نعمت‌ها و آفات آن‌ها - شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه نوزدهم) ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/24
پست

⚠️ نعمت، گاهی نقمت و مایۀ عذاب می‌شود. 
💎 نعمت، گاهی بزرگتر از ظرفیت ماست. 
💫 مقام معظم رهبری، نعمتی بزرگتر از ظرفیت دوران خود!
🍁 گناه، نعمت را نقمت می‌کند. 
💡 ترک گناه، ظرفیت حفظ نعمت به انسان می‌دهد. 
💰 سرمایۀ مالی یا علمی، نعمتی که ظرفیت هم می‌خواهد. 
💵 سرمایه، نعمتی که انسان را به طغیان می‌کشد.

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد میزان‌ الاعمال امام علی (علیه‌السلام)
🗓 ۲۴ اردیبهشت ۱

شرح صحیفه سجادیه
شرح دعای مکارم الاخلاق
نعمت
مقام معظم رهبری

نعمت‌ها و آفات آن‌ها - شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه نوزدهم) ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

⚠️ نعمت، گاهی نقمت و مایۀ عذاب می‌شود. 
💎 نعمت، گاهی بزرگتر از ظرفیت ماست. 
💫 مقام معظم رهبری، نعمتی بزرگتر از ظرفیت دوران خود!
🍁 گناه، نعمت را نقمت می‌کند. 
💡 ترک گناه، ظرفیت حفظ نعمت به انسان می‌دهد. 
💰 سرمایۀ مالی یا علمی، نعمتی که ظرفیت هم می‌خواهد. 
💵 سرمایه، نعمتی که انسان را به طغیان می‌کشد.

🔊 سخنران: استاد محمّـدی
🕌 مسجد میزان‌ الاعمال امام علی (علیه‌السلام)
🗓 ۲۴ اردیبهشت ۱

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد [اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم]. و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين سیما بقیة الله فی الارضین لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. «وَأَغْنِنِي وَأَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِكَ وَلَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ».

دعای امام سجاد (ع) برای وسعت رزق و بی‌نیازی از مردم

عرض شد اولین دعای خاصی که امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) بعد از چند جمله از دعاهای مهم و عام مطرح فرمودند، دعای وسعت رزق و روزی انسان هست. دعا کردند: خدایا روزی من را گسترده کن؛ غنا و بی‌نیازی از مردم را به من نصیب کن؛ وسعت رزق بده و برکت بده در روزی‌ام؛ در روزی مادی گرفتار مشکل جدی نباشم؛ وسیع باشد روزی‌ام و گسترده باشد؛ محتاج این و آن نباشم و محتاج دست دیگران نباشم. این را فرمودند.

در این چند جمله دعا، ایشان اشاره می‌فرمایند به یک تعدادی از دعاهای خوب که در حقیقت نعمت‌های بزرگی است از خدای متعال که به انسان عنایت کند. منتها ویژگی‌شان این است که طوری هستند که اگر انسان نکته‌ای را نسبت به آن‌ها توجه نکند، آن نعمت می‌شود نقمت؛ مایه عذاب و مایه گرفتاری می‌شود. نعمت‌ها این‌طوری هستند؛ وقتی درست استفاده نشوند و به عبارت صحیح، شکرشان به جا آورده نشود — که شکرشان یک معنایش همین استفاده درست از آن نعمت است — وقتی این کار انجام نشود، تبدیل می‌شود به نقمت و مایه عذاب و گرفتاری.

ایشان مواردی را اشاره می‌فرمایند که خیلی چیزهای مهمی هم هست؛ ولی آن نکته اساسی و مهمی که آدم باید به آن توجه کند — که از همان نقطه و نسبت به همان نکته است که خیلی‌ها گرفتار می‌شوند، زمین می‌خورند و آن نعمت می‌شود نقمت — آن را اشاره می‌فرمایند.

کم‌جنبگی و بی‌ظرفیتی؛ عامل تبدیل نعمت به نقمت

خداوند می‌فرماید: خدایا روزی گسترده به من بده، این مسئله را من داشته باشم. اما خدای متعال در قرآن می‌فرماید انسان این‌طوری است: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ». یکی از مشکلات انسان این است که کم‌جنبه است، کم‌ظرفیت است. مثلاً یک نعمت بزرگی به او می‌دهیم، به جای اینکه این نعمت را بفهمد و ببیند من چطور از آن استفاده کنم، چه کارهایی با آن انجام بدهم، چه کارهایی انجام ندهم و حواسم را جمع بکنم، متأسفانه بعضی نعمت‌ها این‌طوری است که مایه گرفتاری انسان می‌شود؛ یعنی اگر این نعمت را نداشت، برایش بهتر بود.

خیلی‌ها که خدا عمر به آن‌ها می‌دهد، سلامتی به آن‌ها می‌دهد، خب این عمر، سلامتی، روزی گسترده، فراغت بال، خیلی مسائل هست که این‌ها نعمت است؛ ولی از این نعمت بد استفاده می‌کند و می‌شود مایه عذاب و گرفتاری‌اش. آقا، آن که نعمت بود، چرا این‌طوری استفاده شد؟ این انسان به اصطلاح خودمان کم‌جنبه است، کم‌ظرفیت است. بعضی‌ها در شرایطی، ظرفیت یک چیزهای خیلی مهم را ندارند و ما نسبت به نعمت‌ها باید این را خیلی توجه کنیم که خدای نکرده یک چنین حالتی نداشته باشیم که گویی بعضی نعمت‌ها خیلی وسیع‌تر و بزرگ‌تر از جنبه و ظرفیت ماست.

مثل نعمت‌های بزرگی که حالا داریم؛ مثلاً فرض بگیرید ما این مسئله را باید همیشه اشاره کنیم: ما الان رهبری داریم که یک ویژگی‌های برجسته و ممتازی دارد، ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. نعمت بزرگی است که گاهی وقت‌ها اگر ما قدردانش نباشیم و توجه نکنیم به این نعمت، و نبودش را درست نتوانیم تصور کنیم که چه آفاتی دارد و چه گرفتاری‌هایی دارد، متوجه عظمت و اهمیتش نمی‌شویم؛ چون هر روز با او سروکار داریم، می‌بینیم، می‌شنویم و این عادی شده است؛ این عادی شده است.

در حالی که خیلی کسان دیگری که جاهای دیگری هستند — انسان‌هایی، مسلمانانی، شیعیانی در کشورهای دیگر — آن‌ها چه بسا قدر ایشان را بیشتر از ما می‌دانند. آن‌ها تشنه‌ترند، آن‌ها نبود ایشان را در آن منطقه و در آنجا بیشتر احساس می‌کنند و آثار نبودش را بیشتر قدرشناسند. گاهی نباید طوری بشود که مثلاً عده‌ای بخواهند بگویند انگار ظرفیت نیست. بعضی نعمت‌ها این‌قدر وسیع و بزرگ است که باید مثلاً سال‌ها بگذره، ده‌ها سال بگذره، صدها سال بگذره تا بعدی‌ها مثلاً به ارزش، اهمیت، جایگاه و ویژگی‌های منحصر به فرد این نعمت پی ببرند.

این‌ها چیزهای مهمی است. ما از این چیزها زیاد داریم؛ نعمت‌های شخصی، نعمت‌های عمومی و جمعی. این‌ها هر کدام یک آفاتی کنارش هست؛ وقتی آن آفت دامنگیر آدم بشود، این نعمت می‌شود نقمت. همه نعمت‌های بزرگ، اگر توجه به آفتش نشود — آفاتی که نه اینکه خودش آفت دارد، بلکه مشکل از ماست که نمی‌دانیم و تلاش نمی‌کنیم درست از نعمت استفاده کنیم — می‌شود نقمت.

قرآن کریم؛ مایه شفا برای مؤمنان و خسارت برای ظالمان

خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ». قرآن مایه شفاست، رحمت است، برکت است. بعد یک جمله‌ای اینجا هست که خیلی مهم و خیلی عجیب است: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا». این قرآن برای دسته‌ای مایه خسارت است؛ «لَا يَزِيدُ» یعنی نمی‌افزاید این قرآن به ظالمان، مگر خسارت. همین‌طور تا این قرآن هست، تا آیات قرآن هست، تا ندای آیات الهی در گوش بشر هست، یک دسته‌ای روز به روز خسارت‌شان بیشتر می‌شود. «وَلَا يَزِيدُ» این قرآن «الظَّالِمِينَ» ظالمین را «إِلَّا خَسَارًا»؛ تنها ثمره قرآن برای آدم ظالم، خسارت است و روز به روز هم خسارتش بیشتر [می‌شود]. قرآن!

بعضی چیزها نعمت است؛ قرآن نعمت شفا و رحمت است، اما چه می‌شود؟ قرآن می‌خواهد خسارت بزند؟ قرآن که نمی‌خواهد خسارت بزنه؛ وقتی می‌گوید ظالمین، یعنی این ظالمین به خاطر همین ظلم‌شان [دچار خسارت می‌شوند]. ظلم کاری می‌کند با انسان، ظلم ظرفیت آدم را وارونه می‌کند، عوض می‌کند، شرایط آدم را تغییر می‌دهد و نتیجه‌اش این می‌شود که قرآن که مایه هدایت است و «هُدًى لِلنَّاسِ» است، شفا و رحمت است، می‌شود خسارت. تا این قرآن هست، می‌شود خسارت. همه چیزهای خیر هم همین‌جور است.

وقتی دین الهی می‌آید، این دین برای رحمت آمده، برای خیر آمده، برای هدایت آمده است؛ اما همین دین وقتی می‌آید، مایه خسارت بعضی می‌شود. تقصیر دین است؟ نه، به خاطر آن بی‌جنبگی آن‌هاست، آن ظرفیت نداشتن‌شان است، آن نقص و عیب درونی آن‌هاست که این نعمت بزرگ را که ماهیتش اصلاً این است که شفا، رحمت و هدایت باشد، می‌کند خسارت. خیلی این آیه مهمه.

یا آیات دیگری از قرآن کریم که خدای متعال به خودش نسبت گمراه کردن می‌دهد — که حالا خیلی معانی برایش گفتند: «يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا». در سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوذَةً فَمَا فَوْقَهَا». خدا برای هدایت شما هیچ خجالتی از هیچی نمی‌کشد. مثالی که به درد بخورد برای اینکه مفید باشد در هدایت ما انسان‌ها، آن مثال را می‌زند و خجالت هم نمی‌کشد و ابایی ندارد. مثالی از یک پشه هم بنا باشد بزند و پشه را به عنوان یک مثال و ضرب‌المثل بیاورد و راجع به آن حرف بزند، ابایی ندارد و خجالتی ندارد.

«لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوذَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ». مؤمن‌ها که خدا را باور کردند، می‌گویند هر چه خدا بگوید حق است، درست است، به جاست و به قاعده‌است. «وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا». کفار، این‌هایی که ناسپاسند، این‌هایی که این ویژگی در آن‌ها هست در هر درجه‌اش، این‌ها چطورند؟ می‌گویند خدا منظورش از این مثال چه بود؟ برای چه مثال زد؟ یک مثال بهتری می‌زد، فلان حرف را نمی‌زد، فلان حرف را می‌زد. هی جدل و بحث می‌کند تو ذهن و فکرش با خدا. مؤمن‌ها دربست می‌گویند هر چه خدا می‌گوید حق است؛ او بیشتر از ما، بهتر از ما و خیلی بیشتر از ما می‌داند.

اما کفار می‌گویند: «مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا»؛ بعد خدا می‌فرماید: «يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا». با همین ضرب‌المثل، یک عده زیادی را خدا گمراه می‌کند. خدا یعنی می‌خواسته این‌ها گمراه بشوند؟ «وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا»؛ خیلی‌ها را هم هدایت می‌کند خدا. خدا که اساس کارش بر هدایت است، این‌ها همه برای هدایت است؛ «لِلنَّاسِ»، «بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ». خدا به مردم رأفت دارد، رحمت دارد؛ اصلاً بنده‌ها را خلق کرده تا در همین مسیر رأفت و رحمتش قرار بگیرند. خب اینجا می‌گوید «يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا»، خیلی‌ها را گمراه می‌کند. این گمراه کردن خدا چیست؟ این ظرفیت ماست، این جنبه ماست. ماییم که یک ایرادی داریم که به این نقطه می‌رسد.

خدا قرآن را فرستاده برای هدایت، این [انسان] زیر بار نمی‌رود و بارش سنگین می‌شود. آیه به آیه می‌آید: «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»، «آتُوا الزَّكَاةَ». همه این‌ها تک‌تک دستور می‌آید و می‌رسد، این حاضر نیست زیر بار برود و هی بارش سنگین می‌شود، بارش سنگین می‌شود؛ خب دوباره بارش سنگین و سنگین‌تر می‌شود. تا دین نبود، این اسباب هدایت هم نبود، انسان همین‌طور رها و آزاد، زندگی حیوانی‌اش را ادامه می‌داد. حالا خدا دین را می‌فرستد که از آن زندگی حیوانی دربیاید و انسان، انسانی زندگی بکند؛ ولی خب، زیر بار همین هم یک عده‌ای نمی‌روند و بارشان سنگین می‌شود. یکی‌یکی دستورهای خدا می‌آید، آیات الهی می‌آید، تکذیب می‌کنند، مسخره می‌کنند، زیر سؤال می‌برند و بارشان سنگین می‌شود. بعد خدای متعال در ادامه می‌فرماید اینکه من می‌گویم «يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا»، نه یعنی تقصیر من است؛ تقصیر خودشان است، تقصیر خود آن‌هاست: «وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ». کیا گمراه می‌شوند؟ کیا این باعث گمراهی و بدبختی و شقاوت‌شان می‌شود؟ فاسق، به خاطر فسقش. آن فسق انسان، بهترین نعمت‌های خدا را، بهترین اسباب رحمت الهی را و این چیزها را نقمت می‌کند.

آفت طغیان و تجاوزگری در اثر ثروت و سرمایه

همه نعمت‌های دیگر هم همین‌طور است. یک عده با نعمت‌های بزرگی که الان داریم — عمومی، اجتماعی، سیاسی، هر چه — همین مثال بزرگی که زده شد، با این درمی‌افتند، مشکل پیدا می‌کنند، انکار می‌کنند، بی‌احترامی می‌کنند، خب بارشان سنگین می‌شود، هی بار سنگین می‌شود. اینکه نعمت بود، اما این‌ها با آن که درمی‌افتند، می‌شود نقمت و مایه عذاب.

به هر حال، نعمت‌ها این‌طوری هستند؛ اگر انسان توجه نکند به اینکه چطور هست و چطور باید از این نعمت استفاده کند، پاشنه آشیلش کجاست و آن فوت کوزه‌گری استفاده درستش کجاست — خیلی چیزها هست — این‌ها را وقتی آدم توجه نکند، آن نعمت می‌شود نقمت. یعنی خوب از آن بهره‌برداری که نمی‌شود هیچ، آن بار آخرتش هم باقی می‌ماند برای انسان.

یکی از این‌ها وسعت رزق است، روزی گسترده. نقمتش چیست؟ بطر؛ «وَلَا تَفْتِنِّي بِالْبَطَرِ». بطر همان طغیان است: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ». انسان متأسفانه این‌طوری است؛ وقتی احساس سرمایه‌داری می‌کند، خودش را گم می‌کند. خودش را که گم کرد، دیگر به حد و حق و حریم خودش اکتفا نمی‌کند؛ از حد خودش پایش را آن‌ورتر می‌گذارد، پایش را از گلیمش آن‌ورتر می‌گذارد، از حق خودش پا را آن‌ورتر می‌گذارد و به حقوق بقیه تجاوز می‌کند، از حریم خودش پا را آن‌ورتر می‌گذارد و به حریم بقیه آسیب می‌زند.

احساس سرمایه‌داری — حالا این سرمایه‌داری یا مال باشد یا علم باشد — این‌ها همه یک نکته‌ای دارد، یک مشکلی پیدا می‌کند انسان. آن که مال ندارد، ثروت خیلی ندارد، در معرض این امتحان نیست؛ اما آن که مال دارد، وقتی احساس کرد که ثروت دارد، پول دارد، این پول و ثروتش... خب پول و ثروت باعث می‌شود نفوذ فرد در جامعه، در جاهایی، حتی در حکومت‌ها، در دولت‌ها، در سیاست‌ها بالا برود؛ پول است دیگر، می‌دهند و راه‌هایی را برای نفوذ باز می‌کند. این برای اینکه این سرمایه هی بیشتر بشود، مرتب افزایش پیدا بکند، ثروتش و امکاناتش از این گسترده بشود، همه چیز جمع بشود به این سمت، همه قانون‌ها و سیاست‌ها برسد به نفع من، هر فسادی را مرتکب می‌شود؛ همین مفاسدی که ما با آن مواجه می‌شویم.

ریشه همه این مفاسد برمی‌گردد به افرادی که یک ویژگی مشترک‌شان — اکثرشان — همین است که ثروتمندند؛ اصحاب ثروت. خوب‌هایشان که خوبند، عده معدودی‌شان خب خیلی انسان‌های خوب و شریفند، اما عده زیادی نه. آن ثروت، انسان را به تجاوزگری می‌کشاند؛ به حد و حریم خودش اکتفا نمی‌کند، می‌خواهد برود آن‌ورتر، جلوتر برود، بیشتر. از بقیه فاصله می‌گیرد، از حالت روال عادی‌اش فاصله می‌گیرد، به حد خودش قانع نیست، بالاتر می‌خواهد برود و وسیله‌اش را هم دارد. حالا این زمینه در همه انسان‌ها هست؛ خدا می‌فرماید «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ»، همه ما آدم‌ها این‌طوری هستیم، به طغیان خواهی افتاد کی؟ آن‌وقت که پولدار بشوی.

لذا خدا همه را پولدار نمی‌کند، اسباب پولداری همه را فراهم نمی‌کند: «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ». خدا می‌فرماید اگر من همه‌تان را پولدار می‌کردم، روی زمین دیگر نمی‌توانستید زندگی کنید از شر همدیگر؛ از آن فساد و طغیانی که فراگیر می‌شد از جانب تک‌تک انسان‌ها. هیچ‌کس دیگر به حد و حریم خودش قائل نبود، اسباب تجاوزش را هم داشت؛ اسبابش همین پول است دیگر، پول را می‌دهی نفوذ می‌کنی، راه را باز می‌کنی، می‌روی آن‌ورتر. حالا آن‌هایی که ندارند، از این جهت راحتند؛ از این جهت راحتند چون ندارند، آن وسیله‌اش فراهم نیست. و الا خدا می‌فرماید انسان این‌طوری است، یک مقدار سرمایه‌دار بشود خودش را گم می‌کند.

خط مقدم مواجهه با انبیاء؛ اصحاب ثروت و قدرت

لذا افراد، یا یک مقدار نه فقط پول، علم هم هست؛ یک مقدار احساس کند انسان من از لحاظ علمی یک رتبه بالایی دارم، خودش را گم می‌کند.

لذا در صف اول دشمنان انبیاء و مخالفین انبیاء، سرمایه‌دارها بودند که عمدتاً هم سرمایه‌دارهای مالی بودند. این‌ها در خط مقدم جنگ با انبیاء بودند؛ چون می‌دیدند تعالیم انبیاء یک جوری است که این‌ها باید کیسه را شل کنند. خدا حقی از فقرا در اموال اغنیا قرار داده است؛ می‌گوید من راه را برای تو باز کردم، کمکت کردم که وضعت خوب بشود. خیلی‌ها می‌خواهند، تلاش می‌کنند وضع‌شان خوب بشود، نمی‌شود، به موانعی می‌خورند. خب من کمکت کردم به اینجا رسیدی؛ حالا که من کمکت کردم به اینجا رسیدی، یک بخشی از اموالت را من می‌گویم مالِت نیست. همه چیز به اراده منه، به اختیار منه؛ من می‌گویم بخشی از اموالت مالِت نیست، یک پنجمش را مثلاً باید خمس بدهی مثلاً، بخشی‌اش را باید به فقرا بدهی. خدای متعال روایت می‌فرماید روزی فقرا را در اموال اغنیا قرار داده است و اگر اغنیا این کاری را که باید می‌کردند تو دادن حقوق فقرا می‌کردند، فقیری باقی نمی‌ماند. ثروت این‌طوری است؛ حالا پول یک چیز است، علم و چیزهای دیگر هم همین‌طور است. مثلاً سرمایه؛ سرمایه هر چه می‌تواند باشد، پول باشد، علم باشد و سایر چیزها. وقتی انسان نگاه کرد دید سرمایه‌هایش بالا رفته، این حالت خاص غرورش و تکبرش در او زیاد می‌شود.

در صف اول کسانی که کاری نمی‌کنند برای دین الهی، برای حتی این مملکتِ خودشان، همین طایفه‌اند؛ چه درس‌خوانده‌شان در آن حد بالا، چه ثروتمندشان در آن حد بالا. در خط مقدم دفاع از کشور، دفاع از دین، دفاع از همه ارزش‌ها، کسانی هستند که نه، آن‌قدرها حالا سرمایه‌دار نیستند، معمولی‌اند یا پایین‌تر از حد معمولی‌اند. آن‌ها که پایین‌ترند، سازگارترند، قِر کمتر می‌زنند، بهتر می‌آیند تو صحنه. آن‌هایی که پولدارتر می‌شوند — حالا باز عرض می‌کنم نه همه‌شان، اما خیلی‌هایشان — هر چه پولدارتر می‌شود، هر چه رتبه علمی‌اش بالاتر می‌رود، حرف‌های عجیب و غریبِ بیشتری می‌زند، با خدا بیشتر درمی‌افتد، با دین خدا، با حرف‌های دینی بیشتر درمی‌افتد؛ که می‌بینیم دیگر، این واضح مثل روز روشن است. هر چه کسان ساده‌ترند، بی‌خورده‌شیشه‌ترند، بهتر تو میدانند برای حفظ دین‌شان، حفظ کشورشان، حفظ ارزش‌هاشان؛ پایِ‌کارترند، تعصب‌شان، غیرت‌شان، همه چیزشان بیشتر است. اما هر چه از آن طرف رفتند، قِر و نِق‌شان بیشتر، خاصیت‌شان کمتر. این متأسفانه کم‌جنبگی انسان است و الا ثروت، علم، چه اشکالی دارد؟ «وَأَغْنِنِي وَأَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِكَ»، خدایا به من روزی وسیع بده. روزی وسیع «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْغِنَى»؛ روزی وسیع به تقوا هم خیلی کمک می‌کند، به آخرت هم خیلی کمک می‌کند. اما خب انسان است دیگر، متأسفانه این مشکل را پیدا می‌کند. مشکل وسعت روزی و ثروت پیدا کردن این است، همین طغیان: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ». وقتی دیگر احساس سرمایه‌داری می‌کند، به طغیان می‌افتد؛ در همه هم هست. لذا خیلی‌ها که ندارند و گرفتارند و این‌ها، از این جهت این وسیله امتحان سخت و سنگین برایشان پیش نیامده. هر چند فقر اصلاً خوب نیست، همین وسعت روزی خوبه؛ اما گاهی انسان، او کسی که جنبه‌اش را ندارد، همان نداشته باشد برایش بهتر است.

دعای امام سجاد (ع) برای مشروط بودن طول عمر به طاعت الهی

خود امام سجاد (علیه السلام) در این — تا همین دعای صحیفه — می‌فرماید خدایا یکی از نعمت‌های بزرگ تو طول عمر است؛ به من هم طول عمر بده، اما مادامی که در خط بندگی تو هستم. اما اگر این طول عمر باعث بشود من روز به روز که عمرم دارد بیشتر می‌شود، امتحاناتی دارم می‌خورم، مشکلاتی دارم می‌خورم، دارم روز به روز ایمانم را از دست می‌دهم، ضعیف می‌شوم، از نمازم سست می‌شوم، از حجابم سست می‌شوم، از این چیزها سست می‌شوم، حضرت می‌فرماید: عمر طولانی به من بده تا مادامی که عمرم در مسیر اطاعت توست؛ وقتی بنا باشد اینجا بشود مرتع شیطان، چراگاه شیطان، من عمر طولانی‌ام شده اسباب بدبختی‌ام، اسباب از دست دادن ایمانم و راه صحیح، «فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ»، زود عمر من را به سر بیار، زود عمر من را از من بگیر، عمر طولانی نمی‌خواهم. اینجا می‌خواهد برسد؛ الان من مسیرم کج شده، یک راه دیگری دارم می‌روم، «فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ» زود قبض روحم کن، «قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ إِلَيَّ مَقْتُک»، قبل از اینکه کاری بکنم که دیگر نمی‌شود، دیگر راه هدایت به رویم کامل بسته شده است. می‌رسد انسان به آنجایی که شیطان بیکار نمی‌نشیند که؛ تلاش می‌کند، می‌کند، می‌کند تا انسان را از همه چیز برگرداند.

اول در نماز انسان را شل می‌کنند، در حجاب شل میکند، در چیزهای دین شل می‌کند، در چیزهایی که ایمان انسان به آن گره خورده است، یواش‌یواش شل می‌کند، شل‌تر، شل‌تر، بعد هم دیگر رها می‌شود دیگر. تهش هم «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ»؛ عاقبت به شر می‌شود انسان گناهکار، «أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ»، چون کم‌کم حرف‌های خدا [را می‌گوید] این‌ها بیخود بود، این‌ها یک عمری دروغ گفتند، یک عمری سرمان را بند کردند، یک عمری فلان بود، خودمان را اذیت کردیم، بی‌حجابی برای چه بود؟ یک عمر مثلاً یک عمر حجاب داشته، حالا سر پیری حجاب را گذاشته کنار! سر پیری، دو قدم مانده دیگر به مرگ، این دو قدم دیگر را طاقت می‌آوردی؛ این سرمایه ۶۰ سال، ۵۰ سال، ۷۰ سال حجاب را حفظ می‌کردی، دو قدم دیگر [را هم تحمل می‌کردی]. شیطان که بیکار نمی‌شود که. نماز می‌خوانده، حالا نمی‌خواند، همین‌طوری پیش می‌رود. مسئله ثروت هم مثل همان مسائل است؛ چیزهای خیلی خوبی است، نعمت‌های بزرگی است، اما مشکل همین هست. مشکل این است که ثروت علمی، ثروت مالی، سرمایه مالی و علمی، انسان را به خودخواهی می‌کشاند. لذا در مقابل انبیاء هم می‌گفتند: «نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا»؛ ما دیگر این همه بچه داریم، ثروت داریم، چیز داریم، دیگر مگر برای ما اتفاق بدی می‌تواند بیفتد؟ پول است، هر چه باشد می‌دهم و حلش می‌کنم. این‌طوری است انسان. این مسئله مهمی است که اینجا امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) در اولین دعایی که می‌کنند، توجه می‌دهند.

دعاها و مناجات پایانی خطابه

ان‌شاءالله پروردگار متعال به همه ما وسعت رزق، برکتِ در روزی، عنایت کند و ما را از آفات این مسئله و هر مسئله و نعمت دیگری که ممکنه دچارش بشویم، ما را مصون و محفوظ بدارد. پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی خودت قرار بده . ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار . مشکلات ما، مشکلات مردم ما، مشکلات مملکت ما، مشکلات شیعه، مشکلات مسلمین، مشکلات فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی همه را به لطف و کرمت، اسباب رفع و حلش را مهیا بفرما . کسانی که به این مردم خدمت می‌کنند، به دینت خدمت می‌کنند، همه‌شان را یاری کن . کسانی که خیانت می‌کنند، کسانی که کوتاهی می‌کنند در حق این مردم، در حق این دین، خدایا آن‌ها را اصلاح و الا شرّشان را به خودشان برگردان . شر دشمنان اسلام را به خودشان برگردان . خدمتگزاران به اسلام و مسلمین، مراجع معظم تقلید، مقام معظم رهبری را محافظت بفرما . مشکلات جوان‌های ما، نسل جوان ما را برطرف بفرما . در امر فرج امام عصر تعجیل بفرما . ما را مرضیّ رضای ایشان و خودت قرار بده . عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما .

اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، پدران ما، مادران ما، معلمین ما، هر کسی سر سوزنی گردن ما حق دارد و دستش از این دنیا کوتاه شده است، ارواح طیبه شهدا، علما، روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرما . عاقبت ما را ختم به خیر و شهادت بفرما . بالنبی و آله.

گزیده

۱. خطر تبدیل نعمت به نقمت

اولین دعای خاص امام سجاد (علیه‌السلام)، دعای وسعت رزق و روزی انسان است. ایشان اشاره می‌فرمایند به نعمت‌های بزرگی از خدای متعال که اگر انسان نسبت به آن‌ها توجه نکند، آن نعمت تبدیل به نقمت و مایه عذاب و گرفتاری می‌شود. نعمت‌ها این‌گونه هستند؛ وقتی درست استفاده نشوند و شکرشان به جا آورده نشود — که شکر، همان استفاده درست از نعمت است — تبدیل به گرفتاری می‌شوند. اساسی‌ترین نکته‌ای که آدم باید به آن توجه کند همین است؛ چرا که از همان نقطه است که خیلی‌ها گرفتار می‌شوند، زمین می‌خورند و نعمت‌شان به نقمت تبدیل می‌شود.

۲. ریشه بی‌جنبگی و کم‌ظرفیتی انسان

یکی از مشکلات انسان این است که کم‌جنبه و کم‌ظرفیت است. وقتی نعمت بزرگی به او می‌دهیم، به جای اینکه آن را بفهمد و ببیند چطور استفاده کند، متأسفانه مایه گرفتاری‌اش می‌شود؛ یعنی اگر این نعمت را نداشت، برایش بهتر بود. خیلی‌ها که خدا عمر و سلامتی و روزی گسترده به آن‌ها می‌دهد، از این نعمت بد استفاده می‌کنند و مایه عذاب‌شان می‌شود. انسان به اصطلاح کم‌جنبه است. بعضی‌ها در شرایطی، ظرفیت چیزهای خیلی مهم را ندارند و ما باید توجه کنیم که گویی بعضی نعمت‌ها بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت ماست.

۳. حجابِ عادت در شناخت نعمت‌ها

ما اکنون رهبری داریم که ویژگی‌های برجسته، ممتاز و منحصر به فردی دارد. این نعمت بزرگی است که اگر قدردانش نباشیم و نبودش را درست تصور نکنیم که چه آفات و گرفتاری‌هایی دارد، متوجه عظمت و اهمیتش نمی‌شویم؛ چون هر روز با او سروکار داریم، می‌بینیم، می‌شنویم و این امر برایمان عادی شده است. در حالی که خیلی کسان دیگر در کشورهای دیگر، چه بسا قدر ایشان را بیشتر از ما می‌دانند. آن‌ها تشنه‌ترند و نبود ایشان را بیشتر احساس می‌کنند و آثار نبودش را بیشتر قدرشناسند.

۴. قرآن؛ شفای مؤمنان یا خسارت ظالمان؟

قرآن مایه شفا، رحمت و برکت است. اما جمله‌ای در قرآن هست که خیلی مهم و عجیب است: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا»؛ این قرآن به ظالمان، مگر خسارت نمی‌افزاید. تا زمانی که این قرآن و ندای آیات الهی در گوش بشر هست، یک دسته‌ای روز به روز خسارت‌شان بیشتر می‌شود. تنها ثمره قرآن برای آدم ظالم، خسارت است. قرآن نعمت شفا و رحمت است، اما ظلم کاری می‌کند که ظرفیت آدم را وارونه می‌سازد، شرایط را تغییر می‌دهد و نتیجه‌اش این می‌شود که قرآنِ مایه هدایت، برای او تبدیل به خسارت می‌شود.

۵. وقتی هدایت الهی مایه خسران می‌شود

وقتی دین الهی می‌آید، برای رحمت، خیر و هدایت آمده است؛ اما همین دین وقتی می‌آید، مایه خسارت بعضی‌ها می‌شود. تقصیر دین است؟ خیر، به خاطر بی‌جنبگی و ظرفیت نداشتن آن‌هاست. این عیب درونی آن‌هاست که نعمت بزرگی را که ماهیتش شفا، رحمت و هدایت است، تبدیل به خسارت می‌کند. با همین ضرب‌المثل‌ها و آیات، یک عده زیادی را خدا گمراه می‌کند؛ چرا که خدا قرآن را فرستاده برای هدایت، اما این انسان زیر بار نمی‌رود، تکذیب می‌کند، مسخره می‌کند، زیر سؤال می‌برد و در نتیجه بار گناهش سنگین و سنگین‌تر می‌شود.

۶. آفت طغیان و گم کردن خویشتن در ثروت

انسان متأسفانه این‌گونه است؛ وقتی احساس سرمایه‌داری می‌کند، خودش را گم می‌کند. وقتی خودش را گم کرد، دیگر به حد و حق و حریم خودش اکتفا نمی‌کند؛ پایش را از گلیمش آن‌ورتر می‌گذارد، به حقوق بقیه تجاوز می‌کند و به حریم دیگران آسیب می‌زند. احساس سرمایه‌داری — چه مال باشد و چه علم — مشکلی در انسان ایجاد می‌کند. پول و ثروت باعث می‌شود نفوذ فرد در جامعه بالا برود و برای اینکه این سرمایه مرتب افزایش پیدا بکند، هر فسادی را مرتکب می‌شود. ریشه همه این مفاسد به افرادی برمی‌گردد که ثروتمند و بی‌ظرفیت هستند.

۷. رازِ عدم تقسیم مساوی ثروت در جهان

ثروت، انسان را به تجاوزگری می‌کشاند؛ به حد خودش اکتفا نمی‌کند و می‌خواهد جلوتر برود و وسیله‌اش را هم دارد. خدا می‌فرماید اگر من همه‌تان را پولدار می‌کردم، روی زمین دیگر نمی‌توانستید زندگی کنید از شر همدیگر؛ از آن فساد و طغیانی که فراگیر می‌شد از جانب تک‌تک انسان‌ها. هیچ‌کس دیگر به حریم خودش قائل نبود و اسباب تجاوزش را هم که پول است، داشت. پول می‌دهی نفوذ می‌کنی، راه را باز می‌کنی و می‌روی آن‌ورتر. حالا آن‌هایی که ندارند، از این جهت راحتند چون وسیله تجاوز فراهم نیست؛ وگرنه انسان یک مقدار سرمایه‌دار بشود خودش را گم می‌کند.

۸. خط مقدم مواجهه با ارزش‌ها؛ ثروت بی‌تقوا

در صف اول دشمنان و مخالفین انبیاء، سرمایه‌دارها بودند؛ چون می‌دیدند تعالیم انبیاء یک جوری است که این‌ها باید کیسه را شل کنند و حقوق فقرا را بدهند. ثروت این‌گونه است؛ وقتی انسان نگاه کرد دید سرمایه‌اش بالا رفته، تکبرش زیاد می‌شود. در خط مقدم دفاع از کشور، دین و ارزش‌ها، کسانی هستند که آن‌قدرها سرمایه‌دار نیستند و معمولی‌اند. آن‌ها سازگارترند و بهتر می‌آیند تو صحنه؛ پایِ‌کارترند، تعصب و غیرت‌شان بیشتر است. اما هر چه از آن طرف رفتند، قِر و نِق‌شان بیشتر و خاصیت‌شان کمتر می‌شود.

۹. خطر مشروط بودن طول عمر به طاعت الهی

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید خدایا یکی از نعمت‌های بزرگ تو طول عمر است؛ به من هم طول عمر بده، اما مادامی که در خط بندگی تو هستم. اما اگر این طول عمر باعث بشود روز به روز که عمرم بیشتر می‌شود، ایمانم را از دست بدهم و از نمازم و حجابم سست بشوم، عمر طولانی نمی‌خواهم. وقتی بنا باشد عمرم مرتع و چراگاه شیطان بشود و اسباب بدبختی‌ام گردد، خدایا زود عمر من را به سر بیار و زود قبض روحم کن؛ قبل از اینکه کاری بکنم که دیگر راه هدایت به رویم کامل بسته شود.

۱۰. گام‌های پنهان شیطان در سست کردن ایمان

شیطان بیکار نمی‌نشیند؛ تلاش می‌کند تا انسان را از همه چیز برگرداند. اول در نماز انسان را شل می‌کند، در حجاب شل میکند، در چیزهایی که ایمان انسان به آن گره خورده است، یواش‌یواش او را سست می‌کند تا در نهایت رها شود و عاقبت به شر گردد. چون کم‌کم می‌گوید این حرف‌های خدا بیخود بود، یک عمری دروغ گفتند و خودمان را اذیت کردیم! یک عمر حجاب داشته، حالا سر پیری حجاب را می‌گذارد کنار؛ در حالی که دو قدم مانده به مرگ، شیطان انسان را رها نمی‌کند. مسئله ثروت و علم بی‌جنبه هم انسان را به همین عاقبت و خودخواهی می‌کشاند.

فهرست

1️⃣ وسعت رزق و آفت نقمت

◽️ دعای امام سجاد (ع) برای روزی گسترده و بی‌نیازی از مردم

◽️ تبدیل نعمت به نقمت در صورت عدم رعایت شکر و استفاده درست

2️⃣ کم‌جنبگی و بی‌ظرفیتی انسان

◽️ طغیان انسان به وقت احساس سرمایه‌داری و بی‌نیازی

◽️ پدید آمدن تجاوزگری و آسیب به حقوق و حریم دیگران

3️⃣ نعمت رهبری و حجاب عادت

◽️ ویژگی‌های برجسته، ممتاز و منحصر به فرد رهبری

◽️ آفت عادی شدن نعمت‌ها به دلیل مواجهه روزمره

4️⃣ قرآن؛ شفا یا خسارت؟

◽️ شفای مؤمنان و زیان‌کاری ظالمان در مواجهه با آیات الهی

◽️ وارونه شدن ظرفیت انسانِ ظالم و تبدیل هدایت به خسارت

5️⃣ مواجهه با دین و سنت هدایت

◽️ فرستاده شدن دین برای رحمت و خسرانِ اهلِ تکذیب و تمسخر

◽️ گمراهی فاسقان به دلیل عدم تسلیم در برابر دستورات الهی

6️⃣ اصحاب ثروت و خط مقدم ارزش‌ها

◽️ طغیان ثروتمندان و مخالفت تاریخی آنان با تعالیم انبیاء

◽️ حضور پایِ‌کارِ توده‌های معمولی در دفاع از دین و کشور

7️⃣ طول عمر مشروط و گام‌های شیطان

◽️ درخواست عمر طولانیِ مشروط به بندگی و طاعت الهی

◽️ تلاش تدریجی شیطان برای سست کردن ایمان، نماز و حجاب

شرح صحیفه سجادیه - مسجد میزان الاعمال

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

نعمت‌ها و آفات آن‌ها - شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه نوزدهم) ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی