدا بود و خدا بود؛ هیچی دیگر هم ضمیمه نداشت، هیچی دیگر هم کنارش نبود. فقط خدا بود، فقط انجام وظیفه بود. آنجایی که باید خودش را پایین می‌آورد، پایین آورد؛ آنجایی که باید خودش را له می‌کرد، له کرد؛ آنجایی که باید از اعتبار و آبروش می‌گذشت، گذشت. خیلی جاهایی بود در انقلاب که می‌توانست ایشان حرفی نزند، ورود نکند؛ اما ورود کرد ایشان، حرف زد، از مایه و اعتبارش هم یک جاهایی گذشت، چون اصلاً شهرت، مشهور شوم؟ کارم دیده بشود؟ خودم دیده شوم؟ خودم وجهه‌ای پیدا کنم؟ خودم اعتباری پیدا بکنم؟ که حالا مثلاً نه، خب من اعتبار پیدا کنم، نفوذ کلمه پیدا کنم، دین خدا را ترویج کنم؛ در این منه نباید باشد. مرحوم امام آن من را اصلاً نداشت؛ یک چیز بیشتر نمی‌فهمید و آن خدا بود و خدا. این‌ها را درست، حل کرده بود، خدا کمکش کرد؛ خدا کارش را پیش برد.

کجا؟ همه جایی که خودش اگر بود و هر کس دیگری بود، نمی‌توانست کار را پیش ببرد. که در زندگی ما باشیم و خودمان، گند می‌زنیم؛ خیلی خراب می‌کنیم. اما خدا باشد کنارمان، درستش می‌کند. یک جاهایی هم به یک نتایجی می‌رسیم، خوشحالیم؛ اما این خوشحالی دائمی نیست. این خوشحالی، خوشحالی و رضایت پروردگار را توش ندارد. «رضی الله عنهم و رضوا عنه». این وقتی بود چیز درسته که دو طرفه باشد. من خودم خوشحالم که عده‌ای دنبال منند، من خودم خوشحالم که فلان کار را می‌کنم نتیجه می‌دهد؛ شما خودت خوشحالی. معلوم نیست خدا راضی باشد؛ و وقتی خدا راضی نباشد، صبرش زیاد است، حلمش زیاد است، یک جایی کوتاه مدت، دراز مدت، آن تو زردیِ انسان را رسوا می‌کند. می‌آورد بیرون، نشان می‌دهد، مفتضح می‌کند؛ کار به نتیجه نمی‌رسد، فقط ساختمانش خواهد ماند. فقط آن وقت و فکر و تلاشی که کرد، هدر شد؛ چیز دیگری هم تهش نموند.

فرجام‌شناسی و مرز بین رضایت الهی و خودخواهی

ان‌شاءالله خدا فهم و عقل و معرفت ما را به این حد برساند، که بفهمیم که هر کاری، ولو کار صحیح، درست، دینی، تبلیغی، هر چی، در زندگیمان، در فضای عمومی جامعه می‌خواهیم انجام بدهیم، کار باید قصد از ریشه، قصد و نیت انسان درست باشد. در ادامه هم درست باشد؛ با تقوا شروع بشود، با تقوا ادامه پیدا کند، به آفتی نمی‌خورد. اما اگر این‌ها هر جایی‌ش یک ذره آدم شل شد، آن می‌شود آفتش؛ همون آفت به زمین می‌زند، همون آفت آن چیزی که خدا پسند باشد و مفید باشد در نخواهد آورد.

فرق بین هدیه و صدقه چیست؟ قصد قربت. آن چیز که انسان می‌دهد به یکی که فقط او ببیند و خوشحال بشود و کلی از من تعریف بکنند و کلی من مطرح بشوم که من این کار را کردم، خب خدا می‌گوید این مال خودت، دیگر برو ثوابش را هم از همان بگیر دیگر، من دیگر ثوابی نمی‌دم بهت. قصد قربت که نبوده در کار، قصد قربت که نبوده.

ولی وقتی قصد قربت است، یعنی می‌دهد فقط چون خدا راضی است، چون خدا گفته. این می‌شود صدقه، این ثواب دارد، این ارزش دارد پیش خدا. هدیه ارزش دارد پیش آدم‌ها. بگویند تهش دست شما درد نکند، خوشحال بشوند، تعریفی کنند، نهایتش یک تلافی‌ای بکنند، این‌ها. هیچی دیگر هم نیست. در قیامت آدم نباید منتظر باشد مثلاً از این‌ها یک چیزی بهش بدهند. خدا می‌گوید این مال آن‌ها بود که. به من که ندادی؛ به آن‌ها دادی، از همان‌ها بگیر. گرفتی هم، گفتند دست شما درد نکند، زحمت کشیدی. یک تعریفی کردند، یک خوشحالی‌ای کردند.

اما آن چیز که مال خدا می‌شود نه، می‌گوید یک کس دیگری را دخیل نکن، من باشم وسط، درست می‌شود. آن وقت رشد می‌کند آدم. از این پایین‌ماندن، از اینکه یک چیز بدهد انتظار تشکر داشته باشد، توقع سپاس داشته باشد، منت بگذارد، ناراحت بشود در کوتاه مدت یا دراز مدت، که من این همه کار را کردم هیچ به رو نیاوردن، هیچ تشکر نکردن، هیچ کاری در ازایش نکردن، فردا اگر کار من بهش گیر کرد باید حتماً کار من را انجام بدهد چرا نداد؟ من که براش آن کار را کردم چرا این نداد؟ این‌ها دیگر همه‌اش از بین می‌رود. چون انسان اصلاً طرف حسابش این و آن نبودند که. اگر یک چیز هم آمده بهش به آن هدیه داده، چون خدا دوست دارد داده، طرف حسابش هم خداست. داده به او چون خدا دوست دارد، طرف حسابش خداست، خدا هم نگه می‌دارد، سر وقتش خوب بهش می‌دهد، چند برابر هم بهش می‌دهد.

وقتی پای خدا و رضایت خدا مطرح نباشد، شریکش کنیم با یک چیزهای دیگری، بگوییم حالا خدا راضی باشد من هم لاغر شوم، این هم، خدا می‌گوید من شریکم را نمی‌خواهم، خالص برای خدا. خب خدا نیازی دارد؟ نیاز هم که ندارد، ما بهش محتاجیم، او احتیاجی به ما ندارد. خب همه خیرش در همین است. خیری که به انسان بخواهد برسد در همین است که همه را بگذارد برای خدا. وقتی همه‌اش شد مال خود خدا، حالا این انسان یواش‌یواش می‌آید بالا، یواش‌یواش از آن پایین‌ماندن، از آن چیزهای پست و پایینی که سرش بنده می‌آید بالاتر. دیگر عقل رشد می‌کند، ایمان رشد می‌کند، حاضر نیست خیلی چیزها را خرج این و آن بکند. به این نیت‌های بد بگذرونه.

صبر هم می‌خواهد. بله، اگر این راه را می‌رفت با اصحاب ثروت و قدرت زود می‌توانست ببندد، ردیف بودجه‌ش هم جور کند. آن هم که جور می‌شد زود می‌رفت آسمان. زود هم کارش به انجام می‌رسید. اما این را خدا وقتی نخواهد، یک جایش را دیر یا زود خراب می‌کند. می‌شود یک لکه ننگی که دیگر نمی‌شود تمیز پاکش کرد. هیچ کاریش نمی‌شود کرد، مگر اینکه از ریشه خرابش کنی. خراب کردنش هم مصیبته.

در همه کارها همین است؛ نیت انسان، شروع کار انسان، ادامه کار انسان، آن کاری که مشغوله، آن برنامه‌ای که دارد، هر چی هست، هر جا هست، این چیست؟ در همه این مسائل هست. فرق بین هدایت و ضلالت چیست؟ همین قصد قربت است.

«رضی الله عنهم و رضوا عنه». این وقتی بود چیز درسته که دو طرفه باشد. من خودم خوشحالم که عده‌ای دنبال منند، من خودم خوشحالم که فلان کار را می‌کنم نتیجه می‌دهد، شما خودت خوشحالی. معلوم نیست خدا راضی باشد؛ و وقتی خدا راضی نباشد، صبرش زیاد است، حلمش زیاد است، یک جایی کوتاه مدت، دراز مدت، آن تو زردیِ انسان را رسوا می‌کند. می‌آورد بیرون، نشان می‌دهد، مفتضح می‌کند. کار به نتیجه نمی‌رسد، فقط ساختمانش خواهد ماند. فقط آن وقت و فکر و تلاشی که کرد، هدر شد؛ چیز دیگری هم تهش نموند.

کلام پایانی و دعا

ان‌شاءالله خدا فهم و عقل و معرفت ما را به این حد برساند، که بفهمیم که هر کاری، ولو کار صحیح، درست، دینی، تبلیغی، هر چی، در زندگیمان، در فضای عمومی جامعه می‌خواهیم انجام بدهیم، کار باید قصد از ریشه، قصد و نیت انسان درست باشد. در ادامه هم درست باشد؛ با تقوا شروع بشود، با تقوا ادامه پیدا کند، به آفتی نمی‌خورد. اما اگر این‌ها هر جایی‌ش یک ذره آدم شل شد، آن می‌شود آفتش؛ همون آفت به زمین می‌زند، همون آفت آن چیزی که خدا پسند باشد و مفید باشد در نخواهد آورد.

ان‌شاءالله خدا بهمون مرحمت کند. نثار ارواح طیبه همه کسانی که با تقوا بودند، زندگی کردند و از دنیا رفتند و این حرف‌ها را به ما رساندند و به ما یاد دادند، مخصوصاً روح مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام، صلواتی ختم کنید.

گزیده

1️⃣ درختی که با تقوا رشد کند، هرگز نمی‌خشکد 🌳
💬 ولا یهلک علی التقوی سنخ أصل، ولا یضمأ علیها زرع قوم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر بنیان کاری بر تقوا باشد، ریشه آن هلاک نمی‌شود. اگر نهالی در زمین تقوا کاشته شده و از آب تقوا سیراب شود، هیچ‌گاه خشک نمی‌شود و تشنه نمی‌ماند. در همه زندگی همین است. هر تصمیم، هر برنامه، هر کار، اگر نیت و قصد آن از ابتدا بر رضایت الهی استوار باشد، آفت نمی‌گیرد، به نتیجه می‌رسد، دوام پیدا می‌کند و خدا تضمینش می‌کند. اما اگر ریشه نیت خراب باشد، به ظاهر هم که برسد، برکت و تداوم نخواهد داشت.


2️⃣ خانه روی پرتگاه، عاقبت فرو می‌ریزد 🏚️
💬 افمن اسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر أم من اسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم؟ کسی که بنیان عملش را بر تقوا و رضایت خدا بنا می‌گذارد، مثل کسی است که خانه‌اش را بر صخره‌ای محکم ساخته است. اما آن‌که نیت سالم ندارد و به رضای الهی کاری ندارد، مثل کسی است که خانه‌ای لب پرتگاه بنا کرده؛ شنی، سست و در معرض فروپاشی. کارش حتی اگر ظاهری زیبا داشته باشد، به جایی نمی‌رسد، به درون آتش می‌افتد. خدا معیار را نیت گذاشته، نه فقط ظاهر فعالیت‌ها.


3️⃣ مسجد ضرار؛ نماد ساختار دینی بی‌نیت الهی 🕌
💬 والذین اتخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً... لا تقم فیه ابداً. خداوند درباره مسجدی که به نیت سوء ساخته شد، به پیامبر نهی شدید فرمود. کسانی مسجد ساختند نه برای تقوا بلکه برای تفرقه، بهانه‌تراشی و مخالفت. پیامبر خواست نماز بخواند، اما آیه نازل شد که در آن مسجد اقامه نکن. سپس دستور آمد آن را خراب کنند و زباله‌دانی مدینه قرار گیرد. این یعنی ظاهر کار دینی کافی نیست؛ نیت اگر خراب باشد، خداوند اجازه نمی‌دهد حتی بهترین کار دینی ادامه یابد. نه تنها به نتیجه نمی‌رسد، بلکه مایه‌ی رسوایی می‌شود.


4️⃣ نیت‌های آلوده، بزرگ‌ترین آفت کارهای دینی‌اند ⚠️
💬 خیلی‌ها کار دینی و فرهنگی می‌کنند، اما قصدها خراب است. می‌خواهند دیده شوند، مشهور شوند، تأثیر بگذارند اما برای خودشان نه برای خدا. ممکن است ظاهر کار دینی باشد، اما انگیزه آلوده‌اش، آفت آن است. خدا برکت نمی‌دهد. کار بالا نمی‌آید. ریشه آب نمی‌خورد. اگر هم به نتیجه برسد، ماندگار نیست. خدا تضمینی برای موفقیت کاری که نیتش خدایی نباشد، نمی‌دهد. حتی اگر روزی بودجه بیاید، ساختمان زده شود، اسم‌ و رسم دربیاید، این کار از درون خواهد پوسید.


5️⃣ کار بدون رضایت خدا ماندنی نیست 🧱
💬 ساختمان زدی، تابلو زدی، پول هم خرج شد، اما اگر رضایت خدا نباشد، برکت نمی‌دهد. ممکن است امکانات برسد، اما کار بالا نمی‌آید. ممکن است مؤسسه‌ای راه بیفتد، اما چند صباحی بیشتر نمی‌ماند. خیلی‌ها را می‌بینید با سر و صدا شروع کردند، اما بعد فروکش کرد، هیچ‌کس نماند. چون نیت درست نبود. به قول امیرالمؤمنین: اگر کاری با تقوا شروع شود، نابود نمی‌شود؛ اما اگر بی‌اخلاص باشد، با یک آفت ساده به زمین می‌خورد. ظاهر پرزرق‌وبرق کفایت نمی‌کند؛ باید رضایت خدا در نیت باشد.


6️⃣ خدا کار مفسدان را به سرانجام نمی‌رساند 🔥
💬 الله لا یصلح عمل المفسدین. خدا عمل مفسدان را اصلاح نمی‌کند. آن‌ها را به حال خودشان وا می‌گذارد. زورشان را بزنند، تلاششان را بکنند، شاید به نتیجه‌ای برسند، ولی آن نتیجه یا ماندگار نیست یا به ضد خودش تبدیل می‌شود. خط شیعه سال‌هاست در معرض شدیدترین دشمنی‌هاست، ولی چون بر حق و بر پایه تقواست، حفظ شده. اما دشمنی‌هایی که علیه حق انجام می‌شود، یا از بین می‌رود، یا اثرش برمی‌گردد به ضرر خودشان. خدا ضامن تقواست، نه قدرت‌های فاسد.


7️⃣ گسترش کار به هر قیمت، بی‌فایده است 💸
💬 خدا گاهی اجازه می‌دهد کار جلو برود اما برکت نمی‌دهد. خیلی وقت‌ها بودجه هست، ساختمان هست، تشکیلات هست، ولی محتوا و اثر نیست. چرا؟ چون از اول، نیت خدایی نبوده. برای خدا نبوده. هرچقدر هم ظاهر کار بزرگ باشد، خدا وقتی در میانه نباشد، چیزی از آن بیرون نمی‌آید. در بلندمدت خالی می‌شود. فقط تابلو می‌ماند. تقوا باید در آغاز و ادامه کار باشد. هر جا شل شد، همان‌جا آفت می‌گیرد. خدا ضامن کارهایی است که از اول برای او بوده‌اند.


8️⃣ خدا شریک نمی‌پذیرد؛ نیت باید خالص باشد ☝️
💬 اخلاص یعنی انجام دادن کار فقط برای خدا. اگر کاری برای خدا نباشد یا نیت انسان آمیخته به چیز دیگری باشد، خدا نمی‌پذیرد. حتی اگر نماز و روزه باشد. اگر کسی روزه بگیرد برای لاغر شدن، این عبادت باطل است. اگر صدقه بدهد برای اینکه مردم خوششان بیاید، پاداشش پیش همان مردم است نه خدا. خدا شریک نمی‌پذیرد. عمل فقط وقتی بالا می‌رود که تمام و کمال برای خدا باشد. نه توقع تعریف، نه انتظار جبران، نه دیده شدن. فقط چون او خواسته و برای رضایت او.


9️⃣ نیت‌های پنهان، سرنوشت کار را رقم می‌زنند 🧭
💬 خیلی از افراد در ظاهر کار خوبی را شروع می‌کنند، اما نیت پنهانی آن‌ها باطل است. می‌خواهند مرجع شوند، مشهور شوند، نفوذ کلمه پیدا کنند... این‌ها شاید ظاهر دینی داشته باشد، اما خدا با آن کاری ندارد. کاری که با نیت شهرت شروع شود، حتی اگر به ظاهر گسترش یابد، دوام ندارد. گاهی در کوتاه‌مدت نتیجه دارد، اما در درازمدت سقوط می‌کند. رضای خدا تنها چیزی است که کار را ماندگار می‌کند. اخلاص، زیربنای همه عبادت‌ها و همه حرکت‌های مؤثر است.


🔟 امام، نمونه اخلاص در عمل بود 🌟
💬 مرحوم امام رضوان‌الله‌علیه در اوج عظمت، فقط به یک چیز فکر می‌کرد: خدا. هیچ‌گاه دنبال شهرت، نفوذ، دیده شدن، یا حفظ اعتبار شخصی نبود. آنجا که باید خود را کنار می‌کشید، کنار کشید. آنجا که باید اعتبارش را فدا می‌کرد، فدا کرد. فقط خدا در نیتش بود. و خدا هم کارش را پیش برد. چون ریشه‌اش خدایی بود، هیچ آفتی نتوانست کار او را متوقف کند. اگر ما هم بخواهیم کارمان به انجام برسد، راهی جز اخلاص و نیت خالص برای خدا نیست.

---------------------

۱. تمثیل درخت در زمین تقوا

«امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: "لا یهلک علی التقوی سنخ اصل، و لا یظمأ علیها زرع قوم"؛ ریشه درختی اگر بر تقوا استوار شده باشد، هیچ‌گاه هلاک نمی‌شود و آن درخت هیچ‌وقت نابود نخواهد شد؛ هیچ‌گاه خشکسالی آن را نخواهد گرفت و هیچ‌وقت تشنه و هلاک نمی‌گردد. زراعت کسانی که بر تقوا استوار شده و بر این اساس کاری را انجام می‌دهند و می‌خواهند به محصولی و نتیجه‌ای برسند، تشنه نخواهد ماند و تأمین می‌شود. این کلام یک مثالی است که دیگر خود انسان باید از دل این مثال و این مطلب، همه آن‌چه را که باید بفهمد، متوجه شود. این تمثیل در همه‌جای زندگی به درد ما می‌خورد.»

۲. اساس کارها: تقوا یا سقوط؟

«خدای متعال در قرآن می‌فرماید: "أفمن أسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر أم من أسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم"؛ آن کسی که بنیان همه برنامه‌هایش را بر تقوا و بر رضایت الهی چیده، مسلماً برتر و بالاتر است و کارش به انجام می‌رسد، تا آن کسی که این دو نیت در کارش نیست و در جهنم است. او مثل کسی می‌ماند که در مسیر رودخانه و سیلاب، خانه ساخته است. می‌گویند در مسیر سیلاب خانه نسازید، چون هم در معرض تهدید سیل است و هم از بنیان محکم نیست. اگر بنیان کارتان بر تقوا استوار نباشد، به جایی نمی‌رسد؛ ته آن هم جهنم است و سقوط.»

۳. سنت الهی در اعمال مفسدین

«در آیه دیگری خدای متعال می‌فرماید: "ان الله لا یصلح عمل المفسدین"؛ خداوند آدم‌های فاسد را کارشان را به انجام نمی‌رساند. یعنی در کار کمکشان نمی‌کند و آن‌ها را به حال خودشان رها می‌سازد. بروند دیگر حالا با خودشان؛ زور بزنند و تلاششان را بکنند تا ببینند به نتیجه‌ای می‌توانند برسانند یا خیر. آن نتیجه‌ای هم که می‌رسانند، معلوم نیست آن نتیجه درست و حسابی‌ای باشد. خداوند کار را به انجام نمی‌رساند و نمی‌گذارد به نتیجه برسد عمل و تلاش انسان‌های مفسد. اگر کارها بر تقوا استوار نشده باشد، خداوند تضمینی نمی‌دهد که این کار به انجام برسد؛ ممکن است نتایجی هم ببینند، اما ماندگار نیست.»

۴. آفت کارهای بی‌ریشه و خودنمایی

«باید ببینیم قصد و انگیزه و هدف ما چیست؟ رضایت الهی است یا یک کاری بکنیم که دیده بشود؟ یک کاری بکنیم که در چشم بیاید؟ رضایت خدا مطرح است، مثل مسئله اخلاص. اخلاص یعنی برای خدا، چون خدا گفته است. حالا هر چه دیگر بیاییم بگوییم و یک جوری بخواهیم ربطش بدهیم، ربط پیدا نمی‌کند. با خودمان از این تعارف‌ها می‌کنیم و یک عمری است ایمان ضعیف مانده است. هر وقت هم می‌گویند نیت را درست کن، می‌گوییم: "من نیتم این است، چیز بدی نیست که." اشکال ندارد، چیز بدی نیست؛ اما آن چیزی هم که خدا می‌خواسته نیست و به آن نتیجه‌ای هم که خدا می‌خواسته نمی‌رسد و آدم رشد نمی‌کند.»

۵. سرانجام کارهای پر سر و صدا و بی‌محتوا

«امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: "لقد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل"؛ رعد و برق می‌کنند بعضی‌ها. یعنی با یک سر و صدا، اول تابلو را خوب می‌زنند، اول ساختمان را تزیین می‌کنند، اول همه این کارها را انجام می‌دهند، اما وقتی این‌جور سر و صدا راه انداختی، به فشل می‌افتی؛ کارتان فشل می‌شود و به نتیجه‌ای که می‌خواستی نمی‌رسی. چهار صباح دیگر می‌بینی این‌ها خالی مانده است، کسی نیست و چیزی از توش در نمی‌آید. چرا خیلی‌ها از توش چیز در نمی‌آید؟ خیلی آن چیزی که آن‌ها فکر می‌کردند و می‌خواستند، با سر و صداش شروع می‌شود، اما زود افول می‌کند؛ چون نیت‌ها و قصدها خیلی قصدهای سالمی نبوده است.»

۶. تقوا، آفت‌گیر اعمال انسان

«اگر پایه بر اساس تقوا بود، نابود نمی‌شد، از بین نمی‌رفت و به نتیجه می‌رسید. ریشه این تنه تنومند اگر بر تقوا استوار باشد، هیچ‌وقت از بین نمی‌رود؛ هیچ آفتی نمی‌تواند از بین ببردش. تقوا، آفت‌گیر است. یک نسخه‌ای خدا داده که همه آفات را دور می‌کند، همه آفات دور می‌شود و آفات را نابود می‌سازد. این نباشد، هر جایی‌اش احتمال دارد یک آفتی بگیرد؛ هر روزی و هر شرایطی یک آفتی پیش می‌آید و مشکل می‌خورند. محتاج می‌شویم به بودجه‌های این‌ور و آن‌ور و تشنه این‌ها می‌شویم. اگر از اول نیت خوب بود و به راه درست رفته بودید، در کار تشنه نمی‌ماندید.»

۷. حقیقت اخلاص و تفاوت هدیه با صدقه

«فرق بین هدیه و صدقه چیست؟ قصد قربت. آن چیزی که انسان می‌دهد به یکی که فقط او ببیند و خوشحال بشود و کلی از من تعریف بکنند که من این کار را کردم، خب خدا می‌گوید این مال خودت، دیگر برو ثوابش را هم از همان بگیر، من دیگر ثوابی نمی‌دهم. ولی وقتی قصد قربت است، یعنی می‌دهد فقط چون خدا راضی است، چون خدا گفته است؛ این می‌شود صدقه، این ثواب دارد و پیش خدا ارزش دارد. هدیه ارزش دارد پیش آدم‌ها؛ بگویند دست شما درد نکند و تعریفی کنند. در قیامت آدم نباید منتظر باشد از این‌ها چیزی به او بدهند. خدا می‌گوید این مال آن‌ها بود؛ به من که ندادی.»

۸. شرط قبولی اعمال: رضایت الهی

«اخلاص که قوام عبادات است چیست؟ می‌گویند اخلاص قوام عبادات است؛ وقتی نباشد، عبادت باطل است. به چیست؟ می‌گویند فقط چون خدا گفته، انجام بده. روزه می‌گیری، چون خدا گفته و السلام. یعنی وقتی پای خدا و رضایت خدا مطرح نباشد، شریکش کنیم با یک چیزهای دیگری، خدا می‌گوید: "من شریکم را نمی‌خواهم، خالص برای خدا." خب، خیری که به انسان بخواهد برسد، در همین است که همه را بگذارد برای خدا. وقتی همه‌اش شد مال خود خدا، حالا این انسان یواش‌یواش می‌آید بالا و از آن پایین‌ماندن و توقع سپاس و تشکر داشتن، بالاتر می‌آید. دیگر عقل رشد می‌کند و ایمان رشد می‌نماید.»

۹. اخلاص در عمل رمز ماندگاری است

«کاری ارزش دارد که با اخلاص جور است، فقط چون خدا خواسته و خدا راضی است؛ یعنی یکی باید این وسط باشد و آن هم خدا، خودِ خودِ خودِ خدا و رضایتش. تقوای الهی، رضوان الهی. اخلاص که قوام عبادات است، می‌گوید فقط چون خدا گفته انجام بده. شریکش نکنیم با چیزهای دیگر. خدا شریک نمی‌خواهد؛ خالص برای خدا. همه خیرش در همین است. خیری که به انسان بخواهد برسد، در همین است که همه را بگذارد برای خدا. وقتی همه‌اش شد مال خود خدا، طرف حسابش هم خداست؛ خدا هم نگه می‌دارد، سر وقتش خوب به او می‌دهد و چند برابر هم به او بازمی‌گرداند.»

۱۰. فرجام‌شناسی و مرز بین رضایت الهی و خودخواهی

«قرآن می‌فرماید: "رضی الله عنهم و رضوا عنه"؛ این وقتی کار درست است که دو طرفه باشد. من خودم خوشحالم که عده‌ای دنبال منند یا فلان کار را می‌کنم نتیجه می‌دهد؛ شما خودت خوشحالی، معلوم نیست خدا راضی باشد. وقتی خدا راضی نباشد، صبرش زیاد است، حلمش زیاد است؛ یک جایی در کوتاه مدت یا دراز مدت، آن تو زردیِ انسان را رسوا می‌کند، می‌آورد بیرون، نشان می‌دهد و مفتضح می‌سازد. کار به نتیجه نمی‌رسد، فقط ساختمانش خواهد ماند. کار باید قصد از ریشه، قصد و نیت انسان درست باشد. در ادامه هم درست باشد؛ با تقوا شروع بشود و با تقوا ادامه پیدا کند تا به آفتی نخورد.»

فهرست

1️⃣ ریشه‌ای که با تقوا خشک نمی‌شود
◽️ لا یهلک علی التقوی سنخ أصل: هر ریشه‌ای که بر تقوا باشد، هلاک نمی‌شود
◽️ درختِ تقوا هیچ‌گاه تشنه و بی‌ثمر نمی‌ماند

2️⃣ ساختارهای بی‌نیت الهی، ناپایدارند
◽️ مسجد ضرار، نمونه‌ای از ظاهر دینی بدون نیت تقوایی
◽️ خدا نیت‌ها را معیار سنجش قرار می‌دهد، نه فقط ظاهر کار

3️⃣ کار بر پایه‌ی رضای الهی ماندگار است
◽️ افمن أسس بنیانه علی تقوی... خیر
◽️ کارهایی که با نیت دیده‌شدن و شهرت شروع شوند، فشل و بی‌نتیجه می‌مانند

4️⃣ نیت ناسالم، آفت پنهان فعالیت‌هاست
◽️ ظاهر پرزرق‌وبرق، تضمین موفقیت نیست
◽️ تقوا، آفت‌گیرِ حقیقیِ هر عمل است

5️⃣ خدا عمل مفسدین را به نتیجه نمی‌رساند
◽️ الله لا یصلح عمل المفسدین
◽️ حتی اگر ظاهراً کار به ثمر برسد، دوام و برکت نخواهد داشت

6️⃣ برکت کار، در حضور واقعی خداست
◽️ تابلو، ساختمان و هزینه‌ کافی نیست؛ باید خدا در دل نیت باشد
◽️ نیت الهی، کار را بالا می‌برد و حفظ می‌کند

7️⃣ اخلاص، شرط پذیرش و رشد است
◽️ عبادت بدون اخلاص، باطل است
◽️ هدیه‌ای که برای رضایت غیر خدا باشد، فقط نزد خلق پاداش دارد، نه نزد خالق

شرح نهج البلاغه - مجلس ختم صلوات

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح نهج البلاغه (جلسه چهارم) مسجد امام رضا علیه السلام ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی